یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین ومن شر نفسي ومن شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایاک نعبد وایاک نستعین. الحمدلله على کل نعمه واسأل الله من فضله. و الثقل الحیدریک و العصمة الفاطمیک و الحلم الحسنیک و الشجاعة الحسینیک و العبادة السجادیک و المآثر الباقریک و الآثار الجعفرية و العلوم الكاظمية و الحجج الربانیة و الجود التقویة و النقاوة المقویة و الهیبة العسکریة و الغیبة الالهیک. اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه واجعلنا من خیر اعوانه وانصاره وشيعته والمستشهدین بین یده. السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته. پروردگار سبحان رو شاکرم از اینکه در این جلسه پرنور حضور دارم توفیق شد. الحمدلله که جلسه اول ما در بحث عقل عملی با دو ویژگی شروع شد.
یکی فاطمیک بود و به عطش وجودی شما ما روضه حضرت صدیقه شهیده خواندیم و این مقدمات پاک شدن دلها جهت اخذ حقایق و طلبی معارف رو میکند. بسیاری از بزرگان قبل از درس و بحث متعارف حوزه شون حتی ولو شده یک مداح بدصدایی مثل بنده رو هم دعوت میکردندد میگفتندد یک سلام و یک روضه نمکی تقدیم کنم به اباعبدالله. بعضی از این طلاب خوش مقدس اشکال کردند که استاد شما وقت ما رو میگیرید. میایم اینجا از راه دور دو کلام یاد بگیریم. شما با این سلام به ارباب و روضه و اینها وقت ما رو میگیرید. به جای آن میشود دو تا جمله بیشتر تحصیل علم کنیم. امثال میرزای بزرگ شیرازی میرزای قمی اینها میفرمودند در چه اندیشهای هستید که وقتی شما وارد جلسه میشید یک ابر سیاهی رو سرتون رو گرفته. تاریکی گناه از محیط گناه پاشیده تو آمدی تو جلسه.
به محض اینکه این صلی الله علیک اباعبدالله میگوید این غبارها میرود. باعث میشود شما درس رو خوب بفهمید. این را حواسمون جمع باشه. ویژگی دوم اینکه هرچی نگاه میکنم الحمدلله قرآن آموزان غالباً نوجوان و جوان این نفوس پاک شما که دیگر هم مثل ما آلوده نیستید. شما الحمدلله نفوس تون پاک و مستعده باعث میشود که ما هم زبون درازی کنیم زبونمون باز بشود فقط یک مقدار دست بال ما بسته میشود از حیث بالاخره ظرفیت پذیرش شما. بسیاری تون مقدمات هنوز ندیدید. کتابی هم که ما دست میگیریم قرار بوده یعنی دست بگیریم. ننمیدانم امشب یک مقدار مردد شدم چه کنم. اصلاً ورود به این کتاب بکنیم با این وضعیت یا نه؟ یا مبحث دیگری رو دست بگیریم. کتاب بسیار گران سنگ و ویژگیهای عرشی دارد. ما چندین سال مقدمه چیدیم چیدیم.
ی که همراهن با جلسات ما تحت بیرق یا زهرا یا جاهای دیگر مسجد بلال امثالهم آمادگی بعد چندین سال پیدا کردند الان بشینن سر سفره رسائل سیر و سلوک علامه طباطبایی. که برای اینکه رساله رو بنده دست بگیرم چه ها که نکردم. چقدر به خودم اذیت کردم خودم را و چقدر توسل ها کردم که این بارش کمر ما رو خم نکنه. این از این حیثم یک مقدار من اجازه بدید که تأمل کنم. امشب یک مقدار مقدمه داریم باید با دوستان دیگر مشورت کنیم ببینیم آیا با توجه به اینکه اکثر حالا خواهرها رو من خیلی متوجه نیستم آمار میگیریم ازشون. خواهرها شنیدم که توی این خطه و در این محله عاشقان حضرت استاد [سرفه] حضرت علامه حسن زاده علیک الرحمة والرضوان زیاد هستند مخصوصاً از میان خواهران.
این دست بال ما رو باز میکند که مباحث حکمی و عرفانی رو در بحث عملی عقل عملی بتونیم به راحتی بیان کنیم. اما بیمقدمه رفتند سمت اینها یک مقدار جفاست. میترسم این اقدار چهرهها رو میبینم نگران شدم. [سرفه] اجازه که دو سه تا مقدمه عرض کنم. احتمال بسیار زیاد که امشب دیگر با توجه به فضای جلسه من ورود به کتاب نمیکنم. یک چند تا مقدمه به درد بخور تقدیم کنم. اولاً الیک بارها در کتاب در جلسات معرفت نفس مسجد بلال میدیدم که بعضی از دوستان از همان جلسه هم تشریف آوردن. بارها قرآن میفرماید [سرفه] الیک یصعد الكلم الطيب. ماشاالله شما حافظ قرآنید دیگر. الیک یعنی به سمت کی؟ مثل که و انا الیک راجعون. این کلمه طيب چیک که بالا میرود؟ ما چه میدونیم چیک؟ باید ببینیم که بزرگان جامع الاطراف ما زیل این آیک چه کردند؟
از بسیاری از بزرگان دیدیم و از حضرت استاد شنیدیم حضرت علامه که این کلمه طيب روح مؤمنه. روح مؤمن الیک یصعد الكلم الطيب. یادتون باشه حافظای قرآن صرفاً به حفظ ظاهری نپردازن. انشاالله به امید خدا مفاهیم یواش یواش انشاالله راه بیفتید تو وادی تفسیر انسی آیات نه فقط تفسیر آفا- آفاقی. [نفس عمیق] پس آن کلمه طيبی که یصعد الیک یصعد و میرود به سمت حضرت حق چی شد؟ مؤمن هم مطلقاً هر کجا در قرآن میفرمود مؤمن منظور کسیست که ولایت امیر المؤمنین رو پذیرفته. ایمان اسم مولامون علی در قرآنه. از این جهت به شما میگویند مؤمن که پذیرفتید ایمان آوردید به ولایت امیر المؤمنین. این روح مؤمن یصعد. اصلاً خودبهخود نقش روح مؤمن در این عالم به گونهای تعبیک شده که الیک یصعد صعود میکند. اما چی به این صعود ارتفاع میده؟ والعمل الصالح يرفعه.
عمل صالح ارتفاع میده به این صعود مؤمن. حالا کدوم عمل صالح؟ چرا من نماز میخونم نماز دیگر بهترین اعمال صالحه این همه کارهای خیر عبادت انجام میدم اما احساس ارتفاع نمیکنم. یعنی احساس نمیکنم خیلی به معراج رفته باشم و چیزی دستگیرم نمیشود. پیداست که این عمل صالح هر عملی نیست. باز باید رجوع کنیم به کارشناس. حضرت استاد چه در شرح اشارات شیخ رئیس چه در شرح فصوص ابن عربی چه در شرح مصباح العنس ابن فناری چه در اسفار الملا صدرا در شرحشون بارها و بارها از ایشون شنیدیم اصواتش موجوده رجوع کنید. ایشون فرمودندد والعمل الصالح يرفعه آن عمل صالحی که ارتفاع میده به روح مؤمن معرفت است. منظور از آن عمل صالح معرفت است. خیلی بخواهیم [سرفه] خیلی بخواهیم دست پایین بگیریم میگیم عملی که همراه با معرفت باشد.
[نفس عمیق] آن معرفت اینجا اسمش چیک؟ الان ما سر کلاس ابتدا با مقدمات میخوایم بریم جلو. اینجا دیگر جلسه منبر که نیست. شما از من منبر متع- متعارف بخواید که خطابی و اقناعی حرف بزنیم. یک چیزی بگوییم شما خوشت بیاید. آقا اجا یک داستان بگو یک مثال بزن ما بفهمیم. همین که میگی مثال بزن معلومه بنیک نفست ضعیفه مثال مال رتبه مثالی توئه. وقتی براهین عقلی پیاده میکنی با کیفیت عالی از کتب بزرگان میگوید نمیفهمم. این یعنی هنوز دستش به عقل وجودش نرسیده. میگوید یک مثال بزن بفهمم. مثال رتبه مثال مادون رتبه عقله. یعنی خودت رو تنزل دادی. اینجا دیگر نباید اینطوری باشه. اینجا باید همه گوش به زنگ باشید علم رو مقید کنید با نوشتن. شخصی آمد پیش پیغمبر عزیز عالم گفت ما وقتی پیش شماییم حالمون خیلی خوب و خوشه. تو حرمی چقدر حالتون خوشه
مقدمات سیر و سلوک
وقتی میرویم بیرون حالمون بد میشود. آن حس حضور رو دیگر نداریم. همه ما اینطوری هستیم. میدونین حضرت چی فرمودند؟ خدا حفظ کنه حضرت علامه جوادی آملی رو. برید محضرشون تا از دست ندادیم این بزرگوار رو. شهید مطهری فریادش بلند بود. شهید مطهری فرمود وای از آن زمانی بگردی یک علامه طبع طبایی پیدا نکنی. شهید مطهری ما دیگر نداریم. یک انگشتشمار هم دیگر نیستن. این نهیب رو امشب از طرف صاحب مجلس به خودتان بگیرید. بیفتید به راه و سریع خودتان رو در معرض نفس اینها قرار بدید. وای از زمانی که بگردی یک علامه طباطبایی پیدا نکنی یک علامه حسن زاده پیدا نکنی یک علامه جوادی آملی پیدا نکنی. این دو تا آخریش از خودم بود. وای بر ما از آن روز.
آقای جوادی آملی وقتی که طلبهها میخواستن تعطیلشن برن برای تبلیغ میفرمود هر جا رفتید شب اول به همه این حدیث رو بیان کنید از طرف پیغمبر طرف عرض کرد آقا وقتی پیش شماییم حال میرویم بیرون حالمون بدهد. پیغمبر فرمودند به من چرا گلایک میکنی؟ آن طرف تعجب کرد یعنی چی؟ به دستم چرا گلایک کنم؟ مگه این دست من چه کرده؟ به نظر شما پیغمبر چی فرموده باشن خوبه؟ فرمودند چرا وقتی در محضر مایي آنچه که میشوندوی نمینویسی با دستت؟ چون نمینویسی فراموشت میشود و از حالت ذکر بیرون میروی. هر کسی هر کجا نشسته در محضر هر کسی چه بیسوادی مثل من چه علما باید دست به قلم باشه باید بنویسه و الا برکت نمیکند. برکت ندارد آن موقع عمرت. حالا بحث شد بحث عقل عملی و عقل نظری بود.
آنجایی که [سرفه] [موسیقی] ولعمل الصالح یرفعه عمل صالح ارتفاع میده معرفته. با سیر درس و بحثمون بخواهیم حرف بزنیم اسمش هست معرفت. عقل نظریک یا عملیک؟ معرفت نظریک در حوزه نظره عقل من حیث المجموع میگویند عقل نظری. تا کسی با بال عقل نظری یعنی معرفت بال عملش رو کمک نده. ما دو تا بال داریم. یک بالمون عقل عملی یک بالمون عقل نظری. علم و آگاهی و دانش که العلم نور يقذفه الله فی قلب من یشاء من عباده. خدا هرکیو دوسش دارد به نور علم مزین میکند وجودشو. تا عمل ما همراه با عقل نظری نباشه یعنی با معرفت نباشه ما یک بال با یک بال کدوم پرنده است با یک بال بتونه پرواز کنه؟ نمیتوانی پرواز کنی. لذا نمازمون معراج نیست. الصلاة معراج المؤمن برای من رخ نمیده. الهی است ادل کلما طی. من چیزی نمیفهمم از سعود. حیات میرم هیچی حالیم نمیشود.
ببخشید جسارت میکنم. حرم میرم وقتی مواجه میشم قیامت صغرام رخ میده با امام انسان کامل مواجه میشم. زیارت -حضور ظاهر عند المذور مقام اندیته. میرم عند امام رضا حضور ظاهر محضر حضوره. حاضر میشی من هیچی نمیفهمم و از کسی که صورت میگیرد قدر و اندازه تو همانجا مشخص میشود. تو چه بارقهای از این آقا گرفتی؟ چه وزنی در خودت از این آقا داری؟ چه مقدار از ولایت این حضرت رو اخذ کردی؟ هیچی حالیم نمیشود. بیخود نگو به خودت که من ولایتیام وقتی در محضر امام قرار میگیری باید به هم بریزی قیامتت قیام ب-باید بکند. همینطور دارم یک چیزایی وقت شما رو میگیرم. اگرچه این حرفها حرفهای بسیار به درد بخوریک اما نسبت به سیر بحث من دارم جسارت میکنم بازی با کلمات میکنم الان. چون مواجه شدم با اکثر چهرههایی که نمیشوند.
انشاالله شما از ما بهترید. قطعا همینطوری هست از ما جلوتری. اما من بیرم که شما سیر مقدماتی داشتید به هر حال میبینی میروی حرم هیچی حالیت نمیشود. قیامت و پیغمبر عزیز عالم این دو تا انگشت منو نگاه کنید. این دو تا انگشت مبارک [سرفه] بهش میگویند انگشت چی؟ این را انگشت نشانه. این دو تا انگشت نشانه رو که حضرت استاد روحتشون شاد نشانهای دادند برای اینکه چرا به این دو تا میگویند انگشت نشانه. این دو تا انگشتو به این صورت با هم چسبوندن. پیغمبر عزیز آل فرمودند انا همه منو. اگر نمیخواید گوش بدید خواهشا برید بیرون از جلسه. انا والقیامة من و قیامت این دو تا رو به هم چسبوند فرمود کهاتین. من و قیامت مثل این دو تایی. به نظر بنده حقیر با درس و بحثهایی که از بزرگان اخذ کردیم به قدر عقل آنها صحبت کرد پیغمبر.
کلّم الناس على قدر عقولهم. و الا اگر میخواست درست به عقل به عقل غیر مشوب به وهم سخن بگوید پیغمبر یک انگشتش رو میآورد بالا نه دو انگشت و میفرمود انا القيامة. مگه امیرالمؤمنین روایت نداریم؟ مرحوم ملا سید حیدر آملی را. من کتاب ایشون رو حالا یک مقدار سنگینه برای خیلی از ماها. کتاب جامع الاسرار ایشون. ی که مسجد بلال میان آنها دیگر وقتشه این کتابو بگیرن. جامع الاسرار ملا سید حیدر آملی. [سرفه] ایشون اوایل آن کتاب ادعا میکند که اگر بخوام آنچه که پروردگار سبحان به عنایت سبوحی خودش بر قلب من جاری کرده از حقایق بخوام کتابش کنم ایشون میفرماید من اولین بار که این را دیدم خودم باور نکردم. دل مریض اینه دیگر. فکر کردم بالاخره [نفس عمیق] یک قلو بیصورت گرفته. اگر بخوام آنچه که به من عنایت شده بنویسم
اگر تمام دریاها جوهر بشود تمام درختها قلم بشود جن و انس و ملائکه دست به دست هم بدن نویسنده بشوند نمیتوانند بنویسند آن چیزی که خدا به من عنایت کرده. بعد خیلی شیرین که یک روز از حضرت استاد میگم استاد مطلقاً اسم استادو میبرم مطلقاً یعنی علامه حسن زاده این را بدونین. علامه حسن زاده علیک رحمة الله تایید کردند. قبل از تایید علامه یک مقدار تو ذهن من خلجانی بود. علامه فرمودند راست گفته آقا واقعاً اگر میخواست بنویسه اینطوری بود. یک کشف خود حضرت استاد بعد از نماز عصرش میشود یک کتاب. حضرت علامه یک حالت مکاشفه براش پیش میآید یک کشف یعنی یک آن یک مقدار صحبتهای من متفاوته از صحبتهای بحث معرفت نفس که در مسجد بلال یا لقاء الله که در یا زهرا داریم ی که از آنجاها آمدند امشب چون بحث عملیک یک مقدار متفاوته.
باید در این حوزهها حرف بزنیم یک ذره. آنجا زیاد از این حرفامو نزدیم. یا خود ابن عربی که زعیم ما بنیانگذار انقلاب ما که انفجار نور بود حضرت امام روحش شاد. مگر عقلای آدم اندیشمندان عالم رو دعوت نکرد به کتابهای ابن عربی چرا ما نه بودن از بسیج و بسیجی بودن حضرت امام میزنیم یک دونه از این کتابها رو ورق نمیزنیم. بله صحیفه سجادیک و نهج البلاغه و متن قرآن رو هم دعوت کرد اما فرمود تفاسیر اینها در این کتابهاست. تو کتابهایی که حالا بعدها یواش یواش برای شما اسم میبریم میاریم اینجا از روش برای شما میخونیم. چرا ما از اینها حرف نمیزنیم؟ ابن عربی یک دونه از قریب به هزار جلد کتابی که دارد عثمان یحیی در کتابش عناوین ابن عربی رو فقط کتابهاشو مینویسد یک عنوانش تفسیر قرآن نود و پنج جلده.
معرفت نفس و رب
حالا حضرت استاد هم تصحیح فرمودند. فرمودند من خودم دیدم شمردم نزدیک نهصد نهصد قریب به هزار عنوان جلد کتاب. در بیست و هفت فصل هر کدومو زده به یکی از انبیا و هر کدومش تفسیر انفسی آیات و روایات برای من و شماست که خودم ران رو در مشرب ابراهیمی موسیوی اینها ببینیم و آن لحظه ما باید چه کار کنیم. همشم با آیات قرآنه. یک کشفش از پیغمبر عزیز عالم کتاب فسوسه که عقلای عالم رو به هم ریخته شرح چه کردند زایل کتاب فسوس. ما در مسجد بلال از رو کتاب فسوس برای شماها زیاد حرف زدیم. میدانید متنش چقدر سنگینه. این رو چگونه اخذ کرد پیغمبر عزیز عالم؟ توی حالت کشفی که به ایشون دست داد یا رؤیتی کرد پیغمبر رو ملاقات کرد. همان مقدمه کتاب نوشته پیغمبر این کتاب رو تقدیم کردند به شیخ اکبر. فرمودند اخرج الی الناس.
برو به سوی مردم و مردم را از حقایقی که در این کتاب ما در قلبت به قلبت عنایت کردیم آن موقع که کتاب نبود تو حالت تمثلی عالم مثالش بود. حالا فرق عالم مثال با بیداری چیک؟ تو حوزهی نظر آنجا میتوانید رجوع کنید. حالا ما یک چیزکی برای شما در مقدمات میگیم که اگر خواستید ادامه بدید اینها رو هم قشنگ جا بیفتد. آن کتاب به صورت تمثلی عنایت شد به قلب ایشون در عالم مثال وقتی از آن حالت آمدند بیرون از حالت کشف این رو نوشتن از قلبشون جاری کردند بر کتاب. این کتاب کتب شده قرآنی هم که میخونیم و شما دارید حفظ میکنید این مرتبه نازله قرآنه. قرآن میفرماید "إن من شيء إلا عندنا خزائنه". آیا قرآن هم جزو آن هست یا نه؟ میفرماید هیچ چیزی نیست إلا پس همه چیز رو شامل میشود حتی قرآن. هنوز به این آیک رسیدید یا نه؟
آن نیز خزینه نه خزاین جمعه. خزانههاش پیش ماست. یعنی حقیقت قرآن مقامش اندیته در ذات حضرت حق بوده. چی شد که آمد این شد "وما ننزله إلا بقدر معلوم". هر چیزی رو نازل کردیم بقدر معلوم. قرآن آمد از رتبه واجب از رتبه وجود آمد تنزل پیدا کرد در اوس نزول إن لله. آمد به رتبه مادون این عالم هستی که بهش میگویند لاهوت تجلی اسماء و صفات حضرت حق آنجا قرآن یک طور دیگر است. از آنجا باز تنزل پیدا کرد آمد در رتبه جبروت عالم تعیین عقل اول عالم امیرالمؤمنین عالم امیرالمؤمنین عالم عقول که عقل ما از آنه. بعد از آن هم آمد پایینتر نازل شد میخواهد به دست ما دنیاییها برسه. ولی ما چه بهرهای میبردیم؟ آمد به رتبه ملکوت. قوه خیال شما از این جنسه. بهش میگویند رتبه مثال. در شما مثال متصل تو خودته.
بیرون از شما که بهش میگویند برزخ مثال منفصل بیرون از شماست. قرآن از عندالله آمد تا رتبه مثالی. پیغمبر در رتبه مثالی خودش در عالم خیالش اخذ کرد به قلب مبارکش که تابید نور قرآن که امام حسن در مسجد عزیزشم هستیم. امام حسن مجتبی کریم اهل بیت فرمودند پیغمبر عزیز عالم قلبش أوسع قلوب بود که قرآن برش نازل شد. و إلا نمیشد که نازل بشود. وارد بر عقل پیغمبر شد جبروتیک. از عقل وارد بر ملکوت که مثاله شد قوه خیال پیغمبر پیغمبر همان که رسید به قوه مثالش این را کتب کرد دیگر آمد تبدیل به جوهر شد و به کتاب شد که قرآن کتب شده. من و شما الان با این انزل مراتب قرآن در کاریم. با این هشت و نشت داریم. چه ر داریم از قرآن مثالی و از قرآن قرآن عقلی و قلبی و چه ر داریم؟ در صورتی که ر داشته. عارف عربی این کتابو از پیغمبر گرفت و رفت.
هنوز که هنوزه شره درمانده شرح فصوصاند. بعد علامه حسن زاده عارف عربی رو میبیند. ایشونو زیارت میکند. بعدا بعد از جلسه گوش منو نپیچونید. اینها که معاصر هم نبودن. بله عارف عربی مال حدود هفتصد سال پیشه. الان معاصرند زمان ماست. یعنی ایشون رو زیارت کردند یعنی کشفی حاصل شد. ایشون رو زیارت کردند. بعد از ایشون خواستن که شما چرا بیست و هفت حرف حروف همه بیست و هشت تاست. بعدم شما منازل مراتب انسان کامل رو انسانیت رو در قرآن آوردی بیست و هفت تا این همه در قرآن بله از پیغمبرودا گفته اما از آیا از حضرت مریم نگفته؟ از حضرت آسیک نگفته؟ از حضرت هاجر نگفته؟ حضرت زهرا چی گفت ای عالم؟ سیدة نساء العالمین من الأولین والآخرین. علامه دارد محاجه میکند با شیخ اکبر. شما چرا در بیست و هشت تاش نکردی؟ یک مقام در خصوص زن قرار ندادی.
به اسم یکی از این بزرگوارا. میدانید عارف عربی چی فرمودند؟ فرمودند این در حد و اندازه من نبود. این مسئولیت و مأموریتیست که پیغمبر عزیز عالم به شما واگذار کرده. بله الان میرم بله. [نام درستی] حکمتن. اسم- [نام درستی] فی کلمة فاطمیک. ما- فکر میکنم دو تا دهه- فاطمیک مسجد بلال این کتاب رو شرح کردیم. اینها رو دارم یک ذره کلمات تقریبا میکنم که بفهمیم ما کجای کاریم الان. ما چقدررر از عقل نظری دوریم. یک عزیزی از بچههای مسجد الان آقای روحانی میآید چند جلسه است مسجد بلال؟ بعد از سی و یک جلسه امروز آمد پیش ما جوان نورانی گفت: "میخواهم چه کار کنم؟ میخواهم زندگیمو کلاً بکنم کار و همه چی رو بذارم کنار فقط بشینم درس بخونم." ریشاشم مثل من تازه دارد سفید میشود. تازه فهمیده شما جوونا خوب گوش بدین این حرفا رو خسته نشین.
گفتم نه این کارو نکن. زندگیتم داشته باش کارتم داشته باش اما تشنه معارف باش آواره حتی بیابونگرد شو. چندتامون بیابونگرد عرفان نظری شدیم؟ چندتامون رفتیم جمعی از امام عصر استدعاء کردیم آن قلب مقدست رو به روی ما باز کن علمت رو به ما بدهد. فنزر الینا نظره رحیمه آن نظره رحیمه رو عرفان نظری گرفتیم چندتامون؟ رفتیم تو بیابونا زدیم به بیابون گفتیم آقا ما یا عاشق چشم و ابرو آقاییم یا شکمونو میخوایم پاس کنه یا کمردرد و پا درد بمونه به درد دل نیفتیم. این از عرفان نظری عقل نظری که ما تا حالا معمولاً هرچه که مباحث در این چند سال داشتیم دوستانی که امشب اولین باره بنده بیچاره رو میبینند تو حوزه عقل نظری بوده. میخواهم دلیل اینکه امشب یک مقدار من دست و پامو گم کردم به شما بگم. تقریباً از سال نود و شش
نود و هفت این حدودا ما افتادیم در این وادی و به فضل الهی مأموریتی به ما دادند و شروع کردیم به عنایت شهید حججی همش حوزه عقل نظری بوده. چه بحث قلب در قرآن که تقریباً پونصد جلسه شده بیست و ششمین قلب از قرآن رو گفتیم که شصت و بیست و شش تاشو تا حالا گفتیم. چه بحث لقاءالله که صد و تقریباً چهل جلسه دارد میشود. برنامهها که البته آن تو دلش عرفان عملیک عقل عملیک اما ما به صورت نظری توضیح دادیم. چه بحث معرفت نفس و مصطفی بلال. فقط یک جا بحث سیر و سلوک سید بحر العلوم رو تقریباً تو حوزه نظر ما دست گرفتیم. ببخشید در حوزه عمل اما آنجا هم باز نظری کار کردیم. جرات نکردیم وارد حوزه عمل بشویم یعنی عقل عملی. بال عملیمون فعال بشود. رساله سیر و سلوک علامه طباطبایی استاد علامه حسن زاده. این کتاب وزنش عرشیک.
ادب راه و مراقبت
یعنی واقعاً این کتابو کسی دستش بگیره کمر خم میکند. من خیلی میگم توسل کردم خیلی خیلی به امام رضا که به من اجازه بدن ورود کنیم. امشب که آمدیم شروع کنیم حالا چه خیریتی داشت یک مقدار از چهرههای نوجوون هم لذت بردم کیف کردم نورانیتشون که قرآنی هم هستن بغضهای دل ما رو هم باز کرد. لذت بردم واقعاً جای این نوجوونا و این جوونا تو جلسات خالیک. اصلاً این حرفا باید برای اینها پیاده بشود. از طرفی دست و پامو گم کردم از اینکه بیمقدمه ننمیدانم چه کنم. یک فرمایشی رو برای شما میخونم. یکی از شاگردان حضرت علامه این را خوب دل بدید. خدا بخواد هر جلسهای یکی از خاطرات از حضرت علامه طباطبایی رو برای شما. امروز هدیکمون این باشد. فرمودند که سوالی داشتن از حضرت علامه.
یک چیزی رو در خصوص جوانی حضرت علامه شنیده بودن خجالت میکشند بپرسن. میان تا چشمشون میافتد به چشمهای جذاب علامه طباطبایی سرشون رو میذار پایین. علامه میفرمایند که بگو راحت باش سوالتو از ما بپرس. ایشون میپرسن که "استاد شنیدم در ایام نوجوانی در ادراک درسها مشکل داشتید." علامه طباطبایی که بعضی از اساتید ما من ازشون خودم شنیدم که از نظر معنوی ما موندیم. وزن المیزان ایشونو کره زمین چجوری تحمل کرده؟ ما تا دست به قرآن نبریم و تفسیر انفسی آیات تقریباً نرسیم متوجه نمیشیم چه کرده علامه. "استاد شنیدم در ایام نوجوانی در ادراک درسها مشکل داشتید و دست عنایت خدا شما را به این مرتبه علمی رسانده است. درست است؟" حضرت علامه چی جواب بدهد خوبه؟
"استاد نفس عمیقی کشید و از ایامی گفت که برای یادگیری درسی با اینکه تمام همتش رو به کار بسته امتحانش را به بدترین شکل ممکن گذرانده بود." یعنی رفوزه تا جایی که استادش معلمش بهش میگوید هم خودت رو معطل کردی هم ما رو. علامه چه باید بکند؟ باید دست از درس و بحث بکشه و برود دنبال بازار و کار و سکه و بورس و طلا و بریم حالا یک پولی درآریم؟ میفرمود که غمگین و دلشکسته به تپههای اطراف پناه بردم. چند تامون از این کارا تا حالا کردیم؟ همانجا سر بر سجده میگذاشتم و با خدای خودم مناجات میکردم. به برکت همان دل شکسته و خاکساری مقابل محبوب به جایی میرسد این فرمایش رو فرمایش شاگردشونه که فرمود با عنایت الهی علامه فرمود با عنایت الهی دیگر برایم مسئلهای لاینحل نمیماند. همین فرمایش رو من از حضرت علامه حسن زاده شنیدم.
کیو شما پیدا میکنید در این دنیا بگوید هیچ مسئلهای نیست برای من غیر قابل حل باشه. هر مسئلهای رو حل میکنندد. در حوزه اصول ریاضیات موسیقی حتی هرچی علم تمام علوم. یک خاطره تقدیم میکنم خدمتتون. نزد حضرت علامه حسن زاده بودیم یک روز در اتاقشون جلسه خصوصی بود بنده و سه سه چهار تا دانشجو طلبه و هم رفته بودیم تماشاچی باشیم. من خیلی بی تربیتی کردم آن روز. یک سؤال زشتی از ایشون پرسیدم. الان میفهمم چقدر زشت بود این سؤال من. حضرت استاد نشسته بود تو اتاق شخصیش دور تا دورش دیوار کتاب بود کتابهای دستنوشت دیوار مثل دیوار آن وسط نشسته بود. کتابهای دستنوشت مال خود ایشون. ازشون پرسیدم که من شنیدم شما صد و بیست باب علم رو تخصص دارید. شنیده بودیم از اینها. ایشون اشاره کرد به این کتابها. فرمود بله اینها معصلش این کتابها.
بعداً متوجه شدیم که ایشون در مطلق علوم تخصص داشته. هر علمی رو شما اسم ببرید حتی معماری هندسه میدانید یک زمانی هندسه تحلیلی به زمان من کار میکردندد به بنبست خورد. اصلاً به بنبست خورد. دیگر نتوانستن ادامهش بدن. در حوزه دیفرانسیل آنالیز اینها کسایی که اساتید فن تو حوزه تو دنیا بعضی از این مسئلهها رو نتوانسته بودن حل کنن علامه حل کرد. چرا من و شما بیریم؟ ایشون یک آهی کشید این جمله رو به من فرمود. فرمود الان از سمپوزیومهای علمی کشورهای مختلف شرق و غرب اروپا دعوت میکنندد بنده برم. من میگم شما بیایید ایران. من دانشگاه که درس میدادم شصت تا تقریباً دانشجو نشسته بود تو درس ما دانشکده فیزیک دانشگاه تهران.
وقتی اسم علامه رو بردم با کمال تأسف باید بگم یک یا دو نفر یادمه فقط اسم ایشون رو شنیده بودن نه اینکه بشونداسن. آره یک آقایی بوده علامه حسن زاده. من و شما نباید به خودم ران بگوییم این مفخر علمی رو این چنین به فراموشی بسپاریم. چند تا از کتابهای ایشون رو ما خواندیم؟ چند تا کتاب از حضرت استاد دستمون گرفتیم؟ در صورتی که ایشون کتابی دارد که همین شما نوجوونها میتوانید بخونید. علامه کتابی دارد که شما نوجوونها میتوانید بخونید. بعد این کتابها چه کار میکند با ما؟ راه رو برای ما باز میکند. ما تازه میفهمیم اصلاً خودم کیم تا نخونیم نمیفهمیم. هیچ چارهای هم نداریم. حالا یک مقدار برای شما زوده اما برای ی که سن و سالشون بالاتره جسارت میکنم برای ون نصرالله بلال که این رو گفتم به دو سه وجه حضرت استاد این را فرمودند.
یک وجهش پشت کتاب اشارات شیخ الرئیس از طرف حضرت استاد نوشته شده. من برای شما میخونم. همان آقایی شیخ الرئیس که حضرت رهبر ون جانم به فدایش آن موقعی که پیرامون جهاد تبیین سخن گفتند تقریباً سال گذشته هنوز یک سال هم نشده از عظمت شیخ الرئیس فرمود همین بس که هنوز کتابهای ایشون در آکادمیهای خارج از کشور تدریس میشود. رهبر فرمودندد که کدوم عالمو شما پیدا میکنید بعد از حدود هزار و صد سال کتاباش هنوز رو بورس باشه به قول امروز پشت جلد این کتاب فرمایش حضرت استاده. میفرماید قسم به جان خودم. اینها جانشون از سر راه گیر نیاوردهاند قسم بخورند. آن کس که فهم مطالب تمهید القواعد اینها رو ابن ترکهست در حکمت و فلسفه و شرح قیصری بر فصوص الحکم
فصوص ابن عربی که گفتم و مصباح الانس که مال ابن فناری سنگینترین کتاب عرفان نظریست و اشارات و تنبیکات که این یک جلدهش الان دست منه و شفا و و شفا باز مال شیخ الرئیسه و اسفار که مال ملا صدراست و فتوحات مکیک. روضیکش نشده میگوید فهم این چند تا کتابی که من اسم بردم کسی که روضیش نشده. نمیگوید نخوانده باشهها. میگوید خوانده ولی نفهمیده. تازه خواندهام اما نفهمیده. فهم تفسیر انفسی آیات قرآنی و جوامع روایی روضیکش نمیشود. نه از قرآن بهرهای میبرود نه از روایات اهل بیت. این فرمایش جامع الاطرافیست که رهبر عزیز ما اینها باز به عهدی نمیدن تو وادی علم. تنها کسی که لقب ذو فنون رو بهش داد علامه حسن زاده بود.
حقیقت توحید
طرف فرمود بهش گفتند آیت الله العظمی علامه فلانی رهبر تو آگهی تسلیت مثلاً میفرماید حجت الاسلام حتی والمسلمین هم میبینی آقا نمیآورد. بیخود کسی رو بالا نمیبرود که. ولی در خصوص علامه فرمود ذو فنون ذو فنون یعنی علامه. اینها رو من دارم امشب میگم خدمت کسانی که دوست دارن این کلاس رو با ما همراه باشن بدونن ما پشت سر چه انسان جامع الاطرافی قرار گرفتیم و چه کتابهایی رو دست گرفتیم. از این جهت یک مقدار بله آدم بال و پرش رو میریزد بالاخره به یک زلزلهای ولوله ای تو وجودش میفته. خطره آقا خطیره خیلی. اگر دوست داشتید انشاالله که این جلسه رو با هم ادامه بدیم. لطف کنید به آقای گندمکار حالا خانوما خانمهایی که جدید هستند به خانم گندمکار آقایون هم به آقا مسعود گندمکار غالباً باید بشونداسید ایشون. شماره موبایلتونو برسونید
تحصیلاتونو بگویید چه خانوما چه آقایون. بعد پیشنهادتونو نسبت به ادامه این جلسه بدید. اگر میخواید ادامه همین مبحث سیر و سلوک اولیک علامه طباطبایی رو برین که دیگر خدا باید خیلی منو کمک کنه که من بتونم این اثر گران سنگ رو به به گونهای تدریس کنم که هم نوجوان ده دوازده سالهای که اینجا نشست-نشسته بیهیچ مقدمهای آن نیز یک چیزی گیرش بیاید تا آن کسی که از شما میدونم در بین شما دکترای عرفان و فلسفه نشستند. از ی که چندین ساله سر این سفرهاند آمادهاند فقط حرفو بگیرن. دیگر آنو باید توسل کنیم اهل بیت منو کمک بدن. چیز جدیدی به نظرتون هست میخواید آن رو ادامه بدین آن رو شروع کنیم از جلسه بعد ما در خدمتتون هستیم. از یکشنبه هفته بعد. این هفته توسل به حضرت زهرا کردیم و مقدار مجلسم طول کشید اما خیلی باصفا بود
بنده شخصاً خیلی بهره بردم. [نفس عمیق] یک نکته آخری رو هم تقدیم کنم و شما رو به خدای بزرگ بسپارم. تبرّک هم امروز برای اینکه بتونم با دست پر بیام نشستم پنجاه و هفت نکته در این کتابی که دست منه هزار و یک نکته علامه حسن زادهست. چرا هزار و یک کلمه عدد امام رضا هست هزار و یک. علامهام آنچه که از جهت علمی بهشون افاضه شده از امام رضاست. ماجراشو برای شما میگم یک وقتی. از امام رضا اینها رو اخذ کردهاند. دیگر تصمیم میگیرد کتابها رو هزار و یک تصمیم میگیرند هزار و یک درس در معرفت نفس بنویسند و بگن و بنویسند. صد و پنجاه و سه درسشو میگویند انقلاب میشود بقیک رو با عناوین دیگر میگویند. انسان در عرف عرفان. انسان در عرف عرفان. مثلاً عیون مسائل نفس. اینها همه شصت و شش اصل از چشمههای معرفت نفس. اتحاد عاقل به معقول.
یکی از سنگینترین رساله های ایشون در وادی عقل نظریست. انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه. عرض شود گنجینه گوهر روان. همینطوری ایشون میروند دهها کتاب مینویسند همشام سیر معرفت نفسه. یکی از آن کتابا همین هزار و یک نکتهست. کسایی که این کتاب رو دارن پیش از اینکه ما در هر جلسهای یک دونه از این نکات رو بگوییم نیت داشتیم هر جلسهای بگوییم یعنی به نظرم حدود مثلا دویست جلسه این کتاب حرف میگیرد از ما. کتاب علامه طباطبایی. اگر بریم سر سفرهش دویست جلسه گفتیم نظرات علامه حكیم انصاری و دیگران را پیرامون سیر و سلوک در هر جلسهای یک دونش رو بگوییم. مثل اینکه در مسجد بلال شمعون هدیک تقدیم میکنیم از اذکار و اوراد و خطوطات. اینجا دیگر اذکار و اوراد و خطوطات نگیم هدیکمون نظر بزرگان پیرامون سیر و سلوک باشه. در هزار و یک نکته
پنجاه و هفت نکته فقط در خصوص سیر و سلوک دارد علامه. میخواهم به فضل الهی تقریباً کوتاهترینش هم هست برای شما عرض کنم. به سار حضرت استاد این دیگر آخرین هدیک امشب ما به شما باشه. البته عرض کنم این کتابو از هزار و یک نکتهای که این تو هست شاید کسی بدون مقدمه برود توش خیلی جسارت میکنم منو ببخشین. خیلی جسارت میکنم شاید یک نکتهشو فقط متوجه بشود. کسی بدون مقدمه برود در این کتاب یک نکتهشو. آن نیز برای اینکه جسارت به کسی نشه گفتم یک نکتهشو. اولین نکتهای که حضرت استاد در خصوص حقیقت سیر و سلوک دارن. تو مسجد امام مجتبی که عقل عالمه. شیخ حر عاملی مشهدیها زیاد برن زیارتشون. در صحن انقلاب دفنهاند که از امام زمان یک جرعه آب خورد زنده شد. جریانش مفصل رو برای شما میگم.
ایشون در کتاب وسائل شیعهش روایت دارد که بعد از غار سبحان تمام حکمت رو به امیرالمؤمنین علی بخشید. کسی دنبال حکمت میگردد در خونه مولا رو بزنه. جمال همه رو بخشید به حضرت زهرا. کسی میخواهد تو چشم خدا بگیره قرار بگیره یعنی خدا چشم خدا بگیرتش اینطوری بگوییم. عشق همه رو بخشید به ابا عبدالله الحسین. کسی میخواهد خدا عاشقش بشود راهش امام حسین و تمام عقل رو خدا بخشیده به امام حسن مجتبی. چقدر ما غافلیم از این آقایی که اسمش روی مسجده. این مسجد و صاحبش رو گواه میگیرم. این چهار خط اولین فرمایش علامه حسن زاده در نکته سی و پنج رو اگر بخواهیم بازش کنیم که علامه این تو چی فرموده؟ یعنی بخواهیم نسبت به فرمایشات خودش تو فلان کتاب فلان ردپاهایی که از این فرمایش تو کتابهای دیگر دارد اینها رو جمع کنیم یک مجموعهای بشود اصلاً.
اسم کتابم بذارین نکته سی و پنج در سیر و سلوک. گفتم چی رو گواه میگیرم؟ چهل جلسه زمان میخواهد. فقط بگوییم که چه ره در این کلمه. حالا من تو چند دقیقه میخواهم این را برای شما بگم و برم. میفرماید بعضی از اهل وحدت میگویند که سالکان بر دو قسمند. این هدیک امشب ما به شما باشه. مخصوصاً خجالت کشیدم دیدم بعضی از شهرستان از مشهد اینها آمدند. گفتم دیگر یک چیز دیگرای بگم این بندگان خدا دست خالی نرن. بعضی از اهل وحدت میگویند که سالگان سالکان بر دو قسمند: قسمی ارضی و قسمی سماوی. یعنی قسمی سیر و سلوک در عرض میکنندد در زمین و بعضی طیران و جولان در سما میکنندد. مرکب سالکان ارضی حالا اینجا غوغا اینجاست. من ننمیدانم با چه چه جوری عظمت این فرمایش علامه رو به شما القا کنم. دست و بالم بستهست. چقدر عالی فرمایش کرده.
فرمودندد مرکب سالکان ارضی فلان است حالا مخصوصاً دو چند نکته فلان است. خسته نخواید و براق براق همان مرکبی که به سرعت بیش از نور در حرکته و براق سالکان سماوی چند نکته است. حالا آن مرکب شایان توجه است در خصوص سالکان ارضی میفرماید مرکب. در خصوص سالکان سماوی میفرماید براق. یعنی سرعت به شدت به سر بالاتر از سرعت نور. سبحان الذي أسرى بعبده ليلا من المسجد حرام إلى المسجد الأقصى الذي درست میخونم؟ آیک اول سوره اسراءه. یعنی رفته تمام عوالم هستی رو دیده برگشته وقتی میرفت ردای مبارک خود این ابریق حالا پارچ هرچی افتاد آبش داشت میرفت. برگشت دید هنوز آبش دارد میرود صافش کرد. به چه سرعتی رفته تمام عوالم هستی رو طی کرده. این قدرت در انسان هست.
ثمرهٔ سلوک
رساله سیرت سولی که علامه طباطبایی میآید راه رو به ما نشون میده ما چگونه سوار این براق بشویم. چرا سوار نشیم وقتی در من و شما تعبیک شده اسباب لازم حالا بهتون بگم جمله رو کامل کنم. مرکب سالکان ارضی ذکر است. باز خرونی از کور کون؟ مگه چیزی بالاتر از ذکر هم هست؟ حتما هست که در سالکان ارضی میفرمود ذکر. همه ما دنبال ذکرییم. حاج آقا یک خط بدهد یک ذکر بدهد ما گرهمون باز شه. یک شبه راه صد ساله بریم. حاج آقا یک ذکر بدهد ما همیشگی بفهمیم. و براق همین شاید برای هر کسی که از شهرستان آمده از از کجا از گوشه کنار تهران کوبیده آمده خسته شده. آی عجب چه سرعت میم. غلطی کردیم آمدیم استاد همش دارد حرافی میکند. همین یک دونه بسشونه. و براق سالکان سماوی اه به فکر است.
و يتفكرون في خلق السماوات والأرض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانك فقنا عذاب النار. فکر چقدر ما ازش بهره بردیم. ازم عرض شده ولی یادتون هست حضرت استاد. دیگر قول میدم این حرف آخرم باشه. حضرت استاد فرمودند که تو اهل فکر باش خودبهخود اهل ذکر میشی. اما اهل فکر نباش به ذکر هم نمیرسی. بعد اشاره کردند به آیک صد و نود و صد و نود و صد و نود و یک آل عمران باید باشه. إن في خلق السماوات والأرض واختلاف الليل والنهار لآيات لأولي الألباب. اینها آیکهای خدا. پیرامون آیک خیلی ما حرف داریم برای شما. این آیات قرآن برای کیک؟ برای آن لأولي الألباب. برای آنان که مغزشونو تعطیل نکرده. بعد چی میگوید فرمود حالا آنان رو میخواهد بگوید کیان. الذين يذكرون الله رفت سراغ ذکر. يذكرون الله قيام وقعودا وعلى جنوبهم. لمیده در هر حالت يذكرون.
فعل مضارعه دلالت بر استمرار. دائم مشغول ذکراند. دوباره آنان رو میخواهد توصیف کنه قرآن. وصفشون رو بگوید ما توصیف نداریم. اینجا موقعظه علمیک است آدم باید عالمانه حرف بزنه دیگر. بعد همان اهل ذکر رو چگونه بیان میکند؟ و يتفكرون في خلق السماوات والأرض. حضرت استاد میفرماید قرآن ذکر رو گذاشته بین دو فکر بین دو تا مغز و فکر. میگوید تو اهل لب خدا تو رو به ذکر میرساند. این جلسات بلایی که سر ما میآورد همینه. ما رو اهل تدبر و تقق- تدقق یعنی دقت نظر به بار نشستن تحقيقه. تدبر به اینها میکشاند. امیدوارم انجام بدین. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. والحمد لله رب العالمين. یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.