نمیشه اول تمثل مثالی برات رخ میده مثالی، رتبه خیال.
بعد میری از اونجا باید رد شی مثل اینکه انا لله.
ما در قوس نزول، عزیزانی که خواهش میکنم خواهرام مخصوصا نمیخوان بحث گوش بدن تشریف ببرن بیرون همهمه نشه.
کسایی که اینجا نشستن فقط بخوان بحث گوش بدن.
کسایی که نمیخوان، میخوان گفتوگو کنن خواهشا تشریف ببرن بیرون.
ممنون میشم ازشون.
ما انا لله در قوس نزول از الله نازل شدیم.
البته درستش اینه که از مرتبه وجود یعنی اندیت.
ام من شیء الا عندنا خزائنه.
از مرتبe اندیت نازل شدیم اومدیم مرتبه لاهوت که ظهور اسماء و صفات حضرت حق عالم پیغمبره.
رد کردیم اومدیم به عالم جبروت که عالم امیرالمؤمنین و عقول و ارواح اونجا هستن، ملائکه اونجان.
اونجا هم رد کردیم اومدیم به عالم ملکوت که رتبهش هست عالمش هست عالم مثال منفصل بیرون از ماست.
بهش میگن برزخ.
ارواح البته در برزخ نزولی رو دارم میگم.
اونجا که وقتی رسیدیم در عالم برزخ نزولی بهش میگن زر دوم.
زر اول در علم الهی، زر دوم در رتبه مثالی در قوس نزول در ملکوت که عالم حضرت صدیقه شهیده است.
از اونجا اومدیم افتادیم تو نشئه طبیعت در رحم، در صلب پدر بعد رحم مادر.
این شکل نزولی ماست و الیه راجعون و انا الیه راجعون.
در قوس صعود هم همین مراحل رو باید طی کنیم.
اینکه میگه علامه میفرما تفر محاله، عزیزم سؤال فرمودن، یعنی نمیشه شما یه دونه از این مراحل رو نری یهو بپری مرحله بعدی.
باید بری.
حالا عالم، شما بخوای بری برسی به عالم پیغمبر که عالم اسماء و صفاته.
تجلیات اسماء و صفات یکی از منازل رساله علامه طباطبایی همین تجلیات اسمایی و صفاتیه.
باید اینا رو بدونیم ما به وقتش توضیح میدیم.
الان چون سؤال کردن چیزکی عرض میکنیم.
شما میخوای بری به عالم اسماء و صفات.
ظهور اسماء و صفات بلا تعیین که عالم شهود مطلقه است.
ببخشید غیب مطلقه است.
عالم پیغمبره.
یه رتبه پایینترش جبروته.
عالم عقوله، عالم ملائکه است.
نمیشه شما، ملائکه جنسشون از نوره.
واسطهی فیضاند.
شما بخواید علم رو اخذ کنید از ملائکه اخذ میکنید.
واسطهی ملائکهاند.
حتی پیغمبر درسته جبرائیل عقل خودش بود اما باز از جبرائیل میپرسید.
یعنی از عقل خودش سؤال میکرد علم رو.
حالا میخواد چه در قوس نزول بیاد، چه در صعود برگرده، باید از رتبه عقول بگذری بری عالم لاهوت یا پیغمبر.
اون عالم امیرالمؤمنین، اون عالم عقوله، عالم ملائکه است، عالم علمه.
اونا علویاتاند.
مقامشون علویه.
بدون علم، بدون معرفت نمیشه بری.
برای همین قطعاً شهید رو بهش تعلیم میدن تا میره به عالم شهود میرسه.
چون تفر محاله.
والذین اوتوا العلم درجات.
حالا این تعلیم دادن رو شاید یک آن قبل از شهادتشه من و شما بیخبریم.
اما آیا دست کسی رو تونست بگیره؟
ستاره هست، راهو نشون میده اما هرگز عالم عارف نیست که چراغ دستش بگیره مثل علامه حسن زاده، مثل رهبر عظیم، مثل آقای بهجت، مثل علامه طباطبایی ملت رو با خودش ببره به شهادت برسونه.
فقط عارف میشه.
اونجا نه، اونجا عالم عارف میشه.
ولی اینجا عارفه.
اینجا اگر رسیده باشه به شهود.
دیگه؟
ساعت برای جلسات هفت و نیمه.
هفت و نیم؟
بله ساعت حالا تو کانال میذارید دیگه باشه هفت و نیم.
شما سؤال دارین؟
بلند بپرسین من بشنوم.
[سخنگویی چند نفر به طور همزمان] ببینید نکته خیلی خوب و ظریفی رو خواهرامون اشاره کردن.
این اگر درست-- اشتباه میگم بگید که چرا عمل رو جمع نمیبنده؟
نمیگه اعم اعمال؟
بله احسنت.
اصلاً خودش یه نکتهست الآن.
چرا معمولاً تو قرآن عمل رو مفرد میاره؟
این همه عمل، اعمال صالح چرا نمیگن؟
الذین آمنوا وعملوا الصالحات.
والعمل الصالح يرفعہ.
چرا؟
دقیقاً به سیر بحثمون مرتبطهها.
فقط الان ز- برای خدا باشه.
یعنی برای اینکه عمل شام-- شامش بشه، اگر خوب نشه اون عمله هم پس خدا نیست.
خب احسنت.
این، این درست که باید برای خدا باشه تا عمل صالح باشه.
اما اینکه شما تشخیص بدی این عمل برای خداست یا نه از کجا بفهمی؟
آه احسنت.
معرفت یعنی م-- بدون معرفت، بدون علم و آگاهی شما از کجا تشخیص بدی که این ع-- الان شما اینجا داری زهرہ اشرا میخونی.
یهو مادرت صدات میزنه حسین جون پاشو برو نون بگیر.
از کجا تشخیص بدم من زهرہ اشرا رو ادامه بدم وسط اشک و آه و نالهام هم بلنده یا اینکه برم برای مادرم نون بگیرم؟
این معرفت میخواد.
همینطوری آدم صفر کیلومتر از کجاش تشخیص بده؟
میگه عشق است دارم حال میکنم.
مامان حالا بعدا میرم میگیرم.
باختی.
برات مینویسن گناه کردی.
داری اشک میریزی برای امام حسین اما این گناهه.
مثل اینکه شما نماز مستحبی داری میخونی اگه مادرت صدات کنه چیکار باید بکنی؟
باید بشکنی یا نشکنی؟
فرمودن باید بشکنی.
پدر نه ها مادر.
عجب.
اینجا مادرها زدن رو دست باباها.
باید بشکنی.
مقام ارشد.
این، این چی میخواد؟
این علم و معرفت میخواد یا نه؟
پیغمبر یه نفر در نماز بود صداش زد.
داشت نماز واجب میخوند تازه.
عین این فرمایش حضرت علامه حسن زاده روحش شاد در شرح مسباح العنس مرحوم ابن فناری.
حالا این کتابها رو به رفته، رفته براتون توضیح میدیم چیان.
چقدر اگه تکرار میکنیم علتشو میگیم.
فرمودن طرف نمازش تموم شد اومد پیش پیغمبر.
گفت یا رسول الله اومدم.
حضرت فرمودن اون موقع صدات زدم.
گفت آقا داشتم نماز واجب میخوندم.
به نظر شما پیغمبر نمیدونست این داره نماز واجب میخونه؟
چرا صداش زد؟
خودش جواب داد.
پیغمبر جواب داد.
فرمودن نماز تو رو صدا زده.
من حقیقت نمازم.
تو نماز باید میشکستی.
این حرفهاست.
این حرفها علم میخواد، معرفت میخواد.
هرکس اینا رو نمیدونه.
این آیا سیر معرفتی میخواد یا نه به اینجا برسی؟
اونجایی که امام رئوف به پیغمبر میفرماید یا من شرفت، شرفت الصلاة بالصلوات علیک.
به پیغمبر میفرماید ای کسی که نماز شرافت پیدا کرده، نماز از صلاة معراج المومن شرافت پیدا کرده به چی؟
به اینکه توش به تو صلوات میفرستن.
به پیغمبر.
اصلاً شرافت نماز به پیغمبر با اون صلواتشه.
نخ تسبیح، اون شیرازه است.
اون نخ اسکنداسه بکشی دیگه ارزش نداره.
این معرفت میخواد یا نه؟
متوجه شد خواهرم یعنی چی؟
این عمل یعنی این.
این عمل یعنی فقط و فقط یک عمل از شما قبول میشه.
عملی که بر اساس معرفته.
حالا این عمل بر اساس معرفت رو راحتش کردن میگن بر اساس ولایت.
ولایت روح نمازه، روح توحیده.
حالا ولایت چیه؟
ولایت یعنی چی؟
ولی اه قراب.
مقام قرب به خداست.
شما خیلی مقرب شی، خیلی مقرب شی، خیلی مقرب شی، اسماء الهی در تو پیاده میشن.
تو متلبس میشی به اسماء الله.
لباس اسماء الهی رو میپوشی.
این اوجشه.
کسی که لباس اسماء الهی رو پوشید به-- میره هی قرب پیدا میکنه میره بالا.
هرچی میره بالاتر به یه چیزی نزدیک میشه.
به ذات غیبی.
ذات غیبی گفتیم در خودش اسمش چی بود؟
علم.
پس ولایت عینا علم انایی حضرت حقه.
اینکه میگه عمل بدون ولایت قبول نیست یعنی عمل همراه با علم.
عمل همراه با معرفت.
توی آیه الکرسی الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور.
ظلمات جمع اومده نور مفرد.
والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات.
دوباره نور مفرد اومده.
ظلمات جمع اومده.
چرا؟
[صدای ویبره تلفن] یک حقیقت بیش نیست نور.
اونم علمه.
عالم علم انباشته شده.
العلم نور یغرفهالله فی قلب من یشاء من عباده.
علم نور است که خدا میندازه تو دل بندگانش که میخواد، میخواد هدایتشون کنه.
[صدای ویبره تلفن] به این میگن حقیقت ولایت.
[صدای ویبره تلفن] برای همین حدیث داریم در کافی کلینی اولین کتاب مؤنون شده به عناوین از کتب اربعه شیعه.
مرحوم کلینی اعلا الله مقامه الشریف.
[صدای ویبره تلفن] اونجا میفرماید مؤمن فقط.
[صدای ویبره تلفن] بقیه نه.
مؤمنی که پذیرش کرده ولایت مولا رو وقتی مرد تب موت که ازش رفت، یه تبی داره موت، داغی موت که ازش رفت بر بست قبل از اون کسی باهاش کاری نداره.
میذارن تا اون داغی بره.
حالا این داغی باید معنا بشه.
یه وقتی یادم بندازه براتون بگم چیه.
خیلی شیرینه.
اون که رفت فرمود ملکی مأمور میشه میاد به اونچه که از قرآن بهش تعلیم نداده بودن تو دنیا بهش تعلیم میدن.
اصلا نمیشه جز این.
باید بره به درجات برسه چون ولایت مولا رو قبول کرده.
یعنی پذیرش کرده علم علوی رو.
جانم؟
سرعتی دریافت info یاد گرفتن info اینا به چی ربط داره؟
احسن.
به ملکات نفس، بر ملکات نفس.
اصلاً کلاً مطلقاً اون طرف رفقا هر چیزی اصلاً سیر استکمالی برزخی ما.
ما اون طرفم طلب کمال داریم.
میتونست خدا اینجا پرونده رو ببنده بگه تمام.
اما سیر استکمالی برزخی گذاشته.
چرا الان ما هدیه برای امواتمون میفرستیم؟
و تقبل شفاعته و ارفع درجته.
حتی پیغمبر هم میگیم درجتشو بالا ببر.
هدیه قف نداره که.
چرا این دعاهارو میکنیم؟
چرا ازشون عمل میفرستیم؟
چون سیر استکمالی در برزخ ادامه داره.
سیر، حرکت، حرکت نفس جاییه که استعداد باشه، منه باشه، قوه باشه.
استعداد مال عالم مادهست.
در عالم ملکوت استعدادی وجود نداره.
چگونه اونجا بس-- سیر میکنیم ما؟
علامه حسنزاده فرمودن این همون حرفای در گوشیه بسیار مهمه.
فرمودن اون ملکات نفست در برزخ میشه همون حکایته یا به منزله منه و استعداد.
استعدادی که باید به فعالیت برسه.
اونجا عالم برزخ فعالیت م-محضهست.
اصلاً استعداد معنا نداره اونجا، قوه و منه معنا نداره.
ملکات نفست میشه بستر همه سیرات.
هر کس ملکات نفسش هرچه که هست بر اساس اون رشد میکنه.
حالا یه کسی ملکات نفسش اصرار بر امور حسنه داشته.
حسناتش زیاده.
نور علی نوره.
چرا میگه الوضوء، الوضوء نور علی نور.
وضوء، روی وضوء نور است بر نور.
کسی که ملکات نه-- یعنی اصرار بر اعمال حسنه و نورانی داشته، ملکات نفسش نورانیه.
لذا فقط اونجا کافیه بهش بگن کافر میره کربلا.
یعنی به سرعت میره.
اما کسی که اصرار خدایی نکرده بر قبیحه، مسائل قبیحه و سیئه داشته، اون ملکاتش بر اساس اسماء جلاله.
اون اصلاً سیرش قهقراست، میره به سمت جهنم.
هرچی بخواد سیر کنه سیرش به سمت جهنمه.
چون ملکات نفسش قبیحه است.
اصرار بر اعمالش در دنیا بر اساس گناهان و معصیتهاست.
حالا این حرف رو شما تقریباً شماها که بچه یا زهرا یا مسجد بلال هستید متوجه میشید.
اما عزیزانی که این سیر بحث رو نداشتن یه مقدار اذیت میشن.
انشاالله رفته رفته اینها رو کاملتر و جامعتر ارائه میدیم.
[نفس عمیق] فکر میکنم دیگه بیست و سه شد.
یه سلامی تقدیم کنیم به حضرت صدیقه شهیده و یه توسل کوتاه.
[نفس عمیق] یا فاطمه الزهرا [نفس عمیق] یا بنت محمد یا قرت عين الرسول یا سیدة تمام و مولی تمام انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الى الله و قدمناک بین یدای حجاتنا یا وجیهة عندالله اشفعی لنا.
به یاد مردم مظلوم غزه باشید.
یا وجیهة عندالله اشفعی لنا.
یه جمله به یاد شهدای عزیزمون، اساتیدمون.
ذکر روضه داشته باشم.
زبان حال مادر و تو کوچه بنی هاشم بگم.
هرکی دلش شکست از چشاش اشک جمع شد دعا کنه دیگه آقامون بیاد.
بین آن دیوار و در بعی غم به قاتلت گفتم [grun].
محسنم کشته شد و از این غمم با علی نگفتم.
برو خونه حضرت زهرا ببین چه حالی داره مادر.
آخ نفسم بالا نمیاد [grun].
یا علی برس به فریاد.
مادر، مادر، مادر، مادر، مادر، مادر.
و فی السماء رزقکم و ما توعدون.
رزق این جلسات تو ملکوته، تو آسمونه.
ظاهراً عزیزم گفت یه خط بخون.
مطمئن باش مادر دلش تنگ شما بود که شما یادش کردید.
به خدای بعجل فرمود هر وقت یاد حسین کردی تو جاری جواب سلام حسینو میدی.
اول ابی عبدالله سلامت میکنه تو جواب میدی [grun].
آآآه این نالههای شما منو تشویق میکنه یه جمله دیگه بگم.
اینجا نفس مادر بالا نیومد.
یه جایی هم نفس پسرش حسین بالا نیومد.
چی میگی حاجی؟
من نمیگم آقاتون آقای ما قدسه میگه.
و شمر جالس علی صدره [grun].
حسین جانم، حسین جانم، حسین جانم، حسین جانم.
شما امروز از من میشنیدید اینطور بهم ریختید.
هنوز من حرف نزدهام.
من بودم اگه مثل زینب میدیدی چیکار میکردی.
شنیدهام کی باید بالد به دیدهام [grun].
یه جمله و یا الله.
آخ غریـ غریب گیر آوردنت.
[گریه] ای کاش همه شما کربلا بودیم.
غریب گیر آوردنت، تشنه سر بریدنت.
آخ دلم نازکها ببخشن.
پیش چشای مادرت، روی زمین کشوندنت.
السلام على ساكن كربلا.
ناله بزن حسین.
انشاالله جلوی اون تلا زانو بزنیم با هم بگیم.
السلام على من بقتل ملائكت السماء.
چرا ساکتی؟
مرحوم دولابی روحش شاد، میفرمود تو این جلسات زمزمه کنید.
ملائکهای رو خدا مامور کرده این زمزمهها رو میبرن پیش حضرت زهرا.
خانم میشنوه تک تک نمره میده.
انشاالله نمرت بیست بشه.
کنار گدی قتلگاه بشینید سلام کنید.
السلام على من دفنه اهل القری.
حسین.
آخ برسه به روح پدر و مادرهامون.
سید الشهدا.
سید الشهدا یا مقتول العزا.
فقط قول میدم سه من خرم باشه.
دیگه اینجا استاد عزیزمون روحش نور بگیره از این سلام.
ببخشید تورو خدا عذر میخوام از این غیرتیا.
اص آخر به کجا کشید کار ارباب ما؟
السلام على مقتول العزا.
حسین.
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآای.
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآای.
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآای.
دست رو سر با بمونیم.
تو این دنیای وانفسا یادی از ما کرد.
بازم مادرش زهرا یاد بچههاش کرد.
خدایا زهرا رو از ما نگیر.
محبتشو از ما نگیر.
عشق به بچههاشو از ما نگیر.
بچهها، رفقا ببخشید من اینطوری حرف میزنم عادت به تدریس کردیم میگیم بچهها.
خدایا ما رو ببخش.
رفقا خیلی زمان خطرناک شده.
فساد بیداد میکنه.
این دعا رو با هم بگیم.
به حقیقت این روضهها و این جلسات به این اشکای خدا، بچههای ما، نسل در نسل ما رو بدون استثناء فرزندانمون رو ای خدا به حق زهرا و علی مرتضی از فساد آخرالزمان حفظ و هدایت و عاقبت بخیر بگردان.
همشون رو فدای حضرت زهرا بگردان.
همشون رو خرج و وقف و نذر و فدایی قرآن و عترت بگردان.
اللهم اغفر وارحم و اعفو و اعظم الفاتحه ما الصلوات.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
یا حج فجر.
[سخnerخ нескольких человек]