ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 013

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعين. الحمد لله على کل نعمه و اسأل الله من فضله. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شيعته و المستشهدین بین یديه. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته. هدیک به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا من سوا فدا. در این ایام البیض و شب‌های بسیار نورانی و پر از سرور ان‌شاءالله که حضرتش هر کجا تشریف دارند حالشون خوب باشه و به برکت موالید این ایام از سائر جمع ما رو دعا کنن متعلّقین ما رو دعا کنن رهبر ون رو دعا کنن نسل قبل و بعد ما رو و جلسه ما رو دعا کنن.

مشکلات صوت هم هست دیگر ایشون گذشتن و آن سه تا دستور العملیم که ما پیش از شروع درس و بحثمون داشتیم رو هم با اجازتون امشب انجام ندیم و بریم تو درس و بحث‌هامون. هدیک‌ای که امشب تقدیم کرده بودیم خدمت شما تقدیم کنیم از علامه طباطبایی بود. منتها چون ما یک امشب مهمان بعضی از پیر غلامان اهل بیت هستیم صرف نظر می‌کنم از آن چون میدونم که تو ذهنشون نمی‌مونه عبارت عبارت عربی تو ذهنشون نمی‌مونه بعد بی بهره می‌شوند. لذا نیّتم بر این شد که یک دستور دیگر‌ای رو که خیلی راحت باشه و همه بتونن حفظ کنن نیازی به نوشتن نداشته باشه تقدیم کنم. ما پیش از هر درس و بحثی یک هدیک‌ای تقدیم می‌کنیم از بزرگان اهل معرفت. برای اینکه این هدیک رو امشب تقدیم کنیم

البته برای اینکه خوب این مقدمه جواب بیفتد باید سی و دو جلسه مباحث سر مکنون رو پیرامون روح بخاری دوستان گوش بدن تا متوجه این هدیک بشوند شیخ الرئیس روحش شاد ایشون می فرمایند که خدای منّان در وجود انسان کیمیایی رو قرار داده چون ما میته خواریم. هرچی که می‌خوریم میته‌ست گیاه می‌خوریم از همین که کندیم از زمین دیگر مُرد. گوسفند و گوشت و مرغ و این‌ها هرچی می‌خوریم ذبح می‌شود دیگر خدای منّان کیمیایی رو در وجود ما قرار داده که وقتی این میته رو می‌خوریم در وجود ما زنده می‌شود احیا می‌شود و می‌شود خود ما. دقت خیلی مهمه این نکته. هرچی ما می‌خوریم می‌شود خود ما. ما که حیات داریم دیگر. آن اسماء ائمه سبعه اسماء که اولیش الهی بود در ما پیاده شده که ما حیات داریم پس هرچی هم که ما می‌خوریم درسته میته‌ست اما آن حیات می‌گیرد.

در وجود ما حیات می‌گیرد و زنده می‌شود. پس هرچی ما می‌خوریم می‌شود ما می‌شود من و مهمه که ما آن چیزی که می‌خوریم اولاً چیک؟ آن لحظه‌ای که داریم می‌خوریم غافلیم یا ذاکریم؟ یعنی طهارت داریم یا نداریم؟ چه ساعتی می‌خوریم؟ چه ساعتی نمی‌خوریم؟ چیو با چی می‌خوریم؟ این‌ها بحث‌هایی بود که در بحث مزاج و سر مشنون بین ما گذشت می‌توانید رجوع کنید. آنچه که ما می‌خوریم چون قراره بشود ما این دستوری که خدمتتون دستور حضرت علامه حسن زاده علیک رحمة الله الرضوان هست. تاثیر اصلیش رو اول عرض کنم. اینه که ما یکی از مشکلاتی که در مسیر سلوک داریم قبضه. قبض در ما بر اساس اسماء جلال حضرت حق ایجاد می‌شود. مثلاً اسم المحیی حضرت حق اسم جماله. اسم الممیت اسم جلاله.

اسماء جلال که در ما پیاده می‌شوند چنانچه خاطر شریفتون باشه قلب حالت قبض براش پیش می‌آید و سدر به داد قلب می‌رسد. سدر جا رو باز می‌کند انشراح قلبی کمک می‌کند که قلب منشرح بشود که رب اشرح لي صدري. حالا این قبض کار دست ما می‌دهد. اگر مراقبش نباشیم منجر حالا این مراقبت توش خیلی حرف هست اینکه مراقب نباشیم به وقتش الان جلسه اقتضای باز کردند این نکته رو ندارد جسارتا. اگر مراقبش نباشیم این قبض ما رو می‌برود تا ادبار. یعنی از حالت اقبال که حالمون خوشه و دوست داریم عبادت کنیم ما رو می‌برود به ادبار بدمون می‌آید پس می‌زنیم. حوصله نماز و ذکر و این‌ها نداریم. برای همین باید چکار کنیم؟ تا می‌توانیم به گونه‌ای عمل کنیم چیزهایی رو بخوریم طوری بخوریم که الان یک یک روشش رو یک هدیک رو که ما بستمون زیاد بشود

انبساط خاطرمون زیاد بشود و جلوگیری بشود از قبض. اولاً این چند تا نکته رو باید با هم رعایت کنیم در خوردن. هیچوقت بدون وضو چیزی رو نخوریم. حتما با وضو چیزی بخوریم. مخصوصاً در حال جنابت هیچی نخوریم ولو یک جرعه آب. هیچ چاره‌ای نبود که نمی‌تونم دسترسی به آب ندارم به هر دلیلی نمی‌تونم برم غسل جنابت کنم تیمم بعد از غسل آب رو بخورم. تا می‌شود غذا نخورم. خیلی مهمه که آن لحظه‌ای که من غذا رو می‌خورم طهارت داشته باشم. حتماً وقتی که دارم غذا می‌خورم ذاکر حضرت حق باشم. قبل از شروع به هر لقمه این فرمایش پیغمبرود یعنی دستورالعمل پیغمبرود متأسفانه اهل تسنن دیدم این را رعایت می‌کنند بعضا اما شیعه‌ها نه. قبل از هر لقمه نه کل غذا قبل از هر لقمه بسم الله می‌گفت. حالا ایشون بسم الله الرحمن الرحیم می‌گفت.

ما سختمونه یک بسم الله بگوییم. بعد از اینکه لقمه رو تناول می‌کردندد الحمد لله رب العالمين می‌گفتندد. ما یک الحمد لله بگوییم. قبل از شروع به غذا سوره قدر رو این را مخصوصاً تأکید هم رو اینه سوره قدر رو بخونیم اصلاً روایت داریم شما یک جرعه آب می‌خوای بخوری سوره قدر رو بدم به آب و بخور. یک مدتی البته اینکه من می‌گم مدتی یعنی دیگر می‌دانید اهل درس و بحث‌ها هستید دیگر یک سال انسان باید مداومت کنه تا برکتش رو ببینه. چه نوری تو وجود خودت احساس می‌کنی. فرمودند نور بصر رو زیاد می‌کند و مستقیم تاثیر در بصیرت انسان دارد. سوره قدر چه به آب حالا مادر خونه سفره رو پهن کرده زحمت می‌کشد در حین غذا می‌تواند بخونه بدمه. پدر کنار سفره نشسته. بچه که متوجه نیست. پدر بخونه بدمه به غذا.

البته یاد بدیم بچه‌هامون کارو بکنن اما خودم رانم به همین شکل. و پس از اینکه غذا رو خوردیم البته حدود هجده دستور صریح داریم بر این چیزی که من دارم آداب سفره و غذا خوردن تا سی و دو تا هم برخی رو نداشتم. منتها من صرفاً بیشتر منظور نظرم آن سوره قدره. بسم الله قبل از هر لقمه‌ست و الحمد لله بعد از هر لقمه. بعد از که سفره تموم شد یعنی غذا رو تناول کردید انتها بگویید اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. بعد برکتش رو در زندگیتون. که چگونه قبضه‌تون کم می‌شود انبساط خاطر می‌آید حالتون خوش می‌شود حتی اشک رو زیاد می‌کند.

آثار زیادی دارد که تا همین مقدار بسنده می‌کنم و البته هدیک‌ای که از علامه طباطبایی آماده کرده بودم چون رساله‌ای که ما دست گرفتیم در این جلسات خدمتتون تقدیم کنیم رساله سه رسولی که حضرت علامه طباطبایی علیک رحمة الله الرضوانه‌ست. هدیک‌مون رو از این از ایشون قرار داده بودیم لکن به جهت فضای جلسه نظرم برگشت که آن یک تاثیر دیگر‌ای در نفس داشت که انشاالله جلسه‌ی بعد. در خصوص آداب خوابیدن و بیدار شدن بود. اما عادت ما بود که در هر جلسه‌ای یک هدیک‌ای یعنی یک یادی از یک شهیدی بکنیم. چقدر زیبا و خوش و خوب که الحمد لله امشب در بیتی هستیم که نور شهید مهدی خندان با خودش دارد. شنیدم خواهر ایشون و مادر ایشون حضور دارن بسیار خرسندم خیلی. ما خودم ران جزو عماریون بودیم و ایشون می‌دانید فرمانده تیپ عمار لشکر بیست و هفت بودند.

مقدمات سیر و سلوک

یک چند تا نکته تقدیم کنم تبرکاً. لقب شیر کوهستان رو شهید همت به ایشون داد. از رفقای شهید همت بودند. خواهش می‌کنم خواهر عزیز خدا نگهدار. از هم‌رزم‌های شهید متوسلیان در لبنان بودند در جنگ با صهیونیست. یعنی شهیدی بود که آن موقع دغدغه از بین بردن اسرائیل رو داشت. خیلی حرفه آن موقع. و بسیار رشادت‌های عجیبی رو از خودش به خرج داده بود. هفتاد و دو ساعت یادش بخیر ما ننمی‌دانم کی اینجا یادش باشه حضرت حجت الاسلام پروازیان یک روحانی باصفایی بود زمان جنگ. دیگر هیچ ری از ایشون نیست. ننمی‌دانم چی شدند ایشون. سلام بنده رو ابلاغ کنید خدمتشون. بچه‌های جبهه جنگ خیلی به ایشون علاقه داشتن. یک روحانی خیلی باصفا و اهل معنایی بودند.

دیگر ما بعد از جنگ ندیدیمش و ایشون نقل می‌کردندد که هفتاد و دو ساعت قبل از شهادت شهید مهدی خندان به ایشون به حجت الاسلام پروازیان گفته بود من هفتاد و دو ساعت دیگر شهید می‌شم. که دقیقاً ایشون محاسبه کرده بود بعد از هفتاد و دو ساعت شهید شد. این علم به غیب جزو نخود کشمیش‌هایی بود که خدا به شهدا داده بود. نحوه شهادتش رو من برای شما تقدیم می‌کنم و بسنده می‌کنم. در حالی که آن موضع حالا آن جایی که ایشون مشغول به رزم و این‌ها بود حالا یادتون باشه اسمش شیلیکا بود زمان جنگ. توپ چارلوله شیلیکای دشمن از همه طرف ما رو زیر آتش شدید خودش گرفته بود. کسی که شاهد شهادت شهید خندان بوده دارد نقل می‌کند. مهدی خندان بالاخره تصمیم خودش رو گرفت تا به سمت آن موضع چارلول برود. حالا ما می‌گیم چارلول

حالا دوشکا شد آدم می‌رفت وحشت می‌کردی می‌خواستی بری سمتش. یک حدیثم ساخته بودن یادش بخیر زمان جنگ که قال دوشکا لعنت الله عليه ان طق طق ان تککک. این مال دوشکا بود تازه. این از آب چارلول شیلیکا با آن هواپیما می‌زدند. اصلاً مخصوص هواپیما بود. این نانجیبا با آن نفر می‌زدند. حالا توی آن وضعیت شهید تصمیم می‌گیرد که برود این را خفه‌ش کنه چه رشادتی می‌خواهد. یعنی یدونه از این‌ها دوشکا یادمه به سینه یکی از رفیقای ما خورد از پشت سر کلاً پاشید. اصلاً دیگر انگار مهدی خندان پسر امام قلی خان. حدود بیست متر به طرف آن موضع چارلول جلو رفت که یک موضع تیربار دوشکای دشمن متوجه حرکت او شد و او را هدف قرار داد. اولین تیر به اطراف سر مهدی اصابت کرد و ضربه گلوله دوشکا به قدری شدید بود که مهدی رو روی سیم‌خای خاردار پرت کرد.

بعد از آن تیرهای بعدی پیاپی به بدن او اصابت کردندد. کماندوهای دشمن از رأس قله 1904 سرازیر شده و با آرایش دشتبان در حال پایین آمدن بودند. به واسطه نور ماه صحنه کاملاً به طور واضح قابل دیدن بود. شبح قامت کماندوهای دشمن کاملاً برای ما مشخص بود. دیگر جای ماندن نبود و مقاومت مقاومت بیشتر هم فایده‌ای نداشت. نیروهای مستقر شده در پشت آن سیم خاردارها عقب‌نشینی خودشان را شروع کرده بودند. در عین حال سعی کردیم جسد شهید مهدی خندان را به عقب بیاوریم. سینه خیز خودمان را به مهدی رساندیم و دو طرف لباس او را گرفتیم و به حالت نیمخیز روی زمین به عقب کشیدیم. با وجود آنکه به واسطه وجود سنگ‌های بزرگ و ناهموار‌های زمین حمل جسد بی‌جان خندان سخت بود اما چند نفری این کار را کردیم. کماندوهای دشمن هم در حال نزدیک شدن به ما بودند.

دیگر به ما خیلی نزدیک شده بودند. در همان گیر و دار لباس شهید خندان به سیم خاردارها گیر کرد و به پشت به حالت نیمخیز روی سیم‌ها افتاد. تلاش ما برای جدا کردند لباس و جسد بی‌جان مهدی از تیغه‌های سیم پیچ‌های سیم خاردار نتیجه نداد و مجبور شدیم خودمان را به عقب برسانیم. این شد که پیکر او روی سیم‌خای خاردار باقی ماند. که می‌گویند شد یک تندیسی از شجاعت. مدت‌ها بدن شهید مهدی خندان رو سیم خاردارها بود. حالا من ندیدم هرچی خواندم زندگی نامه‌ش رو ننوشته بود از چقدر مثلاً چند ماه مدت‌ها نوشته بود آنجا بود. تا اینکه لباساش دیگر پوسید. این شده بود نماد شهادت دیدین چنین بیتی قرار دادیم چه توفیقی داشتیم ما امشب. اجازه داشتیم بیاییم در این بیت منور و نورانی.

خدا حق این‌ها رو بر ما حلال کنه و انشاالله که زنده باشیم همه‌ی ما شاهد فروپاشی دولت آمریکا و نابودی اسرائیل باشیم. دستور بعدی جلسه ما چنانچه خاطر شریفتون باشه بیان یک نظر سلوکی بود. چون بحث ما سیر و سلوک عملی‌ست. نصیحت جناب ملاصدرا رو، [نفس عمیق] این کتابی که دست بنده است شرح کبیره [نفس عمیق] که مشاهد الالویک بر شواهد ربوبیک ملاصدراست. نصیحت ملاصدرا رو داشتیم به اهل سیر و سلوک می‌خواهنددیم. یک پنج شش خط خواندیم و باقی موند. تقریباً شش هفت صفحه است. امشب هم یک چند خط بخونیم و بریم سراغ درس و بحث‌هامون. [نفس عمیق] چون کم خوانده بودیم و ادامه‌ی مطلب [نفس عمیق] در پی همان مطلب جلسه قبل هست آن رو هم دوباره می خونم. «ای طالب نزول در فردوس اعلی.»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است. فرمایش ملاصدرا

صدر المتألهین که به قول علامه شهرانی لطف خدا به زمانه بودن ایشون. "ای طالب نزول در فردوس اعلی و سالک الی الله بدان که برای اقیانوس معرفت ساحلی وجود ندارد [نفس عمیق] و هرکس به اندازه‌ی غوطه وری و شنا کردند در آن به بحره و فیضی نائل گردیده و کسی که مباشر اعمال درندگی و حیوانی و مکائد شیطانی باشد امکان شناوری و غوطه زدن در این بحر پرموج و عمیق را نداشته و به منافع آن دسترسی نخواهد یافت." اینجا‌ها رو توضیح دادیم. "زیرا هی-هئیت فسق و فجور و ملکات مذله او را از میل بدین سعادت عظمی و شرافت اعلی بازداشته." تا اینجا خواندیم. "و در بیابان جهل و ظلمت و حیرت مذموم سرگشته گردیده است." یعنی کسی که گرفتار کید شیطان شده. "و لذا نصیبی از معرفت الله نیافته و فقط ایمان آورندگان و پرهیزگاران‌اند که مشمول این آیک‌ی قرآنی می‌باشند.

والذین آمنوا وكانوا يتقون دو تا شرط آمنوا دلدادگی و كانوا يتقون ایمان و تقوا." این دو تا. دیگر تقوا می‌شود حیث عمل همان و تواسوا بالصبر. تقوا رعایت حدود الهی در عمله. آمنوا هم که حیثیتش چیک؟ عقل نظری که این دو با هم جمع شن انسان کامل می‌شود. در این آیک بعد حالا چی رو به آن‌ها بشارت می‌دهد؟ به کسی که این دو حیثیت رو جمع کنه. هم عقل نظری و هم عقل عملی رو. لهم البشرى في الحياة الدنيا والاخرة نه فقط در آخرت‌ها در دنیا هم لهم البشرى بشارت به او می‌دهند در دنیا هم. یعنی زندگی دنیویش هم بشارت انگیزه. یعنی کسی نگاه کنه تو دنیا هم به حالش غبطه می‌خورد نه فقط آخرت. می‌گوید این حياة طيبة دارد. این چه زندگی خوش و گوارایی دارد.

آن بشارت حالا آخرت که دیگر جای خودش دارد اما دنیاش هم آن‌قدر زیبا می‌شود که همه حسرتش رو می‌خورند. هرکی نگاش کنه زندگیشو ببینه می‌گوید خوشا به حالش. [نفس عمیق] "ای برادر!«بقیک‌ی فرمایش ملاصدرا. بدان که نفس تو مسافر الی الله بوده [نفس عمیق] و در منزل اول از منازل بسیار وجود قرار گرفته.»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است. یک چند تا نکته. اولاً می‌فرماید منزل اول از منازل بسیار وجود. یعنی منزل پشت منزل. که منازل السائرین خواجه عبدالله که شبای جمعه در هئیت یا زهرا سلام الله علیکا داریم با هم صحبت می‌کنیم سر سفره‌ش نشستیم. صد منزل رو که هر کدوم سه مرتبه می‌شود سیصد منزل. اما با یک لطائف الحیلی با زیرکی خاصی هزار منزل رو بیان کرده. یعنی فرمودند هزار منزل دارد سیر و سلوک. برخی ده هزار منزل بیان کردند. اولیش یقظه و بیداریک.

معرفت نفس و رب

یعنی ما گمان می‌کنیم هم که بیدار شدیم انتباه ایجاد شد به نفحه‌ی الهی که إنَّفی أیّام دَحرِکم نَفَحات علافت عرّو لها این نفحه بارقه حتی اگر منجر به جذبه شد و ما رو هوشیار کرد و بیدار کرد فکر می‌کنیم دیگر تا تهش رو رفتیم. ما دیگر اهل نجاتیم. در صورتی که این تازه منزل اوله. این یک نکته که باید حواس آن جا هم باشه. منزل به منزل باید این‌ها رو پشت سر بگذاریم. شب جمعه که تا منزلی هم کامل نشده نمی‌شود رفت تا آن ابتداییات مناظر ابتدا کامل نشدن نمی‌شود رفت منازل دیگر. نمی‌شود ادا درآورد. راه سیر و سلوک راه ادا درآوردن نیست قربونت برم. نکته‌ی بعدی می‌فرماید: «نفس تو مسافره الی الله بوده.»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است. نفس تو. نه می‌گوید بدن تو که انزل مراتب وجودی ماست پایین‌ترین رتبه رو دارد. نه می‌گوید روح تو.

"یسألونک عن الروح«از تو در خصوص روح سؤال می‌کنندد. یا رسول الله»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است.قل الروح" بگو «قل الروح من امر ربی»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است.. مرتب مربوط به عالم امره. عالم امر خیلی مقامش بالاست. شامخ نیست بلکه اشمخه. مثل این که مقدس نیست بلکه اقدسه. ربطش مستقیم به ذات غیبیک. که «اما شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است.. آن مرتبه‌ای که همه ازش نازل می‌شوند همان ذات غیبی که محل اسمش چی بود؟ که روح ما از آن جنسه؟ بله خواهران بگن نترسن. این روح جایگاه روح اعلاست. بدن هم که اینجا ما جا میذاریم و می‌رود تو چرخه طبیعت. چون از آب و نانیک که پدر مادر خوردن یک معجونی‌ست و مزاجش از اثر آبا سبعه بر امهات اربعه و تشکیل آن موالید ثلاثه که بحثش گذشت بود که مال این دنیاست خلاصه‌ش. آب و خاک و هوا و آفتاب. این عناصر اربعه که ممزوج شدند بدن ما از آنه.

از آن مزاجش از آنه. بعد در کبد تشکیل آن چهار خلط رو داد. که دم و بلغم و سودا و صفرا. حالا تو همان سر مکتوم این بحث رو کردیم. این‌ها همش مربوط به چیک؟ انزل مراتب ما یعنی بدنه. که اگر کسی مزاجش معتدل نباشه چه اتفاقی میفته؟ بدن استنکاف می‌کند. تمکین نمی‌کند امر روح رو. کی امر روح رو به بدن می‌رساند؟ نفس بود برزخ بین روح و بدن. من دارم چی رو توضیح میدم؟ این که چرا حضرت ملاصدرا اینجا می‌فرمود: «برادر بدان که نفس تو مسافره الی الله بوده.»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است. این خیلی نکته مهمیک. "اما شیء الا عندنا آن که هست روح ما الان آنجاست به نحو اشراق با ما مرتبطه. روح احکامش رو از طریق نفس در بدن پیاده می‌کند. آن روح شرافتش آن‌قدر اعلاست که مطلقا مشوب به کثرت نمی‌شود. حتی مرتبه واحدیت هم نیست که مرتبه قلب عالم اللاهوته

روح حالا مثالی که آل الله زدن فرمودند: «ان روح المؤمن اشد اتصالا بروح الله من اتصال شعاع الشمس بها»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است.. یعنی این روحی که الان به ما تعلق گرفته قربونتون برم شعاعی از خورشید روح اعظم. ما اینجا پرتویی از آنیم. روح مطلقا مشوب به کثرت نمی‌شود. لذا اگر «تنزل الملائکه والروح»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است. آن روح امام صادق سلام الله علیک در تفسیر فرات کوفی فرمود: "مادر ما فاطمه است." آن روح اعظم السلام علیک یا صلی الله علیک ایة جوهرة القدسیة الحوراء الإنسیک. اصلاً مال عالم بالاست. یک حوریک‌ای بود که صورت انسان گرفت آمد به جسمیت انسانی و می‌دانید تنها تنها عزیزی هم که نور وجودشون در اصلاب اجدادشون حرکت نداشت تمام انسان‌ها حتی اشمخ اولیا که پیغمبر عزیز عالم باشن نور وجودشون در اصلاب شامخ اجدادشون سیر کرد.

[آیک قرآن] تنها یک نفر در دار هستی نور وجودیشون در اصلاب نرفته. بلکه یعنی نازل نشد. قوس نزولش به این شکل نبود که بیاید در مثلاً صلب حضرت آدم باشه بیاید تا موقعیت مکانیش بر اساس نفس کینونت زمان و مکان بیاید حالا در صلب پدر خودش که در صلب و ترائب قرار بگیره بعد منتقل بشود به رحم مادرش. اینطوری نبود بلکه به پیغمبر یک نفر فقط بلکه به پیغمبر عزیز عالم خدا فرمود که شما بیا بالا. آن از آن صد و بیست باب معراجی که مرحوم در امالی شیخ طوسی مرحوم طوسی می‌آورد اصلش همین معراجه که پیغمبر رفت نور وجود حضرت زهرا صلی الله علیکا و آله رو گرفت. از آن سیب برشتی خورد نور رفت در صلب آقا تشریف آوردن پایین. یعنی آن‌قدر پیش خدا حضرت زهرا عزیز بود نور خانم رو نازل نکرد. پیغمبر رو برد بالا نور رو بگیره. ما در عهدی این رو نداریم.

این از اختصاصات حضرت صدیقه شهیده است سلام الله علیکا. یعنی شما باید قدر بدونید که هیئت‌تون به نام یا زهراست. هیئت پیشوای مقدس حضرت زهرا. تا اینجا رفتیم جلو که حالا طلب وجودی شما ما رو به این ور آن ور می‌برود. هی حاشیک‌هایی می‌آید که آن‌ها هم خیلی نورانی و خوبن. [نفس عمیق] پس دارد ملاصدرا تاکید می‌کند این‌ها مثل ما نیستن همینطوری یک چیزی قلم بزنیم و بعد از توش آن‌قدر دست‌انداز پیدا کنی یا غلط و غلط. تمام کلماتشون رو حسابه. اسفارش که محیر العقول و اولیاء خدا رو به حیرت کشونده از سجاده در کهک قم که تبعید بود تو سجاده با اشک از خدا گرفته این را. این کلمات کاملا حساب شده‌ست. ملاصدرا رو حساب می‌فرماید نفس تو مسافره الی الله. حالا این نفس شد واسط بین روح و بدن. پس روح که اعلا علیین

بدن هم که می‌رود در قبر فقهی‌مون خاک می‌شود چون باید برگرده به چرخه طبیعت. آن چیزی که حرکت می‌کند نفسه لذا ما از اینجا بلافاصله بعد از اعلام نفس ناطقه‌مون به بدن که انصراف میده از توجهش به بدن وقتی توجهش رو نفس ما از این بدن برداشت متوجه کجا می‌شود؟ به ملکوت یعنی عالم برزخ. روح که اعلا علیینه. خیلی رتبه‌ش بالاست. حالا جا دارد تا بریم به آنجا. ما هنوز بین نشئه طبیعت که الان هستیم تا آنجا چند تا رتبه داریم؟ ملکوت یا مرتبه نفس کل جبروت یا مرتبه عقل اول لاهوت یا مرتبه الوهیت یا واحدیت یا قلب یا صادر بعد از آن بعد از آن می‌روی به سمت احدیت و صادر اول. یعنی چقدر رتبه باید بری. بعد حالا رابطه‌ی این‌ها با هم چگونه بود؟ رابطه‌ی دنیا با برزخ چگونه بود؟ مثل امام صادق صلی الله علیک فرمود مثل

مثل قیاس یک ریگ در بیابان بی‌انتها. آن ریگ رو بگیر دنیا برزخ رو بگیر آن بیابون. حالا برزخ یا ملکوت یا عالم نفس کل یا قوه خیال در ما قوه خیال بیرون از ما برزخ یا ملکوت. رابطه‌ی آن با جبروت چگونه است؟ مثل یک ریگ در بیابان بی‌انتها. همینطوری برو تا انتها این شکلیک. حالا یک بچه که در رحمه اگر بهش بگن که آقا تشریف بیارید در این دنیا [نفس عمیق] هفت تا فلک برات آماده کردیم و کرسی و عرش و که آن فلک هشتم ستارگان ثوابت آن کرسی دنیاست و فلک اطلس و نهم عرش دنیا. هر کدومشون هم انتها ندارن. بیا ببین چه ره در این دنیا. تو رحم مادر چون باد میزده به این شکل خودشو جمع کرده می‌گوید بابا ول کن همین جا راحته. همین جا گرم و نرم و دارم میخورم میچرم. ول کن این خرافات چیک میگی آخواندها از تو آستینشون درآوردن برای ما.

جمع کنین کاسه و کوزه‌تون رو. معرکه گیری راه انداختن واسه ما. بیا بریم آنجا چلو کباب بهت میدیم. چی میخوای بهش بگی؟ می‌خوای چی بگی به بچه؟ به چه زبانی می‌خوای به بچه حرف بزنی؟ نوّر به حال الناس. قرآن می‌فرماید دیگر. این مثال‌هاییک که ما زدیم اینکه شما بفهمید. چون در این دنیا با آن هشتاد با آن بچه که در رحمه مجبوری بگی آقا می‌دونی چلو کباب چیک؟ یک خون پیشرفته‌ست. چون در رحم مادر خون می‌خورد دیگر خون مادر رو می‌خورد. زمین و آسمون چه می‌فهمد چیک؟ معراج چه می‌فهمد چیک؟ قرآن که پیشکس-پیشکش. حالا اینجا هم دقیقا این شکلیک. اینکه در نشئه بالا که ملکوته چه ره الله اکبر از رهای آنجا. حالا آن راهی که امشب می‌خواستیم بگوییم هدیک‌ای که امشب می‌خواستیم تقدیم کنیم نشد انشاالله جلسات بعد از علامه طباطبایی آن تسهیل می‌کند رابطه‌ی

ادب راه و مراقبت

خوب دقت در این نکته لازم است. آنانیی که دارن می‌نویسند خوب دقت کنن. تسهیل می‌کند رابطه‌ی مثال مقید یعنی برزخ وجودی یا قوه‌ی خیالت رو که وقتی می‌خوابی می‌روی در آن رتبه‌ی خودت. می‌روی در برزخ وجودیت یا قوه‌ی خیالت یا مثال متصل خودت. این‌ها بحث‌ها گذشته دیگر باید الان فول باشید همه‌تون دیگر بلبل زبون باشید. آن چیزی که می‌خواستیم بگوییم تسهیل می‌کند ارتباط مثال مقید که تو ماست رو با مثال مطلق که بیرون از ماست. برزخ بیرون از ما یا عالم ملکوت این باعث می‌شود که چی بشود؟ که ما احاطه نسبت به اطلاع و آگاهی و ارتباطمون با عالم مثال مطلق که بیرون از ماست و ارواح رفتگان ما الان آنجا اجتماع کردند نسبت به ارتباط ما با آن عالم و احاطه وجودی ما به آن عالم ما مطلع می‌شیم از عوالم بالا دستی.

مثل اینکه بچه‌ای که در رحم مادره بهش اجازه بدن از یک روزنه‌ای بتونه دنیا رو رصد کنه و ببینه. مثال مقید قوه‌ی خیال. حالا کسی که خواب می‌بیند این‌ها یک نکته خوب گفته بودم. بعضا یک نکاتی رو پیرامون اسرار نومیک یا خواب عبور از ظاهر خواب به باطن بگم یکیش این. آن کسی که در خوابش تونسته صه وجودی چنان پیدا کنه با این سیر و سلوک‌ها که درس و عمل جلسه ماست پیدا کنه که بتونه مثال متصل خودش با مثال منفصل یعنی برزخ وجودیش و قوه‌ی خیالش در خواب ارتباط ولو با لایک‌های پایینی مثال منفصل و بیرون از خودش یعنی عالم برزخ یا ملکوت بگیره آن پیام الهی دارد. اما اگر نه همین تو قوه‌ی خیال خودش سیر دارد می‌کند ارتباط با مثال مطلق ندارد آن چیزاییک که با آن هشت و نهشت دارد. شبانه روز با هرچی هشت و نهشت دارد همانو رو تو خواب می‌بیند.

هیچ پیامی هم ندارد. خواب تعبیر ندارد این چنین خوابی. یک بار دیگر این جمله آخر رو تکرار کنید. که اگر کسی در عالم خوابش وقتی خوابید که الله يتوفی این آیک رو برین در این نکته باید تأمل کرد به اسرار و غرار آیات به قول حضرت استاد. الله يتوفى الأنفُس حين موتها تموم شد؟ الله توفی می‌کند به تمام نفس‌ها رو جان‌ها رو حين موتها. والتي لم تمت و کسی که هنوز نمرده في منامها تو خوابشود. آن نیز که تو خوابشود الله يتوفى الأنفُس حين نومها بله. کی می‌تواند حرف بزنه؟ پس ما وقتی که اتفاقا درس و عملی که امشب نگفتیم ولی آب دهنتون راه بیفتد عیبی ندارد برای جلسه بعد. دقیقا همین رو دارد می‌زند همین. چون اصلا ربط به همین موضوع دارد که آن حالا آن چیزی که ایشون گفت دوباره بگو اینه که اگر کسی بتونه چنان صه وجودی پیدا کنه که وقتی مرد

والتي لم تمت في منامها یعنی تو خوابشود مرگ موقت دست داده بهش. اجازه پیدا کرده برود تو ملکوت وجود خودش فعلا. اگر صه با همین سیر و سلوک‌ها که علامه طباطبایی تو رسالش دارد درس رو میده ما هم هنوز ورود به متن کتاب نکردیم و الان تو مقدمه ایم. برود جلو درست برود جلو می‌تواند تو خوابش ارتباط بگیره با مثال مطلق که بیرون از خودشه و عالم ملکوت مطلقه و ارواح ما الان آنجان. می‌شود رؤیای صادقه. می‌شود گرفتند پیام‌های الهی و می‌شود اطلاع یافتن از آینده. چون آن پیام "إِنَّ شَيْئًا إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمُنَزَّلُوهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ" [نطق قرآن] "مُنَزَّلُوهُ" "إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ" این دارد نازل می‌شود. در "إِنَّا لِلَّهِ" ما آمدیم از ملکوت آمدیم دیگر. آمدیم همه‌ی مراتب و تمام رو طی کردیم یک یک.

از مرتبه‌ی احدیت آمدیم واحدیت حالا تو خوابمون همین شکلیک. هرچی که قراره در نشئه طبیعت زودتر پیاده بشوند آن پیامی که قراره همین فردا یعنی اتفاقی که فردا در دنیا قراره بیفتد در لایک‌های پایینی رتبه‌ی ملکوت در حال نازل شدنه با صور و اشکال مثالی. شما وقتی از مثال خودت تو خواب پل بزنی ارتباط بگیری با مثال بیرون از خودت که برزخه به ملکوت عالمه در آن لایک‌های پایینی حتی اگر قرار بگیری آن صور و اشکال رو می‌بینی که پیام‌های الهی در آن صور و اشکال مو-موجودن. قراره آن فردا تو دنیا پیاده بشوند. تو مطلع می‌شی از فردا نفس هرچی قوی‌تره می‌رود به لایک‌های بالایی ملکوت.؟ لذا می‌بینی یک سال بعد از الان می‌تواند پیشگویی کنه کسایی که می‌روند به رتبه‌ی عقول

چنان ذوب در عقل اول و امیرالمؤمنین علی علیک الصّلوة و السلام می‌شوند که مصداق اتم عقل اول امیرالمؤمنینه آن چه صعه‌ی وجودی پیدا می‌کند آن می‌تواند چهل سال بلکه یک دوره‌ی اگر کسی همراه امیرالمؤمنین شد می‌شود سلمان که علم بلایا و منایا و قبل و بعد و کان و یکون و همه رو بهش دادند. این یعنی چی از نظر شما؟ یعنی هم‌نفس شدن با عقل اول یعنی با امیرالمؤمنین. این تمام پیام‌ها رو دیگر می‌گیرد. صعه‌ی وجودی می‌خواهد. من جلسه پیش به شما گفتم اگر بخواهیم همین نصیحت ملاصدرا رو نکته‌هاشو بکشیم بیرون به حالا یادم نیست جلسه پیش گفتم چند جلسه اما الان دارم می‌گم که یک سی جلسه ماه رمضون می‌خواهد.؟ یک نکته رو من فقط کشیدم بیرون. آن برزخو ورداری رابطه‌ی باطن با ظاهر قطع می‌شود. می‌مونی چه کار کنی. گنگ و گنگ و بک میشی.

بدان که نفس تو مسافر الی‌الله بوده و در منزل اول از منازل بسیار وجود قرار گرفته. حالا و بدن تو نیز مرکب این مسافر است. اجازه بدید اینجا این بحث رو جمعش کنیم بریم سراغ درسمون. یادتونه تو امتحانات امتحانی که امتحان داخلی که حالا ببخشید جسارت می‌کنم از دوستان گرفتیم سؤالاتی که دادیم یکی از سؤالات تقریباً انحرافی و گیج‌کننده همین بود که بدن در نفسه یا نفس در بدنه؟ [پچ،پچ] یادتون هست؟ الان با توجه به این وقتی بدن می‌شود مرکب و نفس ما سواره بر بدنه یعنی بدن می‌شود شأنی از شئون نفس. تو خود حدیث مفصل بخوان یا صد حدیث مفصل بخوان از این مجمع. ما الان داریم بیشتر به نفسمون می‌رسیم یا به بدنمون؟ به مرکبه داریم می‌رسیم. آن نفس باید این ب-بدن رو حرکت بدهد. داری بدن رو فربه می‌کنی آماده‌ش می‌کنی که بتونه چهار نعل بدوه.

اما نفس که حرکت ندارد که. بدن کجا بدوه وقتی نفس حرکت ندارد؟ حرکت نفس اولین رتبه‌اش از کجا آغاز می‌شد؟ حرکت نفس از معلوم به مجهول. از جهت منطقی این را بهش چی می‌گفتندد؟ «وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است. [قرائت قرآن]. اصل تفکر اینجا خودش رو نشون می‌دهد. چند تا از ما تفکر جزو برنامه‌ی روزانه‌مونه؟ پیغمبر عزیز عالم غروبا که می‌شد می‌رفت بالا کوه ساعتی تفکر می‌کرد. چند تا ما برنامه‌ی تفکر داریم؟ نه یک دفعه زل می‌زنیم یک جا. علامه می‌فرمودند که این که تفکر نیست که زل می‌زنی یک جا کجایی داری داری به چی فکر می‌کنی؟ فکری فکره که نفست رو حرکت بدهد از معلوم به مجهول برسونت. این گوشه‌ای از نصیحت ملاصدرا بود که انشاالله جلسات بعد بقیک‌شو ادامه میدیم. یک چند لحظه دیگر ما فرصت بدید.

ننمی‌دانم هوا گرمه و اگر می‌شود پنجره‌ها رو باز کنید اذیت نشید. ما درس و بحثمونم یک مقدار البته کمتر من [پچ اللهم صل علی محمد و آل محمد. [چندگوینده] کی می‌تواند بگوید که ما مراتب وجود رو که شروع کردیم رب هر مرتبه رو که داشتیم می‌گفتیم توجه داشته باشن دوستام که حواس منم پرت نشه. یک نفر همهمه کنه من حواسم پرت می‌شود. منبر یک داستانی میگی وقت همه رو هم می‌گیری قیامت هم باید جواب بدی. ما از همه منبرای ما توبه کردیم. نه کلاس درسه جسارتا. باید خیلی حواس من جمع باشه کی یادش هست که ما مراتب وجود رو وقتی شمردیم و رب هر مرتبه رو گفتیم تا کدوم رتبه رسیدیم؟ نفس منطبعه‌ در جسم کلی. چند تا از اسماء فعلی حضرت حق بود. نه الآخر که مربوط به نشئه طبیعته. ماحی باه جیمی یعنی محو کننده

حقیقت توحید

حالا این‌ها رو بعداً بهتون میگم که چگونه از این اسماء استفاده کنیم و اصلاً به چه درد ما می‌خورد. اصلاً چرا ما رتبه بعدی رو که قول داده بودیم امشب توضیح بدیم به جهت اینکه ازدحام جمعیت هست پیرغلامای اهل بیت هستن شاید حوصله‌شون نکشه بالاخره نشنیدن این مباحث و اذیت شن جسارتا. الان دارم هوا گرمه. آن وعده‌مون رو امشب مجبورم جسارتا ببخشید پیاده نکنم و بیان نکنم. ما می‌خواستیم امشب رتبه هیولای کلیک رو بگوییم و ربش رو. که مثلا هیولای کلیک و هیولای اولی چیک و ربش چیک. همان نفس منطبع–منطبعه‌ در جسم کلی رو یک توضیحی بدم که به دردتون می‌خورد یا نه. ما در جلسه‌ای که محضر شهدا بودیم یک چیزی رو نیمه کاره گفتیم اشتباه هم کردم. آنجا آمدیم از جهت منطقی جسم طبیعی رو توضیح دادیم با جسم کلی رو.

آن جسم کلی که ما در جلسه محضر شهدا توضیح دادیم قربونتون برم این جسم کلی نیست که الان داریم میگیم. آن جسم کلی فارغ از بحث نفس منطبعه بود. کلاً از حیث انتزاعی جسم کلی چی بود؟ اینکه تو ذهنت تجسم می‌کنی اشیا و اجسام رو. آنو من کاری ندارم. یک وقت اشتباه با آن نشه. ما وقتی میگیم نفس منطبعه‌ در جسم کلی اولاً این نفس منطبعه‌ نفس گفتیم مجرد نیست. نباتی و حیوانی و دنیویک. در حقیقت میگیم نفس نباتی این نفس کجا است که بهش می‌گویند در جسم کلی؟ ما یک جسم جزئی داریم که این بدن خودم رانه. ما فعلاً به آن نرسیدیم که رب آن چیک؟ یعنی پرورش دهنده و مربی آن چیک و فعلاً به آن نرسیدیم. میگیم نفس منطبعه‌ در جسم کلی. شما تمام این اجسام مادون رو کل این عالم جسمیات رو همه رو از بالا تا پایین عالم اجسام رو همه رو بگیر یک جسم.

به آن می‌گویند جسم کلی. یعنی در خارج موجوده. آن جسم کلی که تو شهدا توضیح دادیم آن بحث انتزاعی بود که تو ذهنت تجسم می‌کنی کلیات اجسام رو. این نفس منطبعه‌ در جسم کلی هست. آن در حقیقت فیضی که بهتره اینطوری بگوییم. فیضی که به تو حیات میده حرکت میده و این این فیض رو از کی گرفته؟ از عالم الوی بالا سر خودش از عالم بالا دست خودش. که رتبه بالاش چی بود؟ بالای نفس منطبعه‌. نفس کل بود دیگر ملکوط. از آنجا گرفته دارد میده به کی؟ نفس منطبعه‌ در جسم کلی. دارد میده به کل اشیا و اجسام. حالا توی این کل اجسام حضرت عالی یک دونه از این اجسام هستی یک دونه از این جسم‌ها هستی. که به تو رشد میده حرکت میده که تو نفس نباتیت زنده باشه بتونه رشد کنه. نفس حیوانیت زنده باشه ادراکاتت برقرار باشه غرائزت برقرار باشه

غضبت این‌ها برقرار باشه تو وجودت. حالا پس این می‌آید چه کار می‌کند؟ این الان با توجه به آن مقدمه‌ای که کشیدیم در خصوص نفس و بدن گفتیم که بدن چی بود؟ حالا بدن که یک جسمه یک جسمه و فیضش رو از جسم کل می‌گیرد از نفس فلکی. اسم نفس اسم وجودی‌اش هست نفس فلکی یا نفس نفوس افلاکی. از آن می‌گیرد نفس منبع.؟ از آن دارد می‌گیرد. اگر این بدن فیض کمی بگیره به یک معنا رزق کمی بگیره دنیایش ویتامین کمی بگیره ویتامین کم چه اتفاقی میفته؟ هرچی نفس می‌خواهد بتازونه‌ش زورش نمی‌رسه. آقا پاشو نماز شبتو بخون. ولم کن بابا حوصله ندارم. نمی‌تونم طاقت ندارم. اعصابم خورد می‌شود. آقا کنترل کن شهوتت رو به حلالت اکتفا کن. نمی‌تونم حاج من اصلاً چنین توقعی از من نداشته باش. اگرچه اسلام دست ما رو بسته یا این توقع رو از من نداشته باش.

این‌ها مربوط به جسمه دیگر. غریزه است مربوط به جسمه. این فیض رو از کجا گرفته؟ از کجا این ضعف درش ایجاد شده؟ چرا نمی‌تواند درست رشد کنه؟ چرا نمی‌تواند مرکب همواری برای نفسش باشه؟ چرا چرا اصلاً چرا بین الان بین شما برخی جسم‌ها نحیف حالا بحث ظاهر رو من کاری ندارم. یکی مثل من ظاهرش ضعیفه اما پاش بیفتد مچ همه رو می‌خواباند. اصلاً اینطوری هم فکر نکنید‌ها به ظاهر و نه اشتباه نشه یک وقت. دقت در این نکته لازم است علمی بریم جلو. بنیک رو دارم میگم. بعد میگی ظاهراً خیلی فرب است خیلی لپاش گل انداخته خیلی هیکل درشتی فلان. راحت با یک باد می‌خوابه. بنیک رو دارم میگم. همین چند روز پیش با چند تا همکارامون هم داشتم ع-عادی حرکت می‌کردم این‌ها با من هروله می‌کردندد.

آنان داشتن هروله می‌کردندد بین عادی راه رفتند و دویدن من عادی راه می‌رفتم. بعد [نفس کشیدن] به نفس نفس افتاده بودن. گفتم چرا به نفس نفس می‌زنید؟ گفتند تو چرا نمی‌زنی حاجی؟ خدا رحمت کنه پدر مادرهامون رو. پیداست که تغذیک درست بوده خیلی مهم تغذیک حرف اول رو می‌زند. چرا می‌گوید تو مسیر سیر و سلوک اول برو چه کار کن؟ اصلاح مزاج انجام بدهد خوردنی‌هات رو درست کن. خیلی مهمه آدم چی می‌خورد. اصلاً مستقیماً اینکه تو نصف شب می‌توانی پاشی یا نه ربط به خوردنی‌هات دارد. چی خوردی که نتوانستی پاشی؟ چی خوردی که مثل فنر پریدیم؟ این‌ها همش تاثیر دارد. حالا حاج حسین آقا ساعتشو نگاه کرد. حواس من جمع باشه که جانم؟ نه چند تا حسین اینجا داریم؟

پس خلاصه مطلب اینکه اگر چنانچه فیض از نفس فلکی یا نفس منبع در جسم کلی که فیضش رو به اجساد ذیل خودش که تک تک جسم‌ها یکیش جسم ماست اگر ما ارتباط درستی با رب آن رتبه برقرار کنیم ماهی حالا زیاده‌ها. ماهی مثبت که از لوح محو اثبات می‌آید. یمحو الله ما یشاء و یثبت. حالا که حالا این هم عدد دارد با چه عددی؟ به وقتش انشاالله باید با هم کار کنیم. بعد می‌بینید که بدنتون بنیک‌اش قوی می‌شود. نماز پیغمبر می‌خونی اصلاً احساس خستگی نمی‌کنی. تا یکی есть دیگر می‌خواند نماز صبحش رو به زور می‌خواند. بدنش پس می‌زند‌ها. حالا بحث نفس رو من کاری ندارم. آن که بحث دیگر‌ایک. ویتامین حالا به یک معنا از جهت علمی. آن فیض از این توضیحات رو دادم.

یک مقدار متوجه بشویم که این رتبه‌ها رو ما داریم می‌شماریم میایم پایین چقدر اهمیت در خودسازی دارد و بعداً یک یک جهت‌دهی کنیم انشاالله به فضل الهی با نگاه علامه که حالا این اسماء رو چگونه دست بگیریم. اصلاً دستور داریم ما دستور داریم در خصوص اسم المومیت دستور داریم به چه عددی با چه کیفیت و کمیت که نفست نفست بشود تحت الأمر شما. این که نمی‌توانی کنترلش کنی‌ها با اسم المومیت اسم المومیت به یک عددی با یک طرز خاص انسان انجام میده. آن می‌آید تحت الأمر تو می‌شود. دیگر راحت می‌توانی چشمتو ببندی به رو نامحرم. راحت می‌توانی چشمتو به رو دنیا ببندی. اصلاً چشمت به ملکوت باز می‌شود. اللهم صل على محمد وآل محمد. ما طبق سیر عادیمون که هر هفته جلسه داشتیم با هم بیست دقیقه از هر صحبتمون مونده از وقتمون.

اما چون گرمه و شما هم خسته‌اید و جشن هم داشتیم کفایت می‌کند. اگر کسی سوالی داشت بعد از دعا در خدمتتون هستم. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. والحمد لله رب العالمين. اللهم صل على محمد وآل محمد یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.