ددرس‌گفتارها

دلیل گریه هاای من زده به تو بلااای من.

دلیل گریه هاای من زده به تو بلااای من.

بالا نرفت دعای من.

کی میشه برگردی؟

از بچگی باااز بودم، در معرض نگااه بودم، مناشق صداات بودم.

کی میشه برگردی؟

آقا جان کی میشه برگردی؟

میخوای بمیرممم دلت بسوزه کههه، غلام پیرممم دلشورم مننن، از دست تو میرم.

[grunts] دوستت دارم آقااا.

یه کاری کن گیرم.

بگیر دامنم آقا رو.

دامنت رو میگیرم.

آقا دارم میمیرم.

محتاج نگاهتم.

بس به داد این دل من.

خراب وضعیتم.

زیاد محظیتم.

کوله باری از گناه شده تمام حاصل من.

میخوام یه طوری آقا رو صدا بزنی دل ببری ازش.

پسر حسین.

پسر حسین.

پسر حسین بیا، بیا، بیا، بیا، بیا، بیا.

پسر حسین.

پسر حسین.

پسر حسین بیا، بیا، بیا، بیا، بیا.

چه شبای قشنگی خدا از ما ندیده شده شبای شهیدای.

فدات بشم چه آقا، آقایی.

فقیرم و تو دارایی.

کی میشه برگردی؟

نمیرسه به تو دستم.

شما عزیز و من پستَم.

از دوری شما خستم.

کی میشه برگردی؟

خدا میدونه من چه-- دل شکستگی بودم این شعر رو گفتم.

حالا روضه یه مشت دل شکسته شده.

کی میشه برگردی؟

کی میشه برگردی؟

به خاطر زهرااا به ما توجه کن.

[grunts] دیگه نرو صحرا.

شرمنده‌م آقا.

از اینکه بی خیرم.

با روضه ارباب امشب بده سیرم.

من بی کسَم عزیزم.

[grunts] ببخش بین یه مشت عاشقات دارم حرفایی میزنم که حال بعضیا رو بد میکنه.

اینا مصداقش فقط خودمم.

من بی کسَم عزیزم.

دلواپسَم عزیزم.

میترسم دوباره باز این قفل آقا جا بمونم.

گلچین کردی خوبا رو، با خود بردی اونا رو.

من به یاد شهدا با سوز دل روضه میخونم.

دلیل این حرفی که دارم میزنم دیگه اوج بیچاری خودم، شما بهتون بر نخوره.

دیگه قول میدم یه جمله رو بگم روضه بخونم.

حالا که آقا محل گذاشته از آقا ما پذیرایی کنیم.

با آقا که با چایی پذیرایی نمیکنن زشته.

با آقا باید با روضه پذیرایی کرد.

حالا من کیم چیم اینجا بین عاشقا نشستم.

دلیل غیبت مکن آقا- مکن آقا- دستم.

کی میشه برگردی؟

من زشتم و تو زیبایی.

تو یادگار زهرایی.

آواره‌ی این صحرایی.

کی میشه برگردی؟

تا گفتم آواره‌ی صحرا، یاد فرمایش جدش افتادم.

امیرالمؤمنین خواست پسرش مهدی رو معرفی کنه.

ببخشید دارم روضه‌ی امام زمان می‌خونم.

فرمود الطرید الشرید الفرید الوحید.

یعنی طرد شده‌ی آواره‌ی تنها مونده‌ی برین.

آی بیابون گرد.

مثل اینکه تو بیابونا راحت‌تری از شهر ما.

تو خیمه راحت‌تری از اینکه بیای تو خونه زندگی ما.

وای بر من.

تو رو هم مثل مادرت از شهر بیرون کردن.

به مادرتم گفتن از این شهر بیرون برو.

ما مسئله ناله تو نداریم.

آخ این آوارگی به ارث رسید به فرزندان زهرا.

پسرش ابی عبدالله هم آواره‌ی بیابونا شد.

وقتی تو کربلا سی هزار لشکر دورشو گرفتن تا صدای غربتش بلند شد.

کیست مرا یاری کند؟

[گریه] تو داری ناله می‌زنی.

اونا عجیبا با سنگ جواب آقامونو دادن.

آخ دور آقامونو گرفتن.

یه جمله بگم نالت بلند بشه بگم به شهدا.

غریبگی آوردنت.

حسین جان لا اله الا الله.

تشنگی سر بریدنت.

[گریه] ببخشید مادرش.

بیشش آی مادرش روی زمین کشوندنت.

[گریه] السلام کسی ساکت نباشه.

السلام علی ساكن کربلا.

حسین.

وای حسین.

حسین.

وای حسین.

اگه قلب زیاد کنی از پدر و مادرت که انقدر قشنگ تو تربیت کردن سر سفره ارباب، یادشون کنی همه با هم بگیم.

انشاالله همه شو پدر مادر برادر منم فیض ببرن.

پدر مادر شما رفتگان تو همه، همه با هم.

السلام علی الحسین و علی علی ابن حسین و علی اولاد حسین.

اسم العظیم الاعظم.

الهی به مولا و تنا فاطمة الزهرا و به مولانا و سیدنا حسین کربلا یا الله.

یا الله، یا الله.

یا الله، یا رحمن، یا رحیم، یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک.

فرج آقامونو برسون