د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۳۷
دارای متن همگام
آغاز سخن
شرح رساله سیر و سلوک ۳۷
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۳۶:۰۳
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۳ سرفصل
## آغاز سخن
۰:۰۰
## طرح مسأله
۴:۱۲
## بیان روایت
۶:۱۱
## گشایش معنا
۸:۰۳
## دقت در واژهها
۱۱:۵۷
## جریان بحث
۱۳:۴۵
## لایهٔ باطنی
۱۴:۰۵
## ثمره در عمل
۱۷:۰۹
## پیوند با معارف
۱۸:۵۱
## ادامهٔ برهان
۱۹:۴۳
## شهادت حال اولیا
۲۲:۳۵
## مسیر سلوک
۲۴:۲۷
## فقرهٔ پایانی جلسه
۲۵:۵۰
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اللهم صل علی محمد
و آل محمد. بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته. السلام علیکم و رحمة الله.
در رساله سیر و سلوک سید بودیم.
فصل دوم در معرفت اجمالی به مقصد رو تموم کردیم.
که مقصد ما کجاست؟ بدونیم به چه سمتی داریم میریم.
داریم میریم به سمت اون الهیت نظام.
حرفمون در این خصوص تموم شد
با اینکه خیلی حرفهامون در ذات.
با ترس و لرز با توکل به خدا میریم تو فصل سوم که کار بنده نیست.
لذا سعی میکنم بیشتر از رو بخونم.
عنوانش هست دخول به عالم خلوص
و معرفت آن. اصلاً عالم خلوص چه عالمیه؟
چه جایگاهی و شناخت پیدا کنیم که چگونه میشه بهش دسترسی پیدا کرد
و اهمیتش کجاست؟
اهمیت دسترسی به این رتبه و این مقام
چ-چگونه خودش رو نشون میده؟ خب بسم الله.
در ابتدای فصل
سید نوشتن روحشون شاد.
پس بدان که خلوص و اخلاص بر دو قسم است.
حالا قبل از اینکه این دو قسم خلوص و اخلاص رو
فرمایشات ایشون رو بگیم، خود
این یه سند که
مطلقاً انسان باید آنچه که انجام میدهد برای خدا باشد.
حالا یه کسی هست یه کاری رو انجام میده
، برای خدا انجام میده،
نه برای غیر خدا اما توقع
پاداش داره. این تکلیفش چیه؟
توقع داره که بهشت بره.
توقع داره جهنم نره.
توقع داره خدا بهش حال بده، ثواب بده،
اجر بده، مزد بده.
میگه آخر ماه صفر یه شعر غلطی بود.
ما اجر عزاداری از فاطمه میخواهیم.
اجر. خب
اجر حالا اگه بگیم غلطه یعنی اشکال داره ما اجر بخواهیم؟
اجر کار گدا صفتهاست که قبلاً هم بحثش تو مباحثمون گذشته.
آره. این پیداست که
اعمالش خالص شده برای خداست.
خب. اون رتبه دوم رو هنوز طی نکرده.
متوجه فرقش شدی؟
اعمالش رو برای خدا داره انجام میده، نه برای غیر خدا.
ریا و تظاهر تو کارش نیست.
اما چون اجر میخواد، مزد میخواد هنوز چی رو خالص نکرده؟
خودشو. آفرین. پیداست که چنین کسی هنوز خودش رو خالص نکرده.
یه نتیجه دیگه. اینکه
کسی که صرفاً اعمالش رو برای خدا انجام میده
این مخلصه. اما کسی که
خودش رو هم خالص کرده مخلصه است.
یعنی دو تاشو که رفت دو مرحله رو رفت تازه میشه مخلص.
اینم یه فرق که قبلاً نگفته بودیم.
پس سید میفرماید و اشاره به اول است کریمه لیعبد الله مخلصین له الدین
و این قسم در مبادی درجات ایمان است.
یعنی که اصلاً خود این باعث،
خود این نشونه درجات ایمانه.
اینکه کسی اعمالش رو خالص کنه.
خلوص در اعمال، در عبادات، در دین
در عباديات اینا همه چیه؟
موادی ایمانه. اینه که درجات ایمان رو مشخص میکنه.
به چه میزان خالص شدی؟
نمازتو خوندی دنبال چی بودی؟
حتی بعضی از بزرگان اهل معرفت تا جایی پیش رفتن
میگن نمازتو میخوای خالص کنی برای خدا،
حتی برای این نماز نخونی که حال کنی،
کیف کنی، لذت ببری.
بازم کیف نفسه. بازم برای خودته.
برای خدا نیست. ببین اینقدر ظریف میشن.
اگرچه دیگه
بالعرض شما وقتی نماز میخونی
عارض میشه این حال بر شما.
بخوای نخوای لذت میبری. کسی که درست نماز بخونه لذت میبره.
اما به خاطر این لذت نماز نمیخونه.
به خاطر خدا میخونه. این مهمه.
حالا بریم جلوتر.
پله پله باید به دست بیاد یا-
قطعا پله پله. البته مثل توحید افعالی و
صفاتی و ذاتی. ما الان
ظهور رو داریم توحید افعالی میگیم دیگه.
حالا اتفاقا از حضرت آیت الله پهلوانی سؤال شده.
در پا ورقی رساله سید الرسل که
حضرت علامه طباطباییان که اینجا الان
محضرش هستیم اومده.
بعد از کلاس خواستید نشون میدم.
از حضرت آیت الله پهلوانی پرسیدن
باید اینها پله پله
طی بشه؟ یعنی اول توحید افعالی، بعد صفاتی، بعد ذاتی؟
اگرچه تو عبارت دعا به عکسه.
وحده اول ذاتی، وحده وسط
صفاتی یا اسمایی، وحده سوم
افعالیه. وحده، وحده، وحده.
به این شکله. به ترتیب اهمیت.
اما سؤال اینه که میشه کسی به یکباره بره برسه به توحید ذاتی؟
یعنی به یکباره بره تو منتها الی؟
میشه یا نه؟ امکانش هست.
هست؟ سخته اما حضرت آیت الله پهلوانی فرمودن بله امکانش هست.
میشه کسی به یکباره همه
مرا-مراحل توحید رو بره به ذاتی برسه.
اصلاً خبر از افعالی و صفاتی هم نشه رفته به ذاتی.
اصلاً میگه مستغرق ذات حضرت حقه.
ذات خودش رو مستهلک و مستغرق در ذات الهی میبینه.
تمامه دیگه. کسی که ذات خودش رو مستهلک دید،
مستغرق دید، شعنی از شؤون الهی دید،
گفت یا ما الله الا هو.
الله نه-- نفیه.
الا هو اثباته.
مثل لا اله اول نفیه.
الا الله اثباته. وقتی نفی و اثبات صورت گرفت دیگه هیچی
نیست. هیچ چیزی معارضی نداره، مقابلی نداره، طرفی نداره.
یکپارچه میشه حق. یعنی چی؟
یعنی کسی که به توحید ذاتی رسیده
تمام وجودش رو الهی میبینه.
خب قطعا صفاتش رو، اسماش رو،
ظهور و بروز وجودش رو، افعالش رو، همه رو
مستهلک در حضرت حق میبینه.
درست شد؟ پس کسی اصلاً به اون آخریه رسید تمامه.
منتها سؤال این بود که میشه بدون اون دو تای اولی-- کسی اون دو تا اولی کار نکرده باشه به یکباره به ذاتی برسه؟
بله میشه ولی خیلی سخته .
سؤال شما پس جوابش اینه که میشه
به یکباره به اون مخلصین رسید، مخلص شد.
خیلی سخت. بله دیگه نباید
احسن. حالا اتفاقا اگر
دل بدید حوصلشو بکنید،
اشکال-- ایشون سید میگه اصن
چگونه شما باید بری به اونجا برسی.
پس مرحله اول این شد که
خالص کنی اعمالت و عباداتت و دینت رو برای خدا.
بعد مرحله دوم رو اشاره به این آیه میکنه.
برای خ- اینکه خودت رو خالص کنی برای حضرت حق اشاره به این آیه میکنه
و به دوم اشاره شده که الا عباد الله المخلصین.
الا عباد الله المخلصین.
چه خلوص را از برای خود بنده ثابت فرموده و در اول یعنی اون
مخلصین له الدین و در اول از برای دین اثبات کرده و بنده را خالص کننده آن قرار داده.
خب حالا خالص کننده دین برای خدا کیه؟
خود-- احسنت. خود بندهست.
خود خلق. منظور سید اینه که
و بنده را خالص کننده آن قرار داده.
خالص کننده چی؟ اون اول،
دین. خود بنده باید تلاش کنه ابتدا تا خودش.
مرحله دوم اگر کسی دین رو-- اینطوری از فَهْوای سید برمیآد
که اگر کسی دینش رو برای خدا خالص کرد، دیگه قدم دوم رو خدا براش برمیداره.
خدا اونو خالصش میکنه. خدا اون رو خالص میکنه برای خودش، این شخص رو.
و همچنین اشاره به قسم دوم از حدیثه.
حالا اون آیه اشاره به حدیث میکنه که من أخلص لله.
هرکس که برای خدا خودش رو خالص کنه.
این یه اتفاقا یادمه
حداقل دو، سه جلسهای پیرامونش صحبت کردیم تو اون
فصول قبلی. شما تشریف نداشتید
که مثلا به
چند وجه این اومده به چند لفظ اما همه یک مضمونن.
این روایت که من أخلص لله
أربعين صباح. هر کسی که چهل صبح، اینجا میگه
چهل شب. اینجا میگه چهل شبانه روز.
خودش رو برای خدا خالص کنه.
«وهرت ينابيع الحكمة
من قلبه على لسانه» این دیگه منتهاش.
چون یه جا هست. حالا اینجا معنیش چیه؟
اینکه، اِاِاِ
اون چشمههای حکمت
جاری میشه ظهور میکنه.
«وهرت». «من قلبه» از دلش
«على لسانه» بر لسانش.
خودشم وقتی حرف میزنه
خودش از خودش بهره میبره.
خودش از خودش میشه، خودش میشه معلم و استاد خودش.
این شکلی میشه. خودشم میبینه حرفهایی که داره میزنه تازه است.
بوی تازگی میده. حدیثه.
یه معنای حدیث یعنی نو. نوعه.
رنگ و لعاب صبغت الهی داره.
چند عمل باید اصن انجام بدیم برای اخلاص چهل شبانه روز؟
چه کاری انجام بدیم؟ اخلاص. اون به نیت برمیگرده.
اصلاً فعلاً وارد به عمل- مثلاً رفتار و اعمال و از این چیزا میشه گفت.
اون که ابتلاس. اون مراقبه.
اینکه شما مراقبه داشته باشی که اعمالت
خدا نکنه حرمت غروب الهی رو نشکنه.
حرامها رو ترک کنی و واجبات رو اون هم به احسن انجام بدی.
اون شروع بندگیه و
باید مراقبت کنی که از تو
حرامی سر نزنه و واجبی فوت نشه.
و این مراقبه که شدت میگیره میری جلو
بعد شروع میکنی حالا این اعمالی که داری انجام میدی تا حالا سعی میکردی واجبی ازت فوت نشه و حرامی سر نزنه.
حالا خود اون عملو که ترک و فعله دیگه.
حرام ترک. فعل انجام.
حالا در انجام واجباته
که حالا باید رفته رفته به سمت مستحبات و اینا میری
و مکروهات رو ترک میکنی. باید ار-- رو نیتت کار کنی.
کار کردن نیت
میشه این. میشه ورود به این عالم.
یعنی شما اون اول رو داری باید مراقب باشی که حرام انجام ندی، واجبت فوت نشه.
خب حالا که داری انجام میدی این ترک و فعل رو به چه خاطر انجام میدی؟
اون میشه نیت. مرحله نیت دیگه عمل نیست.
نیت سازی باید کرد. باید نیت رو پاک کرد.
کار کرد روی نیت. [سخنگوی 1] تو ذهن
نقش
ببنده. خیلی نمیشه بهش گفت ذهن.
چون امکان داره من تو ذهنم
یه صورت پردازی، پردازی تو قوه خیالم بکنم.
دو تا چهار تایی بکنم که من این کارو انجام میدم فقط برای خاطر خداها.
خب؟ ولی وقتی که
نتیجه و ثمر و ثمره اون کار رو میخوام ببینم تو وجودم، اون
مکمَن غیبم، تو پنهانیترین غیب وجودم
دو تا چهار تا ام طور دیگهست. میگم خب حالا که این کارایی انجام دادم حالا خدا این کارا رو با من میکنه.
حالا خدا این بلا رو از من دفع میکنه.
حالا خدا این لطف رو به من میکنه.
این هدیه رو، این هبه رو، این پاداش رو به من میده و امثال this.
این میشه باز دو تا چهار تا و- احسن.
این با احسن حساب کتابه. یعنی نیت اونه.
این نیست که تو ذهن حالا لاجرم میاد صورت میگیره تو قوه خیال، این وهم و خیال نه.
نیت اون چیزیه که همته،
غمته، منتها آرزوته.
دنبال چی هستی آخر سر.
اون نیته. تو باید اون پاک بشه.
حالا اینجا اشاره داره به همین روایت شریف
که میفرماید این روایت شریف که «من أخلص لله»
مربوط به قسم دومه. یعنی
که بعد خود سید میفرماید: «یعنی خود خالص شود
و اول به صیغه فاعل ادا میشود
و ثانی به صیغه مفعول ادا میشود.»
یعنی چی اول به صیغه فاعل، دوم به صیغه مفعول.
اون مخلصین الله الدین.
کساییان که خودشون سعی میکنن
یه رویش فاعلی دارن. خودشون
تلاش میکنند که عملشون رو خالص کنن.
دومی عباد الله المخلصین.
اینا کساییان که خالص میشن.
خالص میشن. صیغه مفعولی میاد دیگه.
درسته؟ یعنی اخلاص بر اونها
وارد میشه. تحقق پیدا میکنه.
بر اونها وارد میشه. کی این اخلاصو به اونا میده؟
حضرت حق. وقتی به صیغه مفعولیه
یعنی کار بر اون واقع میشه دیگه.
یعنی خدا خالصش میکنه.
منتها میگه تو یه قدم بردار تا خدا ده قدم برداره، صد قدم برداره.
[سخنگوی 1] آره تو باید بخوای- همینطوری وایساده بیرون
گود میگه لنگش کن. نمیشه که.
نشسته تو خونه کار نمیکنه. میگه خدا یه گونی
طلا از آسمون بریز برام. رفتیم یه گونی آجر اومد رو سرت.
نمیشه که. با سنت الهی نمیشه جنگید.
تو یه قدم بردار حالا از حضرت حق برکتشو ببین.
بخوان. از تو حرکت از خدا برکت.
پس این مرتبه دومه که
صیغه مفعولیه و خدا خالصش میکنه.
باید ما بریم سراغ اون مرتبه اول
اعمالمون رو نی-- بعد از
مراقبه و شدت حضور پیدا کردن در محضر حضرت حق
نیتمون رو مراقبت کنیم
تا اعمال خالص بشن.
دیگه تا خدا خالصمون کنه.
بعد سید ادامه میده و این قسم از خلوص مرتبهایست ورای مرتبه ایمان، اسلام و ایمان.
عجب! اسلام میتونیم م-مرتبش میدونید که
مادون ایمانه یا موافق ایمانه؟
اسلام. میگن فلانی اسلام آورد.
مسلمون شد. برای مسلمون شدن چی لازمه؟
تن شهادته. شما تسلیم بشی بگی «اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمدا رسول الله صلی الله علیه» مسلمون شدی.
درست شد. که البته اون نخ تسبیحش
یا نخ اسکناسش، شیرازهش که «اشهد ان علی اولی الله».
حالا این مسلمون شد. اما آیا مسلمون شد،
مؤمن هم شد؟ ایمان هم آورد؟
ایمان-- ببینید اسلام عمل به ارکانه.
ارکان وجودیت عمل میکنه
اما امکان داره دل نداده باشی.
کسی که گفت لا اله الا الله مال و جان و ناموسش در امانه.
کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی.
در امان قرار میگیره.
همش در ایمنه. منتها در ظاهر ایمنه.
ظاهر میشه کجا؟ مرتبه ظهور.
یعنی در عالم، در نشئہ طبیعت، در عالم دنیا.
کی باطنش هم در امانه؟
در این امنیت؟ وقتی که به ولایت امیرالمؤمنین برسه.
ولایت علی ابن ابی طالب حصنی.
فمن دخل حصن، دخل حصنی امن من عذابی.
این دیگه عذاب اونوری ازش برداشته میشه.
به این میگن ایمان. کسی که
ایمان آورد، دل سپرد، مرتبه تعلق قلبیه.
فعل و عمل به ارکان نیست.
تعلق قلبیه. تعلق قلبی پیدا کرد به امیرالمؤمنین.
ولایت رو پذیرفت. این میدونید از مرتبه ایمان
فارغ شده رفته-- ببخشید اسلام.
از اسلام فارغ شده رفته به رتبه ایمان.
حالا اینجا سید داره اینو میگه فرمود.
فرمود و این قسم از خلوص مرتبهایست ورای مرتبه اسلام و ایمان.
یعنی بالاتر از حتی ایمان.
یعنی ش-میشه که باشن در میان اهل ایمان، محبین امیرالمؤمنین، دل سپردگان به امیرالمؤمنین،
اما به اخلاص به این مرتبه اخلاص که سید میگه نرسیده باشن.
مخلص نشده باشن. و نمیرسد به آن
مگر منظور نظر عنایت الله.
یعنی کسی که محل نظر
عنایت الهی شده فقط میتونه به آن برسه.
خدا د-خدا دستش رو بگیره.
خدا بیاد وسط. خدا بهش عنایت کنه.
پیداش بکار خیلی سخته.
یعنی دیگه از دست خدا بنده خارج میشه.
چی؟ مرتبه خلوص، یعنی شدت خلوص.
به خصوص اون پاکسازی و خالصسازی خودت برای خدا.
دیگه خیلی سخته.
باز اعمال رو میشه کاریش کرد.
و مبحث حقیقی نیست.
یعنی کسی به اون توحید ناب و اصلی و حقیقی نمیرسه
مگر صاحب این مرتبه.
یعنی کسی مبحث واقعیه، به توحید ناب رسیده که به خلوص رسیده باشه، به شدت اخلاص.
یعنی خدا دستشو گرفته باشه. و مادامی که سالک به این عالم داخل نشده،
دامن او از خار
شرک مستخلص نشود.
الله اکبر. یه بار دیگه بخونیم بترسیم.
این کم کسی نمیگهها.
کسی که سینه به سینه امام عصر رفته.
سید به هر حال اینه. الان در محضر امیرالمؤمنین آنی فارغ نمیشه دیگه.
برادر علامه طباطبایی با ایشون نتونست ارتباط بگیره.
با ایشون سید ابن طاووس و ابن فهد حلیان قبلاً عرض کردیم.
به چه جهت؟ شاه مرتضی انصاری،
روح شیخ مرتضی. به مرحوم
آقای الهی برادر علامه فرمودن که علت اینکه نمیتونی با این سه تا ارتباط بگیری برای اینکه
دائم الحضور محضر امیرالمؤمنیناند.
از آنی نمیخوان فارغ شن.
همچین کسی داره به شما امروز
درس میده. با درس ایشون نشستیم.
و مادامی که سالک به این عالم داخل نشده، به این عالم خلوص که تا حالا
زور زدیم بفهمیم، داخل نشده
دامن ممکن نه،
محکم فرمود دامن او از خار شرک مستخلص نشود.
نه اینکه ممکن است نشده باشه.
نشود. یعنی هنوز مشرکه.
پس یعنی خیلی سختش بله.
چرا مولا فرمودن که شرک خب شرک اصلاً خود شرک
مثل مثالی که هستم
زدم مثل موچه سیاه
در دل تاریک شب روی سنگ سیاه.
اصلاً دیده نمیشه. خیلی سخت.
بله اینو مولا فرمودن. این معنا-- این
حقیقت شرکه. یعنی شرک-
سنگ سیاه اون موچه- خیلی سخت. که همون فرمودید مثلاً
تو اخلاص که ر-مرتبه داره.
مثلاً گفت اگه به مولا-- مسلمون شد بعد به امام علی
به یه مرحلهای رسیدی الان که میای بگی اخلاص نداری، شرک.
بله. یعنی اونا همه چی؟ بله همه ما.
همینجا جرات میکنم به شما. بسیاری از ماها مشرکیم.
یعنی اگه مولا راضی و قبولش کرده، مسلمون باشه بازم- باز مشرک رفته.
مشرکه. شرک جلی نیستهها.
حواسش- شرک خفیه.
یه اندازهای از شرک رو با این
توضیح که- احسن.
شرک ظاهری یعنی شما علناً-
باشه. آره بیا این بت خدای منه این خود--
یعنی برای خدا شریک قائل بشه.
اما ش-- اون شرک خفیه. خفیه.
آره خفی مثل اون موچه،
دیده نمیشه. اصلاً حس نمیکنی، دیگران نمیدونن، خودتم شاید متوجه نشی ولی هست.
این برای کیه؟ کسی که اسلام و ایمان رو رد کرده به مرتبه خلوص رسیده.
بعد خدا هم دست آورده تازه باز.
خود-- چون نمیشه، انسان نمیتونه خودش برسه.
اینقدر سخته و دشواره. آخه جایگاهشون خیلی بالائه.
من الان- چهار تا ببینیم ما خودمون چقدر تا حالا قرآن خوندیم، چقدر تا حالا ختم قرآن کردیم.
ولی اینطور دستهبندی شده که الان سید داره میفرماید جایگاه مخلصین کجاست.
سه تا خصوصیت. بعد حضرت علامه آستاد محمد حسین حسینی تهرانی میاد یه چهارمی هم اضافه میکنه.
بعد میگه به این دلیل سید سه تا آورده نه چهار تا.
حرمت نگه میداره از سید.
خیلی هم قشنگ حرمت، حرمت علمی نگه میداره.
وقتی اینا رو کنار هم میبینی میگی ما این همه قرآن خوندیم، این آیات هم خوندیم اصلاً توجه نداشتیم
که چه جالب. من خودم تا
نخونده بودم فرمایش سیدو اصلاً توجه نداشتم.
اینا خیلی مهمه که انسان این توجهها رو بده که
مقام و مرتبه خلوص کجاست.
همین که یه کتاب دست میگیریم در خصوص اخلاص در عمل.
حتی شروع کنیم خوندن و بعداً سعی میکنیم به اعمالمون-- این،
اینا تاتی تاتی کردن و
کار مح-- مهد کودکی و کودکستان و اینهاست.
باید خدا بیاد دستتو بگیره راهت ببره.
اینقدر کار دشواره.
و شما مقام الان میرسید اگه برسیم تو این جلسه البته.
مقامات سهگانه یا چهارگانه مخلصین رو که تو قرآن صریح--
صراحتا اومده رو ببینید تازه میگید بله واقعاً باید خدا دست بگیره.
بعد چه کنیم حالا؟ تازه میفهمیم علت
طولانی شدن برزخ رو. برزخ برای چی هست همم؟
به خاطر همین شرکهاست. بله این شرکها رو برداره.
عذاب برزخی برای همین هست.
که خالص- خالصت کنه.
احسن. چون نمیشه در محضر حضرت حق با غیر حق.
خدا غیوره. به شدت غیرتمند سر الهیت خودش، سر
خدایی خودش. در حقیقت اخلاص پیدا میکنه.
باید پیدا کنن. اگه پیدا نکنن در بارگاه الهی راه پیدا نمیکنن.
تو همون برزخ میمونن. رتبه مثالی میمونن.
شهود ق-عقلی و قلبی پیدا نمیکنه.
بعضیا معتقدن که
اکثریت مردم تو همون برزخ میمونن.
اصلاً تو رتبه مثالی میمونن.
نمیتونن. مخصوصاً کفار و مشرکین و منافقین.
حالا محبین اهل بیت رو به وساطت اهل بیت چرا سیر میدن میبرن.
اما الان، الان ما بیشتر رو زمین کفار و مشرکین و منافقین داریم
یا مؤمنین ال-- بالله و
محبین اهل بیت؟ ما در اقلیتیم.
کم. حالا از اینجا ولی بعضیا میگن نه، اونجا سیر میدن.
بالاخره قاصر داریم مقصر داریم.
اینا تمیز داده میشن. اصل تمهیز میاد، اهل-- اصل تمییز میاد.
همه بر میگرده به خبث نفوس
یا طیب بودن نفوس که بحثای دیگهای است اینجا جاش نیست.
اون تو بحثای اخلاقی و اینها باید مطرح بشه
و فعلاً باهاش کاری نداریم. پس،
بحث این بود که شرک،
این شرک رو در عالم برزخ باید برداشته بشه.
با عذاب برزخی و مادامی که سالک به این عالم داخل نشده،
دامن او از خار شرک
مستخلص نشود.
بعد اشاره به این آیه میکنه سید.
大 多 数 داره میگه.
اکثر اینها ایمان نمیارن به خدا.
یعنی اکثر مردم مشرکن.
آیه صد و شش سوره یوسف.
سید در متن کتابش.
و به نص کتاب الله سه منصب با هم از برای صاحب این مرتبه ثابت است.
میره سراغ اون سه منصب که عرض کردیم علامه تهرانی چهارتاشون کرد که
اجازه بدین جلسه بعد بگیم.
فکر میکنم فرصتمون گذشت.
پس خلاصه اینکه
آقا راه، راه بسیار
پر پیش و خم و خطیریه.
جز با دستگیری
وسائل فیض کمالین از اولیاء الله
و عنایت مستقیم خود حضرت حق نمیشه.
امکانپذیر نیست. برای همین ما دائم داریم در نمازمون ثابت یه دعایی رو میکنیم.
میگیم اینکه فقط از تو استعانت میجویم یعنی چی؟
این تو دلش دعا خوابیده.
یعنی من فقط از تو کمک میخوام دیگه باید کمکم کن دیگه.
استعانت از ناحیه تو. فقط تو میتونی دست منو بگیری.
لذا بلا فاصله میگی چی؟ اهدنا الصراط المستقيم.
فقط از تو کمک میخوایم.
حالا به خدا من فقط از تو کمک میخوام.
هیچکس نمیتونه دستم بده.
تو نمازم ببین چه، چه اسراری خوابیده.
یه روزی بشه اسرار دل نماز رو آدم بشکافه.
انتهای کتاب فسوس
ابن عربی شرحشو که وقتی حضرت استاد میده به نام
ممد الهمن انتهاش یه فصلی رو باز میکنه تو دامنه نماز.
if خوندید خیلی شیرینه. حالا دوست داشتید یه مرتبه جدا میکنی.
البته وقت نمیکنیم متن رساله رو.
که چارهای هم گریزی هم ازش نیست.
شما تو نماز هم که داره به شما اصرار میکنه واجبه، واجبه که اینو بخواد.
روزی پنج نوبت، هر نوبت دو بار.
اوست؟ هر نوبت دو بار یعنی ده
بار واجبه که هر روز بگی
من فقط از تو کمک میخوام.
فقط. حالا ببینید ایاک نعبد فقط
تو رو میپرستم باز،
ااا میشه اون توحید اولی.
من فقط تو رو میپرستم. اون
خلوص اولی که میخواد دینش رو خالص کنه.
اما مرتبه دوم که میخواد خلس-- خودش رو خالص کنه انقدر سخته میگه وایاک نستعين فقط از تو کمک میخوام.
این میگه فقط کار توئه. بعد میگه خب حالا
لبیک من میخوام کمکت کنم.
چی میخوای؟ اهدنا الصراط المستقيم.
منو ببر به واژه امیرالمؤمنین.
صراط مستقیم. صراط علی یعنی
حق نونسکو.
پس کار خیلی سخته، خیلی دشواره.
هرچی هم که میری بالاتر دشوارتر میشه.
بعد عقوبتشم سختتره.
هرچی شما پیش خدا عزیزتری،
خدا به شدت بیشتری گوش تو میپیچونه.
درصورتی که در رسم و رسومات تع-متعارف اجتماعی ما برعکسه.
هرچی طرف برات عزیزتره اغماض میکنی.
ندیده میگیری عیبهاشو،
گناهاشو بیخیال میشی. درصورتی که خدا اینجوری نیستها.
چرا خدا اینجوری نیست؟ چون کبریایی داره.
ختم کلاممون این باشه. ببینید
کار کنیم رو اسمایی که یک بار تو قرآن اومده.
مثل الصمد. مثل
المتکبر. یک بار تو قر-- اینا
مثل اینکه یه بارها عرض کردم پدر یا مادر به بچهش میگه
یک بار برای همیشه بهت میگم.
یعنی انقدر این حرف مهمه همین یک بارو بهت میگم برای همیشه ها وازه گوشت کن.
یعنی مثال میزنم رد صعودت.
خدا یک بار فرموده اولا الصمد.
من صمدم. همه جا رو پر کردم.
یه جا هم میفرماد المتکبر.
کبریایی مال خود-- مخصوص خداست.
اهدی حق تکبر نداره.
حالا خدا کبریایی داره، تکبر داره.
چرا نداشته باشه؟ یک وجوده.
واحده. همه عالم اشباح وجودی اونه.
چی میگید بقیه؟ اصلاً غیری وجود نداره.
هرچه هست اوست. لذا
غیوره غیر خودش رو نمیتونه--
اصلاً امکانش نیست.
امکانش نیست غیر خدا در سرزمین حضرت حق قدم بگذاره.
شما وقتی حرف از غیر خدا میزنی نیت غیر خدا میکنی.
درست شد؟ غیرت خدا به جوش میاد.
میشه شرک دیگه. لذا یه عالم رو به نام برزخ گذاشته پوست منو بکنه تا خالصم کنه.
اونجاست که میفهمیم چرا امام صادق صلی الله علیه و آله فرمود: «در قیامت در عالم آخرت ما دست شما رو میگیریم.
محال محال به ما. اصلاً
رنگ آتش رو ببینه، بوی آتش رو استشمام کنه.
اما به فکر برزختون باشید که اونجا دیگه خودتونید و اعمالتون.»
چرا؟ به خاطر همین شرک.
بالاخره باید برداشته بشه یا نه؟
خب بیایید اگر میخوایم برزخه، چون خیلی سخته قصه برزخ.
اگر میخوایم برزخه انشاالله
خوبی داشته باشیم به سرعت نور طی بشه و بریم
به عالم شعود عقلی برسیم هممون
از همین جا، همین جا خودمون رو خالص کنیم.
بعد دیگه اگر انشاالله ما قدم برداشتیم در مسیر خلوص، خود خدا بقیشو میبره.
شما قدم بردار شروع کن حرکت کن.
حالا بعد این سه تا مقام یا چهار تا مقام رو هم عرض میکنیم، جایگاهشو ببینید.
بعد راهکار ارائه میده سید.
کار ما رو آسون میکنه. منتها دیگه آدم باید مرد عمل باشه و بسم اللهشو بگه و حرکت کنه.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
والحمد لله رب العالمين. صلوات الله-
جلسه قبل
جلسه بعد