ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 010

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

علیک على صافي الدربه النبویک

علیک على صافي الدربه النبویک. والصوله الحینیک. والعثمه الفاطمیک. والفل الحسنیک. والشجاعه الحسینیک. والعزوه السجادیک. والمآثر البادريه. والآثار الجعفريه. والعلو الکاذمیک. والحجج الرضویک. وجود الطهريه. والنضابه النبویک. والهيبه العسکریک. والغیبه الالهیک. اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه واجعلنا من خیر عباده والمصاحب وشيعته والمستشهدین بین یده. المستواث بک ای صافي الزمان. المستواث بک ای صافي الزمان. المستواث بک ای صافي الزمان. السلام علیک يا دعي الله والداعي دعاه. السلام عليكم ورحمة الله. السلام عليكم ورحمة الله. هدیک پیشگاه حضرت حجت محمد من صبا فدا. به نثار شهداي عزیز که ما امشب به احترام خودشان کردم. انشاالله مورد قبوله. انواع وصیای واقع شویم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

قبل از اینکه درس رو شروع کنیم یک تکلیفی رو به عنوان کوتاهی دادم که هدیک ما مرتبط با این فرمایشات استاد بودم. من خواهشم اینه که چون من گفتم این خلاصه ای که چه در مسجد الهدی حدود چهل جلسه که داشتیم، چه بر اساس یازده جلسه در اینجا تقویم کردیم، حتما لازم نیست کسی همه رو انجام دهد. یک بنده خدایی از ساری آمده بود مسجد الهدی به ما گفت اشکال ندارد همه رو من دارم انجام میدم. گفت ما شاء الله چه ظرفیتی. من خودم نمی تونم همه رو انجام بدم. اینها رو میرید نسبت به سهیل وجودی و نیاز هاتون انتخاب کنید. خلاصه ما هنوز به آن مرحله از نظر رتبه بندی سیل در مسجد از کار نرسیدیم. در بحث اسما الهی هم انشاالله شروع می کنیم یک وقتی می‌گوییم که سال اول چجوری، سال دوم چجوری میتونید قدم به قدم بیایید. منتها این که امروز عرض میکنم رو حتما انجام بدید. چرا؟

اول باید صحبت های استاد رو که ایشون اشاره می‌کننددد به اینکه تعجب نکنیم از اینکه برخی اار از غیب می‌کننددد، اهل کشف و شهود می‌شوند. تعجب کنیم از اینکه کسی چرا اینجوری نیست؟ مثلا تعجب کنیم کسی چشمش میبینه؟ تعجب ندارد. چشم برای دیدنه. اگر کسی نمیبینه باید تعجب کرد. نفس ماته مجرده. باید تعجب کرد که چگونه با مجردات هم نشین نشده. و این را میبرم میذارم به وادی از نظر خدمتون که می فرمایند راستخیز باید شد که مخفف راستخیز بودنه. نباتات دهانشون تو خاکه برعکس ما. ما دهانمون راسته به سمت افق بالاست. سمت سماوات و کن و ما توألی. حیوانات افقشون این پوزشون افقیک. بیم نباتات و انسان‌ها هستن، حیوانات. انسان عمودیک سرش به سمت بالاست. به این می‌گویند راستخیز. مخففش شده رستخیز. حالا قیامت جا بهش می‌گویند رستخیز.

رستاخیز و صورت انسان

کسایی که راست قامت بودن تو دنیا آنان آنجا بلند می‌شوند، می خیزن. این راستخیز که اینجا استاد تو این صوت می فرما معنای قیامت. اگر کسی راست باشه راست، بهش می‌گویند اصطلاحا صداقت. صادق باشه در مسیر توحید، یک اتفاقی میفته براش. آن اتفاق چیک؟ این را دارم دَمش شعبه چند دقیقه رو عرض میکنم. آن اتفاق اینه که یوم برای نامش مقصر باشه در مقابل لیل. یوم ظهور. ظهور اتفاق میفته. کشف حقایق. وقتی ظهور اتفاق میفته یعنی عبور از ظاهر به باطن صورت گرفته یا البته در بحث امروزیمون می‌شود از باطن به ظاهر صورت گرفته. حالا وقتی باطن آشکار می‌شود که در جلسه پیش گفتیم در اسما تکلم این جمع، التکلم، ایلام یا تکلم شما این در بحث امروز ما وقتی باطن آشکار می‌شود این ظرف ظهور می‌خواهد. ظرف ظهورش هم یومه. شما میتونی بشی ظرف ظهور. ظرف ظهورت چیک؟ اسماء. قل هناد من الاسماء کلها.

پس این معنای چیک؟ قیامت به پا شدن رستخیزه که یوم برای شما محصور شود. بعد حضرت استاد خیلی، خیلی گذرا با اشاره می‌گویند رد می‌شوند که راه رسیدن به این چیک؟ خیلی عالی. می فرمایند اینه که استقامت داشته باشی در حشر با قرآن، مخصوصا ادعیک قرآنی. یکیش رو می‌خوایم ما خدمتتون تقدیم کنیم از ادعیک که بعد از فرمایشات استاد تقدیم شما خواهیم کرد. حضرت استاد خیلی هم تاکید می‌کنیم یعنی مقدس بازی نیست. حقیقته که اگر کسی حشر و نشر با قرآن داشته باشه خصوصا ادعیک قرآن، چه اتفاقی می‌افتد؟ نگاه پیدا می‌کند بهش نگاه می‌شود. این نگاه بهش یعنی چی؟ یعنی چشمش باز می‌شود واقعا. استاد، استاد به سلامات بفرستید. [همهم است] در دیدن چشم تعجب نیست با چشم خودمان آن پریده که ببینیم. در دیدن چشم تعجب نیست با چشم خودمان آن پریده که ببینیم.

در ندیدنش باید ببینیم چه پیش آمده که نمی‌بینیم یا چیزی که نمی‌بینیم باید او را مورد جستجو قرار دهیم که می‌بینیم هرچه چیز بیند بهتر. و آنچنان که می‌بینند در اصل انسانیت باید ببینیم باید بصیرت داشته باشیم. آن که انسان، انسان هم هست که برایش پوشیده نباشه، حجاب نباشه و آن انسان با آنی که نمی‌بینند در حجابه آنو بایستی که چه بیماری به طبیعت آن روی آورده که نمی‌بینیم. باید از این جهت تعجب داشت که چرا نمی‌بینیم؟ نه آنی که می‌بینند باید تعجب کرد که چرا چه... مردم به این می اندیشند. یک کسی که آلاتی دارد، کلاماتی دارد، اشفاتی دارد این‌ها اینجا تعجب می‌کننددد. یک اار غیبی دهدد و یک تصرفی بکند. این‌ها اینجا تعجب می‌کننددد. این‌ها اصله. آنی که ندارد باید اول برای او تعجب کرد. و این تا قبل که انسان قائم شد قیام کرد.

رستاخیز و صورت انسان

اصطلاح قیام می‌آید بعد قیامت انسان، قیامت که به فارسی هم چه خوب تعبیر هم کردند که راست خیزه و تا قیامتش قیام نکرد راست خیز نیست و خیز او، حرکت او بیماریک، انسانی نیست. و موقعی راست خیز شد قیامتش قیام کرده است که ما تقریبا می‌گوییم رستاخیز، راست خیز. حالا که راست خیز شده قیامتش قیام کرده است و برای او یومه، برای او روزه، برای او صبح و... به این نحوه. و همانطور که دیروز بحث کردم بحث راه و شقاییک که انسان می‌خواهد دید پیدا کند. دیدی که چشم بصیرتش، شدتش. این یک حقیقتیک با عنوان تعصب اصطلاح مقدسی، حقایق و این‌ها نیست. واقعیتیک که قرآن این خصیصه رو، این صفت رو به انسان می‌دهدد. حشر با قرآن دید آدم را زیاد می‌کند. این طوره. این یک مجروحه. این یک مجروحی است که اثرش اینه. حشر با قرآن، وجود قرآن دید انسان را زیاد می‌کند.

تلاوتش، فکر در آن، تأمل در او، مشحون بودن در نزد او. همین قرآن کفیت در دست داریم چون بصیره هست، فاشده هست، اینها نوازلند برای احوال. اینها حقیقتند برای حقیقت. این طوره. انسان دید می‌دهدد، بصیرت می‌دهدد. منتها اصل این را که خود قرآن می‌فرماید حشر با آنکه [آیهٔ قرآن] استقامت می‌خواهد و یا [آیهٔ قرآن] بعدا اینها خیلی به انسان دید می‌دهدد. به خصوص آیاتی را که ائمه یقتال ما به تعبیر عادی ما رویش انگشت گذاشته‌اند و درباره آن آیات فرماшёл خاصی دارند مثل آیهٔ نور، آیهٔ کرسی و آیهٔ صغره شل الله. این جور آیات اینها که این ائمه‌ات که مصادیق بیض الله هستند راجع به این آیات نظر خاص دارند، فرماшёл خاص دارند.

و یا آن عرضی را که دیروز به حضور شریف شما تقدیر داشتیم در مورد سفراء الهی، انسان‌های کامل، در مورد انسان‌های کامل صیغه‌هایی که دارند، مراجاتی که دارند، خدا را به آن اسم‌ها که می‌خواهندند در قرآن حضرت ایوب، حضرت یعقوب علیک السلام [آیهٔ قرآن] به بختش و همین طور به بختش که در تشریفات زندگی انسان و ملتها که و این بیست و هفت فصل رو که انشاالله به خصوص آن که نرسیدیم، رسیدیم روشن می‌شود که این بیست و هفت فصل رو که در کتاب بخونیم، شبیاه بیست و هفت شخص انسان نیست. یعنی چی؟ نور هست و می‌شود که جلوه‌های روحی الوشک بشوی، بشوی مشرق بشوی، مشبی مشرق بشوی و همینطور که- سلام رو بلندشون سلام. سلام معلم好. دیدم عیسی می‌گوید دویست و صد سال عمر حضرت موسی خیلی خوشحال شدم و این هم صوت رو که هجده دقیقه است تقدیم شما می‌کنیم.

نماز و تربیت باطن

هدیک به عنوان اینکه دیدم می‌نویسید می‌گوید دوستان بذارن تو کانال کلشو بشنون. اما آن دعای قرآنی که خیلی مورد تاکید ایشون بود و الان اثرش رو ولی دعا رو تقدیم کنم. آیهٔ نود و چهار سوره فرقان. این رو حتما حتما تسری کنین به منبع همین امام علی علیک‌السلام که در نماز عمود نماز عشای خودشان ثابت این دعا رو می‌خواندندد. یکی از رازان این دعای قرآنی همانطور که مشاهده می‌کنید مصل دعا دارد تصویر می‌کند. اولا اصلاح بین خانواده می‌کند. سبب هدایت اهل بیت می‌شود. اینکه همسرت و فرزندانت همراه تو باشن در مسیر ولایت خیلی مهم است. الان شما اینجا نشستین یک دلیلش اینه که خانواده همراه شما بودن وگرنه سخت میشد. این رو گرفتاری‌های در خانواده رو این دعا البته همانطور که درک کردید این استقامت می‌خواهد تا از آب ولایت بشما برنوشاید و بنوشید. لذا مداومت داشته باشین بر این دعا.

اصلاح بین اهل بیت و خانواده و بچه ها و اینها دارد و مهم‌تر از آن چیک؟ آن تیکه آنم برای اهل تقوا تو پرچمدار بشی، پیشوا بشی، امام بشی. امام اینجا معناش چیک؟ کسی که پیشوای اهل تقوا شود آدم متقیک صرفا؟ نخیر. اینکه امام اهل تقوا می‌شود کسی که امام است و امام یعنی به حکمت رسیده. نه صرفا به علم رسیده. نبی به شدت با خرد ناب اسم فاعلش مبادره‌ش می‌شود نبی به شدت با خرد. درسته؟ اما می‌شود موسی کلیم الله امامش شود حضرت خضر. چرا امامش شود حضرت خضر؟ چون خضر صلوات الله علیک که هنوزم در قید حیات هستن، ایشون حکمت دارن. به حکمت رسیدن. می‌شوند آموزگار موسی کلیم الله. شوخی نیست. هنوزم ایشون در کارن. خوب است بدونید که یک بخشی از زندگی شریف جوانیشون حضرت استاد محضر حضرت خضر، حضرت خضر درس گرفتند. درسشون رو، حکمت رو از حضرت خضر درس گرفتند.

حضرت خضر تشریف میآوردن بهشون می‌گفتنددددد به خودشان که حالا الان یک ذره زود این حرفا رو بزنی برخی شاید هنوز با هم رفیق نشدیم، هنوز نزدیک نشدیم. این‌ها باید ظرفیتشون شاید لبریز شود اذیت بشن از شنیدن این حرفا سخت باشه براشون. حالا به وقتش. پس امام نشان دهنده چیک؟ اینکه شخص قبول کرده ظاهر باطن رو کی گفت؟ قبل انتها کی براش گفت؟ یا الله در همین دنیا براش گفت. پرچمدار اهل تقوا شده به حکمت رسیده. محصل این جلسات چه در مسجد الاقصی، چه حیاط یاز اهل بیت علیکم‌السلام، چه اینجا باید این باشه که ما رو برسونه به حکمت از ظاهر علوم عبور کنیم برسیم انشاالله به باطنش. آن باطن علوم چشیدنی‌ ظاهرا علم فکری رو حفظ می‌کنیم ولی وقتی در علم فکری نشست به جانت می‌شود دارایی انسان. دیگر دارایی نیست و حتی می‌چشی. می‌شود.

اخلاق و نسبت با مردم

می‌چشی که در ادامه این صوت حضرت استاد شباهت همین رو گفته می‌کند که این نور همان نور حکمت چشیدنیک. از همین جا شروع می‌شود. اینهایی که می‌زنندد زیر میز مباحثه و درس و بحث و قلم و کاغذ و کتاب و کتابت و خواندن و نوشتن و معلم و استاد و اینها می‌زنندد زیر میز بگن که فقط سه و سو که شود کلاس اخلاق شود و عشق و دیگر ت-ترک می‌کننددد تحصیل علم و حکمت و معرفت از خدا هرگز به ارفان نمی‌رسند. اینها همه کاذبه و یک وقتی از این وضعشون می‌گویند. کاری که صحبت زیاد داریم که بمی‌رویم. یکی دیگر از توفیقاتی که این جلسه برامون بنده نیت کردم حالا که پیش شهدا هستیم چقدر دارد جلسه برکت می‌کندد تو یک شب از در هم بودن. یارو نظرتو برنگردون. گفتیم هر جلسه یک یادی از یک شهید بکنیم و یک کوچولو از خصوصا از یک شهید بگوییم. جالب است که تا من این نیتو کردم این شهید برام آمد.

که حالا میذاریم تو کانال عکس قشنگش رو. که یک چشمش رو ترکش خورده. این دارد لحظه اسارت این شهیده که دستبند گرفتند می‌خواهند ببرنش. همین که ازش این عکس میگیرن. من یک اجمالا براتون بخونم که می‌گفت شهید ماشاالله پیلکن در ادامه عملیات منطقه حساس تنهایی شش شبانه روز در مقابل و پشت جبهه دشمن بدون وقفه برای نجات تیپ هفتادوهفت خراسسان از محاصره با دشمنان بعثی جنگید. شش شبانه روز تنهایی. و آنقدر از مهمات ذخیره و دپو شده دشمن استفاده کرد تا مهمات آن محدود به پایان رسید. آنگاه با لبان تشنه و بدن خسته و گرسنه و چشم ترکش خورده‌ای که شش شبانه روز نخوابیده بود به تنهایی به اسارت دشمن درآمد. این قهرمان، قهرمان ناشناخته ایران به تنهایی دو شبانه روز گردان‌های زرهی و پیاده دشمن را زمین‌گیر کرد تا تیپ هفتادوهفت از محاصره رهایی یابد. دشمنان بعثی چشم خود را- ببخشید.

دشمنان بعثی خشم خود را با شکنجه‌های متعدد بر ایشان از جمله- عذرخواهی می‌کنم میگم این را نفس از دل نازک‌ها. دشمنان بعثی خشم خود را با شکنجه‌های متعدد بر ایشان، بر ایشان از جمله بریدن دو دست توانمندش از، بیرون آوردن دو چشم او، شکستن دندان‌هایش، کندن پوست سر و جمجمه‌اش و همچنین کندن محاسن شریفش با پوست و گوشت صورتش و با نشاندن صدها گلوله بر پیکر پاکش از او انتقام گرفتندد و عاشقانه به دیده های خشن. این شهید عزیز بیست ساله، این شهید عزیز بیست ساله از روستای اصفهانی کلار داپد شهرستان آمل می‌باشد. چرا این در، در معرفی قهرمانان بی‌نظیرمون کوتاهی می‌شود در حالی که دشمنان ما برای کودکانی ما قهرمانان پوشالی درست می‌کننددد؟ روحش شاد. [همهم است] این هم از این وظیفه ما در این جلسه. هدیک ما رو که تقدیم کردیم.

چون خاطر شریفتون باشه قرار

چون خاطر شریفتون باشه قرار بود که هر جلسه یک نظر صیغ ارائه کنیم برای شما. می‌خواهم باز به جهت سنگینی صحبت از استاد ون آقای فاطمیان رو بشم. از مطلبی که ازشون آموخته بودم بگذرم به اندازه کافی جلسه کمرم رو خم می‌کند. فضا خیلی عجیبه. فرمایش آقای قاضی رو براتون بخونم در شبی از ماه رمضان. می‌شود بعد از اینکه هم سپاس خدا رو به مثلا به علمه می‌نویسم، می‌فرمایند هشدار! اکنون در ماه‌های حرام هستید. تبیز، تقظ کن. تقظ از یغز می‌آید. تقظ شدت بیداریک. از یغ یغز در منازل سارین. کدوم منزل؟ چندمین منزل یغز؟ [پچ،پچ] اولین منزل. تقظ کن یعنی به شدت بیدار باش. تا ذوات پوشش بیفزاید و این فرصت را به قیمت شما. کی دارد این فرمایشو به شما امروز می‌گوید؟ ها؟ [همهم است] آقای قاضی هست.

شب‌هایش را در خاصه ماه رمضان، شب‌هایش را اقامه به دعاء و روزهایش را روزه بگیر تا شاکر فروردگاری باشی که در، در فضل و لطفش کامل و سرشار است. در شب‌ها بسیار کم بخواب بل که بیدار بمان و شب‌زنده‌داری کن. چه بسیار عاشوانی که شب را در بیداری می‌گذارندد، می‌گذرانند و نمی‌خوابند. البته این باید به نسبت صیغه میجود باید باشه. زیاده روی نکنید نفس خسته شود. چون این دستورو ایشون به سالکان عل خدا شاگرداش می‌دد. شما زیاد زیاده روی نکنید. ولی یک مشتی باید ازش داشته باشیم. قرآن، کتاب حقیقت را با صوت نیکو و حزین بخوان. نگو [آیک] نخون، نخون آقا. [آیک] با صوت حزین. صوت خودته. برات ارزون کن انشاالله. بهترین موسیقی برای آرامش نفس و ارتفاع موجود نفس، صدای نفس خودته. حالا اینکه چجوری بهش برسی یک روشی‌ست باز بعدا انشاالله خدمتتون. چرا؟

کتاب قرآن، قرآن حقیقت، قرآن حقیقت را با صوت نیکو و حزین بخوانید که نورش تاریکی‌ها را روشن می‌کند و هیچ محتوایی نمی‌تواند مانند آن باشد. کسی که غیر از این ادعا کند خطا کرده است. بعد دستوراتشون شروع می‌شود. یک توبه کنید به ویژه شب جمعه یا روز یکشنبه تیج از شروع ماه رجب که دیگر از دستمون رفت، نماز توبه را به جا آورید. پس از توبه باید از گناهان کبیره و صغیر اجتناب کنید. بر اساس شرایط بار دیگر نماز توبه را در دومین روز ماه رجب بخوانید. از دست رفت دومین روزه اما می‌شود اکنون نیز خوند. نکته دوم محاسبه و مراقبه. هماهنگ با شرایط و مراقبه کوچک و بزرگ، محاسبه اعمال و مؤاخذه خودتنبیکی بر سر نقضها. همت کنید چرا که این زمینه‌ساز رشد برای انسانیست که می‌خواهد برای کسانیست که می‌خواهند بیدار شود و خشیتي در دل داشته باشد. پس نشون میده بیداری دل و خشیت نتیجه‌ چیک؟

نماز و تربیت باطن

مراقبه و محاسبه و مؤاخذه و معاتبه و اینها. سه اقامه نماز و نوافل همراه حضور قلب. نمازهای واجب را در بهترین اوقات خود به جا آورید به همراه نوافل که در مجموع پنجاه و یک رکعت است. اگر توان انجام همه آنها را ندارید چهل و چهار رکعت را به جا آورید و اگر باز هم اوضاع اجازه نمی‌دهدد به نماز اغوابین از اغوابین به نماز اغوابین اکتفا کنید. حالا نماز اغوابین چیک؟ می‌گوید اگر نتونستی همه نافله‌ها رو بخونی این را بخون. من تحقیق کردم در اهل تسنن و عده کمی از فقه‌های امامیک، امامیک میگم یعنی شیعه اسماشاین. نماز اغوابین رو نافله بین مغرب و عشا گرفتند. اهل تسنن و عده کمی از فقه‌های امامیک گفتند آن نماز غفلته. حالا غفله هم شامل می‌شود اما نماز نافله مغرب و غفله.

این را گرفت اما اغلب فقه‌های امامیک نماز اغوابین رو که مورد تاکید آقای قاضیک و من خودم این چند روز سعی کردم رعایت کنم خیلی عجیب دیدم چه تاثیری دارد. نماز اغوابین رو فرمودند نافله‌های نماز ظهر. هشت رکعت نافله نماز ظهر. من یک بررسی کردم با تحقیق خدمتتون غالبا بزرگان اهل معرفت شیعه آرهند به این. این هم از این دستور. چهارمی نماز شب. هیچ راه گریزی دقت بکنید عباراتو، کلمات رو بار دارد اینها. هیچ راه گریزی برای مؤمنان از نماز شب وجود ندارد. عجیب است اینکه کسی کمالات را جستجو کند اما شب‌زنده‌داری نکند. هیچ‌کس بدون شب‌زنده‌داری به مرتبه‌ای از کمال نرسیده است. حالا یک وقت خواب بودیم انشاالله آن روز خدا نیاد برامون. یک وقت خواب بودیم به هر دلیلی بشینه اِ اذان داد.

تنبلی کردم خواب بودم به هر دلیلی مزاجم سازگار نبود از اعتدال مزاج خارج شدم، شب کار کردم خسته بودم توی روز نشد. چند تا راه دارد که شما جزء نماز شب خونبسیاری از باشی. به وقتش می‌کنم. این را یک دهدکاری دیگر остаش. خیلی حرف دارد انشاالله به وقتش. پنج تلاوت قرآن. قرآن را شب‌ها به صدایی حزین و بدون نیکو بخوانید زیرا این شراب مؤمنان است. به به، به به. و شراب- و سراغ ربهم شراب طهور. سراغ ربهم پروردگارشون مراقبتشون می‌کند. شراب طهور این فرمودند قرآنه. شش دعای فرج و استغفار. دعای فرج حضرت ولی عصر رو در قنوت نماز وتر یا هر روز بخوانید. اینجا یک اشتباهی تو نوشتن صورت گرفته دعای فرج نیست، اینجا دعای سلامتیک. تو دعای فرج رو شما نمی‌توانی تو قنوت نماز بخونی چون مستقیم با امام معصوم صحبت می‌کنی. نمی‌توانی بخونی.

نماز و تربیت باطن

این دعای سلامتیک [ ] می‌گوید تو قنوت نماز وتر یا هر روز بخوانید و همچنین بر استغفار هم تمرکز داشته باشید تا عیوب و گناهان‌تان را جبران کنید. حالا پس جبران گناهان و عیب‌ها می‌شود استغفار در کنار دعای فرج آقا و سلامتی آقا. این نیز یک سوال پیش می‌آید چرا استغفار رو کنار دعای امام عصر آورده؟ این نیز نکته‌ای دارد که قرآنیک. انشاالله به وقتش می‌کنم. هفت، ذکر بعد از نماز. پس از نمازهای واجب تسنیات حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیکا را ترک نکنید. این یکی از بزرگ‌ترین ذکرهاست و باید حداقل در هر مجلس یک دور آن را انجام دهید. این مجلس منظور چیک؟ برای گفتی؟ ها؟ نخیر آن که گفت، آن که گفت در هر وقت انجام دهد بعد از هر نماز. در هر مجلس یک دور مطلقا یادتون باشه مطلقا در هر مجلسی وارد شدی تصویرات خانومیک. یک دور. بعضی‌ها بیشتر هم. مثل الان ما.

من قشنگ دارم با حس غیرمستقیم می‌فهمم و جلسه متفاوته فضاش با همی‌شود. شما هم به گمانم دیگر متوجه شده باشید. هشت، زیارت اهل قبور. قبور مؤمنان را مرتب زیارت کنید. حتی یک هزری یادم شد که فرمود که اما زیارت در شب را ترک کنید و فقط روزانه انجام بدید. این هم نکته‌ای یادآشه باز که چرا در ماه رجب در سال‌های پیشین خودشان همی‌شود شب‌ها می‌رفتنددد قبرستان و به شاگردانشون هم توصیه می‌کرد می‌کردندددد شب‌ها رو بروید قبرستان و آن فرموش امام ربع در ماه ساده که در مسؤولیت‌ها اگر می‌خوای صداتو بشنون اهل ایمان در قبر باید جوابتم بدن قبل از طلوع آفتاب پی این سلام عرض شود که بعد از طلوع آفتاب می‌شوندوند اجازه جواب دادند ندارن و این جواب ولو تو نشنوی اثر تشخیصی در تو می‌ذارد. حالا اینجا چرا در ماه رجب می‌فرمایند نرید؟ آن همان نکته‌ای است که با آن- نه، ارتباط با مؤمنان و اهل خیر.

ارتباط خود را با برادران مؤمن نیکوکار حفظ کنید و این روابط را گرانیمز شمارید زیرا آن‌ها- خیلی زیبا فرمودندد. خیلی قشنگ فرمودندد آن‌ها اهل ایمان. نه که با آنون محاص هستید. آن‌ها یارانی در مسیر سخت هستند. می‌دانید چرا سخت می‌شود راه به تو؟ چون تجربی هست. همراه نداری، رفیق نداری. من توصیه می‌کرد می‌کنم تو همین جلسه با هم هماهنگ با هم شروع کنید دو دو تا چهار تا، چهار تا، پنج تا، پنج تا. همان سنت پیامبر سیگار برداری رو بخونید. خواهرهای عزیز هم دارند یا زن‌های این دست به دست هم با هم همراه شود. حالا تو مسجد ولایت گروه گروه شدن. یک گروه دویست و پنج نفره هست که هستن. بعد یک گروه صد و چند نفره تشکیل دادند آقا هیچی تعطیلن اصلا هیچ گروهی ندارن. بعد دوباره خود خانم‌ها هفت نفره، پنج نفره با هم گروه درست کردند همراهن. بعد برنامه‌هاشون رو هم دادند.

ماه رجب و تخلیه

ما این برنامه رو داریم درسته. اجراهاش رو گفتین درسته. اجراهاش رو خلق کنید. یعنی هر روز دیگر. شما هم که انجام بدید مثل آقای سعادتی سی و پنج سال پیش یادش بخیر، یادم باشه شاید صدو هشت ساله، پیش کوچولو بودن که ما چهل تا من بیست سالمه، چهل نفر دست به دست هم دادیم در سیگار برداری خوندییم قول دادیم تو هم مطلق عمر زندگی با هم یار باشیم و چه گذشت آن موقع، چه برای هرکی بگی یک اسطوره می‌گی. بگذریم. ده، زیارت مساجد و اماکن مقدس. اینها رو ما در ماه رجب‌ها حواسمون باشه. مسیر خود را برای زیارت مشاهد مشرفه یا مساجد مقدس تغییر دهید. یعنی خیلی جالب است‌ها. می‌خوای بری یک جا سعی کن یک جوری بری آن جا، آن جایی که میخوای بری از کنار مشاهد مشرفه یا مساجد رد شی. عجیبه. مثلا می‌خوای بری بغدادی یک دو تا کوچه آن ور تر برو پیچ بزن اول یک مسجد رد شو برو بغدادی. خیلی عجیبه‌ها.

حالا چرا؟ قطعا یک اثری دارد، یک چیزی توشه که دارد. آقای قاضی دارد می‌گوید، من بی سواد نیستم بگم چیک. یا مشاهد مشرفه یا آن گروه شهدا. من چند سالی این کار رو کردم خودم و همسرم و کودکانم هرجا می‌خواستیم بریم پیچ می‌زدیم یا یک مسجد ببینیم یا شهدا رو. عجیب اثری دارد. این کار رو انجام بدید حتما. هشدار درباره دنیا نکته آخر. البته این تموم نشد. به سمت مسجد تبدیل دهید. شخص مؤمن در مسجد همچون ماهی در آب است. از بغل مسجد یک سری روشو پاک کرد دیگر من دلش نمی‌آد دیگر بگه بله. ولی برای یک سری‌ش رو پاک کرد. چون هر وقت کنار آب رد شی آن رطوبت آب بالاخره بهت می‌خورد. آن رطوبت ولی تو فضای هم که باشه، مثل دریا کنار دریا که باشی چرا رطوبت دارد؟ چون هر وقت از کنار ساحل رد شی، ساحل دریایی، آن پات里斯 می‌شود. بالاخره اثرشو میذاره و آخرین نکته هشدار درباره دنیاست.

خود را فریب ندهید. دنیا ما را به خود مشغول ساخته، ما را فریبته، فریبته و به بیراهه کشانده است. اما دنیا از آن ما نیست. خوشا به حال مردانی که وجودشان در ناساز است، یعنی تو دنیا، ظاهرشون تو دنیاست ولی دل‌هایشان در ناساز. به به! چه وقت خوب آرزو می‌کنم. اینهان همان‌هایند که در ظاهر کم شمارند ولی در حقیقت بسیارند. ظاهرا کمند و ولی لم اعدادی اش. ولی در ملکوت همه اینها رو می‌شونداسند. آن‌قدر مشغول و معروفند کثرت ملائکه هم بیشترین کثرت خیلی از اینه. همه این را می‌شونداسند. از این جهت می‌گوییم چی؟ اینها تعدادشون بسیار بیشتره. آن‌قدر که معروف و مشهور می‌شود دنیا رو ولش کن. این نیز از این رسالت. بریم سراغ مقدمه رساله.

نماز و تربیت باطن

استاد علامه طباطبایی سر و پا بخیر استاد- ما هست که در جلسه اول رساله سیره سولی که از استاد علامه طباطبایی علیک رحمة الله علیک خواندیم چون از دنیا سخن گفته و دست دنیایی‌ها رو می‌خواهد بگیره انزل مواطش شروع کرده. نگفته حالا نماز شب‌ها بیان، مقدس‌ها بیان، بچه مثبت‌ها باشن بیان. نه، این در و داغونا همه که کثرات خارجیک آمده تو وجودشون تبدیل شده به کثرات انفسیک و تعلقات براشون ایجاد کرده و که فقطاً از اینجا می‌خواست شروع کنه. لذا ما مجبوریم یک هندسه‌ای از دنیا بشینیم که این دنیا اصلاً محلش در کجا قرار دارد؟ رحمة للعالمین. علماً الله برون. خدا گفتیم می‌خوایم مشمول دعای خدای رحمت امام علی شویم. سروش در چیک؟ همینجا تو این تعاملش هست. خدا رحمت کن مولا و برون. خدا رحمت کنه کسی که علماً، بدانا، من عین، از کجا آمده؟ فی عین، الان در کجا قرار دارد؟

الا عین، کجا می‌رود؟ من عین یعنی قوس نوزول. یعنی علم الله به الله. فی عین یعنی آن بین دو سجده‌ایک. آن سجده‌ایک، دو تا سجده در نماز بینش می‌شود دنیا. که حالا ما می‌خوایم مختصرش رو بشینیم، مختصاتش رو بشینیم فی عین. که انزل مواط به وجود شده نظام جمادی. و ما آمدیم تو پسترین مرحله که نفسوته که قوسی که می‌زنیم کامل شود. اگر نمیومدیم این سه مرحله که کامل نمیشد. این مراحل قوسشون کامل نیست. تو این قوس نوزول آمدن رسیدن به مرتبه جبروت. دیگر پایین‌تر نمی‌توانیم بریم. نمی‌توانند اصلاً پایین‌تر ظرفیتش نیست که ما بخوایم بریم. اینها یکجا مون مجردند، مجردند. متصل می‌شوند. من این که میام توجه می‌کنم به دنیا، دنیا رو می‌بینم مثل ستاره. بحث‌هاش قبلاً گذشته. بعد الا عین می‌شود قوس ثبوح. علم الله علیک راجع به کسی که.

ما شروع کردیم برای اینکه فعلاً به دنیا برسیم از من عین شروع کردیم. مواط رو شروع کردیم البته خیلی اجمالی که آن‌هایی هم که درس و بحث‌ها رو ندیدن قبلاً. حالا گفتیم برای اینکه خودتون برسید به کتاب معرفت النفس نصر神 الله که تو کانال مغون برنامه گذاشته، حتماً شروع کنید گوش دادند و الا گیج می‌مونید. چون این مسیری که ما داریم می‌رویم باید برسید خودتون، گیج میشید. و همچنین لقاء اللهی که تو یازدهم گفتیم سروش جنس. این‌ها خیلی کمکتون می‌کند که برسید خودتون. ما شروع کردیم شاید خاطرت شریکتون باشه از آن حقیقت مرتبه وجود شروع کردیم که گفتیم مشهود احدی نیست و همه همی‌شود از از شهودش محجوب‌اند. ذات لا شرط مقصدی یادتون باشه. اینجا آمدیم بهش گفتیم اصطلاحاً ذات غیبی که کاری از ما مورد صحبت و بحث با قرآن و هویات خدا محجوب نیست. کسی ازش ر ندارد. مشهود احدی نیست.

بعد آمدیم سراغ هویت ساری،

بعد آمدیم سراغ هویت ساری، هویت ساری یا فیض منسج یا از صادر نخستین از صفت متعددی داشت، ذل ممدوح، نور مشعوش، برخی بهش حقیقت هویات گفتند. آن که پیغمبر عزیز عالم به علم می‌رفتنددد به آن قطعه رسیدن. واسطه بین حق و خلق بود. از این نیز رد شدیم احدیت رو توضیح بدیم که آن هویت ساری به علاوه مرتبه احدیت و واحدیت میشد فیض احدست. پایین‌تر از مرتبه واحدیت میشد فیض مقدس. حالا مرتبه احدیت برخی مثل خود حضرت استاد زدنش به ذات که مرتبه جمع و جنبه خالی از کثرته، هیچ تعیینی اینجا نیست. حقیقت محض است، وحدت محض است، هیچ کثرتی اینجا ندارد. بعد مرتبه پایین‌تر که واحدیته می‌شود چی؟ مرتبه شروع کثرت. ولی وقتی بدون تعیین، بدون تعیین. تعیین کجا شروع می‌شود؟ پس جبروت با عقل اول. اینها رو همه رو گفتیم. که واحدیت مرتبه هم جنسش در ما از بالا بیاییم. احدیت هم جنسش در ما چی بود؟

روح بود. واحدیت هم جنسش در ما چی بود؟ قلب هسته. که به واحدیت الوهیت یا ربوبیت هم می‌گفتنددددد. اولین اسمی که آنجا منتشر شده از ذات غیبی الله و تبارک و تعالی. این‌ها رو هم همه رو گفتیم. آمدیم به مرحله پایین‌تر که عالم جبروته. حالا از عالم جبروت به پایین دیگر می‌شود فیض مقدس. علم کجا بود؟ ایام سال، سوره علم در سوره نفس حضرت حق کجا بود؟ مربوط به مرتبه واحدیت بود. قلب، قلب و ضمیر عقل. بعد آمدیم مرتبه جبروت یا هُکُم یا ملائکه، مستوی، مفارقان. عالم امنا بوده. این را هم گفتیم. بعد آمدیم به مرتبه ملکوت یا مثال متصل بیرون از ما یا مثال مطلق در ما ملکوت در ما می‌شود حبه خیار ما. اینها هم هرچی بیرون هست در ما هست. بعد آمدیم به نشئه،ناقص بود. خمس مراتب که دنیاست. در ما می‌شود بدن ما. خارج از ما می‌شود طبیعت. اینها رو همه گفتیم. اما شروع کردیم به بیان ربط اینها.

چرا ما ربط این مراتب رو شروع کردیم گفتند؟ چون جلسه سی و سی‌ام که عرفان نظری که نیست، عرفان عملیک، عمل عملیک. شما باید، باید برای ارتباط با مرتبه مثلا جبروت حتما، حتما با رب آن رتبه ارتباط بگیرید. من چون تا کسایی که نبودن بگم رد شم که بخواد اگر برود بیست و کسی. وجود به شرطی شیء اگر مشروط به ثبوت صورت علمی در آن نباشد، یعنی مرتبه چیک؟ اهلیت. اسمش میشد اسم الباطن. باطن مطلق. بعد میای پایین‌تر. مقام علم در طلیعه قوس ميزان واقع شده باشه، می‌شود اسم الاول. یعنی اسم مرتبه اعیان ثابته یا ظهور علمی اشیاء که در مرتبه واحدیت عینیت نیستند. عینیت در اعیان پیدا نکرده‌اند. اجمالی‌اند، کلی‌اند. در صبع نفس حضرت حق‌اند. مثل این که زبان صداهای شما الان در مثل صبر علمیک در صبع شماست. آن بود اسمش الاول. رب به آن رتبه بود الاول.

وجود مشروط به ثبوت صورت

وجود مشروط به ثبوت صورت‌های علمیک که اعیان ثابته در آن مخدوم است. دوباره یک اسم دیگر هم اینجا رب به آنجا داده به نام علیم، العلیم. تا این العلیم در رتبه اعیان ثابته یا صبر علمیک که گفتیم برای اینکه می‌خواهند بار بشن چرا آمدن پیاده شدن تو این دوره که بهش می‌گویند زبان حال از دو تا اسم باید بهره ببرن. یکی شد یا زهرا گفتیم الان نمیگم زرنگ‌ها می‌دانند. دومیش هم می‌دانند. همین اسم العلیم که از استادهای تو مکتبمون بکشین. العلییییم. عالم آل محمد کیک؟ ما باید اینجا بشینیم زرنگو بگیریم هی اسمو بگیر بکشی العلییییم. سرپا منتظر بشی بعد ببینی چه بلایی سرت می‌آید. بیچاره، ولی نکردم. ولی نه نمی به من. من کلمم. من چیم این حرفا. پس این نیز آن زبان حالش العلیم که این العلیم البته اینجا دیگر کلیک. بعد یک العلیم دیگر داریم جلوتر. آن تفصیلیک، این کلیک.

بعد وجود به شرط کلیات اشیاء. کلیات که می‌گوییم کلیات اشیاء می‌شود مرتبه کدوم رتبه از ما کلیات رو میفهمید؟ نه جزئیات، کلیات رو. آفرین عقل. این مرتبه جبروت نیست، یا عقله یا عقل اولیک. مقام علم یاد بگیریم. اسمش چی بود؟ کی یادشه؟ احسن احسن. الرحمن. اگر کسی می‌خواهد عقلش زیاد شود چیکار کنه؟ باید با اسم الرحمن مألوث شود. حالا این ریشه‌هایو می‌گوییم دیگر اجازه بدید تله به تله. مألوث شود یعنی چی؟ مثلا چند تا، به چه تعداد رحم یا رحمان بگه یا الرحمن بگه؟ اینها همه سؤالات جدیک. یک سالک باید اینها رو بدونه. به چه تعدادی دهد، بگه؟ سؤال اولش اینه اصلاً شروع کرد تا کی بگه به این شیء؟ مثلا بدونه الله چقدر بگه؟ چند وقت بگه؟ یک سال، دو سال، سه سال. بعد سال‌های بعد چگونه بگه؟ چ-چجوری بهش اضافه کنه؟ به حروف ابجد اسم بگه یا حروف ابجد خودش بگه؟ یا اسم مادرش هم دخیل کنه.

اینها همه غنوزات و خنوزه. جمع شده. هر بیاید پیدا نمیکنید شما. اگرم برید گوگل سرچ کنید چرت و پرت نکنید. حتی تو هوش مصنوعی. گمراه می‌کند شما رو. نکنید آقا. اجازه بدید کدوم از سینه علما بیاید به سینه شما. همه چی که نوشتن نیست که. پس این الرحمن. اسم دیگر الاول چی بود؟ یا آن رتبه؟ لوح غذا. آن کتاب قلم اعلا. که حالا چرا بهش می‌گویند لوح غذا، بعد قلم اعلا؟ این را کتابم توضیح میده. بعد رسیدیم به این انتها که وجود به شرط شیء اگر به این شرط حدث یابد که کلیات در آن صورت جزئیات مفصل و ثابت درآیند بدون آنکه از کلیات خود پاشیده باشند، مرتبه چیک؟ دیگر اینجا شروع تفص. شروع کسره. اسمش چی بود؟ اسم این رتبه. در عرض استادامون میگم بعضی اوقات. اسمش بود ملکوت یا نفس کل. رتبه نفس کل. مصداق عطلمش کی بود؟ حضرت حق. رب دوم رتبه‌ش کیک؟ الرحیم احسن. چون هی اسم، چرا این اسم است؟

آیات قرآن و راه هدایت

الرحیم. مألوث باشید با این اسم تا ملکوتی شود. تا حبه خیالتون پاک شود و از این حالت مغبر و غبارآلود بیاید بیرون. حالا اینها شرایطیک که من میگم ربطشه. همش روش دارد. مألوث باشی با اسم الرحیم تا به حضرت سجدے شریفه. نزدیک شویم. اسم دیگر این وظیفه چیک؟ لوح قدر. لوح محفوظ. کتاب مبین. اینها اسمای دیگر همین وظیفه است. تو قرآن هست به عنوان... حالا خود قدر دو، دو مقوله دو، دو ظهور دارد. یکی حالت ثبات دارد یکی متغیر. خود قدر، لوح قدر. همین مرتبه نفس کلی ملکوتی. آنجایی که رفت مثلا واسه اجل مسلمات، مقدرات تعیین شده، اجل مسلمات هرج و مرزی عوض می‌کند. این روابط رو میگم. منتها اینکه حالت متغیر دارد چیک؟ اجل معلق مثلا. این مثال رو زدم که با سببه رفع می‌شود. با اعمال عبادی رفع می‌شود. اینها متغیر هست، ثبات ندارد. اینها در کجا قرار دارد؟

همه اینهایی که دارم میگم کجا تعیین می‌شود؟ کجا؟ قد و اندازه‌ست که ظرفیت شما شناسایی می‌کنندد. می‌گویند این سهم شما، این قسمت شما، تو وظیفه ملکوتی. کی؟ نفس کُه. اصلاً باید زنده شود حضرت زهرا. مادر رزق شما، من و شما رو میرسونه. رازق حضرت زهراست. آن تعیین می‌کند به تو چی دهد، به من چی دهد. تو مجلس اینجا نشستیم هرکی یک ظرفی دارد، هرکی یک تا دارد متوجه می‌شود و میفهمه. چرا متغیره؟ چون رزقشون متفاوته. رزقو از کی گرفته؟ از حضرت زهرا. چرا یکی بیشتر گرفته یکی کمتر؟ آن که انس بیشتری با حضرت زهرا یا به عبارتی با ملکوتی یا به عبارتی با نفس کُه یا به عبارتی با اسم الرحیم گرفته، سهمش بیشتره. نحن мы نوزع القسط. قسطون رو که شما الان از حضرت زهرا دریافت میکنید البته تبدیلش از آنور مؤمنونه آقا مجتبی تو اقلی آدمه اما قیاس سازیش با نفس با حضرت زهراست.

ما تا اینجا رسیدیم، تا اینجا توضیح دادیم که تقریبا به اجمالا کلیتی گفتیم و رسیدیم به اینجا تقریبا وقت جلسه ما تموم می‌شود. چند دقیقه از جلسه گذشته؟ هفته هفته؟ یک ساعت و یک ساعت یک ساعت و... یک رو به نال وقتید؟ خواهش رو دارید؟ خواهشا اگر مدرک دارید نیارید. چون اگر شما نشاط نداشته باشید جلسه شیرازش میبازه. باید با نشاط باشید. خسته که نیومدیم. برای اینکه اگر هم کسی رفت افسرده‌ای، پژمرده‌ای، واخورده‌ای بیاید پیش بخاطر دیدن من، مجسمه ابوالهول اینجا بنشینه، حالت رو خراب کنه، استاد نکرد، استاد خاطر ایلا کنید یک دونه ما حرف داریم سر شهدا یک سلام بدیم. [همهم است] این سرای وظیفه ولی حقیقت وجود، ببخشید، حقیقت وجود اگر مشروط به صورت‌های تفصیلی جزئی و متغیر باشد، حقیقت وجود اگر مشروط به صورت‌های تفصیلی کلی نیست که جدا جدا کثرت پیدا می‌کند.

توبه و پاکی درون

تفصیلی، تفصیلی جزئی و متغیر باشد. الان شما باغلسی فرق می‌کند، مغایرت دارد، غیر از آن هست. بعد جدا جدا شده، کثرت گرفته، تفصیل پیدا کرده. تسلسل، جدا جدا، کثرت. ? در مرتبه اسماء فعلی ظاهر میشود. اینجا وجود توی این وظیفه چگونه خودش رو بروز میدهد؟ با اسماء فعلی مثل یا بهتره بگوییم محو کننده، اسماء محوی با "ه" جیمی، یعنی محو کننده. لوح محو اثبات است. محوی، مثبت از اثبات می‌آید ثبوت. محوی، مثبت، محی، منیت. این محو اثبات ما تو ایادی سر، سر قرآن هستیم. یمحو الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب. ما هر وقت گناه می‌کنیم، خدای نکرده زهرمار، یک دفعه منقلب میشم، یک لحظه بیداری می‌آید توبه میکنم. مرحله دوم منزل سالک حاج عبدالله توبه‌ست. منزل دوم. توبه میکنم. چه اتفاقی میفته؟ اینجا لوح محو اثبات می‌آید سراغ ما. لوح محو اثبات در کدوم وظیفه است؟ الان کجاییم؟

[همهم است] آفرین. دامنه قیاس‌سازی ملکوتی. این باز از سری حضرت زهراست. چی محو می‌شود؟ کارهای زشت. چی اثبات می‌شود؟ نورانیت. این کار لوح محو اثبات. مادر پرورش میدم یعنی، ملکوتی پرورش شده یعنی، چرا تو یک لحظه الان من گناه کردم سیاه بودم، تاریک بودم، چرا الان نورانی شدم؟ چرا الان من منبسط شدم؟ چه اتفاقی افتاده؟ همش موازین ملکوتی. اسم منیت، این و محی دست به کار شده. جهل تو رو کشتم، منیت در تو قیاس شد و علم و نورانیت تو رو یقین احیا کردم. این یکی، این هم یک شناخت. که این اسما آنجا خودشانو نشون میدن. اینجا دامنه، اینجا خوب گوش بدین. اینجا اگر جا نیفتاده گیر می‌کند. تو مسجد بلال هم با یک ظرافت به ما گفت. دامنه باز واسطه می‌خواهد. یعنی باز ملکوت این‌قدر شدت نوری دارد، اصلا دروازه خروجی از شما برزخ رو برداری همه چی میپچه.

شما ملکوت رو بردار، چنان نور و تشعشع جبری می‌زند دنیا، کل دنیا رو نابود می‌کند. اصلا کشش ندارد مگر اینکه از منشوری نور ملکوت، یک نور این که [سخنگوی 1] [سخنگوی 1] بخاطر اینه. آن شدت نور مولا و پیغمبر نمیشد پیاده شود تو طبیعت، مگر از طریق کاملاً ویژه از ذهن. این منشور نور یادتون هست که نور سفید، تسحیح نور سفید. این وقتی می‌خواهد پیاده شود، با این اول از همه می‌آید در نفس منتذه درست می‌شود. تاء، بعید. نفس منتذه. ما همانطوری وقتی بخوایم تلفظ کنیم می‌گوییم منتبه، منتبه. همانطوری می‌گوییم ولی درسته؟ منتذه‌ست. در نفس منتذه در جسم کلی پیاده می‌شود. حالا این را بنویسین تعریفشو حتما بنویسیدا که بعدا چون پیچ می‌شود. نفس منتذه، مجرد نیست بلکه مادی‌ست. واسطه بدن به بدن است. مثل، این مثلشو که میگم دیگر کمک می‌کند قشنگ بفهمید. مثل نفس نوازی حیوانی.

سخن علامه و میراث معرفتی

این نفس منتبه برخی بهش نفس بنویسینا، برخی بهش نفس افلاکی هم گفتند. نفوس ملکی. این افلاک می‌خواهند از مرتبه ملکوت فیض رو بیارن برسونن به پایین. برا همین بهش می‌گویند نفوس ملکی یا نفس منتذه. جسم کلی چیک؟ یک جسم طبیعی داریم، یک جسم کلی. بنویسید جسم طبیعی جوهری خارجی‌ست که دارای اعراض سه گانه طول و عرض و عمق است و وجود خارجی دارد. این چیک؟ جسم طبیعی. چون اینها تو مواردی که تو کتابای دستیار میخونین می‌گوید مثلا الان این کتابی که دست منه اقلامیتش رو دارد علامه جعفری عاملی در، در سرچشمه عرفان. به هر حال میخونین میگین چیک این؟ باید بدونید این را مثلا. برای همین آن‌قدر می‌گوییم، آن‌قدر می‌گوییم شما آن‌قدر مبا کنید تا براتون جا بیفتد. مثل چی؟ مثل هرچی که عینیت خارجی دارد. مثل جسم حضرت طاهری. اینها همه چین؟ بهشون می‌گویند جسم طبیعی. طبیعیک. طبع، طبیعیک.

عینیت خارجی دارد. طول دارد، عمق دارد، عرض دارد. اما جسم کلی چیک؟ بنویسید مفهوم کلی و انتزاعی از جسم در ذهنه. مثل رابطه‌ای که بین علم و عین وجود دارد. عین خارج از نفس شماست. علم دارایی شما، دانایی شما نسبت به آن عین. الان شما منو دارید میبینید؟ یک صورتی از من تو وجودتون شکل میگیره به اسم صورت علمیک. آگاهی شما نسبت به من به آن صورت علمیک در صعق شما، در باطن شما اتفاق میفته. درسته؟ حالا این پس جسم کلیک، از اسمش مشخصه، کلیک. جزئی نیست که عینیت داشته باشه. کلیک. آن صورتی است که ذهن شما انتزاع می‌کند در صعق نفستون، در خودتون که در ذهنتون. در حقیقت مفهوم کلی جسمه. بنویسید نوعی تجرید از اجسام طبیعی است. اجسام طبیعی که بیرون از ما، خارج از ما، این اجسام بیرون خودمون. وقتی تجرید می‌شوند یعنی میرن برمیگردن به زبان نفس، مجرد می‌شوند، می‌شوند جسم کلی.

حالا برگردیم به اینجا، برگردیم به وسط. حالا رب- رب به نفس منتبه یا منتذه درستش، در جسم کلی که برخی این رو اسمش رو گذاشتن لوح محو اسفار. زیر ملکوته. یعنی منزل مراكز ملکوته. لحظه، آن مرتبه ارتباط ملکوت با ماست. ربش به نظر شما چیک؟ باید از آنجا که دیگر پیاده سازی می‌آید به منزل مراكز، اسماء فعلیک باشن. همین اسمایی که الان گفتیم رب آن هست. نونیز و این. اسم شریف، محی و نونیز. ماهی دارم دوستت. ماهی رو اشتباها نیست یک وقت با هژیرک توش باشه. برید این چی بوده؟ جزوه تون یکی بخونه بگه این چی بوده؟ من پیداش کنم بگم ذکر ماهی هم مگه داشتیم؟ ماهی تو آب بود. ولش. مطالعه کردیم بخندید. حالا پس اگر کسی بخواد در مرتبه اخذ فیض از ملکوت به رزقه تبعیش، تبعش، طبیعتش. حالا تبع شما چطور هست دیگر یواش یواش مزاج شما خودش رو شروع می‌کند نشون دادند مزاج.

که اگر مزاج معتدل نباشه،

که اگر مزاج معتدل نباشه، مهم شما هم حفظیاتمون خوب نیست، هم تمرکزمون تو مباحث خوب نیست، هم گیراییمون ضعیفه. مرزهایمون خودمون می‌شود. خیلی مهم است این چیزی که با دقت از اینجا باید روش بدید خیلی مهم است. الان چی؟ ادامه بحث چی شد؟ اگر کسی بخواد این رزقه رو خوب درک کنه و حفظه خیلی ازش از ملکوتی خوب صورت بگیره و قوّه خیالش بتونه خوب رابطه برقرار کنه با طبیعت وجودش. ببین چه به حرف میزنم. همش جمله، جمله طلاییک. باید لاجرم ارتباط بگیره با این اسامی. مخصوصا محی و مومیت و ماخی و ممتز. اینها. حالا تا قبل از اینکه من روش‌های لحظه لحظه‌ای از این اسماء رو بگوییم همینجوری بگویید، همینجوری یا محی یا مومیت. حداقل روزی مثلاً یک بار بگویید دیگر. هی اینها رو مرور کنید تو ذهن هر وقت خیالتون می‌آید بگویید به زبانتون جاری کنید تاثیر دارد.

والله یحیی ويميت والله بمات امرون بصير. بخیر. حالا از اینجا می‌رویم سراغ چی؟ رزقه بعدی که دیگر فرصت نداریم بگوییم یادتون باشه برای جلسه بعدی توهمانشو بگوییم. میرسیم در- جان؟ فرصت بود واسه- آره یک وقتی دیگر ساعت رو وا می‌ذاشتیم. نمی‌خواهم خسته بشی. بذار یک نشاط داشته باشی. تو عباراتم همی‌شود و برادران نشاطتونو حفظ کنید. یک دفعه نترکونید بعد اعصابشون. بی تابه آن آدم این حرف‌ها. مثلا طرف طلبه بود زمان ما قبل بیست سال پیش. بعد یادش بخیر برای پخش درسی. یک طلبه‌ای یکو یک روز آمد گفت آخه خونه‌مون پر شده از هه شپرد استاد. با جونورایی که اصلا نمی‌شود اینها رو اسم گذاشت. وحشتناک. اصلا معادل خارجی ندارن. یعنی نه گوزنگ، نه عقرب و نه مار و نه افعی. چی هستن اینها؟ فرار. پر شده آن خونه. بعد استاد بهش می‌گفتنددددد که چیکار کردی؟ چیکار داری می‌کنی؟

چیزایی که داری میگی. گفت دعای ص ه امیرالمؤمنین رو هر روز دارم می‌خونم. گفتم چرا این کارو کردی؟ چرا دعای ص ه رو دست گرفتی؟ این اثرشه. مال امیرالمؤمنین نگیر. مال کمرنگ دعای ص ه. چه دست گرفتی؟ می‌گفت اینجوریک. یک ور می‌دارد می‌گوید بی جره کی نذره. واقعا میز رو گونه‌اش می‌کرد. یک بنده خدایی یک زکر سنگینی گرفته بود. امروز هم پیگیریش از مدیر کل محترم آقا آقا آقا آقا استاد کردم بیست سی تا سؤال من جواب دادم. پرسش کردم از ایشون. ایشون این بود که یک زکر سنگینی دست گرفته بود. یک حوله خیلی خاصی براش ایجاد شده بود. من خیلی با قند صبا آمدیم. به هم گفتم باریکلا آفرین. این نشون دهنده وجودی شماست. همش گفتم بلد که هستی فکر کن که چرا این زکر رو دست گرفتی؟ چرا بدون اجازه‌ دست گرفتی؟ چرا بدون توجه و بدون هیچ راهنمایی این زکر رو دست گرفتی؟

آیات قرآن و راه هدایت

خدا شاهد می‌دم که هم در رشته ملک یعنی از اسراتی زمان می‌زدیم اجازه گرفتیم. خدا می‌دوند تک تک اینها رو به هم می‌گفتم این را اجازه دارم بگم، آنو اجازه دارم بگم، این را اجازه دارم بگم. هم از حیث ملکوتی قبل از اینکه وارد جلسه شویم توجه می‌کنیم، ترست می‌کنیم، آن روش‌هایی که به ما یاد دادندد. ان‌شاءالله توفیق باشه به شما منتقل کنیم. که یکی از مهم‌ترینش از حضرت آقا عظمی اقا مرتضی طاهری یاد گرفتم خیلی تو دنیا به درد بخور. روش استشاره به قرآن، نه استخاره، استشاره. عیال بنده یک روز ازم تشکر کرد گفت من از یک چیز خیلی 행복م که تو از تو تشکر کنم. گفتم فقط یک چیز؟ این چیک؟ گفت من که استشاره و روش استشاره رو شب و روز من مألوس کرده با قرآن و همش دارم جواب می‌گیرم. خیلی شیرینه. باشه طلبه ما؟ آره. آقا جی بازی در می‌آورد سر کلاس.

طرف می‌شینند تو حجره‌ش با قرآن دست روی تشریف بیارید جلو شما می‌گیرند حرفش. اینها خطرناکه. به وقتش ان‌شاءالله. این مطلبی که الان می‌خوایم بخونیم جلسه بعد هست حیله‌های کلیک یا علم فضیلت. حیله‌های، حیله‌های کلیک و حیله‌های جزیی. اینها توضیح میدم. نترسید. یعنی چی؟ هر با موضوع ربی عه با اعراب اینها که محشور بشین می‌دونیند چه اتفاقی میفته؟ منه و استعداد و دوران مایی شما که منجر به فعلیت می‌شود تغییر می‌کند. یک کسی استعدادش برای چه چیزی کار کنه چه؟ ندارد. مثلاً وقتی پشت صفه تو به من می‌شود به زودی این استعدادش رو ندارد. این نوبتی مفصل می‌گیرد بعدا هم چوبش رو می‌خورد. استعداد داشته باشه یعنی چی؟ وقتی کارش رو دوست داشته باشه بتونه خوب بدوه. این منّت، یک مثال بزنم همه فهمش. استعداد از یک مرتبه هیلا تو آن به تو انسان کمک می‌کند.

استعدادها، منّت‌ها، قوّه‌ها رو پرورش میده تا بتونی به فعلیت برسونیش. من خیلی دارم زور میزنم که خیلی تفصیلی صحبت نکنیم چون بحث ما اینها نیست. اینها نظر، الحمدلله با حضرت زهرا راه اندازی کرده ما تونستیم یک مقاله‌ای، یک مقدمه چی چه اش بگم؟ مزجی، معجونی درست کنیم بین عرفان نظری و عرفان عملی از عرفان نظری بهترین بهره‌برداری رو بکنیم برای ورود به سرویس زون عملیک به این شکل. دارم سعیمو می‌کنم همین هم اجمالی باشه کلی بگوییم رد شیم بریم. من به اصطلاح این مقدمه است. اگرچه این مقدمه خودش خیلی مهم است، خیلی مهم است. زیاد هم خودم رو بسط و گسترش میدم. این برچه این فضای ملکوتی اینجا و وجهه و این شهدا منزل شما خوب است. گاهی اوقات خدا شاهده می‌بینم که کلمات رو سعی می‌کنم به طرز الهی حساب شده استفاده کنم.

نفس و مراتب وجود

گاهی اوقات می‌بینم واقعا که چه نفیسی در این جلسه هستند و باز هم که این‌قدر این جلسه وزین، این‌قدر ملکوتی و رزقش سنگین و بالاست. بعضی موقع‌ها بهم نشون میده. بعد نمی‌خواهد ادعا کرد که چه کسی باعث این می‌دوند. نه همین جا اول من تا شروع کردم اسم حضرت زهرا اول، اسم حضرت زهرا رو به عنوان اصل کلی گفتم تو آینه دیدم چند نفر گریک ش در آمد. این نفس مستعده. اینکه منقلب می‌شود استعداد نفسه. این باید شناسایی شود. این باید روش کار شود. یک قدم با ولایت خودت فاصله داری از شما. این نیز به این بلا می‌آید. یک قدم حاجی واقعا یک قدم خواستی بری با ولایت خودت بردار، یک قدم. حاجی آن یک قدم هزار منزل. خودت رو بشناس، تمام. آن شناسایی، شناختن خودته. اللهم بارک في مولی منا سائل زمان. بار الله. انا است به حق شهدا قسم می‌خورم که حق شما رو بر من حلال کنید. حلال می کنیم.

خوب است آفرین. احترام می‌ذارم میگی دیگر. اصلا متوجه کردی دعوات چی بود؟ عرض و از چیک شما؟ حاضریم. واقعا اگر شما نبودید من این حرف‌ها رو به چه کسی می‌خواستم بگم؟ شما یک عده‌ای هستید حق دارید. خدا حق شما رو به من حلال کنه. بار الله. آفرین. اللهم بارک في مولی منا سائل زمان. بار الله. کلید واژه از زمین است. زمان ظهور آقا نزدیکه. بار الله. الحمد لله رب العالمين.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.