یا رب اعوذ بک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایکا نعبد وایکا نستعین.
الحمدلله على کل نعمه واسال الله من فضله.
اللهم صل وسلم وزد و باریک علی صاحب الدعوة النبویه و ثغوت الحیدریه والعصمة الفاطمیه والحلم الحسنیة والشجاعةالحسینیہ والعبادة السجادیہ والمؤثر الباقریه والاثار الجعفريه والعلوم الكاظمية والحجاج الربویه، والجود التقیویه، والنقاوة النقبیهی، والهيبة العسکریهها، والغیبة الالهیه.
اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه واجعلنا من خیر اعوانه وانصاره وشيعته والمستشهدين بین یده.
المستغاث بک یا صاحب الزمان، المستغاث بک يا صاحب الزمان,المستغاث بک یا صاحب الزمان.[نفس عمیق] السلام علیک یا داعی الله وربانی آياتہ.
سلام عليكم ورحمةالله.
هدیه پیشگاه حضرت حجت ارواح لمن سبقه فدا ان شا الله که حضرتش هر کجا تشریف دارند در این ايام پر از نور و سرور حالشون خوب باشه و از صاحب جمع ما رو دعا کنن صلواتی خط بفرمایید.
اللهم صل علي محمد وآل محمد [گوینده قبلي amen میگوید].
خب سه تا دستور فار برکت جلسمون رو با هم انجام میدیم.
ابتدا سوره قدر رو همه با هم.
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
إنا أنزلناه في ليلة القدر وما أدراك ما ليلة القدر ليلة القدر خير من ألف شهر تنزل الملائكة والروح فيها بإذن ربهم من كل أمر سلام سلام هي حتى mطلع الفجر صدق الله العلي العظيم.
صلوات.
اللهم صل علی محمد وآل محمد.
تسبیحات خانم رو هدیه میکنم به خود حضرت صدیقه شهيده وهر کسی كه خانم را دوست دارد وخانم هم بهو علاقهمندند.
بسم الله الرحمن الرحيم.
الله اکبر ،الله اکبر ،الله أكبر.
الله اکبر ،الله اكبر ،الله Akbar.
الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر.
الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر.
الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر.
الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر.
الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر.
الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر.
الله اکبر ،الله اکبر ،الله اکبر.
الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله.
الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله.
الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله.
الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله.
الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله.
الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله.
الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله.
الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله.
الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله.
سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله.
سبحان الله، سبhan Allah، سبحان الله.
سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله.
سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله.
سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله.
سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله.
سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله.
سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله.
سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله.
لا اله الا الله.
صلوات.
اللهم صل علی محمد وآل محمد شما هم زمزمه کنید عزیزم.
[سرفه] السلام علیک یا أبا عبد الله و علی الأرواح التي حلت بفنائك.
علیک منی سلام الله أبدا ما بقیت و بقی الليل والنهار.
و لا جعله الله آخر العهد منی لزيارتک.
السلام على الحسن و على علی بن الحسن و على ولد الحسن و على أصحاب الحسن.
به سار سید الشهدا و همه یاران و سرای راهش و شهدای راهش صلوات خد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
خیلی خوش میگذره به من این تو جمع شما.
مخصوصا این سه تا هدیه خیلی باصفاست خیلی.
برکت عجیبی به جان ما میریزه از جلسه شما و این سه تا هدیه.
قبلاً عرض کردم که از حضرت استاد شنیدیم که علت اینم که اینو اختیار کردیم برای شروع جلساتمون همین بود دیگه.
فرمودن مطلقاً برای هر کاری، هر کاری، حالا نه فقط شروع جلسه.
این سه تا کار برکت میاره.
شما برای هر کاری میخواید ورود کنید خواهرها و برادرها مخصوصاً اموری که مربوط به ملکوت و تحصیل علم و اینهاست که در ملکوت فهم حاصل میشه، این سه تا کار برکت میاره با خودش.
انشاالله جلساتمون برکتشون ضاعف بشه.
از عزیز دلم حضرت حجت الاسلام علویان خواهش میکنم تشریف بیارن اینجا.
من اونجا معذبم که شما نشستید.
من جلسهای دارم باید برم صندلی رو- پس به هر حال یه صندلی امین جان برای حاج آقا بگذارید.
بله.
جسارت بنده رو ببخشید خواهش میکنم.
خب هدیهای که میخوایم تقدیم کنیم، این هدیه سندش البته هست که در بهار جلد هفتاد و شش صفحه دویست و هجده.
اگه خواستید رجوع کنید.
انم النبي صلى الله عليه و آله و سلم- اللهم صل علی محمد و آل محمد كان إذا أبی إلى فراشه قال: هر وقت که ایشون میخواستن برن تو بسترشون بخوابن و استراحت کنن، هر وقت دیگه اومده نه فقط شب، هر وقت میخواستن حتی قیلوله کسی که خواب برکت هست.
حالا یه وقتی دربارهش صحبت میکنیم چرا خواب برکته؟
ربطش به روح بخاریه.
اه ایشون این چنین میفرمودند که بسم ک-- اینو بنویسید.
بسمک اللهم، بسمک اللهم أموت و أحیا.
چه جالب.
الله به اسم تو أموت و میمیرم و أحیا زنده میشم.
چه جالب.
میخوای بخوابی میگی أموت و.
چقدر جالب.
باید صد و نود جلسه مباحثی که تاحالا پیرامون کتاب الموت مربوط به مجلس صحبت کردیم تو کانال هست گوش بدید تا متوجه بشید چرا أموت و.
چرا وقتی میخوای بخوابی أموت و.
پس وقتی که میخوابید قبلش بگید بسمک اللهم أموت و أحیا.
و إذ این، این تیکه تموم شد.
این دعایی که میخواید بخوابید تموم شد.
و إذ است هیه قبل.
یعنی وقتی که بیدار میشدن قال: ایشون میفرمودن که دیگه دستوری که شما باید انجام بدید دیگه.
وقتی بیدار شدید الحمد لله الذي أحیانى بعد ما أماتنى.
حمد و سپاس مخصوص خداییست که ما رو زنده کرد بعد از اینکه ما رو میراند.
أحیانى بعد ما أماتنى و إليه النشور.
این دعا تا اینجاست.
چندین بار از حضرت استاد که ما شنیدیم در درس و بحثهاشون عرض کردیم مطلقاً میگیم استاد منظور علامهست.
ایشون فرمودن علامه سنزبه عليه رحمة الله فرمودن که چقدر شیرینه این دعا و توصیه میکردن.
اون چیزی که بر لسان ایشون ما بارها شنیدیم که جاری شد بر لسان مبارکشون این بود که الحمد لله الذي أحیاني بعد ما أماتني و إليه النشور.
تو این روایتی که من عرض کردم أحیا جمع اومده نا.
خب؟
اونجایی که حضرت استاد فرمودن أحیاني بعد ما أماتني.
اونم یه روایته.
خواستم به شما صادقانه عرض کنم اونچه که ما از لسان حضرت استاد شنیدیم أحیاني بود بعد ما أماتني.
این مفرد و اون جمع دیگه.
حالا شما هر کدومشو دوست داشتید میتونید انجام بدید.
اما اثرش چیه؟
اثرش ما معمولا قبل از بیان هدیههامون اثرش رو میگفتیم.
اثر این ذکر بر اساس تأثیری که در اسم المومیت و المحیی هست که ربهای کدوم رتبه از مراتب وجود بودند؟
احسنت.
نفس منتبه در جسم کلی که گفتیم نفس نباتی و نفس حیوانی که الان در ما هست که باعث رشد و ادراکات ما میشه اینا از اون اخذ فیض میکنه.
اگر کسی نفس نباتیش یعنی رشد همین جسمیش، رشد جسمیش رشد خوبی نداره.
اخذ فیزش از نفس منتبه در جسم کلی مشکل داشته، کم اخذ فیض داشته.
یعنی فیض کمتری از نفس منتبه در اون جسم کلی که کل اجسام عالم رو گرفتیم یک جسم از اون نفس کلی که بهش میگن نفس منتبه از اون بهش تعلق گرفته، کم تعلق گرفته.
یا اگر کسی در ادراکاتش در غرائزش مشکل داره، اینها همش ربط به اون در فیضی بر میگرده به فیضی که از اون گرفته.
حالا چرا؟
دلایلی براش ما داریم.
منتهی جلسه ما این نیست.
ابتداء جلسه ما نمیکنیم ما اینطوری ورود کنیم ریزکاریهای این چنینی رو.
ما اینها رو به صورت کلی میگیم بریم.
اینها رو بیشتر باید در حیث نظری اگر بشه خدا توفیق بده در مسود بلا در سیر معرفت نفس یا در حیات یا زهرا بگیم.
به صورت کلی عرض کردیم که اگه چنچ خاطرتون باشه راه یکی از راههای ارتباط با رتبه نفس منتبه در جسم کلی که ذیل کدوم رتبه بود؟
[پچ،پچ] نفس کل که اسمش الرحیم بود که مصداق اعظمش حضرت صدیقه شهیده سلام الله علیها بود.
برای اینکه با اون رتبه یعنی با نفس مطمئ-- مطمع-- منتبه در جسم کلی ارتباط خوبی برقرار کنید با این اسماء فعلی حضرت حق که چهارتاشو معرفی کردیم از مهماتشه ماحی با هجیمی محو کننده، یثبت.
[پچ،پچ] احسنت.
مثبت.
محیی و مومیت.
این اسماء بودند.
حالا وقتی شما میخوای به گونهای غرائزت رو کنترل کنی، این یه، این یک حالا خیلی تاثیرات داره.
منتهی من اگه بخوام واقعا عرض کنم و اغراق اگه بکنم من جای مقدسی الان نشستم.
با توسل میام اینجا میشینم.
اگر اغراق و خدایی نکرده بزرگ کردن این مسائل رو بخواهیم معرکه گیری و اینها داشته باشیم چوب بد جوری میخورم.
به شما عرض میکنم اگر فقط همین دستوری که پیغمبر دادن رو بخواهیم آثارشو بر بشماریم تا آخر جلسه امشب باید فقط در خصوص آثار این ذکر حرف بزنیم.
یکیش رو من تقدیم میکنم.
اونم این که شما وقتی میخواید غرائز خودتون رو کنترل کنید در نفس حیوانی کنترل غرائز کمک میخواد.
همینطوری نمیشه.
یکی از راههای کمکی کنترل غدا-- غرائز که توسل به رتبه نفس منتبه در جسم کلیست.
چون نفس حیوانی ما از اونجاست و بهره گرفتن از اسم شریف المومیت و المحیه که ما گفتیم فعلاً زوده تا روش توسل به اون اسماء رو به شما بگیم.
همین دعاییه که الان پیغمبر به شما تعلیم داد.
یه اثرش اینه.
غرائز رو تعدیل میکنه و البته اونهایی که مقدار جلوتر از ما هستند تسهیل میکنه.
چی رو؟
تسهیل میکنه موت قبل ان تموت رو.
تسهیل میکنه سفر از ظاهر به باطن رو.
تسهیل میکنه درک حکمت رو.
که حکمت بود علم به احوال اعیان موجودات یا اشیا به قدر طاقت بشری.
به باطن عالم پی ببری، به باطن خودت برسی.
البته این رسیدن نه به اون اسم الباطن مطلق وجودی، نه اون که اهدی نمیرسه.
اسم الباطن از اسماء مستعصره حضرت حقه.
درسته رب مثل الاول و الباطن رب کجا بودند؟
اون رتبههای عالی، رتب-- رب اهدیه است.
رب فیض اقدس، رب صادر اول اینها بودند.
در عالیترین مراتب بودند.
میشه به اونا توسل کرد.
اما به حق به حق اون برسی؟
نخیر.
ما به حقیقت خودمون هم نمیتونیم برسیم.
و اینجا چقدر حرف به فضل الهی داریم که برای شما در خصوص همین جمله بزنیم که در سیر معرفت نفس باید پیاده بشه.
اگر دوست داشتید یه تقریبا هفده دقیقهای در همین خصوص دیروز ما روز گذشته در با عنوان کشکول نور تاریخش رو یادداشت کنید اون رو گوش بدید.
با عنوان کشکول نور اومد تو کانال.
هفده دقیقهست.
خیلی رب-- نه، در خصوص همین جمله رسیدن به حقیقت خودت صحبت کردیم.
در وادی توحید افقالی با عنوان کشکول نور.
دیروز تاریخ دیروز رو بنویسید تو کانال که دیروز به عنوان کشکول نور اومد حتما گوش بدید که دیگه کمک گرفتم از صحبت دیروز که الانم از شما خیلی وقت نگیرم.
این یکی از آثار و تبعاتشه.
خب، اِاِاِ چند جلسهای هست که یکی از فرمایشات حضرت استاد رو آماده کرده بودم که برای شما پخش کنم.
نمیشد، توفیق نمیشد.
تو راه که میاومدم دو مرتبه گوش دادم.
جالبه که خدا میدونه هر وقت که صحبت حضرت استاد رو ما گوش میدیم با اینکه صدها بار بعضیاشو دهها بار اینا گوش دادیم باز یه چیز جدید یاد میگیریم، متوجه میشیم.
این صحبت زیر دو دقیقه است براتون میذارم گوش بدید که در خصوص نفی خواطر و این کتل سنگین نفی خواطر و کتل سنگین که چقدر سنگینه و تا کسی نفی خواطر نکنه بر اساس همین رسالهای که دست گرفتید، رساله سیدالرسول که از حضرت استاد علامه طباطبایی علیه رحمة الله الرضوان اصلا شما به ذکر و فکر نمیرسید مگر پس از نفی خواطر که اون دستورالعمل آیات الصخره رو خدمتتون به یادگار از حضرت استاد عرض کردیم.
اتفاقا اشاره به آیات الصخره رو نشون میکنه تو این یک دقیقه و چند ثانیه و اون کتل سنگین نفی خواطر رو بیان میکنه.
ابتداش رو خوب توجه کنید.
ابتدا حضرت استاد میفرمایند که برای چه موضوعی خوبه استفاده از آیات الصخره؟
خیلی شیرین و عالی که ایشون برای درک حضور، نفس حضور و آرامش نفس، انبساط نفس و در حقیقت تعدیل قوای نفس اینها.
یه جملهای رو میگن که حالا یکی دو جمله است من یه مقدار بسطش دادم.
مخصوصا در خصوص قوت بخشی به فیض حضور.
ایشون میفرمایند که همین آیه.
یعنی چون شاید احتمال این وجود داشته باشه کسی این کتل رو طی کرده باشه بگه آقا من از نظر خواطر الحمد لله خیالم راحته.
خاطر پریش ندارم.
صور و اشکال مزاحم و موهشه و وحشتناک و اینها خیلی تو ذهنم نیست.
الحمد لله اونم حالا قطعاً یا به پدر و مادرش ربط داره یا به تعادل مزاجش ربط داره.
یا قطعاً بهره برده از، از کار شریفی مثل یک سال مداومت بر ذکر لا اله الا الله که یه جوونی خودشو میزد.
انقدر خاطرات پریش داشت.
صور و اشکال مزاحم اذیتش میکرد.
قبیحه تو ذهنش میاومد.
قوه خیال آلوده شد به او.
خودشو میزد.
به ما گفت چه کنیم؟
گفت یک سال لا اله الا الله بیعدد.
یک سال مداومت کن لبت تر باشه همیشه.
چند وقت پیش که دیدمش گفت حاج آقا انقدر دعات میکنم.
اصلا زور میزدم فکر بد بکنم نمیتونم.
انقدر آرامش خاطر پیدا کردم.
اینا معجزاتیست که در این از کار خوابیده.
ما متاسفانه بیبهرهایم، توجه نداریم.
خب حالا این صوت رو براتون میذارم گوش بدید.
مخصوصا عرض کردم اون تیکه اولش رو توجه داشته باشید که سریع هم حضرت استاد ازش رد میشه.
جزو همین جملات اولشونه.
برای روح بلندشون یه صلوات هدیه کنیم.
[صدای چندین نفر] [صدای چندین نفر] باز هم صلوات فرستاد.
[صدای چندین نفر] پس اون حفظ حریم نفس رو توجه کردید ابتدا حضرت استاد فرمودن و حس حضور با اون حضور قد-- قوت بخشی به حس حضور و مرحله حضور که اصلا ما کاری جز این نداریم.
ما کاری جز حفظ حریم نفس و درک حضور نداریم.
اصلا این جلسه نفسش اینه که ما رو برسونه به اونجا دیگه.
برسیم به مرحله حضور، حس حضور، ادب محلا.
خب هدیه بعدیمون که در خصوص شهدا بود تو راه حالا به روشی که داریم از مشایخمون توسلی کردیم که از چه شهیدی بگیم.
به خاطرم آوردن خاطرات شهید خیرآبادی رو.
ایشون ذاکر اهل بیت بود.
خیلی صدای قشنگی داشت در مسجد مسلم جعفر محل ما دعا کامل میخوند، مقتل میخوند.
هیچ وقت یادم نمیره وقتی شهادتشو اعلام کردن همه بچههای بسیج دیوانه وار خودشو میزدن.
اینقدر خوب کرده بودن باهاش.
یکی از بچههایی که هنگام شهادت ایشون همراهش بوده قبل از شهادتش یه واقعهای رو دیده بود از این شهید.
اون رو من امشب تقدیم میکنم ببینید اینها به کجا رسیده بودن که میگفت ما دم غروب که میشد میدیدیم شهید علی خیرآبادی غیبش میزنه.
نیست، نیست میشه.
تا اینکه هرچی ازش میپرسیدیم نمیگفت کجا میره.
تا اینکه یه روز من راه افتادم پنهانی بدون اینکه خودش متوجه بشه ببینم کجا میره.
راه افتادم رفتم خلاصه رفت تا دور شد از محله ما، از محوطه مقر ما رفت به گوشه نیزار پنهان شد و یه تقریبا آب باریک مانندی هم از اونجا رد میشد.
کنار این آب نشست و منم پشت نیزار قایم شدم و میدیدمش.
دیدم شروع کرد زیارت عاشورا رو از حفظ خوندن.
همونطور که عاشورا میخوند شروع کرد گریه کردن.
همونطور اشک از چشاش میریخت و روضه میخوند عاشورا میخوند بعد دیدم که از کنار دست ایشون یه مار خیلی درشتی داره نزدیکش میشه.
من نگران شدم که این مار یه وقت نیش نزنه ایشونو.
از طرفی هم میترسیدم اگر عکسالعمل نشون بدم این بفهمه من پنهان شدم اینجا به شدت ناراحت میشه.
یه چیز صحنه عجیبی که میگه دیدم متوجه شدم که شهید دیده مار رو چون اومد جلوی شهید قشنگ.
دیدم هیچ عکسالعملی شهید نشون نمیده.
مار همینجوری از جلوی شهید، از رو پای شهید خودشو پیچوند اومد بالا.
بعد میگفتش که قشنگ این سرش هم که پهن کرد به قول معروف این دیدیم که مار افعی هم هست.
این گردنشو که پهن کرد متوجه شدیم مار، مار افعیه.
خیلی خطرناکه نیشش.
دیدیم قشنگ اومد تا رو در روی صورت شهید کلهشو خم کرد به این شکل مار.
کلهشو خم کرد رو در روی صورت شهید.
شهید هم همینطوری میخوند.
اصلا توجه به مار نمیکرد.
میخوند و اشک میریخت.
بعد میگه دقت کردم دیدم که این مار رفت جلو، رفت جلو صورتشو مالید به اشک صورت شهید خیرآبادی.
و من واقعا از این صحنه متحیر مونده بودم که دارم چی میبینم.
باورم نمیشد.
بعد خلاصه این کارو کرد و دو مرتبه اومد پایین و رفت.
شهید خیرآبادی هم کار خودشو ادامه داد.
که بعد وقتی که ایشون برگشت و من این سر رو به ایشون گفتم به شدت ناراحت شد و از من قول گرفت تا من شهیدم شد-- تا شهید نشدم به اهدی نگو.
که اینو بعد از شهادتش به ما گفت.
ببینید این بچههای مثلا هفده هجده ساله شونزده ساله اینا به کجا میرسن، به کجاها رسیدن که ماری که ما ببینیم از صد متری ببینش ال فرار میاد تبرک میجوئه به اشک چشم این شهید.
اینا شاهد شدن به عالم که سر سوزنی از یک مار افعی نه که بترسه، تازه او رو هم به سمت اشک چشم خودش دعوت میکنه، اونم تبرک بجوید.
طبتم وطهبت الارض التي فيها دفنتم.
شما خودتون پاک شدید هر جا هم که دفن شدید اونجا رو هم پاک کردین.
انشاالله خاطرات اونا تو دل ما دفن شده و وجود داره دفینه شده با ارزشن.
انشاالله که وجود ما و درون ما هم به برکت خاطرات شهدا پاک بشه.
نثار همشون.
میخواستن این شهید بزرگوار صلواتی هدیه کنیم.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
خب میریم سراغ درس اول بعدی جلسهمون.
نظرات سیره سلوکی بزرگان رو که ارائه میدادیم رسیده بودیم به نظر سلوکی ملا صدرا.
روحش شاد.
در توصیه ایشون البته نصیحت ایشون، نصیحت ایشون با سالکین الی الله رو داشتیم میخوندیم.
رسیدیم به اینجا که" ای برادر بدان که نفس تو مسافر الی الله بوده." در خصوص نفس اینجا حرف زدیم که چرا ایشون فرموده نفس تو مسافر الی الله.
نه بدن تو، نه روح تو.
چرا فرموده نفس تو؟
و در منزل اول از منازل بسیار وجود قرار گرفته و بدن تو نیز مرکب این مسافر است.
تا اینجا سخن گفتیم، حرف زدیم.
پس باید برای دفع دزدان و قاطعان طریق- مسلح به سلاحی کارآمد و زاد و توشه ای کامل باشد تا در قطع مراحل و طی منازل بتواند با دزدان و رهزنان برخورد کرده و به سلامت جان و مال خود را به منزله مطلوب، به منزلگاه مطلوب و مقصود برساند تا به منتهای غایات منظور خود نائل آید.
که عرض کردیم این کاملاً از سیاق صحبت ملاصدرا مشخصه که صد درصد کسی که در مسیر و طریق سلوک قرار بگیره مورد حمله قاطعان این طریق قرار میگیره و اونهایی که با-- حمله ور میشن شیاطین و ابالسه که الانم با تمام قوا اومدن وسط گود و شما اهل ایمانی رو پیدا نمیکنید که مورد هجمه اونها قرار نگرفته باشن حتی ولی امر مسلمین.
حتی ایشون هم مورد هجمههای سنگین و وحشتناک قرار گرفته و اتفاقا خیلی شرمنده ام که این رو می-- عرض میکنم.
خدا میدونه قصد نداشتم بگم الان بر لسانم داره جاری میشه.
دوست نداشتم چون سخته برام گفتنش.
نمیدونم خاطر شریفتون باشه یک بار در دانمارک یه قرآن سوزوندن، یه قرآن سوزوندن که شیرینی دانمارکی رو همه تحریم کردن اسمش رو گذاشتن گل محمدی و دیگه مثلا یا نمیگرفتن و.
اتفاق بسیار، بسیار، بسیار تلخ و عجیبی که اخیرا تو کشور ما افتاد.
چقدر قرآن سوزوندن.
یکی از نتایج این قرآن سوزوندنها چیه؟
اینه که کسی که دشمن شناسیش قوی باشه این رو متوجه میشه.
یکیش آزاد شدن شیاطینه.
قرآن سوخته نمیشه مگر اینکه شیاطین و ابالسه آزاد میشن.
یعنی از بند حرز آزاد میشن.
حرزهایی که بزرگان جان کندن تا حرز درست کنن یا خودشون رو حرز کنن تا اینها نتونن به جان اهل ایمان حمله کنن.
اینا از اون احراز و اوضات آزاد میشن که به شدت در این چند روز آشوبها آزادسازی از شیاطین صورت گرفت.
برای همین برای چندمین بار دارم تاکید میکنم خانههامون رو مسلح کنیم.
اینجا حضرت ملاصدرا میفرماید مسلح به سلاحی کارآمد.
البته میبره بعد میزنش به عرض شود علم سلاح ایمان و تقوا.
اما بنده از اینجا حسن استفاده رو بکنم به تاکیدات حضرت استاد حتما هم منزلتون رو هم تک تک افراد و اشخاص خانوادهتون رو مسلح کنید به احراز و اوضات.
رجوع کنید به اون بیست و یک جلسه احراز و اوضاتی که کوتاه هم سخن گفتیم.
حدودا یک ربع.
بیست و یک جلسه تو کانال هست.
پیداش کنید حتما.
از اوجب واجبات الان برای شما.
و الا بیچارهمون میکنند.
یعنی یه کاری میکنند که من روز نیست که کسی مراجعه نکنه یا تماس نگیره یا پیام نده و گرفتاریهای این چنین نداشته باشه.
روز نیست، روز به ما نمیگذره که شدید شده شدید.
یعنی چنان سوار بر قوه خیال و وهم شما بشن، کنترل خودت رو دیگه از دست بدی.
نتونی اراده کنی و خیلی کارهای دیگه که باورت نمیشه یه روزی از تو سر بزنه سر بزنه.
لذا سریع خودتون رو مسلح کنید.
تا اینجا رد شیم جملات بعدی.
مراد از این سلاح نظر ملاصدرا اینجا ایمان و تقواست.
و منظور از زاد و توشه این سفر اخروی علم و حکمت و معرفت الله بوده.
پس سلاح رو ملاصدرا در این طریق برای مبارزه با شیاطین و ابالسه و قاطعانه طریق میگیرد ایمان و تقوا.
و چون بسط رسوخ که البته باید گفت شدت ایمان.
من از ملاصدرا از روح بلندشون عذر میخوام بگم شدت ایمان و تقوا.
و الا ایمان و تقوا که همه داریم به صورت حالا ضمنی داریم همه.
چون مسیر سیر و سلوکه باید بشه شدت ایمان و تقوا.
و زاد و توشه رو میگیره چی ایشون؟
علم و حکمت و معرفت الله.
همین جلسات، جلسات خصوصا عقل نظری مثل استاد بلال در معرفت نفس و امثالهم.
و به عبارت دیگر بدون آمادگی قبلی نمیتوان رهسپار راه آخرت شد.
و البته هر کسی نیز قادر به درک و فهم مسائل حکمت حقه الهی نبوده و ضبط آن هم به جز برای دارندگان فطرت پاک و سلیم میسر نمیباشد.
و در نتیجه از شروط مهم تحصیل معرفت الله، ترک وسوسه شیطانی و شهرت طلبی و اعراض از مقامات دنیوی و توسل به فضل و رحمت خداوند منان است.
چقدر البته عزیزان میدونید سخته رها شدن از وسوسه شیطان، از شهرت طلبی مقامات دنیوی خیلی سخته کار کمی نیست.
من یکی از ذاکرین خوش صدا علوت که خیلی هم جلسات شلوغی داره دیدمشون خیلی هم دوستشون دارم.
یه جمله عجیبی به من گفت.
گفت حاجی من خیلی یه عمر جون کندم هر کاری بگی انجام دادم اما مثل فلانی و فلانی و فلانی معروف نشدم.
اصلاً از این سوالش من تعجب کردم که این چه سوالیه و این چه نیتیه.
همون بهتر که نرسید.
خیر و شرش در آتشه.
واقعاً حدیث داریم خیر و شرش در آتشه که آدم بخواد معروف بشه، مشهور بشه، اسم و رسم پیدا کنه.
چه سودی درشه؟
نکتهآخری که در این باب عرض کنم و حالا ما چند خط خوندیم یه چند صفحهست دیگه میدونید توصیه ملخصات رو هر جلسه چند خطشو بگیم نکات مهمش رو استخراج کنیم بریم سراغ درس و بحثمون.
میفرماید: "توسل به فضل و رحمت خداوند منان".
دو تا اسم خدا رو اینجا میاره.
الفاضل و الرحمن الرحیم.
الفاضل، قبلاً هم گفتیم یه دعایی در سجده میکنید مستحبه که در سجده آخر نماز "یا خیر المسؤولین و یا خیر المعطین ارزقنی وارزق عیالی من فضلک، من فضلک، فإنک ذو الفضل العظیم" بعضی جا فرمودن ذو الفضل-- من فضلک الواسع.
این واسع امواج داره.
من فضلک.
این فضل الهی رو قبلاً عرض کردیم که و در مسجد بلال یه روزی اثبات کردیم با آیات که نمیرسه کسی به حکمت، به معرفت عمیق در دین مگر با اسم الفاضل حضرت حق.
که عرض کردیم اسم الفاضل بدون استحقاق در تو پیاده میشه.
یعنی هنوز تو استحقاقش رو نداری در تو پیاده میشه.
مستقیمه.
در دعایی که در شب نیمه، نیمه ماه همین ماه شریف شعبان در ن-- شب نیمه شعبان یه دعایی بود که نمیدونم اون صوت رو گوش دادید یا نه.
ما هم در یا زهرا هم در سازمان صداوسیما در خصوصش سخن گفتیم.
اون اولش چهار تا لطف خدا رو مخصوص شب نیمه شعبان قرار داده بود.
البته برای کسایی که مصبوغ به سابقه الطاف الهی هستند.
یعنی کسایی که قبلاً مورد عنایت خدا قرار گرفتن شب نیمه شعبان چهار تا لطف شامل حالشون میشه.
یکیش بود-- یادتونه یکیش بود؟
منح و هبه هبات، هبات و منح.
هبه.
گفتیم هبه، هبه اسمش رو خودشه.
بر اساس اسم الوها به حضرت حق هبه بی-- بدون استحقاقه.
یعنی تو مستحقش نیستی خدا مستقیم به تو میبخشه.
اعتام، اعطا، اعطا و جایزه.
اینا رو گفتیم دیگه اون شب هست.
الطافی که خدا اون شب داشت.
اعطای الهی، عطا و جایزه.
اینا رو حالا با هم مقایسه کردیم.
مقصودم بیشتر اون آخریه است.
هبه.
هبه مستقیم از طرف حضرت حق.
یعنی میشه گفت یه لطف ویژه است.
اگر کسی مورد هبه الهی قرار گرفت، اسم الفاضل خدا در او پیاده شده.
این رو حواسمون جمع باشه که بعد راه و رسم حالا این دو تا رو عرض کنم.
ببینید چقدر حرف تو همین جا خوابیده.
میگه به فضل خدا و به رحمت خدا توسل کنیم.
به فضل خدا چگونه توسل کنیم؟
باید خودمون رو بر اساس اصل رسین و رکین نفس کینونت از منه و امکنه یعنی اون در تکوین زمانها و مکانهای خاص، خدا یک نورانیت خاصی رو قرار داده مثل لیلة القدر، مثل شب نیمه شعبان، مثل همین ایام همین ماه، کل شب و روز این ماه.
اینا در نفس کینونتشون، در تکوینشون خدا یه نور خاصی رو قرار داده.
ما خودمون رو در زمانها و مکانهای خاص و خاص Ul خاص قرار بدیم اسم الفاضل خدا در ما پیاده میشه.
کاری نو میخواد بکنیا.
فقط قرار بگیر در زمانهای خاص، مکانهای خاص.
مثل حرم آل الله، مثل مسجد، مثل نفس حضور در محضر عرفا و علما، اساتین فن، صاحب نفسان که متأسفانه اکثرشون از دنیا رفتن.
خدا به ما رحم کنه.
مثل مثلاً رفتن به امامزادگان، شهدا، شهدای گمنام خاصه.
من قبل از جلسه شما محال شهاد گمنام نرم و اینجا بیام.
توسل میکنیم هم شما هم انشاالله اینطور باشید.
اینها مواجه میکنه شما رو با اسم الفاضل حضرت حق.
که بریزه در وجودتون.
دیگه شما باید این در خودتون این اراده رو داشته باشید که حفظش کنید، از دستش ندید.
توسل به رحمت خدا چگونه است؟
رحمت خدا هم دو شق دیگه.
بر اساس درس و بحثهامون بخوایم بگیم رحمت رحمانیه، رحمت رحیمیه الرحمن که رحمت رحمانیه بود.
وسعت رحمتی کل شی مربوط به، به رب کدوم رتبه بود؟
جبروت.
نترسید بگید.
یا عقل اول یا عقل کل.
اشور-- اون از چه-- عقول عشر عالم امیرالمؤمنین که در ما میشه عقل وجودمون.
عق-- این عقلی که در ما هست و مقیده.
اون عقل بیرون عقل مطلقه.
راه ارتباط با اون رتبه الرحمن بود.
بعد رحمت رحیمیه است که نفس رب به نفس کل میشد اسمش بود الرحیم.
نفس کل که مصداق اتمش حضرت صدیقه شهیده سلام الله علیها بود که الرحیم یا یا رحیم، یا رحمان یا رحیم.
چه شیرین و چه زیبا که در بسم الله الرحمن الرحیم هم اینا اومده دیگه.
بسم الله الرحمن الرحیم دیگه جمع بین همشونه.
اصلاً خود بسم الله الرحمن الرحیم دستور الاوله.
خود بسم الله الرحمن الرحیم.
که حالا به وقتش عرض میکنیم چه دستوراتی داریم بر استفاده بردن از این ذکر شریف و نزدیکترین ذکر به اسم اعظم از سفیدی چشم به سیاهی چشمه.
روایت داریم دیگه.
همه مفسرین بر تفاسیرشون آوردن.
نزدیکترین اسم به اسم اعظم در میان اسمها بسم الله الرحمن الرحیمه.
نزدیکتر است از نزدیکی سفیدی چشم به سیاهی چشم.
شما چشم یکی رو میبینی اصلاً تفکیک میکنی سیاهش رو از سفیدیش؟
میگی چشم آقا دیگه.
چشم خانم.
دیگه چشم میبینی دیگه.
انقدر اینا رو یکی میبینی.
میگه انقدر نزدیک به اسم اعظم.
بسم الله الرحمن الرحیم.
حالا هدایایی اینجا حضرت استاد دادن خدمتتون عرض میکنیم به وقتش.
این هم تا اینجا که راه ارتباط با رحمت الله.
حالا کسی که به امیرالمؤمنین [س Ch] به شخص امیرالمؤمنین متصل بشه در حقیقت به عقل عالم و به اسم الرحمن توسل جسته.
کسی که به شخص حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها توسل کنه که قوسش قوس نزولیه.
از وحدت به یا از اجمال به تفصیل رفتنه دیگه.
تفصیل نفس مرتبه تفصیل و پرورش بود.
یادتون باشه دیگه.
عقل کلیه.
کسی که میخواد مثلاً عقلش قوی بشه کلیات رو خوب بفهمه.
به وحدت و به اجمال برسه.
توسل به امیرالمؤمنین، به عقل عالم، اسم الرحمن.
کسی که میخواد از اجمال به تفصیل برسه و به باطن اشیا رس-- برسه به مقام پرورش خودش و نفوس برسه و، و، و اینا حضرت زهرا و ملکوت، نفس کل و اسم الرحیم.
اینا رموزی بود که عرض کردیم و رد شدیم.
از درسامون هم یکی دو تا درس جدید بدیم و انشاالله شما رو به خدای بزرگ بسپاریم.
برای اینکه انشاالله فضای جلسه بیشتر از این معطر و میطهر بشه صلواتی حد بفرمایید.
اللهم صل علی محمد آله [همهمه].
خب میرسیم سراغ وعدهای که داده بودیم.
رتبه بعدی که هست هیولای کلیه.
حالا بنویسید.
حقیقت وجود.
حقیقت وجود بود چی؟
همون فیض منبسط، همون صادر اول، همون نفس الرحمن.
حقیقت وجود اگر به اعتبار اینکه همه صورتهای نوعیه، دقت رو کلمات بکنین.
همه، دیگه تفکیک نکرده، همه صورتهای نوعی روحانی و جسمانی را میپذیرد لحاظ شود.
پس حقیقت وجود اگر به اعتبار اینکه همه صورتهای نوعی روحانی و جسمانی را میپذیرد لحاظ شود همان مرتبه هیولای کلیه است و رب آن، به به چه اسم قشنگی هم هست.
اسم قابل است.
قابل.
القابل.
یکی از اسامی حضرت حق قابله دیگه.
یکیش فاعله، یکیش قابله.
که قابلیت بخشیده به من و شما.
هرکی قابلیتی داره این قابلیت رو، اون استعداد رو، اون منّه رو، اون قوه رو از اسم حضرت-- از اسم القابل حضرت حق گرفته.
حالا این چند جمله رو بخونم بعد یه توضیح قشنگی بهتون بدم که خیلی به دردتون میخوره.
اسم قابل، دیگه گوش بدید.
اسم قابل رب هیولای کلیه است و عنوان کتاب مستور و رب منشور میتواند به هیولای اولی اشاره داشته باشد.
این رب منشور.
البته رب منشور و نور مرشوش رو بعضیا مثل خود ملا صدرا به صادر اول هم اطلاق کردن.
اما حالا این دیگه نظرات متعدد-- ما خیلی با اسم کاری نداریم.
اون حقیقتشو بفهمیم.
میفرمود که اون ه-- اون هیولای کلیه اسم القابل ربش.
حالا یه هیولای اولی هم داریم دیگه.
نترسید الان توضیح میدم یعنی چی؟
فرقش چیه؟
میفرماید کتاب مستور که تو قرآن اومده یا رب منشور منظور هیولای اولائه نه هیولای کلیه.
اشاره داشته باشد و هیلو-- هیولای اولی و کتابی که تمام سطرهای آن نوشته شده و ورقی که منشور و گسترده است مظهر قبول خدای سبحان است.
[مکث] در تعبیرهای عرفی لوحی که قابلیت نوشتن را داشته باشد، چیزی دانسته میشود که کتابت از ناحیه کاتب و نویسنده در آن انجام میشود و فیض از ناحیه فاعل به آن میرسد.
کاملا مشخصه دیگه.
وقتی شما میگید لوح یه کتابی، چیزیست که درش نوشته میشه.
چیزی نوشته میشه.
فاعل در اون کتاب که قابله چیزی مینویسه.
برای همین به اون کتابه میگن چی؟
لوح.
به اونکه داره مینویسه فاعله میگن چی؟
قلم.
اینا رو وجه تمایزشون رو داشته باشید تو ذهنتون.
[مکث]ولی قبول کتابت و فیض به نفس آن استناد داده میشود.
اما در قیاس با خدای سبحان تنها فاعلیت به او مستند نیست.
یعنی شما کتاب رو میگیرید صرفا قابل.
قلم رو میگیرید صرفا فاعل.
درسته؟
اما اینجا میگه که در خصوص حضرت حق هر دوش اطلاق میشه.
خدا هم فاعله هم قابله.
قابله نه اینکه، نه اینکه العیاذ بالله خدا استعداد داره.
خدا منه و قوه.
نه.
یعنی اینکه این قبول فیض رو، مرتبه قبول فیض رو به تو بخشیده که تو میتونی قبول کنی فیض رو و الا چطوری قبول کنی؟
[مکث]اصلا اگر این اسم در من و شما پیاده نمیشد، بفرمایید به نظر ما شما چه اتفاقی میافتاد؟
پذیرش نداشتیم.
چی رو پذیرش نداشتیم؟
جان؟
[همهمه] دریافت چی رو نداشتیم؟
فیض.
فیض رو آفرین.
فیض به چی میگن؟
[همهمه] نه.
اولین فیضی که گرفتیم وجود بود.
اولین.
حالا فیضها الا ماشاءالله چند تاشو بشمارید.
هرکی بلده بگه.
[همهمه] خود استعداد فیضه.
دیگه.
[همهمه] عقل فیضه.
دیگه.
[همهمه] رزقتون.
رزق.
رزق اعم از مالی، مادی.
اینا همه فیضن.
علمتون فیضه.
سلامتیتون فیضه.
اینا همه ف-- الان نشستن شما اینجا فیضه.
خود، خود اخذ فیض، فیضه.
[مکث] به شما این فیض رو میدن که اخذ فیض کنی.
و الا الان شاید آدم هست که اخذ فیض نمیکنه.
[مکث] میخواید بترسونمتون.
نهیب بزنم.
البته بچههای یا زهرا زیاد به گوششون آشناست این جمله.
بنده که از جمله حضرت استاده من از ایشون.
[مکث] الحمد لله من به آرامش دارم تو صحبت چون از خودم هیچی ندارم.
همش مال اونهاست.
یه ضبطیم، ضبط کردیم به شما انتقال میدیم ان شاءالله.
اونا نفس بزنن القا کنن به شما.
[مکث] حضرت استاد فرمودن که در ابتدای کتاب نهجالبلایه شون هست.
برید بخونید در مقدمش.
که آن فآن فیض الهی علی الدوام.
[مکث] اون فیض کلیها، فیض اطلاقی، همه فیض بر تمام کائنات جاری و ساریه.
آن فآن.
یعنی اینطوری میشه گفت یک آن فیض قطع نمیشه اولا.
ثانیا همون فیضی که بر سر انبیا، اولیا و انسان کامل میریزه داره سر من و شما هم میریزه.
[مکث] مشکل کجاست؟
[همهمه] آفرین، آفرین.
همون دریافت خواهر گفتن آقایون قابلیت.
یا بهتره من حرف شما رو ترجمه کنم یعنی اخذ فیض، اخذ فیض مشکل پیدا کرده.
[مکث] ما نمیتونیم اخذ فیض کنیم.
پس خود اخذ فیض هم یه فیضه.
[مکث] چرا این فیض رو من ندارم؟
چرا نمیتونم اخذ فیض کنم؟
یا الحمد لله دارم میکنم.
خیلی فیضها داره به ما میرسه.
اما فیضهایی که به اولیا خدا میرسه چرا به ما نمیرسه؟
[همهمه] آفرین.
اونا به شرح صدر رسیدن.
اونا تلاش کردن، زحمت کشیدن، قابلیتشون رو وسعت بخشیدن.
حالا اینکه چه کنیم تا سعه وجودی پیدا کنیم یعنی همون قابلیت گسترش پیدا کنه یعنی همون انشراح، شرح صدر.
رب اشرح لی صدری.
اینقدر قصه مهمه که انبیا الهی همین رو از خدا میخواستن.
به قول حضرت امام روحش شاد.
میفرمود حتی انبیا هم در زبانشون لکنت داشت.
در برابر فرعون قرار میگرفتن.
از دعای حضرت موسیست دیگه.
میخواست بره فرعون رو هدایت کنه.
رب اشرح لی صدری.
و یسر لی امری.
واحلل عقدة من لسانی.
يفقهوا قولی.
این عقدرو از لسان من بگشا که اون بفهمند، حرف منو بفهمند.
حرف سنگینه.
این حرفها خیلی سنگینه.
تعجب نکنیم.
خیلیا میگن حاج آقا ما میخونیم، بلدیم، فهمیدیم اما نمیتونیم بیان کنیم.
خب مگه شوخیه بیان اینا؟
[مکث]بیانش خودش توفیق میخواد.
گفتنش سخته.
چه برسه فهمیدنش، چشیدنش و رسیدنش.
اونم فیض میخواد.
فیض بیان، فیض اخذ فیض.
همه اینا در سایه چیه؟
اسم القابل حضرت حق.
چقدر پس این مهمه رفقا.
چقدر این اسم و این رتبه مهمه.
[مکث] بریم جلوتر.
بلکه قبول قابل نیز از افاضه اوست.
هیولا و هر موجودی که قبول میکند مظهر قابلیت خداوند است و خداوند فیض منبسطی دارد که آن را در برخی مواطن به صورت فاعل و در بعضی دیگر به صورت قابل ظاهر میکند.
یعنی چی؟
فیض منبسط چی بود؟
صادر اول.
آفرین.
صادر اول.
که پیغمبر رفت به اون مقام رسید.
فیض منبسط.
همه فیض اونجاست.
نفس الرحمن.
چه فاعلیت به تو برسه، چه قابلیت، هر دو از ما-- فیض منبسطن.
منبعش پس میشه چی؟
[پاسخ شنونده] پیغمبر.
آفرین.
پس امیرالمؤمنین هم [مکث] از پیغمبر اخذ کرده.
لذا فرمود أنا عبد من عبید محمد صلی الله علیه و آله و سلم.
[دعای بعد از نماز] حالا این نکته خیلی مهمه.
این جمله رو دقت کنید.
هیچ شیئی به ذات خود قابل نیست.
[مکث] پس قابل اصلی کیه؟
خداست.
آفرین.
هیچ شیئی به ذات خود قابل نیست.
قابل بالذات اسم خدای سبحان است و قبول هر شيء به ظهور آن اسم است.
هر چیزی رو من و شما قبول کنیم به ظهور اسم القاب-- چه بدانیم، چه ندانیم.
اسم القابل حضرت حق در ما پیاده شده.
شیئی که قبول میکند قبول او در حقیقت مظهر قبول الهی بوده و خود نیز مظهر اسم قابل است.
یعنی وقتی شما فیض رو قبول کردی خودت میشی چی؟
مظهر اسم القابل.
حالا اگر این فیض رو گرفتی زکات العلم نشر علم و اخذ کردی به دیگری انتشار دادی.
اینجا تو میشی مظهر چی؟
اگه گفتید.
نترسید بلند بگید.
اسم الفاعل دیگه.
وقتی گرفتی شدی مظهر اسم القابل.
وقتی اینو انتقال دادی به کسی، فیض رسوندی، میشی مثل مظهر اسم الفاعل.
به همین راحتی.
الان داریم یه ذره تو قسمت عملی، اصلاً این بحث عملیه.
درسته حیثیتش نظریه اما چون چشیدید عملیه، اصلاً عملیاتیه.
مثلاً همین فیضی که الان اینجا دارید درک میکنید، این فیضه الان.
درست یا الان بنده دارم کانال فیض شدم از حضرت استاد به شما.
باز من در مرتبه فاعلیت نشستم.
الان دارید اینو میچشید.
این حیثیت عملیه.
این سیر و سلوک عملیه.
چرا اینو میگم؟
به خاطر اینکه الان داریم میفهمیم یعنی چی تلبس به اسماء الله.
[مکث] تلبس به اسماء الله چندین بار در خصوصش گفتیم.
دعای کفاله نماز صبح میخوانند، اقامه میکنند واجب قربتاً الی الله، قربتاً الی الله، قربتاً الی الله بود چی؟
تلبس به اسماء الله.
چون الله اسم جامع یعنی همه اسماء رو متلبس بشم، لباسشو به تن بکنم.
یعنی چی؟
یعنی این اسم در من پیاده بشه.
به همین راحتی.
الان فهمیدیم پیاده شدن اسم القابل در ما یعنی چی؟
و پیاده شدن اسم الفاعل در ما یعنی چی؟
خب بسم الله در این مسیر حرکت کنیم.
حالا برای اینکه قابلیت ما بیشتر بشه، یعنی من از اسم چون اسم القابل ببین ما قابل میتونیم باشیم.
پیغمبر قابل هست، ما هم میتونیم قابل باشیم، یعنی قبول کنیم.
اما القابل فقط حضرت حقه.
این فرمایش حضرت استاد.
اسماء مستعصرهست.
القابل یعنی همه قابلیت بخشی پیش خداست.
القابل اهدی نیست.
[مکث] الفاعل هم اهدی نیست، حضرت حقه.
خب حالا من چه کنم که فاعلیتم بیشتر باشه؟
یعنی بیشتر فیض به دیگران برسونم.
چه از حیث مادی، چه معنوی.
بارها دعا میکنم خدایا دست ما رو گره گشای اهل ایمان قرار بده.
مثلا ما یه خیریه هم داریم مثلا در هیئت یازره خیریه داریم پول جمع میشه توش.
طرحهای مختلف داریم.
نمیدونم خبر داشته باشید یا نه بین اون خیر مثلا واسطهی خیر بشیم.
به خانوادههای تحت پوشش حدود صد تا خانواده، سی و پنج تا یتیم.
اینا دارن بچهها خیر میرسونن.
این مرتبه فاعلیته.
خب چه کنیم این بیشتر بشه، این وسعت پیدا کنه.
من وقتی گردش مالی خیریه رو به بچههای خود هیئت گفتم تعجب کردند.
که تو یک سال بیش از یک میلیارد گردش مالی داشته.
یعنی بیش از یک میلیارد خیررسانی به گرفتاران.
اونم همه با دست خالی.
یعنی از من بگیرید.
یه یلاقبای کارمند مستأجره.
الحمدلله همه چی دارم.
هیچی کم ندارم.
همین که محبت اهل بیت و ولایتمونو داریم همه چی کم داریم.
این از-- حالا ضعف ندونید.
دارم میگم از جنس همدیگه ایم.
هم جنس و هم سن هستیم.
از من که ظاهراً مثلا ظاهراً بزرگشونم، یلاقبا.
[خنده]بگیر دیگه تا آخر و بچه های هیئت.
ولی این از کجا میان؟
و بسیاری از برکاتی که تو یا زهرا هست که اینجا هم یک شعبه ای از یا زهراست.
شما هم تحت بیرق یا زهرا، بیرق حضرت زهرا هستید.
همین این مسجد بلال هم جلسه معرفت النفس.
اونم یا زهراست.
اینجا هم یا زهراست.
ما هرچی میگیم هدیه کردیم به حضرت زهرا.
[نفس عمیق] از آقای گندم کار بپرسید.
همون روز اول به من گفت صله می خوایم بدیم.
صله چاقو چله بدیم.
یه س-- یه نفر چند نفر بانی شدن.
گفتم باشه حرفی نداریم.
در خصوص این کلاس به من صله ندید.
اینو من هدیه کردم به حضرت زهرا.
امونا خودتون رفاقتی میخواد حال بدید بدید.
بترکونید.
حسابی هم حال بدید.
[خنده] رفاقتی ربطی به این کلاس نداشته باشه.
میلیاردی هم بدید.
با سینه باز و آغوش باز [خنده] ما آغوش اسلام به روی خدمات شما بازه.
[خنده] یک صلوات قط بریم.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
[چند نفر با هم] یا زهرا.
[خنده] یا زهراش هم همین شد.
چند بار مثلا ما منبر رفتیم.
دهه ها اینا.
یه پولی چیزی دادن گفتن بریزید به خیریه.
دانشگاه مسند من سه شنبه ها که میرفتم همون جلسه اول یه پاکت معلوم بود چاقو چلهست ضخامتش.
دادن به ما گفتم خب گرفتم.
بعد گفتم اینو از طرف من تو هیئت هزینه کنید.
نه اینکه نیاز ندارم.
به خدا نیاز دارم.
اما این برکت میاره.
تو مسجد بلال هم چقدر اون خانم دکتر قلی زاده دیگران شاید باشن از عزیزان معرفت النفس خواستن یه کارهایی بکنن.
یعنی یه دونه سی-- یه سی شاخه اگه شما بگید از مسجد بلال از خود سازمان به بنده پولی داده باشن مث la ما همه رو ه-هدیه کردیم به حضرت صدیقه شهیده انشاالله قبول کنه.
یکی از دلایل برکت جلسه هم همینه انشاالله.
که شما نیتتون خالص و ما هم سوار بر دل شما حرکت میکنیم.
بحث این بود که اون فاعلیته.
اگه کسی میخواد دستش بیشتر به خیر باشه، دستش بیشتر به خیر باشه، اسم الفاعل.
میخواد قبول فیضش بیشتر باشه.
اسم قبول.
پس این مرتبه هیولای کلیه یا اولی را توجه داشته باشید.
بریم جلوتر این چند جلا-- جمله رو هم تموم کنیم که بعد بریم سراغ جلسه.
بعد بریم سراغ-- اگرچه اینجا خیلی حرف من دارم و دلم نمیاد به سرعت از این رتب رد شم.
منتها خیلی هم دوست ندارم مقدمات ورود به رساله مون طول بکشه.
ما الان در مقدماتیم.
هنوز به رساله رو-- ورود نکردیم.
[نفس عمیق] پس فرمودند که و هیولا هم از این قاعده مستثنی باشد.
قبول یک کمال وجودی است و همه کمالات مظاهر هستی و کمالات مطلق هستند.
انسان نیز در همه حالات آینه و مظهر اسماء حسنی خداوند سبحان است.
او در بخشش فیض الهی را که در صورت اعطا ظاهر شده است ارائه میدهد.
در بخشش، در جود.
میخواد به دیگران خیر برسونه.
داره فیض خدا رو میرسونه دیگه.
این میشه مرتبه فاعلیت.
و در قبول فیض قابلیت الهی را آشکار میکند و هر موجود زمانی که فیضی را از خداوند قبول میکند، قبول او نیز متوقف بر ظهور فیض قابلیت است.
بنابراین عطایای الهی را مطایای او حمل مینماید و تا هنگامی که مطیه و راهوار او نباشد، حمل عطایای او ممکن نخواهد بود.
لذا فرمودند ان مطایاهن يحمل عطایاهن.
یعنی چی؟
مطایا مثل اینکه میگن روح بخاری مطیه اولی نفس ناطقه است.
یعنی اولین مرکب راهبر.
مطیه یعنی مرکب، مرکب راهبر.
روح بخاری اولین مطیه نفس ناطقه یا مطیه اولی نفس ناطقه است.
یعنی نفس ناطقه سوار بر روح بخاری میشه احکامش رو در بدن پیاده میکنه.
اگر کسی مطیه او یعنی این مرکب او راهبر نباشد، چموش باشه، جفتک بندازه، اذیت کنه، اعتدال نداشته باشه، مضمحل بشه و قسم الله الا اذا اون نفس ناطقه چگونه سوار بر این مطیه بشه؟
سوار بر این مرکب بشه؟
میشه چپ میکنه.
خط دستش میگیره تا آخر نمیرسونه.
میگه هر شب دیگه پا میشم.
دو ساعت، چهار ساعت نمیکشه.
به شب پنجم نمیکشه.
این مطیه اولی نفس ناطقه مشکل پیدا کرده.
نفس نمیتونه ارادهش رو در بدن پیاده کنه.
بدن رو بلند کنه.
چرا؟
اون مرکب مشکل داره.
اون روح بخاریه.
اون سی و دو جلسهای که پیرامون سر مشنون حرف زدیم تو کانال هست.
هی میگم به اون گوش بدید، گوش بدید، گوش بدید.
پیرامون همین اسرار روح بخاری و حقیقتشه.
که بسیاری از ما مشکلاتی، مشکلاتی که داریم بر میگرده به روح بخاریمون و معتدل نبودن مزاجمون بر اساس [نفس عمیق] اشارات شیخ الرئیس در نمت دومش.
انتهای نمت دوم برید اونجا رجوع کنید هست.
بنابراین عطایا میفرماید که عطایای الهی بر-- سوار بر چی میشن؟
مطایا، مطیه اون.
چون قابل از اسماء الهی است خداوند سبحان همانگونه که عفو و قبول توبه بندگان را به خود نسبت میدهد.
یقبل توبة عن عباده.
دقت کنید عبارت رو.
یقبل.
یقبل قبول میکند.
چی رو؟
یقبل التوبة عن عباده ویعفو عن السيئات.
قبول صدقات از بندگان را نیز به خود استناد داده و میفرماید یقبل التوبة عن عباده ویاخذ صدقات إن الله هو التواب الرحیم.
اگر اسم القابل رو بخوای به خدا نسبت بدی، اون دیگه منظور استعداد نیست.
اون چیه؟
اینه که عمل تو رو قبول کرده.
این قابلیت رو در تو پیاده کرد که عمل تو رو قبول کنه.
اخذ کنه صدقات تو رو.
قبول کنه توبه تو رو.
ببینید اخذ صدقات، عفو سیئات، قبول توبات.
اینا همه چیه؟
زیر و رو پر اسم القابله.
پس چقدر مهمه.
چقدر مهمه حالا غافل باشیم.
غافل باشیم از این اسماء.
ارتباط بگیریم آقا هر چقدر میتونیم.
حالا هیولا چیه؟
چقدر ما وقت داریم رفقا؟
چقدر از وقت گذشته؟
یک دقیقه گذشته.
یک دقیقه گذشته از وقت؟
عجب.
[پچپچ] عربی نداره.
آخه میخواستیم دوستان گفتن یه ذره از حضرات لقیه هم بخونیم.
آش نذری دارید ها؟
بله بله.
خوردید یا نخوردید هنوز؟
آره.
آخه همه چیو اول میخورید به ما خوندن نمیرسه.
[خنده] چایی هم که میارید ما مشغول سوال و جواب چایی هی سرد میشه هی سرد میشه.
ما تشنه گشنه میایم تشنه تر و گشنه تر میریم.
توبه کردیم.
آفرین.
آفرین شما.
یقبل التوبة عن عباده.
خدا باید قبول کنه از شما توبه رو.
[خنده] پس جلسه بعد رفقا تو درس و بحثمون توضیح هیولا باشه.
اصلا هیولا چیه؟
حالا جلسه بعد نترسید و بگید یا ابل.
جلسه بعد مال هیولا رو توضیح بده نیایم.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان والحمد لله رب العالمين صلوات الله على محمد و آله الطاهرین