د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱
دارای متن همگام
مقدمات سیر و سلوک
رساله سیروسلوک عملی1
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱:۰۰:۱۴
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## مقدمات سیر و سلوک
۳:۰۸
## معرفت نفس و رب
۲۲:۳۰
## ادب راه و مراقبت
۳۳:۳۹
## حقیقت توحید
۴۴:۲۵
## ثمرهٔ سلوک
۵۵:۳۶
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین ومن شر نفسي ومن شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایاک نعبد وایاک
نستعین. الحمدلله على کل نعمه
واسأل الله من فضله.
اللهم صل وسلم وزد وبارك على
صاحب الدعوة النبوية.
و الثقل الحیدریه و العصمة الفاطمیه و الحلم الحسنیه
و الشجاعة الحسینیه و العبادة السجادیه و المآثر الباقریه و الآثار الجعفرية
و العلوم الكاظمية و الحجج الربانیة و الجود التقویة و النقاوة المقویة و الهیبة العسکریة
و الغیبة الالهیه.
اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه
واجعلنا من خیر اعوانه وانصاره
وشيعته والمستشهدین
بین یده. السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
پروردگار سبحان رو شاکرم از اینکه
در این جلسه پرنور
حضور دارم توفیق شد.
الحمدلله که جلسه اول ما در بحث عقل عملی
با دو ویژگی شروع شد.
یکی فاطمیه بود و
به عطش وجودی شما
عزیزان ما روضه حضرت صدیقه شهیده خوندیم و
این مقدمات پاک شدن دلها جهت اخذ حقایق و طلبی
معارف رو میکنه. بسیاری از بزرگان قبل از درس و بحث
متعارف حوزه شون حتی
ولو شده یه مداح بدصدایی مثل بنده رو هم دعوت میکردن میگفتن یه سلام و یه روضه نمکی
تقدیم کنم به اباعبدالله.
بعضی از این طلاب
خوش مقدس اشکال کردن که استاد شما وقت ما رو میگیرید.
میایم اینجا از راه دور دو کلام یاد بگیریم.
شما با این سلام به ارباب و روضه و اینها وقت ما رو میگیرید.
به جای اون میشه دو تا
جمله بیشتر تحصیل علم کنیم.
امثال میرزای بزرگ شیرازی،
میرزای قمی اینها
میفرمودن در چه اندیشهای هستید که وقتی شما وارد
جلسه میشید یه ابر سیاهی رو سرتون رو گرفته.
یه غبار معصیت، غبار غفلت،
تاریکی گناه از محیط گناه پاشیده تو اومدی تو جلسه.
به محض اینکه این عزیزم صلی الله علیک اباعبدالله میگه این غبارها میره.
باعث میشه شما درس رو خوب بفهمید.
اینو حواسمون جمع باشه. این یه ویژگی.
ویژگی دوم اینکه هرچی نگاه میکنم
الحمدلله قرآن آموزان غالباً
نوجوان و جوان این نفوس پاک شما
که دیگه هم مثل ما آلوده نیستید.
شما الحمدلله نفوس تون پاک و مستعده
باعث میشه که ما هم زبون درازی کنیم زبونمون باز بشه فقط یه مقدار
دست بال ما بسته میشه از حیث بالاخره
ظرفیت پذیرش شما.
بسیاری تون مقدمات هنوز ندیدید.
خب کتابی هم که ما دست میگیریم
قرار بوده یعنی دست بگیریم.
نمیدونم امشب یه مقدار مردد شدم چه کنم.
اصلاً ورود به این کتاب بکنیم با این وضعیت یا نه؟
یا مبحث دیگری رو دست بگیریم.
کتاب، کتاب بسیار گران سنگ و
ویژگیهای عرشی داره.
مقدمات میخواد. ما چندین سال مقدمه چیدیم چیدیم.
عزیزانی که همراهن با
جلسات ما
تحت بیرق یا زهرا یا جاهای دیگه مسجد بلال امثالهم
آمادگی بعد چندین سال پیدا کردن الان بشینن سر سفره
رسائل سیر و سلوک علامه طباطبایی.
که برای اینکه رساله رو بنده دست بگیرم چه ها که نکردم.
چقدر به خودم اذیت کردم خودمو
و چقدر توسل ها کردم که این بارش کمر ما رو خم نکنه.
خب این از این حیثم یه مقدار من
اجازه بدید که تأمل کنم.
امشب یه مقدار مقدمه داریم باید با دوستان دیگه
مشورت کنیم ببینیم آیا با توجه به اینکه اکثر حالا خواهرها رو من خیلی متوجه نیستم آمار میگیریم ازشون.
خواهرها شنیدم که توی این خطه و تو این محله عاشقان حضرت استاد
حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمة والرضوان زیاد هستند مخصوصاً از میان خواهران.
خب این دست بال ما رو باز میکنه
که مباحث حکمی و عرفانی رو
در بحث عملی عقل عملی بتونیم به راحتی بیان کنیم.
اما بیمقدمه رفتن سمت اینها یه مقدار
جفاست. میترسم این اقدار چهرهها رو میبینم نگران شدم.
اجازه بفرمایید که دو سه تا مقدمه عرض کنم.
احتمال بسیار زیاد که امشب دیگه
با توجه به فضای جلسه من ورود به کتاب نمیکنم.
یه چند تا مقدمه به درد بخور تقدیم کنم.
اولاً الیه بارها در کتاب در جلسات معرفت نفس مسجد بلال میدیدم که بعضی از دوستان از همون جلسه هم تشریف آوردن.
بارها عرض کردیم قرآن میفرماید الیه یصعد الكلم الطيب.
ماشاالله شما حافظ قرآنید دیگه.
چی بالا میره؟ یصعد
الیه. چی بالا میره؟
الكلم الطيب. الیه
یعنی به سمت کی؟ حضرت حق.
مثل که و انا الیه راجعون.
این کلمه طيب چیه که بالا میره؟
خب ما چه میدونیم چیه؟ باید ببینیم که بزرگان جامع الاطراف ما زیل این آیه چه کردن؟
از بسیاری از بزرگان دیدیم
و از حضرت استاد شنیدیم حضرت علامه
که این کلمه طيب روح مؤمنه.
روح مؤمن الیه یصعد الكلم الطيب.
یادتون باشه حافظای قرآن
صرفاً به حفظ ظاهری نپردازن.
انشاالله به امید خدا مفاهیم، تفاسیر، تأویل.
یواش یواش انشاالله راه بیفتید تو وادی تفسیر انسی آیات
نه فقط تفسیر آفا- آفاقی.
پس اون کلمه طيبی که یصعد الیه یصعد و میره به سمت حضرت حق چی شد؟
روح مؤمن. مؤمن هم مطلقاً هر کجا در قرآن میفرمود مؤمن منظور کسیست که
ولایت امیر المؤمنین رو پذیرفته.
میدونید که امام باقر صلوات الله علیه فرمود امیر المؤمنین جد ما در قرآن اسامی دارد یکیش ایمانه.
ایمان اسم مولامون علی در قرآنه.
از این جهت به شما میگن مؤمن
که پذیرفتید ایمان آوردید به ولایت امیر المؤمنین.
خب این روح مؤمن یصعد.
اصلاً خودبهخود نقش
روح مؤمن در این عالم به گونهای تعبیه شده که
الیه یصعد صعود میکنه.
اما چی به این صعود ارتفاع میده؟
بقیه آیه چیه؟ آفرین.
والعمل الصالح يرفعه.
عمل صالح ارتفاع میده به این صعود مؤمن.
حالا کدوم عمل صالح؟
چرا من نماز میخونم، نماز دیگه بهترین اعمال صالحه، روزه میگیرم،
اون ترک، این فعل. این همه کارهای خیر، عبادت انجام میدم
اما احساس ارتفاع نمیکنم.
یعنی احساس نمیکنم خیلی به معراج رفته باشم و
چیزی دستگیرم نمیشه. مشکل کجاست؟
آیه که درسته. پیداست که این عمل صالح هر عملی نیست.
باز باید رجوع کنیم به کارشناس.
حضرت استاد چه در شرح اشارات شیخ رئیس،
چه در شرح فصوص ابن عربی،
چه در شرح مصباح العنس ابن فناری،
چه در اسفار الملا صدرا در شرحشون بارها و بارها
از ایشون شنیدیم اصواتش موجوده رجوع کنید.
ایشون فرمودند والعمل الصالح يرفعه
اون عمل صالحی که ارتفاع میده به روح مؤمن معرفت است.
منظور از اون عمل صالح
معرفت است. خیلی بخواهیم
خیلی بخواهیم دست پایین بگیریم میگیم عملی که همراه با معرفت باشد.
اون معرفت اینجا اسمش چیه؟
الان ما سر کلاس
ابتدا با مقدمات میخوایم بریم جلو.
اینجا دیگه جلسه منبر که نیست.
شما از من منبر متع- متعارف بخواید که خطابی و اقناعی حرف بزنیم.
یه چیزی بگیم شما خوشت بیاد. آقا اجا یه داستان بگو،
یه قصه بگو، یه مثال بزن ما بفهمیم.
همین که میگی مثال بزن معلومه بنیه وجودیت--
نفست ضعیفه، ضعف داری.
میگی مثال بزن. مثال مال رتبه مثالی توئه.
مادون عقله. وقتی براهین عقلی پیاده میکنی
با کیفیت عالی از کتب بزرگان میگه نمیفهمم.
این یعنی هنوز دستش به عقل وجودش نرسیده.
میگه یه مثال بزن بفهمم.
مثال رتبه مثال مادون رتبه عقله.
یعنی خودت رو تنزل دادی.
اینجا دیگه نباید اینطوری باشه.
اینجا باید همه گوش به زنگ باشید، دست به قلم باشید.
قید العلم بالقلم.
علم رو مقید کنید با نوشتن.
شخصی اومد پیش پیغمبر عزیز عالم گفت آقا ما وقتی پیش شماییم حالمون خیلی خوب و خوشه.
دیدی تو هیئتی، تو حرمی چقدر حالتون خوشه، چقدر خوبی.
وقتی میریم بیرون حالمون بد میشه.
اون حس حضور رو دیگه نداریم.
همه ما اینطوری هستیم. میدونین حضرت چی فرمودن؟
خدا حفظ کنه حضرت علامه
جوادی آملی رو. برید محضرشون تا از دست ندادیم این بزرگوار رو.
شهید مطهری فریادش بلند
بود. شهید مطهری فرمود وای از اون زمانی
بگردی یک علامه طبع طبایی پیدا نکنی.
شهید مطهری ما دیگه نداریم.
یه انگشتشمار هم دیگه نیستن.
این نهیب رو امشب از طرف صاحب مجلس به خودتون بگیرید.
بیفتید به راه و سریع
خودتون رو در معرض نفس اینها قرار بدید.
وای از زمانی که بگردی یک علامه طباطبایی پیدا نکنی،
شهید مطهری فرمود. یک علامه حسن زاده پیدا نکنی،
یک علامه جوادی آملی پیدا نکنی.
این دو تا آخریش از خودم بود.
وای بر ما از اون روز. آقای جوادی آملی
وقتی که طلبهها میخواستن تعطیلشن برن برای تبلیغ
میفرمود هر جا رفتید
شب اول به همه این حدیث رو بیان کنید از طرف پیغمبر، همین که من الان عرض کردم.
طرف عرض کرد آقا وقتی پیش شماییم حال، حالمون خوبه،
میریم بیرون حالمون بده. پیغمبر فرمودن به من چرا گلایه میکنی؟
به دستت گلایه کن. اون طرف تعجب کرد یعنی چی؟
به دستم چرا گلایه کنم؟
مگه این دست من چه کرده؟ به نظر شما پیغمبر چی فرموده باشن خوبه؟
فرمودن چرا وقتی در محضر مایي اونچه که میشنوی نمینویسی
با دستت؟ چون نمینویسی فراموشت میشه
و از حالت ذکر بیرون میری.
هر کسی هر کجا نشسته
در محضر هر کسی چه بیسوادی مثل من، چه علما باید دست به قلم باشه، باید بنویسه
و الا برکت نمیکنه.
برکت نداره اون موقع عمرت.
حالا بحث شد بحث
عقل عملی و عقل نظری بود.
اونجایی که ولعمل الصالح یرفعه
عمل صالح ارتفاع میده عرض کردیم
معرفته. معرفت اسمش چیه؟
با سیر درس و بحثمون
بخواهیم حرف بزنیم اسمش هست معرفت.
عقل نظریه یا عملیه؟
ها؟ نه دیگه.
معرفت نظریه در حوزه نظره،
عقل نظریه. حکمت نظریه، عرفان نظریه، عقل
من حیث المجموع میگن عقل نظری.
تا کسی
با بال عقل نظری یعنی معرفت
، بال عملش رو، بال عملش رو کمک نده...
ما دو تا بال داریم. یه بال عمل، یه بال نظر.
یه بالمون عقل عملی، یه بالمون عقل نظری.
تا با معرفت،
علم و آگاهی و دانش
که العلم نور يقذفه الله فی قلب من یشاء من عباده.
خدا هرکیو دوسش داره به نور علم
مزین میکنه وجودشو.
تا عمل ما همراه با عقل نظری نباشه یعنی با معرفت نباشه،
ما یه بال با یه بال، پ-- کدوم پرنده است با یه بال بتونه پرواز کنه؟
نمیتونی پرواز کنی. لذا نمازمون معراج نیست.
الصلاة معراج المؤمن برای من رخ نمیده.
الهی است ادل کلما طی.
من چیزی نمیفهمم از سعود.
حیات میرم هیچی حالیم نمیشه.
ببخشید جسارت میکنم. حرم میرم
وقتی مواجه میشم قیامت صغرام رخ میده با امام
انسان کامل مواجه میشم.
زیارت hu-حضور ظاهر عند المذور مقام اندیته.
میرم عند امام رضا،
عند امام حسین. حضور ظاهر محضر حضوره.
حاضر میشی من هیچی نمیفهمم
و از کسی که صورت میگیره قدر و اندازه تو همونجا مشخص میشه.
تو چه بارقهای از این آقا بو-- گرفتی؟
چه وزنی در خودت از این آقا داری؟
چه مقدار از ولایت این حضرت رو اخذ کردی؟
هیچی حالیم نمیشه خب. بیخود نگو به خودت
که من ولایتیام، اهل ولایتم.
باید حالیت بشه. باید بریزی به هم.
وقتی در محضر امام قرار میگیری باید به هم بریزی، قیامتت قیام
ب-باید بکنه. به بحث ما در خصوص
قیامت صغرا در کانال هست دوستان اگر
رجوع کنند. نه اینکه کانال رو ندارن.
اگر میخوان این مباحث رو پی بگیرن
باید وارد کانال بشن و مباحث مقدماتی رو
پیش بگیرن و الا ما اینجا لال میشیم.
مثل امشب من لالم. همینطور دارم یه
چیزایی عرض میکنم وقت شما رو میگیرم.
اگرچه این حرفها حرفهای بسیار
به درد بخوریه اما نسبت به سیر بحث من دارم جسارت میکنم، بازی با کلمات میکنم الان.
چون مواجه شدم با اکثر چهرههایی که
نمیشناسن. انشاالله شما از ما بهترید.
قطعا همینطوری هست از ما جلوتری.
اما من بیخبرم که شما سیر مقدماتی داشتید، نداشتید.
مخصوصا نوجوونها. به هر حال میبینی
میری حرم هیچی حالیت نمیشه.
قیامت و پیغمبر عزیز عالم این دو تا انگشت منو نگاه کنید.
این دو تا انگشت مبارک بهش میگن انگشت چی؟
اینو انگشت نشانه.
این دو تا انگشت نشانه رو
که حضرت استاد روحتشون شاد
نشانهای دادن برای اینکه چرا به این دو تا میگن انگشت نشانه.
به وقتش خدمتتون عرض میکنم.
مقدمه میخواد. این دو تا انگشتو به این صورت با هم چسبوندن.
پیغمبر عزیز آل فرمودن انا
همه منو ببینید. عزیزم
نگاه کنید منو. اگه نمیخواید گوش بدید خواهشا برید بیرون از جلسه.
انا والقیامة
من و قیامت این دو تا رو به هم چسبوند فرمود کهاتین.
من و قیامت مثل این دو تایی.
به نظر بنده حقیر با درس و بحثهایی که از بزرگان اخذ کردیم،
به قدر عقل اونها صحبت کرد پیغمبر.
کلّم الناس على قدر عقولهم.
و الا اگر میخواست درست
به عقل، به عقل غیر مشوب به وهم
سخن بگه پیغمبر یک انگشتش رو میآورد بالا نه انگ-- دو انگشت
و میفرمود انا القيامة.
مگه امیرالمؤمنین روایت نداریم؟
مرحوم ملا سید حیدر آملی را.
من کتاب ایشون رو حالا یه مقدار
سنگینه برای خیلی از ماها.
کتاب جامع الاسرار ایشون.
عزیزانی که مسجد بلال میان اونها دیگه وقتشه این کتابو بگیرن.
جامع الاسرار ملا سید
حیدر آملی. ایشون
اوایل اون کتاب ادعا میکنه که اگر بخوام آنچه که پروردگار سبحان
به عنایت سبوحی خودش بر قلب من جاری کرده از حقایق بخوام کتابش کنم، بنویسم.
ایشون میفرماید من اولین بار که اینو دیدم خودم باور نکردم.
دل مریض اینه دیگه. فکر کردم بالاخره
یه قلو بیصورت گرفته. اگر بخوام اونچه که به من عنایت شده بنویسم، اگر تمام دریاها جوهر بشه،
تمام درختها قلم بشه،
جن و انس و ملائکه دست به دست هم بدن نویسنده بشن،
نمیتونن بنویسند اون چیزی که خدا به من عنایت کرده.
ابتدای این کتاب. بعد
خیلی شیرین که یه روز از حضرت استاد
میگم استاد مطلقاً اسم استادو میبرم مطلقاً یعنی علامه حسن زاده اینو بدونین.
علامه حسن زاده علیه رحمة الله
تایید کردن. قبل از تایید علامه یه مقدار تو ذهن من خلجانی بود.
علامه فرمودن راست گفته آقا،
راست گفته. ایشون راست گفته.
واقعاً اگر میخواست بنویسه اینطوری بود.
یک کشف خود حضرت استاد بعد از نماز عصرش میشه یه کتاب.
حضرت علامه یک حالت مکاشفه براش پیش میاد، یه کتاب مینویسه
. یک کشف یعنی یک آن
، یک کتاب. یه مقدار صحبتهای من متفاوته از صحبتهای
بحث معرفت نفس که در مسجد بلال یا
لقاء الله که در یا زهرا داریم عزیزانی که از اونجاها اومدن امشب
چون بحث عملیه یه مقدار متفاوته.
باید تو این حوزهها حرف بزنیم یه ذره.
اونجا زیاد از این حرفامو نزدیم.
یا خود ابن عربی که
زعیم ما، بزرگ ما، بنیانگذار انقلاب ما که انفجار نور بود حضرت امام
روحش شاد. مگر عقلای آدم از-- اندیشمندان عالم رو
دعوت نکرد به کتابهای ابن عربی، ملاصدرا،
شیخ الرئیس؟ مگه نکرد؟
چرا ما نه بودن از بسیج و بسیجی بودن حضرت امام میزنیم، یه دونه از این کتابها رو ورق نمیزنیم.
بله صحیفه سجادیه و
نهج البلاغه و
متن قرآن رو هم دعوت کرد اما فرمود تفاسیر اینها تو این کتابهاست
. تو کتابهایی که حالا بعدها یواش یواش براتون اسم میبریم میاریم اینجا ببینید از روش براتون میخونیم
. چرا ما از اینها حرف نمیزنیم؟
ابن عربی یه دونه از قریب به هزار جلد کتابی که داره، هزار جلد هم نه، هزار عنوان.
عثمان یحیی در کتابش عناوین ابن عربی رو فقط کتابهاشو مینویسه،
یک عنوانش تفسیر قرآن نود و پنج جلده.
حالا حضرت استاد هم تصحیح فرمودن.
فرمودن من خودم دیدم شمردم نزدیک نهصد،
نهصد تاشو شمردم. نهصد قریب به هزار عنوان جلد کتاب
. یکیش فسوسه. در بیست و هفت فصل، فصل یعنی نگین.
نگینهای حکمت. هر کدومو زده به یکی از انبیا
و هر کدومش تفسیر انفسی آیات و روایات برای من و شماست که خودمون رو در مشرب ابراهیمی، عیسیوی،
موسیوی اینها ببینیم و اون لحظه ما باید چیکار کنیم.
همش دستور العمله. همشم با آیات قرآنه
. یک کشفش از پیغمبر عزیز عالم
کتاب فسوسه که
عقلای عالم رو به هم ریخته، به حیرت کشونده.
شرح چه کردن زایل کتاب فسوس.
ما در مسجد بلال از رو کتاب فسوس برای شماها زیاد حرف زدیم.
میدونید متنش چقدر سنگینه
. این رو چگونه اخذ کرد پیغمبر عزیز عالم؟
توی حالت کشفی که به ایشون دست داد یا
رؤیتی کرد پیغمبر رو ملاقات کرد.
همون مقدمه کتاب نوشته پیغمبر این کتاب رو تقدیم کردن به شیخ اکبر.
فرمودن اخرج الی الناس.
برو خارج شو، برو به سوی مردم
و مردم را از حقایقی که
در این کتاب ما در قلبت، به قلبت عنایت کردیم اون موقع که کتاب نبود، تو حالت
تمثلی عالم مثالش بود.
حالا فرق عالم مثال با بیداری چیه؟
اینها رو در بحثهای
تو کانال هست، تو حوزهی نظر اونجا میتونید رجوع کنید.
حالا ما یه چیزکی برای شما در مقدمات میگیم که
اگر خواستید ادامه بدید اینها رو هم قشنگ جا بیفته.
اون کتاب به صورت تمثلی عنایت شد به قلب ایشون در عالم مثال، رتبهی مثالیشون.
وقتی از اون حالت اومدن بیرون از حالت کشف
این رو نوشتن از قلبشون جاری کردن بر
کتاب. این کتاب کتب شده قرآنی هم که میخونیم و شما دارید حفظ میکنید
این مرتبه نازله قرآنه.
قرآن میفرماید "إن من شيء إلا عندنا خزائنه".
هیچ چیزی نیست. آیا قرآن هم جزو اون هست یا نه؟
میفرماید هیچ چیزی نیست إلا پس همه چیز رو شامل میشه حتی قرآن.
إلا چی؟ حفظ هستید یا نه؟
هنوز به این آیه رسیدید یا نه؟ إلا
عندنا خزائنه. اونم خزینه نه خزاین جمعه.
خزانههاش پیش ماست.
عندنا پیش ماست. خب چی شد اینو؟
یعنی حقیقت قرآن مقامش اندیته در ذات حضرت حق بوده.
چی شد که اومد این شد "وما ننزله إلا بقدر معلوم".
هر چیزی رو نازل کردیم بقدر معلوم.
قرآن اومد از رتبه واجب از رتبه وجود
اومد تنزل پیدا کرد در
اوس نزول إن
لله. اومد به رتبه
مادون این عالم هستی که بهش میگن لاهوت، عالم الوهیت،
تجلی اسماء و صفات حضرت حق، کمالات الهی.
اونجا قرآن یه طور دیگه است.
از اونجا باز تنزل پیدا کرد
اومد در رتبه جبروت عالم تعیین
عقل اول، عالم جبروت، عالم امیرالمؤمنین،
لاهوت، عالم پیغمبر،
جبروت، عالم امیرالمؤمنین،
عالم عقول که عقل ما از اونه.
بعد از اون هم اومد پایینتر نازل شد میخواد به دست ما دنیاییها برسه.
ولی ما چه بهرهای میبردیم؟ اومد به رتبه ملکوت.
مرتبه مثال. قوه خیال شما از این جنسه.
بهش میگن رتبه مثال. در شما مثال متصل تو خودته.
بیرون از شما که بهش میگن برزخ مثال
منفصل بیرون از شماست.
قرآن از عندالله اومد تا رتبه مثالی.
پیغمبر در رتبه مثالی خودش در عالم خیالش
اخذ کرد به قلب مبارکش که
تابید نور قرآن که امام حسن در مسجد عزیزشم هستیم.
امام حسن مجتبی کریم اهل بیت
فرمودن پیغمبر عزیز عالم قلبش أوسع قلوب بود
که قرآن برش نازل شد.
و إلا نمیشد که نازل بشه.
از قلب مقدس، قلب رتبه لاهوتیه.
وارد بر عقل پیغمبر شد جبروتیه.
از عقل وارد بر ملکوت که مثاله شد قوه خیال پیغمبر،
پیغمبر همون که رسید به قوه
مثالش اینو کتب کرد، نوشت.
دیگه اومد تبدیل به جوهر شد و به کتاب شد که قرآن کتب شده.
من و شما الان با این انزل مراتب قرآن در کاریم.
با این هشت و نشت داریم. چه خبر داریم از قرآن مثالی و
از قرآن، قرآن عقلی و قلبی و
چه خبر داریم؟ در صورتی که
خبر داشته. عارف عربی این کتابو از پیغمبر
گرفت و رفت.
هنوز که هنوزه شره
درمانده شرح فصوصاند.
بعد علامه حسن زاده عارف عربی رو میبینه.
ایشونو زیارت میکنه. بعدا جل-- بعد از جلسه گوش منو نپیچونید.
اینا که معاصر هم نبودن.
بله عارف عربی مال حدود هفتصد سال پیشه.
الان معاصرند زمان ماست.
یعنی ایشون رو زیارت کردن یعنی کشفی حاصل شد.
ایشون رو زیارت کردن. حضرت
ابن عربی رو. بعد از ایشون
خواستن که آقا شما چرا بیست و هفت حرف،
اولا منازل ماه،
حروف همه بیست و هشت تاست.
بعدم شما منازل
مراتب انسان کامل رو، انسان رو، انسانیت رو
در قرآن آوردی بیست و هفت تا
این همه در قرآن بله از پیغمبرها گفته اما از آیا از حضرت مریم نگفته؟
از حضرت آسیه نگفته؟
از حضرت هاجر نگفته؟
حضرت زهرا چی گفت ای عالم؟
سیدة نساء العالمین من الأولین والآخرین.
علامه داره محاجه میکنه با شیخ اکبر.
حشر علمیاند. شما چرا در خ--
بیست و هشت تاش نکردی؟ یک مقام در خصوص زن قرار ندادی.
به اسم یکی از این بزرگوارا.
میدونید عارف عربی چی فرمودن؟
فرمودن این در حد و اندازه من نبود.
این مسئولیت و مأموریتیست
که پیغمبر عزیز عالم به شما واگذار کرده.
شما باید بنویسی. نوشت یا نه
علامه؟ بله خب الان میرم بله.
اسمش چی بود؟ بده بگه.
احسان نترسی. حکمتن.
اسم- فی کلمة
فاطمیه. ما-
فکر میکنم دو تا دهه- فاطمیه مسجد بلال این کتاب رو شرح کردیم.
اینا رو دارم یه ذره کلمات تقریبا میکنم که بفهمیم ما کجای کاریم الان.
ما چقدررر از عقل نظری دوریم.
از عقل نظری.
یه عزیزی از بچههای مسجد ب--
الان آقای روحانی میاد چند جلسه است مسجد بلال؟
سی و یک جلسه. بعد از سی و یک جلسه امروز اومد پیش ما
جوان نورانی، خوب. گفت: "میخوام
چیکار کنم؟ میخوام زندگیمو کلاً بکنم کار و همه چی رو بذارم کنار فقط بشینم درس بخونم."
ریشاشم مثل من تازه داره سفید میشه.
تازه تکون خورده، تازه متنبّه شده،
تازه فهمیده چه-- شما جوونا خوب گوش بدین این حرفا رو خسته نشین.
شما اول راهید. .
گفتم نه این کارو نکن. درس ب-- داشته باش،
زندگیتم داشته باش، کارتم داشته باش
اما تشنه معارف باش، دنبالش بدو،
آواره شو، آواره حتی بیابونگرد شو.
چندتامون بیابونگرد عرفان نظری شدیم؟
چندتامون رفتیم جمعی از امام عصر استدعاء کردیم اون قلب مقدست رو به روی ما باز کن،
یه نفس به ما بزن، علمت رو به ما بده.
فنزر الینا نظره رحیمه، اون نظره رحیمه رو عرفان نظری گرفتیم چندتامون؟
رفتیم تو بیابونا زدیم به بیابون گفتیم آقا ما
، یا عاشق چشم و ابرو آقاییم یا شکمونو میخوایم پاس کنه یا کمردرد و پا درد بمونه به درد دل نیفتیم.
این از عرفان نظری، عقل نظری
که ما تا حالا معمولاً هرچه که مباحث تو این چند سال داشتیم،
دوستانی که امشب اولین باره بنده بیچاره رو میبینن،
تو حوزه عقل نظری بوده.
میخوام دلیل اینکه امشب یه مقدار من دست و پامو گم کردم به شما بگم
. تقریباً از سال نود و
شش، نود و هفت این حدودا ما افتادیم
تو این وادی و به فضل الهی مأموریتی به ما دادن و شروع کردیم به عنایت شهید حججی،
همش حوزه عقل نظری بوده.
چه بحث قلب در قرآن که
تقریباً پونصد جلسه شده
بیست و ششمین قلب از قرآن رو گفتیم که شصت و نه-- بیست و شش تاشو تا حالا گفتیم.
چه بحث لقاءالله
که صد و تقریباً چهل جلسه داره میشه.
چه بحث نامهها، برنامهها که البته اون تو دلش عرفان عملیه، عقل عملیه اما ما به صورت نظری توضیح دادیم.
چه بحث معرفت نفس و مصطفی بلال
. فقط یک جا
س-- بحث سیر و سلوک سید بحر العلوم رو تقریباً تو حوزه نظر ما دست گرفتیم.
ببخشید در حوزه عمل، سیر و سلوک.
اما اونجا هم باز نظری کار کردیم.
جرات نکردیم وارد حوزه عمل بشیم یعنی عقل عملی.
حالا چه کنیم؟ بال عملیمون فعال بشه.
رساله سیر و سلوک علامه طباطبایی،
استاد علامه حسن زاده .
این کتاب وزنش عرشیه.
یعنی واقعاً این کتابو کسی دستش بگیره
کمر خم میکنه . من خیلی میگم توسل کردم خیلی، خیلی، خیلی به امام رضا
که به من اجازه بدن ورود کنیم .
خیلی بار سنگینه.
امشب که اومدیم شروع کنیم
حالا چه خیریتی داشت
، یه مقدار از چهرههای نوجوون هم لذت بردم، کیف کردم نورانیتشون که قرآنی هم هستن، صفاشون
، بغضهای دل ما رو هم باز کرد.
لذت بردم واقعاً جای این نوجوونا و این جوونا تو جلسات خالیه
. اصلاً این حرفا باید برای اینا پیاده بشه.
از طرفی خب دست و پامو گم کردم از اینکه بیمقدمه، چی بگم من؟
، نمیدونم چه کنم. ، یه فرمایشی رو براتون میخونم.
یکی از شاگردان حضرت علامه
، اینو خوب دل بدید .
خدا بخواد هر جلسهای یکی از خاطرات
از حضرت علامه طباطبایی رو براتون عرض میکنم.
امروز هدیهمون این باشد.
فرمودن که سوالی داشتن از حضرت علامه.
خجالت میکشیدن. یه چیزی رو در خصوص
جوانی حضرت علامه شنیده بودن خجالت میکشن بپرسن.
میان تا چشمشون میافته به چشمهای جذاب علامه طباطبایی سرشون رو میذار پایین.
علامه میفرمایند که بگو ، راحت باش سوالتو از ما بپرس.
ایشون میپرسن که "استاد شنیدم در ایام نوجوانی
، در ادراک درسها مشکل داشتید."
علامه طباطبایی که بعضی از اساتید ما من ازشون خودم شنیدم که
از نظر معنوی ما موندیم.
وزن المیزان ایشونو کره زمین چجوری تحمل کرده؟
ما تا دست به قرآن نبریم و تفسیر انفسی آیات
، تقریباً نرسیم متوجه نمیشیم چه کرده علامه.
"استاد شنیدم در ایام نوجوانی در ادراک درسها مشکل داشتید و دست عنایت خدا شما را به این مرتبه علمی رسانده است.
درست است؟" حضرت علامه چی جواب بده خوبه؟
"استاد نفس عمیقی کشید
و از ایامی گفت که برای یادگیری درسی
با اینکه تمام همتش رو به کار بسته امتحانش را
به بدترین شکل ممکن گذرانده بود."
یعنی رفوزه تا جایی که استادش،
معلمش بهش میگه هم خودت رو معطل کردی هم ما رو.
علامه طباطبایی. خب علامه چه باید بکنه؟
باید دست از درس و بحث بکشه و بره دنبال بازار و کار و سکه و بورس و طلا و
بریم حالا یه پولی درآریم؟ میفرمود که
غمگین و دلشکسته به تپههای اطراف پناه بردم.
رفت به اون تپهها. چند تامون از این کارا تا حالا کردیم؟
همانجا سر بر سجده میگذاشتم
و با خدای خودم مناجات میکردم.
به برکت همان دل شکسته و خاکساری مقابل محبوب
به جایی میرسد این فرمایش رو فرمایش شاگردشونه
که فرمود با عنایت الهی علامه فرمود با عنایت الهی دیگر برایم مسئلهای لاینحل نمیماند.
همین فرمایش رو من از حضرت علامه حسن زاده شنیدم.
کیو شما پیدا میکنید تو این دنیا بگه هیچ مسئلهای نیست برای من
غیر قابل حل باشه. هر مسئلهای رو حل میکنند.
دنیوی، اخروی، جسمی،
روحی، ظاهری، باطنی، فردی، اجتماعی،
کلامی، فلسفی، حکمی، عرفانی.
در حوزه اصول ریاضیات،
موسیقی حتی هرچی علم تمام علوم.
یه خاطره تقدیم میکنم خدمتتون.
نزد حضرت علامه حسن زاده بودیم یه روز در
اتاقشون جلسه خصوصی بود بنده و سه،
سه چهار تا دانشجو، طلبه
و هم رفته بودیم تماشاچی باشیم.
من خیلی بی تربیتی کردم اون روز.
یه سؤال زشتی از ایشون پرسیدم.
الان میفهمم چقدر زشت بود این سؤال من.
حضرت استاد نشسته بود تو اتاق شخصیش دور تا دورش دیوار کتاب بود، کتابهای دستنوشت
دیوار مثل دیوار اون وسط نشسته بود.
دیوار کتاب بود. کتابهای دستنوشت مال خود ایشون.
ازشون پرسیدم که من شنیدم شما صد و بیست باب علم رو تخصص دارید.
درسته؟ خیلی بی ادبی،
بی تربیت. به خودم میگما.
خب شنیده بودیم از اینا. ایشون اشاره کرد
به این کتابها. فرمود بله اینا
معصلش این کتابها. بعداً متوجه شدیم که ایشون در مطلق علوم تخصص داشته.
هر علمی رو شما اسم ببرید
حتی معماری، هندسه،
فیزیک و مکانیک. هندسه میدونید یه زمانی هندسه تحلیلی
به زمان من کار میکردن به بنبست خورد.
اصلاً به بنبست خورد. دیگه نتونستن ادامهش بدن.
در حوزه دیفرانسیل، انتگرال،
معادلات عجیب جبر، آنالیز اینا کسایی که اساتید فن تو
حوزه تو دنیا بعضی از این مسئلهها رو نتونسته بودن حل کنن علامه حل کرد.
چرا من و شما بیخبریم؟ ایشون یه آهی کشید این جمله رو به من
فرمود. فرمود الان
از سمپوزیومهای علمی کشورهای مختلف شرق و غرب اروپا
دعوت میکنند بنده برم.
من میگم شما بیایید ایران. خب
من دانشگاه که درس میدادم شصت تا تقریباً دانشجو نشسته بود تو درس ما
دانشکده فیزیک دانشگاه تهران.
وقتی اسم علامه رو بردم با کمال تأسف باید بگم یک یا دو نفر یادمه فقط اسم ایشون رو شنیده بودن
نه اینکه بشناسن. آره یه آقایی بوده علامه حسن زاده.
این دردناک نیست؟ من و شما نباید به خودمون بگیم این مفخر علمی رو این چنین به فراموشی بسپاریم.
چند تا از کتابهای ایشون رو ما خوندیم؟
چند تا کتاب از حضرت استاد دستمون گرفتیم؟
در صورتی که ایشون کتابی داره که همین شما نوجوونها میتونید بخونید.
علامه کتابی داره که شما نوجوونها میتونید بخونید.
چرا ما نخوندیم؟ بعد این کتابها
چیکار میکنه با ما؟ راه رو برای ما باز میکنه.
ما تازه میفهمیم اصلاً خودم کیم، این عالم کیه،
خدا کیه، امام کیه، معاد چیه،
قرآن چیه، پیغمبر چیه، امام کیه؟
تا نخونیم نمیفهمیم. گیج و گنگیم.
هیچ چارهای هم نداریم. حالا
یه مقدار برای شما زوده اما برای عزیزانی که
سن و سالشون بالاتره جسارت میکنم برای عزیزمون نصرالله بلال که
این رو گفتم به دو سه وجه حضرت استاد اینو فرمودن.
یه وجهش پشت کتاب اشارات شیخ الرئیس
از طرف حضرت استاد نوشته شده.
من براتون میخونم. همون آقایی شیخ الرئیس
که حضرت رهبر عزیزمون جانم به فدایش
اون موقعی که پیرامون جهاد تبیین
سخن گفتن تقریباً سال گذشته هنوز یه سال هم نشده
از عظمت شیخ الرئیس فرمود همین بس که هنوز
کتابهای ایشون در آکادمیهای خارج از کشور تدریس میشه.
رهبر فرمودند که کدوم عالمو
شما پیدا میکنید بعد از حدود هزار و صد سال
کتاباش هنوز رو بورس باشه به قول امروز
پشت جلد این کتاب فرمایش حضرت استاده.
میفرماید قسم به جان خودم.
اینا جانشون از سر راه گیر نیاوردهاند قسم بخورند.
قسم به جان خودم، آن کس که فهم مطالب
تمهید القواعد، اینا رو ابن ترکهست
در حکمت و فلسفه و شرح قیصری بر فصوص الحکم،
فصوص ابن عربی که گفتم
و مصباح الانس که مال ابن فناری سنگینترین کتاب عرفان نظریست
و اشارات و تنبیهات که این یک جلدهش الان دست منه
و شفا و ع-- و شفا باز مال شیخ الرئیسه و اسفار که مال ملا صدراست و فتوحات مکیه.
روضیهش نشده میگه فهم این چند تا کتابی که من اسم بردم کسی که روضیش نشده.
نخوون-- نک-- نمیگه نخونده باشهها.
میگه خونده ولی نفهمیده.
تازه خوندهام اما نفهمیده.
فهم تفسیر انفسی آیات قرآنی
و جوامع روایی روضیهش نمیشود.
نه از قرآن بهرهای میبره، نه از روایات اهل بیت.
این فرمایش جامع الاطرافیست
که رهبر عزیز ما اینا باز به عهدی نمیدن تو وادی علم.
تنها کسی که لقب ذو فنون رو بهش داد علامه حسن زاده بود.
کی؟ رهبر عزیز ما. طرف فرمود بهش گفتن آیت الله العظمی علامه فلانی رهبر تو
آگهی تسلیت مثلاً میفرماید حجت الاسلام حتی والمسلمین هم میبینی آقا نمیاره.
حجت الاسلام. بیخود کسی رو بالا نمیبره که.
ولی در خصوص علامه فرمود ذو فنون، ذو فنون یعنی علامه.
اینا رو من دارم امشب میگم خدمت کسانی که دوست دارن این کلاس رو با ما همراه باشن بدونن ما پشت سر
چه انسان جامع الاطرافی قرار گرفتیم و چه کتابهایی رو دست گرفتیم.
از این جهت یه مقدار خب بله آدم بال و پرش رو میریزه بالاخره
به یه زلزلهای، ولوله ای تو وجودش میفته.
ترس داره، رعب داره، خطره، خطره آقا خط-- خطیره خیلی.
اگر دوست داشتید انشاالله
که این جلسه رو با هم ادامه بدیم.
یک، لطف کنید به آقای گندمکار حالا خانوما، خانمهایی که جدید هستند به خانم گندمکار،
آقایون هم به آقا مسعود گندمکار غالباً باید بشناسید ایشون.
شماره موبایلتونو برسونید،
تحصیلاتونو بگید، سنتونم بگید.
چه خانوما چه آقایون. بعد
پیشنهادتونو نسبت به ادامه این جلسه بدید.
اگر میخواید ادامه همین مبحث سیر و سلوک اولیه علامه طباطبایی رو برین
که دیگه خدا باید خیلی منو کمک کنه که من بتونم
این اثر گران سنگ رو به ج-- به گونهای تدریس کنم
که هم نوجوان
ده دوازده سالهای که اینجا نشست-نشسته بیهیچ مقدمهای اونم یه چیزی گیرش بیاد تا اون کسی که از شما
میدونم در بین شما دکترای عرفان و فلسفه نشستند.
از عزیزانی که چندین ساله سر این سفرهاند
آمادهاند فقط حرفو بگیرن.
دیگه اونو باید توسل کنیم اهل بیت منو کمک بدن.
اگر نه، موضوع جدیدی، چیز
جدیدی به نظرتون هست میخواید اون رو ادامه بدین، اون رو شروع کنیم از جلسه بعد ما در خدمتتون هستیم.
از یکشنبه هفته بعد.
این هفته خب توسل به حضرت زهرا
کردیم و مقدار مجلسم طول کشید اما خیلی باصفا بود، خوب بود.
بنده شخصاً خیلی بهره بردم.
یه نکته آخری رو هم تقدیم کنم و
شما رو به خدای بزرگ بسپارم.
تبرّک هم خب امروز برای اینکه بتونم با دست پر بیام، نشستم
پنجاه و هفت نکته
در این کتابی که دست منه، هزار و یک نکته علامه حسن زادهست.
چرا هزار و یک؟ چرا هزار و یک کلمه،
هزار و یک نکته، هزار و یک اصل؟
عدد امام رضا هست هزار و یک.
علامهام اونچه که از جهت
علمی بهشون افاضه شده از امام رضاست.
ماجراشو براتون میگم یه وقتی.
از امام رضا اینا رو اخذ کردهاند.
دیگه تصمیم میگیره کتابها رو هزار و یک، هزار و یک، هزار و یک.
تصمیم میگیرن هزار و یک درس در معرفت نفس بنویسند
و بگن و بنویسند. صد و پنجاه و سه درسشو میگن انقلاب میشه،
تعطیل میشه. بقیه رو با عناوین دیگه میگن.
انسان در-- انسان، انسان در عرف
عرفان. انسان در عرف عرفان.
مثلاً عیون مسائل نفس.
اینا همه شصت و شش اصل از چشمههای معرفت نفس.
اتحاد عاقل به معقول. یکی از سنگینترین
رساله های ایشون در وادی
عقل نظریست. انسان کامل از دیدگاه
نهج البلاغه. عرض شود
گنجینه گوهر روان. همینطوری ایشون میرن
دهها کتاب مینویسن همشام سیر معرفت نفسه.
یکی از اون کتابا همین هزار و یک نکتهست.
پنجاه و هفت نکته.
کسایی که این کتاب رو دارن پیش از اینکه ما در هر جلسهای یه دونه از این نکات رو بگیم،
نیت داشتیم هر جلسهای بگیم،
یعنی به نظرم حدود مثلا دویست جلسه این کتاب
حرف میگیره از ما. کتاب علامه طباطبایی.
اگر بریم سر سفرهش دویست جلسه
گفتیم نظرات
علامه حكیم انصاری و دیگران را پیرامون سیر و سلوک
در هر جلسهای یه دونش رو بگیم.
مثل اینکه در مسجد بلال شمعون هدیه تقدیم میکنیم از اذکار و اوراد و خطوطات.
اینجا دیگه اذکار و اوراد و خطوطات نگیم هدیهمون
نظر بزرگان پیرامون سیر و سلوک باشه.
در هزار و یک نکته، پنجاه و هفت نکته فقط در خصوص سیر و سلوک داره علامه.
میخوام به فضل الهی تقریباً کوتاهترینش هم هست
برای شما عرض کنم. به سار حضرت استاد این دیگه آخرین هدیه امشب ما به شما باشه.
به سار حضرت، حضرت استاد یه صلوات هدیه بفرمایید.
البته عرض کنم این کتابو
خب از هزار و یک
نکتهای که این تو هست شاید کسی بدون مقدمه بره توش
خیلی جسارت میکنم منو ببخشین.
خیلی جسارت میکنم شاید یک نکتهشو فقط متوجه بشه.
کسی بدون مقدمه بره تو این کتاب یک نکتهشو.
اونم برای اینکه جسارت به کسی نشه گفتم
یک نکتهشو. نکته
سی و پنج. اولین نکتهای که
حضرت استاد در خصوص حقیقت
سیر و سلوک دارن. یا زهرا.
چهار خطه. تو مسجد امام مجتبی
که عقل عالمه. میدونستید؟
شیخ حر عاملی مشهدیها زیاد برن زیارتشون.
در صحن انقلاب دفنهاند که از امام زمان
یه جرعه آب خورد زنده شد.
ده سالش بود. جریانش مفصل رو براتون میگم.
ایشون در کتاب وسائل شیعهش
روایت دارد که بعد از غار سبحان تمام حکمت رو به امیرالمؤمنین علی بخشید.
کسی دنبال حکمت میگرده در خونه مولا رو بزنه.
تمام زیباییها، جمال
همه رو بخشید به حضرت زهرا.
سلام الله علیها. کسی میخواد تو چشم خدا بگیره، قرار بگیره
یعنی خدا چشم خدا بگیرتش اینطوری بگیم.
راهش حضرت زهراست. تمام نیکیها،
مهربانیها، محبتها رو،
عشق رو، عشق، عشق همه رو بخشید به ابا عبدالله الحسین.
کسی میخواد خدا عاشقش بشه راهش امام حسین
و، و، و. تمام
عقل رو خدا بخشیده به امام حسن مجتبی.
به به! چقدر ما غافلیم از این آقایی که
اسمش روی مسجده. تمام عقل
. این مسجد و صاحبش رو
گواه میگیرم. این چهار خط
اولین فرمایش علامه حسن زاده در نکته سی و پنج
رو اگر بخواهیم
بازش کنیم که علامه این تو چی فرموده؟
یعنی بخواهیم نسبت به فرمایشات خودش تو فلان کتاب، فلان کتاب، فلان ردپاهایی که از این
فرمایش تو کتابهای دیگه داره اینا رو جمع کنیم یه مجموعهای بشه اصلاً.
اسم کتابم بذارین نکته سی و پنج در سیر و سلوک.
گفتم چی رو گواه میگیرم؟ صاحب این مسجد رو.
چهل جلسه زمان میخواد.
فقط بگیم که چه خبره تو این
کلمه. حالا من تو
چند دقیقه میخوام اینو برای شما بگم و برم.
خدا رحم کنه. میفرماید بعضی از اهل وحدت میگویند
که سالکان بر دو قسمند.
این هدیه امشب ما به شما باشه.
مخصوصاً خجالت کشیدم دیدم بعضی از شهرستان، از مشهد اینا اومدن.
گفتم دیگه یه چیز دیگهای بگم این بندگان خدا دست خالی نرن.
بعضی از اهل وحدت میگویند که سالگان،
سالکان بر دو قسمند:
قسمی ارضی و قسمی سماوی.
یعنی قسمی سیر و سلوک در عرض میکنند،
در زمین و بعضی طیران و جولان در سما میکنند.
به به به. مرکب سالکان ارضی حالا اینجا غوغا اینجاست.
عالی. گم شده پیدا شده.
من نمیدونم با چه، چه جوری عظمت این فرمایش علامه رو به شما
القا کنم. نمیدونم واقعاً.
دست و بالم بستهست. چقدر عالی فرمایش کرده.
گم شده پیدا شده. فرمودند مرکب سالکان ارضی
فلان است حالا مخصوصاً دو، چند نکته فلان است.
الان، الان میگم بهتون. خسته نخواید
و براق، براق همون
مرکبی که به سرعت بیش از نور در حرکته
و براق سالکان سماوی
چند نکته است. حالا
اون مرکب جالبه در خصوص
سالکان ارضی میفرماید
مرکب. در خصوص
سالکان سماوی میفرماید براق.
یعنی سرعت به شدت به سر، بالاتر از سرعت نور.
سبحان الذي أسرى بعبده ليلا من المسجد
حرام إلى المسجد الأقصى الذي درست میخونم؟
آیه اول سوره اسراءه.
یعنی رفته تمام عوالم هستی رو دیده
برگشته وقتی میرفت
ردای مبارک خود این ابریق حالا پارچ هرچی افتاد آبش داشت میرفت.
برگشت دید هنوز آبش داره میره
صافش کرد. این براق نیست؟
به چه سرعتی رفته تمام عوالم هستی رو طی کرده.
این قدرت در انسان هست.
خواهرم، برادرم، عزیزم
رساله سیرت سولی که علامه طباطبایی میاد
راه رو به ما نشون میده ما چگونه سوار این براق بشیم.
چرا سوار نشیم وقتی در من و شما تعبیه شده اسباب لازم،
ما بیخبر .
حالا بهتون بگم جمله رو کامل کنم.
به به، به به. مرکب سالکان ارضی ذکر است.
اِه؟ ذکر .
باز خرونی از کور کون؟ مگه چیزی بالاتر از ذکر هم هست؟
هست یا نیست؟ حتما هست که در
سالکان ارضی میفرمود ذکر.
همه ما دنبال ذکرییم.
حاج آقا یه خط بده، یه ذکر بده ما گرهمون باز شه.
یه، یه شبه راه صد ساله بریم.
حاج آقا یه ذکر بده ما همیشگی بفهمیم.
حاج آقا یه ذکر، ذکر، ذکر، ذکر، ذکر.
ما رو صاده کن .
و براق همین
شاید برای هر کسی که از شهرستان اومده از، از کجا از گوشه
کنار تهران کوبیده اومده خسته شده.
آی عجب چه سرعت میم. غلطی کردیم اومدیم استاد همش داره حرافی میکنه
. همین یه دونه بسشونه. و براق
سالکان سماوی
اه به فکر است.
فکر .
و يتفكرون في خلق السماوات والأرض
ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانك فقنا عذاب النار
. الله اکبر. فکر چقدر ما ازش بهره بردیم
. ازم عرض شده ولی یادتون هست
حضرت استاد... دیگه قول میدم این حرف آخرم باشه.
حضرت استاد فرمودن که
تو اهل فکر باش
خودبهخود اهل ذکر میشی.
اما اهل فکر نباش به ذکر هم نمیرسی.
بعد اشاره کردن به آیه صد و
نود و، صد و نود و صد و نود و یک آل عمران باید باشه.
إن في خلق السماوات والأرض واختلاف الليل والنهار لآيات لأولي الألباب.
اینا آیههای خدا. پیرامون آیه خیلی ما حرف داریم براتون.
حافظای قرآن، پیرامون آیه. اصلاً آیه چیه؟
این آیات قرآن برای کیه؟
برای اون لأولي الألباب.
لأولي الألباب. برای اونا که مغزشونو تعطیل نکرده.
مغز. بعد چی میگه فرمود حالا اونا رو میخواد بگه کیان.
چی میفرمود؟ کی حفظه؟ الذين يذكرون الله رفت سراغ ذکر.
يذكرون الله قيام وقعودا وعلى جنوبهم.
ایستاده، خمیده، لمیده در هر حالت يذكرون.
فعل مضارعه دلالت بر استمرار.
دائم مشغول ذکراند. دوباره اونا رو میخواد
توصیف کنه قرآن. توصیف البته غلطه.
وصف، وصفشون رو بگه ما توصیف نداریم
. اینجا موقعظه علمیه است آدم باید عالمانه حرف بزنه دیگه
. بعد همون اهل ذکر رو چگونه بیان میکنه؟
معرفیش میکنه؟ و يتفكرون
في خلق السماوات والأرض.
يتفكر. عقل،
مغز. ذکر،
فکر. حضرت استاد میفرماید ببینید قرآن ذکر رو گذاشته بین دو فکر،
بین عقل، بین دو تا
مغز و فکر. میگه تو اهل لب،
مغز، فکر باش
، خدا تو رو به ذکر میرسونه
. این جلسات بلایی که سر ما میاره همینه.
ما رو اهل تدبر و تقق-
تدقق یعنی دقت نظر،
تحقق، نه تحقیق.
به بار نشستن تحقيقه.
تأمل ، تدبر به اینها میکشونه
. امیدوارم انجام بدین. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
یا الله. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
یا الله. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
والحمد لله رب العالمين.
صلوات. یا الله. برای درس دل.
جلسه بعد