یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
احاطهٔ کلیه و مراتب کمال
یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین ومن شر نفسي ومن شر خلقک. لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایکا نعبد وایکا نستعین. الحمد لله علی کل نعمه واسال الله من فضله. اللهم صل وسلم وزد وبارک علی صاحب الدعوة النبوية. والثقلة الحیدریة والعصمة الفاطمیة والحلم الحسنیة والشجاعة الحسینية. والعبادة السجادية والمآثر الباقریة والآثار الجعفرية والعلوم الكاظمية والحجج الرضویة. والجود التقیة والنقاوة النقویة والهيبة العسکریة والغيبة الالهیة. اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه واجعلنا من خیر اعوانه وانصاره وشيعته والمستشهدین بین یديه. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله وربانی آياته.
قبل از اینکه بحث ماهانهمان را پیرامان شرح رساله سید بحر العلوم رحمت الله علیه از انتهای فصل دوم در معرفت اجمالیه ادامه بدیم، یکی دو تا نکته بگویم. یکی پیرامان انتخابات که خیلی کلی به جهت اهمیت موضوع عرض شود که میدانیم که این حکومت که برخاسته از خواست خود مردم و تقاضای خود مردم و زبان حال خود مردم بود از حضرت امام به عنوان زعیم عالم اسلام اولین حکومت شیعی بود که بعد از امیر المؤمنین و خیلی کوتاه امام حسن مجتبی علیهم الصلاة والسلام تشکیل شد. قطعاً روزی که حساب و کتابها بررسی بشود در ميزان الأعمال از من و شما پیرامان این حکومت سؤال خواهد شد.
آن کسانی که در زمان امیر المؤمنین یاری دادندد او را تا حکومت علوی مستقر باشد یا امام مجتبی سلام الله علیه را در آن مقطع کوتاه قطعاً پرچمشون بالاست و معذورند و روشون سفیده. اما آنهایی که حکومت علوی و فاطمی را حمایت نکردندد، اینها قطعاً برزخ و قیامت سختی در پیش خواهند داشت به جهت اینکه خواستند وهمانی زندگی کنند، حیوانی زندگی کنند و زندگی عقلانی نداشته باشند. چون حکومت علوی، حکومت فاطمی، حکومت اسلامی حاکم شدن اسلام است که همش عقل است. اصلاً حکومت، حاکمیت، حکمت، حکیم، حکم همه از یک ریشهست و با عقل است که میشود به حکمت رسید و حکومت را ادارد کرد. لذا عاقلترین آدم کسیست که فقیه هست یعنی به نیازهای مختلف و متنوع از انواع و انحاء مختلف قاطبه مردم در حوزههای مختلف آگاه هست. آن میشود پرچمدار حکومت اسلامی.
ظهور اسماء الهی در موجودات
بعد از هزار و اندی سال یک فقیه جامعالشرایطی بلند شد و پرچم حکومت اسلامی را بلند کرد، مردم را دعوت کرد و مردم هم الحمد لله خودان قریب به صد درصد، نود و هشت و خردهای درصد خودان انتخاب کردندد. و پس از آن این حکومت قرار گرفت تا انشاءالله استقرارش، مستقر شدنش و قرارگاه الهی که ظهور حضرت حجت است منتهی شود. هرکس که در این مسیر یعنی من و شمایی که عمرمان در این زمان قطع داده، خدا به حکمت، حکمت متعالیه این چنین اقتضا کرده که حکمش پیاده شده که الحمد لله ما در این زمان باشیم. همانطوری که ابا عبدالله در دعای عرفه خدا را شاکره از اینکه من را در دوران اسلام و نبی خاتم به دنیا آوردی، نه در دوران جاهلیت و کفر و شرک. حالا که این نعمت در اختیار ماست "یوم لتسألن يومئذ عن النعیم".
روزی هم از این نعیم پرسش خواهد شد که امام صادق صلوات الله علیه در تفاسیر شیعی آمده در مجامع روایی ما ذیل این آیه که این نعیم ولایت است، نعمت ولایت است. حکومتداری ولایت که بر مبنای عقل است و حکمت است. الحمد لله در زمان عمر ما صورت گرفت. حالا این در نامهی عمل ما که همان نفس ماست دارد ثبت میشود. رفتار ما، کنش ما و کنش ما نسبت به این حکومت. ما آیا این حکومت را اولاً تأیید کردیم یا نه؟ اگر کردیم تا چه میزان پشتیبانی کردیم؟ الان همین هیئت که به ظاهر میبینی یک جلسهایه، چراغی روشن میشود و چای شربتی میدن و ولی کلی واقعاً اگر یک هیئت بخواد هیئت به ما و هیئت باشد، آن هیئت که تراز و رضایت امام عصرش باشد، استخونها باید خرد شود. چقدر آدمها باید فدا بشن، وقت بگذارن تا یک هیئت به آن رشد آنچنانی برسه.
پشتیبانی میخواهد،物流ستیک میخواهد، اتاق اندیشه ورز میخواهد. به هر حال چه میزان ما پشتیبانی کردیم از این حکومت؟ جواب پس دادند ما شاید به یک معنا شود گفت بالاتر از جوابی که حتی زودتر از جوابی که پیرامان نماز و روزهمان باید بدیم عزیزان، خمس و زکات و حجمان باید بدیم عزیزان، بالاتر از آن باید پیرامان این حکومت جواب پس بدیم قیامت. چون همهی این احکام در سایهی این حکومت جاری و ساریاند. و فرمودند که آن نعمت اتم همهی اینها تاماند. اینها نعمت عذر شود خمس، اینها نعمتاند که خدا ما را قابل دونسته بگوید به من قرض بدهد یا بخشی از دارایی در به من بدهد. خدا ما را چقدر قابل دونسته. مثل پدری که بلا تشبیه هرچه بچهش دارد از وجود پدرشحه.
عقل، وهم و تسلط بر کائنات
حالا پدر برایی اینکه بچهش را به تعالی بکشونه به آن میگوید حالا یک بخشی از آن دارایی در که خود داده، خود بخشیده میشود به من بدی؟ بچه اگرچه بیر باشد اما پدر میخواهد ذخیره کنه خود که نیازی ندارد. این همهی اینها تاماند، نعمت بزرگیاند اما آن نعمت اتم ولایته. وقتی که پرچمدار این حکومت که یک ولی فقیهیست که دینشناس عمیق و هوشیار و آگاه به زمانه، مدیر و مدبر، پاک، پاک، پاک. یک چنین شخصی دعوت میکند از عموم به فرمایش خود امام عصر که "في غيبتنا فاما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى روات احاديثنا" این روات احادیث اولین نشونهش فقیهیست که مخالف الهوی مطيع لامر مولاه. یک چنین کسی دعوت عمومی میکند به سمت انتخابات.
و این از من و شما قطعاً پس از موتمان حالا به وقتش یک حسابرسی دقیق و ظریفی پیرامان این حکومت خواهد شد. لذا آدمهایی که میخواهند ذخیرهای جهت موتشون بعد از موتشون و قبر و قیامتشون داشته باشند باید قطعاً و قطعاً بشینن یک حسابرسی بکنن. خودان حاسب قبلًا در حاسبون. خودان را بررسی کنن، حسابرسی کنن به خودان که نسبت آنها با این حکومت چگونه بود؟ چه کردندد برایی رهبر، برایی ارزشهای این انقلاب، برایی ولایت زمان، برایی شهدا. دیگر کمترین کار، کمترین کار و کمترین کار اینه که در این فضایی که خودمان داریم نفس میکشیم، آن کسی که سکان اجرای این امور را میخوایم به دستش بسپاریم را خودمان انتخاب کنیم. این دیگر کمترین کاره، ادعایی هم نیست. اگر کسی این کا را نکنه برایش فرقی نمیکند فضا، فضای مسموم باشد یا سالم باشد.
اصلاً فرق نمیکند برایش حیات و ممات. آن میخواهد هیوانی زندگی کنه. پس این نکتهای بود پیرامان انتخابات. حالا به هر حال هرکس نسبت به گرایشهایی که دارد و تحقیقاتی که میکند آن اسلحهش را انتخاب میکند. فقط حواسمان جمع باشد که کلاه سر ما نره دیگر. یعنی مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود. سرانجام ضربههایی که خوردیم، تجربه سنگینی که پس دادیم ملت قبل از ی رئیسی روحش شاد، آن تجربههای سنگین را دوباره تکرار نشه و بشود کسی را که انشالله پرچمدار کار بزرگی که ی رئیسی داشت باشد، آن پرچم را دست بگیره و ادامه بدهد و انشاالله ارزشها را زنده کنه. خیلی راحته به نظرم در این دوره تشخیصش راحته.
قدرت اولیای الهی و تدبیر جهان
مراقب باشیم که برخی با شعارهاشون گولمان نزنن و انشاالله حتماً، حتماً دعا کنیم به قول رهبر عزیز که خدا قلوب ملت را هدایت کنه به سمت انتخاب اصلح و دوباره آن کلاهی سرمان نره که زمان امیرالمؤمنین گفتند مولا تجربهش کمه، جوانه، مزاحه. حرفایی که میزدند که او به درد حکومتداری نمیخورد. علی علیه الصلاة والسلام ولایت داشته باشد اما ولایت باطنی. آمدن مردم را خریدن، تطمیع کردند که ولایت را دو بخش کنن چون خودان میدونستند این کاره نیستن. گفتند ولایت باطنی هرچه از علم و از آسمانها و مافوقش و از دنیا و آخرت هرچی میخواید بپرسید از علی بپرسید. اما ولایت ظاهری سکاندار امور ظاهری مردم یعنی این جفا، این جفای سنگین را در حق بشریت بلکه کردند. این کلاه سر ما نره که گفتند علی علیه الصلاة والسلام به درد مدیریت نمیخورد.
آدم پاکیه، آدم عالمیه، آدم خوبیه، آدم باخداییه، آدم شجاعیه، نترسه، دشمن از او میهراسد و، و. اما جوونه، تجربه کافی ندارد. به یک معنا بلد نیست با دنیا ارتباط بگیره و، و امثالهم. با این حرفا یک وقت دوباره کلاه سرمان نره. نکته دوم در رابطه با خود عید غدیر هست چون این مجلس به شأن غدیر به پا شده. قبل از اینکه ورود کنم به بحث اصلیمان نکتهای هم اینجا بگویم. این نکته را با یک سؤال شروع میکنم. برایی شما الان اربعین چقدر معنا شده و تاثیر اربعین در زمینهسازی ظهور و انتقال ارزشها و معارف، معرفی دین شیعیگی، معرفی اسلام، معرفی قرآن و اهل بیت و عترت به عالم چه تاثیراتی داشته اربعین و دارد؟ چه جایگاهی در خود ما و زندگیمان پیدا کرده که الحمد لله خداروشکر هرچه هم بریم کمه، هرچه هم اوج بگیریم در ماجرا اربعین کمه.
تا جایی که بارها پیشتر گفته شد وقتی امام عصریان إن جدی، جدی، إن جدی الحسین پیداست که امام حسین جهانی میشود که امام عصر خود را منتسب به او میکند. این نشانگر جایگاه ویژه اربعینه. از مدتها پیش مردم دنبال پول جمع کردند برایی موکبهاشون و خرج کردندشون و تدارک سفر اربعینشونم. اما سؤال من اینه به نظر شما اربعین جایگاهش بالاتره یا غدیر؟ اصلاً اصل در عربی یعنی ریشه. پس الان متوجه میشویم خود ران جواب دادید که قطعاً غدیر جایگاهش اشخصه بر اربعینه. که به قول علامه امینی اگر غدیر تعظیم میشد، اصلاً کربلایی به وجود نمیآمد که بخواد عاشورایی و اربعینی اتفاق بیفتد. یک بار این کلاه سر ما رفته در تاریخ. سر غدیر قدر ندانستیم که ماجرا عاشورا به پا شد، اتفاق افتاد. اگرچه عاشورا پرچم غدیر را بلند کرد.
علوم پنهان و ماجرای مسجدالاقصی
اصلاً ابا عبدالله وقتی سؤال کرد شما برایی چی میخواید من را بکشید؟ گفتند شما را میکشیم لبغض ابیک. اصلاً آنها به بغضی که از امیرالمؤمنین علی علیه الصلاة والسلام داشتن به پا خواستن بر علیه فرزند امیرالمؤمنین. اصلاً ماجرا به محور ولایت امیرالمؤمنینه. اصلاً عالم دو تیکه میشود. اصلاً دیگر مرز که نه، آن نمیشود گفت من در مرز وایمیستم نه این ورم، نه آن رار. یا با ولایت امیرالمؤمنینی یا مخالف با ولایت امیرالمؤمنینی. کسی که با همراه معیت با امیرالمؤمنین ندارد قطعاً با دشمنان خدا معیت دارد کونو مع الصادقین. جماعتتون همهتون کونو باشید مع الصادقین. معیت داشته باشید با الصادقین. تمام تفاسیر شیعه فرمودند این الصادقین امیرالمؤمنین علیهالصلاة والسلام و فرزندانش. نفر اول آن شجره طیبه، آن شجرهی هاشمیه، امیرالمؤمنینه.
که اگر نبود درخت نبوت هم ثمرى نداشت. لقاح با او حاصل شده و کفری بر حضرت زهرا سلام الله علیها نبود. حالا این سؤال را که الحمد لله همه هم درست جواب دادید و نمرتون بیسته. حالا سؤال دوم ما برایی غدیر چه کردیم و چه میخوایم بکنیم؟ آیا برنامهای اصلاً داشتیم؟ فضای فکریمان چی حاکمه برایش؟ زندگیمان در صورتی که این همه روایات در خصوص عظمت غدیر، خرج کردندش، تبلیغش از شود بلند کردند پرچم ارزشهای غدیر، فرمایشات مولا. اصلاً شما روایاتی که پیرامان عظمت غدیر دارید هیچ کجا پیدا نمیکنید. خیلی عجیبه که برایی نمونه شما یک، یک نفر رو، یک نفر را اطعام کنی روز غدیر مخصوصاً روز غدیر یک غذا در حد وسط یک نفر را اطعام کنی، سیرش کنی که انّ تمام انبیا را سیر کردی. صد و بیست و چهار هزار پیغمبر را اطعام کنی با یک نفر.
حالا این سؤال را با سؤال ما جواب دادیم در حقیقت. ببینیم برایی غدیر چه کردیم؟ هر کسی از پولش، از داراییش، از فکرش، تدبیرش، اندیشهش چه میزان از آبروش، از علمش، درایتش، افراد و اشخاص خود و خونوادهش و فامیلش چه میزان برایی غدیر هزینه کرد و میکند. یک ربطی سرانجام بین ما و امیرالمؤمنین باید باشد در حرف که نیست در عمل خود را باید نشون بدهد. یعنی بهترین هیئتها باید در غدیر به پا شود. بهترین محتواها، بهترین اشعار، بهترین تزیینات، شلوغترین هیئتها باید در غدیر باشد. بهترین اطعمه و اشربه و ها؟ فضاسازی و تبلیغات و محتوای جلسه، ساختار جلسه، مهمانا اگر برایی هیچ شبی از شبهای هیئتت دعوت نکردی از فامیل، از رفیقات، از محل برایی غدیر به همه پیامک بزنی. چرا فقط محرم گاو و گوساله و گوسفند زمین میزنندد؟
مراتب عالم برزخ و رؤیت حقایق
چرا غدیر این اتفاق نمیافتد؟ بعضی هیئتها برایی نمونه میبینی سه تا گوساله اصلاً با همدیگر هم مفاخره میکننددد. میگوید ما سه تا گوساله امسال کشتیم. یکی میگوید ما سه تا گوساله به علاوه پنج تا گوسفند و یکی میگوید ده تا نمیدانم ده تا دیگ بار گذاشتیم. چرا در غدیر این اتفاق نمیافتد؟ این کم کاریایه که ما برایی غدیر که اصلاً همسر ما، فرزندان ما باید ببینن که شب و روز غدیر، اصلاً ایام غدیر که حالا کمترین، کمترین چیزی که بزرگان اهل معرفت به او رضایت دادند فرمودند سه شبانه روز جشن برایی غدیر. برخی که گفتند دهه ولایت اصلاً ده شب، ده شبانه روز. اع پدر، مادر اصلاً فرق کرده. تیپش، قیافش، لباسش، عطرش، خوردنی. امروز غذایی که در خونه مادر پخته متفاوته. اصلاً بزرگان که گفتند چرا شما عید نوروز میروی خرج یک.
برایی نمونه آن هدایا و چه میدونم اینها لباس و کفش و اینها برایی بچهها در عید غدیر چرا این کا را نمیکنیم؟ ما خیلی برایی غدیر کمکاری کردیم. متأسفانه بسنده کردیم فقط به یک جلسهی هیئت. حالا یکی مثل من بیاید بیسواد بشینه چهار تا حرف بزنه و حالا الحمد لله بلبلان خوش نغمه اهل بیت هستند خداروشکر با شعرهای عالی و خوب بخونن. این نیز عرشیه این جلسهها. این نیز نکته دوم که به جاش هر هر دو نکته خود میطلبید که هر، هر نکتهای دهها منبر شود. توی این یک سوم فرصت باقیمانده منبر بنده بریم سراغ مبحث ماهانهمان ها از درس و بحثهامان هم عقب نیفتیم جانم. مطالبی که شما فرمودین خیلی خوبه ما استفاده میکنیم.
این بحث خطبه این بله اما در مورد غدیر که میفرماییند یکی از مسائلش همین خطبه غدیره شما من تا حالا ندیدم هیچ روحانی، هیچ واعظی سر منبر، شاید من نبودم توجه بکنم ولی آنچه که شنیدم و دیدم و تا آنجایی که سنمان کله پتی خطبه غدی را یک دفعه نشینند و بگن. این جریان کامل خطبه را مطالب خطبه غدیر. من جز الان خود همین خود شما امروز در مورد مناسبت عید غدیر اگر آن خطبه آن رساله امروز را قطعا نفهمیدم. همین خطبه عید غدیر را یک دو خط یک مطلب مهمی که به نظر خود ران میآید برایی حاضرین توضیح بدین. مثلا بقیه مطالب هم همینجوره. مثلا آن دعاهایی که هست همینه. مکارم الاخلاق نمیدانم دعایی. خیلی داریم من نمیخواهم از بازش کنم مثلا. ولی فعلا در مناسبت امروز من خیلی مایل بودم که خطبه غدی را در موردش یک مقداری صحبت میشد، شناختش به مردم.
احاطهٔ انسان کامل و تدبیر بدن
واقعا کمتر کارای درسته بله. البته شما که حرفتون و فرمایشتون به حق و درسته. منتها من میخواهم بگم در تمام معارف اصیل دینمان ما این کم کاری را داریم حاج. فقط در حوزه خطبه غدیر نیست. به قول خود شما الان چند تا منبر و مثال اسم بردید. یکی اینکه امثال بیسوادهایی مثل من وقتی کتاب دست میگیرند و را منبر میشینند که سوادشون قد نمیده، جرات نمیکنندد مثلا خطبه غدیر را یا فدکیه را دست بگیرن یا آن رسالههای سنگین را دست بگیرن، این اتفاق میافتد. یعنی به نظرم یک علت مهمش برمیگردد به کم کاری امثال بنده که لباس دین در تن ماست. نکته خوبی را شما اشاره کردید. مثلا در حوزه اصلاً مثال همه فهمتری بزنیم. در حوزه دیگر ابتداییترین کاری که ما باید انجام بدیم سیر و سلوکه ها. "یزکیهم و يعلمهم الكتاب والحكمة".
مثلا انبیا آمدن برایی این دو چیز. در خصوص سیر و سلوک و تطهیر قوای وجود و تزکیه نفس که اگر این اتفاق مبارک در وجود کسی رخ نده، بهرهش از ولایت به حداقل میرسد. میخوای از امیرالمؤمنین بهره ببری، از غدیر مولا. اصلاً بفهمی خطبه غدیر چی در آنه. حالا خود ما اصلاً ما کاری به حالا مرتبه دومش. کاری به وعاز، به مثلا آنهایی که پرچمدار بودن مثل من سوادشو نداشتن، جرات و جسارتشو نداشتن مثل من از گناهمان بگذریم. خود ماها، قاطبه مردم چند تا کتاب در خصوص سیر و سلوک خواندیم؟ حالا شما در خود ران جواب بدید. نمیخواهم من که در مقام خدایی نکرده بازجویی نیستم. کدوم یکیمان واقعا تشنه این بودیم که حالا که نمیشود به باطن ولایت دسترسی پیدا کرد، به باطن ولایت امیرالمؤمنین. عزیزان این خداروشکر او تذکر خوبی داد.
ما هم داریم نکته مهمی را میگیم. ظاهر هیئت همین صوتیه که الان از من دارد به گوش شما میرسه. برخیش تکراریه، برخیش شاید اولین باره میشوندوید و میبینید فرمایشهای خدا، اهل بیت، بزرگان همش هم به حق. چون ما که از خودمان حرفی برایی گفتند بلد نیستیم بزنیم. عزیزانمان بلبلان خوشنمه میان شعر میخواهندندد. شعرا همه درست، به حق، خوب. ظاهر جلسه میبیند خیلی وزین، خیلی شریف، عالی، خوب، خوبم خرج شده. آدما هم آمدن شور و نوا، عشق، شور، حرارت، درست. ما خواستیم از این جلسه بریم بیرون. باطن ما، باطن ما با باطن این جلسه چه مقدار ارتباط گرفت؟ یعنی چه میزان ما به ولایت نزدیک شدیم؟ چه میزان اخذ کردیم از امیرالمؤمنین؟ که حوض کوثر چیست که امیرالمؤمنین ساقیشه؟ فرمودند حوض کوثر خلاصه، چکیده، زبدهد و عصاره معارف است.
احاطهٔ کلیه و مراتب کمال
این چیزی که من الان دارم به شما میگویم بخواهیم بازش کنیم که البته قبلاً در بعضا جسته گریخته در مباحثمان گفتیم که آن چهار تا نهری که در قرآن آمده همه منشعب شده از نهر کوثرن. چرا میگوید هرکس میرود وارد به اوت میشود قبل از اینکه وارد به اوت شود اصلاً راهش نمیدن. مگر اینکه در حوض کوثر خود را شستشو بدهد. مگر آنجا، آن حوض چیست که خود را شستشو بدهد؟ شستشوی خود طرف با حوض کوثر. چه میزان ولایت را پذیرفت و قبول کرد در وجود خود؟ حقیقت ولایت را این میشود باطن این جلسه میشود آن. یعنی چه میزان من به امیرالمؤمنین که ولایت مطلقه پیشووس و ولایت کلیه الهیه را برداشته است نزدیک شدم؟ همین الان با آیه قرآن گفته شد. هر مقدار پاکیزه ترین پاک نهاد تریم.
حالا از حواس ظاهریمان و با یک زیرکی ربطش به رساله سیر به بحر العلوم هم دارم میدم در عین حال جواب شما را هم دارم میدم. از حواس ظاهریمان بگیر چشم ما چقدر پاکه؟ شم ما، لمس ما، سمع ما، بصر ما اینها. بعد حالا ب را تا قوای باطنی مان. آن صور و اشکالی که به ما إنشاء میکند که ما ببینیم مصادیق داشته باشیم برایی مفاهیم. قوه خیال باید به ما مصداق بدهد. چرا برخی یک چیز دیگر را زیبا میدانند؟ یکی پوشش و حجاب را زیبا میبینه. قوه خیال آلوده شده مصداق غلط از زیبایی نشون میده. وهم ما که جزئی سازی میکند. عقل ما، آیا عقل ما مشوب به وهم نشده که در تشخیص کلیات اصلاً آیه صد سوره یونس چی میفرمود؟ بارها پیشتر گفته شد "و یجعل الرجس". آنجا که میگوید "انما یرید الله لیذحب عنکم الرجس اهل البيت و یطهرکم تطهيرا".
اصلاً مقام شفاعت یعنی شف شدن، جفت شدن یعنی هم سن و هم جنس شدن. ما چه میزان از رجس و آلودگی و ناپاکی بری و به دور هستیم که هم جنس اهل بیت باشیم؟ حالا توقع داشته باشیم دست ما را بگیرن و ولایت را به ما بچشون که اگر کسی نشست را منبر خطبه غدی را باز کرد من بفهمم پس نزنم. درکش برایم ثقیل و سخت نباشد. چرا حقایق باطنی دین را پوسته ظاهری چند ساله ما داریم پوسته ظاهری دین را میگیم. چهل و پنج ساله در این مملکت داریم غالباً پوسته ظاهری دین را میگیم. کی از دهان پاک امیرالمؤمنین و پیغمبر عزیز عالم این حقایق که آمده بیرون مثل خطبه غدیری، خطبه فدکیه را نشستیم باطن اینها را آشکار کردیم برایی خودمان و دیگران. این مراتب را ب را تا خدا نکنه کسی روحش آلوده شود.
ظهور اسماء الهی در موجودات
اصلاً بحث ما در رساله سیر و سلوک رسیده بود به لایه روبی لایه های وجودی. ما تا قوه خیال را گفتیم که راه پاک سازیش چیست. میخواستیم امروز از وهم و عقل و اینها شروع کنیم تا جایی که فرصت میشود بریم جلو که دیگر ظاهراً دیگر فرصت نمیشود. سؤال شما هم سؤال مهمی بود. پس الان اولین وظیفه ما برایی اصلاً یک کسی بیاید به بهترین وجه ممکن خطبه غدیریه را آنطور که حقشه حاقشه بیان کنه، تشریح کنه. هرکس در این جلسه به سعای وجودی خود درک میکند خطبه رو. به میزان پاکی و طهارت نفسش. چند تا رساله در خصوص طهارت نفس خواندیم. یکی از بهترین کتابهایی که ما تصمیم داریم انشاالله به فضل الهی در هیئت یا زهراى شرق برایی نوجوونهامان. آنها دیگر مثل ما کلاه سرشون نره از بچگی اینها را آشنا بشن.
این کتاب را باز کنیم و اصلاً هر منبری باید یک کتاب دستش باشد. به قول علامه حسن زاده علیه الرحمه میگویند قدیمها میگفتند ملا لغتی. میگفتند فلان این ملا لغتیه. میگوید این این لغت را غلط گفتی. یک وقت یک آیه قرآن را اِ عِش را اینجا اشتباه میگیم اینها. اما نه ملا کتابی باید باشی به قول علامه. مگه وقت مردم از سر راه گیر آوردی بشینی را منبر. به قول او خطبه غدی را بذار بحث کن دربارش از کلمه اولش. البته هست ها حاج چند جا دیدم. آن، آن رساله ای که پیشتر گفته شد برایی نوجوونها میخوایم شروع کنیم. برایی نمونه کتاب صد میدان حاج عبدالله انصاری که او، متشکرم. این صد میدان را یک ذره ثقیل نوشته بودن. آمدن گفتند یک طوری بنویسید همه بفهمن. آمدن منازل الصائرین را نوشتن.
بیست و، بیست و، بیست و پنج تاشو از آن منازل را صد و یک منزل گفته بودن. بیست و پنج تاشو حذف کرد، بیست و چهار تا اضافه کرد. مجموعاً شد منازل الصائرین. یعنی منزل به منزل صائر الی الله. کسی که در حال سیر و سلوکه میآید هیئت از این هیئت به هیئت بعدی باید یک قدم پیشرفت کرده باشد. چند تامان این کتاب را خواندیم؟ صد منزل ما داریم تا برسیم به آن لقاءالله که ما پوزیشنش هم گرفتیمو حظ میدیم که برایی نمونه آره ما نمیدانم هفتاد هشتاد جلسه نمیدانم کدوم هاتون پیگیر مباحث در کانال هستید. این حدودا در رابطه با لقاءالله حرف زدیم. صد منزل باید طی کنی تا به آنجا برسی. حالا به فرمایش عزیز دلمان برایی اینکه من لبیک گفته باشم رساله سیدو میبندم. اگرچه با زیرکی یک چیزکی گفتیم که مرتبط با بحث باشد.
عقل، وهم و تسلط بر کائنات
اما در این اتمام بحثمان و وقتمان که خیلی هم فرصت نداریم، یک نکتهای را بگویم خدمتتون. مثلا من پشت سر شمام الان حاج پشت سر شما دارم حرف میزنم. دقیقا تایید میکنم فرمایش شما رو. وقتی بحث غدیر میشود الان همین جا یک محک بزنیم هممان. اصلا میگیم غدیر خم شعاری که از دل غدیر خم و خطبه پیغمبر میکشیم بیرون معمولا چیست؟ اولا اصلا مولا باید تعریف شود. ریشهش دیده شود از کتابهای خوب لغوی بررسی شود که حالا امیرالمؤمنین شده مولای ما یعنی چی؟ یک بررسی شود که حالا بعد از پیغمبر صاحب اختیار مثلا مولای ما امیرالمؤمنین. حضرت علامه عسگری زاده با یک زیرکی خاصی و یک نکتهای فقط از علامه به شما بگم که به شما بگم این کارها شده. تشنش را میخواهد که دنبالش برود. حوصله باید داشته باشد آدم پیگیر باشد.
علامه میفرماید که گلایه میکند حاج. اصلا این فرمایش شما را علامه لا بلای درس و بحثهاش چه در شرح مثوالانسش، چه در شرح فصوصش، چه در شرح اسفار ملاصدرا اینها بارها از او ما شنیدیم. اصلا مخصوصا او وقتی امیرالمؤمنین را اسم میبردند میگفتند وصی پیغمبر حضرت وصی. الان ما را لفظمان را مولا میگیم مولامان علی. اما چرا به وصی بودن پیغمبر امیرالمؤمنین توجه نداریم؟ این چیزی بود که سر ما سر کلا گذاشتن. گفتند ما قبول داریم امیرالمؤمنین مولای همهی عالم. آن خود این ادعا را کرد و هفتاد جا این را گفت به قول علامه امینی درست شد؟ ولی اول جلسه پیشتر گفته شد در بحث غدیر که آنها آمدن دو شق کردند و متأسفانه زیرمیزی دادند، رشوه دادند، مردم را تطمیع کردند که بپذیرید که ولایت ظاهری با ما، ولایت باطنی با علی.
باز قبول داشتن که آن مولا بودن که ربط به عالم عقبا و آخرته دست امیرالمؤمنینه. حتی من خیلی مستند اینو به شما بگم که یکی از عزیزانمان رفته بودن عربستان در حجاز در یک جلسهای شرکت کرده بودن که همه از این ظاهرشونو نگاه میکردی چفیه قرمز وهابی. اصلا نشانه وهابیه الان آنجا چفیه قرمزه. ما در آن جلسه قرار گرفتیم. حالا اتفاقاتی در آن جلسه رخ داده بود و اینها بماند. خلاصه آخر جلسه او متوجه شده بود که اینها همه شیعیان امیرالمؤمنینن. ولی تیپشون تیپ وهابیاست و که تبعه کنن.
قدرت اولیای الهی و تدبیر جهان
خود بعد میگفتش که اینها به، به این دوست ما گفته بودن که ما میدانی وقتی که میتمان را در قبر میذاریم، یکی از اساتید برجسته ما هم در قم او یک روز پای درس خارجشون فرمودند من خودم بارها شاهد این ماجرا بودم که وقتی اهل تسنن مردشونو در خاک میگذارن آخر سر آن شیخشون، آن مراد، مریدش، مرادشون، آن حالا پیرشون هرکی. آن میرود در قبر یک چیزی در گوش این میت میگوید میآید بیرون. بعد من یک سوال کردم که اینها چی میگویند؟ گفتند همه ما در گوش آن طرف میگیم حق با علیست. آنهایی که چفیه قرمز و شبیه وهابیتن. ماجرا اینجاست که این بحث وصی بودن جا نیفتاده. در خطبهی غدیر پیغمبر امیرالمؤمنین را وصی خود معرفی میکند. آنهام قبول دارند مولاست و الا در قبر نمیگفتند که حق با علیست. حق با علیست چون میدانند الحق مع علی و علی مع الحق.
این اصلا از روایات اهل تسنن هم هست. یعنی فریقین این را قبول کردند. اما آنها حق را میان دو قسمت میکنندد. میگویند حق دنیا بحث عدالت اجتماعی و توسعه و روابط اجتماعی و سیاست چی و چی و اینها. میان اینو میگویند علی اهل سیاست نمیتواند باشد. علی جوانه، علی مظلوم و امثال آنهایی که گفتیم. میان ولایت را دو شق میکننددد. برایی اینکه بپوشونن را وصایت رو. این نکتهی کلیدیه که در خطبهی غدیر متأسفانه مغفول باقی مانده حاج از چشم ماها. بیاید عادت کنیم مثل علامه عسگری زاده از این به بعد هر وقت خواستیم از مولامان امیرالمؤمنین علی علیه الصلاة والسلام یاد کنیم، اینها را هم بگوییم. امیرالمؤمنین، مولا علی قشنگ. اما در کنارش بگوییم وصی پیغمبر یا بگوییم حضرت وصی. این حضرت وصی علامه عسگری زاده مبدعهاش بود.
یعنی تلاش میکرد این گفته شدان شود. وصی بلا فصل که اگر این را میفهمیدند حضرت وصی، حضرت وصیست که شده مولا، دیگر آن اتفاق نمیافتاد. آن بدعتها، آن حق خوریها، آن سقیفه، اینها اتفاق نمیافتاد. اگر مردم این را میپذیرفتند. وصایت تام را توجه کردید چه کلاهی سر ما رفته؟ اصلاً من از شما سؤال میکنم. حالا یک بحثی را من آماده کرده بودم که در هیئت بعدی بگم. اینجا به خاطر سیر بحثمان و عادتم ندارم برایی نمونه چند جا میرم حرفهام مشترک باشد. حالا بحث ما این بود که حالا متأسفانه فرصت ما گذشته و تازه سر خط شدیم. آن نیز اینکه سرانجام ما وقتی میخوایم یکی را وصی خودمان قرار بدیم، این نکته آخر مرا خوب این نکته اهمیت دارد خیلی به درد میخورد. برایی نمونه سؤال، چند تا سؤال پرسیدیم در منبرمان.
علوم پنهان و ماجرای مسجدالاقصی
شما کارخونه داری، یک مجتمعی داری، مؤسسهای داری، یک کانونی داری، یک مدرسه. میخوای بری سفر، موقت جایی بری، جای خودت چه کسی را میذاری جانشین خودت؟ کسی را که عین خودت، مثل خودت، به صفات خودت. به قول او صلاحیتش را دارد. و وعدنا موسی ثلاثین الليلة وأتممناه بعشر فتم ميقات ربه أربعين الليلة وقال موسى لأخيه هارون اخلفني. در جانشین من باش اما به اصله. الان او فرمود صالحیت داشته باشد. اصطلاحا در سیر بحث حکمی میگویند که خلیفه باید به صفات مستخلف عنه باشد. یعنی صفات آن کسی که او را خلیفه گذاشته جای خود همه در او پیاده شده باشد. حالا شما میخوای یکی را بذاری خلیفه خدا روی زمین. بعد حالا دیگر فرصت نیست برید آیاتشو خود ران. دیگر فرصت نیست بخواید مبداء کنید.
برایی نمونه یکی از وجوه درجستگی کسی که شما میگی شخصی که میخواهد خلیفه باشد باید از همه شجاعتر باشد، اشجع باشد. که بتونه در برایبر مخالف بدعم کنه. بین این کاندیدها کسی که ترسوئه، کسی که از خارج میترسد، کسی که نون و آب مردم را گره میزند با برجام و با کشورهای خارجی و چه و چه مردم را معطل میکند. این آدم ترسو به چه درد ریاست جمهوری میخورد؟ فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما. یعنی اشجع، شجاع، میدانهای خطیر را در نبرد دیده. میبیند در همشون، همشون اقرار دارند که امیرالمؤمنین از همه شجاعتر بوده. درخور توجه است که بدونید اهل تسنن هم این روای در قبول دارند که این آیه در شأن حضرت پیغمبرود. انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم تطهيرا. شما کسیو جای خودت میذاری که از همه پاکیزهتره.
از حیث علم و اوتوا العلم درجات و راسخین في العلم و راسخون في العلم. چند جای قرآن بحث علم را که میگوید روایات فریقهای نقل میکننددد که منظور اصلیشون امیرالمؤمنین حضرت وصیه، حضرت امیرود. در چند جا شما یک، یک شاخصههای یک انسان کامل را وقتی بررسی میکنی که او باید وصی پیغمبر باشد، میبینی همش در امیرالمؤمنین تبرّول تام بلکه اتم دارد. و خدا رحمت کنه علامه امینی را که بزرگترین یادگار او چی بود؟ اینجا به زبان اهل تسنن اینها را میآورد ثابت میکند. فضائل امیرالمؤمنین را به لسان اهل تسنن میآورد. انشاالله که بخواید جشن بگیرید، جشنتون هم پرشور و حرارت و مصداق اتمه. ببخشید اینو میگویم اما انصافاً اگر برایی نمونه امشب شب جشن برایی نمونه عروسی و دامادی دختر پسرهامان بود چه کار میکردیم؟
مراتب عالم برزخ و رؤیت حقایق
بعضی مادرها ببخشید جسارتاً شب عروسی دخترشون یا دامادی پسرشون دیوانه میشوند. حتی گاهی اوقات چنان از خود بیخود میشوند، یک عمر به خاطر حجب و حیا کل نکشیدن، آن شب کل میکشند. اصلاً یک رفتارهای عجیبی ازشون دیده پدرها. پدرها اینگونهان نه فقط مادرها. یک وقت نشه که جشن دامادی و عروسی دختر پسرهامان شادتر از جشن غدیر امیرالمؤمنین شود. دیگر از سر تا پا نباید بشناسی. منم بگم من آخواندم زشته دست بزنم. باید شادی در بریزی بیرون. فرق بین مودت با محبت چی بود؟ محبت شدید که میشود، میشود مودت، یک. عاشقانه محبتت را میریزی پای محبوبت. هرکی گفت جایزه دارد از من. در دلت حاج ما شما را خیلی دوست داریم. انشاالله عاقبت هممان ختم به خیر شود با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد. اللهم صل على محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.