یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر الله
الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر,الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر،الله أكبر،الله اكبر،الله اكبر،الله اكبر الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله، الحمد لله،الحمد لله،الحمد لله، الحمد لله،الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، سبحان الله،سبحان الله،سبحان الله،سبحان الله،سبحان الله،سبحان الله،سبحان الله،سبحان الله،سبحان الله،سبحان الله،سبحان الله،سب الله، سبحان الله،سبحان الله،سبحان الله،سبحان الله،سبحان الله،سبحان الله لا اله الا الله صلوات اللهم صل على محمد و آل محمد آ.
یک مقدمهای عرض کنم که آنچه که از تذکرات سلوکی حضرت استاد ما متوجه شدیم ماه رجب ماه تخلیکاس ماه رجب ماهیست که باید تخلیک صورت بگیره. باید خالی بشی از هرچی که زشتی و اثات و هر قبایح اعمال و نیات و همه به همه. تخلیک، خالی بشی. بهترین ذکر برای تخلیک چی بود؟ ها؟ استغفار. استغفار بهترین ذکر بود. لذا در ماه رجب دیگر اوجش بود. خوش به حال کسی که ماه رجبش رو زبانش تر بود به استغفار. من اهمش رو برم عرض بکنم. وگرنه مثلا دستور ده هزار هل هولا بود برای تسبت وجودی تو مسیر توحید. اهمش رو. همچنین ایشون فرمودند که ماه شعبان این ماهی که درش قرار گرفتیم، این ماه، ماه تخلیک است. حله بپوشی به خودت حلههای بهشتی و در حقیقت خودت رو مزین کنی به عبادات و اذکار و عوراد که بهترین ذکری که حلهپوشی میکند و انسان رو میبرد مرحله تخلیک.
آنانیی که میگفتنددددد حاج آقا از اساتید و مشایختون یک دستورالعملی بدید جامع این سه ماه بسم الله اهمش هم داریم. آن ذکری که در این ماه ما رو به مرحله تخلیک میبرد ذکر شریف صلوات بر محمد و آل محمد است. اللهم صل على محمد و آل محمد عجل لـ- و اما در ماه مبارک رمضان چه اتفاقی باید بیفتد؟ آنجا دیگر بحث تجلیک است. اینجا باید تجلیات حضرت حق من و شما رو پر کنه. یعنی خدا باید در وجود ما چنان ما خودمون رو آماده کرده باشیم که به بهترین وجه ممکن در ما ظهور کنه، تجلی کنه. حالا قبل از اینکه من هدیک رو تقدیم کنم بد نیست تبرکه هم عرض کنم خدمتتون که در اوال کتاب شریف، لعالی جلد چهار صفحه صد و شونزده خواستید مراجعه کنید. قال جعفر، جعفر الصادق عليه الصلاة والسلام.
آیات قرآن و راه هدایت
یادش بخیر حضرت استاد وقتی اسم امام جعفر صادق رو میفرمود، میگفت میفرمود کشاف حقایق این امام به حق ناطق امام جعفر صادق چه با عظمتی یاد میکرد روحش شاد. فرمودند لَقَدْ تَجَلَّى اللَّهُ لِخَلْقِهِ فِى كَلامِهِ وَ لكِنْ لاَ يُبْصِرُونَ. این را امام صادق فرمودند. دارم نقشه راه میدم خدمتتون. اگر ماه مبارک رمضان ماه تجلی است، الان متوجه شدید اینجا امام صادق صلوات الله عليه فرمود خدا کجا تجلی کرده؟ فِى كَلامِهِ تو کلامش یعنی تو قرآن. قرآن تجلی حضرت حقه. وَ لكِنْ لاَ يُبْصِرُونَ شما نمیبینید متاسفانه. فَتَجَلَّى لَهُمْ سُبْحَانَهُ این فرمایش دوم از نهج خطبه صد و چهل و هفت میتوانید رجوع کنین. فَتَجَلَّى لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِى كِتَابِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونُوا رَآهُ.
از آن حیثی که شما نمیبینید، متاسفانه شما نمیبینید فَتَجَلَّى لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِى كِتَابِهِ پروردگار سبحان تجلی کرده در کتابش. پس رسیدیم به اصل موضوع. آن چیزی که یعنی اهم چیزی که در ماه مبارک رمضان ما رو میکشوند تا وادی تجلیک قرآنه. حالا یک بحث ختم قرآن که از امام ما دو تا قول شنیدیم. برخی از نزدیکان گفتند در ماه مبارک رمضان پنج ختم قرآن میکرد حضرت امام. از برخی ما شنیدیم هشت ختم قرآن. حالا در هر حال هرکس نسبت به سعه وجودیش و در کنار آن حتما بالاخره شاید سخت باشه برای برخی دائما در حال تردد و رفت و آمد و کار و درس و این چیزا باشن. بهترین سوره در ماه مبارک رمضان همینطور که در ماه رجب سوره توحید بود، در ماه مبارک رمضان سوره بلد. حالا میرسیم انشاءالله میگوییم آدابش رو. یک دستوری هم دارد که کسی انجام دهد چشمش به ملکوت باز خواهد شد.
وعده اهل بیته. به ما ربطی ندارد. اینها رو گفتیم که الان در ماه شعبان هستیم و خودمون رو باید آماده کنیم برای تجلیات حضرت حق. عزیزانی که خیلی دم از شهدا میزنندد و کربلا و ابا عبدالله و اینها خوب است بدونن که ابا عبدالله در صحنه کربلا حالا برخی گفتند شب عاشورا، برخی گفتند صبح عاشورا انگشت مبارکشونو باز کردند و به تک تک ثقفه و بنی هاشم حتی حضرت ابالفضل فرمودند نگاه کن. اباعبدالله تجلی کردند برای یاراشون که آنطوری مستقیم موندن و جانشون رو فدا کردند و صدقτ گرفتند از هم. تجلی خیلی مهم است. یعنی ظهور. یعنی امام حسین خودشو نشون دهد. بسیاری از موقعها شما میری محضر اساتید فن، میبینه خودشو مستتر نگه میدارد پشت یک پردهای، یک حجابی نمیذاره شما بفهمیش. حالا شما این همه از حضرت استاد شنیدی که اینجا درکش کرده وقتی محضرش میرسیدی انگار یک آدم معمولیک.
ما فکر می کنیم مثلاً
ما فکر میکنیم مثلاً میرسیدیم بفرما این ذکر مال تو، این مکاشفه مال تو، این کشف مال تو. نه اینطوری نبوده. اصلاً خودش رو به شما نشون نمیده. و هرچی این حقیقت متعالیتر میشود سرش سرتر میشود تا جایی که سر سر نظام هستی شد حضرت ولی عصر. اگر کسی بخواد لیلة القدر رو درک کنه از طریق سر حضرت زهرا باید برود جلو و سر المستودعه فیکا که برخی گفتند امام عصته. و آن باید اتفاق بیفتد. تجلی خدا باید بر من و شما خودشو نشون دهد. بسم الله آماده سازیش از همین ماه هاست دیگر. تا میتوانیم صلوات بفرستیم. حالا دستوری که ما از طریق خدا رحمت کنه آشیخ عبدالقائم شوشتری خدمتشون محضرشون رسیدیم. ایشون میدانید شاگرد بلا فصل مرحوم حافظیان بودند. مرحوم حافظیان شاگرد بلا فصل مرحوم آقای نخودکی بودند. دیگر هرچی آقای نخودکی داشت ما از خود آشیخ عبدالقائم شنیدیم.
بنده خودم شنیدم هرچی آقای نخودکی داشت بخشیده بود به آقای حافظیان. آقای حافظ هم هرچی داشت بخشیده بود به آشیخ عبدالقائم. ما محضرشون که چندین بار رفتیم، ایشون آن دستورالعملی که ما نوشتیم تو کانال گذاشتن در خصوص صلوات رو فرمودند خیلی شیرین و خوشه. حالا الان به من گفتند که ما جا موندیم. دیر دیدیم از سوم شعبان باید شروع میشد. عزیزانی که جا موندن یا حتی جا نموندن هم یک دستور دیگرای بر صلوات هست چون ماه صلواته هدیک امروزمونو اینچنین قرار بدیم. این دستور رو، میدانید حضرت استاد هم خیلی به صلوات علاقهمند بودند. خیلی توصیه میکرد داشتند به ختم صلوات. مخصوصاً این طریقههایی که از طریق بزرگان اهل معرفت انجام میشد مثل این طریقی که من الان.
مثلاً حضرت آقای قاضی تأکید داشته به اهل صلاک و صلاک الى الله به نزدیکان و خواصش یا مرحوم آقای کشمیری خیلی تأکید داشتن این دونه درشتها که من امشب نامه، نامه حضرت امیر جواد آقای ملکی تبریزی رو آورده بودم که برای بحث سلوکی مون بخونم بنا به دلایلی پشیمون شدم. یک نکته دیگرای رو میخواهم عرض کنم چون هر شب ما یک نظر سلوکی از بزرگان بعد میرویم تو درس و بحث. این دستورالعمل به این شکله که شما از شب جمعه، جمعه شب ببخشید. جمعه شب یعنی میشود شب شنبه باید شروع کنید. جمعه شب مثل این دستوری که نوشتیم گذاشتن تو کانال، آن روز بود.
حالا اگر کسی روز نتونست
حالا اگر کسی روز نتونست عیب ندارد تا نیمه شب شرعی انجامش دهد و اگرم یک وقت خدایی نکرده نشد بر اساس اصل خلاف گیری که در مسجد بلال سند و مدرکش رو و امام صادق علیک السلام فرمود نور چشم شماست در این حرکت که شیطان رو اسبهای شیطان رو میبندد حتماً رجوع کنید آن جلسه رو و الا تو خطوطاتون ضربه میخورید، باز انجام دهد به آن اصلی که آنجا. اما این آنان روز بود. این دستوری که میگوییم بهتره شب باشه. تو دستور آقای قاضی، آقای کشمیری میگویند شب. البته آنان عددش یک عدد دیگرای میدن برخی تو عددش مثلاً هزار تا دادند برخیشونم نهصد و پنجاه. علت هم دارد براتون. و عرض کنم خدمتتون که شما شب سعیتون بر این باشه که هر شب از جمعه شب شروع کنید تا پونزده شب. اگر یک وقت شب به هر دلیلی نشد، این وقتی دستور به شبه شما تا سحر میتوانی انجام بدی.
وقتی میگوید این کارو شب انجام دهد یعنی جمعه شب شما تا سحر وقت داری. حالا به هر دلیلی نشد، میبینی نمیتوانی شب خستهای به خوابی رفتی تا کله سحر عیب ندارد روز انجام دهد. ولی سعیت بر این باشه که شب انجام بدی. پونزده شب از جمعه شب شروع میکنی. هر شب نهصد و پنجاه تا صلوات هدیک میکنیم. هر شب به یک، یک یکی از معصومین. اول از رسول خدا شروع میکنیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد بعد امیرالمؤمنین، حضرت زهرا، دو تا امام عصر. چند تا میشود؟ چهارده تا. شما حاج شما گفتید که پونزده تا. این پونزدهام شب چی میشود؟ و چرا نهصد و پنجاه تا؟ هفتمیش رو فرمودند که هدیک میکنی به آقا ابالفضل صلوات الله علیک. مثالش صلوات. [چند نفر با هم] اللهم صل علی ابا الفضل العباس. چرا نهصد و پنجاه تا؟ چون عدد ابجد ابالفضل علیک السلام نهصد و پنجاهه.
عدد هم ما خدمتتون بر اساس آنچه که در کتاب مثلا در در المکنون فی سر المکنون عارف عربی هست یا سر المستتر شیخ بهاء یا. از خود حضرت استاد چند بار شنیدیم در شرح نصف العروس مرحوم ابن فناری یا تمهید القواعد ابن توریک این عرضش رو شنیدیم که فرمودند اعداد روح حروفاند. حروف پیکرند، لفظاند، بدناند. عدد روح آنه. یعنی شما اگر بخوای این ذکری که داری میگی روحش متعالی شود، روحش اعظم شود، روح اصطلاحا میگوییم با روح باشه. با عددش بگو. مثلا یادتون هست یکی از دستوراتی که هدیک کردیم از اساتیدمون در مسجد بلال در بندهای جوشن بود. ما صد تا دستور داریم بر صد بند جوشن. یکیشو ما. اگر حوصله کنید انشاالله بهتون خوب، خوب میگوییم. بند اول رو گفتیم فتوحات میآورد برای مطلق هر مهمات زندگیتون. چگونه بود؟
سیر و سلوک و طلب وجودی
چهل با یا، یا چهل بار میگی روزی چهل بار میخونیش یا اینکه به عدد ابجد اسم کوچک خودت. پیداش میکنی هرچقدر هست میگی. چرا به عدد ابجد اسم کوچک خودت؟ چون این عدد روح آن پیکره و تاثیرش بیشتره. این نیز الان نهصد و پنجاه دارد میگوید به این دلیله. آخرش هم بعد از تلگراف ختم میشود و دیشب، پریشب در هیئت یا زهرا سلام الله علیکم که آقای قاضی بعد از چهل سال سیر و سلوک و آن همه مداومت و استقامت در مسیر توحید، نه یک خواب خوش دید، نه چشمش باز شد، نه هیچی و رفت حرم حضرت عبل فضل توسل به آقا قمر منیری بنی هاشم کرد. به توسلش به حضرت عبل فضل افتاد به کشک و عبا به صورت کشید و شد قاضی. دست کم نگیریم آقا رو. بعد هر، این رو هم یادمون باشه.
بعد از هر نهصد و پنجاه بار که هدیک به یکی از معصومین میکنیم، دو رکعت نماز قبل از صلوات می-میخونیم، دو رکعت نماز اول میخونیم بعد صلواتها رو. این را یادمون باشه. پس اول میخوای شروع کنی دو رکعت نماز میخونی هدیک مثلا شب اول به پیغمبر بعد نهصد و پنجاه صلوات هدیک به پیغمبر. شب دوم دو رکعت نماز هدیک به امیرالمؤمنین، نهصد و پنجاه صلوات هدیک به امیرالمؤمنین. این رو گفتم برای مطلق حاجات. این هم از هدیک ما که تقدیم کردیم. البته هدیک دیگری میخواستم امروز تقدیم کنم که خیلی شیرین بود. البته چیزی شیرینتر از صلوات پیدا نمیشود. اما چون- [چند نفر با هم] اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. یکی از دوستا. البته توجه داشته باشین که پس از اتمام صلواتتون تو هر شب در حد وسطتون یک مقداری صدقه کنار میذارید.
پرسیدن که ما جا موندیم از دستور صلوات یک دستور دیگر بگویید. دیگر نیت کردیم این را عرض کنیم. همد و سوره چی بخونیم؟ چی رو؟ همد و سوره. همد و سوره؟ دو رکعت نماز هر جور دوست دارین. حمد که حتما دارد. سوره دیگر هر سوره ای دوست داشتید بخونید. آقا تسبیح که لازم نیست داشته باشیم؟ بله بلند بگویید. تسبیح که لازم نیست داشته باشیم؟ تسبیح؟ نه. آن تسبیح نو مال آن دستور مرحوم آقای نخودکی بود که آن دستور خاص داشت و آن هزار تایی آخر رو نگه میداری. تسبیح رو به یک میخ رو به قبله آویزون میکنی تا حاجتتو بگیره. آن الان تو کانال نوشتیم گذاشتیم میتوانید مراجعه کنید. - ببخشید [نامفهوم] میشود لطفا بلندتر بگویید. بعد از هر چه خواندن سوره توحید اولویت دارد. بله. کلا سوره توحید بر همه سوره ها اول-اولویت دارد. سوره توحید قل هو الله احد برای همه سوره ها.
نماز و تربیت باطن
حالا که شما فرمودید من یک هدیک دیگر هم تقدیم کنم. من خودم یک عمر این کارو انجام دادم، ثمرهشو تجربه دیدم و البته حضرت استادم توصیه میکرد داشتند. کسی که میخواهد خوابش زیاد شود، نه خوابیدنش، خوابیدن نه، خواب دیدنش، تمسلات برزخیش زیاد شود اما ناب. سوره قدر رو همیشود لبش تر باشه به سوره قدر. کسی که برعکس میخواهد خواب نبینه اصلا، قل حضرت استاد میگوید چرا میخوای تو خواب ببینی؟ تو بیداری ببینی. دنبال این باش که در بیداری ببینی. سوره قل هو الله رو همیشود امیرالمؤمنین انتخابش از قرآن همین سوره قل هو الله بود دیگر. دائما لبت تر باشه به سوره قل هو الله. میگویند مولا در حال راه رفتند، نشسته، خوابیده، لم داده، در حال جنگیدن، رو اسب، پایین، رو مبل هر طور که بود سوره قل هو الله میخوند. من چندین ساله که در مطلق نمازها هم حتی در دو رکعت سوره قل هو الله میخونم.
عجیب اثر دیدم. عجیب. دهونم بسته است بگم چه اث-آثاری دیدم. منتها چندین سال بخوای آثارشو ببینی، برکاتشو ببینی باید مداومت کنی. بعد این رو تو دستورتون داشته باشید که انشاالله، حالا یا قدر یا ولا والله. ما نیت داشتیم که در هر جلسه یادی از یک شهید بکنیم. یک اتفاق خیلی شیرینی دیشب افتاد. من یک راستش شهید دیگری رو آماده کرده بودم که شهید زارعی رو در خصوصش صحبت کنیم که تو اتفاقات اخیر، ببخشید شهید زارعی رو میخواهم معرفی کنم. یک شهید دیگرای رو آماده کرده بودم بگم. یک اتفاقی دیشب افتاد که نظرم برگشت. گفتم که هم نه خود شهدا انتخاب کردند اصلا ما امشب کی یاد شماست. یکی از نزدیکان بنده، خیلی نزدیکان بنده چند روز پیش شهید علی اکبر زارعی هست که تو مسجد میسوزه و جاشو قبل از شهادتش محل شهادتشو نشون میده. نمیدانم فیلمشو دیدید یا نه. میخوابه همینطوری زنده است.
میخوابه همانجا یک پرچم ایران روش میکشن و آن رفیقش مدهی میذاره فیلم میگیره. اینها رو ما دیدیم شما هم حتما دیدید. همانجا هم شهید میشود و میسوزه. این شهید علی اکبر زارعی. بعد این عزیز ما چند شب پیش به من گفت که این شهید رو واسطه قرار دادم قسمش دادم به علی اکبر چون اسمش هم علی اکبر بود به علی اکبر امام حسین صلوات الله علیک قسمش دادم که دست بچه های منو بگیر. من نگران بچه هامم. دیروز من ایشونو دیدم خیلی دگرگون بود. گفت یکی از دوستان به من زنگ زده گفته که فلانی شما به کدوم شهید متوسل شدی؟ گفتم چطور؟، من اصلا ذهنم نبود که من به شهید زارعی متوسل شدم. فکر کردم چطور؟ چی شده؟ کدوم شهید؟ گفت من خواب دیدم دیشب که به من گفتند که اگر میخوای حاجتتو بگیری به آن شهیدی که فلانی اسم این دوست ما رو میآورد راضی نیست اسمشو بیارم.
یاد امام حسین و حقیقت بندگی
به آن شهیدی که فلانی بهش متوسل شده برو متوسل شو. بعد میگوید تو خواب به من نشون دادند این شهید قبرشو. رفتم دم مسجدی وارد مسجد شدم. دیدم موازی محراب، یک قبر شهید داخل مسجده، یک پارچه سبز هم روشه. بعد من تو خواب دست گذاشتم رو این پارچه سبزه متوسل به این شهید شدم. این تو ذهنم موند که گفته بودن آن شهیدی که فلانی بهش متوسل شده. شما به کدوم شهید متوسل شدی؟ یادش میآید ایشون که عجب، چه جالب آره من به شهید علی اکبر زارعی متوسل شدم. قسمش دادم به علی اکبر امام حسین که دستو بچه های ما بگیره. هنوز شهید نشده شروع کرده دستگیری. عجب هنوز نرفته به آن عالم کارشو شروع کرده. تب موت آدمو میگیره. برای برخی روایت داریم هفتصد سال تب موت میگیرتش. هفتاد سال تب موت میگیرش. یعنی اصلا ملائکه ولش میکنندد. میگویند خدا میگوید این را فعلا ولش کنید.
این ترسیده، تب موت گرفتهش فعلا رهاش کنید. چند روزه شهید شده شروع کرده آنور دست به کار شده. چیک قصه؟، اینها کی بودن؟ چی بودن؟ یک جوان کم سن و سال. چیو بگه آدم؟، مثال همه شهدا مخصوصا شهدا اخیر و این شهید عزیز یک صلوات خوندند. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. کتابی که دست بنده است مشاهد الالهیک است. بهش شرح کبیر هم میگویند بر شواهد ربوبیک ملاصدرا. البته شاید برای برخی زوده باشه اما بنا به دلایلی نیت کردم که نظر یا به یک معنا وصیت ملاصدرا رو به سالکین الی الله بخونم. یک مقدار طولانیک بخشیشو این جلسه بخشیشو جلسه بعد هم شاید دو سه جلسه طول بکشه. ملاصدرا در عالم برزخ امشب با شما سخن دارد صحبت دارد. ملاصدرا ای که از حضرت استاد شنیدیم که فرمود به فرمایش شیخ ما، مرحوم علامه شعرانی ایشون لطف خدا به زمانه بود. ملاصدرا لطف خدا به زمانه بود.
ایشون دارد به شما میفرماید به من میفرماید "ای طالب نزول در فردوس اعلی و سالک الی الله بدان که برای اقیانوس معرفت ساحلی وجود ندارد." فکر نکنید با یک کتاب و دو تا کتاب و چهار تا سیاه قلم و کلاس رفتند و اینها ما تا تهشو رفتیم ساحلش، اصلا ساحل ندارد اقیانوس معرفت و هر کس به اندازه غوطه وری و شنا کردند در آن به بحر و فیضی نائل گردیده و کسی که مباشر اعمال درندگی و حیوانی و مکائد شیطانی باشد- امکان شناوری و غوطه ور شدن یا غوطه زدن در این بحر پرموج و عمیق را نداشته و به منافع آن دسترسی نخواهند یافت. کلمه کلمه اینها رو حسابه. چرا میگوید بحر پرموج، عمیق، لجهست. لجه. یادتونه یک بار در خصوص لجه و فرقش با ساحل صحبت کردیم؟ عمیقه، ترسناکه، پر موجه، ارتفاع دارد موجش. کی موج سواری کرده؟ من کردم که میگم. آن پنجاه متر میری بالا یکو میای پایین.
قلبت می خواهد واسته تو
قلبت میخواهد واسته تو سینه ت. کار هر کسی نیست. لجهست آقا. بعد خیلی شیرین. یک خط قبلش می فرماید حالا من قصد توضیح ندارم چون طول میکشه بخوایم اینطوری بریم جلو. ده جلسه باید میخوایم چه کنن؟ به جاهایی برق میزند، نور میزند آدم میخواهد متوجه بیشتر شود. می فرماید و هرکس به اندازه غوطه وری و شنا کردند در آن به بحر و فیض، فیضی نائل گردیده. غوطه ور شدن و شنا کردند فرق میکند با ساحل پیمایی. این که انسان پاچهش رو دهد بالا کنار ساحل راه برود پاش مثلاً مرطوب شود. نه این که. می فرماید اینجوری دلتو خوش نکن. اگر غوطه ور شدی، قل تک خوردی، شناگر شدی تو معارف عمیق و تو لجه و پرموج ببین چی میشود. میگوید اگر اینطوری هستی تو به یک جایی میرسی. به سالکین الی الله دارد میگوید.
اما نه اگر بخواهیم حالا یک جلسهای هم بریم و یک چهار تا مباحثهای هم بکنیم و دلمون خوش باشه ما معلم و استاد و بله حضرت استاد بنده یقین دارم اگر یک مقدار انشاالله با هم رفیقتر شدیم دلایلی برای شما رو میکنم. دست بال هم فعلا بسته است که حضرت استاد به تک تک شما عنایت اشرافی دارند. یعنی هدایت اشرافی شامل حال همه شما هست. یعنی شما شاگردان اشرافی ایشونید الان. دست ایشون هم بازتره. اگر در زمان حیات شاگردش نبودید اصلا نگران نباشید. الان اتفاقا خیلی بهتره. به شرط اینکه مردش باشید مثل این فرمایش ملا صدرا باشید. و اگر خدایی نکرده میگوید این اتفاق نیفته، غوطه ور نشی، تو آن لجه نیفتی، شناگر نباشی. چرا؟ چون گرفتار مکاید شیطانی بودی، اصلا هیچ منفعت، چیزی دستگیرت نمیشود اینطوری بگم.
زیرا هیئات فسق و فجور و ملکات مذله او را از میل به دین سعادت عظمی و شرافت اعلی باز داشته. با عظمت از راه سیر و سلوک سخن میگویند. سعادت عظمی، شرافت اعلی. چی؟ یک دونه از آن کلمات چی بود؟ آشنا بود باز ذهنمون. ملکات مذله، ملکات. یادتونه ما گفتیم صور و اشکال برزخی یکی از اصول چهل و هفت گانه کتاب انسان در عرفان حضرت استاد دیگر. این فرمایش. ملکات، اصلا صور و اشکال برزخی که ما با آن محشوریم آنان از کجا زاییده میشوند؟ آنان از کجا میان؟ ملاتش چی بود؟ احسنت. ملکات نفس. یعنی ملکه شده، رسوخ کرده، جا انداخته. چی باعث میشود که ملکه شود؟ اصرار بر عمل. اگر اصرار بر عمل نباشه چیزی ملکه نمیشود. با یکی دو بار بخشیدن و با یکی دو بار نماز شب خوندن و یک دو تا ذکر و حد گفتند و چهار تا کتاب خوندن، اینها ملکه نفس نمیشود. اصرار، اصرار، اصرار.
حضرت استاد به قدری عاشق
حضرت استاد به قدری عاشق کتاب بود، ایشون می فرمودندد که من وقتی از کتابخونه میام بیرون حالم بد میشود. میخواهم هرچه سریعتر دوباره برگردم تو کتابخونه. ما اولین باری هم که ایشون رفتیم منزلشون تو اتاق شخصی خودشان زیارتشون کردیم، دور تا دور ایشون کتاب بود، تو دیوار کتاب. ایشون بین این دیوار کتاب، کدوم یکم ما اینطوریم تو خونهمون؟ چهار تا کتاب تو کتابخونه گذاشتیم دارد خاک میخوره. نشسته بود دور تا دور کتاب. کتابای خطی دست نوشته مال خودش که من خیلی پررویی کردم جلسه اول خدمتتون دیگر. خیلی بی ادبی کردم. چقدر بی ادبم من. آن موقع حالیمون نبود. اکنون نیز البته حالیمون نیست. آن موقع بیشتر. به ایشون گفتم ما شنیدیم شما صد و بیست باب علم و تخصص دارید و شیخ الرايس زمانید. راسته؟
البته من همین یک جمله رو گفتم خداروشکر تو آن جلسه خاص همین یک جمله بعد دیگر همه حرف میزدن، سؤال میپرسیدن که خیلی آن روز یک عُرضه راه سوغات یادگاریشون به ما هدیک تقدیم کرد که هنوز جز به همسرم و یکی دو تا رفیقام نگفتم. انشاالله خدمت عزیز دلم آقای حلوایی البته. حضرت حجت الاسلام حلوایی ذره پروری کردند تشریف آوردن. که به جهت سکوت بنده تو آن جلسه من همین یک جمله رو پرسیدم البته قبلش یک غزل در حق ایشون گفتم، یک غزل. همان موقع تو تشریف بیارن گفتم بهشون هدیک کردم. بالاخره بعد یک هدیک ما تموم کردیم. سکوت ما رو دید. دست ما رو گرفت. آقا حالا بعد رفیقتر شدیم میگوییم چی بود؟ خدمت شما. و مثال روحش. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
بله و ایشون، هم از ایشون هم خدا رحمت کنه حضرت آیت الله حق شناس بارها شنیدیم که آن ملکات نفس که ثبر و اشکال برزخیاند از اصرار بر عمل چه در حیث حسنات چه سیئات حاصل میشود. اگر کسی نعوذ بالله خدای نکرده ملکات نفسش باشه قویک، کار خیلی دشوار میشود. یکی از دوستان گفت شما هر جلسه یک هدیکای مثلا من هیچ کجا این کارا رو نکردما. این کودکانی آذرها که سی و پنج ساله ما رو بزرگ شدن، اصلا سابقه نداشتمها ما بریم منبر سی و پنج ساله ببینیم یک ذکر بگوییم مثلا ایشون دایی خانوم ماست اینجا نشسته اگر شاهد بوده بگه. اصلا، یک دفعه چی شد زدیم پس کله و ما شروع کردیم هدایای بزرگانو گفتند حالا آخر عمرمونه چیک؟ هرچی هست من در مسجد بلال این نیت کردیم حالا به شما هم رسید. یک عزیزی گفتش که شما اینهایی که دارین میگین ما کدوماشو بگوییم؟ شما باید اصلا این نیستش که شما همه رو بگی.
نفس و مراتب وجود
مگه چقدر عمر داری؟ نسبت به نیازت یک. سعه وجودی و ظرف نفس دو. نسبت به این دو انتخاب کن. بعضی از این اذکار مال همه نیست. برخیش هم مثل مال امروز همه است. مال همه است. مولتیویتامین مثل صلوات. اینها مال همه است. انتخاب کن. مثلا گفت آخه من نمیتونم. چرا؟ گفتم چرا نمیتوانی؟ بل 인간 علی نفسه بصیره. چرا بارتو همیشود میخوای بندازی رو دوش معلمت و استاد چی و. خودت فکر کن ب-ببین ما آن چیزی که مانع اصلیک در مسیر رسیدنت به خدا چیک؟ یک دفعه خودش بیاختيار گفت قوّه خیالم. گفتم بسم الله قوّه خیالتو چیز کمی هم نیست. کسی قوّه خیالش تطهیر شود، واسطه فیض بین نفس ناطقه و بدن تطهیر میشود. چیز کمی نیست. یعنی روح میتواند احکامشو پیاده کنه در بدن. اراده قوی میشود. چیز کمی نیست.
غالب ما من به شما عرض کنم آن چهل جلسه سر معرفت نفس مسجد بلال رو انشاالله حتما تو برنامهتون باشه شنیدن آن سودمند است. کمتر جلسهای بوده ما در خصوص قوّه خیال حرف نزدیم. که قوّه خیال، واسط بین نفس و بدنه. اصلا نفس که مجرده از طریق قوّه خیال که اسمش هست برزخ وجودی یا مثال متصل تو خود ماست. از طریق آن ارتباط میگیرد با روح بخاری که آن سیدیای که تو جلسه سر مکنون رو شنیدن آن سودمند است تازه متوجه میشید روح بخاری چیک. اینجا جاش نیست. اینجا جلسه سیر و سلوکه. آنان رو شنیدن آن سودمند است. از طریق قوّه خیال، چی؟ نفس، نفس ناطقه ارتباط میگیرد با روح بخاری. از طریق روح بخاری ارتباط میگیرد با بدن. ببین سلسله مراتب رو. حالا اگر کسی روح بخاریش، آن روحی که حالا بهش میگوییم روح بخاری که سلسله مراتب، مزاج و این معجونی که درست میشود رو آنجا توضیح دادیم برید شنیدن آن سودمند است. این روح بخاریش معتدل نباشه.
هرچی نفس زور بزنه که این گوش بشنوه و بفهمه چی دارد میشوندود نمیتواند. حفظ کنه، نمیتواند حفظ کنه. یادش بمونه که امشب فلانی چی گفت بالا منبر یادش نمیموند. میخواهد نماز شب پاشه، نمیتواند پاشه. روح نمیتواند احکامشو در بدن بیاید کنه. یا علی بگه بلند نشه. چرا؟ این روح بخاری از برای همین میگم یک انسان زبان فهم و اهل فن در مسیر سیر و سلوک اول کاری که میکند اصلاح مزاجه. مزاجشو باید معتدل کنه. دو نفر میشینند یکی قرآن رو حس میکند یکی هرچیزی رو بزنه نمیتواند. مزاجش، دقت کن مزاج. حتما این سیدیای که تو جلسه سر مکنون و در خصوص روح بخاری تو کانال معراج گلنامی شنیدن آن سودمند است. اینها مهمات سیر و سلوکه. الحمد لله قبلا پیاده شده، آمادهست. خوراک آماده برای شماست. یا اینکه قوّه خیال اگر بگوییم روحش، بگوییم روح بخاری معتدله قوّه خیال آلوده است.
نفس و مراتب وجود
حالا مثلا دستور العملی که بهترین دستور العمل که ما برای قوّه خیال دادیم چی بود؟ کی یادش هست؟ [همهم است]. بهترین، ما زیاد دادیم. بهترینش آقا داماد بگو. مبتلا به اینکه آیک- آیک. آیهٔ پنجاه و چهار تا پنجاه و شش سوره اعراف گفتند. آیات و سخنه. سه تا آیهٔ است پنجاه و چهار تا پنجاه و شش سوره اعراف. البته حضرت استاد تو دستور حضرت استاد میفرماید پنجاه و پنج تا پنجاه و هفت. علتش چیک؟ هرکی گفت؟ [همهم است] چرا یک آیهٔ اختلاف دارد؟ [همهم است] آفرین به این خواهر. چون حضرت استاد بسم الله رو جزء سوره میدانند پس آن پنجاه و چهار میشود پنجاه و پنج، پنجاه و شش میشود پنجاه و هفت. سوره اعراف. امام صادق صلوات الله علیک فرمود بهترین کار برای تطهیر قوّه خیال، تطهیر قوّه نفس، تنویر قلب و تقویت عقل، روزی هفتاد بار خواندن آیک الوفوق است.
دیگر خودت بر اساس نیاز تشخیص دهد و انجام دهد دیگر اینها رو. بسم الله. بعد هم اینکه بگی آقا یک عزیزی ما اینجا از شب از حضرت آقای بهجت گفتم از پسرشون جلو ضریح امام رئوف ما هدیک گرفتیم. یادتونه دیگر نماز هدایت فرزندان. گفتیم آن شب بعد ایشون مشکلی داشت در خصوص کودکانش که حالا یا یک دونه بچه داشت یا دو تا یادم نیست چندین نفر به تو آمدن. چک کنیم گفتیم نماز هدایت فرزندان. بعد پیغام داده بود که به حاج آقا بگویید ما خوندیم اثر نکرد. همان دو سه جلسهست ما این را گفتیم. چجوری شما دو سه جلسهای خوندی اثر میخوای بکنه؟ ما اصلاً روایت داریم هر عملی رو حتی تسبیحی به جان حضرت زهرا صلوات الله علیکا دست میگیری تا یک سال باید ادامه بدی تا برکتشو نشون دهد. زیر یک سال برکت نمیکند. برخی گفتند چون کمترین عدد کثرت سه، سه ساله. البته قابل جمعاند.
روایت میگوید یک سال بزرگان میگویند سه سال قابل جمعاند نسبت به نفوس، استعدادها. یکی تو یک سال جواب میده یکی سه سال باید حدمن. اینطوریک. اینجا نیست که شما فکر کنی سریع جواب میده. ببین چند خط ما گفتیم؟ چهار خط، پنج خط، چهار، پنج خط، بله پنج خط گفتیم در صورتی که فرمایش ملا صدرا برای شماها شش صفحه است. پنج خط گفتیم وقتمون دیگر میگذرد باید بریم سراغ درس. انشاالله یک چند تا نکته بسیار عالی و مهم ملا صدرا تو این فرمایشش نصیحتش به صلا که الی الله آورده مخصوصا وقتی هی میرود جلو، هی میرود جلو، هرچی میرود جلوتر مهمتر حرف میزند. پس یک جاش میگوید یک ذره میخواهم آمادهتون کنم که اهمیتش... میفرمود نکته قابل توجه و بسیار مهم این است. بعد شروع میکند نکته رو گفتند که من به شما نمیگم. یعنی هی میرود جلو هی اهمیت قصه رو زیاد میکند آره. یک صلوات بفرستین.
نفس و مراتب وجود
اللهم صل علی محمد و آل محمد. بریم سراغ درس و بحثهامون. ما چقدر خاطر شریفتون باشه در معرفی ربهای رتبههای عالم بودیم. مجبور بودیم یک مثل حالا مسجد بلال تفصیلاً نه اما اجمالاً یک چیزکی از مراتب گفتیم. آقای بابایی نیستش؟ از حج برنگشته هنوز؟ خطات خوشکلمون اینجا مینوشت. اگر یکی عزیزی خطش خوب است به جملاتی که من میگم بنویسه که یادگار داشته باشیم. ما تا، یک دو تا سؤال بپرسم ببینم کی یادشه. رب رتبه عقل اول چه اسمی بود؟ الاول. بارک الله. رب رتبه نفس کل. الرحیم. الرحیم یا، یا رحیم. احسنت به شما. رب اعیان ثابته. الاول. ارحم الراحمین. نه ارحم الراحمین که انزال مراتب بود. الاول. احسنت. یک، یک اسم دیگر هم، یک رب دیگر هم داشت که در طول هماند. یک دونه الاول بود. یک دونه، اسمش رو خودشه. صغر علمیک. العلیم. احسنت. العلیم که کلیتره. یک العلیم دیگر داریم.
بهش میرسیم. آن کلیتره. خوب جواب دادین. آفرین. بریم سراغ رتبه بعدی. بعد از رتبه، آنان رو اگر میکند پاک کنین آن خطوط رو هم کنار. آنچه که من بهتون گفتم بنویسین. حقیقت وجود اگر حالا تا ایشون پاک کنه، حقیقت وجود اگر مشروط، حقیقت وجود چی بود؟ اینجا منظور صادر اوله دیگر نفس الرحمنه. یعنی آن به علاوه این شرطی که گذاشتم مثل کل ممکن زوج ترکیبی. همه ممکنات زوجاند، ترکیب شدن از چی؟ از وجود یا ما آن فیضی که از صادر اول میگیرند، از نفس الرحمن یا وجود منبسط یا فیض منبسط میگیرند به علاوه هرچی گفت؟ ماهیت. ماهیت احسنت. به علاوه ماهیتشون. یعنی قدر و اندازهشون. میشود آن حقیقت شیء. خود همه ما که اینجا نشستیم یک وجود داریم که موجودیم، یک ماهیت که قدر و اندازهمونه. حالا آن صغر علمیک رو، صغر علمیک اسمش رو خودشه.
صغر علمیک در از شب ثقل ربوبی که حالا یا در ذهن خودمون میگیریم یا در ثقل ربوبی. ربش بود العلیم حالا اینجا الان چی میخواهم بگم؟ میخواهم بگم حقیقت وجود، میگیند حقیقت وجود یعنی چی؟ وجود منبسط یعنی صادر اول. اگر مشروط به صورتهای تفصیلی، دیگر کلی و اجمالی نیست. دارد هرچی میایم پایینتر رتبه ها میآید پایینتر، چی میشود؟ کثرت شروع میشود. چون کثرت میآید ضعف میآید. آفرین بابا حسین. ضعف میآید. کثرت ضعف میآورد. هرچی میری به بالا، تأکد بر توحد قدرت میآورد، سلطنت میآورد. هرچی میای پایین اگر کسی بخواد قوی شود، یک راهه، قوت و قوت اراده، ارتباط با عالم بالاست. ارتباط با توحیده، وحدت قوت میآورد. اذکار توحیدی، افکار توحیدی، جلسات توحیدی، معارف و مبانی توحیدی به شدت آدم رو محکم میکند. شما بنویسید به هر حال رو تخته.
شما هم بخواید تو دفتر
شما هم بخواید تو دفتر جزوه هاتون بنویسین. حقیقت وجود اگر مشروط، حقیقت وجود نمی نویسه؟ حقیقت وجود دیگر یعنی همان صادر اول. اگر، آنم نمی نویسه؟ دیگر ما وقت نداریم هی معطل شما. بنویسید شما بنویسید تو جزوه هاتون. حقیقت وجود اگر مشروط به صورتهای تفصیلی جزئی و متغیر باشد، در مرتبه اسماء فعلی ظاهر میشود. این را تو آن جلسه که پیش شهردار بودیم گفتیم اما چون صوت بد ضبط شد گفتم دوباره بگم. مثل چی بود؟ اسم ماهی با هجای می محو کننده، مثبت. یمحو الله ما یشأ و یثبت آیش. مثل ممیت. مثل محیی. اینها اسماء فعلیاند که ظاهر میشوند. استاد ببخشید. یمحو الله ما یشأ بله. اهوم. بعد شما گفتید رب اول در رب ثانی هم رحمن و رحیم. بعد ما که حضرت عقل رو میخونیم باعث میشود از ظاهر دقیقاً تو این جمله بندی کل موضوعات یا نه اینها جزئی دارن؟ فهمش سخت میشود.
بله شما جلسات پیش اگر بودید این سؤال براتون پیش نمیومد. گفتیم اسم ظاهر و عزیزانی که بودند گفتیم اسم ظاهر سمتش چی بود در جامعه اسمای؟ اسم اعظم بود دیگر. اسمای دیگرها. هر اسمی بخواد ظهور کنه حتی الله بخواد ظهور کنه زیر و بالا قر از ظاهر ظهور میکند. بله. ما که رب رو صدا میزنیم منظور رب جمله رو عرض کنم رب کل، کل موجودات دیگر. - اگر بگی الحمد لله رب العالمین این رب مطلقه. این اللهه. درست؟ اما بگی سبحان ربی الاعلی این ربی رب شما الله نیست که. رب شما اسمیست که اسم اعظم وجود شماست و در شما پیاده شده در طول رب مطلق. اینها رو تو مسجد الله زیاد با هم بحث کردیم دیگر. درسته؟ بله. بستگی دارد چه ربی رو بخونی. حالا چقدر شیرینه.
حالا قبل جلسه یکی از شما گفت دستور بوده که شما گفتید امیرالمؤمنین در قوت نماز عشاش ربना هبلنا ربنا جمع بسته ربنا هبلنا من ازواجنا و ذریاتنا قرة اعین و اجعلنا للمتقین اماما. این رب کدوم ربه؟ نمیگی رب هبلنا که، میگی ربنا هبلنا جمع میبندی. شاید رب همسرت، شاید رب بچهت از تو اعظم باشه چه میدونی؟ همه رو با هم میگی. اینها از اسرار آیاته. میتوانیم بگوییم کثرت در وحدت، وحدت در کثرت. دقیقاً بله. حقیقت لقاء الله، کلمهتون بله، بله کلمهتون فی معنى لقاء الله کتاب کلمات مکنون مکنونه ملا محسن فیضی از آنه. چند جلسه شب جمعه پیرامون لقاء الله در خصوصش حرف زدیم. آنجا فرمود اصلاً حقیقت لقاء الله اینه. دیدن کثرت در عین وحدت، وحدت در عین کثرت. حالا الان میگم بحث ما چون عقل عملیک خیلی اینجا من دست و بالمون بسته است.
سیر و سلوک و طلب وجودی
حتماً، حتماً اگر قصد دارید تو سیر و سلوک خوب جا بیفتید به قول بنده لب سیر و سلوکتون گل بندازه، آن بدن مثالیتون لبش گل بندازه حتما مبانی فکری و نظری رو برید. یک صوت از حضرت استاد آماده کرده بودم که در خصوص همین اهمیت و ارزش علمه که نزدیک سه دقیقه هست الان من وقت شود پخش کنم از نفس قدسیشون برون شیم. من از هیچکس نشنیدم جز ایشون که بفرمایند حضرت زینب سلام الله علیکا علمش علم لدنّی نبوده ابتدا. علم کسبی بوده. زحمت کشیده. درس دیده. استاد دیده. معلم دیده. پیش باباش، مادرش. علم کسبی بوده. بعد رفته، رفته افاضه شده و آن انته الحمد لله عالم الخیر و معروف به آنجاها رسیده که. کسب بوده دوست داشتید صوت از استاد میذارم گوش بدین. باید زحمت کشید. باید تلاش کرد، باید وقت گذاشت. نشینم فقط جلو تلویزیون سریالهای بیخود ببینی، وقتتو بذار گفتگوهای بیجا کن. مباحثه کنید.
الآن متأسفانه گروه مباحثه شما خیلی ضعیفه. من سرکی کشیدم حتی خانمها بیرن، آقا خیلی ضعیف بود. اصلاً ری نیست تو گروه. بیفتید به جون هم. عمامه به سمت هم پرتاب کنید. آره باید بحث بالا شود چون الحمد لله گروه مباحثه خانمهای مسجد بلال خیلی فعالن، خیلی خوب. من راضیم دعاشون میکنم. ایشون نوشت دیگر. حالا بریم جلوتر. اشاره میکند به "یمخل ما یشاء ویفقد وعنده ام الكتاب". ام الكتاب که در رتبه برتر قرار دارد در نزد اوست و لوح محو و اثبات که در رتبهای فروتر است به اختیار او میباشد. در بسیاری از آیات قرآن و آیات قرآن بر دو وصف احیا و اماته الهی تأکید شده است "والله یحیی ويميت واما بما تعملون بصیر". اگر وجود حالا همان وقتی میگوید وجود یعنی همان فیض منبسط، فیض یا صادر اول. اگر وجود به اعتبار صورتهای تفصیلی لحاظ شود جزء جزء شده، تفصیله دیگر کلی نیست.
از وحدت خارج میشود. خارج که نمیشود فاصله میگیرد میآید به سمت کثرت. رب اینجا دیگر میرسد به این جمله. رب، این را بنویسین، همه بنویسین، ون هم پای تخته بنویسه. اگر وجود به اعتبار صورتهای تفصیلی لحاظ شود، رب نفس منبع، تبع رب نفس منبع در جسم کلی است. و نفس منبع در جسم کلی اسم دیگرش چی بود؟ همان است که از آن به نام لوح محو اثبات یاد میشود. نفس منبعه، نفس منتابعه پیش شهدا بودیم گفتیم یکی از نفوسه. کسی حالا شنیده بود؟ در رتبهای که رب دارد. این در ما هست. چیک در ما که رب به نفس منتابعه دارد؟ در ما گفتیم بیرون هرچی هست در ما هم داریم ازش هم جنسشو. نفس منتابعه در ما چیک؟ همان نفس نباتی و حیوانیک که مجرد نیست، مادیک. نفس نباتی و حیوانی که تو وجود ماست اصطلاحا بهش میگویند نفس منتابعه. مجرد نیست، مادیک.
نفس و مراتب وجود
چرا الان من و شما نفس نباتی که رشد به ما میده، نفس حیوانی که به تلاش و جهد و کوشش ما رو وادار میکند، چرا اینقدر ضعیفه در ما؟ چون دوریم از نفس، رب به نفس منتابعه. اینها رو قبلاً من گفتم چرا داریم مراتب رو به همراه رب میگوییم؟ جاهای دیگر این کارو با شما نمیکنم. انگار محشور باشید با این ربها. بالاخره هر روزه چند تا مثل از کاری که بعد از نوازی جعفر طیار هست برید اسرارشو درآرید به منم یاد بدید. چرا؟ يا رب، يا رب با رب، يا الله، يا حي، يا رحيم. بعد يا رحمان يا ارحم الراحمين. یک یک برای شما اسرارشو میگوییم. یک چندش هم جلسات پیش گفتیم. اینها همش رو حساب آمده. یا بسم الله الرحمن الرحیم. بسم الله الرحمن الرحیم. صادر اول بسم الله. نقطه انا نقطتن تحت البا. صادر اول اسم. که به حالت جمعی دارد مفرد هم آمده. اسمه. اسماء که نیست. جمع الجمع اهدیک است.
الله الوهیت که مرتبه قلبه. الرحمن الان خوندیم عقل. الرحیم نفس. که همه رو شما دارین. بسم الله الرحمن الرحیم از بالا تا پایین آمد. نفسم که همه رو احاطه دارد. بعد دوباره سو به حمدو که شروع میکند جالب است. الحمد حمد اینجا الحمد چیک؟ مقام دوباره صادر اوله. اینها رو بدونیدها. از فرمایشات استاد دارم به شما میگم. الحمد صادر اوله از ایشون شنیدیم. مقام صادر اوله. فیض ما هر فیضی مطلقا مادی و معنوی، جسمی و روحی، دنیوی و اخروی به من و شما دارد میرسد از آن میرسد. صادر اوله که در در قوس صعود و ان الی راجعون پیغمبر عزیز عالم رفت به آن رتبه رسید دیگر. شد واسطه فیض بین حق و خلق. تو هر میزان از فیض آن وجود منبسط "الم تر الی ربک كيف مدد الظل" این مد الظل سایک کشیده شد همان ظل میشود صادر اول کشیدهش مد این سایک میشود کثرات. چه مقدار کشیده شد؟ هرکس به سعه وجودیش.
شما کی هستی اصلاً؟ به میزانی که فیض رو از پیغمبر گرفتی همانی. چرا شما اینقدر گرفتی بغل دستی کمتر گرفته یا بیشتر؟ این خیلی سؤال مهمیک. برمیگردد به علم ثابتت اینها تو مسجد بلال توضیح داده. استاد میتوانیم بگوییم از ذات گرفته شده؟ همش از ذاته. "ان للشیء عندنا خزائنه وما ننزل الا بقدر" یعنی اینکه میگویند ما ساعت مقدس ظهری از ذات خدا نورش و اثراتش- بله دیگر. "ونفخت فیک من روحی تنزل الملائکه والروح" دیگر شما نباید دیگر این را بپرسی آقا داوود. همه اینها رو شنیدید. بله. مادر- ام ابیکا. روح اعظمه دیگر. "تنزل الملائکه والروح". امام صادق در تفسیر فرات کوفی فرمود آن روح اعظم مادر ما فاطمه است. شب اول نازل میشود واسطه فیض خلق میشود و خلق آن انسان کامله از طریق او غیوب نهی وز غیوب. اینها حالا جلسات رو شنیدن آن سودمند است. اصلا فروپاشی تو وجودتون اول ایجاد شود.
سخن علامه و میراث معرفتی
هرچی دارید بریزه پایین از نو شروع کنید خشتار چیدن آمدن بالا با مبانی مشرب علامه. آن موقع یک آدم اصلا خودت جدید میشی، خودت. نه افکارت ها خودت یک آدم جدیدی میشی. بسم الله بگو تن به کار دهد. جسارت به من یک حرف در گوشیک امشب دارم. بعد که این قطع شد حق ضبط هم هیچکس ندارد. اجازه گرفتم از نظر یکی از اساتید که مفسر قرآنه که به شما این را بگم. داشتیم میگفتیم ارتباط با رب. بعد الحمد میشود صادر اول. آن بسم الله رم از بالا تا پایین آمد دو مرتبه میرود چی؟ تو سوره. الحمد لله. حالا این الله کدومه؟ رب العالمين. آقای روحانی وقتی گفت رب العالمين میشود چی؟ رب مطلق احسن. رب پیغمبر میشود. "و ان الی ربک الرجعی" "و ان الی ربک المنتهی". منتهی رب تو. من رآنی فقط رآالله. این دوباره صیروج از کجا شروع کرد؟
وقتی بسم الله تموم شد از قوس نزول آمد تا انزل مراتب دو مرتبه رفت و همش تردده. دو اصلاً نماز همش معراجه. دو مرتبه میرود معراج. دوباره از صادر اول شروع میکند. الحمد لله رب العالمين. آن الله که رب العالمينه ما رو کدوم مرتبه است؟ رب کدوم مرتبه بود؟ الوهیت است دیگر. یا لاهوت. عالم پیغمبر. یا اهدیک است بود یا واحدیت است؟ واحدیت. اهدیک ما فوق آن بود. واحدیت مرتبه شروع، شروع کثرته. اسماء و صفات میخواهند خودشانو نشون بدن. در اهدیک جمعن، جمع الجمع که روح ما از آن بود. اینها هی من دارم میگم چون اینها مهمن. هی تکرار شود، هی تکرار شود. اهمیت اهدیک مقام روح ما بود که جمع الجمعه، وجود منبسطه. بعد میشود مرتبه واحدیت که قلب ماست. شروع میکند یدن از حقایق و شروع کثرت. همینطوری میآید تا مراتب مادون. حالا بریم همانجا از خود سوره شروع کنیم چقدر شیرینه.
یک وقتی با هم بشینیم این درس و بحثا تموم شه، هم مسجد بلال تموم شه، هم یا زهرا بحثامون تموم شه، هم اینجا تموم شه. دو سال، سه سال، ده سال، چقدر میشود بعد بشینیم از بسم اللهش و سوره هم، اول قرآن همینطوری مثل الان با هم بریم تا آخر. چقدر شیرین میشود. الان همین کارو داریم میکنیم دیگر. یعنی چقدر شیرین میشود برام. یک طلبه فکر میکنم پایک نهم، دهمه. من اصلا نمیشونداسم. از تو بلده به ما پیام داده. گفتم عکستو بفرست ببینم. خیلی خوشگل حرف میزنی. ببینم خودتم خوشگلی یا نه. عکس فرستاده چه نورانی. تو قم درس میخونه. اصلا من، منو میشونداسد، نه منو دیده. این حرفا رو شنیده بود. عکس العمل معنوی شد. میگفت من فقط شما رو ببینم. فقط من شما رو ببینم. چنان بغلت کنم فشارت بدم. بیچاره که حالا شما این کارو با من نکنید. یک دوست واسه خودمون.
نماز و تربیت باطن
نماز که وایمیستم از بای بسم الله نماز تا آن آخر الدرود بر شما همینجوری دارد معارف موج میزند. بعد گفت، گفت حالا یکی دو تاش اشتباه بود بهش تذکر دادم بقیکش گفتم آفرین، احسن، ماشاءالله. اینها همش عنایات الهی به شماست. مبانی رو درست بگیری چه بلایی سرت بیاید که بیابون گردت کنه. اصلاً دیگر فکر طلا و دلار و سکه و بورس و این مزخرفات نمیکنی که. یک در هیمانی. اصلاً تو بازار برو با چشم به نامحرم نمیفته. اصلاً چشمت شاید دارد دنیا رو ظاهراً میبینه اما معلقتم به عز و قُدسه. "کن في الناس ولا تكن معهم". اصلاً تو یک عالم دیگرای میبرنت. بریم جلو اذیت نشیم. یک چند آیهٔ بگم. فکر کنم وقتمون تموم شد ها آقای گندم کار. تقریباً. تقریباً یعنی قطعاً. با احترام و گذشتم. نشد رو تخته چند تا ربط ما بنویسیم دلمون خوش باشه. دوباره یک دونه دیگر گفتیم موندیم.
همین دو سه آیهٔ رو هم بگوییم و برا امشب بسه و موند اصلاً خیلی شد. جلسه بعد انشاالله اسم قابل رو میگوییم. رب هیولای کلیک که اسمش هست کتاب مستور و رب منشور. حالا ارتباط ما با آن چه گونه است در اینجا گفته میشود. رابط ما با آن، با آن هیولای کلیک، هیولای اولی نه ها هیولای کلیک. توضیح میدم حالا نترسید. الحمد لله رب العالمين. از صادر آمد الحمد لله. آن الله رب العالمين چیک؟ الان گفتیم. مرتبه واحدیت یا لاهوت. مقام پیغمبر عز و جل. بعد میشود الرحمن الرحیم. تو خود سوره حمده دیگر اگر اشتباه دارم قرائت میکنم بگویید. الرحمن رب کدوم مرتبه بود؟ جبروت. جبروت. الرحمن رب کدوم رتبه بود؟ ملکوت. ملکوت. ببین چه قشنگ-
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.