ددرس‌گفتارها

کسی ساکت نباشه همه زمزمه کنین.

بسم الله الرحمن الرحیم.

الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر,الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله أكبر،الله اكبر،الله اكبر،الله اكبر الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله، الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله، الحمد لله،الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، سبحان الله ،سبحان الله ،سبحان الله ،سبحان الله ،سبحان الله ،سبحان الله ،سبحان الله ،سبحان الله ،سبحان الله ،سبحان الله ،سبحان الله ،سبhan Allah، سبحان الله ،سبحان الله ،سبحان الله ،سبحان الله ،سبحان الله ،سبحان الله لا اله الا الله صلوات اللهم صل على محمد و آل محمد آ Last.

همه با هم سلام تقدیم می‌کنم محضر ارباب بی‌کفن رو السلام علیک یا عباد الله وعلی الارواح التي حلّت بفنائك عليك مني سلام الله أبدا ما بليت وبقي الليل والنهار ولا جعله الله آخر العهد مني لزيارتكو السلام علی الحسين و علی ابن حسین و علی آباء حسين و علی أصحاب حسين سال سیّد الشهداء پیاران شهید و اسیرش صلوات فرستند اللهم صل علی محمد و آل محمد يا رب أعوذ بك من همزات الشياطين ومن شر نفسي و من شر خلقك بسم الله الرحمن الرحيم لا حول و لا قوة إلا بالله العلي العظيم اللهم إیاك نعبد وإیاك نستعين الحمد لله علی كل نعمه وأسأل الله من فضله المستغاث بک یا صاحب الزمان،المستغاث بک یا صاحب الزمان،المستغاث بک یا صاحب الزمان چون مداحی هم داشتیم و فرصت گذشته دیگه صلوات خواجه نصیر رو نخوندم السلام علیک یا داعی الله و الربانیة أيضا سلام عليكم ورحمة الله ان شاء الله عزیز زهرا هر کجا تشریف دارند حالشون خوب باشه واسطه ی همه ما و متعلّقین ما و رهبر عزیزمونو دعا کنند و توجه ویژه به تک تک ما داشته باشند و به جلسمون صلواتی خط بفرمایند اللهم صل علی محمد و آل محمد پیش از اینکه هدیه این جلسه مون رو تقدیم کنیم؛ [نفس عمیقی میکشد] یه مقدمه‌ای عرض کنم که اونچه که از تذکرات سلوکی حضرت استاد ما متوجه شدیم ماه رجب ماه تخلیه‌اس ماه رجب ماهی‌ست که باید تخلیه صورت بگیره.

باید خالی بشی از هرچی که زشتی و خباثات و هر قبایح اعمال و نیات و همه به همه.

تخلیه، خالی بشی.

بهترین ذکر برای تخلیه چی بود؟

ها؟

استغفار.

استغفار بهترین ذکر بود.

لذا در ماه رجب دیگه اوجش بود.

خوش به حال کسی که ماه رجبش رو ل-- زبانش تر بود به استغفار.

من اهمش رو برم عرض بکنم.

وگرنه مثلا دستور ده هزار هل هولا بود برای تسبت وجودی تو مسیر توحید.

اهمش رو عرض می‌کنم.

همچنین ایشون فرمودن که ماه شعبان این ماهی که درش قرار گرفتیم، این ماه، ماه تخلیه است.

حله بپوشی به خودت حله‌های بهشتی و در حقیقت خودت رو مزین کنی به عبادات و اذکار و عوراد که بهترین ذکری که حله‌پوشی می‌کنه و انسان رو می‌بره مرحله تخلیه.

اونایی که می‌گفتن حاج آقا از اساتید و مشایختون یه دستورالعملی بدید جامع این سه ماه بسم الله اهمش هم داریم عرض می‌کنیم.

اون ذکری که در این ماه ما رو به مرحله تخلیه می‌بره ذکر شریف صلوات بر محمد و آل محمد است.

اللهم صل على محمد و آل محمد عجل لـ- و اما در ماه مبارک رمضان چه اتفاقی باید بیفته؟

اونجا دیگه بحث تجلیه است.

اینجا باید تجلیات حضرت حق من و شما رو پر کنه.

یعنی خدا باید در وجود ما چنان ما خودمون رو آماده کرده باشیم که به بهترین وجه ممکن در ما ظهور کنه، تجلی کنه.

حالا قبل از اینکه من هدیه رو تقدیم کنم بد نیست تبرکه هم عرض کنم خدمتتون که در اوال کتاب شریف [مکث]، لعالی جلد چهار صفحه صد و شونزده خواستید مراجعه کنید.

قال جعفر، جعفر الصادق عليه الصلاة والسلام.

یادش بخیر حضرت استاد وقتی اسم امام جعفر صادق رو می‌فرمود، می‌گفت می‌فرمود کشاف حقایق این امام به حق ناطق امام جعفر صادق چه با عظمتی یاد می‌کرد روحش شاد.

فرمودن لَقَدْ تَجَلَّى اللَّهُ لِخَلْقِهِ فِى كَلامِهِ وَ لكِنْ لاَ يُبْصِرُونَ.

اینو امام صادق فرمودن.

دارم نقشه راه میدم خدمتتون عزیزان.

[نفس عمیق] اگر ماه مبارک رمضان ماه تجلی است، الان متوجه شدید اینجا امام صادق صلوات الله عليه فرمود خدا کجا تجلی کرده؟

فِى كَلامِهِ تو کلامش یعنی تو قرآن.

قرآن تجلی حضرت حقه.

وَ لكِنْ لاَ يُبْصِرُونَ شما نمی‌بینید متاسفانه.

فَتَجَلَّى لَهُمْ سُبْحَانَهُ این فرمایش دوم از نهج خطبه صد و چهل و هفت می‌تونید رجوع کنین.

فَتَجَلَّى لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِى كِتَابِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونُوا رَآهُ.

از اون حیثی که شما نمی‌بینید، متاسفانه شما نمی‌بینید فَتَجَلَّى لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِى كِتَابِهِ پروردگار سبحان تجلی کرده در کتابش.

پس رسیدیم به اصل موضوع.

اون چیزی که یعنی اهم چیزی که در ماه مبارک رمضان ما رو می‌کشونه تا وادی تجلیه قرآنه.

حالا یک بحث ختم قرآن که از امام ما دو تا قول شنیدیم.

بعضیا از نزدیکان گفتن در ماه مبارک رمضان پنج ختم قرآن می‌کرد حضرت امام.

از بعضیا ما شنیدیم هشت ختم قرآن.

حالا در هر حال هرکس نسبت به سعه وجودیش [نفس عمیق] و در کنار اون حتما بالاخره شاید سخت باشه برای بعضیا دائما در حال تردد و رفت و آمد و کار و درس و این چیزا باشن.

بهترین سوره در ماه مبارک رمضان همینطور که در ماه رجب سوره توحید بود، در ماه مبارک رمضان سوره بلد.

حالا می‌رسیم ان شا الله میگیم آدابش رو عرض می‌کنم.

یه دستوری هم داره که کسی انجام بده چشمش به ملکوت باز خواهد شد.

وعده اهل بیته.

به ما ربطی نداره.

[نفس عمیق] خب این‌ها رو گفتیم که خب الان در ماه شعبان هستیم [نفس عمیق] و خودمون رو باید آماده کنیم برای تجلیات حضرت حق.

عزیزانی که خیلی دم از شهدا می‌زنند و کربلا و ابا عبدالله و اینا خوبه بدونن که ابا عبدالله در صحنه کربلا حالا بعضیا گفتن شب عاشورا، بعضیا گفتن صبح عاشورا انگشت مبارکشونو باز کردن و به تک تک ثقفه و بنی هاشم حتی حضرت ابالفضل فرمودن نگاه کن.

اباعبدالله تجلی کردن برای یاراشون که اونطوری مستقیم موندن و جانشون رو فدا کردن و صدقτ گرفتن از هم.

تجلی خیلی مهمه.

یعنی ظهور.

یعنی امام حسین خودشو نشون بده.

بسیاری از موقع‌ها شما میری محضر اساتید فن، میبینه خودشو مستتر نگه میداره پشت یه پرده‌ای، یه حجابی نمیذاره شما بفهمیش.

حالا ببینید شما این همه از حضرت استاد شنیدی که اینجا درکش کرده وقتی محضرش می‌رسیدی انگار یه آدم معمولیه.

ما فکر می‌کنیم مثلاً می‌رسیدیم بفرما این ذکر مال تو، این مکاشفه مال تو، این کشف مال تو.

نه اینطوری نبوده.

اصلاً خودش رو به شما نشون نمیده.

و هرچی این حقیقت متعالی‌تر میشه سرش سرتر میشه تا جایی که سر سر نظام هستی شد حضرت ولی عصر.

اگه کسی بخواد لیلة القدر رو درک کنه از طریق سر حضرت زهرا باید بره جلو و سر المستودعه فیها که بعضیا گفتن امام عصته.

و اون باید اتفاق بیفته.

تجلی خدا باید بر من و شما خودشو نشون بده.

خب بسم الله آماده سازیش از همین ماه هاست دیگه.

تا می‌تونیم صلوات بفرستیم.

حالا دستوری که ما از طریق خدا رحمت کنه آشیخ عبدالقائم شوشتری خدمتشون محضرشون رسیدیم.

ایشون می‌دونید شاگرد بلا فصل مرحوم حافظیان بودند.

مرحوم حافظیان شاگرد بلا فصل مرحوم آقای نخودکی بودند.

دیگه هرچی آقای نخودکی داشت ما از خود آشیخ عبدالقائم شنیدیم.

بنده خودم شنیدم هرچی آقای نخودکی داشت بخشیده بود به آقای حافظیان.

آقای حافظ هم هرچی داشت بخشیده بود به آشیخ عبدالقائم.

ما محضرشون که چندین بار رفتیم، ایشون اون دستورالعملی که ما نوشتیم عزیزان تو کانال گذاشتن در خصوص صلوات رو فرمودن خیلی شیرین و خوشه.

حالا الان به من گفتن که ما جا موندیم.

دیر دیدیم از سوم شعبان باید شروع میشد.

عزیزانی که جا موندن یا حتی جا نموندن هم یه دستور دیگه‌ای بر صلوات هست چون ماه صلواته هدیه امروزمونو اینچنین قرار بدیم.

این دستور رو، خب میدونید حضرت استاد هم خیلی به صلوات علاقه‌مند بودند.

خیلی توصیه داشتند به ختم صلوات.

مخصوصاً این طریقه‌هایی که از طریق بزرگان اهل معرفت انجام میشد مثل این طریقی که من الان عرض می‌کنم.

مثلاً حضرت آقای قاضی تأکید داشته به اهل صلاک و صلاک الى الله به نزدیکان و خواصش یا مرحوم آقای کشمیری خیلی تأکید داشتن این دونه درشت‌ها که من امشب نامه، نامه حضرت امیر جواد آقای ملکی تبریزی رو آورده بودم که برای بحث سلوکی مون بخونم بنا به دلایلی پشیمون شدم.

یه نکته دیگه‌ای رو میخوام عرض کنم چون هر شب ما یه نظر سلوکی از بزرگان عرض می‌کنیم بعد میریم تو درس و بحث.

این دستورالعمل به این شکله که شما از شب جمعه، جمعه شب ببخشید.

جمعه شب یعنی میشه شب شنبه باید شروع کنید.

جمعه شب مثل این دستوری که نوشتیم گذاشتن تو کانال، اون روز بود.

حالا اگه کسی روز نتونست عیب نداره تا نیمه شب شرعی انجامش بده و اگرم یه وقت خدایی نکرده نشد بر اساس اصل خلاف گیری که در مسجد بلال سند و مدرکش رو عرض کردیم و امام صادق علیه السلام فرمود نور چشم شماست در این حرکت که شیطان رو اسبهای شیطان رو می‌بنده حتماً رجوع کنید اون جلسه رو ببینید و الا تو خطوطاتون ضربه می‌خورید، باز انجام بده به اون اصلی که اونجا عرض کردیم.

از-- اما این اونا روز بود.

این دستوری که میگیم بهتره شب باشه.

تو دستور آقای قاضی، آقای کشمیری میگن شب.

البته اونا خب عددش یه عدد دیگه‌ای میدن بعضیا تو عددش مثلاً هزار تا دادن بعضیاشونم نهصد و پنجاه.

علت هم داره عرض می‌کنم براتون.

و عرض کنم خدمتتون که شما شب سعیتون بر این باشه که هر شب از جمعه شب شروع کنید تا پونزده شب.

اگه یه وقت شب به هر دلیلی نشد، این وقتی دستور به شبه شما تا سحر می‌تونی انجام بدی.

وقتی میگه این کارو شب انجام بده یعنی جمعه شب شما تا سحر وقت داری.

حالا به هر دلیلی نشد، می‌بینی نمی‌تونی شب خسته‌ای به خوابی رفتی تا کله سحر عیب نداره روز انجام بده.

ولی سعیت بر این باشه که شب انجام بدی.

پونزده شب از جمعه شب شروع می‌کنی.

هر شب نهصد و پنجاه تا صلوات هدیه می‌کنیم.

هر شب به یک، یه ن-- یکی از معصومین.

اول از رسول خدا شروع می‌کنیم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد بعد امیرالمؤمنین، حضرت زهرا، دو تا امام عصر.

چند تا میشه؟

چهارده تا.

شما حاج آقا شما گفتید که پونزده تا.

این پونزده‌ام شب چی میشه؟

و چرا نهصد و پنجاه تا؟

هفتمیش رو فرمودن که هدیه می‌کنی به آقا ابالفضل [صدای ترافیک] صلوات الله علیه.

مثالش صلوات.

[چند نفر با هم] اللهم صل علی ابا الفضل العباس.

چرا نهصد و پنجاه تا؟

چون عدد ابجد ابالفضل علیه السلام نهصد و پنجاهه.

عدد هم ما عرض کردیم خدمتتون بر اساس اونچه که در کتاب مثلا در المن-- در المکنون فی سر المکنون عارف عربی هست یا سر المستتر شیخ بهاء یا.

از خود حضرت استاد چند بار شنیدیم در شرح نصف العروس مرحوم ابن فناری یا تمهید القواعد ابن توریه این عرضش رو شنیدیم که فرمودن اعداد روح حروف‌اند.

حروف پیکرند، لفظ‌اند، بدن‌اند.

عدد روح اونه.

یعنی شما اگر بخوای این ذکری که داری میگی روحش متعالی بشه، روحش اعظم بشه، روح اصطلاحا میگیم با روح باشه.

خب؟

با عددش بگو.

مثلا یادتون هست یکی از دستوراتی که هدیه کردیم از اساتیدمون در مسجد بلال در بندهای جوشن بود.

ما صد تا دستور داریم بر صد بند جوشن.

یکیشو ما عرض کردیم.

اگه حوصله کنید انشاالله بهتون خوب، خوب میگیم.

بند اول رو گفتیم فتوحات میاره برای مطلق هر مهمات زندگیتون.

چگونه بود؟

چهل با یا، یا چهل بار میگی روزی چهل بار میخونیش یا اینکه به عدد ابجد اسم کوچک خودت.

پیداش می‌کنی هرچقدر هست میگی.

چرا به عدد ابجد اسم کوچک خودت؟

چون این عدد روح اون پیکره و تاثیرش بیشتره.

اینم الان نهصد و پنجاه داره میگه به این دلیله.

آخرش هم بعد از تلگراف house ختم میشه و دیشب، پریشب در هیئت یا زهرا سلام الله علیهم عرض کردیم که آقای قاضی بعد از چهل سال سیر و سلوک و اون همه مداومت و استقامت در مسیر توحید، نه یه خواب خوش دید، نه چشمش باز شد، نه هیچی و رفت حرم حضرت عبل فضل توسل به آقا قمر منیری بنی هاشم کرد.

به توسلش به حضرت عبل فضل افتاد به کشک و عبا به صورت کشید و شد قاضی.

صلوات الله آقا عبل فضل.

دست کم نگیریم آقا رو.

بعد هر، این رو هم یادمون باشه.

بعد از هر نهصد و پنجاه بار که هدیه به یکی از معصومین می‌کنیم، دو رکعت نماز قبل از صلوات می-میخونیم، دو رکعت نماز اول می‌خونیم بعد صلوات‌ها رو.

اینو یادمون باشه.

پس اول میخوای شروع کنی دو رکعت نماز می‌خونی هدیه مثلا شب اول به پیغمبر بعد نهصد و پنجاه صلوات هدیه به پیغمبر.

شب دوم دو رکعت نماز هدیه به امیرالمؤمنین، نهصد و پنجاه صلوات هدیه به امیرالمؤمنین.

این رو گفتم برای مطلق حاجات [مکث].

این هم از هدیه ما که تقدیم کردیم.

البته هدیه دیگری می‌خواستم امروز تقدیم کنم که خیلی شیرین بود.

البته چیزی شیرین‌تر از صلوات پیدا نمیشه.

اما چون- [چند نفر با هم] اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

یکی از دوستا.

البته توجه داشته باشین که پس از اتمام صلواتتون تو هر شب در حد وسطتون یه مقداری صدقه کنار میذارید.

پرسیدن که ما جا موندیم از دستور صلوات یه دستور دیگه بگید.

دیگه نیت کردیم اینو عرض کنیم.

همد و سوره چی بخونیم؟

چی رو؟

همد و سوره.

همد و سوره؟

دو رکعت نماز هر جور دوست دارین.

حمد که حتما داره.

سوره دیگه هر سوره ای دوست داشتید بخونید.

آقا تسبیح که لازم نیست داشته باشیم؟

بله بلند بگید.

تسبیح که لازم نیست داشته باشیم؟

تسبیح؟

نه.

اون تسبیح نو مال اون دستور مرحوم آقای نخودکی بود که اون دستور خاص داشت و اون هزار تایی آخر رو نگه میداری.

تسبیح رو به یه میخ رو به قبله آویزون می‌کنی تا حاجتتو بگیره.

اون الان تو کانال نوشتیم گذاشتیم عزیزان می‌تونید مراجعه کنید.

خب- ببخشید [نامفهوم] میشه لطفا بلندتر بگید.

بعد از هر چه خواندن سوره توحید اولویت داره.

خب بله.

کلا سوره توحید بر همه سوره ها اول-اولویت داره.

سوره توحید قل هو الله احد برای همه سوره ها.

حالا که شما فرمودید من یه هدیه دیگه هم تقدیم کنم.

من خودم یک عمر این کارو انجام دادم، ثمره‌شو تجربه دیدم و البته حضرت استادم توصیه داشتند.

کسی که می‌خواد خوابش زیاد بشه، نه خوابیدنش، خوابیدن نه، خواب دیدنش، تمسلات برزخیش زیاد بشه اما ناب.

سوره قدر رو همیشه لبش تر باشه به سوره قدر.

کسی که برعکس می‌خواد خواب نبینه اصلا، قل حضرت استاد میگه چرا می‌خوای تو خواب ببینی؟

تو بیداری ببینی.

دنبال این باش که در بیداری ببینی.

سوره قل هو الله رو همیشه امیرالمؤمنین انتخابش از قرآن همین سوره قل هو الله بود دیگه.

دائما لبت تر باشه به سوره قل هو الله.

میگن مولا در حال راه رفتن، نشسته، خوابیده، لم داده، در حال جنگیدن، رو اسب، پایین، رو مبل هر طور که بود سوره قل هو الله می‌خوند.

من چندین ساله که در مطلق نمازها هم حتی در دو رکعت سوره قل هو الله می‌خونم.

عجیب اثر دیدم.

عجیب.

دهونم بسته است بگم چه اث-آثاری دیدم.

[صدای ترافیک]منتها چندین سال بخوای آثارشو ببینی، برکاتشو ببینی باید مداومت کنی.

بعد این رو تو دستورتون داشته باشید که انشاالله [مکث]، حالا یا قدر یا ولا والله.

ما نیت داشتیم که در هر جلسه یادی از یه شهید بکنیم.

یه اتفاق خیلی شیرینی دیشب افتاد.

من یه راستش شهید دیگری رو آماده کرده بودم که شهید زارعی رو در خصوصش صحبت کنیم که تو اتفاقات اخیر [مکث]، ببخشید شهید زارعی رو میخوام معرفی کنم.

یه شهید دیگه‌ای رو آماده کرده بودم بگم.

یه اتفاقی دیشب افتاد که نظرم برگشت.

گفتم که هم نه خود شهدا انتخاب کردن اصلا ما امشب کی یاد شماست.

یکی از نزدیکان بنده، خیلی نزدیکان بنده چند روز پیش شهید علی اکبر زارعی هست که تو مسجد میسوزه و جاشو قبل از شهادتش محل شهادتشو نشون میده.

نمیدونم فیلمشو دیدید یا نه.

میخوابه همینطوری زنده است.

میخوابه همونجا یه پرچم ایران روش میکشن و اون رفیقش مدهی میذاره فیلم میگیره.

اینا رو ما دیدیم شما هم حتما دیدید.

همونجا هم شهید میشه و میسوزه.

این شهید علی اکبر زارعی.

بعد این عزیز ما چند شب پیش به من گفت که این شهید رو واسطه قرار دادم قسمش دادم به علی اکبر چون اسمش هم علی اکبر بود به علی اکبر امام حسین صلوات الله علیه قسمش دادم که دست بچه های منو بگیر.

من نگران بچه هامم.

دیروز من ایشونو دیدم خیلی دگرگون بود.

گفت یکی از دوستان به من زنگ زده گفته که فلانی [مکث] شما به کدوم شهید متوسل شدی؟

گفتم چطور؟

[مکث]، من اصلا ذهنم نبود که من به شهید زارعی متوسل شدم.

فکر کردم چطور؟

چی شده؟

کدوم شهید؟

گفت من خواب دیدم دیشب که به من گفتن که اگر میخوای حاجتتو بگیری به اون شهیدی که فلانی اسم این دوست ما رو میاره راضی نیست اسمشو بیارم.

به اون شهیدی که فلانی بهش متوسل شده برو متوسل شو.

بعد میگه تو خواب به من نشون دادن این شهید قبرشو.

رفتم دم مسجدی وارد مسجد شدم.

دیدم موازی محراب [مکث]، یه قبر شهید داخل مسجده، یه پارچه سبز هم روشه.

بعد من تو خواب دست گذاشتم رو این پارچه سبزه متوسل به این شهید شدم.

این تو ذهنم موند که گفته بودن اون شهیدی که فلانی بهش متوسل شده.

شما به کدوم شهید متوسل شدی؟

یادش میاد ایشون که عجب [مکث]، چه جالب آره من به شهید علی اکبر زارعی متوسل شدم.

قسمش دادم به علی اکبر امام حسین که دستو بچه های ما بگیره.

هنوز شهید نشده شروع کرده دستگیری [مکث].

عجب هنوز نرفته به اون عالم کارشو شروع کرده [مکث].

تب موت آدمو میگیره.

برای بعضیا روایت داریم هفتصد سال تب موت میگیرتش [مکث].

هفتاد سال تب موت میگیرش.

یعنی اصلا ملائکه ولش میکنن.

میگن خدا میگه اینو فعلا ولش کنید.

این ترسیده، تب موت گرفته‌ش فعلا رهاش کنید [مکث].

چند روزه شهید شده شروع کرده اونور دست به کار شده.

چیه قصه؟

[مکث]، اینا کی بودن؟

چی بودن؟

یه جوان کم سن و سال [مکث].

چیو بگه آدم؟

[مکث]، مثال همه شهدا مخصوصا شهدا اخیر و این شهید عزیز یه صلوات خوندند.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

کتابی که دست بنده است مشاهد الالهیه است.

بهش شرح کبیر هم میگن بر شواهد ربوبیه ملاصدرا.

البته شاید برای بعضیا زوده باشه اما بنا به دلایلی نیت کردم که نظر یا به یک معنا وصیت ملاصدرا رو به سالکین الی الله بخونم.

یه مقدار طولانیه بخشیشو این جلسه بخشیشو جلسه بعد هم شاید دو سه جلسه طول بکشه.

ملاصدرا در عالم برزخ امشب با شما سخن دارد صحبت دارد.

ملاصدرا ای که از حضرت استاد شنیدیم که فرمود به فرمایش شیخ ما [مکث]، مرحوم علامه شعرانی ایشون لطف خدا به زمانه بود.

ملاصدرا لطف خدا به زمانه بود.

ایشون داره به شما میفرماید به من میفرماید "ای طالب نزول در فردوس اعلی [مکث] و سالک الی الله بدان که برای اقیانوس معرفت ساحلی وجود ندارد." فکر نکنید با یه کتاب و دو تا کتاب و چهار تا سیاه قلم و کلاس رفتن و اینا ما تا تهشو رفتیم ساحلش، اصلا ساحل نداره اقیانوس معرفت و هر کس به اندازه غوطه وری و شنا کردن در آن به بحر و فیضی نائل گردیده و کسی که مباشر اعمال [مکث] درندگی و حیوانی و مکائد شیطانی باشد- امکان شناوری و غوطه ور شدن یا غوطه زدن در این بحر پرموج و عمیق را نداشته و به منافع آن دسترسی نخواهند یافت.

کلمه کلمه اینا رو حسابه.

چرا میگه بحر پرموج، عمیق، لجه‌ست.

لجه.

یادتونه یه بار در خصوص لجه و فرقش با ساحل صحبت کردیم؟

عمیقه، ترسناکه، پر موجه، ارتفاع داره موجش.

کی موج سواری کرده؟

من کردم که میگم.

اون پنجاه متر میری بالا یهو میای پایین.

قلبت میخواد واسته تو سینه ت.

کار هر کسی نیست.

لجه‌ست آقا.

بعد خیلی شیرین.

یک خط قبلش می فرماید حالا من قصد توضیح ندارم چون طول میکشه بخوایم اینطوری بریم جلو.

ده جلسه باید همینو-- میخوایم چه کنن؟

به جاهایی برق میزنه، نور میزنه آدم میخواد متوجه بیشتر بشه.

می فرماید و هرکس به اندازه غوطه وری و شنا کردن در آن به بحر و فیض، فیضی نائل گردیده.

غوطه ور شدن و شنا کردن فرق میکنه با ساحل پیمایی.

این که انسان پاچه‌ش رو بده بالا کنار ساحل راه بره پاش مر-- مثلاً مرطوب بشه.

نه این که.

می فرماید اینجوری دلتو خوش نکن.

اگه غوطه ور شدی، قل تک خوردی، شناگر شدی تو معارف عمیق و تو لجه و پرموج ببین چی میشه.

میگه اگه اینطوری هستی تو به یه جایی میرسی.

به سالکین الی الله داره میگه.

اما نه اگه بخواهیم حالا یه جلسه‌ای هم بریم و یه چهار تا مباحثه‌ای هم بکنیم و دلمون خوش باشه ما معلم و استاد و بله حضرت استاد بنده یقین دارم اگر یه مقدار انشاالله با هم رفیق‌تر شدیم دلایلی برای شما رو می‌کنم.

دست بال هم فعلا بسته است که حضرت استاد به تک تک شما عنایت اشرافی دارند.

یعنی هدایت اشرافی شامل حال همه شما هست.

یعنی شما شاگردان اشرافی ایشونید الان.

دست ایشون هم بازتره.

اگر در زمان حیات شاگردش نبودید اصلا نگران نباشید.

الان اتفاقا خیلی بهتره.

به شرط اینکه مردش باشید مثل این فرمایش ملا صدرا باشید.

و اگر خدایی نکرده میگه گرفت-- این اتفاق نیفته، غوطه ور نشی، تو اون لجه نیفتی، شناگر نباشی.

چرا؟

چون گرفتار مکاید شیطانی بودی، اصلا هیچ منفعت، چیزی دستگیرت نمیشه اینطوری بگم.

زیرا هیئات فسق و فجور و ملکات مذله او را از میل به دین سعادت عظمی و شرافت اعلی باز داشته.

با عظمت از راه سیر و سلوک سخن میگن.

سعادت عظمی، شرافت اعلی.

چی؟

یه دونه از اون کلمات چی بود؟

آشنا بود باز ذهنمون.

ملکات مذله، ملکات.

یادتونه ما گفتیم صور و اشکال برزخی یکی از اصول چهل و هفت گانه کتاب انسان در عرفان حضرت استاد دیگه.

این فرمایش.

ملکات، اصلا صور و اشکال برزخی که ما باهاش محشوریم اونا از کجا زاییده میشن؟

اونا از کجا میان؟

ملاتش چی بود؟

احسنت.

ملکات نفس.

یعنی ملکه شده، رسوخ کرده، جا انداخته.

خب؟

چی باعث میشه که ملکه بشه؟

اصرار بر عمل.

اگر اصرار بر عمل نباشه چیزی ملکه نمیشه.

با یکی دو بار بخشیدن و با یکی دو بار نماز شب خوندن و یه دو تا ذکر و حد گفتن و چهار تا کتاب خوندن، اینا ملکه نفس نمیشه.

اصرار، اصرار، اصرار.

حضرت استاد به قدری عاشق کتاب بود، ایشون می فرمودند که من وقتی از کتابخونه میام بیرون حالم بد میشه.

میخوام هرچه سریعتر دوباره برگردم تو کتابخونه.

ما اولین باری هم که ایشون رفتیم منزلشون تو اتاق شخصی خودشون زیارتشون کردیم، دور تا دور ایشون کتاب بود، تو دیوار کتاب.

ایشون بین این دیوار کتاب، کدوم یکم ما اینطوریم تو خونه‌مون؟

چهار تا کتاب تو کتابخونه گذاشتیم داره خاک میخوره.

نشسته بود دور تا دور کتاب.

کتابای خطی دست نوشته مال خودش که من خیلی پررویی کردم جلسه اول خدمتتون عرض کردم دیگه.

خیلی بی ادبی کردم.

چقدر بی ادبم من.

اون موقع حالیمون نبود.

الانم البته حالیمون نیست.

اون موقع بیشتر.

به ایشون گفتم ما شنیدیم شما صد و بیست باب علم و تخصص دارید و شیخ الرايس زمانید.

راسته؟

البته من همین یه جمله رو گفتم خداروشکر تو اون جلسه خاص همین یه جمله بعد دیگه همه حرف میزدن، سؤال میپرسیدن که خیلی اون روز یه عُرضه راه سوغات یادگاریشون به ما هدیه تقدیم کرد که هنوز جز به همسرم و یکی دو تا رفیقام نگفتم.

انشاالله خدمت عزیز دلم آقای حلوایی البته عرض کردم.

حضرت حجت الاسلام حلوایی ذره پروری کردن تشریف آوردن.

که بخ-- به جهت سکوت بنده تو اون جلسه من همین یه جمله رو پرسیدم البته قبلش یه غزل در حق ایشون گفتم، یه غزل.

همون موقع تو قلب-- تشریف بیارن گفتم بهشون هدیه کردم.

بالاخره بعد یه هدیه ما تموم کردیم.

سکوت ما رو دید.

دست ما رو گرفت.

آقا حالا بعد رفیق‌تر شدیم میگیم چی بود؟

خدمت شما.

[مکث] و مثال روحش صلوات بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد.

بله و ایشون [مکث]، هم از ایشون هم خدا رحمت کنه حضرت آیت الله حق شناس بارها شنیدیم که اون ملکات نفس که ثبر و اشکال برزخی‌اند از اصرار بر عمل چه در حیث حسنات چه سیئات حاصل می‌شه.

اگر کسی نعوذ بالله خدای نکرده ملکات نفسش باشه قویه، کار خیلی دشوار می‌شه.

یکی از دوستان گفت خب شما هر جلسه یه هدیه‌ای مثلا من هیچ کجا این کارا رو نکردما.

این بچه‌های آذرها که سی و پنج ساله ما رو بزرگ شدن، اصلا سابقه نداشتم‌ها ما بریم منبر سی و پنج ساله ببینیم یه ذکر بگیم مثلا ایشون دایی خانوم ماست اینجا نشسته اگر شاهد بوده بگه.

اصلا [مکث]، یه دفعه چی شد زدیم پس کله و ما شروع کردیم هدایای بزرگانو گفتن حالا آخر عمرمونه چیه؟

هرچی هست من در مسجد بلال این نیت کردیم حالا به شما هم رسید.

یه عزیزی گفتش که خب شما اینایی که دارین میگین ما کدوماشو بگیم؟

شما باید اصلا این نیستش که شما همه رو بگی.

مگه چقدر عمر داری؟

نسبت به نیازت یک.

سعه وجودی و ظرف نفس دو.

نسبت به این دو انتخاب کن.

بعضی از این اذکار مال همه نیست.

بعضیاش هم مثل مال امروز همه است.

مال همه است.

مولتی‌ویتامین مثل صلوات.

اینا مال همه است.

انتخاب کن.

مثلا گفت آخه من نمی‌تونم.

چرا؟

گفتم چرا نمی‌تونی؟

بل 인간 علی نفسه بصیره.

چرا بارتو همیشه می‌خوای بندازی رو دوش معلمت و استاد چی و.

خودت فکر کن ب-ببین ما اون چیزی که مانع اصلیه در مسیر رسیدنت به خدا چیه؟

یه دفعه خودش بی‌اختيار گفت قوه خیالم.

گفتم خب بسم الله قوه خیالتو چیز کمی هم نیست.

کسی قوه خیالش تطهیر بشه، واسطه فیض بین نفس ناطقه و بدن تطهیر می‌شه.

چیز کمی نیست.

یعنی روح می‌تونه احکامشو پیاده کنه در بدن.

اراده قوی می‌شه.

چیز کمی نیست.

غالب ما من به شما عرض کنم اون چهل جلسه سر معرفت نفس مسجد بلال رو انشاالله حتما تو برنامه‌تون باشه گوش بدید.

کمتر جلسه‌ای بوده ما در خصوص قوه خیال حرف نزدیم.

که قوه خیال [مکث]، واسط بین نفس و بدنه.

اصلا نفس که مجرده از طریق قوه خیال که اسمش هست برزخ وجودی یا مثال متصل تو خود ماست.

از طریق اون ارتباط می‌گیره با روح بخاری که اون سی‌دی‌ای که تو جلسه سر مکنون رو گوش بدید تازه متوجه می‌شید روح بخاری چیه.

اینجا جاش نیست.

اینجا جلسه سیر و سلوکه.

اونا رو گوش بدید.

از طریق قوه خیال، چی؟

نفس، نفس ناطقه ارتباط می‌گیره با روح بخاری.

از طریق روح بخاری ارتباط می‌گیره با بدن.

ببین سلسله مراتب رو.

حالا اگر کسی روح بخاریش، اون روحی که حالا بهش میگیم روح بخاری که سلسله مراتب [مکث]، مزاج و این معجونی که درست می‌شه رو اونجا توضیح دادیم برید گوش بدید.

این روح بخاریش معتدل نباشه.

هرچی نفس زور بزنه که این گوش بشنوه و بفهمه چی داره می‌شنوه نمی‌تونه.

حفظ کنه، نمی‌تونه حفظ کنه.

یادش بمونه که امشب فلانی چی گفت بالا منبر یادش نمی‌مونه.

می‌خواد نماز شب پاشه، نمی‌تونه پاشه.

روح نمی‌تونه احکامشو در بدن بیاد کنه.

یا علی بگه بلند نشه.

چرا؟

این روح بخاری از اعتدال-- برای همین میگم یک انسان زبان فهم و اهل فن در مسیر سیر و سلوک اول کاری که می‌کنه اصلاح مزاجه.

مزاجشو باید معتدل کنه.

دو نفر می‌شینن یکی قرآن رو حس می‌کنه یکی هرچیزی رو بزنه نمی‌تونه.

مزاجش، دقت کن مزاج.

حتما این سی‌دی‌ای که تو جلسه سر مکنون و در خصوص روح بخاری تو کانال معراج گلنامی گوش بدید.

اینا مهمات سیر و سلوکه.

الحمد لله قبلا پیاده شده، آماده‌ست.

خوراک آماده برای شماست.

یا اینکه قوه خیال اگر بگیم روحش، بگیم روح بخاری معتدله قوه خیال آلوده است.

خب حالا مثلا دستور العملی که بهترین دستور العمل که ما برای قوه خیال دادیم چی بود؟

کی یادش هست؟

[همهمه].

بهترین، ما زیاد دادیم.

بهترینش آقا داماد بگو.

مبتلا به اینکه آیه- آیه.

آیه پنجاه و چهار تا پنجاه و شش سوره اعراف خواهرها گفتن.

آیات و سخنه.

سه تا آیه است پنجاه و چهار تا پنجاه و شش سوره اعراف.

البته حضرت استاد تو دستور حضرت استاد ببینید می‌فرماید پنجاه و پنج تا پنجاه و هفت.

علتش چیه؟

هرکی گفت؟

[همهمه] چرا یه آیه اختلاف داره؟

[همهمه] آفرین به این خواهر.

چون حضرت استاد بسم الله رو جزء سوره می‌دونن پس اون پنجاه و چهار می‌شه پنجاه و پنج، پنجاه و شش می‌شه پنجاه و هفت.

سوره اعراف.

امام صادق صلوات الله علیه فرمود بهترین کار برای تطهیر قوه خیال، تطهیر قوه نفس، تنویر قلب و تقویت عقل، روزی هفتاد بار خواندن آیه‌ الوفوق است.

خب دیگه خودت بر اساس نیاز تشخیص بده و انجام بده دیگه اینا رو.

بسم الله.

بعد هم اینکه بگی آقا یه عزیزی ما اینجا ح-- ااا از شب از حضرت آقای بهجت گفتم از پسرشون جلو ضریح امام رئوف ما هدیه گرفتیم.

یادتونه دیگه نماز هدایت فرزندان.

گفتیم اون شب بعد ایشون مشکلی داشت در خصوص بچه‌هاش که حالا یا یه دونه بچه داشت یا دو تا یادم نیست چندین نفر به تو اومدن.

چک کنیم گفتیم نماز هدایت فرزندان.

بعد پیغام داده بود که به حاج آقا بگید ما خوندیم اثر نکرد.

[خنده] همون دو سه جلسه‌ست ما اینو گفتیم.

چجوری شما دو سه جلسه‌ای خوندی اثر می‌خوای بکنه؟

ما اصلاً روایت داریم هر عملی رو حتی تسبیحی به جان حضرت زهرا صلوات الله علیها دست می‌گیری تا یک سال باید ادامه بدی تا برکتشو نشون بده.

زیر یک سال برکت نمی‌کنه.

بعضیا گفتن چون کمترین عدد کثرت سه، سه ساله.

البته قابل جمع‌اند.

روایت میگه یک سال بزرگان میگن سه سال قابل جمع‌اند نسبت به نفوس، استعدادها.

یکی تو یه سال جواب میده یکی سه سال باید حدمن.

اینطوریه.

اینجا نیست که شما فکر کنی سریع جواب میده.

ببین چند خط ما گفتیم؟

چهار خط، پنج خط، چهار، پنج خط، بله پنج خط گفتیم در صورتی که فرمایش ملا صدرا برای شماها شش صفحه است.

پنج خط گفتیم وقتمون دیگه می‌گذره باید بریم سراغ درس.

انشاالله جلسات-- یه چند تا نکته بسیار عالی و مهم ملا صدرا تو این فرمایشش نصیحتش به صلا که الی الله آورده مخصوصا وقتی هی میره جلو، هی میره جلو، هرچی میره جلوتر مهم‌تر حرف می‌زنه.

پس یه جاش میگه یه ذره می‌خوام آماده‌تون کنم که اهمیتش...

می‌فرمود نکته قابل توجه و بسیار مهم این است.

بعد شروع می‌کنه نکته رو گفتن که من به شما نمیگم.

یعنی هی میره جلو هی اهمیت قصه رو زیاد می‌کنه آره.

[خنده] یه صلوات بفرستین.

[چند گوینده] اللهم صل علی محمد و آل محمد.

خب بریم سراغ درس و بحث‌هامون.

ما چقدر خاطر شریفتون باشه در معرفی رب‌های رتبه‌های عالم بودیم.

مجبور بودیم یه مثل حالا مسجد بلال تفصیلاً نه اما اجمالاً یه چیزکی از مراتب گفتیم.

آقای بابایی نیستش؟

از حج برنگشته هنوز؟

خطات خوشکلمون اینجا می‌نوشت.

اگه یکی عزیزی خطش خوبه به جملاتی که من میگم بنویسه که یادگار داشته باشیم.

ما تا، یه دو تا سؤال بپرسم ببینم کی یادشه.

رب رتبه عقل اول چه اسمی بود؟

الاول.

بارک الله.

رت-- رب رتبه نفس کل.

الرحیم.

الرحیم یا، یا رحیم.

احسنت به شما.

خب رب اعیان ثابته.

الاول.

ارحم الراحمین.

نه ارحم الراحمین که انزال مراتب بود.

الاول.

احسنت.

یه، یه اسم دیگه هم، یه رب دیگه هم داشت که در طول هم‌اند.

یه دونه الاول بود.

یه دونه، اسمش رو خودشه.

صغر علمیه.

العلیم.

احسنت.

العلیم که کلی‌تره.

یه العلیم دیگه داریم.

بهش می‌رسیم.

اون کلی‌تره.

خب خوب جواب دادین.

آفرین.

خب بریم سراغ رتبه بعدی.

بعد از رتبه، اونا رو اگه می‌کنه پاک کنین اون خطوط رو هم کنار.

اونچه که من بهتون گفتم بنویسین.

حقیقت وجود اگر حالا تا ایشون پاک کنه، حقیقت وجود اگر مشروط، حقیقت وجود چی بود؟

اینجا منظور صادر اوله دیگه نفس الرحمنه.

یعنی اون به علاوه این شرطی که گذاشتم مثل کل ممکن زوج تک-- ترکیبی.

همه ممکنات زوج‌اند، ترکیب شدن از چی؟

از وجود یا ما اون فیضی که از صادر اول می‌گیرن، از نفس الرحمن یا وجود منبسط یا فیض منبسط می‌گیرن به علاوه هرچی گفت؟

ماهیت.

ماهیت احسنت.

به علاوه ماهیتشون.

یعنی قدر و اندازه‌شون.

می‌شه اون حقیقت شیء.

خود همه ما که اینجا نشستیم یک وجود داریم که موجودیم، یه ماهیت که قدر و اندازه‌مونه.

حالا اون صغر علمیه رو، صغر علمیه اسمش رو خودشه.

صغر علمیه در از شب ثقل ربوبی که حالا یا در ذهن خودمون می‌گیریم یا در ثقل ربوبی.

ربش بود العلیم حالا اینجا الان چی میخوام بگم؟

میخوام بگم حقیقت وجود، می‌گین حقیقت وجود یعنی چی؟

وجود منبسط یعنی صادر اول.

اگر مشروط به صورت‌های تفصیلی، دیگه کلی و اجمالی نیست.

داره هج-- هرچی میایم پایین‌تر رتبه ها میاد پایین‌تر، چی میشه؟

کثرت شروع میشه.

چون کثرت میاد ضعف میاد.

آفرین بابا حسین.

ضعف میاد.

کثرت ضعف میاره.

هرچی میری به بالا، تأکد بر توحد قدرت میاره، سلطنت میاره.

هرچی میای پایین اگه کسی بخواد قوی بشه، یه راهه، قوت و قوت اراده، ارتباط با عالم بالاست.

ارتباط با توحیده، وحدت قوت میاره.

اذکار توحیدی، افکار توحیدی، جلسات توحیدی، معارف و مبانی توحیدی به شدت آدم رو محکم می‌کنه.

[صدای بچه] شما بنویسید به هر حال رو تخته عزیزم.

شما هم بخواید تو دفتر جزوه هاتون بنویسین.

حقیقت وجود اگر مشروط، حقیقت وجود نمی نویسه؟

حقیقت وجود عرض کردیم دیگه یعنی همون صادر اول.

اگر، اونم نمی نویسه؟

دیگه ما وقت نداریم هی معطل شما.

بنویسید شما بنویسید تو جزوه هاتون.

حقیقت وجود اگر مشروط به صورت‌های تفصیلی جزئی و متغیر باشد، [مکث] در مرتبه اسماء فعلی ظاهر می‌شود.

اینو تو اون جلسه که پیش شهردار بودیم گفتیم اما چون صوت بد ضبط شد گفتم دوباره بگم.

مثل چی بود؟

اسم ماهی با هجای می محو کننده، مثبت.

یمحو الله ما یشأ و یثبت آیش.

مثل ممیت.

مثل محیی.

اینا اسماء فعلی‌اند که ظاهر میشن.

خب.

استاد ببخشید.

یمحو الله ما یشأ بله.

اهوم.

بعد شما گفتید رب اول در رب ثانی هم رحمن و رحیم.

بعد ما که حضرت عقل رو می‌خونیم باعث می‌شه از ظاهر دقیقاً تو این جمله بندی کل موضوعات یا نه اینا جزئی دارن؟

فهمش سخت میشه.

بله شما جلسات پیش اگر بودید این سؤال براتون پیش نمیومد.

گفتیم اسم ظاهر و عزیزانی که بودند گفتیم اسم ظاهر سمتش چی بود در جامعه اسمای؟

اسم اعظم بود دیگه.

اسمای دیگه‌ها.

هر اسمی بخواد ظهور کنه حتی الله بخواد ظهور کنه زیر و بالا قر از ظاهر ظهور می‌کنه.

بله.

ما که رب رو صدا می‌زنیم منظور رب جمله رو عرض کنم رب کل، کل موجودات دیگه.

ببینید- اگر بگی الحمد لله رب العالمین این رب مطلقه.

این اللهه.

درست؟

اما بگی سبحان ربی الاعلی این ربی رب شما الله نیست که.

رب شما اسمی‌ست که اسم اعظم وجود شماست و در شما پیاده شده در طول رب مطلق.

اینا رو تو مسجد الله زیاد با هم بحث کردیم دیگه.

درسته؟

بله.

بستگی داره چه ربی رو بخونی.

حالا چقدر شیرینه.

حالا قبل جلسه یکی از شما گفت دستور بوده که شما گفتید امیرالمؤمنین در قوت نماز عشاش ربना هبلنا من-- ربنا جمع بسته ربنا هبلنا من ازواجنا و ذریاتنا قرة اعین و اجعلنا للمتقین اماما.

خب این رب کدوم ربه؟

نمیگی رب هبلنا که، میگی ربنا هبلنا جمع می‌بندی.

شاید رب همسرت، شاید رب بچه‌ت از تو اعظم باشه چه می‌دونی؟

همه رو با هم میگی.

اینا از اسرار آیاته.

می‌تونیم بگیم کثرت در وحدت، وحدت در کثرت.

دقیقاً بله.

حقیقت لقاء الله، کلمه‌تون بله، بله کلمه‌تون فی معنى لقاء الله کتاب کلمات مکنون مکنونه ملا محسن فیضی از اونه.

چند جلسه شب جمعه پیرامون لقاء الله در خصوصش حرف زدیم.

اونجا فرمود اصلاً حقیقت لقاء الله اینه.

دیدن کثرت در عین وحدت، وحدت در عین کثرت.

حالا الان میگم بحث ما چون عقل عملیه خیلی اینجا من دست و بالمون بسته است.

حتماً، حتماً اگر می‌خواید تو سیر و سلوک خوب جا بیفتید به قول بنده لب سیر و سلوک‌تون گل بندازه، اون بدن مثالیتون لبش گل بندازه حتما مبانی فکری و نظری رو برید.

یه صوت از حضرت استاد آماده کرده بودم که در خصوص همین اهمیت و ارزش علمه که نزدیک سه دقیقه هست الان من وقت بشه پخش کنم از نفس قدسی‌شون برون شیم.

من از هیچکس نشنیدم جز ایشون که بفرمایند حضرت زینب سلام الله علیها علمش علم لدنّی نبوده ابتدا.

علم کسبی بوده.

زحمت کشیده.

درس دیده.

استاد دیده.

معلم دیده.

پیش باباش، مادرش.

علم کسبی بوده.

بعد رفته، رفته افاضه شده و اون انته الحمد لله عالم الخیر و معروف به اونجاها رسیده که.

کسب بوده نه-- دوست داشتید صوت از استاد می‌ذارم گوش بدین.

باید زحمت کشید.

باید تلاش کرد، باید وقت گذاشت.

نشینم فقط جلو تلویزیون سریال‌های بیخود ببینی، وقتتو بذار گفتگوهای بیجا کن.

مباحثه کنید.

الآن متأسفانه گروه مباحثه شما خیلی ضعیفه.

من سرکی کشیدم حتی خانم‌ها بی‌خبرن، آقا خیلی ضعیف بود.

اصلاً خبری نیست تو گروه.

بیفتید به جون هم.

عمامه به سمت هم پرتاب کنید.

[صدای محیط] آره باید بحث بالا بشه چون الحمد لله گروه مباحثه خانم‌های مسجد بلال خیلی فعالن، خیلی خوب.

من راضیم دعاشون می‌کنم.

خب ایشون نوشت دیگه.

حالا بریم جلوتر.

اشاره می‌کنه به "یمخل ما یشاء ویفقد وعنده ام الكتاب".

ام الكتاب که در رتبه برتر قرار دارد در نزد اوست و لوح محو و اثبات که در رتبه‌ای فروتر است به اختیار او می‌باشد.

در بسیاری از آیات قرآن و آیات قرآن بر دو وصف احیا و اماته الهی تأکید شده است "والله یحیی ويميت واما بما تعملون بصیر".

اگر وجود حالا همون وقتی میگه وجود یعنی همون فیض منبسط، فیض یا صادر اول.

اگر وجود به اعتبار صورت‌های تفصیلی لحاظ شود جزء جزء شده، تفصیله دیگه کلی نیست.

از وحدت خارج می‌شه.

خارج که نمی‌شه فاصله می‌گیره میاد به سمت کثرت.

رب اینجا دیگه می‌رسه به این جمله.

رب، اینو بنویسین، همه بنویسین، عزیزمون هم پای تخته بنویسه.

اگر وجود به اعتبار صورت‌های تفصیلی لحاظ شود، رب نفس منبع، تبع رب نفس منبع در جسم کلی است.

و نفس منبع در جسم کلی اسم دیگه‌ش چی بود؟

همان است که از آن به نام لوح محو اثبات یاد می‌شود.

نفس منبعه، نفس منتابعه پیش شهدا بودیم گفتیم یکی از نفوسه.

کسی حالا شنیده بود؟

در رتبه‌ای که رب داره.

خب این در ما هست.

چیه در ما که رب به نفس منتابعه داره؟

در ما گفتیم بیرون هرچی هست در ما هم داریم ازش هم جنس‌شو.

نفس منتابعه در ما چیه؟

همون نفس نباتی و حیوانیه که مجرد نیست، مادیه.

نفس نباتی و حیوانی که تو وجود ماست اصطلاحا بهش میگن نفس منتابعه.

مجرد نیست، مادیه.

خب چرا الان من و شما نفس نباتی که رشد به ما میده، نفس حیوانی که به تلاش و جهد و کوشش ما رو وادار می‌کنه، چرا اینقدر ضعیفه در ما؟

چون دوریم از نفس، رب به نفس منتابعه.

اینا رو قبلاً من گفتم چرا داریم مراتب رو به همراه رب میگیم؟

جاهای دیگه این کارو با شما نمی‌کنم.

انگار محشور باشید با این رب‌ها.

بالاخره هر روزه چند تا مثل از کاری که بعد از نوازی جعفر طیار هست برید اسرارشو درآرید به منم یاد بدید.

چرا؟

يا رب، يا رب با رب، يا الله، يا حي، يا رحيم.

بعد يا رحمان يا ارحم الراحمين.

یک یک برای شما اسرارشو میگیم.

یه چندش هم جلسات پیش گفتیم.

اینا همش رو حساب اومده.

یا بسم الله الرحمن الرحیم.

بسم الله الرحمن الرحیم.

صادر اول بسم الله.

نقطه انا نقطتن تحت البا.

صادر اول اسم.

که به مح-- حالت جمعی داره مفرد هم اومده.

اسمه.

اسماء که نیست.

جمع الجمع اهدیه است.

الله الوهیت که مرتبه قلبه.

الرحمن الان خوندیم عقل.

الرحیم نفس.

که همه رو شما دارین.

بسم الله الرحمن الرحیم از بالا تا پایین اومد.

نفسم که همه رو احاطه داره.

بعد دوباره سو به حمدو که شروع می‌کنه جالبه.

الحمد حمد اینجا الحمد چیه؟

مقام دوباره صادر اوله.

اینا رو بدونید‌ها.

از فرمایشات استاد دارم به شما میگم.

الحمد صادر اوله از ایشون شنیدیم.

مقام صادر اوله.

فیض ما هر فیضی مطلقا مادی و معنوی، جسمی و روحی، دنیوی و اخروی به من و شما داره می‌رسه از اون می‌رسه.

صادر اوله که در عرض کردیم در قوس صعود و ان الی راجعون پیغمبر عزیز عالم رفت به اون رتبه رسید دیگه.

شد واسطه فیض بین حق و خلق.

تو هر میزان از فیض اون وجود منبسط "الم تر الی ربک كيف مدد الظل" این مد الظل سایه کشیده شد همون ظل می‌شه صادر اول کشیده‌ش مد این سایه می‌شه کثرات.

چه مقدار کشیده شد؟

هرکس به سعه وجودیش.

شما کی هستی اصلاً؟

به میزانی که فیض رو از پیغمبر گرفتی همونی.

خب چرا شما اینقدر گرفتی بغل دستی کمتر گرفته یا بیشتر؟

این خیلی سؤال مهمیه.

برمی‌گرده به علم ثابتت اینا تو مسجد بلال توضیح داده.

استاد می‌تونیم بگیم از ذات گرفته شده؟

همش از ذاته.

"ان للشیء عندنا خزائنه وما ننزل الا بقدر" [صدای محیط] یعنی اینکه میگن ما ساعت مقدس ظهری از ذات خدا نورش و اثراتش- بله دیگه.

"ونفخت فیه من روحی تنزل الملائکه والروح" دیگه شما نباید دیگه اینو بپرسی آقا داوود.

همه اینا رو شنیدید.

بله.

مادر- ام ابیها.

روح اعظمه دیگه.

"تنزل الملائکه والروح".

امام صادق در تفسیر فرات کوفی فرمود اون روح اعظم مادر ما فاطمه است.

شب اول نازل میشه واسطه فیض خلق میشه و خلق اون انسان کامله از طریق او غیوب نهی وز غیوب.

اینا حالا جلسات رو گوش بدید.

اصلا فروپاشی تو وجودتون اول ایجاد بشه.

هرچی دارید بریزه پایین از نو شروع کنید خشتار چیدن اومدن بالا با مبانی مشرب علامه.

اون موقع یه آدم جد-- اصلا خودت جدید میشی، خودت.

نه افکارت ها خودت یه آدم جدیدی میشی.

بسم الله بگو تن به کار بده.

جسارت به خودت-- من یه حرف در گوشیه امشب دارم.

بعد که این قطع شد حق ضبط هم هیچکس نداره.

اجازه گرفتم از نظر یکی از اساتید که مفسر قرآنه که به شما اینو بگم.

[نفس عمیق] خب داشتیم می‌گفتیم ارتباط با رب.

بعد الحمد میشه صادر اول.

اون بسم الله رم از بالا تا پایین اومد دو مرتبه میره چی؟

تو سوره.

الحمد لله.

حالا این الله کدومه؟

رب العالمين.

آقای روحانی وقتی گفت رب العالمين میشه چی؟

رب مطلق احسن.

رب پیغمبر میشه.

"و ان الی ربک الرجعی" "و ان الی ربک المنتهی".

منتهی رب تو.

من رآنی فقط رآالله.

خب این دوباره ببینید صیروج از کجا شروع کرد؟

وقتی بسم الله تموم شد از قوس نزول اومد تا انزل مراتب دو مرتبه رفت و همش تردده.

دو مرتبه-- اصلاً نماز همش معراجه.

دو مرتبه میره معراج.

دوباره از صادر اول شروع میکنه.

الحمد لله رب العالمين.

اون الله که رب العالمينه ما رو کدوم مرتبه است؟

رب کدوم مرتبه بود؟

الوهیت است دیگه.

یا لاهوت.

عالم پیغمبر.

یا اهدیه است بود یا واحدیت است؟

واحدیت.

اهدیه ما فوق اون بود.

واحدیت مرتبه شروع، شروع کثرته.

اسماء و صفات میخوان خودشونو نشون بدن.

در اهدیه جمعن، جمع الجمع که روح ما از اون بود.

اینا هی من دارم میگم چون اینا مهمن.

هی تکرار بشه، هی تکرار بشه.

اهمیت مقام-- اهدیه مقام روح ما بود که جمع الجمعه، منبسط-- وجود منبسطه.

بعد میشه مرتبه واحدیت که قلب ماست.

شروع میکنه Sandیدن از حقایق و شروع کثرت.

همینطوری میاد تا مراتب مادون.

حالا بریم همونجا از خود سوره شروع کنیم چقدر شیرینه.

یه وقتی با هم بشینیم این درس و بحثا تموم شه، هم مسجد بلال تموم شه، هم یا زهرا بحثامون تموم شه، هم اینجا تموم شه.

دو سال، سه سال، ده سال، چقدر میشه بعد بشینیم از بسم اللهش و سوره هم، اول قرآن همینطوری مثل الان با هم بریم تا آخر.

چقدر شیرین میشه.

الان همین کارو داریم میکنیم دیگه.

یعنی چقدر شیرین میشه برام.

یه طلبه فکر میکنم پایه نهم، دهمه.

من اصلا نمیشناسم.

از تو بلده به ما پیام داده.

گفتم عکستو بفرست ببینم.

خیلی خوشگل حرف میزنی.

ببینم خودتم خوشگلی یا نه.

عکس فرستاده چه نورانی.

تو قم درس میخونه.

اصلا من، منو میشناسه، نه منو دیده.

این حرفا رو شنیده بود.

عکس العمل معنوی شد.

می‌گفت من فقط شما رو ببینم.

فقط من شما رو ببینم.

چنان بغلت کنم فشارت بدم.

بیچاره که حالا شما این کارو با من نکنید.

یه دوست واسه خودمون.

نماز که وایمیستم از بای بسم الله نماز تا اون آخر السلام علیکم همینجوری داره معارف موج میزنه.

بعد گفت، گفت حالا یکی دو تاش اشتباه بود بهش تذکر دادم بقیه‌ش گفتم آفرین، احسن، ماشاءالله.

اینا همش عنایات الهی به شماست.

مبانی رو درست بگیری چه بلایی سرت بیاد که بیابون گردت کنه.

اصلاً دیگه فکر طلا و دلار و سکه و بورس و این مزخرفات نمیکنی که.

یک harche در هیمانی.

اصلاً تو بازار برو با چشم به نامحرم نمیفته.

اصلاً چشمت شاید داره دنیا رو ظاهراً میبینه اما معلقتم به عز و قُدسه.

"کن في الناس ولا تكن معهم".

اصلاً تو یه عالم دیگه‌ای میبرنت.

بریم جلو اذیت نشیم.

یه چند آیه بگم.

فکر کنم وقتمون تموم شد ها آقای گندم کار.

تقریباً.

تقریباً یعنی قطعاً.

با احترام و گذشتم.

نشد رو تخته چند تا ربط ما بنویسیم دلمون خوش باشه.

دوباره یه دونه دیگه گفتیم موندیم.

همین دو سه آیه رو هم بگیم و برا امشب بسه و موند اصلاً خیلی شد.

جلسه بعد انشاالله اسم قابل رو میگیم.

رب هیولای کلیه که اسمش هست کتاب مستور و رب منشور.

حالا ارتباط ما با اون چه گونه است عرض میکنیم.

رابط ما با اون، با اون هیولای کلیه، هیولای اولی نه ها هیولای کلیه.

توضیح میدم حالا نترسید.

الحمد لله رب العالمين.

از صادر اومد الحمد لله.

اون الله رب العالمين چیه؟

الان گفتیم.

مرتبه واحدیت یا لاهوت.

مقام پیغمبر عز و جل.

بعد میشه الرحمن الرحیم.

تو خود سوره حمده دیگه اگه اشتباه دارم قرائت میکنم بگید.

الرحمن رب کدوم مرتبه بود؟

جبروت.

جبروت.

الرحمن رب کدوم رتبه بود؟

ملکوت.

ملکوت.

ببین چه قشنگ-