ددرس‌گفتارها

حديث ابتدایی کلاس رو سؤال داشتم.

همون قسمت دعای توسل رو که فرمودید وارد اعداد و ارقام که شدید بنده نتونستم بنویسم و اصلا کامل متوجه نشدم.

صوت رو تو کانال میذارم خواهر.

کانال رو گوش بدید.

اعداد و ارقام رو اگه متوجه نشدید یا هر چیز دیگه، تو کانال عضو شید میذارم.

هم تو کانال بعله اینجا عضو شید هم تو مراسم عمومی همینطور.

اونجا کانال کامل همیشه خدمتتون هست.

حالا بعضی از صحبت‌ها رو بنده شاید قطع کنم، تقطیع کنم، حذف کنم.

بعضی اوقات که بیرون نباید بره.

دیگه؟

اشاره کردید کههه توی نمازهای مستحبی سوره سجده رو میتونیم بخونیم.

اون آیه سجده رو بعد از نماز باید ق-- رو سجده انجام داد؟

نه خیر.

دستوری که حضرت استاد دارن ما در مقدمه، به عنوان یکی از هدایای آن در یکی از جلسات مرکز نشر معارف مسجد دلها رو هم عرض کردیم روشش رو که فرمودن کسی میخواد سوغاتی بگیره از خدا، غره راهی ببره بالاخره.

خودش رو باید بکوبه در برابر حضرت حق بزنه به خاک.

بعد می‌فرمایند که در نماز مستحبی، چون در نماز واجب خواندن سوره هایی که سجده داره نماز باطله اصلاً حق نداری بخونی.

در نماز مستحبی سوره ای که مثل سوره علق که کوتاه هم هست میخونی، آیه سجده داری که خوندی تموم شد، باید سجده کنی دیگه واجبه.

همونجا به عنوان فرمودن خودتو میکوبی زمین.

نه آهسته سلانه سلانه داری میری.

خودتو میکوبی به نیت خاکساری در برابر حضرت حق و درگاه ایشون خودتو میکوبی زمین سجده میکنی.

بعد بلند میشی.

بلند که شدی ادامه نماز رو میگی.

به این شکل.

که حالا فرمودن سوغاتی‌های خیلی خوبی دست پیدا میکنی.

حالا این تو وسط، تقریبا اواسط رساله علامه طباطبایی این دستور العمل هست.

ولی خب کسی دوست داشته باشه میتونه الان ماهی یه بار، سالی یه بار انجام بده یه سوغاتی بگیره.

دیگه؟

ببخشید.

بله.

شما فرمودید که رساله علامه حسن زاده آملی و علامه طباطبایی اینا فنا-- میرسن به جایی که فناء لله میشن.

یعنی نهایت کمال انسانی اینه که فناء لله بشن.

اگر عین-- به این صورت اینا میتونن به اینجا برسن، انسان کامل اونا به کجا میرسن؟

احسنت.

اولا اینکه خیلی نکته خوبی رو اشاره کردید.

توی این رساله خود حضرت استاد علامه طباطبایی داره که مقامات، مقامات حتی ولایت، مخصوص ولایت.

اینم توجه کردین یا نه.

در واقع این مقام مختص الهی‌ست.

یعنی شما میتونید به اندازه خودتون وارد محیط ولایت بشید و شما ولی الله بشید.

البته ولی الله اعظم فقط امام معصومه.

ولی شما میتونید.

این یک نکته.

نکته دیگه ای که اونها به مقامی بعد از فنا میرسن که ما نمیتونیم برسیم.

اون چیه؟

اون، اون رو بهش میگن، ما-- مثلاً پیغمبر ازش اینطوری یاد کرد که "لی مع الله وقت لا يستعانی فيه ملك مقرب ولا نبي مرسل".

این نکره در سیاق نهی دلالت استثنا میکنه دیگه.

یعنی همه رو.

وقتی میگه "لی مع الله" اونم "وقت" یه وقت‌هایی هست.

یا امام صادق علیه السلام فرمود "لنا حالات" یه حالاتی برا پیداست.

حضرت استاد فرمودن پیداست همیشه نیست.

چه، چه اتفاقی میفته؟

اونجا که پیامبر فرمود توی اون مقام و تو اون حقیقت که ما میرسیم "لا يستعانی فيه ملك مقرب ولا نبي مرسل" یعنی نه نبی مرسلی، نه ملک مقربی اونجا توانایی همراهی ما رو نداره.

بعد حضرت استاد خودشون حضرت علامه حسن-- میگم حضرت استاد یعنی علامه حسن زاده فرمودن که خب شما خودت مگه نبی رسول نبودی؟

چرا نفی کردی رسالت رو؟

یعنی هیچ نبی و م-مرسلی نیست.

پس خود شما چی هستی اونجا؟

می‌فرمود این همون مقامی که او می‌شود.

حالا اینجاشو برای فهم بیشتر امام صادق فرمودن.

این البته زوده الان بیانش برای من و شما.

همون اول که سؤال فرمودید کلیاتی عرض می‌کنیم.

حضرت فرمود "نحن هو وهو نحن".

اما در عین حال ما مایی، او اوست.

"نحن نحن وهو هو" یک رتبه.

اون دیگه ما نمیتونیم بهش برسیم.

اون فقط مخصوص انسان کامله.

که حالا اسامی‌ای دارد در هر وادی مثلاً یه اسمی روش گذاشتن.

این اسامی رو بعداً برای شما توضیح میدم.

دیگه؟

بفرمایید.

سلامت باشید.

اجازه بدید خواهر و آقا دارن سؤال...

نه بفرمایید.

[صدای محیط] چون عبای مدرسی میخونن، میگفتن چیزی من متوجه نمیشم از درس و اینها ولی بعدها چی شد که علامه شد؟

اتفاقا اولین جلسه‌شون فرمودن که علامه طباطبایی اذعان کردن من اوایل چی از درس و بحث‌ها متوجه نمی‌شدم.

اولین جلسه‌ای که ما اینجا داشتیم پایین هم برگزار شد از رو خود کتاب، از لسان خود علامه طباطبایی همین موضوع رو براتون گفت.

اگه کسی جلسه اول رو گوش داده یا بوده یادشه.

[پچ،پچ] بوده بودن که.

نه اون فرمایش پیغمبره.

علامه طباطبایی- [پچ،پچ] آفرین، آفرین.

یکی از شاگرداشون هی مزه مزه میکنه روش نمیشه بپرسه.

علامه کمکش میکنه میگه بپرس نترس.

عرض میکنه که من شنیدم شما جوونیاتون اصن درس و بحثو خیلی متوجه نمی‌شدی.

پس چی شد که شما به این مقامات رسیدی؟

بعد ایشون تأمل می‌کنند میگن بله درست به شما گفتن.

من تا جایی شد که استادم وقتی دید من کمترین نمره رو گرفتم، اون همه زحمت برای من کشید و من کلاً رد شدم تو همه دروسم.

از همه دروسم پایین‌تر بودم.

سر ما داد کشید که حیف.

عم-- اون هم عمر ما رو حیف کردی هم خودت.

استادش هم شد.

مضمون جمله رو کار میبره.

بعد علامه به عموم ما چیکار کردن؟

به کوه‌های اطراف [صدای محیط] حق به تضرع و زاری و التماس و گریه.

شکست، شکست.

این حالت انکسار.

این نشانه چیه به نظر شما؟

عطش، عطش.

میگه تشنگی کم.

آب کم جی.

تشنگی آور به دست.

یعنی همین.

آب کم جی.

انقدر سراغ آب نرو.

تو تشنه باش.

چند بار تا حالا اومدن اینو از من پرسیدن دوستان.

فرمایش علامه رو گفتم اشک تو چشاشون جمع شده.

علامه، این جمله علامه است.

هم در شرح مثیر العقول صدر المعتقین تنهایی ازشون شنیدم.

هم در شرح فصوص ابن عربی.

فکر کنم در اشارات هم ازشون شنیدیم.

چندین بار ازشون شنیدیم.

فرمودن دوستان من، عزیزان من، انقدر که تشنه میگه آب، آب، هزاران برابرش آن، فعان.

آب میگه تشنه، تشنه.

انقدر که گدا میگه خدا، خدا.

آن فعانه.

هزاران برابرش خدا میگه گدا، گدا.

تو تشنه باش ببین چه میکنه ملکوتی عالم برای تو.

بخواه.

آدمی که بخواد خودش رو در دیوار میزنه.

خودش رو در و دیوار میکوبه.

[سرفه] جواب گرفتین از جواب؟

آره ایشون فرمودن از انکسار و زاری و خود ملاصدرا اسفار ایشون حیرون کردن علم عقلا رو.

فرمود اینو من از سجاده و اشک دارم.

در کهک قم که تبعید شد اسفار و اون عظمت رو اون چند سالی که اونجا تبعید بود سر سجاده و اشک و دعا و اخ.

بسم الله.

یه بار شد بریم ضریح امام رئوف.

میگیم امام رئوف، امام رئوف.

مریضَم، کمردرد دارم، بچم فلان شده، گرفتاری مستاجرم.

آقا همه اینا درسته.

اما آقا معروفن به عالم آل محمد.

سلام بر شما.

یک بار شد ضریح ایشونو انصافاً بگیریم اشک بریزیم.

هی بگیم العلیییچ.

چون نذرش-- نذر عطمشه.

العلیییی.

یه بار شد ضریح امیرالمؤمنین رو به عنوان کسی که همه حکمت رو که باطن علم خدا بهش داده بگیریم.

هی بگیم یا علی، یا علی، یا علی.

میدونی ازت چی میخوام؟

بعد چی میکنی؟

الحکییییم.

من حکمت میخوام.

بعد ببین چه بلایی سرت میارم.

واقعاً بلا سرت میادها.

یعنی خ-- چنان آتیشت میزنن.

صبر کن.

تو تشنه باشی چه بلاهایی سرت بیارن.

خودت میمونی از کجا اومد؟

چی شد؟

ما هنوز یه ذره-- خب اغلب شما لوسانیا هنوز رفاقتامون اینطوری پیدا نکردیم.

مقدار در لفافه و با احتیاط حرف میزنم.

یه ذره نزدیکتر شیم، رفیق‌تر شیم.

من برای شما از تجربیات شخصی خودم بگم چه بلاهایی سرم اومد.

بگم بعد ببینید که چقدر راحت میشه.

راحت که میگم خیلی سخته اما میشه.

میشه.

راحت از این جهت میگم که راحت حله حلقومش میکنی به اصطلاح.

تو خیلی زجر میکشی، سختی میکشی اما راحت حله حلقومش میکنی به اصطلاح.

دیگه سؤال؟

بفرمایید خواهر.

سؤال جدیدی که تو شماره قبلش که راجع به که آقا ماسد فرمودن که [پچ،پچ] هنوز نتونستم یعنی ااا یه جورایی اصن در-- نمیتونم وارد این وادی بشم.

یعنی بارها و بار این شش آگه رو خوندم کار کردم و نت-- میخوام ببینم این نتیجه‌ای که خودم گرفتم درسته یا نه.

فکر کردم که من باید همین منزل معرفت نفس رو طی کنم و چون از این منزل دورم اینه که خب اول اول و آخر و ظاهر و باطن اینا رو میخونم ولی اونی که باید دستم بیاد که حتی واسم بتونم یادداشت کنم هنوز تو این در چیزم مشکل دارم.

میخواستم ببینم به همین دلیل هستش؟

بله البته که شناخت حضرت حق بدون معرفت نفس امکان پذیر نیست.

خودش میگه باید از چهار راه معرفت نفس عبور کنی.

ولی معرفت نفس باید منجر بشه به یک سلسله عملیات بندگی.

عملیات بندگی سیر و سلوکیه که الان تو این رساله ما دست گرفتیم.

به نظرم سؤال شما یه مقدار عجولانه است خواهرام.

باید صبوری کنید و این عطشتون رو با سوالتون دارید نشون میدید.

اما صبوری کنید.

یک شبه و دو شبه و سه شبه نمیشه.

این فرمایش رو بنویسید اصلاً همیشه در خاطر شریفتون باشه این اگر اینو ندونید خراب‌تون میکنه.

همین درس و بحث‌ها خراب‌تون میکنه.

علامه بارها و بارها و بارها اینو به عنوان سوغات امشب ببرید با خودتون.

علامه اصلاً زده بارها و بارها فرمودن هرچ-- فرمودن عجول نباشید.

هرچی دیرتر بهتون بدم پخته تره.

عجول نباشید.

هرچی دیرتر بهتون بدم پخته‌تری.

حالا یعنی چی؟

یعنی خودمون رو ول کنیم عجله نکنیم.

نه، در عملیات بندگی عجول باش.

تا میتونی زحمت بده به خودت.

تلاش کن.

البته نسبت به صله‌ی وجودی.

بیشتر از حد وجودی قدم برداری چرت می‌کنی، خراب میشی.

اما در حصول نتیجه، در دیدن نتیجه، در رسیدن به نتیجه عجول نباش.

پیشون فرمودن میوه رو از درخت وقتی زود بچینی کاله، تلخه.

خودت رو تلخ نچی.

بذار قشنگ پخته بشی رو درخت ولایت.

برسی اصلاً خودت میفتی.

میوه که رسید میفته دیگه.

خودت میفتی.

دیگه؟

یه سؤال دیگه هم جواب بدیم و بسه.

آخر درس فرمودین که در مورد مراتب، ا، بقا صحبت کردین.

بله.

افعال و صفات و اسما و بعد هم ذات.

ذات.

که سه مرتبه محو، تمس و محو.

بله.

گفتم اسامی‌ای داره که حالا بعداً بهتون میگم.

اون که در بقا فرمودید ما یک شنیدیم که میگن مرتبه آخر محو در ذات.

بله.

و حالا منتظریم این بقا کجایی اینجا میگیم؟

یعنی در این محو بقا پیدا میکنن یا در تمس و محو هم؟

نه محو و تمس و محو اینا اولاً، ا، برای ما، برای مایی که مبتدی هستیم فعلاً یه چیزکی ازشون بدونی، چون ما الان هر حال جلو پامونه.

یه چیزکی ازشون بدون، افق رو پیدا کنیم ما داریم به چه سمتی میریم.

گوشمون آشنا باشه.

حداقل ذاتی رو و صفاتی، اسمایی رو فعلاً افعالی رو فوقش دیگه خیلی متوجه‌ش باشیم.

فعلاً عجول نباشیم.

ثانیاً اونجا که شما الان براتون سؤال شده، اون مرحله‌ای‌ست که دست حضرت حق میاد دست به کار میشه و تو رو می‌بره.

تو خودت نمیروی.

شما یک سلسله عملیات بندگی، سیر و سلوک انجام میدی.

باید حداقلش بیست سال زحمت بکشی، ورزش فکری کنی، تحصیل علم کنی، مباحثه کنی، کتاب بخونی، بنویسی، قلم بزنی، پیاده کنی، فکر کنی، تأمل کنی، تعقل کنی، مراقبه کنی، ترک گناه کنی.

این چیزایی که تو رساله است.

با این‌ها پیش بری رفته، رفته، رفته به یه جایی می‌رسی.

تازه منزل آ-- منزل آیه سی رو هم رد کنی.

بعد اونجا که رسیدی به اون مرحله که دیگه اصطلاحاً میگیم دیگه رسید، یعنی رسیده شدی و دیگه وقت افتادنه.

میگن اینا وقتی رسید از درخت میفته.

چی میندازش از درخت؟

درخت میندازش؟

خودش میفته؟

چی میندازش؟

جاذبه.

آفرین جاذبه زمین، جاذبه‌ی زمین.

اینا همه رو حساب اسم‌گذاری شده.

اون، اون جذب دیگه این جذب初 ابتدایی که حالت باعده داره نیست.

اون حالت انجذاب.

این فرق میکنه با این.

مثل اونجا دیگه خود حضرت حق تو رو چنان فانی در وجود خودش میکنه که دیگه تو هیچ کس و جز خدا نه میبینی، نه میخوای، نه میچشی، نه میشنوی.

از خودت رو هم جلوه‌ی حق و وجه الهی میبینی.

اونو بسپر به خدا دیگه.

شما الان فعلاً کاری که مربوط به خودت هست رو انجام بده تا اون مرحله‌ها.

خب اجازه بدید که چون تقریباً هفت تا، هشت تا فک میکنم پونزده تا کتاب مونده، پونزده شونزده تا.

از خواهرها و برادرها نصف نصف.

هرکی جزوه‌ی خوبی داره بیاره نشون بده.

ا، هفت تا خانم بیان هفت تا آقا.

خانم‌ها از اینور بیان، خانم‌ها از این سمت، از این سمت.

آقاها هم از این سمت.

من ببینم و تقدیم کنم.

بیاید اینا رو اجازه باهاتون عقب بیاید اینجا اصلاً یه مقایسه‌ای هم بکنیم.