یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
آغاز سخن
اللهم صل علی محمد و آل محمد. بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته. ال و رحمة الله. در رساله سیر و سلوک سید بودیم. فصل دوم در معرفت اجمالی به مقصد رو تموم کردیم. که مقصد ما کجاست؟ بدونیم به چه سمتی داریم میریم. داریم میریم به سمت آن الهیت نظام. حرفمون در این خصوص تموم شد با اینکه خیلی حرفهامون در ذات. با ترس و لرز با توکل به خدا میریم تو فصل سوم که کار بنده نیست. لذا سعی میکنم بیشتر از رو بخونم. عنوانش هست دخول به عالم خلوص و معرفت آن. اصلاً عالم خلوص چه عالمیه؟
چه جایگاهی و شناخت پیدا کنیم که چگونه میشود به او دسترسی پیدا کرد و اهمیتش کجاست؟ اهمیت دسترسی به این رتبه و این مقام چ-چگونه خودش رو نشون میده؟ در ابتدای فصل سید نوشتند روحشون شاد. پس بدان که خلوص و اخلاص بر دو قسم است. اکنون قبل از اینکه این دو قسم خلوص و اخلاص رو فرمایشات ایشون رو بگوییم، خود این یک سند که مطلقاً انسان باید آنچه که انجام میدهد برای خدا باشد. اکنون یک کسی هست یک کاری رو انجام میده ، برای خدا انجام میده، نه برای غیر خدا اما توقع پاداش دارد. این تکلیفش چیست؟ توقع دارد که بهشت بره.
طرح مسأله
توقع دارد جهنم نره. توقع دارد خدا به او حال بده، ثواب بده، اجر بده، مزد بده. میگوید آخر ماه صفر یک شعر غلطی بود. ما اجر عزاداری از فاطمه میخواهیم. اجر اکنون اگه بگوییم غلطه یعنی اشکال دارد ما اجر بخواهیم؟ اجر کار گدا صفتهاست که قبلاً هم بحثش تو مباحثمون گذشته. این پیداست که اعمالش خالص شده برای خداست. آن رتبه دوم رو هنوز طی نکرده. متوجه فرقش شدی؟ اعمالش رو برای خدا دارد انجام میده، نه برای غیر خدا. ریا و تظاهر تو کارش نیست. اما چون اجر میخواهد، مزد میخواهد هنوز چی رو خالص نکرده؟
پیداست که چنین کسی هنوز خودش رو خالص نکرده. یک نتیجه دیگر. اینکه کسی که صرفاً اعمالش رو برای خدا انجام میده این مخلصه. اما کسی که خودش رو هم خالص کرده مخلصه است. یعنی دو تاشو که رفت دو مرحله رو رفت تازه میشود مخلص. اینم یک فرق که قبلاً نگفته بودیم. پس سید میفرماید و اشاره به اول است کریمه لیعبد الله مخلصین له الدین و این قسم در مبادی درجات ایمان است. یعنی که اصلاً خود این باعث، خود این نشونه درجات ایمانه. اینکه کسی اعمالش رو خالص کنه. خلوص در اعمال، در عبادات، در دین در عباديات این همه چیست؟ موادی ایمانه.
بیان روایت
اینه که درجات ایمان رو مشخص میکند. به چه میزان خالص شدی؟ نمازتو خواندی دنبال چی بودی؟ حتی بعضی از بزرگان اهل معرفت تا جایی پیش رفتند میگویند نمازتو میخواهی خالص کنی برای خدا، حتی برای این نماز نخونی که حال کنی، کیف کنی، لذت ببری. بازم کیف نفسه. بازم برای خودته. برای خدا نیست. ببین اینقدر ظریف میشند. اگرچه دیگر بالعرض شما وقتی نماز میخونی عارض میشود این حال بر شما. بخوای نخوای لذت میبری. کسی که درست نماز بخونه لذت میبرد. اما به خاطر این لذت نماز نمیخواهندد. به خاطر خدا میخواهندد. اکنون بریم جلوتر.
پله پله باید به دست بیاد یا- قطعا پله پله. البته مثل توحید افعالی و صفاتی و ذاتی. ما اکنون ظهور رو داریم توحید افعالی میگوییم دیگر. اکنون اتفاقا از حضرت آیت الله پهلوانی سؤال شده. در پا ورقی رساله سید الرسل که حضرت علامه طباطباییان که اینجا اکنون محضرش هستیم آمده. بعد از کلاس خواستید نشون میدم. از حضرت آیت الله پهلوانی پرسیدند باید این پله پله طی بشود؟ یعنی اول توحید افعالی، بعد صفاتی، بعد ذاتی؟ اگرچه تو عبارت دعا به عکسه. وحده اول ذاتی، وحده وسط صفاتی یا اسمایی، وحده سوم افعالیه. وحده، وحده، وحده.
گشایش معنا
به ترتیب اهمیت. اما سؤال اینه که میشود کسی به یکباره بره برسه به توحید ذاتی؟ یعنی به یکباره بره تو منت الی؟ میشود یا نه؟ سخته اما حضرت آیت الله پهلوانی فرمودندد بله امکانش هست. میشود کسی به یکباره همه مرا-مراحل توحید رو بره به ذاتی برسه. اصلاً خبر از افعالی و صفاتی هم نشه رفته به ذاتی. اصلاً میگوید مستغرق ذات حضرت حقه. ذات خودش رو مستهلک و مستغرق در ذات الهی میبیند. کسی که ذات خودش رو مستهلک دید، مستغرق دید، شعنی از شؤون الهی دید، گفت یا ما الله الا هو. الا هو اثباته. مثل لا اله اول نفیه. الا الله اثباته.
وقتی نفی و اثبات صورت گرفت دیگر هیچی نیست. هیچ چیزی معارضی ندارد، مقابلی ندارد، طرفی ندارد. یکپارچه میشود حق. یعنی کسی که به توحید ذاتی رسیده تمام وجودش رو الهی میبیند. قطعا صفاتش رو، اسماش رو، ظهور و بروز وجودش رو، افعالش رو، همه رو مستهلک در حضرت حق میبیند. پس کسی اصلاً به آن آخریک رسید تمامه. منت سؤال این بود که میشود بدون آن دو تای کسی آن دو تا اولی کار نکرده باشد به یکباره به ذاتی برسه؟ بله میشود ولی خیلی سخته . سؤال شما پس جوابش اینه که میشود به یکباره به آن مخلصین رسید، مخلص شد. بله دیگر نباید احسن.
تمثیل و شاهد
اکنون اتفاقا اگر دل بدید حوصلشو بکنید، ایشون سید میگوید اصن چگونه شما باید بری به آنجا برسی. پس مرحله اول این شد که خالص کنی اعمالت و عباداتت و دینت رو برای خدا. بعد مرحله دوم رو اشاره به این آیک میکند. برای خ- اینکه خودت رو خالص کنی برای حضرت حق اشاره به این آیک میکند و به دوم اشاره شده که الا عباد الله المخلصین. الا عباد الله المخلصین. چه خلوص را از برای خود بنده ثابت فرموده و در اول یعنی آن مخلصین له الدین و در اول از برای دین اثبات کرده و بنده را خالص کننده آن قرار داده. اکنون خالص کننده دین برای خدا کیست؟
منظور سید اینه که و بنده را خالص کننده آن قرار داده. خالص کننده چی؟ خود بنده باید تلاش کنه ابتدا تا خودش. مرحله دوم اگر کسی دین اینطوری از فَهْوای سید برمیآد که اگر کسی دینش رو برای خدا خالص کرد، دیگر قدم دوم رو خدا براش برمیدارد. خدا آن را خالصش میکند. خدا آن رو خالص میکند برای خودش، این شخص رو. و همچنین اشاره به قسم دوم از حدیثه. اکنون آن آیک اشاره به حدیث میکند که من أخلص لله. هرکس که برای خدا خودش رو خالص کنه. این یک اتفاقا یادمه حداقل دو، سه جلسهای پیرامونش صحبت کردیم تو آن فصول قبلی.
دقت در واژهها
شما تشریف نداشتید که مثلا به چند وجه این آمده به چند لفظ اما همه یک مضمونن. این روایت که من أخلص لله أربعين صباح. هر کسی که چهل صبح، اینجا میگوید چهل شب. اینجا میگوید چهل شبانه روز. خودش رو برای خدا خالص کنه. «وهرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه» این دیگر منتهاش. چون یک جا هست. اکنون اینجا معنیش چیست؟ اینکه، اِاِاِ آن چشمههای حکمت جاری میشود ظهور میکند. «من قلبه» از دلش «على لسانه» بر لسانش. خودشم وقتی حرف میزند خودش از خودش بهره میبرد. خودش از خودش میشود، خودش میشود معلم و استاد خودش. این شکلی میشود.
خودشم میبیند حرفهایی که دارد میزند تازه است. بوی تازگی میده. یک معنای حدیث یعنی نو. رنگ و لعاب صبغت الهی دارد. چند عمل باید اصن انجام بدیم برای اخلاص چهل شبانه روز؟ چه کاری انجام بدیم؟ آن به نیت برمیگرده. اصلاً فعلاً وارد به عمل- مثلاً رفتار و اعمال و از این چیزا میشود گفت. آن که ابتلاس. اینکه شما مراقبه داشته باشی که اعمالت خدا نکنه حرمت غروب الهی رو نشکنه. حرام رو ترک کنی و واجبات رو آن هم به احسن انجام بدی. آن شروع بندگیک و باید مراقبت کنی که از تو حرامی سر نزنه و واجبی فوت نشه.
جریان بحث
و این مراقبه که شدت میگیرد میری جلو بعد شروع میکنی اکنون این اعمالی که داری انجام میدی تا اکنون سعی میکردی واجبی ازت فوت نشه و حرامی سر نزنه. اکنون خود آن عملو که ترک و فعله دیگر. اکنون در انجام واجباته که اکنون باید رفته رفته به سمت مستحبات و این میری و مکروهات رو ترک میکنی. باید رو نیتت کار کنی. کار کردند نیت میشود این. میشود ورود به این عالم. یعنی شما آن اول رو داری باید مراقب باشی که حرام انجام ندی، واجبت فوت نشه. اکنون که داری انجام میدی این ترک و فعل رو به چه خاطر انجام میدی؟ آن میشود نیت.
مرحله نیت دیگر عمل نیست. نیت سازی باید کرد. باید نیت رو پاک کرد. کار کرد روی نیت. تو ذهن نقش ببنده. خیلی نمیشود به او گفت ذهن. چون امکان دارد من تو ذهنم یک صورت پردازی، پردازی تو قوه خیالم بکنم. دو تا چهار تایی بکنم که من این کارو انجام میدم فقط برای خاطر خداها. ولی وقتی که نتیجه و ثمر و ثمره آن کار رو میخواهم ببینم تو وجودم، آن مکمَن غیبم، تو پنهانیترین غیب وجودم دو تا چهار تا ام طور دیگر است. میگویم اکنون که این کارایی انجام دادم اکنون خدا این کارا رو با من میکند. اکنون خدا این بلا رو از من دفع میکند.
لایهٔ باطنی
اکنون خدا این لطف رو به من میکند. این هدیک رو، این هبه رو، این پاداش رو به من میده و امثال . این میشود باز دو تا چهار تا و- احسن. این با احسن حساب کتابه. یعنی نیت اونه. این نیست که تو ذهن اکنون لاجرم میآید صورت میگیرد تو قوه خیال، این وهم و خیال نه. نیت آن چیزیک که همته، غمته، منت آرزوته. دنبال چی هستی آخر سر. تو باید آن پاک بشود. اکنون اینجا اشاره دارد به همین روایت شریف که میفرماید این روایت شریف که «من أخلص لله» مربوط به قسم دومه.
یعنی که بعد خود سید میفرماید: «یعنی خود خالص شود و اول به صیغه فاعل ادا میشود و ثانی به صیغه مفعول ادا میشود.» یعنی چی اول به صیغه فاعل، دوم به صیغه مفعول. آن مخلصین الله الدین. کساییان که خودشان سعی میکنندد یک رویش فاعلی دارندد. خودشان تلاش میکننددد که عملشون رو خالص کنن. دومی عباد الله المخلصین. این کساییان که خالص میشند. صیغه مفعولی میآید دیگر. یعنی اخلاص بر آن وارد میشود. تحقق پیدا میکند. بر آن وارد میشود. کی این اخلاصو به آن میده؟ وقتی به صیغه مفعولیک یعنی کار بر آن واقع میشود دیگر.
ثمره در عمل
یعنی خدا خالصش میکند. منت میگوید تو یک قدم بردار تا خدا ده قدم بردارد، صد قدم بردارد. آره تو باید بخوای- همینطوری وایساده بیرون گود میگوید لنگش کن. نشسته تو خونه کار نمیکند. میگوید خدا یک گونی طلا از آسمون بریز برام. رفتیم یک گونی آجر آمد رو سرت. با سنت الهی نمیشود جنگید. تو یک قدم بردار اکنون از حضرت حق برکتشو ببین. از تو حرکت از خدا برکت. پس این مرتبه دومه که صیغه مفعولیک و خدا خالصش میکند.
باید ما بریم سراغ آن مرتبه اول اعمالمون رو بعد از مراقبه و شدت حضور پیدا کردند در محضر حضرت حق نیتمون رو مراقبت کنیم تا اعمال خالص بشن. دیگر تا خدا خالصمون کنه. بعد سید ادامه میده و این قسم از خلوص مرتبهایست ورای مرتبه ایمان، اسلام و ایمان. اسلام میتوانیم م-مرتبش میدانید که مادون ایمانه یا موافق ایمانه؟ میگویند فلانی اسلام آورد. برای مسلمون شدن چی لازمه؟ شما تسلیم بشی بگی «اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمدا رسول الله صلی الله علیه» مسلمون شدی.
پیوند با معارف
که البته آن نخ تسبیحش یا نخ اسکناسش، شیرازهش که «اشهد ان علی اولی الله». اکنون این مسلمون شد. اما آیا مسلمون شد، مؤمن هم شد؟ ایمان هم آورد؟ بنگرید اسلام عمل به ارکانه. ارکان وجودیت عمل میکند اما امکان دارد دل نداده باشی. کسی که گفت لا اله الا الله مال و جان و ناموسش در امانه. کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی. در امان قرار میگیرد. همش در ایمنه. منت در ظاهر ایمنه. ظاهر میشود کجا؟ یعنی در عالم، در نشئہ طبیعت، در عالم دنیا. کی باطنش هم در امانه؟ در این امنیت؟ وقتی که به ولایت امیرالمؤمنین برسه.
ولایت علی ابن ابی طالب حصنی. فمن دخل حصن، دخل حصنی امن من عذابی. این دیگر عذاب اونوری از او برداشته میشود. به این میگویند ایمان. کسی که ایمان آورد، دل سپرد، مرتبه تعلق قلبیه. فعل و عمل به ارکان نیست. تعلق قلبی پیدا کرد به امیرالمؤمنین. ولایت رو پذیرفت. این میدانید از مرتبه ایمان فارغ شده ببخشید اسلام. از اسلام فارغ شده رفته به رتبه ایمان. اکنون اینجا سید دارد این را میگوید فرمود. فرمود و این قسم از خلوص مرتبهایست ورای مرتبه اسلام و ایمان. یعنی بالاتر از حتی ایمان.
ادامهٔ برهان
یعنی ش-میشود که باشن در میآیند اهل ایمان، محبین امیرالمؤمنین، دل سپردگان به امیرالمؤمنین، اما به اخلاص به این مرتبه اخلاص که سید میگوید نرسیده باشن. مخلص نشده باشن. و نمیرسد به آن مگر منظور نظر عنایت الله. یعنی کسی که محل نظر عنایت الهی شده فقط میتواند به آن برسه. خدا د-خدا دستش رو بگیره. خدا بیاد وسط. خدا به او عنایت کنه. پیداش بکار خیلی سخته. یعنی دیگر از دست خدا بنده خارج میشود. مرتبه خلوص، یعنی شدت خلوص. به خصوص آن پاکسازی و خالصسازی خودت برای خدا. دیگر خیلی سخته. باز اعمال رو میشود کاریش کرد.
و مبحث حقیقی نیست. یعنی کسی به آن توحید ناب و اصلی و حقیقی نمیرسد مگر صاحب این مرتبه. یعنی کسی مبحث واقعیه، به توحید ناب رسیده که به خلوص رسیده باشد، به شدت اخلاص. یعنی خدا دستشو گرفته باشد. و مادامی که سالک به این عالم داخل نشده، دامن او از خار شرک مستخلص نشود. یک بار دیگر بخونیم بترسیم. این کم کسی نمیگویدها. کسی که سینه به سینه امام عصر رفته. سید به هر حال اینه. اکنون در محضر امیرالمؤمنین آنی فارغ نمیشود دیگر. برادر علامه طباطبایی با ایشون نتونست ارتباط بگیره.
شهادت حال اولیا
با ایشون سید ابن طاووس و ابن فهد حلیان قبلاً گفته شد. شاه مرتضی انصاری، روح شیخ مرتضی. به مرحوم آقای الهی برادر علامه فرمودندد که علت اینکه نمیتوانی با این سه تا ارتباط بگیری برای اینکه دائم الحضور محضر امیرالمؤمنیناند. از آنی نمیخواهند فارغ شن. چنین کسی دارد به شما امروز درس میده. با درس ایشون نشستیم. و مادامی که سالک به این عالم داخل نشده، به این عالم خلوص که تا اکنون زور زدیم بفهمیم، داخل نشده دامن ممکن نه، محکم فرمود دامن او از خار شرک مستخلص نشود. نه اینکه ممکن است نشده باشد. یعنی هنوز مشرکه.
پس یعنی خیلی سختش بله. چرا مولا فرمودندد که شرک شرک اصلاً خود شرک مثل مثالی که هستم زدم مثل موچه سیاه در دل تاریک شب روی سنگ سیاه. اصلاً دیده نمیشود. بله این را مولا فرمودندد. این این حقیقت شرکه. یعنی شرک- سنگ سیاه آن موچه- خیلی سخت. که همان فرمودید مثلاً تو اخلاص که ر-مرتبه دارد. مثلاً گفت اگه به مسلمون شد بعد به امام علی به یک مرحلهای رسیدی اکنون که میای بگی اخلاص نداری، شرک. یعنی آن همه چی؟ همینجا جرات میکنم به شما. بسیاری از ما مشرکیم. یعنی اگه مولا راضی و قبولش کرده، مسلمون باشد بازم- باز مشرک رفته.
مسیر سلوک
شرک جلی نیستهها. حواسش- شرک خفیه. یک اندازهای از شرک رو با این توضیح که- احسن. شرک ظاهری یعنی شما علناً- باشد. آره بیا این بت خدای منه این یعنی برای خدا شریک قائل بشود. اما آن شرک خفیه. آره خفی مثل آن موچه، دیده نمیشود. اصلاً حس نمیکنی، دیگران نمیدونند، خودتم شاید متوجه نشی ولی هست. این برای کیست؟ کسی که اسلام و ایمان رو رد کرده به مرتبه خلوص رسیده. بعد خدا هم دست آورده تازه باز. چون نمیشود، انسان نمیتواند خودش برسه. اینقدر سخته و دشواره. آخه جایگاهشون خیلی بالائه.
من الان- چهار تا ببینیم ما خودمان چقدر تا اکنون قرآن خواندیم، چقدر تا اکنون ختم قرآن کردیم. ولی اینطور دستهبندی شده که اکنون سید دارد میفرماید جایگاه مخلصین کجاست. سه تا خصوصیت. بعد حضرت علامه آستاد محمد حسین حسینی تهرانی میآید یک چهارمی هم اضافه میکند. بعد میگوید به این دلیل سید سه تا آورده نه چهار تا. حرمت نگه میدارد از سید. خیلی هم قشنگ حرمت، حرمت علمی نگه میدارد. وقتی این رو کنار هم میبینی میگی ما این همه قرآن خواندیم، این آیات هم خواندیم اصلاً توجه نداشتیم که چه جالب.
فقرهٔ پایانی جلسه
من خودم تا نخوانده بودم فرمایش سیدو اصلاً توجه نداشتم. این خیلی مهمه که انسان این توجه رو بده که مقام و مرتبه خلوص کجاست. همین که یک کتاب دست میگیریم در خصوص اخلاص در عمل. حتی شروع کنیم خواندند و بعداً سعی میکنیم به این، این تاتی تاتی کردند و کار مهد کودکی و کودکستان و اینهاست. باید خدا بیاد دستتو بگیره راهت ببره. اینقدر کار دشواره. و شما مقام اکنون میرسید اگه برسیم تو این جلسه البته. مقامات سهگانه یا چهارگانه مخلصین رو که تو قرآن صراحتا آمده رو بنگرید تازه میگید بله واقعاً باید خدا دست بگیره.
بعد چه کنیم حالا؟ تازه میفهمیم علت طولانی شدن برزخ رو. برزخ برای چی هست همم؟ به خاطر همین شرکهاست. بله این شرک رو بردارد. عذاب برزخی برای همین هست. که خالص- خالصت کنه. چون نمیشود در محضر حضرت حق با غیر حق. به شدت غیرتمند سر الهیت خودش، سر خدایی خودش. در حقیقت اخلاص پیدا میکند. باید پیدا کنن. اگه پیدا نکنن در بارگاه الهی راه پیدا نمیکنندددد. تو همان برزخ میمونند. رتبه مثالی میمونند. شهود ق-عقلی و قلبی پیدا نمیکند. برخی معتقدن که اکثریت مردم تو همان برزخ میمونند. اصلاً تو رتبه مثالی میمونند.
مخصوصاً کفار و مشرکین و منافقین. اکنون محبین اهل بیت رو به وساطت اهل بیت چرا سیر میدن میبرند. اما الان، اکنون ما بیشتر رو زمین کفار و مشرکین و منافقین داریم یا مؤمنین بالله و محبین اهل بیت؟ ما در اقلیتیم. اکنون از اینجا ولی برخی میگویند نه، آنجا سیر میدن. بالاخره قاصر داریم مقصر داریم. این تمیز داده میشن. اصل تمهیز میآید، اصل تمییز میآید. همه بر میگرده به خبث نفوس یا طیب بودن نفوس که بحثای دیگرای است اینجا جاش نیست. آن تو بحثای اخلاقی و این باید مطرح بشود و فعلاً با آن کاری نداریم.
پس، بحث این بود که شرک، این شرک رو در عالم برزخ باید برداشته بشود. با عذاب برزخی و مادامی که سالک به این عالم داخل نشده، دامن او از خار شرک مستخلص نشود. بعد اشاره به این آیک میکند سید. 大多数 دارد میگوید. اکثر این ایمان نمیارن به خدا. یعنی اکثر مردم مشرکن. آیک صد و شش سوره یوسف. سید در متن کتابش. و به نص کتاب الله سه منصب با هم از برای صاحب این مرتبه ثابت است. میرود سراغ آن سه منصب که گفته شد علامه تهرانی چهارتاشون کرد که اجازه بدین جلسه بعد بگوییم. فکر میکنم فرصتمون گذشت.
پس خلاصه اینکه آقا راه، راه بسیار پر پیش و خم و خطیریه. جز با دستگیری وسائل فیض کمالین از اولیاء الله و عنایت مستقیم خود حضرت حق نمیشود. امکانپذیر نیست. برای همین ما دائم داریم در نمازمون ثابت یک دعایی رو میکنیم. میگوییم اینکه فقط از تو استعانت میجویم یعنی چی؟ این تو دلش دعا خوابیده. یعنی من فقط از تو کمک میخواهم دیگر باید کمکم کن دیگر. استعانت از ناحیک تو. فقط تو میتوانی دست منو بگیری. لذا بلا فاصله میگی چی؟ اهدنا الصراط المستقيم. فقط از تو کمک میخواهیم. اکنون به خدا من فقط از تو کمک میخواهم.
هیچکس نمیتواند دستم بده. تو نمازم ببین چه، چه اسراری خوابیده. یک روزی بشود اسرار دل نماز رو آدم بشکافه. انتهای کتاب فسوس ابن عربی شرحشو که وقتی حضرت استاد میده به نام ممد الهمن انتهاش یک فصلی رو باز میکند تو دامنه نماز. خواندید خیلی شیرینه. اکنون دوست داشتید یک مرتبه جدا میکنی. البته وقت نمیکنیم متن رساله رو. که چارهای هم گریزی هم از او نیست. شما تو نماز هم که دارد به شما اصرار میکند واجبه، واجبه که این را بخواد. روزی پنج نوبت، هر نوبت دو بار.
هر نوبت دو بار یعنی ده بار واجبه که هر روز بگی من فقط از تو کمک میخواهم. اکنون بنگرید ایاک نعبد فقط تو رو میپرستم باز، میشود آن توحید اولی. من فقط تو رو میپرستم. آن خلوص اولی که میخواهد دینش رو خالص کنه. اما مرتبه دوم که میخواهد خودش رو خالص کنه آنقدر سخته میگوید وایاک نستعين فقط از تو کمک میخواهم. این میگوید فقط کار توئه. بعد میگوید اکنون لبیک من میخواهم کمکت کنم. اهدنا الصراط المستقيم. منو ببر به واژه امیرالمؤمنین. صراط علی یعنی حق نونسکو. پس کار خیلی سخته، خیلی دشواره.
هرچی هم که میری بالاتر دشوارتر میشود. بعد عقوبتشم سختتره. هرچی شما پیش خدا عزیزتری، خدا به شدت بیشتری گوش تو میپیچوند. درصورتی که در رسم و رسومات تع-متعارف اجتماعی ما برعکسه. هرچی طرف برات عزیزتره اغماض میکنی. ندیده میگیری عیبهاشو، گناهاشو بیخیال میشی. درصورتی که خدا اینگونه نیستها. چرا خدا اینگونه نیست؟ چون کبریایی دارد. ختم کلاممون این باشد. بنگرید کار کنیم رو اسمایی که یک بار تو قرآن آمده. یک بار تو این مثل اینکه یک بار پدر یا مادر به بچهش میگوید یک بار برای همیشود بهت میگویم.
یعنی آنقدر این حرف مهمه همین یک بارو بهت میگویم برای همیشود وازه گوشت کن. یعنی مثال میزنم رد صعودت. خدا یک بار فرموده اولا الصمد. همه جا رو پر کردم. یک جا هم میفرماد المتکبر. کبریایی مال مخصوص خداست. اهدی حق تکبر ندارد. اکنون خدا کبریایی دارد، تکبر دارد. چرا نداشته باشه؟ همه عالم اشباح وجودی اونه. چی میگید بقیه؟ اصلاً غیری وجود ندارد. هرچه هست اوست. لذا غیوره غیر خودش رو نمی اصلاً امکانش نیست. امکانش نیست غیر خدا در سرزمین حضرت حق قدم بگذاره. شما وقتی حرف از غیر خدا میزنی نیت غیر خدا میکنی.
غیرت خدا به جوش میآید. میشود شرک دیگر. لذا یک عالم رو به نام برزخ گذاشته پوست منو بکنه تا خالصم کنه. آنجاست که میفهمیم چرا امام صادق صلی الله علیک و آله فرمود: «در قیامت در عالم آخرت ما دست شما رو میگیریم. محال محال به ما. اصلاً رنگ آتش رو ببینه، بوی آتش رو استشمام کنه. اما به فکر برزختون باشید که آنجا دیگر خودتانید و اعمالتون.» چرا؟ به خاطر همین شرک. بالاخره باید برداشته بشود یا نه؟ بیایید اگر میخواهیم برزخه، چون خیلی سخته قصه برزخ.
اگر میخواهیم برزخه انشاءالله خوبی داشته باشیم به سرعت نور طی بشود و بریم به عالم شعود عقلی برسیم هممون از همین جا، همین جا خودمان رو خالص کنیم. بعد دیگر اگر انشاءالله ما قدم برداشتیم در مسیر خلوص، خود خدا بقیشو میبرد. شما قدم بردار شروع کن حرکت کن. اکنون بعد این سه تا مقام یا چهار تا مقام رو هم ، جایگاهشو بنگرید. بعد راهکار ارائه میده سید. کار ما رو آسون میکند. منت دیگر آدم باید مرد عمل باشد و بسم اللهشو بگوید و حرکت کنه. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. والحمد لله رب العالمين.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.