ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

در رساله سید بحر العلوم بودیم.

ما به فضل الهی دو منصب رو به نظر سید در خصوص مخلصین بیان کردیم و در دلش منصبی رو هم که سلام علیکم.

حضرت علامه تهرانی آستاد محمد حسین حسینی تهرانی اضافه کرده بودند در خصوص اینکه شیاطین نمی‌تونند اغوا کنند مخلصین رو، اون رو هم آوردیم.

[صدای محیط] حالا میریم سراغ منصب بعدی که بسیار شریف است.

[صدای محیط] سید بحر العلوم میفرماید سوم، این مرتبه‌ایست عظیم و مقامیست کریم و در آن اشاره به مقامات رفیعه و مناسب منیه است.

ببینید سید هم داره بدجور تکریم میکنه حسابی.

[صدای محیط] پیداست که این منصب خیلی مهم‌تر از اونای دیگه است.

و آن، آن است که ایشان را می‌رسد و شاید ستایش و ثنای الهی یا آنچه سزاوار آن ذات مقدس است.

در اشاره به آیه می‌کنم.

آیه صد و شصت سوره صافات.

سبحان الله عما یصفون.

خدا پاک و منزه است از اون چیزی که اون‌ها وصفش می‌کنند.

الا عباد الله المخلصین.

خیلی جالبه.

مگر اون وصفی که مخلصین می‌کنند از خدا.

من خودم به شخصه تا این فرمایش سید رو ندیده بودم اصلاً توجه به این مناسب مخلصین نداشتم.

مخصوصاً این قسمت که همیشه فکر می‌کردیم هیچکس نمی‌تونه وصف هر کسی باز مخلوق ذهنی خودشه و لذا سبحان الله عما یصفون رو مطلق می‌گرفتیم.

اصلاً توجه به این الا عباد الله المخلصین نمی‌کردیم.

این همه قرآن خوندیم خود بنده.

بعد که این نکته سنجی سید رو دیدیم چقدر جالب.

خب پس مخلصین پیداست که وصف اونا از حضرت حق اونا درسته و خدا منزه نیست از وصف اونا.

از وصف اونا منزه نیست.

یعنی اون‌ها حرف اشتباهی نمیزنن که خدا از اون منزه باشه.

ناقص نمیزنن که خدا از اون منزه باشه.

بی‌ربط نمیزنن که خدا از اون منزه باشه.

یعنی هرچی میگن یه ربطی با خدا داره.

به قول معروف میگیم که میچسبه به خدا.

این خیلی فرمایش عالیه که سید اینجا آورده.

بعد ادامه میده که یعنی ایشان یعنی اهل بیت، یعنی مخلصین البته.

ایشان می‌توانند ثنای الهی و آنچه سزاوار بارگاه اوست به جا آورند و صفای کبریايي را بشناسند و این غایت مرتبه مخلوق است و نهایت منصب ممکن.

[صدای محیط] میگه از حیث امکانی میگه این نهایت مرتبه است.

دیگه بالاتر از این مرتبه رو نمیشه تصور کرد، احساس کرد.

[صدای محیط] که چرا این بالاترین مرتبه است؟

اگر خاطر شریفتون باشه جلسات پیش عرض کردیم که چون مخلصین رو خدا مخلصشون می‌کنه، خدا پاکیزه‌شون می‌کنه.

خدا دست میاره تو کار و خود خدا اینا رو خالص می‌کنه.

دیگه وقتی خدا خالص کنه کار تمومه دیگه.

میشه نما یرید الله لیزيل عنکم الرجس اهل البيت ویطهرکم تطهيرا.

برای همینه که ما وقتی می‌خوایم اوصاف خدا، اسماء خدا رو بشناسیم باید فقط و فقط در خونه این خاندان اهل بیت یا به عبارتی مخلصین بریم.

این البته خودش یه کانالی هست برای اینکه در غیبت امام هم ما رجوع کنیم به کسایی که امام تعیین می‌کنند.

از خودمون کسی رو تعیین نکنیم.

اونهایی که در حضور امام خودشون نشستن خلیفه تعیین کردن که هیچ، اون جنایت الی یوم القيامه کردند.

اون جنایتی کردن که تا قیام قیامت فرمود همه گناهان تو نامه عمل اونا نوشته میشه، هیچی.

در غیبت معصوم هم ما باید دنبال سر کسی بریم که بوی مخلص میده.

بوی مخلصین رو میده، نه مخلص.

مخلص خودش رو داره زحمت میده تلاش می‌کنه آره که بیچاره‌گی‌شو برطرف کنه و پاک بشه.

اونم داره زحمت می‌کشه.

اما اون کسی رو که خدا خالصش کرد میشه مخلص.

خدا دست بیاره دیگه.

ید الله فوق أيديهم.

به واقع وقتی شما دقت می‌کنی حالا چون بحث وصف حضرت حقه بارها و بارها حضرت استاد ازشون شنیدیم اصواتش موجوده.

می‌تونید رجوع کنید.

بدون استثناء و در هر مبحثی، چه اسفار، چه اشارات، چه تمهید القواعد، چه مصباح العنس، چه فصوص، هر کجا دیدیم که ایشون مبحثی رو دارن ارائه میدن بنا به فراخور حال اون موضوع غالبا تو همه این مباحث حداقل یک بار اشاره به این کردن که فقط این کلمات از دهان معصوم بیرون میاد.

شما ببینید کلمات معصومین علیهم الصلاة والسلام رو نگاه کنید.

بارها حضرت استاد فرمودن که فقط امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام میتونه چنین دهنی باز کنه.

این همه پیغمبر صحابی داشت.

بفرمایید شما هم یه جمله حرف بزنید که حرف باشه.

مثل حدیث من عرف مولا که یک دانشمند مثل علامه بشینه صد وجه ازش استخراج کنه.

به قول خودشون معجزه قولی مولاس.

بفرمایید ما دعوایی نداریم.

کدومتون تونستید حرفی پیاده کنید که تا قیام قیامت همه سر اون سفره بنشینن؟

حرفی برای گفتن نداشتن.

هیچکدوم.

هرچی هم گفتن به عنوان روایات احادیث از دهان اونها شنیدن و نقل کردن.

اصلا چند-- چندین جا همه شنیدید دیگه روایتشو که اون دومی گفت.

حالا به قول مرحوم علامه امینی که فرمود هفتاد جا، هفتاد جا دومی گفته لولا علیا لهلك عمر.

خودشون دیگه اشاره-- بارها ما روایتشون بعضیشون اینجا گفتیم دیگه.

حالا شما وقتی میرید همونجایی که فرمایش اهل بیت رو پیرامون خود توحید از مهم‌ترین و مبنایی‌ترین اصل که چه عرض کنم اصلاً محوری‌ترین مباحث دینی ما توحیده دیگه، اونو بردارید چی میمونه؟

[صدای محیط] تمام کسایی که کارگزاران توحید در نظام آفرینش هستند، توحید رو به ما آموزش میدن مثل ملائکه.

[صدای محیط] همه و همه خدمه و صدنه آل الله‌ان.

خدمه و صدنه مخلصین هستند تا جایی که روایت داریم.

این روایتو بعضیا اصلا نشنیدن عجیبه.

به بعضیا میگی میگن واقعا؟

در کتاب بصائر الدرجات محمد بن حسن صفار تو باب ان الملائکه تتعلم من الائمه آورده در بهار جلد بیست و شش صفحه صد و بیست و هفت هم این روایت وارد شده که ان الملائکه لتتعلم منا.

حضرت فرمود ملائکه هم از ما تعلیم گرفتن.

چی رو؟

چی رو از ما تعلیم گرفتن؟

توی اون آیه شریفه ملائکه وقتی به خدا شکایت میکنن از اینکه [مکث] یفسد فیها و یصفک دما بعد خونریزی میکنن.

اونجا ملائکه چی گفتن وقتی این شکایتو به خدا کردن؟

گفتن نحن- یفسد فیها و یصفک دما نحن مسبحک بحمدک و نقدس لك.

درسته؟

احسنت بابا سعید.

ملائکه اونجا گفتن که آقا ما هستیم دیگه.

ما تقدیس تو رو میکنیم و تسبیح تو رو میگیم.

[مکث] در صورتی که انگار حواسشون نبود اصلاً این تقدیس و تسبیح رو از کی یاد گرفتن؟

[مکث] از خلقت نوریه آل الله.

حالا همونا میخوان متعین بشن، تعین وجودی پیدا کنن بیان در زمین در غص نزول نازل بشن بیان در زمین دست خلق الله رو بگیرن ببرن.

لذا خدا فرمود انی اعلم ما لا تعلمون.

من چیزی رو میدونم که شماها نمی‌دونید.

مثل اینکه حواستون نیست از کی همین تقدیس و تسبیحی که میگید نحن مسبحک بحمدک و نقدس لك.

اینکه شما میگید آقا ما هستیم، ما تسبیح تو رو میگیم، تقدیس تو رو میکنیم، از کی یاد گرفتید؟

این فرمایش آقا توی این روایت همونه داره میفرماید که لتتعلم منا التسبيح و التحليل و التحمید.

الله اکبر.

این دیگه محوری‌ترین [مکث] از کاره دیگه.

تسبیح سبحان الله، تحلیل لا اله الا الله، تحمید الحمد لله.

[زنگ موبایل] میگه همه این‌ها رو، اینها ملائکه از ما یاد گرفتن.

همه رو از ما یاد گرفتن.

پس اونجا که فری-- شکایت کردن به خدا که ما هستیم تسبیح میگیم تقدیس میگیم، پیداست که اصلا حواسشون نبوده که همون‌ها میخوان متعین بشن بیان.

اصلا اگر اونها نبودن که لولاخ-- لولاک لما خلقت afryk.

توجه کردید؟

از همین جا میشه متوجه شد که اصلاً اساس و اصل فلسفه خلقت به عشق اونها بوده.

سیر، سیر هبی بود که خدا شناخته بشه.

اما کی به درستی خدا رو شناخت؟

طبق این آیه ای که سید آورده سبحان الله عمی یعصفون الا عباد الله المخلصین.

مخلصین این‌شا متمایز شدن.

مخلصین‌ان که به درستی شناختن.

بقیه جسارت می‌کنم ببخشید میشن تفاله وجود.

تفاله خلقت.

بخوای محترمانه بگیم فرع‌اند.

اصل اونها.

شاخ و برگ‌اند، تنه اونان.

[صدای محیط]شما این سراسر توحید شیخ صدوق این کتابی که جلوی بنده بازه، این کتاب خیلی روحش شاد حضرت استاد به خوانش این کتاب توحید س-- شیخ صدوق خیلی اصرار داشتن.

می‌فرمودن بخونید این تمام روایات داخل این کتاب رو بخونید.

خیلی کتاب شیرین و عالیه.

بعضی از روایاتشو آدم می‌خونه واقعاً یقین می‌کنه که واقعاً جز دهان معصوم نمی‌تونه این روایات رو بگه.

نمی‌تونه اینطور دهان باز کنه.

اصلاً معنای خود سبحان الله، الله اکبر این‌ها رو مثلاً توش روایاتی آورده که خود معنای الله اکبر رو کی می‌تونه مثل معصوم بیان کنه برای ما؟

الله اکبر رو معمولاً همه اینطوری ترجمه می‌کردند و می‌کنند مگر اینکه فرمایش معصوم رو ببینند.

چگونه ترجمه می‌کنند؟

خدا بزرگ‌تر است از همه.

درسته؟

معمولاً این شکلیه.

ما بچه بودیم می‌گفتیم خدا از همه بزرگ‌تره.

اکبر بر وزن افعل دیگه.

از همه بزرگ‌تره.

حالا این روایتو ببینید.

به جهت زیاده وقت من عربیشو براتون نخونم.

چهل و ششمین روایت در توحید شیخ صدوق.

از امام صادق صلوات الله علیه روایت شده که مردی نزد اون حضرت گفت الله اکبر.

حضرت فرمودند خداوند بزرگ‌تر است.

از چه چیزی بزرگ‌تر است؟

آن مرد گفت از هر چیزی.

ظاهراً اشتباه نگفته که.

اکبر دیگه.

افضل و تفضیل.

از هر چیزی بزرگ‌تر.

حضرت فرمودند خداوند را محدود کرده‌ای.

آقا داره ذکر الله اکبر میگه.

اما اشتباهه.

فرمود تو خدا رو با این نگاهت محدود کردی.

مرد گفت پس چگونه بگویم؟

مثل تعجبی که ماها می‌کنیم.

حالا امام عصر صلوات الله علیه که تشریف بیاره خط‌کشی که می‌کنه، به قولی شابلون میذاره خط‌کشی می‌کنه اعتقادات ما رو، برداشت‌های ما رو از چه از سیر انفسی، چه آفاقی اون موقع می‌فهمیم که اوه، اوه چقدررر ما در اشتباه بودیم.

چه چیزهایی رو که اصلاً اشتباه متوجه شدیم.

[سرفه] مرد گفت پس چگونه بگویم؟

حضرت فرمودند، حالا حضرت چی فرموده باشن خوبه؟

فرمودند بگو خداوند بزرگ‌تر از آن است که وصف شود.

الله اکبر من ای وصف.

این یه روایت.

روایت بعدی [نفس عمیق] جُمعی ابن امر.

حالا بعضی منابع عُمَیر هم گفتن.

میگه امام صادق صلوات الله علیه به من فرمود خداوند از چه چیزی بزرگ‌تر است؟

فکر کن امام زمان الان بیاد به من و شما بگه خداوند از چه چیزی بزرگ‌تره آقا؟

ما باید بگیم از همه چیز دیگه.

خود آقا بپرسه.

بپرسه خدا از چ-- از چه چیزی بزرگ‌تره؟

میگیم ما قاعدتاً باید بگیم از همه چیز.

میگه من عرض کردم از تمام چیزها بزرگ‌تر است.

حضرت فرمود اگر اینگونه معنا کنی پس چیزی هست که خداوند بزرگ‌تر از آن باشد.

توجه کردی چی شد؟

خیلی ظریفها.

میگه اگه اینطوری بگی پس یه چیزی هست [سرفه] چون شما داری میگی خدا از همه چیز بزرگ‌تره.

میگه پس یه چیزی هست که خدا از اون بزرگ‌تره.

عرض کردم پس خدا چیست؟

حضرت فرمودند خداوند بزرگ‌تر از آن است که وصف شود.

میگه اصلاً تو چرا در برابر وجود حضرت هر چیزی رو فرض کردی که بگی خدا از چیزی بزرگ‌تره؟

اون موقع میشه دوئی است.

خدا یه چیز، خلق یا یک چیزی هم یک چیز.

دقیقاً نقطه مقابل توحید صمدی قرآنی است.

الصمد الذي لا جوف له.

اصلاً همین فرمایش امام رو، همین فرمایش امام رو که بارها علامه حسن زاده می‌فرمودن که اصلاً درس اوله صد و پنجاه و سه درس معرفت نفس حضرت استاد که ما هنوز تو مسجد بلال بهش نرسیدیم و تو مقدماتیم همینه.

همین وجود است که مشهود ماست.

یعنی بحث وجود که همه جا رو پر کرده.

هو معکم أينما كنتم.

خب بله.

هو معکم أينما كنتم.

ولی کی اومد این رو برای ما باز کرد که یعنی چی؟

یا هو الأول والآخر والظاهر والباطن.

خب همین آیه قرآن سوره حدید.

تو سوره حدیده دیگه.

خب کی اومد این رو برای ما باز کرد؟

منظور از این اول و آخر چیه؟

منظور از این ظاهر و باطن چیه؟

امام معصوم.

و الا همینطور قرآن رو که بخونی که متوجه نمیشی.

اجازه بدید یه روایتی هم در همین باب بخونم کامتون شیرین بشه.

با همین روایت مبحث رو جمع کنیم.

ببینید چقدر عالی فرموده که قبل از اینکه ما این روایت رو ببینیم باور کنید همین آیه رو می‌خونیم ذهنمون مشرکه.

میمون البان می‌گوید از امام صادق صلوات الله عليه شنیدم که ایشان فرمود این سؤال شد که خداوند اول و آخر است.

خب حالا اینکه هو الأول والآخر به چه معناست؟

حضرت فرمودن منظور از اول این نیست قبل از او چیزی بوده [مکث] یا و یا چیزی ابتدایی دیگر یک چیز ابتدایی دیگری که از او سبقت گرفته باشد و منظور آخـ-- و منظور از آخر این نیست که نهایت دارد آن‌طوری که صفت آفریده‌شدگان است.

بلکه منظور این است که خداوند قدیم است.

یعنی اول و آخریست که همیشه بوده و خواهد بود بدون اینکه ابتدا و نهایتی داشته باشد و حدوث یعنی همون تغییر و تحول.

حدوث، احداث دیگه.

تغییر و تحول و حدوث بر او عارض نمی‌شود و از حالتی به حالت دیگر تغییر پیدا نمی‌کند.

و او آفریده تمام اشیا است.

همینو، همینو اگر هو الاول والآخر ما میایم برای اول برای خدا یه اولی قرار میدیم.

درسته؟

تو ذهنمون میگیم اوله دیگه.

پس یه اولی بوده.

بعد میگیم والآخر میگیم پس یه آخری هم هست اون خداست.

در صورتی که توجه نداریم که حضرت می‌فرماید منظور از این اول و آخر یعنی او قدیمه، ازلیه و ابدیه.

اصلاً انتها نداره.

باز شما وقتی میگی اول و آخر به این چیزی که تو ذهن ما میاد باز داری حد می‌زنی برای خدا.

احسنت.

باز اینو توجه نداری که هو الاول والآخر در حقیقت اینه.

هو الاول و هو الآخر.

یعنی هر اولی هو و هر آخری هو و.

این فرمایش علامه حسن زاده‌ست [مکث].

در شرح نصف والعموس مرحوم علم فراری برای اینکه ما خوب بفهمیم اینو اینجوری باز کردن.

گفتن آقا هر اولی هو و هر آخری هو و هر ظاهری هو و هر باطنی هو و.

مثل اون که فرمود الله اکبر من ای یصف.

نگو خدا بزرگتر از چیزیست که یک چیزی رو در برابر خدا قرار بدی.

این اصلاً اشتباه است.

میگی اصلاً یک چیزی هست خب اون اگر، اگر اونو از خدا جدا فرض کنی دیگه خدا صمد نیست چون یک جایی رو پیدا کردی خالیه از خدا.

اصلاً چیزی نیست در برابر حضرت حق که حضرت امام فریاد میزنه [مکث] ما همه هیچییم.

هرچه هست تویی.

چقدر شیرینه این جمله امام.

یا روایت ابن ابی یعفور میگه از امام صادق صلی الله علیه درباره فرموده خداوند پرسیدم که می‌فرماید هو الاول والآخر.

اینم بگم شیرینه.

عرض کردم معنای اول را می‌شناسیم ولی برای ما آخر را تفسیر بفرمایید.

آخر چیه؟

حضرت فرمودند هیچ چیزی وجود ندارد مگر اینکه نابود شده یا تغییر می‌کند و یا در آن تحول داخل می‌شود و یا از بین می‌رود.

یا از رنگی به رنگ دیگر یا از کیفیتی به کیفیت دیگر و یا از صفتی به صفت دیگر و یا از زیادی به کمی و از کمی به زیادی منتقل می‌شود.

همه در حال حرکتن، در حال انتقالن، در حال سیرن.

از کمی به زیاد، از زیادی به کمی.

رنگشون منقلب میشه.

صفاتشون عوض میشه همینطور.

مگر پروردگار جهانیان که اینگونه نیست.

پس خداوند همیشه یگانه بوده و خواهد بود.

او قبل از هر چیزی اول و همیشه آخر است.

صفات و نام‌ها او را دگرگون نمی‌سازد.

الان شما اینجا نشستی اسمت میشه چی؟

[مکث] نشسته.

نشسته ای دیگه.

یه دفعه بلند میشی اسمت میشه ایستاده.

اسمت میشه ایستاده.

می‌خندی شما خندانی.

می‌گریی، گریانی.

ببین اسمت داره عوض میشه نسبت به طورهای وجودیت.

می‌خوابی.

می‌خوابی، بیداری، همینطور می‌خوری، متفكری، متوهمی، متعقلی.

درسته؟

ولی خدا اینطوری نیست که.

خدا می‌فرماید که هیچ چیزی او را دگرگون نمی‌کند و اسماءش هم اینچنین نیستند.

عین ذاتشن همه و همه.

اینطور نیست که منقلب باشند.

الان طوری بعد خود ذات حضرت حق.

آن‌طوری که غیر او را متحول می‌کنند.

می‌فرماید که او را دگرگون نمی‌سازند.

صفات و نام‌ها.

[صدای گوشی] چرا این مثال رو حضرت شما زده؟

می‌فرماید مثال و می‌فرماید صفات و نام‌ها او را دگرگون نمی‌سازند آن‌طوری که غیر او را متحول می‌کنند.

مثل انسان که اول خاک و بعد گوشت و مرتبه بعدی خون و سپس در هم و خاکستر می‌شود.

و مثل خرما که یک مرتبه نموره و سپس کال یعنی میـ- نیمر است و بعد رطب و یک مرتبه هم خرماست.

پس نام‌ها و صفات خرما و انسان را دگرگون می‌سازند.

در هر مرتبه، در هر جایگاه، هر وضعیت و هر طوری یک اسمی دارند.

در حالی که خداوند بر خلاف آنهاست.

یا اون فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام است.

کی می‌تونه خدا رو اینطوری معرفی کنه؟

بگید کی می‌تونه؟

داخلاً فی الاشیاء لا بالممازجة خارج عن الأشیاء لا بالمباینه.

می‌خواست خدا رو معرفی کنه مولا.

می‌فرمود داخل اشیاء نه اونطور که مخلوط و ممزوج شده باشه.

خارج از اشیاء نه اونطوری که جدا باشه.

چون هو معک و معینماکن تو.

اصلاً الله اکبر الله اکبر از این فرمایش.

کی می‌تونه مثل معصوم این چنین خدا رو به ما نشون بده؟

صفات اولیا و اسماء حسنی الهی رو این چنین برای ما آشکار کنه.

برای دهان معصوم رو ببین.

خدا رحمت کنه حضرت استاد همیشه می‌فرمودن که آقا ببینید این بزرگان ما تا تازه اینا همشونو بریزی رو هم در برابر پیغمبر همه‌شون رو هم در برابر پیغمبر میشن امّی.

امّین پیش پیغمبر.

بی‌سوادن.

فرمایش ایشون.

همه عقلاء عالم.

اول و آخر رو بریز رو هم.

ولی شما-- ولی باز می‌فرمود که شما ببینید همین ملاصدراها و شیخ اکبرها و حاجی سبزواری‌ها و شیخ رضیس‌ها و امثالهم ببینید سوز دلشون چیه؟

حرفشون چیه؟

مگه بیکار بودن؟

این شیخ اکبر مگه بیکار بوده بشینه قریب به هزار عنوان کتاب بنویسه؟

خب بشین یه کتابشو بخون ببین دردش چی بوده.

حضرت امام هم این فرمایشو داره.

ببین درد اینا چی بوده؟

حرفشون چی بوده؟

بعد یه جمله داره خط کرام امروز ما.

می‌فرمود حضرت استادا می‌فرمود آقا نمیگم یه کتاب.

نمیگم یک صفحه.

ببین این جمله آخرو توجه کنید حواستون پرت نشه.

یک جمله، یک جمله مثل این‌ها می‌تونی تأسیساً بگی؟

تأسیساً یعنی کسی نگفته باشه.

نه مثل من مثل طوطی میاد ضبط کرده حرف این و اونو اینقدر برای شما می‌زنه.

نه، تأسیساً خودش، خودش تولید علم کرده باشه.

تأسیساً جمله‌ای به وزانت جمله‌ی امثال شیخ اکبرها.

بسم الله اگه می‌تونی یه جمله، نه یه کتاب.

بعد این‌ها ده‌ها کتاب، صدها کتاب.

ببین درد اینا چی بوده؟

سوز دل اینا چی بوده؟

و اینا از کجا اخذ کردن؟

از کجا گرفتن؟

ملاصدرا اثارشو که همه رو حیران کرده از کجا گرفته؟

خودش میگه از اشک و سجاده و اون کهک قم که تبعید شد و توسل به اهل بیت.

همش از منبع فیض مستر فیض علی الاصلاح.

انا مدینة العلم و علیٌ بابها و انا مدینة الحكمة و علیٌ بابها.

و من اراد الحكمة فلیأتم بابها.

هرکس اراده حکمت یا علم می‌کنه باید از درش وارد بشه.

علم، حکمت همه نزد این خاندان.

اصلاً اگه کسی توحید رو به جز از راه ولایت کلی اهل بیت علیهم السلام بره اون عین کفر، عین شرکه.

به راه به جایی نمی‌بره.

متأسفانه همین حرفو یه کارشناسی ماه مبارک رمضانی یکی دو سال پیش تو رسانه گفت.

همین مضمون و با یه لسان دیگری گفت.

چقدر تکفیرش کردن اهل سنت و متأسفانه برنامه رم از ایشون گرفتن.

در صورتی که حرف حقی زد.

هنوز هم مولا مظلومه.

هنوز هم اونا در غیبتن.

انشاالله که زنده باشیم و ظهور حضرت رو ببینیم و روز عز اسلام و حکومت کریمه رو ببینیم و ما هم بتونیم کاری در این راستا انجام بدیم.

الهی اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

والحمد لله رب العالمين.

صلوات فرستاد.

اللهم صل علی محمد