ددرس‌گفتارها

به محمد و عجل فرجهم.

خب.

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیه.

سلام علیکم و رحمة الله.

ما نیت کردیم که به جهت اینکه چون هم بعضی از عزیزان خواسته بودن و هم بالاخره خودمون هم یه بابی رو خدا لطف کرده بود وسیله شده بودیم، باز کرده بودیم.

این باب مسدود نشه.

رسالتی یا چند جلسه‌ای هر سه شنبه‌ای بریم سراغ رساله سنگین و وزین سیر و سلوک منسوب به سید بهابلو.

اگر خواستید ااا صوت‌هاش هست جلسات پیشینش.

حالا یادم نیست چند جلسه، سی جلسه چقدر ما صحبت کردیم تا پایان فصل دومش که در خصوص معرفت اجمالیه بود.

اتفاقا خوب جایی هم به هم رسیدیم.

آخر فصل دوم، شروع فصل سوم پیرامون دخول به عالم خلوص و معرفت آن.

خیلی مهمه و من حقیقتش به شما بگم تو کل اون هم شاید خدا از این جهت نذاشت ما اون موقع حدود دو سال پیش بود تقریبا دیگه سرد شد.

سرد شد رفتن ما به هیئت یازده‌های غرب تهران تا یواش یواش دیگه.

بعد ما رو پس زدن.

دیگه بعضیا حالا اونجایی که خیلی ما به اون هیئت ارادت داشتیمو اصلاً خودمون هیئت رو خدا به دست ما راه انداخت.

مثل یه خانواده بودیم.

اما اعضای جدیدی که تازه اومده بودن، سن بالا بودن حوصله این حرفا رو نداشتن، ما رو پس زدن.

دیگه هفته هفته ما تعطیل کردیم جلسات رو.

شاید به این خاطر بود که فصل سوم رسیده بودیم سر فصل خلوص.

و واقعا همچین چیزی در خود من نیست.

خلوص شدت اخلاصه و من تو کل اون وقت یادم نمیاد در خصوص خلوص و اخلاص و اینا جلسه‌ای داشته باشم، حرفی زده باشم.

کار ما نیست.

جایی که عقاب پر می‌ریزد از پشه‌های لاغری شک می‌زند.

شاید به این خاطر بود تعطیل شد.

حالا [نفس عمیق] امیدوارم-- جان؟

لاغر هستیم ولی- [خنده] به برکت نفس پاک شماها انشاالله این اذن رو به ما بدن حداقل از رو رساله بخونیم، از رو رساله.

اجازه بدید که ااا عرض کنم که ما به کجا رسیده بودیم.

در انتهای رساله، در انتهای فصل دوم رساله که پیرامون معرفت اجمالیه مقصده.

اجمالا بفهمیم ما مقصدمون کجاست.

پیرامون این سید صحبت کردن.

ما انتهای این فصل رسیده بودیم به جایی که خیلی هم سؤال برانگیز شده بود و خیلی هم شور و حال در جماعت مجازی کانال ایجاد شده بود که به به!

دیگه زده به خال اینا.

دقیقا همون خال نخورده ما توقف کردیم.

[خنده] چرا؟

یه بحث رو مطرح کردیم که خیلی کمتر هم این بحث، کمتر که نیست مطرح نشده به این صورت.

به این صورت سلسله‌وار دسته‌بندی شده مطرح نشده.

چی؟

اینکه آقا ما اومدیم صحبت کردیم.

یه اجمالا یه مخلصی از اونچه که گذشت دارم به شما میگم.

اولا مقصد ما کجاست؟

و حالا که ما می‌خوایم بریم به اون سمت باید اجمالا یه معرفتی داشته باشیم.

انا اله راجع.

می‌خوایم بریم سمت قصد حق و باید حداقل یه احاطه اجمالیه‌ای اینجا داشته باشیم.

البته حضرت سید بهابلو اینجا می‌فرماید و از جمله مراتب، مراتب آن احاطه کلیه است.

حالا ما می‌گیم اجمالا احاطه.

اما ایشون می‌گه احاطه کلیه است به قدر البته استعدادات امکانیه به عوالم الهیه.

تو سیر و سلوک.

چه حکمت، علم حقیقی مبرا از شوائب و شک است و حصول آن بدون احاطه کلیه صورت نمی‌گیره.

اصلاً نمیشه برسی به حکمت مگر احاطه کلیه به عوالم پیدا کنی، عوالم الهیه.

اینا رو ما اول توضیح دادیم‌ها.

الان چیز دیگه می‌خوایم بگیم.

اگه خواستید همه اینا جمله به جمله، کلمه به کلمه باز کردیم.

تو جلسات پیشین صحبت کردیم.

بعد می‌فرماید و نتیجه این احاطه اطلاع بر گذشته و آینده است.

نتیجه این احاطه‌ای که انسان پیدا می‌کنه خبر پیدا می‌کنه از قبل و بعدش و تصرف در مواد کائنات.

می‌تونه در مواد کائنات، مواد کائنات تصرف کنه که در-- اینو هم اینجا چندین بار با هم سخن گفتیم.

چه محیط را وایت تسلط بر محاط علیش حاصل است.

کسی که محیطه می‌تونه بر محاط علیه‌ش، بر اون چیزی که احاطه داره تسلط پیدا کنه.

خدا همه چی رو برای من و شما خلق کرده.

هرچی که [سوره سبأ آیه 13] همه چی رو مسخر دست من و شما کرده.

هرچه چیزایی که ما ازشون می‌ترسیم تسخیر من و شما.

منتها باید به نفس ناطقه برسی که با نفس ناطقه بتونی با اون‌ها مواجه بشی.

مثلا با یک درنده در بیابان با نفس ناطقه مواجه بشی که حقیقت ولایت وجودته.

می‌تونی اون درنده رو زمین‌گیر کنی.

من اینکه به شما میگم، تجربه‌ش رو داشته‌م که به شما میگم، اینطوری نمیگم.

دوست داشتید حالا خارج از کلاس و بیرون از درس و که ضبط نشه بهتون عرض می‌کنم بعد می‌فرمود که با همه کس مصاحب و در همه جا حاضر مگر آنچه را که اشتغال به تدبیر بدن مانع گردد.

با همه، همه جا حاضر با همه مصاحبه.

انبیا، اولیا، شهدا، رفتگان مثل آقای الهی به برکت علامه.

همه جا حاضره.

اینجاست مشهده.

اینجاست کربلائه.

اصلاً حاضر و غائب دیگه معنا نداره براش.

بعد و قبل دیگه براش برداشته می‌شه.

چون بعد و قبل گفتیم دویت.

این به این، این دو تا.

دو تا انگشت من تصور کن.

این به این چقدره؟

نزدیکه یا دوره؟

این از این دوره، این از این مثلاً دوره یا نزدیک.

این اصلاً شما یک وجود واحد وقتی در نظر بگیری دیگه بعد و قبل معنا نداره.

یک حقیقت.

وقتی کسی رسید به اونجا به این احاطه کلیه پیدا ک-- رسید به این معرفت، تازه ایشون می‌فرمود اجمالیه.

این رو می‌گه معرفت اجمالیه.

حقیقت این چیزی که ما داریم می‌خونیم.

رسید دیگه کار تموم.

همه جا حاضره، همه جا ناظره، با همه مصاحبه.

مگر آنچه که اشتغال به تدبیر بدنش مانع می‌گردد که ایشون معترفه که مخصوصاً حضرت ع-- علامه آست-- حسین، حسینی تهرانی که گفتیم بعضیا معتقدند جزء چهار-- سومین ابدال بودند.

چهار تا ابدال.

ببخشید عذرخواهی می‌کنم.

پنجاه و سه تا ابدال، چهار تا اوتاد.

که حلقه اول وصل امام عصرن این یکی از اون چهار تا بود.

ایشون که گفتم قبرشون رو به بهشت میده.

نشونه دادم به بعضیاتون کجاست.

تو حرم امام رب.

ایشون معتقدم که آست-- حسین حسینی تهرانی.

ایشون در شرح همین رساله می‌فرمایند که حتی امام عصر به جهت داشتن بدن عنصری باز اون چون تعلق به این بدن داره بالاخره عجب نفس داره یا نه.

یعنی تعلق به بدن داره.

یعنی بدن خودشو باید مدیریت کنه.

به همین میزان نمی‌تونه باز مثل مثلاً اجدادش که از این عالم فارغ شدن اون احاطه رو داشته باشه.

نظر ایشونه.

توجه کردین.

ما که دیگه جای خود داره.

حتی مرحوم علامه دهلوی که اینجا براتون گفتم قبلاً برای عزیزانی که قبلاً سر درس بودم معتقده که تا پونصد سال تعلق به عین ثابت اون باقی می‌مونه.

تا پونصد سال برای ما.

که اونجا باید از این کتاب شریف مشاهد الالهیه که تو کتاب الموت داشتیم از، ازش سخن می‌گفتیم، اون مقطعی که بدن ما تو خاک چی می‌شه که ولش کردیم.

گفتیم وعده دادیم در جلسات بعد اونو بخونیم متوجه بشیم یعنی چی.

این پونصد سال تعلق با-- باقی می‌مونه.

[نفس عمیق] چرا کسی میاد کنار قبر ما، ما می‌فهمیم.

اگه تعلق کاملاً از بدن برداشته شده چگونه ما می‌فهمیم؟

به تعبیر روحش شاد حضرت آیت الله فاطمی زیر پای درسشون بودیم فرمودن مثل این می‌ری سر قبر کسی انگار که بالای برزش وایساده، بالای عمارتش وایساده از بالا سرک می‌کشه تو اومدی دم در می‌بینت.

به این شکل ایشون به جهت سهولت فهم فرمودن.

یعنی یه تعلقی هست.

یه نگاه گوشه چشمی هست به اون بدن هنوز که میری می‌بیند صداتو می‌شنوه.

روح بر نمی‌گرده.

نه، نه روح دیگه نه.

روح اشراف داره.

بله روح، روح تعل-- اصلاً آ-- علویه، سفلیه.

مال عالم بالا است و پرتویش تو وجود ماست.

این زمانی که یه نفر می‌میره و دفن شد اون روح ظاهر نمی‌شه.

ظاهر نمی‌شه، احاطه داره.

اشراف داره، می‌بینه.

بله.

حالا ما اجازه بدید تو کتاب الموت بگیم.

ما هنوز وارد مقدمه هم نشدیم نه دقیقه جلسه‌مون رفت.

خلاصه از همین حس ما بحث کردیم رفتیم رسیدیم به اونجا که خب ما بخوایم بریم برسیم به اونجا.

الان داریم معرفت کسب می‌کنیم.

اما در کنار این معرفت نیاز به طهارت هم هست.

زکی و يعلمهم الكتاب والحكمة.

اصلاً اومدن چیکار کنن? یتلوا عليهم آiate تلاوت آیات رو بکنن انبیا.

هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم یتلوا عليهم آياته.

برای چی تلاوت آیات؟

که تزکیه کنن ما رو.

پاک کنن.

حالا یه معنای تزکیه هم رشده، نموه.

زکات رشد و نمو ماله.

ما-- مال رشد می‌کنه.

کسی که زکات نمیده مالش می‌میره.

فاسد می‌شه.

و در کنار تعلیم و ترب-- تعلیمی که داریم تزکیه باید باشه که اگر نباشه لا یمس Fire إلا المتنجر.

اینجا که رسیدیم اومدیم گفتیم حالا این آلودگی از کجا میاد؟

از بالا که نمیاد.

از مراتب عالیه.

کلاً اونجا پاکن.

روح پاکه پاکه.

حتی قوه خیال که پایین‌ترین مرتبه است.

ما فوق ن-- حس طبیعی‌مون و حس مشترکمون باز هم پاکه پاکه.

در همه پاکه.

بعد به تولد.

آلودگی از کجا میاد؟

از بیرون.

مادون.

یعنی از این قوای ظاهری.

از دیدن، شنیدن، چشیدن، بو کردن، از اینا.

چشیدن، شنیدن، از ایناس.

لمس کردن.

از اینا آلودگی شروع می‌شه.

از پایین میاد میره تا بالا رو هی یک یک لایه به لایه آلوده می‌کنه میره بالا.

بعد، بعد ما اومدیم در خصوص تطهیر اینا سخن گفتیم که حالا این لایه‌ها چگونه باید تطهیر شن.

اینجا خیلی سر و صدا به پا شد.

گرد و خاکی چه عرض کنم توفانی به پا شد ما وسطش متوقف شدیم.

تا قوه خیال رو یادمه تا عقل رو رفتیم.

تا عقل و یعنی قوه خیال هم رد کردیم.

راه تطهیر قوه خیال رو هم گفتیم.

راه تطهیر قوه عقل و وهم و عقل رو هم گفتیم.

تا اونجا که خاطرم هست.

گفتیم وقتی شما سجده میری تنها صورتی‌ست در عبادت که شما [مکث] مغزت پایین قلبت قرار می‌گیره.

قلبت اشراف پیدا می‌کنه به-- مغزت میاد پایین قلب.

درسته؟

و خون‌رسانی اصطلاحا در صورت ظاهر خون‌رسانی به مغز زیاد می‌شه.

این وجه ظاهرشه.

می‌آ- دیدی قدیم‌ها می‌گفتن آقا- آنجایی که عالی‌ترین جلوه بندگیه همین سجده- احسن بله.

قدیم‌ها می‌گفتن فشار بیفتاده پاتو بذار بالا خون بیاد تو مغزت.

این ظاهرشه، این رششه، یه ظله، یه نموده، یه آیه است، یه نشانه است.

یه جلوه باطنه.

یه ورق بزنی باطنشو ببینی چی می‌شه؟

می‌شه آقا در سجده [مکث] چون در حقیقت قلب حاکم بر عقل می‌شه، قلب هم که عرش وجود شماست.

قلب المؤمن عرش الرحمن.

از این جهت در سجده عقل انسان پاکسازی می‌شه.

پس به این نتیجه می‌رسیم که اینا رو چون گفتیم من سریع دارم رد میشم.

یه یادآوری می‌کنم اگه کسی به گوشش نخورده بدون ما کو-- از کجا به کجا داشتیم می‌رفتیم.

سجده طولانی هر چقدرم طولانی‌تر باشه عقل رو تطهیر می‌کنه.

عقلی که مشوب به وهم شده، ع-عقلی که آلوده شده، عقل که مقدسه آلوده نمی‌شه.

عقل مگه می‌شه آلوده بشه؟

یه غباری رویشو گرفته، غبار وهم رویشو گرفته.

منظور اینه.

خواهش می‌کنم.

اون غبار باید برداشته بشه.

[صدای محیط] رسیده بودیم به قلب یادمه البته عقل چند تا راه دیگه‌ای هم داره که الان من چون یادم نیست اینا رو گفتم یا نه، فقط یه چیزکی گفتم بدونید سیر بحث کجاست.

میریم سراغ قلب [مکث].

قلب چگونه تطهیر می‌شه؟

خیلی راحت.

پیغمبر از رو روایت اینا رو پیدا می‌کنی.

چیز عجیبی نیست.

کسی اشراف داشته باشه به روایات آیات اینا، اینا رو پیدا می‌کنه.

یکی اومد پیش پیغمبر عزیز عالم گفت: آقا [مکث] آیا قلب هم زنگ می‌زنه مثل فلز؟

پیغمبر فرمودن بله، قلب هم مثل فلز زنگ می‌زنه.

زنگار برش می‌داره.

علتش هم غفلته.

بعد اون ز-- طرف زیرکی کرد.

سؤال کرد که ای رسول الله چی زنگ قلب رو برطرف می‌کنه؟

زنگار قلب رو چی برطرف می‌کنه؟

خیلی مهمه‌ها.

سؤال قشنگی کرده.

پیغمبر بلافاصله فرمودند که اكثار قرائت قرآن.

تا می‌تونی قرآن بخون.

قرآن خوندن هم قرآن ظاهریه.

حضرت امام فرمود گولت نزنن بگن که آقا بلد نیستی عربی فارسیشو نمی‌فهمی نخون.

نخیر نوره.

مرحوم ملاصدرا علیه رحمة می‌فرماید که همون لمعات نوریه جمال الهی که از اون عالم قدس این آیات نازل شده اومده به صورت کتبی و کتب شده دراومده، همون نور تو اینم هست.

و شما اصلاً همین ظاهرش هم که می‌خونیم نوره.

البته بله، این ظله.

این یک شعنه.

این یک صفحه روینه.

پوسته، قشره.

سوسو داره می‌زنه تو رو دعوت کنه به باطنش.

برو سراغ باطن قرآن.

که اون باطن قرآن الان تو دل بحث در داره، داره در میاد.

باطن قرآن روحی رو که آلوده شده باشه رو پاک می‌کنه.

کثرت ظاهری تلاوت قرآن قلب رو-- کسی بره سراغ باطن قرآن.

اصطلاحا بهش می‌گیم چی؟

روح قرآن.

اسمش هم رو خودشه.

روح قرآن روح رو پاک می‌کنه.

یعنی شما بری سراغ تفسیر انفسی آیات.

دقت کنی، تأمل کنی.

بری سراغ تفاسیر آفاقی و انفسی.

بری باطن قرآن.

با باطن قرآن صفا کنی، کیف کنی.

یه روشی هم حضرت استاد علامه طباطبایی علیه الرحمه در این کتاب سیر و سلوک‌شون که اینجا هست، این کتاب که یکی دوباره هم اینجا ازش مطلب گفتیم.

کثرات خارجیه و ربطش به کثرات انفسیه و قوه خیال و یادتون باشه.

اونجا یه روشی دارن برای تطهیر روح.

عرض شود خدمتتون.

یه روشیه.

در دل شب چگونه قرآن بخونی که بعد بری وارد بر-- چنان بر وادی حقیقت قرآن قرار بگیری که کأنّ خدا همین الان این قرآن رو برای تو نازل می‌کنه.

که اونو وعده دادیم یه وقت دیگه می‌گیم.

حالا [مکث] یه موضوع رو می‌خوام عرض کنم خدمتتون که [مکث] اجازه بدید از قرآن اصن تکمیل کنیم بحثمون رو.

یادمه که در یکی از اسواتی که از حضرت استاد اگر اشتباه نکنم در شرح کتاب شریف مصباح العنس حضرت استاد بود روحشون شاد ایام ارتحالشون هم هست.

یادمه پیرامون آیه پنجاه و دو سوره شورا فرمودن و کذلک أوحینا الیک روحا من امرنا و کذلک اوحینا الیک.

اینچنین ما وحی کردیم بسوی تو روحا من امرنا روحی را از امر خودمون.

حضرت استاد فرمودن این روح چیه که نازل شده؟

اوحینا الیک.

وحی که به پیغمبر می‌شده چی بوده؟

قرآن بوده دیگه.

اسمشو اینجا قرآن چی میگه؟

روحا من امرنا روحی که از امر ماست.

این حقیقت کلی قرآن البته اینو میگم.

این تفسیرش می‌شه این آیات سیاهه ای که رو کتب کتابه.

شش هزار با اندی مثلاً آیه است.

اما بصورت کلیش میگه امرنا من امرنا و ما امرنا الا واحده دیگه امرنا یک حقیقت واحده است.

کلیه دفعةً هم نازل شده به قلب پیغمبر.

بعد سیر تدریجی پیدا کرده.

انزال دفعةً بوده.

بعد سیر تنزيل تدریجی داشته.

این می‌فرمود اون حقیقت کلی قرآن اون اسمشو می‌ذاره چی؟

روحا من امرنا روحه.

حالا که اینجا این فرمایش حضرت استادا اینجا می‌فرمایند این منظور روحه.

فکر نکنید منظور روح‌الامین و حضرت جبرائیل.

نه روحه، روحه یعنی قرآن.

قرآن روحه.

پس اگر قرآن روحه، اگر کسی بره تو اون حالت کلی قرآن به اون باطن قرآن، به حقیقت قرآن هرچی نجس باشه اگر روحش آلوده شده پاک می‌شه.

و کذلک اوحینا الیک روحا من امرنا ما کنت تدری ما الكتاب و الايمان ولکن جعلناه نورا نهدي به من نشاء من عبادنا و انک لتهدی الى صراط مستقيم.

نگاه کن تو تفسیر نور آره آقای قراختی می‌دیدم که ایشون هم نظرش این بود که برخی روح رو این روح اینجا فرشته حامل وحی و امر دونستن.

گفتن این روح فرشته‌ست.

روح‌الامین که حامل وحی و امر الهی.

تنزل الله الیک الروح فیها بامر من کل امر.

اما برخی قرآن گرفتن.

حالا نظر خود آقای قراختی چیه به نظرتون؟

میگه عده‌ای قر-- این روح رو قرآن گرفتن، عده‌ای روح‌الامین.

ایشون می‌فرمود که این معنا بهتر است.

کدوم معنا؟

اینکه قرآن است.

اینکه قرآن گرفتن.

حضرت علامه عسگرزاده هم تاکید دارن که این منظور این روحنا اینجا قرآنه، حقیقت قرآنه.

پس برای تطهیر روح هم باید رفت سراغ باطن قرآن.

تا می‌تونیم قرآن رو با روح، می‌تونی بگی با روح بخونیم.

لایه‌های باطنی‌تر و روحانی ما رو لای روبی می‌کنه که تا این جدول به قول حضرت استاد لای روبی نشه وصل به مر-- جبروت نمی‌شه.

توجه کردید؟

این از این و آخرین صحبتم هم چون بعضیا خب میگن که آقا ما سر هم داریم بعد از روح سر داریم.

سر سر داریم یا مرحله خفی و اخفی داریم.

اونا چی؟

اولا بعضیا معتقدند اونا آلوده بردار نیستن.

مخصوصا اون آخریش.

حالا بگو سر سر یا بگو اخفی هرچی که هست.

این کانال ارتباطی ما با حضرات حق آلوده بردار نیست.

اون ربط وجودی ماست.

اسم اعظم ماست.

اصن آلوده نمی‌شه.

حالا اگر سر رو بگیریم چی؟

خفی رو بگیریم چی؟

که مرتبه بالاتر از روحه یا اصلا خود روح رو بگیریم اون پنهان‌ترین مجمع غیب ما.

صغ نفس ما.

ها.

یه راه بهتر سراغ بگیری آقا.

من دو تا راه به شما ارائه میدم.

به خودم و شما.

که این دو تا راه در آیین روایت اینچنین در میاد که این دو تا راه نه فقط اون پنهانی‌ترین رتبه وجودی ما رو هرچی می‌خوای اسمشو بذاری تطهیر می‌کنه.

اگر آلودگی کسی تا اونجا رفته باشه، بلکه از ابتدا شروع می‌کنه پاک کردن تا انتها.

این دو تا کار رو تقدیم می‌کنم خدمتتون که نشده بود اینا رو دیگه اونجا بگیم.

تو یازده غرب تهران و چقدر هم ترکیا منتظر شدن که حرف ما بهشون برسه.

یکیش اجازه بدید خیلی از شود با سند و منبع حرف بزنیم.

همتون برخورد کردید با این عبارات شریف جامعه کبیره که اصلا اگر کسی بگه این جامعه کبیره مال اهل بیت نیست، اصلا حماقتش چون اصلا سیاق کلمات، نحوه اجتماع این‌ها، ازدواج این حروف و کلمات و جملات اینا به نحوی هست که اصن محال کسی به غیر از معصوم بتونه همچین جملاتی ایجاد کنه.

یک بخشش هست که میگی و جعل الصلاة علیکם و ما خصنا بهیم الولایةکم.

این صلواتی که ما به شما می‌فرستیم که حالا باز صلوات روح داره و فکر و خیال ظاهری داره، یک روح داره.

صلوات با روح منظورم.

و ج-- و ما خصنا بهیم الولایةکم.

به اون چیزی که از ولایت شما ب-ما بهش مخصوص شدیم، اختصاص پیدا کردیم.

یعنی شما ما رو مخصوص کردی.

خصوصی کردی اصلا ما رو با ولایت اهل بیت.

چه اتفاقی می‌افته؟

چهار تا پیامد رو بعضیش میگه.

طیب الخلقنا.

شما ببین چه اتفاقی می‌افته.

طیب الخلقنا بله بعضی منابع گفتن خلقنا.

اکثراً میگن خلقنا یعنی در خلقت ما هم اگر چه برسه به خلق، در خلقت ما هم اگر ناپاکی بوده چی؟

بل خلقنا.

الله اکبر.

در خلق ما خلق یعنی اون چیزی که بهش خو میکنیم دیگه منشت شده.

مثلاً عادت کردیم.

ملکات نفس.

اونایی که میگن چه کنیم ملکات نفس بره.

ملکات، ملکات قبیحه.

بسم الله بفرمایید.

طيب الخلقنا ای خلقنا.

پس، پس تی اولین پیامد طيب الخلقنا و طهاره لأنفسنا.

ح-- البته اون طيب رو بعضیا گرفتن خوش عطر شدن وجود ما.

یعنی سبب شد که ما وجودمون خوش عطر بشه.

از گندا و فساد و آلودگی و غزارات و پستی‌ها و حال اینا ما حفظ بشیم.

معطر بشیم به عطر ولایت.

درست شد؟

اونایی که این رو میگیرن میان میگن خب طهاره لأنفسنا نفس اگر پاکیزه شد چه اتفاقی میفته؟

راه باز میشه.

راه ارتباطی پایین و بالا باز میشه.

بالا به پایین، پایین به بالا.

راحت دیگه تردد صورت میگیره.

عالم باطن با ظاهر ارتباط میگیره.

روح میتونه احکامشو در بدن پیاده کنه از طریق نفس دیگه.

نفس که طهارت پیدا کرد میتونه مس کنه حقیقت رو.

میتونه مس کنه حقایق رو.

طهاره لأنفسنا و تزکیه لنا.

برای شخص ما تزکیه است.

یعنی اصلاً اون آثار گناه هم از وجود ما محو میکنه.

اگر تزکیه رو به معنای رشد و نمو بگیریم مثل زکات که گفتیم رشد و نمو به ما میده، یعنی صلوات و ولادت چیشان به ما رشد و نمو میده، ما رو آقا میکنه، ما رو بزرگ میکنه.

میشه آدم آلوده باشه و در چشم آل الله بزرگ باشه.

پس طهارت میاره.

پس پاکیزگی این چنان تأثیری در وجود ما میکنه که ما تو چشم اونا بزرگ باشیم.

آخریش چیه؟

هرکی یادش بود چهارمین پیامد.

در پس صلوات و ولایت اهل بیت که مخصوص شدیم به اون.

و کفاره الذنوبنا کفاره گناهان ماست.

امام رضا صلوات الله عليه بارونش بریم فرمود چقدر دلتنگشیم.

فرمودن که اگر کسی انقدر گناه کرده که نمیتونه کفاره گناهاشو پس بده، حضرت فرمودن.

فرمودن اكثار صلوات داشته باشه.

یعنی زیاد، خیلی صلوات بفرسته.

از همین جا برداشته شده اصلاً.

هرچی میگن ان هو الا وحی یوحى خدا به قلبشون انداخته از خودشون نمیگن.

پس صلوات و ولایت اهل بیت همه اینا رو تطهیر میکنه.

خیالتون راحت.

اگر کسی تونست تو این دام عشق بیفته از صلوات لذت ببره.

با ولایت بودن به او هیجان بده نه خلجان.

عاطفه و احساسش رو تقویت کنه، بالا ببرش، اروج بهش بده نه که خسته بشه.

چنین کسی تمام قوای وجودیش از لایه های ظاهری گرفته تا باطنی چی میشن؟

پاکسازی میشن.

هرچی بیشتر اكثار بیشتر.

این برداشتن این آلودگی‌ها بیشتر.

پس دادن کفاره بیشتر.

یه دونه دیگه هم هست که حالا چون فرصت ما رفت دیگه توضیحش نمیدم فقط تقدیم می‌کنم.

اونی که در کتاب شریف الان اینجا پیش آمد.

کامل الزياراته.

یادتون گفتم این رو همه بچه هیئتی‌ها باید بخونن.

مرحوم ابن هلال وی قمی از گفتم قدیمی‌ترین منابع پیرامون دستگاه ابا عبدالله و عزیمتشه، اونجا روایت هست.

ببینید چقدر هست در این خصوص.

کاری که چیزی که تمام لایه‌های وجودی رو بدون استثناء تطهیر میکنه.

یه دونه که مثل بچه تازه متولد شده از بچ-- مادر.

تا اون حد انسان رو تطهیر میکنه.

اشک بر آقامون ابا عبدالله الحسین.

سوختن را برای ابا عبدالله.

زیارت حضرت.

البته زیارتی که در کنارش سوختن و اشک همراه باشه.

زیارت سنگ و چوب نه.

با معرفت باشه.

عارف به حق باشه.

این اشک ببینید چه میکنه.

چقدر این آلودگی‌ها رو برمی‌داره.

تقریباً آنچه که ما وعده داده بودیم به دوستان اینکه حالا تو کانال خیلی پیگیر بودن متأسفانه چند-- یکی دو سال هم این قضیه عقب افتاد.

حالا به برکت اجتماع شما دوستان ما اسم هیئتمون هم دیگه بنا به نظر بعضی دوستان که خوش پسندن گذاشتیم یا زهراي شمال.

هیئت یا زهراي شمال تهران.

دیگه اینجا به این نقطه رسیدیم که لایه‌های وجودی تا اون انتها چطونه پاکسازی میشن و تمام شد بحث ما در معرفت اجمالیه و ختم فصل دوم کتاب شریف سیر و سلوک سید بحرالعلوم.

بعد ایشون اینطوری جمع بندی میکنن انتهای بحث رو.

و حصول تمامیت این مراتب بعد از ترک تدبیر بدن می‌شود و سایر درجات و فیوضات این عالم بی‌حد و نهایت است.

اصلاً حد و نهایت نداره و شرح آن غیر میسر.

اصلاً نمیشه گفت.

بعد میرن سراغ رتبه بعدی.

فصل بعدی چیه؟

و اما عالم خلوص و اخلاص.

خدا کمکمون کنه و البته به ما رحم کنه.

اللهم باریک لمولانا صاحب الزمان والحمد-