یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
نفس و مراتب وجود
یا رب اعوذ بک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم لا حول ولا قوّه الا بالله العلی العظیم. اللهم ایکا نعبد وایکا نستعین. الحمدلله على کل نعمه واسال الله من فضله. اللهم صل وسلم وزد و باریک علی صاحب الدعوة النبویک و ثغوت الحیدریک والعصمة الفاطمیک والحلم الحسنیة والشجاعةالحسینیہ والعبادة السجادیہ والمؤثر الباقریک والاثار الجعفريه والعلوم الكاظمية والحجاج الربویک، والجود التقیویک، والنقاوة النقبیکی، والهيبة العسکریکها، والغیبة الالهیک. اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه واجعلنا من خیر اعوانه وانصاره وشيعته والمستشهدين بین یده. المستغاث بک یا صاحب الزمان، المستغاث بک يا صاحب الزمان,المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله وربانی آياتہ. سلام عليكم ورحمةالله.
هدیک پیشگاه حضرت حجت ارواح لمن سبقه فدا انشاءالله که حضرتش هر کجا تشریف دارند در این ايام پر از نور و سرور حالشون خوب باشه و از صاحب جمع ما رو دعا کنن صلواتی خط. اللهم صل علي محمد وآل محمد. سه تا دستور فار برکت جلسمون رو با هم انجام میدیم. ابتدا سوره قدر رو. أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. إنا أنزلناه في ليلة القدر وما أدراك ما ليلة القدر ليلة القدر خير من ألف شهر تنزل الملائكة والروح فيها بإذن ربهم من كل أمر سلام سلام هي حتى mطلع الفجر صدق الله العلي العظيم. اللهم صل علی محمد وآل محمد. تسبیحات خانم رو هدیک میکنم به خود حضرت صدیقه شهيده وهر کسی كه خانم را دوست دارد وخانم هم بهو علاقهمندند. بسم الله الرحمن الرحيم. الله اکبر،الله اکبر،الله أكبر. الله اکبر،الله اكبر،الله اکبر. الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر.
الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر. الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر. الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر. الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر. الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر. الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر. الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله. الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله. الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله. الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله. الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله. الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله. الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله. الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله. الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله. سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله. سبحان الله، سب الله، سبحان الله. سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله. سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله. سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله. سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله. سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله.
سبحان الله، سبحان الله، سبحان
سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله. سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله. لا اله الا الله. اللهم صل علی محمد وآل محمد شما هم زمزمهٔ جمعی صورت گرفت. السلام علیک یا أبا عبد الله و علی الأرواح التي حلت بفنائك. علیک منی سلام الله أبدا ما بقیت و بقی الليل والنهار. و لا جعله الله آخر العهد منی لزيارتک. السلام على الحسن و على علی بن الحسن و على ولد الحسن و على أصحاب الحسن. به سار سید الشهدا و همه یاران و سرای راهش و شهدای راهش صلوات خد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. خیلی خوش میگذرد به من این تو جمع شما. مخصوصا این سه تا هدیک خیلی باصفاست خیلی. برکت عجیبی به جان ما میریزد از جلسه شما و این سه تا هدیک. قبلاً که از حضرت استاد شنیدیم که علت این نیز که این را اختیار کردیم برای شروع جلساتمون همین بود دیگر.
فرمودند مطلقاً برای هر کاری، هر کاری، حالا نه فقط شروع جلسه. این سه تا کار برکت میآورد. شما برای هر کاری قصد دارید ورود کنید و مخصوصاً اموری که مربوط به ملکوت و تحصیل علم و اینهاست که در ملکوت فهم حاصل میشود، این سه تا کار برکت میآورد با خودش. انشاالله جلساتمون برکتشون ضاعف شود. از عزیز دلم حضرت حجت الاسلام علویان خواهش میکنم تشریف بیارن اینجا. من آنجا معذبم که شما نشستید. من جلسهای دارم باید برم صندلی رو- پس به هر حال یک صندلی امین جان برای حاج آقا بگذارید. بله. جسارت بنده رو ببخشید خواهش میکنم. هدیکای که میخوایم تقدیم کنیم، این هدیک سندش البته هست که در بهار جلد هفتاد و شش صفحه دویست و هجده. اگر خواستید رجوع کنید.
انم النبي صلى الله عليه و آله و سلم- اللهم صل علی محمد و آل محمد كان إذا أبی إلى فراشه قال: هر وقت که ایشون میخواستنددد برن تو بسترشون بخوابن و استراحت کنن، هر وقت دیگر آمده نه فقط شب، هر وقت میخواستنددد حتی قیلوله کسی که خواب برکت هست. حالا یک وقتی دربارهش صحبت میکنیم چرا خواب برکته؟ ربطش به روح بخاریک. اه ایشون این چنین میفرمودندددد که بسم این را بنویسید. بسمک اللهم، بسمک اللهم أموت و أحیا. چه جالب. الله به اسم تو أموت و میمیرم و أحیا زنده میشم. چه جالب. میخوای بخوابی میگی أموت و. چقدر جالب. باید صد و نود جلسه مباحثی که تاحالا پیرامون کتاب الموت مربوط به مجلس صحبت کردیم تو کانال هست شنیدن آن سودمند است تا متوجه بشید چرا أموت و. چرا وقتی میخوای بخوابی أموت و. پس وقتی که میخوابید قبلش بگویید بسمک اللهم أموت و أحیا. و إذ این، این تیکه تموم شد.
سخن علامه و میراث معرفتی
این دعایی که قصد دارید بخوابید تموم شد. و إذ است هیک قبل. یعنی وقتی که بیدار میشدندد قال: ایشون میفرمودندددد که دیگر دستوری که شما باید انجام بدید دیگر. وقتی بیدار شدید الحمد لله الذي أحیانى بعد ما أماتنى. حمد و سپاس مخصوص خداییست که ما رو زنده کرد بعد از اینکه ما رو میراند. أحیانى بعد ما أماتنى و إليه النشور. این دعا تا اینجاست. چندین بار از حضرت استاد که ما شنیدیم در درس و بحثهاشون مطلقاً میگوییم استاد منظور علامه است. ایشون فرمودند علامه سنزبه عليه رحمة الله فرمودند که چقدر شیرینه این دعا و توصیه میکرد میکردندددد. آن چیزی که بر لسان ایشون ما بارها شنیدیم که جاری شد بر لسان مبارکشون این بود که الحمد لله الذي أحیاني بعد ما أماتني و إليه النشور. تو این روایتی که من أحیا جمع آمده نا. آنجایی که حضرت استاد فرمودند أحیاني بعد ما أماتني. آنم یک روایته.
خواستم به شما صادقانه عرض کنم آنچه که ما از لسان حضرت استاد شنیدیم أحیاني بود بعد ما أماتني. این مفرد و آن جمع دیگر. حالا شما هر کدومشو دوست داشتید میتوانید انجام بدید. اما اثرش چیک؟ اثرش ما معمولا قبل از بیان هدیکهامون اثرش رو میگفتیم. اثر این ذکر بر اساس تأثیری که در اسم المومیت و المحیی هست که ربهای کدوم رتبه از مراتب وجود بودند؟ احسنت. نفس منتبه در جسم کلی که گفتیم نفس نباتی و نفس حیوانی که الان در ما هست که باعث رشد و ادراکات ما میشود اینها از آن اخذ فیض میکند. اگر کسی نفس نباتیش یعنی رشد همین جسمیش، رشد جسمیش رشد خوبی ندارد. اخذ فیزش از نفس منتبه در جسم کلی مشکل داشته، کم اخذ فیض داشته. یعنی فیض کمتری از نفس منتبه در آن جسم کلی که کل اجسام عالم رو گرفتیم یک جسم از آن نفس کلی که بهش میگویند نفس منتبه از آن بهش تعلق گرفته، کم تعلق گرفته.
یا اگر کسی در ادراکاتش در غرائزش مشکل دارد، اینها همش ربط به آن در فیضی بر میگردد به فیضی که از آن گرفته. حالا چرا؟ دلایلی براش ما داریم. منتهی جلسه ما این نیست. ابتداء جلسه ما نمیکنیم ما اینطوری ورود کنیم ریزکاریهای این چنینی رو. ما اینها رو به صورت کلی میگوییم بریم. اینها رو بیشتر باید در حیث نظری اگر شود خدا توفیق دهد در مسود بلا در سیر معرفت نفس یا در حیات یا زهرا بگوییم. به صورت کلی که اگر چنچ خاطرتون باشه راه یکی از راههای ارتباط با رتبه نفس منتبه در جسم کلی که ذیل کدوم رتبه بود؟ [پچ،پچ] نفس کل که اسمش الرحیم بود که مصداق اعظمش حضرت صدیقه شهیده سلام الله علیکا بود. برای اینکه با آن رتبه یعنی با نفس منتبه در جسم کلی ارتباط خوبی برقرار کنید با این اسماء فعلی حضرت حق که چهارتاشو معرفی کردیم از مهماتشه ماحی با هجیمی محو کننده، یثبت.
نفس و مراتب وجود
[پچ،پچ] احسنت. مثبت. محیی و مومیت. این اسماء بودند. حالا وقتی شما میخوای به گونهای غرائزت رو کنترل کنی، این یک، این یک حالا خیلی تاثیرات دارد. منتهی من اگر بخوام واقعا عرض کنم و اغراق اگر بکنم من جای مقدسی الان نشستم. با توسل میام اینجا میشینم. اگر اغراق و خدایی نکرده بزرگ کردند این مسائل رو بخواهیم معرکه گیری و اینها داشته باشیم چوب بد جوری میخورم. به شما اگر فقط همین دستوری که پیغمبر دادند رو بخواهیم آثارشو بر بشماریم تا آخر جلسه امشب باید فقط در خصوص آثار این ذکر حرف بزنیم. یکیش رو من تقدیم میکنم. آنم این که شما وقتی قصد دارید غرائز خودتون رو کنترل کنید در نفس حیوانی کنترل غرائز کمک میخواهد. همینطوری نمیشود. یکی از راههای کمکی کنترل غرائز که توسل به رتبه نفس منتبه در جسم کلیست.
چون نفس حیوانی ما از آنجاست و بهره گرفتند از اسم شریف المومیت و المحیک که ما گفتیم فعلاً زوده تا روش توسل به آن اسماء رو به شما بگوییم. همین دعاییک که الان پیغمبر به شما تعلیم داد. یک اثرش اینه. غرائز رو تعدیل میکند و البته آنهایی که مقدار جلوتر از ما هستند تسهیل میکند. چی رو؟ تسهیل میکند موت قبل ان تموت رو. تسهیل میکند سفر از ظاهر به باطن رو. تسهیل میکند درک حکمت رو. که حکمت بود علم به احوال اعیان موجودات یا اشیا به قدر طاقت بشری. به باطن عالم پی ببری، به باطن خودت برسی. البته این رسیدن نه به آن اسم الباطن مطلق وجودی، نه آن که اهدی نمیرسد. اسم الباطن از اسماء مستعصره حضرت حقه. درسته رب مثل الاول و الباطن رب کجا بودند؟ آن رتبههای عالی، رب اهدیک است. رب فیض اقدس، رب صادر اول اینها بودند. در عالیترین مراتب بودند. میشود به آنان توسل کرد.
اما به حق به حق آن برسی؟ نخیر. ما به حقیقت خودمون هم نمیتوانیم برسیم. و اینجا چقدر حرف به فضل الهی داریم که برای شما در خصوص همین جمله بزنیم که در سیر معرفت نفس باید پیاده شود. اگر دوست داشتید یک تقریبا هفده دقیقهای در همین خصوص دیروز ما روز گذشته در با عنوان کشکول نور تاریخش رو یادداشت کنید آن رو شنیدن آن سودمند است. با عنوان کشکول نور آمد تو کانال. هفده دقیقه است. خیلی نه، در خصوص همین جمله رسیدن به حقیقت خودت صحبت کردیم. در وادی توحید افقالی با عنوان کشکول نور. دیروز تاریخ دیروز رو بنویسید تو کانال که دیروز به عنوان کشکول نور آمد حتما شنیدن آن سودمند است که دیگر کمک گرفتم از صحبت دیروز که اکنون نیز از شما خیلی وقت نگیرم. این یکی از آثار و تبعاتشه.، اِاِاِ چند جلسهای هست که یکی از فرمایشات حضرت استاد رو آماده کرده بودم که برای شما پخش کنم. نمیشد، توفیق نمیشد.
سخن علامه و میراث معرفتی
تو راه که میآمدم دو مرتبه گوش دادم. جالب است که خدا میدوند هر وقت که صحبت حضرت استاد رو ما گوش میدیم با اینکه صدها بار برخیشو بسیاری از بار اینها گوش دادیم باز یک چیز جدید یاد میگیریم، درمییابیم. این صحبت زیر دو دقیقه است براتون میذارم شنیدن آن سودمند است که در خصوص نفی خواطر و این کتل سنگین نفی خواطر و کتل سنگین که چقدر سنگینه و تا کسی نفی خواطر نکنه بر اساس همین رسالهای که دست گرفتید، رساله سیدالرسول که از حضرت استاد علامه طباطبایی علیک رحمة الله الرضوان اصلا شما به ذکر و فکر نمیرسید مگر پس از نفی خواطر که آن دستورالعمل آیات الصخره رو خدمتتون به یادگار از حضرت استاد. اتفاقا اشاره به آیات الصخره رو نشون میکند تو این یک دقیقه و چند ثانیک و آن کتل سنگین نفی خواطر رو بیان میکند. ابتداش رو خوب توجه لازم است.
ابتدا حضرت استاد میفرمایند که برای چه موضوعی خوب است استفاده از آیات الصخره؟ خیلی شیرین و عالی که ایشون برای درک حضور، نفس حضور و آرامش نفس، انبساط نفس و در حقیقت تعدیل قوای نفس اینها. یک جملهای رو میگویند که حالا یکی دو جمله است من یک مقدار بسطش دادم. مخصوصا در خصوص قوت بخشی به فیض حضور. ایشون میفرمایند که همین آیک. یعنی چون شاید احتمال این وجود داشته باشه کسی این کتل رو طی کرده باشه بگه من از نظر خواطر الحمد لله خیالم راحته. خاطر پریش ندارم. صور و اشکال مزاحم و موهشه و وحشتناک و اینها خیلی تو ذهنم نیست. الحمد لله آنم حالا قطعاً یا به پدر و مادرش ربط دارد یا به تعادل مزاجش ربط دارد. یا قطعاً بهره برده از، از کار شریفی مثل یک سال مداومت بر ذکر لا اله الا الله که یک جوونی خودشو میزد. آنقدر خاطرات پریش داشت. صور و اشکال مزاحم اذیتش میکرد.
قبیحه تو ذهنش میآمد. قوّه خیال آلوده شد به او. خودشو میزد. به ما گفت چه کنیم؟ گفت یک سال لا اله الا الله بیعدد. یک سال مداومت کن لبت تر باشه همیشود. چند وقت پیش که دیدمش گفت حاج آقا آنقدر دعات میکنم. اصلا زور میزدم فکر بد بکنم نمیتونم. آنقدر آرامش خاطر پیدا کردم. اینها معجزاتیست که در این از کار خوابیده. ما متاسفانه بیبهرهایم، توجه نداریم. حالا این صوت رو براتون میذارم شنیدن آن سودمند است. مخصوصا آن تیکه اولش رو توجه داشته باشید که سریع هم حضرت استاد ازش رد میشود. جزو همین جملات اولشونه. برای روح بلندشون یک صلوات هدیک کنیم. باز هم صلوات فرستاد. پس آن حفظ حریم نفس رو توجه کردید ابتدا حضرت استاد فرمودند و حس حضور با آن حضور قوت بخشی به حس حضور و مرحله حضور که اصلا ما کاری جز این نداریم. ما کاری جز حفظ حریم نفس و درک حضور نداریم.
نفس و مراتب وجود
اصلا این جلسه نفسش اینه که ما رو برسونه به آنجا دیگر. برسیم به مرحله حضور، حس حضور، ادب محلا. هدیک بعدیمون که در خصوص شهدا بود تو راه حالا به روشی که داریم از مشایخمون توسلی کردیم که از چه شهیدی بگوییم. به خاطرم آوردن خاطرات شهید خیرآبادی رو. ایشون ذاکر اهل بیت بود. خیلی صدای قشنگی داشت در مسجد مسلم جعفر محل ما دعا کامل میخوند، مقتل میخوند. هیچ وقت یادم نمیرود وقتی شهادتشو اعلام کردند همه کودکانی بسیج دیوانه وار خودشو میزدندد. اینقدر خوب کرده بودن با آن. یکی از کودکانیی که هنگام شهادت ایشون همراهش بوده قبل از شهادتش یک واقعهای رو دیده بود از این شهید. آن رو من امشب تقدیم میکنم اینها به کجا رسیده بودن که میگفت ما دم غروب که میشد میدیدیم شهید علی خیرآبادی غیبش میزند. نیست، نیست میشود. تا اینکه هرچی ازش میپرسیدیم نمیگفت کجا میرود.
تا اینکه یک روز من راه افتادم پنهانی بدون اینکه خودش متوجه شود ببینم کجا میرود. راه افتادم رفتم خلاصه رفت تا دور شد از محله ما، از محوطه مقر ما رفت به گوشه نیزار پنهان شد و یک تقریبا آب باریک مانندی هم از آنجا رد میشد. کنار این آب نشست و منم پشت نیزار قایم شدم و میدیدمش. دیدم شروع کرد زیارت عاشورا رو از حفظ خوندن. همانطور که عاشورا میخوند شروع کرد گریک کردند. همانطور اشک از چشاش میریخت و روضه میخوند عاشورا میخوند بعد دیدم که از کنار دست ایشون یک مار خیلی درشتی دارد نزدیکش میشود. من نگران شدم که این مار یک وقت نیش نزنه ایشونو. از طرفی هم میترسیدم اگر عکسالعمل نشون بدم این بفهمه من پنهان شدم اینجا به شدت ناراحت میشود. یک چیز صحنه عجیبی که میگوید دیدم متوجه شدم که شهید دیده مار رو چون آمد جلوی شهید قشنگ. دیدم هیچ عکسالعملی شهید نشون نمیده.
مار همینجوری از جلوی شهید، از رو پای شهید خودشو پیچوند آمد بالا. بعد میگفتش که قشنگ این سرش هم که پهن کرد به قول معروف این دیدیم که مار افعی هم هست. این گردنشو که پهن کرد متوجه شدیم مار، مار افعیک. خیلی خطرناکه نیشش. دیدیم قشنگ آمد تا رو در روی صورت شهید کلهشو خم کرد به این شکل مار. کلهشو خم کرد رو در روی صورت شهید. شهید هم همینطوری میخوند. اصلا توجه به مار نمیکرد. میخوند و اشک میریخت. بعد میگوید دقت کردم دیدم که این مار رفت جلو، رفت جلو صورتشو مالید به اشک صورت شهید خیرآبادی. و من واقعا از این صحنه متحیر مونده بودم که دارم چی میبینم. باورم نمیشد. بعد خلاصه این کارو کرد و دو مرتبه آمد پایین و رفت. شهید خیرآبادی هم کار خودشو ادامه داد.
که بعد وقتی که ایشون
که بعد وقتی که ایشون برگشت و من این سر رو به ایشون گفتم به شدت ناراحت شد و از من قول گرفت تا من شهیدم تا شهید نشدم به اهدی نگو. که این را بعد از شهادتش به ما گفت. این کودکانی مثلا هفده هجده ساله شونزده ساله اینها به کجا میرسند، به کجاها رسیدن که ماری که ما ببینیم از صد متری ببینش ال فرار میآید تبرک میجوئد به اشک چشم این شهید. اینها شاهد شدن به عالم که سر سوزنی از یک مار افعی نه که بترسه، تازه او رو هم به سمت اشک چشم خودش دعوت میکند، آنم تبرک بجوید. طبتم وطهبت الارض التي فيها دفنتم. شما خودتون پاک شدید هر جا هم که دفن شدید آنجا رو هم پاک کردین. انشاالله خاطرات آنان تو دل ما دفن شده و وجود دارد دفینه شده با ارزشن. انشاالله که وجود ما و درون ما هم به برکت خاطرات شهدا پاک شود. نثار همشون. میخواستنددد این شهید بزرگوار صلواتی هدیک کنیم.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. میرویم سراغ درس اول بعدی جلسهمون. نظرات سیره سلوکی بزرگان رو که ارائه میدادیم رسیده بودیم به نظر سلوکی ملا صدرا. روحش شاد. در توصیه میکرد ایشون البته نصیحت ایشون، نصیحت ایشون با سالکین الی الله رو داشتیم میخوندیم. رسیدیم به اینجا که" ای برادر بدان که نفس تو مسافر الی الله بوده." در خصوص نفس اینجا حرف زدیم که چرا ایشون فرموده نفس تو مسافر الی الله. نه بدن تو، نه روح تو. چرا فرموده نفس تو؟ و در منزل اول از منازل بسیار وجود قرار گرفته و بدن تو نیز مرکب این مسافر است. تا اینجا سخن گفتیم، حرف زدیم.
پس باید برای دفع دزدان و قاطعان طریق- مسلح به سلاحی کارآمد و زاد و توشه ای کامل باشد تا در قطع مراحل و طی منازل بتواند با دزدان و رهزنان برخورد کرده و به سلامت جان و مال خود را به منزله مطلوب، به منزلگاه مطلوب و مقصود برساند تا به منتهای غایات منظور خود نائل آید. که این کاملاً از سیاق صحبت ملاصدرا مشخصه که صد درصد کسی که در مسیر و طریق سلوک قرار بگیره مورد حمله قاطعان این طریق قرار میگیره و آنهایی که حمله ور میشوند شیاطین و ابالسه که اکنون نیز با تمام قوا آمدن وسط گود و شما اهل ایمانی رو پیدا نمیکنید که مورد هجمه آنها قرار نگرفته باشن حتی ولی امر مسلمین. حتی ایشون هم مورد هجمههای سنگین و وحشتناک قرار گرفته و اتفاقا خیلی شرمنده ام که این رو. خدا میدونه قصد نداشتم بگم الان بر لسانم دارد جاری میشود. دوست نداشتم چون سخته برام گفتندش.
آیات قرآن و راه هدایت
نمیدانم خاطر شریفتون باشه یک بار در دانمارک یک قرآن سوزوندن، یک قرآن سوزوندن که شیرینی دانمارکی رو همه تحریم کردند اسمش رو گذاشتن گل محمدی و دیگر مثلا یا نمیگرفتندد و. اتفاق بسیار، بسیار، بسیار تلخ و عجیبی که اخیرا تو کشور ما افتاد. چقدر قرآن سوزوندن. یکی از نتایج این قرآن سوزوندنها چیک؟ اینه که کسی که دشمن شناسیش قوی باشه این رو متوجه میشود. یکیش آزاد شدن شیاطینه. قرآن سوخته نمیشود مگر اینکه شیاطین و ابالسه آزاد میشوند. یعنی از بند حرز آزاد میشوند. حرزهایی که بزرگان جان کندن تا حرز درست کنن یا خودشان رو حرز کنن تا اینها نتونن به جان اهل ایمان حمله کنن. اینها از آن احراز و اوضات آزاد میشوند که به شدت در این چند روز آشوبها آزادسازی از شیاطین صورت گرفت. برای همین برای چندمین بار دارم تاکید میکنم خانههامون رو مسلح کنیم.
اینجا حضرت ملاصدرا میفرماید مسلح به سلاحی کارآمد. البته میبرد بعد میزنش به عرض شود علم سلاح ایمان و تقوا. اما بنده از اینجا حسن استفاده رو بکنم به تاکیدات حضرت استاد حتما هم منزلتون رو هم تک تک افراد و اشخاص خانوادهتون رو مسلح کنید به احراز و اوضات. رجوع کنید به آن بیست و یک جلسه احراز و اوضاتی که کوتاه هم سخن گفتیم. حدودا یک ربع. بیست و یک جلسه تو کانال هست. پیداش کنید حتما. از اوجب واجبات الان برای شما. و الا بیچارهمون میکننددد. یعنی یک کاری میکننددد که من روز نیست که کسی مراجعه نکنه یا تماس نگیره یا پیام نده و گرفتاریهای این چنین نداشته باشه. روز نیست، روز به ما نمیگذرد که شدید شده شدید. یعنی چنان سوار بر قوّه خیال و وهم شما بشن، کنترل خودت رو دیگر از دست بدی.
نتونی اراده کنی و خیلی کارهای دیگر که باورت نمیشود یک روزی از تو سر بزنه سر بزنه. لذا سریع خودتون رو مسلح کنید. تا اینجا رد شیم جملات بعدی. مراد از این سلاح نظر ملاصدرا اینجا ایمان و تقواست. و منظور از زاد و توشه این سفر اخروی علم و حکمت و معرفت الله بوده. پس سلاح رو ملاصدرا در این طریق برای مبارزه با شیاطین و ابالسه و قاطعانه طریق میگیرد ایمان و تقوا. و چون بسط رسوخ که البته باید گفت شدت ایمان. من از ملاصدرا از روح بلندشون عذر میخواهم بگم شدت ایمان و تقوا. و الا ایمان و تقوا که همه داریم به صورت حالا ضمنی داریم همه. چون مسیر سیر و سلوکه باید شود شدت ایمان و تقوا. و زاد و توشه رو میگیرد چی ایشون؟ علم و حکمت و معرفت الله. همین جلسات، جلسات خصوصا عقل نظری مثل استاد بلال در معرفت نفس و امثالهم.
و به عبارت دیگر بدون
و به عبارت دیگر بدون آمادگی قبلی نمیتواند رهسپار راه آخرت شد. و البته هر کسی نیز قادر به درک و فهم مسائل حکمت حقه الهی نبوده و ضبط آن هم به جز برای دارندگان فطرت پاک و سلیم میسر نمیباشد. و در نتیجه از شروط مهم تحصیل معرفت الله، ترک وسوسه شیطانی و شهرت طلبی و اعراض از مقامات دنیوی و توسل به فضل و رحمت خدآند منان است. چقدر البته میدانید سخته رها شدن از وسوسه شیطان، از شهرت طلبی مقامات دنیوی خیلی سخته کار کمی نیست. من یکی از ذاکرین خوش صدا علوت که خیلی هم جلسات شلوغی دارد دیدمشون خیلی هم دوستشون دارم. یک جمله عجیبی به من گفت. گفت حاجی من خیلی یک عمر جون کندم هر کاری بگی انجام دادم اما مثل فلانی و فلانی و فلانی معروف نشدم. اصلاً از این سوالش من تعجب کردم که این چه سوالیک و این چه نیتیک. همان بهتر که نرسید. خیر و شرش در آتشه.
واقعاً حدیث داریم خیر و شرش در آتشه که آدم بخواد معروف شود، مشهور شود، اسم و رسم پیدا کنه. چه سودی درشه؟ نکتهآخری که در این باب عرض کنم و حالا ما چند خط خوندیم یک چند صفحه است دیگر میدانید توصیه میکرد ملخصات رو هر جلسه چند خطشو بگوییم نکات مهمش رو استخراج کنیم بریم سراغ درس و بحثمون. میفرماید: "توسل به فضل و رحمت خدآند منان". دو تا اسم خدا رو اینجا میآورد. الفاضل و الرحمن الرحیم. الفاضل، قبلاً هم گفتیم یک دعایی در سجده میکنید مستحبه که در سجده آخر نماز "یا خیر المسؤولین و یا خیر المعطین ارزقنی وارزق عیالی من فضلک، من فضلک، فإنک ذو الفضل العظیم" بعضی جا فرمودند ذو من فضلک الواسع. این واسع امواج دارد. من فضلک. این فضل الهی رو قبلاً که و در مسجد بلال یک روزی اثبات کردیم با آیات که نمیرسد کسی به حکمت، به معرفت عمیق در دین مگر با اسم الفاضل حضرت حق.
که اسم الفاضل بدون استحقاق در تو پیاده میشود. یعنی هنوز تو استحقاقش رو نداری در تو پیاده میشود. مستقیمه. در دعایی که در شب نیمه، نیمه ماه همین ماه شریف شعبان در شب نیمه شعبان یک دعایی بود که نمیدانم آن صوت رو گوش دادید یا نه. ما هم در یا زهرا هم در سازمان صداوسیما در خصوصش سخن گفتیم. آن اولش چهار تا لطف خدا رو مخصوص شب نیمه شعبان قرار داده بود. البته برای کسایی که مصبوغ به سابقه الطاف الهی هستند. یعنی کسایی که قبلاً مورد عنایت خدا قرار گرفتند شب نیمه شعبان چهار تا لطف شامل حالشون میشود. یکیش یادتونه یکیش بود؟ منح و هبه هبات، هبات و منح. هبه. گفتیم هبه، هبه اسمش رو خودشه. بر اساس اسم الوها به حضرت حق هبه بدون استحقاقه. یعنی تو مستحقش نیستی خدا مستقیم به تو میبخشد. اعتام، اعطا، اعطا و جایزه. اینها رو گفتیم دیگر آن شب هست. الطافی که خدا آن شب داشت.
نفس و مراتب وجود
اعطای الهی، عطا و جایزه. اینها رو حالا با هم مقایسه کردیم. مقصودم بیشتر آن آخریک است. هبه. هبه مستقیم از طرف حضرت حق. یعنی میشود گفت یک لطف ویژه است. اگر کسی مورد هبه الهی قرار گرفت، اسم الفاضل خدا در او پیاده شده. این رو حواسمون جمع باشه که بعد راه و رسم حالا این دو تا رو عرض کنم. چقدر حرف تو همین جا خوابیده. میگوید به فضل خدا و به رحمت خدا توسل کنیم. به فضل خدا چگونه توسل کنیم؟ باید خودمون رو بر اساس اصل رسین و رکین نفس کینونت از منه و امکنه یعنی آن در تکوین زمانها و مکانهای خاص، خدا یک نورانیت خاصی رو قرار داده مثل لیلة القدر، مثل شب نیمه شعبان، مثل همین ایام همین ماه، کل شب و روز این ماه. اینها در نفس کینونتشون، در تکوینشون خدا یک نور خاصی رو قرار داده.
ما خودمون رو در زمانها و مکانهای خاص و خاص خاص قرار بدیم اسم الفاضل خدا در ما پیاده میشود. کاری نو میخواهد بکنیا. فقط قرار بگیر در زمانهای خاص، مکانهای خاص. مثل حرم آل الله، مثل مسجد، مثل نفس حضور در محضر عرفا و علما، اساتین فن، صاحب نفسان که متأسفانه اکثرشون از دنیا رفتند. خدا به ما رحم کنه. مثل مثلاً رفتند به امامزادگان، شهدا، شهدای گمنام خاصه. من قبل از جلسه شما محال شهاد گمنام نرم و اینجا بیام. توسل میکنیم هم شما هم انشاالله اینطور باشید. اینها مواجه میکند شما رو با اسم الفاضل حضرت حق. که بریزه در وجودتون. دیگر شما باید این در خودتون این اراده رو داشته باشید که حفظش کنید، از دستش ندید. توسل به رحمت خدا چگونه است؟ رحمت خدا هم دو شق دیگر. بر اساس درس و بحثهامون بخوایم بگوییم رحمت رحمانیک، رحمت رحیمیک الرحمن که رحمت رحمانیک بود.
وسعت رحمتی کل شی مربوط به، به رب کدوم رتبه بود؟ جبروت. نترسید بگویید. یا عقل اول یا عقل کل. آن از عقول عشر عالم امیرالمؤمنین که در ما میشود عقل وجودمون. این عقلی که در ما هست و مقیده. آن عقل بیرون عقل مطلقه. راه ارتباط با آن رتبه الرحمن بود. بعد رحمت رحیمیک است که نفس رب به نفس کل میشد اسمش بود الرحیم. نفس کل که مصداق اتمش حضرت صدیقه شهیده سلام الله علیکا بود که الرحیم یا یا رحیم، یا رحمان یا رحیم. چه شیرین و چه زیبا که در بسم الله الرحمن الرحیم هم اینها آمده دیگر. بسم الله الرحمن الرحیم دیگر جمع بین همشونه. اصلاً خود بسم الله الرحمن الرحیم دستور الاوله. خود بسم الله الرحمن الرحیم. که حالا به وقتش چه دستوراتی داریم بر استفاده بردن از این ذکر شریف و نزدیکترین ذکر به اسم اعظم از سفیدی چشم به سیاهی چشمه. روایت داریم دیگر.
ولایت و سیرهٔ امیرالمؤمنین
همه مفسرین بر تفاسیرشون آوردن. نزدیکترین اسم به اسم اعظم در میان اسمها بسم الله الرحمن الرحیمه. نزدیکتر است از نزدیکی سفیدی چشم به سیاهی چشم. شما چشم یکی رو میبینی اصلاً تفکیک میکنی سیاهش رو از سفیدیش؟ میگی چشم آقا دیگر. چشم خانم. دیگر چشم میبینی دیگر. آنقدر اینها رو یکی میبینی. میگوید آنقدر نزدیک به اسم اعظم. بسم الله الرحمن الرحیم. حالا هدایایی اینجا حضرت استاد دادند خدمتتون به وقتش. این هم تا اینجا که راه ارتباط با رحمةالله. حالا کسی که به امیرالمؤمنین [س ] به شخص امیرالمؤمنین متصل شود در حقیقت به عقل عالم و به اسم الرحمن توسل جسته. کسی که به شخص حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیکا توسل کنه که قوسش قوس نزولیک. از وحدت به یا از اجمال به تفصیل رفتنده دیگر. تفصیل نفس مرتبه تفصیل و پرورش بود. یادتون باشه دیگر. عقل کلیک.
کسی که میخواهد مثلاً عقلش قوی شود کلیات رو خوب بفهمه. به وحدت و به اجمال برسه. توسل به امیرالمؤمنین، به عقل عالم، اسم الرحمن. کسی که میخواهد از اجمال به تفصیل برسه و به باطن اشیا برسه به مقام پرورش خودش و نفوس برسه و، و، و اینها حضرت زهرا و ملکوت، نفس کل و اسم الرحیم. اینها رموزی بود که و رد شدیم. از درسامون هم یکی دو تا درس جدید بدیم و انشاالله شما رو به خدای بزرگ بسپاریم. برای اینکه انشاالله فضای جلسه بیشتر از این معطر و میطهر شود صلواتی حد. اللهم صل علی محمد آله [همهم است]. میرسیم سراغ وعدهای که داده بودیم. رتبه بعدی که هست هیولای کلیک. حالا بنویسید. حقیقت وجود. حقیقت وجود بود چی؟ همان فیض منبسط، همان صادر اول، همان نفس الرحمن. حقیقت وجود اگر به اعتبار اینکه همه صورتهای نوعیک، دقت رو کلمات بکنین.
همه، دیگر تفکیک نکرده، همه صورتهای نوعی روحانی و جسمانی را میپذیرد لحاظ شود. پس حقیقت وجود اگر به اعتبار اینکه همه صورتهای نوعی روحانی و جسمانی را میپذیرد لحاظ شود همان مرتبه هیولای کلیک است و رب آن، به به چه اسم قشنگی هم هست. اسم قابل است. قابل. القابل. یکی از اسامی حضرت حق قابله دیگر. یکیش فاعله، یکیش قابله. که قابلیت بخشیده به من و شما. هرکی قابلیتی دارد این قابلیت رو، آن استعداد رو، آن منّه رو، آن قوّه رو از اسم از اسم القابل حضرت حق گرفته. حالا این چند جمله رو بخونم بعد یک توضیح قشنگی بهتون بدم که خیلی به دردتون میخورد. اسم قابل، دیگر شنیدن آن سودمند است. اسم قابل رب هیولای کلیک است و عنوان کتاب مستور و رب منشور میتواند به هیولای اولی اشاره داشته باشد. این رب منشور. البته رب منشور و نور مرشوش رو برخی مثل خود ملا صدرا به صادر اول هم اطلاق کردند.
آیات قرآن و راه هدایت
اما حالا این دیگر نظرات ما خیلی با اسم کاری نداریم. آن حقیقتشو بفهمیم. میفرمود که آن آن هیولای کلیک اسم القابل ربش. حالا یک هیولای اولی هم داریم دیگر. نترسید الان توضیح میدم یعنی چی؟ فرقش چیک؟ میفرماید کتاب مستور که تو قرآن آمده یا رب منشور منظور هیولای اولائه نه هیولای کلیک. اشاره داشته باشد و هیولای اولی و کتابی که تمام سطرهای آن نوشته شده و ورقی که منشور و گسترده است مظهر قبول خدای سبحان است. در تعبیرهای عرفی لوحی که قابلیت نوشتن را داشته باشد، چیزی دانسته میشود که کتابت از ناحیک کاتب و نویسنده در آن انجام میشود و فیض از ناحیک فاعل به آن میرسد. کاملا مشخصه دیگر. وقتی شما میگید لوح یک کتابی، چیزیست که درش نوشته میشود. چیزی نوشته میشود. فاعل در آن کتاب که قابله چیزی مینویسد. برای همین به آن کتابه میگویند چی؟ لوح.
به آنکه دارد مینویسد فاعله میگویند چی؟ قلم. اینها رو وجه تمایزشون رو داشته باشید تو ذهنتون. ولی قبول کتابت و فیض به نفس آن استناد داده میشود. اما در قیاس با خدای سبحان تنها فاعلیت به او مستند نیست. یعنی شما کتاب رو میگیرید صرفا قابل. قلم رو میگیرید صرفا فاعل. درسته؟ اما اینجا میگوید که در خصوص حضرت حق هر دوش اطلاق میشود. خدا هم فاعله هم قابله. قابله نه اینکه، نه اینکه العیاذ بالله خدا استعداد دارد. خدا منه و قوّه. نه. یعنی اینکه این قبول فیض رو، مرتبه قبول فیض رو به تو بخشیده که تو میتوانی قبول کنی فیض رو و الا چطوری قبول کنی؟ اصلا اگر این اسم در من و شما پیاده نمیشد، به نظر ما شما چه اتفاقی میافتاد؟ پذیرش نداشتیم. چی رو پذیرش نداشتیم؟ جان؟ [همهم است] دریافت چی رو نداشتیم؟ فیض. فیض رو آفرین. فیض به چی میگویند؟ [همهم است] نه.
اولین فیضی که گرفتیم وجود بود. اولین. حالا فیضها الا ماشاءالله چند تاشو بشمارید. هرکی بلده بگه. [همهم است] خود استعداد فیضه. دیگر. [همهم است] عقل فیضه. دیگر. [همهم است] رزقتون. رزق. رزق اعم از مالی، مادی. اینها همه فیضن. علمتون فیضه. سلامتیتون فیضه. اینها همه الان نشستن شما اینجا فیضه. خود، خود اخذ فیض، فیضه. به شما این فیض رو میدن که اخذ فیض کنی. و الا الان شاید آدم هست که اخذ فیض نمیکند. قصد دارید بترسونمتون. نهیب بزنم. البته کودکانی یا زهرا زیاد به گوششون آشناست این جمله. بنده که از جمله حضرت استاده من از ایشون. الحمد لله من به آرامش دارم تو صحبت چون از خودم هیچی ندارم. همش مال آنهاست. یک ضبطیم، ضبط کردیم به شما انتقال میدیم ان شاءالله. آنان نفس بزنن القا کنن به شما. حضرت استاد فرمودند که در ابتدای کتاب نهجالبلایک شون هست.
برید بخونید در مقدمش که
برید بخونید در مقدمش. که آن فآن فیض الهی علی الدوام. آن فیض کلیها، فیض اطلاقی، همه فیض بر تمام کائنات جاری و ساریک. آن فآن. یعنی اینطوری میشود گفت یک آن فیض قطع نمیشود اولا. ثانیا همان فیضی که بر سر انبیا، اولیا و انسان کامل میریزد دارد سر من و شما هم میریزد. مشکل در کجا قرار دارد؟ [همهم است] آفرین، آفرین. همان دریافت خواهر گفتند آقایون قابلیت. یا بهتره من حرف شما رو ترجمه کنم یعنی اخذ فیض، اخذ فیض مشکل پیدا کرده. ما نمیتوانیم اخذ فیض کنیم. پس خود اخذ فیض هم یک فیضه. چرا این فیض رو من ندارم؟ چرا نمیتونم اخذ فیض کنم؟ یا الحمد لله دارم میکنم. خیلی فیضها دارد به ما میرسد. اما فیضهایی که به اولیا خدا میرسد چرا به ما نمیرسد؟ [همهم است] آفرین. آنان به شرح صدر رسیدن. آنان تلاش کردند، زحمت کشیدن، قابلیتشون رو وسعت بخشیدن.
حالا اینکه چه کنیم تا سعه وجودی پیدا کنیم یعنی همان قابلیت گسترش پیدا کنه یعنی همان انشراح، شرح صدر. رب اشرح لی صدری. اینقدر قصه مهم است که انبیا الهی همین رو از خدا میخواستنددد. به قول حضرت امام روحش شاد. میفرمود حتی انبیا هم در زبانشون لکنت داشت. در برابر فرعون قرار میگرفتندد. از دعای حضرت موسیست دیگر. میخواست برود فرعون رو هدایت کنه. رب اشرح لی صدری. و یسر لی امری. واحلل عقدة من لسانی. يفقهوا قولی. این عقدرو از لسان من بگشا که آن بفهمند، حرف منو بفهمند. حرف سنگینه. این حرفها خیلی سنگینه. تعجب نکنیم. بسیاری میگویند حاج آقا ما میخونیم، بلدیم، فهمیدیم اما نمیتوانیم بیان کنیم. مگه شوخیک بیان اینها؟ بیانش خودش توفیق میخواهد. گفتندش سخته. چه برسه فهمیدنش، چشیدنش و رسیدنش. آنم فیض میخواهد. فیض بیان، فیض اخذ فیض. همه اینها در سایک چیک؟
اسم القابل حضرت حق. چقدر پس این مهم است. چقدر این اسم و این رتبه مهم است. بریم جلوتر. بلکه قبول قابل نیز از افاضه اوست. هیولا و هر موجودی که قبول میکند مظهر قابلیت خدآند است و خدآند فیض منبسطی دارد که آن را در برخی مواطن به صورت فاعل و در بعضی دیگر به صورت قابل ظاهر میکند. یعنی چی؟ فیض منبسط چی بود؟ صادر اول. آفرین. صادر اول. که پیغمبر رفت به آن مقام رسید. فیض منبسط. همه فیض آنجاست. نفس الرحمن. چه فاعلیت به تو برسه، چه قابلیت، هر دو از فیض منبسطن. منبعش پس میشود چی؟ [پاسخ شنونده] پیغمبر. آفرین. پس امیرالمؤمنین هم از پیغمبر اخذ کرده. لذا فرمود أنا عبد من عبید محمد صلی الله علیک و آله و سلم. [دعای بعد از نماز] حالا این نکته خیلی مهم است. این جمله رو دقت لازم است. هیچ شیئی به ذات خود قابل نیست. پس قابل اصلی کیک؟ خداست. آفرین.
هیچ شیئی به ذات خود
هیچ شیئی به ذات خود قابل نیست. قابل بالذات اسم خدای سبحان است و قبول هر شيء به ظهور آن اسم است. هر چیزی رو من و شما قبول کنیم به ظهور اسم چه بدانیم، چه ندانیم. اسم القابل حضرت حق در ما پیاده شده. شیئی که قبول میکند قبول او در حقیقت مظهر قبول الهی بوده و خود نیز مظهر اسم قابل است. یعنی وقتی شما فیض رو قبول کردی خودت میشی چی؟ مظهر اسم القابل. حالا اگر این فیض رو گرفتی زکات العلم نشر علم و اخذ کردی به دیگری انتشار دادی. اینجا تو میشی مظهر چی؟ اگر گفتید. نترسید بلند بگویید. اسم الفاعل دیگر. وقتی گرفتی شدی مظهر اسم القابل. وقتی این را انتقال دادی به کسی، فیض رسوندی، میشی مثل مظهر اسم الفاعل. به همین راحتی. الان داریم یک ذره تو قسمت عملی، اصلاً این بحث عملیک. درسته حیثیتش نظریک اما چون چشیدید عملیک، اصلاً عملیاتیک.
مثلاً همین فیضی که الان اینجا دارید درک میکنید، این فیضه الان. درست یا الان بنده دارم کانال فیض شدم از حضرت استاد به شما. باز من در مرتبه فاعلیت نشستم. الان دارید این را میچشید. این حیثیت عملیک. این سیر و سلوک عملیک. چرا این را میگم؟ به خاطر اینکه الان داریم میفهمیم یعنی چی تلبس به اسماء الله. تلبس به اسماء الله چندین بار در خصوصش گفتیم. دعای کفاله نماز صبح میخواهندند، اقامه میکننددد واجب قربتاً الی الله، قربتاً الی الله، قربتاً الی الله بود چی؟ تلبس به اسماء الله. چون الله اسم جامع یعنی همه اسماء رو متلبس بشم، لباسشو به تن بکنم. یعنی چی؟ یعنی این اسم در من پیاده شود. به همین راحتی. الان فهمیدیم پیاده شدن اسم القابل در ما یعنی چی؟ و پیاده شدن اسم الفاعل در ما یعنی چی؟ بسم الله در این مسیر حرکت کنیم.
حالا برای اینکه قابلیت ما بیشتر شود، یعنی من از اسم چون اسم القابل ببین ما قابل میتوانیم باشیم. پیغمبر قابل هست، ما هم میتوانیم قابل باشیم، یعنی قبول کنیم. اما القابل فقط حضرت حقه. این فرمایش حضرت استاد. اسماء مستعصر است. القابل یعنی همه قابلیت بخشی پیش خداست. القابل اهدی نیست. الفاعل هم اهدی نیست، حضرت حقه. حالا من چه کنم که فاعلیتم بیشتر باشه؟ یعنی بیشتر فیض به دیگران برسونم. چه از حیث مادی، چه معنوی. بارها دعا میکنم خدایا دست ما رو گره گشای اهل ایمان قرار دهد. مثلا ما یک خیریک هم داریم مثلا در هیئت یازره خیریک داریم پول جمع میشود توش. طرحهای مختلف داریم. نمیدانم ر داشته باشید یا نه بین آن خیر مثلا واسطهی خیر شویم. به خانوابسیاری ازی تحت پوشش حدود صد تا خانواده، سی و پنج تا یتیم. اینها دارن کودکان خیر میرسونند. این مرتبه فاعلیته.
نفس و مراتب وجود
چه کنیم این بیشتر شود، این وسعت پیدا کنه. من وقتی گردش مالی خیریک رو به کودکانی خود هیئت گفتم تعجب کردندد. که تو یک سال بیش از یک میلیارد گردش مالی داشته. یعنی بیش از یک میلیارد خیررسانی به گرفتاران. آنم همه با دست خالی. یعنی از من بگیرید. یک یلاقبای کارمند مستأجره. الحمدلله همه چی دارم. هیچی کم ندارم. همین که محبت اهل بیت و ولایتمونو داریم همه چی کم داریم. این حالا ضعف ندونید. دارم میگم از جنس همدیگر ایم. هم جنس و هم سن هستیم. از من که ظاهراً مثلا ظاهراً بزرگشونم، یلاقبا. بگیر دیگر تا آخر و بچه های هیئت. ولی این از کجا میان؟ و بسیاری از برکاتی که تو یا زهرا هست که اینجا هم یک شعبه ای از یا زهراست. شما هم تحت بیرق یا زهرا، بیرق حضرت زهرا هستید. همین این مسجد بلال هم جلسه معرفت النفس. آنم یا زهراست. اینجا هم یا زهراست.
ما هرچی میگوییم هدیک کردیم به حضرت زهرا. از آقای گندم کار بپرسید. همان روز اول به من گفت صله می خوایم بدیم. صله چاقو چله بدیم. یک یک نفر چند نفر بانی شدن. گفتم باشه حرفی نداریم. در خصوص این کلاس به من صله ندید. این را من هدیک کردم به حضرت زهرا. امونا خودتون رفاقتی میخواهد حال بدید بدید. بترکونید. حسابی هم حال بدید. رفاقتی ربطی به این کلاس نداشته باشه. میلیاردی هم بدید. با سینه باز و آغوش باز ما آغوش اسلام به روی خدمات شما بازه. یک صلوات قط بریم. اللهم صل علی محمد و آل محمد. [چند نفر با هم] یا زهرا. یا زهراش هم همین شد. چند بار مثلا ما منبر رفتیم. دهه ها اینها. یک پولی چیزی دادند گفتند بریزید به خیریک. دانشگاه مسند من سه شنبه ها که میرفتم همان جلسه اول یک پاکت معلوم بود چاقو چله است ضخامتش. دادند به ما گفتم گرفتم.
بعد گفتم این را از طرف من تو هیئت هزینه کنید. نه اینکه نیاز ندارم. به خدا نیاز دارم. اما این برکت میآورد. تو مسجد بلال هم چقدر آن خانم دکتر قلی زاده دیگران شاید باشن از معرفت النفس خواستن یک کارهایی بکنن. یعنی یک دونه یک سی شاخه اگر شما بگویید از مسجد بلال از خود سازمان به بنده پولی داده باشن مث ما همه رو ه-هدیک کردیم به حضرت صدیقه شهیده انشاالله قبول کنه. یکی از دلایل برکت جلسه هم همینه انشاالله. که شما نیتتون خالص و ما هم سوار بر دل شما حرکت میکنیم. بحث این بود که آن فاعلیته. اگر کسی میخواهد دستش بیشتر به خیر باشه، دستش بیشتر به خیر باشه، اسم الفاعل. میخواهد قبول فیضش بیشتر باشه. اسم قبول. پس این مرتبه هیولای کلیک یا اولی را توجه داشته باشید. بریم جلوتر این چند جمله رو هم تموم کنیم که بعد بریم سراغ جلسه.
بعد بریم اگرچه اینجا خیلی
بعد بریم اگرچه اینجا خیلی حرف من دارم و دلم نمیآید به سرعت از این رتب رد شم. منتها خیلی هم دوست ندارم مقدمات ورود به رساله مون طول بکشه. ما الان در مقدماتیم. هنوز به رساله ورود نکردیم. پس فرمودندد که و هیولا هم از این قاعده مستثنی باشد. قبول یک کمال وجودی است و همه کمالات مظاهر هستی و کمالات مطلق هستند. انسان نیز در همه حالات آینه و مظهر اسماء حسنی خدآند سبحان است. او در بخشش فیض الهی را که در صورت اعطا ظاهر شده است ارائه میدهدد. در بخشش، در جود. میخواهد به دیگران خیر برسونه. دارد فیض خدا رو میرسوند دیگر. این میشود مرتبه فاعلیت. و در قبول فیض قابلیت الهی را آشکار میکند و هر موجود زمانی که فیضی را از خدآند قبول میکند، قبول او نیز متوقف بر ظهور فیض قابلیت است.
بنابراین عطایای الهی را مطایای او حمل مینماید و تا هنگامی که مطیک و راهوار او نباشد، حمل عطایای او ممکن نخواهد بود. لذا فرمودندد ان مطایاهن يحمل عطایاهن. یعنی چی؟ مطایا مثل اینکه میگویند روح بخاری مطیک اولی نفس ناطقه است. یعنی اولین مرکب راهبر. مطیک یعنی مرکب، مرکب راهبر. روح بخاری اولین مطیک نفس ناطقه یا مطیک اولی نفس ناطقه است. یعنی نفس ناطقه سوار بر روح بخاری میشود احکامش رو در بدن پیاده میکند. اگر کسی مطیک او یعنی این مرکب او راهبر نباشد، چموش باشه، جفتک بندازه، اذیت کنه، اعتدال نداشته باشه، مضمحل شود و قسم الله الا اذا آن نفس ناطقه چگونه سوار بر این مطیک شود؟ سوار بر این مرکب شود؟ میشود چپ میکند. خط دستش میگیرد تا آخر نمیرسوند. میگوید هر شب دیگر پا میشم. دو ساعت، چهار ساعت نمیکشد. به شب پنجم نمیکشد.
این مطیک اولی نفس ناطقه مشکل پیدا کرده. نفس نمیتواند ارادهش رو در بدن پیاده کنه. بدن رو بلند کنه. چرا؟ آن مرکب مشکل دارد. آن روح بخاریک. آن سی و دو جلسهای که پیرامون سر مشنون حرف زدیم تو کانال هست. هی میگم به آن شنیدن آن سودمند است، شنیدن آن سودمند است، شنیدن آن سودمند است. پیرامون همین اسرار روح بخاری و حقیقتشه. که بسیاری از ما مشکلاتی، مشکلاتی که داریم بر میگردد به روح بخاریمون و معتدل نبودن مزاجمون بر اساس اشارات شیخ الرئیس در نمت دومش. انتهای نمت دوم برید آنجا رجوع کنید هست. بنابراین عطایا میفرماید که عطایای الهی سوار بر چی میشوند؟ مطایا، مطیک آن. چون قابل از اسماء الهی است خدآند سبحان همانگونه که عفو و قبول توبه بندگان را به خود نسبت میدهدد. یقبل توبة عن عباده. دقت لازم است عبارت رو. یقبل. یقبل قبول میکند. چی رو؟ یقبل التوبة عن عباده ویعفو عن السيئات.
توبه و پاکی درون
قبول صدقات از بندگان را نیز به خود استناد داده و میفرماید یقبل التوبة عن عباده ویاخذ صدقات إن الله هو التواب الرحیم. اگر اسم القابل رو بخوای به خدا نسبت بدی، آن دیگر منظور استعداد نیست. آن چیک؟ اینه که عمل تو رو قبول کرده. این قابلیت رو در تو پیاده کرد که عمل تو رو قبول کنه. اخذ کنه صدقات تو رو. قبول کنه توبه تو رو. اخذ صدقات، عفو سیئات، قبول توبات. اینها همه چیک؟ زیر و رو پر اسم القابله. پس چقدر مهم است. چقدر مهم است حالا غافل باشیم. غافل باشیم از این اسماء. ارتباط بگیریم آقا هر چقدر میتوانیم. حالا هیولا چیک؟ چقدر ما وقت داریم؟ چقدر از وقت گذشته؟ یک دقیقه گذشته. یک دقیقه گذشته از وقت؟ عجب. [پچپچ] عربی ندارد. آخه میخواستیم دوستان گفتند یک ذره از حضرات لقیک هم بخونیم. آش نذری دارید ها؟ بله بله. خوردید یا نخوردید هنوز؟ آره.
آخه همه چیو اول میخورید به ما خوندن نمیرسد. چایی هم که میارید ما مشغول سوال و جواب چایی هی سرد میشود هی سرد میشود. ما تشنه گشنه میایم تشنه تر و گشنه تر میرویم. توبه کردیم. آفرین. آفرین شما. یقبل التوبة عن عباده. خدا باید قبول کنه از شما توبه رو. پس جلسه بعد تو درس و بحثمون توضیح هیولا باشه. اصلا هیولا چیک؟ حالا جلسه بعد نترسید و بگویید یا ابل. جلسه بعد مال هیولا رو توضیح دهد نیایم. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان والحمد لله رب العالمين صلوات الله على محمد و آله الطاهرین
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.