د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۰
دارای متن همگام
علیک على صافي الدربه النبویک
رساله سیروسلوک عملی7
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱:۰۹:۵۸
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۷ سرفصل
## رستاخیز و صورت انسان
۴:۱۶
## رستاخیز و صورت انسان
۸:۲۳
## نماز و تربیت باطن
۸:۴۴
## اخلاق و نسبت با مردم
۱۷:۱۱
## چون خاطر شریفتون باشه قرار
۲۱:۲۳
## نماز و تربیت باطن
۲۵:۳۹
## نماز و تربیت باطن
۲۹:۱۵
## ماه رجب و تخلیه
۳۲:۴۹
## نماز و تربیت باطن
۳۶:۰۴
## بعد آمدیم سراغ هویت ساری،
۳۸:۱۸
## وجود مشروط به ثبوت صورت
۴۴:۱۷
## آیات قرآن و راه هدایت
۴۸:۱۷
## توبه و پاکی درون
۵۲:۰۲
## سخن علامه و میراث معرفتی
۵۶:۳۲
## که اگر مزاج معتدل نباشه،
۱:۰۰:۵۶
## آیات قرآن و راه هدایت
۱:۰۴:۳۸
## نفس و مراتب وجود
۱:۰۸:۱۱
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
علیک على صافي الدربه النبویه.
والصوله الحینیه.
والعثمه الفاطمیه.
والفل الحسنیه. والشجاعه الحسینیه.
والعزوه السجادیه.
والمآثر البادريه. والآثار الجعفريه. والعلو الکاذمیه.
والحجج الرضویه.
وجود الطهريه.
والنضابه النبویه.
والهيبه العسکریه.
والغیبه الالهیه.
اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه
واجعلنا من خیر عباده والمصاحب وشيعته والمستشهدین بین یده.
المستواث بک ای
صافي الزمان. المستواث بک ای
صافي الزمان.
المستواث بک ای
صافي الزمان. السلام علیک يا دعي الله والداعي دعاه.
السلام عليكم ورحمة الله. السلام عليكم ورحمة
الله. هدیه پیشگاه حضرت
حجت محمد من صبا فدا.
به نثار شهداي عزیز که ما امشب به احترام خودشون کردم.
انشاالله مورد قبوله.
انواع وصیای عزیزان واقع بشیم.
صلوات بفرستیم. اللهم
صل علی محمد و
آل محمد و عجل
فرجهم. قبل از اینکه درس رو شروع کنیم
یک تکلیفی رو به عنوان کوتاهی دادم که هدیه ما
مرتبط با این فرمایشات استاد بودم.
من خواهشم اینه که چون من گفتم این خلاصه ای که چه در مسجد الهدی حدود چهل
جلسه که داشتیم، چه بر اساس یازده جلسه در اینجا تقویم کردیم،
حتما لازم نیست کسی همه رو انجام بده.
یه بنده خدایی از ساری اومده بود مسجد الهدی به ما گفت اشکال نداره همه رو من دارم انجام میدم.
گفت ما شاء الله چه ظرفیتی.
من خودم نمی تونم همه رو انجام بدم.
اینا رو میرید نسبت به سهیل وجودی و نیاز هاتون
انتخاب کنید. خلاصه ما هنوز به اون مرحله
از نظر رتبه بندی
سیل در مسجد از کار نرسیدیم.
در بحث اسما الهی هم انشاالله
شروع می کنیم یه وقتی میگیم که
سال اول چجوری، سال دوم چجوری میتونید قدم به قدم بیایید.
منتها این که امروز عرض میکنم رو حتما انجام بدید.
چرا؟ اول باید صحبت های استاد رو گوش کنید
که ایشون اشاره میکنند به اینکه
تعجب نکنیم از اینکه
بعضیا اخبار از غیب میکنند، اهل کشف و شهود میشن.
تعجب کنیم از اینکه کسی چرا اینجوری نیست؟
مثلا تعجب کنیم کسی
چشمش میبینه؟ تعجب نداره.
چشم برای دیدنه. اگه کسی نمیبینه باید تعجب
کرد. نفس ماته مجرده.
باید تعجب کرد که چگونه با مجردات هم نشین نشده.
و اینو میبرم میذارم به وادی
از نظر خدمتون که
می فرمایند راستخیز باید شد که مخفف
راستخیز بودنه.
نباتات دهانشون تو خاکه برعکس ما.
ما دهانمون راسته به سمت
افق بالاست. سمت سماوات و کن و ما توألی.
حیوانات افقشون این پوزشون افقیه.
بیم نباتات و انسانها هستن، حیوانات.
انسان عمودیه سرش به سمت بالاست.
به این میگن راستخیز.
مخففش شده رستخیز.
حالا قیامت جا بهش میگن رستخیز.
کسایی که راست قامت بودن تو دنیا
اونها اونجا بلند میشن، می خیزن.
این راستخیز که اینجا استاد تو این صوت می فرما
معنای قیامت. اگر کسی راست باشه راست، بهش میگن اصطلاحا صداقت.
صادق باشه در مسیر توحید،
یه اتفاقی میفته براش.
اون اتفاق چیه؟ اینو دارم دَمش شعبه چند دقیقه رو عرض میکنم.
اون اتفاق اینه که یوم برای نامش مقصر باشه در مقابل لیل.
یوم ظهور.
ظهور اتفاق میفته. کشف حقایق.
وقتی ظهور اتفاق میفته یعنی عبور از ظاهر به باطن صورت گرفته یا البته در بحث امروزیمون میشه از باطن به ظاهر
صورت گرفته. حالا وقتی باطن آشکار میشه
که در جلسه پیش گفتیم در اسما تکلم این جمع، التکلم، ایلام یا تکلم شما
این در بحث امروز ما
وقتی باطن آشکار میشه
این ظرف ظهور میخواد.
ظرف ظهورش هم یومه.
شما میتونی بشی ظرف ظهور. ظرف ظهورت چیه؟
اسماء. قل هناد من الاسماء کلها.
پس این معنای چیه؟
قیامت به پا شدن رستخیزه که یوم برای شما محصور بشه.
بعد حضرت استاد خیلی،
خیلی گذرا با اشاره میگن رد میشن که راه رسیدن به این چیه؟
خیلی عالی. می فرمایند اینه که استقامت داشته باشی در حشر با قرآن، مخصوصا
ادعیه قرآنی.
یکیش رو میخوایم ما خدمتتون تقدیم کنیم از ادعیه
که بعد از فرمایشات استاد تقدیم شما خواهیم کرد.
حضرت استاد خیلی هم تاکید میکنیم یعنی مقدس بازی نیست.
حقیقته که اگر کسی حشر و نشر با قرآن داشته باشه خصوصا ادعیه قرآن، چه اتفاقی میافته؟
نگاه پیدا میکنه
بهش نگاه میشه.
این نگاه بهش یعنی چی؟
یعنی چشمش باز میشه واقعا.
خب استاد، استاد به سلامات بفرستید.
در دیدن چشم تعجب نیست با چشم خودمان آن پریده
که ببینیم.
در دیدن چشم تعجب نیست با چشم خودمان آن پریده که ببینیم.
در ندیدنش باید ببینیم چه پیش آمده که نمیبینیم
یا چیزی که نمیبینیم باید او را مورد جستجو قرار دهیم که میبینیم هرچه چیز بیند بهتر.
و آنچنان که میبینند در اصل
انسانیت باید ببینیم باید بصیرت داشته باشیم.
اون که انسان، انسان هم هست که برایش
پوشیده نباشه، حجاب نباشه
و اون انسان با اونی که نمیبینند
در حجابه اونو بایستی که
چه بیماری به طبیعت اون
روی آورده که نمیبینیم.
باید از این جهت تعجب داشت که
چرا نمیبینیم؟ نه اونی که میبینند باید تعجب کرد که چرا چه...
مردم به این می اندیشند.
یه کسی که آلاتی داره، کلاماتی داره، اشفاتی داره
اینها اینجا تعجب میکنند.
یه اخبار غیبی بدهد و یه تصرفی بکند.
اینها اینجا تعجب میکنند. اینها اصله.
اونی که ندارد باید اول برای
او تعجب کرد. و این تا قبل که انسان قائم شد قیام کرد.
اصطلاح قیام میآید بعد
قیامت انسان، قیامت
که به فارسی هم چه خوب تعبیر هم کردن
که راست خیزه
و تا قیامتش قیام نکرد راست خیز نیست
و خیز او، حرکت او
بیماریه، انسانی نیست.
و موقعی راست خیز شد
قیامتش قیام کرده است که ما تقریبا میگیم رستاخیز، راست خیز.
حالا که راست خیز شده قیامتش قیام کرده است
و برای او یومه،
برای او روزه، برای او صبح
و... به این نحوه. و همانطور که دیروز بحث کردم
بحث راه و شقاییه که
انسان میخواهد دید پیدا کند.
دیدی که چشم بصیرتش، شدتش.
این یه حقیقتیه با عنوان
تعصب اصطلاح مقدسی، حقایق و اینها نیست.
واقعیتیه که قرآن این
خصیصه رو، این صفت رو به انسان میدهد.
حشر با قرآن دید آدم را زیاد میکند.
این طوره. این یه مجروحه.
این یه مجروحی است که اثرش اینه.
حشر با قرآن، وجود قرآن
دید انسان را زیاد میکند.
تلاوتش، فکر در اون،
تأمل در او، مشحون بودن در نزد او.
همین قرآن کفیت در دست داریم
چون بصیره هست، فاشده هست،
اینها نوازلند برای احوال.
اینها حقیقتند برای حقیقت.
این طوره. انسان دید میدهد، بصیرت میدهد.
منتها اصل اینو که خود قرآن میفرماید
حشر با آنکه استقامت میخواهد
و یا بعدا
اینها خیلی به انسان
دید میدهد. به خصوص آیاتی را که
ائمه یقتال ما به تعبیر عادی ما رویش انگشت گذاشتهاند
و درباره آن آیات فرماшёл خاصی دارند
مثل آیه نور، آیه کرسی
و آیه صغره
شل الله. این جور آیات اینها
که این ائمهات که مصادیق بیض الله هستند راجع به این آیات نظر خاص دارند، فرماшёл خاص دارند.
و یا اون عرضی را که
دیروز به حضور شریف شما تقدیر داشتیم
در مورد سفراء الهی، انسانهای کامل،
در مورد انسانهای کامل صیغههایی که دارند،
مراجاتی که دارند، خدا را به اون اسمها که میخوانند در قرآن حضرت ایوب، حضرت
یعقوب علیه السلام به بختش و
همین طور به بختش که در
تشریفات زندگی
انسان و ملتها که و این بیست و هفت فصل رو
که انشاالله به خصوص اون که نرسیدیم، رسیدیم
روشن میشود که این بیست و هفت فصل رو که در کتاب بخونیم،
شبیاه بیست و هفت
شخص انسان نیست.
یعنی چی؟ نور هست
و میشود که جلوههای
روحی الوشک بشوی، بشوی مشرق بشوی، مشبی مشرق بشوی
و همینطور که- سلام رو بلندشون سلام.
سلام معلم 好 .
دیدم عیسی میگه دویست و صد سال عمر حضرت موسی خیلی خوشحال شدم
و این هم صوت رو که هجده دقیقه است تقدیم شما میکنیم.
هدیه به عنوان اینکه دیدم مینویسید میگه دوستان بذارن تو کانال کلشو بشنون.
اما اون دعای قرآنی که خیلی مورد تاکید ایشون بود
و الان اثرش رو عرض میکنم ولی دعا رو تقدیم کنم.
آیه نود و چهار سوره فرقان.
این رو حتما حتما تسری کنین به منبع همین امام علی علیهالسلام که در
نماز عمود نماز عشای خودشون ثابت این دعا رو میخوندن.
یکی از رازان این دعای قرآنی
همونطور که مشاهده میکنید مصل دعا داره تصویر میکنه.
اولا اصلاح بین
خانواده میکنه. سبب هدایت اهل بیت میشه.
اینکه همسرت و فرزندانت همراه تو باشن در مسیر ولایت خیلی مهمه.
الان شما اینجا نشستین یه دلیلش اینه که خانواده همراه شما بودن وگرنه سخت میشد.
این رو گرفتاریهای در خانواده رو این دعا البته همونطور که
درک کردید این استقامت میخواد تا از آب ولایت بشما برنوشاید و بنوشید.
لذا مداومت داشته باشین بر این دعا.
اصلاح بین اهل بیت و خانواده و بچه ها و اینا داره
و مهمتر از اون چیه؟
اون تیکه اونم برای اهل تقوا تو پرچمدار بشی، پیشوا بشی، امام بشی.
امام اینجا معناش چیه؟ کسی که پیشوای اهل تقوا بشه
آدم متقیه صرفا؟
نخیر. اینکه امام اهل تقوا میشه کسی که امام است و امام
یعنی به حکمت رسیده.
نه صرفا به علم رسیده.
ببینید نبی به شدت با خرد ناب اسم فاعلش
مبادرهش میشه نبی به شدت با خرد.
درسته؟ اما میشه موسی کلیم الله امامش بشه حضرت خضر.
چرا امامش بشه حضرت خضر؟
چون خضر صلوات الله علیه که هنوزم در قید حیات هستن،
ایشون حکمت دارن.
به حکمت رسیدن. میشن آموزگار موسی کلیم الله.
شوخی نیست. هنوزم ایشون در کارن.
خوبه بدونید که یه
بخشی از زندگی شریف جوانیشون حضرت استاد محضر حضرت خضر،
حضرت خضر درس گرفتن.
درسشون رو، حکمت رو از حضرت خضر درس گرفتن.
حضرت خضر تشریف میآوردن بهشون میگفتن به خودشون
که حالا الان یه ذره زود این حرفا رو بزنی بعضیا
شاید هنوز با هم رفیق نشدیم، هنوز نزدیک نشدیم.
اینها باید ظرفیتشون شاید
لبریز بشه اذیت بشن از شنیدن این حرفا سخت باشه براشون.
حالا به وقتش عرض میکنم. پس امام
نشان دهنده چیه؟
اینکه شخص قبول کرده ظاهر باطن رو کی گفت؟
قبل انتها کی براش گفت؟
یا الله در همین دنیا براش گفت.
پرچمدار اهل تقوا شده به حکمت رسیده.
محصل این جلسات چه در مسجد الاقصی، چه حیاط یاز اهل بیت علیهمالسلام، چه اینجا
باید این باشه که ما رو برسونه
به حکمت از ظاهر علوم عبور کنیم برسیم انشاالله به باطنش.
اون باطن علوم چشیدنی
And ظاهرا علم فکری رو حفظ میکنیم ولی وقتی در علم فکری نشست به جانت
میشه دارایی انسان.
دیگه دارایی نیست و حتی میچشی.
میشه. میچشی که در ادامه این صوت حضرت استاد شباهت همین رو گفته میکنه که
این نور همون نور حکمت
چشیدنیه. از همین جا شروع میشه.
اینایی که میزنن زیر میز
مباحثه و درس و بحث و قلم و کاغذ و کتاب
و کتابت و خواندن و نوشتن و
معلم و استاد و اینا میزنن زیر میز بگن که فقط سه و سو که بشه
کلاس اخلاق بشه و عشق و
دیگه ت-ترک میکنند تحصیل
علم و حکمت و معرفت از خدا هرگز به ارفان نمیرسند.
اینا همه کاذبه و یه وقتی از
این وضعشون میگن. کاری که صحبت زیاد داریم که بمیریم.
یکی دیگه از توفیقاتی که این جلسه برامون
بنده نیت کردم حالا که پیش شهدا هستیم
چقدر داره جلسه برکت میکنده تو یه شب از در
هم بودن. یارو نظرتو برنگردون.
گفتیم هر جلسه یه یادی از یه شهید بکنیم
و یه کوچولو از خصوصا
از یه شهید بگیم.
جالبه که تا من این نیتو کردم این شهید برام اومد.
که حالا میذاریم تو کانال عکس
قشنگش رو ببینید. که یه چشمش رو ترکش خورده.
این داره لحظه اسارت این شهیده که
دستبند گرفتن میخوان ببرنش.
همین که ازش این عکس میگیرن. من یه اجمالا براتون بخونم که
میگفت شهید ماشاالله
پیلکن در ادامه عملیات منطقه حساس تنهایی
شش شبانه روز در مقابل و پشت جبهه دشمن بدون وقفه برای نجات تیپ هفتادوهفت خراسسان از محاصره
با دشمنان بعثی جنگید.
شش شبانه روز تنهایی.
و آنقدر از مهمات ذخیره و
دپو شده دشمن استفاده کرد تا مهمات آن محدود به پایان رسید.
آنگاه با لبان تشنه
و بدن خسته و گرسنه و چشم ترکش خوردهای که شش شبانه روز نخوابیده بود
به تنهایی به اسارت دشمن درآمد.
این قهرمان، قهرمان ناشناخته ایران
به تنهایی دو شبانه روز گردانهای زرهی و پیاده دشمن را زمینگیر کرد
تا تیپ هفتادوهفت از محاصره رهایی یابد.
دشمنان بعثی چشم خود را-
ببخشید. دشمنان بعثی خشم خود را با شکنجههای متعدد
بر ایشان از جمله-
عذرخواهی میکنم میگم اینو
نفس از دل نازکها. دشمنان بعثی خشم خود را با شکنجههای متعدد بر ایشان،
بر ایشان از جمله بریدن دو دست توانمندش از body،
بیرون آوردن دو چشم او، شکستن دندانهایش، کندن پوست سر و جمجمهاش
و همچنین کندن محاسن شریفش با پوست و گوشت صورتش
و با نشاندن صدها گلوله بر پیکر پاکش
از او انتقام گرفتند و عاشقانه به دیده های خشن
themselves.
این شهید عزیز بیست ساله، این شهید عزیز بیست ساله
از روستای اصفهانی کلار دام-- داپد شهرستان آمل
میباشد. چرا این در، در معرفی قهرمانان بینظیرمون کوتاهی میشود
در حالی که دشمنان ما
برای بچههای ما قهرمانان پوشالی درست میکنند؟
روحش شاد.
این هم از این وظیفه ما در این جلسه.
هدیه ما رو که تقدیم کردیم.
چون خاطر شریفتون باشه
قرار بود که هر جلسه یک نظر
صیغ sunuki ارائه کنیم برای شما عزیزان.
میخوام باز به جهت
سنگینی صحبت از استاد عزیزمون آقای فاطمیان رو بشم.
از مطلبی که ازشون آموخته بودم بگذرم به اندازه کافی جلسه
کمرم رو خم میکنه. فضا خیلی
عجیبه. فرمایش آقای قاضی رو براتون بخونم در شبی از ماه رمضان.
میشه بعد از اینکه هم سپاس خدا رو به مثلا
به علمه مینویسم، میفرمایند هشدار!
اکنون در ماههای حرام هستید.
تبیز، تقظ کن.
تقظ از یغز میاد.
تقظ شدت بیداریه.
از یغ یغز در منازل سارین.
کدوم منزل؟ چندمین منزل یغز؟
اولین منزل. تقظ کن یعنی به شدت بیدار باش.
تا ذوات پوشش بیفزاید
و این فرصت را به قیمت شما.
کی داره این فرمایشو به شما امروز میگه؟
ها؟ آقای قاضی هست.
شبهایش را در خاصه ماه رمضان،
شبهایش را اقامه به دعاء
و روزهایش را روزه بگیر
تا شاکر فروردگاری باشی
که در، در فضل و لطفش
کامل و سرشار است. در شبها بسیار کم بخواب
بل که بیدار بمان
و شبزندهداری کن.
چه بسیار عاشوانی که شب را
در بیداری میگذارند، میگذرانند و
نمیخوابند. البته این باید به نسبت صیغه میجود باید باشه.
زیاده روی نکنید نفس خسته بشه.
چون این دستورو ایشون به
سالکان عل God شاگرداش میده.
شما زیاد زیاده روی نکنید. ولی یه مشتی باید ازش داشته باشیم.
قرآن، کتاب حقیقت را
با صوت نیکو و حزین
بخوان. نگو
نخون، نخون آقا.
با صوت حزین. صوت خودته.
برات ارزون کن انشاالله. بهترین موسیقی برای آرامش نفس
و ارتفاع موجود نفس،
صدای نفس خودته.
حالا اینکه چجوری بهش برسی یک روشیست باز بعدا انشاالله خدمتتون عرض میکنم.
چرا؟ کتاب قرآن،
قرآن حقیقت، قرآن حقیقت را با صوت نیکو و
حزین بخوانید که نورش تاریکیها را روشن میکند
و هیچ محتوایی نمیتواند مانند آن باشد.
کسی که غیر از این ادعا کند خطا کرده است.
بعد دستوراتشون شروع میشود.
یک توبه کنید به ویژه شب جمعه یا روز یکشنبه تیج از شروع ماه رجب که دیگه از دستمون رفت،
نماز توبه را به جا آورید.
پس از توبه باید از گناهان کبیره و صغیر اجتناب کنید.
بر اساس شرایط بار دیگر
نماز توبه را در دومین روز ماه رجب بخوانید.
خب از دست رفت دومین روزه اما میشه الانم خوند.
نکته دوم محاسبه و مراقبه.
هماهنگ با شرایط
و مراقبه کوچک و بزرگ،
محاسبه اعمال و مؤاخذه
خودتنبیهی بر سر نقضها.
همت کنید چرا که این زمینهساز رشد برای انسانیست که میخواهد
برای کسانیست که میخواهند بیدار شود
و خشیتي در دل داشته باشد.
پس نشون میده بیداری دل و خشیت
نتیجه چیه؟ مراقبه و محاسبه و مؤاخذه و معاتبه و اینا.
سه اقامه نماز و نوافل همراه حضور قلب.
نمازهای واجب را در بهترین اوقات خود به جا آورید
به همراه نوافل که در مجموع پنجاه و یک رکعت است.
اگر توان انجام همه آنها را ندارید چهل و چهار رکعت را به جا آورید
و اگر باز هم اوضاع اجازه نمیدهد به نماز اغوابین
از اغوابین
به نماز اغوابین
اکتفا کنید. حالا نماز اغوابین چیه؟
میگه اگر نتونستی همه نافلهها رو بخونی
اینو بخون. من تحقیق کردم در اهل تسنن
و عده کمی از فقههای امامیه، امامیه میگم یعنی شیعه اسماشاین.
نماز اغوابین رو نافله بین مغرب و عشا گرفتن.
اهل تسنن و عده کمی از فقههای امامیه
گفتن اون نماز غفلته.
حالا غفله هم شامل میشه
اما نماز نافله مغرب
و غفله. اینو گرفت اما
اغلب فقههای امامیه
نماز اغوابین رو که مورد تاکید آقای
قاضیه و من خودم این چند روز سعی کردم
رعایت کنم خیلی عجیب دیدم چه تاثیری داره.
نماز اغوابین رو فرمودن
نافلههای نماز ظهر.
هشت رکعت نافله نماز
ظهر. من یه بررسی کردم با تحقیق خدمتتون عرض میکنم غالبا
بزرگان اهل معرفت شیعه آرهند به این.
این هم از این دستور.
چهارمی نماز شب.
هیچ راه گریزی دقت بکنید
عباراتو، کلمات رو ببینید بار داره اینا.
هیچ راه گریزی برای مؤمنان
از نماز شب وجود ندارد.
عجیب است اینکه کسی کمالات را جستجو کند
اما شبزندهداری نکند.
هیچکس بدون شبزندهداری به مرتبهای از کمال نرسیده است.
حالا یه وقت خواب بودیم انشاالله اون روز خدا نیاد برامون.
یه وقت خواب بودیم به هر دلیلی بشینه اِ اذان داد.
تنبلی کردم خواب بودم به هر دلیلی مزاجم سازگار نبود از اعتدال مزاج خارج شدم،
شب کار کردم خسته بودم توی روز نشد.
چند تا راه داره که شما
جزء نماز شب خوندهها باشی.
به وقتش terwijl میکنم. اینو یه بدهکاری دیگه остаش.
خیلی حرف داره انشاالله به وقتش.
پنج تلاوت قرآن.
قرآن را شبها به صدایی حزین
و بدون نیکو بخوانید زیرا این شراب مؤمنان است.
به به، به به.
و شراب- و سراغ ربهم
شراب طهور.
سراغ ربهم پروردگارشون مراقبتشون میکنه.
شراب طهور این فرمودن قرآنه.
شش دعای فرج و استغفار.
دعای فرج حضرت ولی عصر رو در قنوت نماز وتر
یا هر روز بخوانید.
اینجا یه اشتباهی تو نوشتن صورت گرفته دعای فرج نیست، اینجا دعای سلامتیه.
تو دعای فرج رو شما نمیتونی تو قنوت نماز بخونی چون مستقیم با امام معصوم صحبت میکنی.
نمیتونی بخونی. این دعای سلامتیه
میگه تو قنوت نماز وتر
یا هر روز بخوانید
و همچنین بر استغفار هم
تمرکز داشته باشید تا عیوب و گناهانتان را جبران کنید.
حالا پس جبران گناهان و عیبها
میشه استغفار در کنار دعای فرج آقا
و سلامتی آقا. اینم یه سوال پیش میاد
چرا استغفار رو کنار دعای امام عصر آورده؟
اینم نکتهای داره که قرآنیه.
انشاالله به وقتش terwijl میکنم.
هفت، ذکر بعد از نماز. پس از نمازهای واجب تسنیات حضرت فاطمه زهرا سلام
الله علیها را ترک نکنید. این یکی از بزرگترین ذکرهاست
و باید حداقل در هر مجلس یک دور آن را انجام دهید.
این مجلس منظور چیه؟
برای گفتی؟ ها؟
نخیر اون که گفت،
اون که گفت در هر وقت انجام بده بعد از هر نماز.
در هر مجلس یک دور
مطلقا یادتون باشه مطلقا در هر مجلسی وارد شدی تصویرات خانومیه.
یک دور. بعضیها بیشتر هم.
مثل الان ما. من قشنگ دارم با حس غیرمستقیم
میفهمم و جلسه متفاوته فضاش با همیشه.
شما هم به گمانم دیگه متوجه شده باشید.
هشت، زیارت اهل قبور. قبور مؤمنان را مرتب زیارت کنید.
حتی یه هزری یادم شد
که فرمود که اما زیارت در شب را ترک کنید
و فقط روزانه انجام بدید.
این هم نکتهای یادآشه باز که چرا
در ماه رجب در سالهای پیشین خودشون همیشه شبها میرفتن قبرستان
و به شاگردانشون هم توصیه میکردن
شبها رو بروید قبرستان و اون فرموش امام ربع در ماه ساده
که در مسؤولیتها عرض کردیم اگر میخوای
صداتو بشنون اهل ایمان در قبر
باید جوابتم بدن قبل از
طلوع آفتاب پی این سلام عرض بشه
که بعد از طلوع آفتاب میشنون اجازه جواب دادن ندارن و این جواب ولو تو نشنوی اثر تشخیصی در تو میذاره.
حالا اینجا چرا در ماه رجب میفرمایند نرید؟
اون همون نکتهای است که باهاش-
نه، ارتباط با مؤمنان و اهل خیر.
ارتباط خود را با برادران مؤمن نیکوکار حفظ کنید
و این روابط را گرانیمز شمارید زیرا آنها- خب خیلی زیبا فرمودند.
خیلی قشنگ فرمودند آنها اهل ایمان.
نه که باهاشون محاص هستید. آنها یارانی در مسیر سخت هستند.
میدونید چرا سخت میشه راه به تو؟
چون تجربی هست. همراه نداری، رفیق نداری.
من توصیه میکنم تو همین جلسه خواهرها با هم هماهنگ با هم
شروع کنید دو دو تا چهار تا، چهار تا، پنج تا، پنج تا.
همون سنت پیامبر سیگار برداری رو بخونید.
خواهرهای عزیز هم دارند یا زنهای این دست به دست هم
با هم همراه بشه. حالا تو مسجد ولایت
گروه گروه شدن. یه گروه دویست و پنج نفره هست که
هستن. بعد یه گروه صد و چند نفره خواهرها تشکیل دادن آقا هیچی تعطیلن اصلا هیچ گروهی ندارن.
بعد دوباره خود خانمها هفت نفره، پنج نفره با هم گروه درست کردن همراهن.
بعد برنامههاشون رو هم دادن. ما این برنامه رو داریم درسته.
اجراهاش رو گفتین درسته. اجراهاش رو خلق کنید.
یعنی هر روز دیگه. شما هم که انجام بدید
مثل آقای سعادتی سی و پنج سال پیش یادش بخیر، یادم باشه شاید صدو هشت ساله،
پیش کوچولو بودن که
ما چهل تا من بیست سالمه،
چهل نفر دست به دست هم دادیم در
سیگار برداری خوندییم قول دادیم تو هم مطلق عمر زندگی با هم یار
باشیم و چه گذشت اون موقع، چه
برای هرکی بگی یه اسطوره میگی.
بگذریم. ده،
زیارت مساجد و اماکن مقدس.
اینا رو ما در ماه رجبها حواسمون باشه.
مسیر خود را برای زیارت مشاهد مشرفه یا مساجد مقدس تغییر دهید.
یعنی خیلی جالبهها. میخوای بری یه جا
سعی کن یه جوری بری اون جا، اون جایی که میخوای بری از کنار
مشاهد مشرفه یا مساجد رد شی.
عجیبه. مثلا میخوای بری بغدادی
یه دو تا کوچه اون ور تر برو پیچ بزن اول یه مسجد رد شو برو بغدادی.
خیلی عجیبهها. حالا چرا؟
قطعا یه اثری داره، یه چیزی توشه که داره.
آقای قاضی داره میگه، من بی سواد نیستم بگم چیه.
یا مشاهد مشرفه یا اون گروه
شهدا. من چند سالی این کار
رو کردم خودم و همسرم و بچههام
هرجا میخواستیم بریم پیچ میزدیم
یا یه مسجد ببینیم یا شهدا رو.
عجیب اثری داره. این کار رو انجام بدید حتما.
هشدار درباره دنیا نکته آخر.
البته این تموم نشد. به سمت مسجد تبدیل دهید.
شخص مؤمن در مسجد
همچون ماهی در آب است.
از بغل مسجد یه سری روشو پاک کرد دیگه من دلش نمیآد دیگه بگه بله.
ولی برای یه سریش رو پاک کرد.
چون هر وقت کنار آب رد شی اون رطوبت آب بالاخره بهت میخوره.
اون رطوبت ولی تو فضای
dry هم که باشه، مثل دریا کنار دریا که باشی چرا رطوبت
داره؟ چون هر وقت از کنار ساحل رد شی، ساحل دریایی، اون پات 里 斯 میشه.
بالاخره اثرشو میذاره و آخرین نکته هشدار درباره دنیاست.
خود را فریب ندهید. دنیا ما را به خود مشغول ساخته،
ما را فریبته، فریبته و به بیراهه کشانده است.
اما دنیا از آن ما نیست.
خوشا به حال مردانی که وجودشان در ناساز است، یعنی تو دنیا،
ظاهرشون تو دنیاست ولی دلهایشان در ناساز.
به به! چه وقت خوب آرزو میکنم.
اینان همانهایند که در ظاهر کم شمارند
ولی در حقیقت بسیارند.
ظاهرا کمند و ولی لم اعدادی اش.
ولی در ملکوت همه اینا رو میشناسن.
انقدر مشغول و معروفند
کثرت ملائکه هم بیشترین کثرت خیلی از اینه.
همه اینو میشناسن. از این جهت میگیم چی؟
اینا تعدادشون بسیار بیشتره.
انقدر که معروف و مشهور میشه
دنیا رو ولش کن. اینم از
این رسالت. بریم سراغ
مقدمه رساله.
استاد علامه طباطبایی سر و پا بخیر استاد-
ما هست که در جلسه اول
رساله سیره سولی که از استاد علامه طباطبایی علیه
رحمة الله علیه خواندیم چون از دنیا سخن گفته و دست دنیاییها رو میخواد بگیره
انزل مواطش شروع کرده. نگفته خب حالا نماز شبها بیان،
مقدسها بیان، بچه مثبتها باشن بیان.
نه، این در و داغونا همه که کثرات خارجیه
اومده تو وجودشون تبدیل شده به کثرات انفسیه
و تعلقات براشون ایجاد کرده و که فقطاً از اینجا میخواست شروع کنه.
لذا ما مجبوریم یه هندسهای از دنیا بشینیم که این دنیا اصلاً محلش کجاست؟
رحمة للعالمین. علماً الله برون.
خدا رحمت-- گفتیم میخوایم مشمول دعای خدای رحمت امام علی بشیم.
سروش در چیه؟ همینجا تو این تعاملش هست.
خدا رحمت کن مولا و برون.
خدا رحمت کنه کسی که علماً، بدانا،
من عین، از کجا اومده؟
فی عین، الان کجاست؟
الا عین، کجا میره؟
من عین یعنی قوس نوزول.
یعنی علم الله به الله. فی عین
یعنی اون بین دو سجدهایه.
اون سجدهایه، دو تا سجده در نماز
بینش میشه دنیا. که حالا ما میخوایم مختصرش رو بشینیم، مختصاتش رو بشینیم
فی عین. که
انزل مواط به وجود شده
نظام جمادی. و ما اومدیم تو پسترین مرحله که نفسوته
که قوسی که میزنیم کامل بشه.
اگر نمیومدیم این سه مرحله که کامل نمیشد.
این مراحل قوسشون کامل نیست.
تو این قوس نوزول اومدن رسیدن به مرتبه جبروت.
دیگه پایینتر نمیتونیم بریم. نمیتونن اصلاً پایینتر
ظرفیتش نیست که ما بخوایم بریم.
اینا یکجا مون مجردند، مجردند.
متصل میشن. من این که میام
توجه میکنم به دنیا، دنیا رو میبینم مثل ستاره.
بحثهاش قبلاً گذشته. بعد
الا عین میشه قوس ثبوح.
علم الله علیه راجع به کسی که.
خب ما شروع کردیم برای اینکه فعلاً به دنیا برسیم
از من عین شروع کردیم. مواط رو شروع کردیم البته خیلی اجمالی که اونهایی هم که
درس و بحثها رو ندیدن قبلاً.
حالا گفتیم برای اینکه خودتون برسید به
کتاب معرفت النفس نصر 神 الله که تو کانال مغون برنامه گذاشته، حتماً شروع کنید گوش دادن
و الا گیج میمونید. چون این مسیری که ما داریم میریم باید برسید خودتون، گیج میشید.
و همچنین لقاء اللهی که تو یازدهم گفتیم سروش جنس.
اینها خیلی کمکتون میکنه که برسید خودتون.
ما شروع کردیم شاید خاطرت شریکتون باشه
از اون حقیقت
مرتبه وجود شروع کردیم که گفتیم مشهود احدی نیست
و همه همیشه از مش-- از شهودش محجوباند.
ذات لا شرط مقصدی یادتون باشه.
اینجا اومدیم بهش گفتیم اصطلاحاً ذات غیبی که کاری از ما
مورد صحبت و بحث با قرآن و هویات خدا محجوب نیست.
کسی ازش خبر نداره. مشهود احدی نیست.
بعد اومدیم سراغ هویت ساری،
هویت ساری یا فیض منسج یا
از صادر نخستین
از صفت متعددی داشت، ذل ممدوح،
نور مشعوش، بعضیا بهش حقیقت
هویات گفتن. اون
که پیغمبر عزیز عالم به علم میرفتند به اون قطعه رسیدن.
واسطه بین حق و خلق بود.
از اینم رد شدیم احدیت رو توضیح بدیم
که اون هویت ساری
به علاوه مرتبه احدیت
و واحدیت میشد فیض احدست.
پایینتر از مرتبه واحدیت میشد فیض مقدس.
حالا مرتبه احدیت
بعضیا مثل خود حضرت استاد زدنش به
ذات که مرتبه جمع و جنبه
خالی از کثرته، هیچ تعیینی اینجا نیست.
حقیقت محض است، وحدت محض است، هیچ کثرتی اینجا نداره.
بعد مرتبه پایینتر که واحدیته
میشه چی عزیزانم؟ مرتبه
شروع کثرت. ولی وقتی بدون تعیین،
بدون تعیین. تعیین کجا شروع میشه؟
پس جبروت با عقل اول.
اینا رو همه رو گفتیم.
که واحدیت مرتبه
هم جنسش در ما از بالا بیاییم.
احدیت هم جنسش در ما چی بود؟
روح بود. واحدیت هم جنسش در ما چی بود؟
قلب هسته. که
به واحدیت الوهیت یا ربوبیت هم میگفتند.
اولین اسمی که اونجا منتشر شده از ذات غیبی الله و تبارک و تعالی.
اینها رو هم همه رو گفتیم. اومدیم به مرحله پایینتر که عالم جبروته.
حالا از عالم جبروت به پایین دیگه میشه فیض مقدس.
علم کجا بود؟ ایام سال،
سوره علم در سوره نفس
حضرت حق کجا بود؟ مربوط به مرتبه واحدیت بود.
قلب، قلب و ضمیر عقل.
بعد اومدیم مرتبه جب--
جبروت یا هُکُم یا ملائکه، مستوی، مفارقان.
عالم امنا بوده. اینو هم گفتیم.
بعد اومدیم به مرتبه ملکوت
یا مثال متصل بیرون از ما یا مثال مطلق
در ما ملکوت در ما میشه حبه خیار ما.
اینا هم هرچی بیرون هست در ما هست.
بعد اومدیم به نشئه ،ناقص بود.
خمس مراتب که دنیاست.
در ما میشه بدن ما.
خارج از ما میشه طبیعت.
اینا رو همه گفتیم.
اما شروع کردیم به بیان ربط اینها.
چرا ما ربط این مراتب رو شروع کردیم گفتن؟
چون جلسه سی و سیام که عرفان نظری که نیست،
عرفان عملیه، عمل عملیه.
شما باید، باید برای ارتباط با مرتبه
مثلا جبروت حتما، حتما با رب اون رتبه ارتباط بگیرید.
خب من چون تا کسایی که نبودن بگم رد شم که بخواد اگه بره بیست و کسی.
عرض کردیم وجود به شرطی شیء اگر مشروط به ثبوت
صورت علمی در آن نباشد،
یعنی مرتبه چیه؟ اهلیت.
اسمش میشد اسم الباطن.
باطن مطلق. بعد میای پایینتر.
مقام علم در طلیعه قوس ميزان واقع شده باشه،
میشه اسم الاول. یعنی اسم مرتبه اعیان ثابته یا
ظهور علمی اشیاء که در مرتبه واحدیت
عینیت نیستند. عینیت در اعیان پیدا نکردهاند.
خب؟ اجمالیاند،
کلیاند. در
صبع نفس حضرت حقاند.
مثل این که زبان صداهای شما الان در
ص-- مثل صبر علمیه
در صبع شماست.
اون بود اسمش الاول.
رب به اون رتبه بود الاول.
وجود مشروط به ثبوت صورتهای علمیه که اعیان ثابته در آن مخدوم است.
دوباره یه اسم دیگه هم اینجا رب به اونجا داده به نام علیم، العلیم.
تا این العلیم در رتبه اعیان ثابته
یا صبر علمیه که گفتیم برای اینکه میخوان باخبر بشن چرا اومدن پیاده شدن تو این دوره که بهش میگن زبان حال
از دو تا اسم باید بهره ببرن.
یکی شد یا زهرا گفتیم الان نمیگم زرنگها میدونن.
دومیش هم میدونن. همین اسم العلیم
که از استادهای تو مکتبمون بکشین.
العلییییم.
عالم آل محمد کیه؟
صلوات الله علیه محمد و آل
محمد. ما باید اینجا بشینیم زرنگو بگیریم هی اسمو بگیر بکشی العلییییم.
سرپا منتظر بشی بعد ببینی چه بلایی سرت میاد.
بیچاره، ولی نکردم.
ولی نه نمی den به من. من کلمم.
من چیم این حرفا. پس اینم اون زبان حالش العلیم
که این العلیم البته اینجا دیگه کلیه.
بعد یه العلیم دیگه داریم جلوتر.
اون تفصیلیه، این کلیه.
بعد وجود به شرط کلیات اشیاء.
کلیات که میگیم کلیات اشیاء میشه مرتبه کدوم رتبه از ما کلیات رو میفهمید؟
نه جزئیات، کلیات رو.
آفرین عقل. این مرتبه جبروت نیست، یا عقله یا عقل اولیه.
مقام علم یاد بگیریم.
اسمش چی بود؟ کی یادشه؟
احسن احسن. الرحمن.
اگه کسی میخواد عقلش زیاد بشه چیکار کنه؟
باید با اسم الرحمن مألوث بشه.
حالا این ریشههایو میگیم دیگه اجازه بدید تله به تله.
مألوث بشه یعنی چی؟ مثلا چند تا، به چه تعداد
رحم یا رحمان بگه یا الرحمن بگه؟
اینا همه سؤالات جدیه.
یه سالک باید اینا رو بدونه. به چه تعدادی بده، بگه؟
سؤال اولش اینه اصلاً شروع کرد تا کی بگه به این شیء؟
مثلا بدونه الله چقدر بگه؟
چند وقت بگه؟ یه سال، دو سال، سه سال.
بعد سالهای بعد چگونه بگه؟
چ-چجوری بهش اضافه کنه؟ به حروف
ابجد اسم بگه یا حروف ابجد خودش بگه؟
یا اسم مادرش هم دخیل کنه.
اینا همه غنوزات و خنوزه.
جمع شده. هر بیاد پیدا نمیکنید شما.
اگرم برید گوگل سرچ کنید چرت و پرت نکنید.
حتی تو هوش مصنوعی. گمراه میکنه شما رو.
نکنید آقا. اجازه بدید کدوم از سینه
علما بیاد به سینه شما.
همه چی که نوشتن نیست که.
خب پس این الرحمن.
اسم دیگه الاول چی بود؟
یا اون رتبه؟ لوح غذا.
اون کتاب قلم اعلا.
که حالا چرا بهش میگن لوح غذا، بعد قلم اعلا؟
اینو کتابم توضیح میده. بعد رسیدیم به این انتها که
وجود به شرط شیء اگر به این شرط حدث
یابد که کلیات در آن صورت جزئیات مفصل و ثابت درآیند
بدون آنکه از کلیات خود پاشیده باشند،
مرتبه چیه؟ عرض کردم.
دیگه اینجا شروع تفصile.
شروع کسره.
اسمش چی بود؟
اسم این رتبه. در عرض استادامون میگم بعضی
اوقات. اسمش بود ملکوت یا نفس کل.
رتبه نفس کل. مصداق عطلمش کی بود؟
حضرت حق. صلوات الله علیه.
رب دوم رتبهش کیه؟
الرحیم احسن.
چون هی اسم، چرا این اسم
هستش؟ الرحیم. مألوث باشید با این اسم
تا ملکوتی بشه. تا حبه خیالتون پاک بشه و از این حالت مغبر و غبارآلود بیاد بیرون.
حالا اینا شرایطیه که من میگم ربطشه.
همش روش داره. مألوث باشی با اسم الرحیم تا به حضرت
سجدے شریفه. نزدیک بشیم.
اسم دیگه این وظیفه چیه؟
لوح قدر. لوح محفوظ.
کتاب مبین. اینا اسمای دیگه همین وظیفه است.
تو قرآن هست به عنوان...
حالا خود قدر دو، دو مقوله دو،
دو ظهور داره. یکی حالت ثبات داره یکی متغیر.
خود قدر، لوح قدر.
همین مرتبه نفس کلی ملکوتی.
اونجایی که رفت مثلا واسه اجل مسلمات،
مقدرات تعیین شده، اجل مسلمات هرج و مرزی عوض میکنه.
این روابط رو میگم. منتها اینکه حالت متغیر داره چیه؟
اجل معلق مثلا. این مثال رو زدم
که با سببه رفع میشه. با اعمال عبادی رفع میشه.
اینها متغیر هست، ثبات نداره.
اینا کجاست؟ همه اینایی که دارم میگم کجا تعیین میشه؟
کجا؟ قد و اندازهست که ظرفیت شما شناسایی میکنن.
میگن آقا این سهم شما، این قسمت شما،
تو وظیفه ملکوتی. کی؟
نفس کُه. اصلاً باید زنده بشه حضرت زهرا.
مادر رزق شما، من و شما رو میرسونه.
رازق حضرت زهراست. اون تعیین میکنه به تو چی بده، به من چی بده.
تو مجلس اینجا نشستیم هرکی یه ظرفی داره،
هرکی یه تا داره متوجه میشه و میفهمه.
چرا متغیره؟ چون رزقشون متفاوته.
رزقو از کی گرفته؟ از حضرت زهرا.
چرا یکی بیشتر گرفته یکی کمتر؟
اون که انس بیشتری با حضرت زهرا یا به عبارتی با ملکوتی یا به عبارتی با نفس کُه
یا به عبارتی با اسم الرحیم گرفته،
سهمش بیشتره. نحن мы نوزع القسط.
قسطون رو که شما الان از حضرت زهرا دریافت میکنید
البته تبدیلش از آنور
مؤمنونه آقا مجتبی تو اقلی آدمه
اما قیاس سازیش با نفس
با حضرت زهراست. ما تا اینجا رسیدیم، تا اینجا توضیح دادیم
که تقریبا به اجمالا کلیتی گفتیم و رسیدیم به اینجا تقریبا وقت جلسه ما تموم میشه.
چند دقیقه از جلسه گذشته؟
هفته هفته؟ یک ساعت
و یک ساعت یک ساعت و... خب یه رو به نال وقتید؟
خواهش رو دارید؟ خواهشا اگه مدرک دارید
نیارید. چون اگه شما نشاط نداشته باشید
جلسه شیرازش میبازه.
باید با نشاط باشید. خسته که نیومدیم.
برای اینکه اگر هم کسی رفت افسردهای، پژمردهای، واخوردهای بیاد پیش بخاطر دیدن من،
مجسمه ابوالهول اینجا بنشینه،
حالت رو خراب کنه، استاد نکرد، استاد خاطر ایلا کنید یه دونه ما حرف داریم سر شهدا یه سلام بدیم.
این سرای وظیفه ولی حقیقت وجود،
ببخشید، حقیقت
وجود اگر مشروط به صورتهای
تفصیلی جزئی
و متغیر باشد،
حقیقت وجود اگر مشروط به صورتهای تفصیلی کلی نیست که
جدا جدا کثرت پیدا میکنه.
تفصیلی، تفصیلی جزئی و متغیر باشد.
الان شما باغلسی فرق میکنه، مغایرت داره، غیر از اون هست.
بعد جدا جدا شده، کثرت گرفته،
تفصیل پیدا کرده. تسلسل، جدا جدا، کثرت.
خب? در مرتبه اسماء فعلی ظاهر میشود.
اینجا وجود توی این وظیفه
چگونه خودش رو بروز میدهد؟
با اسماء فعلی مثل
یا بهتره بگیم محو کننده،
اسماء محوی با "ه"
جیمی، یعنی محو کننده.
لوح محو اثبات است. محوی،
مثبت از اثبات میاد ثبوت.
محوی، مثبت،
محی، منیت.
این محو اثبات ما تو ایادی سر، سر قرآن هستیم.
یمحو الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب.
ما هر وقت گناه میکنیم، خدای نکرده زهرمار،
یه دفعه منقلب میشم، یه لحظه بیداری میاد توبه میکنم.
مرحله دوم منزل سالک حاج عبدالله توبهست.
منزل دوم. توبه میکنم.
چه اتفاقی میفته؟ اینجا لوح محو اثبات میاد سراغ ما.
لوح محو اثبات در کدوم وظیفه است؟
الان کجاییم؟ آفرین.
دامنه قیاسسازی ملکوتی.
این باز از سری حضرت زهراست.
چی محو میشه؟ کارهای
زشت. چی اثبات میشه؟ نورانیت.
این کار لوح محو اثبات. مادر پرورش میدم یعنی،
ملکوتی پرورش شده یعنی،
چرا تو یه لحظه الان من گناه کردم سیاه بودم، تاریک بودم،
چرا الان نورانی شدم؟ چرا الان من منبسط شدم؟
چه اتفاقی افتاده؟ همش موازین ملکوتی.
اسم منیت، این و محی
دست به کار شده. جهل تو
رو کشتم، منیت
در تو قیاس شد و علم و نورانیت تو
رو یقین احیا کردم.
این یکی، این هم یک شناخت.
که این اسما اونجا خودشونو نشون میدن.
خب. اینجا
دامنه، اینجا خوب گوش بدین.
اینجا اگه جا نیفتاده bine گیر میکنه.
تو مسجد بلال هم با یه ظرافت به ما گفت.
دامنه باز واسطه میخواد.
یعنی باز ملکوت اینقدر شدت نوری داره،
اصلا دروازه خروجی از شما برزخ رو برداری همه چی میپچه.
شما ملکوت رو بردار، چنان نور و تشعشع
جبری میزنه دنیا، کل دنیا رو نابود میکنه.
اصلا کشش نداره مگر اینکه از منشوری نور ملکوت، یه نور
این که [سخنگوی 1] [سخنگوی 1] بخاطر اینه.
اون شدت نور مولا و پیغمبر
نمیشد پیاده بشه تو natures طبیعت، مگر از طریق
کاملاً ویژه از ذهن. این منشور نور یادتون هست
که نور سفید، تسحیح نور سفید.
این وقتی میخواد پیاده بشه، با این اول از همه
میاد در نفس منتذه درست میشه.
تاء، بعید. خب نفس منتذه.
خب ما همونطوری وقتی بخوایم
تلفظ کنیم میگیم منتبه، منتبه.
همونطوری میگیم ولی درسته؟ منتذهست.
در نفس منتذه در جسم کلی
پیاده میشه. حالا اینو بنویسین
تعریفشو حتما بنویسیدا که بعدا گوش کنید چون پیچ میشه.
نفس منتذه ،
مجرد نیست بلکه مادیست
. واسطه بدن به بدن است.
مثل، این مثلشو که میگم دیگه
کمک میکنه قشنگ بفهمید. مثل نفس
نوازی حیوانی.
این نفس
منتبه بعضیا بهش نفس بنویسینا، بعضیا بهش نفس افلاکی هم گفتن.
نفوس ملکی. این افلاک
میخوان از مرتبه ملکوت فیض رو بیارن برسونن به پایین .
برا همین بهش میگن نفوس ملکی یا نفس منتذه.
جسم کلی چیه؟ یه جسم طبیعی داریم، یه جسم کلی.
بنویسید جسم طبیعی
جوهری خارجیست
که دارای اعراض
سه گانه طول
و عرض و عمق است و وجود خارجی داره.
این چیه؟ جسم طبیعی.
چون اینا تو مواردی که تو کتابای دستیار میخونین میگه مثلا الان
این کتابی که دست منه اقلامیتش رو داره علامه جعفری عاملی در،
در سرچشمه عرفان.
به هر حال میخونین میگین چیه این؟ باید بدونید اینو مثلا.
برای همین انقدر میگیم، انقدر میگیم شما انقدر مبا fuese کنید تا براتون جا بیفته.
مثل چی؟ مثل هرچی که عینیت خارجی داره.
مثل جسم حضرت طاهری.
اینا همه چین؟ بهشون میگن جسم طبیعی.
طبیعیه. طبع، طبیعیه.
عینیت خارجی داره.
طول داره، عمق داره، عرض داره.
اما جسم کلی چیه؟ بنویسید مفهوم کلی و انتزاعی از جسم در ذهنه.
مثل رابطهای که بین علم و عین وجود داره.
عین خارج از نفس شماست.
علم دارایی شما، دانایی شما نسبت به اون عین.
الان شما منو دارید میبینید؟ یه صورتی از من تو وجودتون
شکل میگیره به اسم صورت علمیه.
آگاهی شما نسبت به من به اون صورت علمیه در صعق شما،
در باطن شما اتفاق میفته.
درسته؟ حالا این پس جسم کلیه، از اسمش مشخصه، کلیه.
جزئی نیست که عینیت داشته باشه.
کلیه. اون صورتی است که ذهن شما انتزاع میکنه
در صعق نفستون، در خودتون
که در ذهنتون. در حقیقت مفهوم کلی جسمه.
بنویسید نوعی تجرید از اجسام
طبیعی است. اجسام طبیعی که بیرون از ما، خارج از ما،
این اجسام بیرون خودمون.
وقتی تجرید میشن یعنی میرن برمیگردن به نو--
زبان نفس، مجرد میشن، میشن جسم کلی.
حالا برگردیم به اینجا، برگردیم به وسط.
حالا رب- رب به نفس منتبه یا منتذه درستش،
در جسم کلی
که بعضیا این رو اسمش رو گذاشتن
لوح محو اسفار. زیر ملکوته.
یعنی منزل مراكز ملکوته.
لحظه، اون مرتبه
ارتباط ملکوت با ماست.
ربش به نظر شما چیه؟
باید از آنجا که دیگه پیاده سازی میاد به منزل مراكز،
اسماء فعلیه باشن. همین اسمایی که الان گفتیم رب اون هست.
نونیز و این. اسم شریف، محی و نونیز.
ماهی دارم دوستت.
ماهی رو اشتباها نیست یه وقت با هژیرک توش باشه.
برید ببینید این چی بوده؟
جزوه تون یکی بخونه بگه این چی بوده؟
من پیداش کنم بگم ذکر ماهی هم مگه داشتیم؟
ماهی تو آب بود. ولش.
مطالعه کردیم بخندید.
حالا پس اگر کسی بخواد
در مرتبه اخذ فیض
از ملکوت به رزقه تبعیش،
تبعش، طبیعتش.
حالا تبع شما چطور هست دیگه یواش یواش مزاج شما خودش رو شروع
میکنه نشون دادن مزاج.
که اگر مزاج معتدل نباشه،
مهم شما هم حفظیاتمون خوب نیست، هم تمرکزمون تو مباحث خوب نیست،
هم گیراییمون ضعیفه.
مرزهایمون خودمون میشه.
خیلی مهمه این چیزی که با دقت از اینجا باید روش بدید
خیلی مهمه. خب
الان چی؟ ادامه بحث چی شد؟
اگر کسی بخواد این رزقه رو خوب درک کنه
و حفظه خیلی ازش از ملکوتی
خوب صورت بگیره و
قوه خیالش بتونه خوب رابطه برقرار کنه با طبیعت وجودش.
ببین چه به حرف میزنم. همش جمله، جمله طلاییه.
باید لاجرم ارتباط بگیره با این اسامی.
مخصوصا محی و مومیت
و ماخی و ممتز.
اینا. حالا تا قبل از اینکه من روشهای لحظه لحظهای از این اسماء رو بگیم
همینجوری بگید، همینجوری
یا محی یا مومیت.
حداقل روزی مثلاً یه بار بگید دیگه.
هی اینا رو مرور کنید تو ذهن هر وقت خیالتون میاد بگید به زبانتون جاری کنید تاثیر داره.
والله یحیی ويميت والله بمات امرون بصير.
بخیر. حالا از اینجا میریم سراغ چی؟
رزقه بعدی که دیگه فرصت نداریم بگیم یادتون باشه برای جلسه بعدی توهمانشو بگیم.
میرسیم در- جان؟
فرصت بود واسه- آره یه وقتی دیگه ساعت رو وا میذاشتیم.
نمیخوام خسته بشی. بذار یه نشاط داشته باشی.
تو عباراتم همیشه خواهرها و برادران نشاطتونو
حفظ کنید. یه دفعه نترکونید بعد اعصابشون.
بی تابه اون آدم این حرفها. مثلا طرف
طلبه بود زمان ما قبل بیست سال پیش.
بعد یادش بخیر برای پخش music درسی.
یه طلبهای یهو یه روز اومد گفت آخه
خونهمون پر شده از هه شپرد استاد.
با جونورایی که اصلا نمیشه اینا رو اسم گذاشت.
وحشتناک. اصلا معادل خارجی ندارن.
یعنی نه گوزنگ، نه عقرب و نه مار و نه افعی.
چی هستن اینا؟ فرار. پر شده اون خونه.
بعد استاد بهش میگفتن که چیکار کردی؟
چیکار داری میکنی؟ چیزایی که داری میگی.
گفت دعای ص-- صVAه امیرالمؤمنین رو هر روز دارم میخونم.
گفتم چرا این کارو کردی؟ چرا دعای صVAه رو دست گرفتی؟
این اثرشه. مال امیرالمؤمنین نگیر.
مال کمرنگ دعای صVAه.
چه دست گرفتی؟ میگفت اینجوریه.
ببینید یه ور میداره میگه بی جره کی نذره.
واقعا میز رو گونهاش میکرد.
یه بنده خدایی یه زکر سنگینی گرفته بود.
امروز هم پیگیریش از مدیر کل محترم آقا آقا آقا آقا استاد
کردم بیست سی تا سؤال من جواب دادم.
پرسش کردم از ایشون. ایشون این بود که یه زکر سنگینی دست گرفته بود.
یه حوله zeit خیلی خاصی براش ایجاد شده بود.
من خیلی با قند صبا اومدیم. به هم گفتم
باریکلا آفرین. این نشون دهنده
س-- وجودی شماست. همش گفتم بلد که هستی فکر کن که چرا این زکر رو دست گرفتی؟
چرا بدون اجازه دست گرفتی؟
چرا بدون توجه و بدون هیچ
راهنمایی این زکر رو دست گرفتی؟
خدا شاهد میدم که هم در
رشته ملک یعنی از اسراتی زمان میزدیم
اجازه گرفتیم. خدا میدونه
تک تک اینا رو به هم میگفتم اینو اجازه دارم بگم، اونو اجازه دارم بگم، اینو اجازه دارم بگم.
هم از حیث ملکوتی
قبل از اینکه وارد جلسه بشیم توجه میکنیم، ترست میکنیم، اون روشهایی که به ما یاد دادند.
انشالله توفیق باشه به شما منتقل
کنیم. که یکی از مهمترینش از حضرت آقا
عظمی اقا مرتضی طاهری یاد گرفتم خیلی تو دنیا به درد بخور.
روش استشاره به قرآن، نه استخاره،
استشاره. عیال بنده یه روز ازم تشکر کرد گفت من از یه چیز
خیلی 행복م که تو از-- از تو تشکر کنم.
گفتم فقط یه چیز؟ این چیه؟
گفت من که استشاره و روش استشاره رو
شب و روز من مألوس کرده با قرآن و همش دارم جواب میگیرم.
خیلی شیرینه. باشه طلبه ما؟
آره. آقا جی بازی در میاره سر کلاس.
طرف میشینن تو حجرهش با قرآن دست روی خب تشریف بیارید جلو شما میگیرن حرفش.
اینا خطرناکه.
به وقتش انشالله. خب این مطلبی که الان میخوایم بخونیم جلسه بعد
هست حیلههای کلیه یا علم فضیلت.
حیلههای، حیلههای کلیه و حیلههای جزیی.
اینا توضیح میدم. نترسید. یعنی چی؟
هر با موضوع ربی عه با اعراب اینها که محشور بشین میدونین چه اتفاقی میفته؟
منه و استعداد
و دوران مایی شما که منجر به فعلیت
میشه تغییر میکنه. یه کسی استعدادش برای چه چیزی کار کنه چه؟
نداره. مثلاً وقتی پشت صفه
تو به من میشه به زودی این استعدادش رو نداره.
این نوبتی مفصل میگیره
بعدا هم چوبش رو میخوره.
استعداد داشته باشه یعنی چی؟ وقتی کارش رو دوست داشته باشه بتونه خوب بدوه.
این منّت، یه مثال بزنم همه فهمش.
استعداد از یه مرتبه هیلا
تو اون به تو انسان کمک میکنه.
استعدادها، منّتها، قوهها رو
پرورش میده تا بتونی به فعلیت برسونیش.
من خیلی دارم زور میزنم که
خیلی تفصیلی صحبت نکنیم چون بحث ما اینا نیست.
اینا نظر، الحمدلله با حضرت زهرا راه اندازی کرده ما
تونستیم یه مقالهای، یه
مقدمه چی چه اش بگم؟ مزجی، معجونی درست کنیم بین
عرفان نظری و عرفان عملی
از عرفان نظری بهترین بهرهبرداری رو بکنیم برای ورود به سرویس زون عملیه
به این شکل. دارم سعیمو میکنم همین هم
اجمالی باشه کلی بگیم رد شیم بریم.
من به اصطلاح این مقدمه است.
اگرچه این مقدمه خودش خیلی مهمه،
خیلی مهمه. زیاد هم خودم رو بسط و گسترش میدم.
این برچه این فضای ملکوتی اینجا و وجهه و این شهدا
منزل شما خوبه. گاهی اوقات
خدا شاهده میبینم که
کلمات رو سعی میکنم به طرز الهی حساب شده
استفاده کنم. گاهی اوقات میبینم واقعا که
چه نفیسی در این جلسه هستند و باز
هم که اینقدر این جلسه وزین، اینقدر ملکوتی و رزقش سنگین
و بالاست. بعضی موقعها بهم نشون میده.
بعد نمیخواد ادعا کرد که چه کسی باعث این میدونه.
نه همین جا اول من تا شروع کردم اسم حضرت زهرا اول،
اسم حضرت زهرا رو به عنوان اصل کلی گفتم
تو آینه دیدم چند نفر گریه ش در اومد.
این نفس مستعده.
اینکه منقلب میشه استعداد نفسه.
این باید شناسایی بشه. این باید روش کار بشه.
یه قدم با ولایت خودت فاصله داری از شما.
اینم به این بلا میاد. یه قدم حاجی واقعا یه قدم خواستی بری با ولایت خودت بردار، یه قدم.
حاجی اون یه قدم هزار منزل.
خودت رو بشناس، تمام.
اون شناسایی، شناختن خودته.
اللهم بارک في مولی منا سائل زمان.
بار الله. انا است به حق شهدا قسم میخورم که حق شما رو بر من حلال کنید.
حلال می کنیم.
خوبه آفرین. احترام میذارم میگی دیگه.
اصلا متوجه کردی دعوات چی بود؟
عرض و از چیه شما؟ حاضریم.
واقعا اگر شما نبودید من این حرفها رو به چه کسی میخواستم
بگم؟ شما یه عدهای هستید حق دارید.
خدا حق شما رو به من حلال کنه.
بار الله. آفرین. اللهم بارک في مولی منا سائل زمان.
بار الله. کلید واژه از زمین است.
زمان ظهور آقا نزدیکه.
بار الله. الحمد لله رب العالمين. صلوات.
جلسه قبل
جلسه بعد