د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۳۴
دارای متن همگام
احاطهٔ کلیه و مراتب کمال
شرح رساله سیر و سلوک ۳۴
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۴۹:۲۴
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۳ سرفصل
## احاطهٔ کلیه و مراتب کمال
۰:۰۶
## ظهور اسماء الهی در موجودات
۵:۰۱
## عقل، وهم و تسلط بر کائنات
۸:۵۳
## قدرت اولیای الهی و تدبیر جهان
۱۲:۲۴
## علوم پنهان و ماجرای مسجدالاقصی
۱۷:۱۹
## مراتب عالم برزخ و رؤیت حقایق
۲۱:۵۶
## احاطهٔ انسان کامل و تدبیر بدن
۲۵:۲۷
## احاطهٔ کلیه و مراتب کمال
۲۹:۱۶
## ظهور اسماء الهی در موجودات
۳۳:۱۰
## عقل، وهم و تسلط بر کائنات
۳۶:۳۲
## قدرت اولیای الهی و تدبیر جهان
۳۹:۵۸
## علوم پنهان و ماجرای مسجدالاقصی
۴۳:۲۶
## مراتب عالم برزخ و رؤیت حقایق
۴۷:۱۹
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
[سخنگوی 1] یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین
ومن شر نفسي ومن شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایکا نعبد وایکا نستعین.
الحمدلله علی کل نعمه واسال الله من فضله.
اللهم صل وسلم وزد وبارک علی صاحب الدعوة النبوية.
والثقلة الحیدریة والعصمة الفاطمیة والحلم الحسنیة والشجاعة الحسینية.
والعبادة السجادية والمآثر الباقریة والآثار الجعفرية والعلوم الكاظمية والحجج الرضویة.
والجود التقیة والنقاوة النقویة والهيبة العسکریة والغيبة الالهیة.
اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه
واجعلنا من خیر اعوانه وانصاره
وشيعته والمستشهدین بین یديه.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
السلام علیک یا داعی الله وربانی
آياته. سلام علیکم و رحمة الله.
خب قبل از اینکه
بحث ماهانهمون رو پیرامون
شرح رساله سید بحر العلوم رحمت الله علیه
از انتهای فصل دوم در معرفت اجمالیه ادامه بدیم،
یکی دو تا نکته عرض کنم.
یکی پیرامون انتخابات که
خیلی کلی به جهت اهمیت موضوع عرض شود که
میدانیم که این حکومت
که برخاسته از خواست خود مردم
و تقاضای خود مردم
و زبان حال خود مردم بود از
حضرت امام به عنوان زعیم
عالم اسلام اولین حکومت
شیعی بود که بعد از
امیر المؤمنین و خیلی کوتاه امام حسن مجتبی علیهم الصلاة والسلام
تشکیل شد. قطعاً
روزی که حساب و کتابها
بررسی بشود در ميزان الأعمال از من و شما پیرامون این حکومت سؤال خواهد شد.
خب اون کسانی که در زمان امیر المؤمنین یاری دادند ایشون رو تا حکومت علوی
مستقر باشد یا امام مجتبی سلام الله علیه رو
در اون مقطع کوتاه
قطعاً پرچمشون بالاست و معذورند
و روشون سفیده. اما اونهایی که
حکومت علوی و فاطمی رو حمایت نکردند،
اینها قطعاً برزخ و قیامت سختی در پیش خواهند داشت
به جهت اینکه خواستند وهمانی زندگی کنند،
حیوانی زندگی کنند
و زندگی عقلانی نداشته باشند.
چون حکومت علوی، حکومت فاطمی،
حکومت اسلامی
حاکم شدن اسلام است که همش عقل است.
اصلاً حکومت،
حاکمیت، حکمت،
حکیم، حکم همه از یک ریشهست
و با عقل است که میشود
به حکمت رسید
و حکومت رو اداره کرد.
لذا عاقلترین آدم کسیست که
فقیه هست یعنی به نیازهای مختلف و متنوع از انواع و
انحاء مختلف قاطبه مردم در حوزههای مختلف آگاه هست.
به یک معنا دینشناس عمیق.
خب اون میشه پرچمدار حکومت اسلامی.
بعد از هزار و اندی سال
یه فقیه جامعالشرایطی بلند شد و پرچم
حکومت اسلامی رو بلند کرد، مردم رو دعوت کرد و مردم هم الحمدلله
خودشون قریب به
صد درصد، نود و هشت و خردهای درصد خودشون انتخاب کردند.
و پس از اون این حکومت
قرار گرفت تا انشاءالله استقرارش،
مستقر شدنش و قرارگاه الهی که
ظهور حضرت حجت است منتهی شود.
هرکس که در این مسیر یعنی من و شمایی که عمرمون
در این زمان قطع داده،
خدا به حکمت، حکمت متعالیه
این چنین اقتضا کرده که
حکمش پیاده شده که الحمدلله ما در این زمان باشیم.
همونطوری که ابا عبدالله در دعای عرفه
خدا رو شاکره از اینکه من رو در دوران
اسلام و نبی خاتم
به دنیا آوردی، نه در دوران جاهلیت و کفر و شرک.
این خیلی یک تذکریست.
حالا که این نعمت در اختیار ماست
"یوم لتسألن يومئذ عن النعیم".
روزی هم از این نعیم پرسش خواهد شد
که امام صادق صلوات الله علیه
در تفاسیر شیعی اومده در مجامع روایی ما ذیل این آیه
که این نعیم ولایت است، نعمت ولایت است.
حکومتداری ولایت که بر مبنای عقل است و حکمت است.
الحمدلله در زمان عمر ما صورت گرفت.
حالا این در نامهی عمل ما که همون نفس ماست داره
ثبت میشه. رفتار ما،
کنش ما و کنش ما نسبت به این حکومت.
ما آیا این حکومت رو اولاً تأیید کردیم یا نه؟
اگر کردیم تا چه میزان پشتیبانی کردیم؟
پشتوانهی این حکومت. الان همین هیئت
که به ظاهر میبینی یه جلسهایه، چراغی روشن میشه و چای شربتی میدن و ولی کلی
واقعاً اگر یک هیئت بخواد
هیئت به ما و هیئت باشه، اون هیئت که تراز و رضایت امام عصرش باشه،
استخونها باید خرد بشه.
چقدر آدمها باید فدا بشن، وقت بگذارن
تا یک هیئت به اون رشد آنچنانی برسه.
پشتیبانی میخواد، 物 流 ستیک میخواد،
اتاق اندیشه ورز میخواد.
به هر حال چه میزان ما پشتیبانی کردیم از این حکومت؟
ما باید جواب پس بدیم.
جواب پس دادن ما شاید به یک معنا بشه گفت
بالاتر از جوابی که حتی زودتر از جوابی که پیرامون نماز و روزهمون باید بدیم عزیزان،
خمس و زکات و حجمون باید بدیم عزیزان،
بالاتر از اون باید پیرامون این حکومت جواب پس بدیم قیامت.
چون همهی این احکام در سایهی این حکومت جاری و ساریاند.
و فرمودن که
اون نعمت اتم همهی اینها تاماند.
نعمت حج تامهه. نعمت
جهاد تامهه. اینها
نعمت عذر شود خمس، اینها نعمتاند
که خدا ما رو قابل دونسته
بگه به من قرض بده یا بخشی از داراییتو به من بده.
عجب! خدا ما رو چقدر قابل دونسته.
مثل پدری که بلا تشبیه
هرچه بچهش داره از وجود پدرشه.
حالا پدر برای اینکه
بچهش رو به تعالی بکشونه
بهش میگه حالا یک بخشی از اون داراییتو که خودش داده، خودش بخشیده میشه به من بدی؟
اونم چی کار میکنه؟ ذخیرهی خود بچه میکنه.
بچه اگرچه بیخبر باشه اما پدر میخواد ذخیره کنه خودش که نیازی نداره.
خب این همهی اینها تاماند، نعمت بزرگیاند اما اون نعمت اتم ولایته.
خب وقتی که پرچمدار این حکومت
که یک ولی فقیهیست
که دینشناس عمیق و هوشیار و آگاه به زمانه،
مدیر و مدبر، پاک، پاک، پاک.
یه همچین شخصی دعوت میکنه از عموم
به فرمایش خود امام عصر
که "في غيبتنا فاما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى روات احاديثنا"
این روات احادیث اولین نشونهش فقیهیست
که مخالف الهوی مطيع لامر مولاه.
اون نشانهها. خب یه همچین کسی دعوت عمومی میکنه به سمت
انتخابات. میفرماید
وظیفه عمومیه. و این
از من و شما قطعاً پس از
موتمون حالا به وقتش یک حسابرسی دقیق و ظریفی پیرامون این حکومت خواهد شد.
لذا آدمهایی که میخوان
ذخیرهای جهت موتشون بعد از موتشون
و قبر و قیامتشون داشته باشند
باید قطعاً و قطعاً بشینن یک حسابرسی بکنن.
خودشون حاسب قبلًا تو حاسبون.
خودشون رو بررسی کنن، حسابرسی کنن به خودشون که نسبت اونها با این حکومت چگونه بود؟
چه کردند برای رهبر، برای ارزشهای این انقلاب،
برای ولایت زمان، برای شهدا.
چه کردیم ما خودمون؟
دیگه کمترین کار، کمترین کار و کمترین کار
اینه که تو این فضایی که خودمون داریم نفس میکشیم،
اون کسی که سکان اجرای این امور رو میخوایم به دستش بسپاریم رو خودمون انتخاب کنیم.
این دیگه کمترین کاره، ادعایی هم نیست.
اگر کسی این کارو نکنه
براش فرقی نمیکنه فضا، فضای مسموم باشه یا سالم باشه.
اصلاً فرق نمیکنه براش حیات و ممات.
اون میخواد هیوانی زندگی کنه.
پس این نکتهای بود پیرامون انتخابات.
حالا به هر حال هرکس
نسبت به گرایشهایی که داره و تحقیقاتی که میکنه اون اسلحهش رو انتخاب میکنه.
فقط حواسمون جمع باشه که کلاه سر ما نره دیگه.
یعنی مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشه.
بالاخره ضربههایی که خوردیم، تجربه سنگینی که پس دادیم ملت قبل از آقای رئیسی روحش شاد،
اون تجربههای سنگین رو دوباره تکرار نشه
و بشود کسی رو که انشالله پرچمدار
کار بزرگی که آقای رئیسی داشت
باشه، اون پرچم رو دست بگیره و ادامه بده
و انشاالله ارزشها رو زنده کنه.
اصلح باشه به یک معنا. خیلی راحته به نظرم تو این دوره تشخیصش
راحته. مراقب باشیم که
بعضیا با شعارهاشون گولمون نزنن و
انشاالله حتماً، حتماً دعا کنیم به قول رهبر عزیزمون که خدا قلوب ملت رو هدایت کنه به سمت انتخاب اصلح
و دوباره اون کلاهی سرمون نره که
زمان امیرالمؤمنین گفتن
مولا تجربهش کمه،
جوانه، مزاحه.
حرفایی که میزدن که ایشون به درد حکومتداری نمیخوره.
قبول. علی علیه الصلاة والسلام
ولایت داشته باشه اما ولایت باطنی.
اومدن- سلام علیکم.
عذرتا. باشه. اومدن
مردم رو خریدن،
تطمیع کردن که
ولایت رو دو بخش کنن
چون خودشون میدونستن این کاره نیستن.
ولایت ظاهری، ولایت باطنی.
گفتن آقا ولایت باطنی
هرچه از علم و از آسمانها و مافوقش و
از دنیا و آخرت هرچی میخواید بپرسید از علی بپرسید.
اما ولایت ظاهری
سکاندار امور ظاهری مردم
یعنی این جفا، این جفای سنگین رو در حق بشریت بلکه کردن.
ولایت ظاهری با ما. این کلاه سر ما نره که گفتن علی
علیه الصلاة والسلام به درد مدیریت نمیخوره.
آدم پاکیه، آدم عالمیه، آدم خوبیه،
آدم باخداییه، آدم شجاعیه،
نترسه، دشمن از او میهراسه و، و...
اما جوونه، تجربه کافی نداره.
ها؟ خیلی مزاحه، جدی نیست.
به یک معنا بلد نیست با دنیا ارتباط بگیره
و، و امثالهم. با این حرفا
یه وقت دوباره کلاه سرمون نره.
نکته دوم در رابطه با خود عید غدیر هست چون این مجلس به
شأن غدیر به پا شده.
قبل از اینکه ورود کنم به
بحث اصلیمون نکتهای هم اینجا عرض کنم.
این نکته رو با یک سؤال شروع میکنم.
برای شما الان اربعین چقدر
معنا شده و تاثیر اربعین در زمینهسازی ظهور
و انتقال ارزشها و معارف،
معرفی دین
شیعیگی، معرفی اسلام، معرفی قرآن و اهل بیت و عترت به عالم
چه تاثیراتی داشته اربعین و داره؟
چه جایگاهی در خود ما و زندگیمون پیدا کرده
که الحمدلله خداروشکر هرچه هم بریم کمه،
هرچه هم اوج بگیریم تو قصه اربعین کمه.
تا جایی که بارها عرض کردیم
وقتی امام عصریان إن جدی،
جدی، إن جدی
الحسین پیداست که امام حسین جهانی میشه که
امام عصر خودش رو منتسب به او میکنه.
خب این نشانگر جایگاه ویژه اربعینه.
از مدتها پیش مردم دنبال پول جمع کردن برای موکبهاشون و خرج کردنشون
و تدارک سفر اربعینشونم.
اما سؤال من اینه به نظر شما اربعین جایگاهش بالاتره یا غدیر؟
هرکی جواب بده. غدیر.
شما غدیر، شما غدیر. اربعین
یا غدیر؟ غدیر.
شما؟ غدیر. ابتدا ولایت غدیر دیگه.
بله. آفرینش ولایته.
احسن. یعنی تبلوره، ریشهست.
ریشه همیشه اصله دیگه.
اصلاً اصل در عربی یعنی ریشه.
اصل ثابت
فرعها في السماء. اصل ریشهست.
اون ریشه در غدیره. پس الان متوجه میشیم خودتون جواب دادید که ا-
قطعاً غدیر جایگاهش
اشخصه بر اربعینه. که به قول
علامه امینی اگر غدیر تعظیم میشد،
اصلاً کربلایی به وجود نمیاومد که بخواد عاشورایی و اربعینی اتفاق بیفته.
یه بار این کلاه سر ما رفته تو تاریخ.
سر غدیر قدر ندانستیم
که قصه عاشورا به پا شد، اتفاق افتاد.
اگرچه عاشورا پرچم غدیر رو بلند کرد.
اصلاً ابا عبدالله وقتی سؤال کرد شما
برای چی میخواید من رو بکشید؟
گفتن شما رو میکشیم لبغض ابیک.
اصلاً اونها به بغضی که از
امیرالمؤمنین علی علیه الصلاة والسلام داشتن به پا خواستن بر علیه
فرزند امیرالمؤمنین. اصلاً قصه به س- محور ولایت امیرالمؤمنینه.
اصلاً عالم دو تیکه میشه.
عالم دو تیکه میشه.
اصلاً مر- دیگه مرز
که نه، اون نمیشه گفت من تو مرز وایمیستم نه این ورم، نه اونور.
اصلاً چنین چیزی نشدنیه.
یا با ولایت امیرالمؤمنینی
یا مخالف با ولایت امیرالمؤمنینی.
یعنی با دشمنان مولایی. کسی که با
همراه معیت با امیرالمؤمنین نداره قطعاً با دشمنان خدا معیت داره
کونو مع الصادقین.
قرآن به ما دستور داده.
فعل امره. جماعتتون همهتون کونو
باشید مع الصادقین.
معیت داشته باشید با الصادقین.
تمام تفاسیر شیعه فرمودن این الصادقین
امیرالمؤمنین علیهالصلاة والسلام و فرزندانش.
نفر اول اون شجره طیبه،
اون شجرهی هاشمیه،
امیرالمؤمنینه. که اگر نبود
درخت نبوت هم ثمرى نداشت.
لقاح با او حاصل شده
و کفری بر حضرت زهرا سلام الله علیها نبود.
حالا این سؤال رو که الحمد لله همه هم درست جواب دادید و نمرتون بیسته.
خب حالا سؤال دوم
ما برای غدیر چه کردیم
و چه میخوایم بکنیم؟ آیا برنامهای اصلاً داشتیم؟
داریم؟ فضای فکریمون
چی حاکمه براش؟ زندگیمون
در صورتی که این همه روایات
در خصوص عظمت غدیر،
خرج کردنش، تبلیغش
از شود بلند کردن
پرچم ارزشهای غدیر،
فرمایشات مولا. اصلاً شما
روایاتی که پیرامون عظمت غدیر دارید هیچ کجا پیدا نمیکنید.
خیلی عجیبه که مثلاً شما یک،
یک نفر رو، یک نفر رو
اطعام کنی روز غدیر
مخصوصاً روز غدیر؛ یه غذا در حد وسط یک نفر رو اطعام کنی، سیرش کنی
که انّ تمام انبیا رو سیر کردی.
صد و بیست و چهار هزار پیغمبر رو اطعام کنی با یک نفر.
چه خبره مگه؟ این درون مایه غدیره.
حالا این سؤال رو با سؤال ما جواب دادیم در حقیقت.
ببینیم برای غدیر چه کردیم؟
چه میخوایم بکنیم؟ هر کسی از پولش،
از داراییش، از فکرش، تدبیرش، اندیشهش
چه میزان از آبروش، از علمش،
سلام علیکم، درایتش، افراد و اشخاص خودش و خونوادهش و فامیلش
چه میزان برای غدیر
هزینه کرد و میکنه.
یه ربطی بالاخره بین ما و امیرالمؤمنین باید باشه در حرف که نیست
در عمل خودش رو باید نشون بده.
یعنی بهترین هیئتها باید در غدیر به پا بشه.
بهترین محتواها، بهترین اشعار، بهترین تزیینات،
شلوغترین هیئتها باید در غدیر باشه.
بهترین اطعمه و اشربه و
ها؟ فضاسازی و تبلیغات و
محتوای جلسه، ساختار جلسه،
مهمونا اگر برای هیچ شبی از
شبهای هیئتت دعوت نکردی از فامیل، از رفیقات، از
محل برای غدیر
به همه پیامک بزنی. تو محل غوغا کنی.
همه بگن چه خبره؟ چی شده؟
چه اتفاقی افتاده؟ چرا فقط محرم گاو و گوساله و گوسفند زمین میزنن؟
چرا غدیر اتفاق-- این اتفاق نمیفته؟
بعضی هیئتها مثلاً میبینی سه تا گوساله اصلاً
با همدیگه هم مفاخره میکنند.
میگه ما سه تا گوساله امسال کشتیم.
یکی میگه ما سه تا گوساله به علاوه پنج تا گوسفند و یکی میگه ده تا ف--
نمیدونم ده تا دیگ بار گذاشتیم.
خب چرا تو غدیر این اتفاق نمیفته؟
این کم کاریایه که ما برای غدیر که
اصلاً همسر ما،
فرزندان ما باید ببینن که
شب و روز غدیر، اصلاً ایام غدیر
که حالا کمترین، کمترین چیزی که بزرگان اهل معرفت بهش رضایت دادن فرمودن سه شبانه روز
جشن برای غدیر. بعضیا که گفتن دهه ولایت اصلاً
ده شب، ده شبانه روز.
باید خانواده ما ببینن.
اع پدر، مادر اصلاً فرق کرده.
تیپش، قیافش، لباسش، عطرش،
خوردنی. امروز غذایی که تو خونه مادر پخته متفاوته.
عطر و بوش فرق میکنه. اع امروز ما هدیه گرفتیم.
اصلاً بزرگان که گفتن چرا شما عید نوروز میری
خرج یک سلام علیکم. مثلاً اون هدایا و چه میدونم
اینها لباس و کفش و اینا برای بچهها تو عید غدیر چرا این کارو نمیکنیم؟
ما خیلی برای غدیر کمکاری کردیم.
خیلی. متأسفانه بسنده کردیم فقط به یه جلسهی هیئت.
حالا یکی مثل من بیاد بیسواد بشینه چهار تا حرف بزنه و
حالا الحمد لله بلبلان خوش نغمه اهل بیت هستن خداروشکر با شعرهای عالی و خوب بخونن.
خیلی هم خوب. اینم عرشیه این جلسهها.
اما همین نه. همین.
اینم نکته دوم که به جاش هر نک-- هر دو نکته
خودش میطلبید که هر،
هر نکتهای دهها منبر بشه.
توی این یک سوم فرصت باقیمانده منبر بنده بریم سراغ
مبحث ماهانهمون ها از درس و بحثهامون هم
عقب نیفتیم جانم. مطالبی که شما فرمودین خیلی خوبه
ما استفاده میکنیم. خواهش میکنم.
این بحث خطبه
این رسالهٔ- بله اما در مورد غدیر که میفرمایین یکی از مسائلش همین خطبه غدیره
شما من تا حالا ندیدم هیچ روحانی، هیچ واعظی
سر منبر، شاید من نبودم توجه بکنم
ولی اونچه که شنیدم و دیدم و تا اونجایی که
سنمون کله پتی خطبه غدیرو یه دفعه نشینند و بگن.
که تعریفش رو بگه. این جریان کامل خطبه رو مطالب رو- خطبه غدیر.
بگه. من که نشنیدم. من جز الان خود همین خود شما امروز در مورد مناسبت عید غدیر
اگر اون خطبه اون رساله امروز رو قطعا
نفهمیدم. همین خطبه عید غدیر رو یه دو خط یه مطلب مهمی که به نظر خودتون میاد
برای حاضرین توضیح بدین. چشم.
خطبه رو باز کنید. طلب خوبیه.
واقعا نمیدونیم چیه. مثلا
بقیه مطالب هم همینجوره. مثلا اون دعاهایی که هست همینه.
بله. مکارم الاخلاق نمیدونم دعایی.
خیلی داریم من نمیخوام از بازش کنم مثلا.
ولی فعلا در مناسبت امروز
من خیلی مایل بودم که خطبه غدیرو در موردش یه مقداری
صحبت میشد، شناختش به مردم.
واقعا کمتر
کارای درسته که- بله.
البته شما که حرفتون و فرمایشتون به حق و درسته.
منتها من میخوام بگم در تمام معارف
اصیل دینمون ما این کم کاری رو داریم حاج آقا.
فقط تو حوزه خطبه غدیر نیست.
مثلا خطبه فدکیه. به قول خود شما الان چند تا
منبر و مثال اسم بردید.
این برمیگرده به چند چیز.
یکی اینکه خب امثال بیسوادهایی مثل من
وقتی کتاب دست میگیرن و رو منبر میشینن که سوادشون قد نمیده،
جرات نمیکنن مثلا خطبه غدیر رو
یا فدکیه رو دست بگیرن
یا اون رسالههای سنگین رو
دست بگیرن، این اتفاق میفته.
یعنی به نظرم یه علت مهمش برمیگرده به کم کاری امثال بنده که لباس دین تو تن ماست.
نکته خوبی رو شما اشاره کردید.
مثلا در حوزه اصلاً مثال
همه فهمتری بزنیم. در حوزه
دیگه ابتداییترین کاری که ما باید انجام بدیم سیر و سلوکه ها.
تزکیه نفسه. "یزکیهم
و يعلمهم الكتاب والحكمة".
مثلا انبیا اومدن برای این دو چیز.
طهارت نفس. خب در خصوص
سیر و سلوک و تطهیر قوای وجود
و تزکیه نفس
که اگر این اتفاق مبارک در وجود کسی رخ نده،
بهرهش از ولایت به حداقل میرسه.
میخوای از امیرالمؤمنین بهره ببری،
از غدیر مولا. اصلاً بفهمی خطبه غدیر چی توشه.
جز با طهارت نمیشه عزیزم.
"لا یمسه الا المتحرون".
حالا خود ما اصلاً ما کاری به حالا
مرتبه دومش. کاری به وعاز، به مثلا اونهایی که پرچمدار بودن مثل من سوادشو نداشتن، جرات و جسارتشو نداشتن مثل من
از گناهمون بگذریم. خود ماها،
قاطبه مردم چند تا کتاب در خصوص سیر و سلوک خوندیم؟
حالا شما تو خودتون جواب بدید.
نمیخوام من که در مقام خدایی نکرده بازجویی نیستم.
یه بررسی در وجود خودمون.
کدوم یکیمون واقعا تشنه این بودیم
که حالا که نمیشه به باطن ولایت دسترسی پیدا کرد، به باطن ولایت امیرالمؤمنین.
ببینید عزیزان این خداروشکر ایشون تذکر خوبی داد.
ما هم داریم نکته مهمی رو میگیم.
این هیئت به پا میشه. یه ظاهری داره، یه باطن.
ظاهر هیئت همین صوتیه که الان از من داره به گوش شما میرسه.
بعضیاش تکراریه، بعضیاش شاید اولین باره میشنوید
و میبینید فرمایشهای خدا، اهل بیت، بزرگان همش هم به حق.
چون ما که از خودمون حرفی برای گفتن بلد نیستیم بزنیم.
عزیزانمون بلبلان خوشنمه میان
شعر میخونن. شعرا همه درست، به حق، خوب.
ظاهر جلسه میبینید خیلی وزین، خیلی
شریف، عالی، خوب، خوبم خرج شده.
آدما هم اومدن شور و نوا، عشق، شور، حرارت، خب درست.
باطن قصه چیه؟ یعنی این جلسه تموم شد.
ما خواستیم از این جلسه بریم بیرون.
باطن ما، باطن ما با باطن این جلسه چه مقدار ارتباط گرفت؟
یعنی چه میزان
ما به ولایت نزدیک شدیم؟
چه میزان اخذ کردیم از امیرالمؤمنین؟
مگر ساقی کوثر نیست؟
اصلاً کوثر چیه؟ که حوض کوثر چیه که امیرالمؤمنین ساقیشه؟
فرمودن حوض کوثر
خلاصه، چکیده،
زبده و عصاره معارف است.
اینو بدونید. این چیزی که من الان دارم به شما میگم
بخواهیم بازش کنیم که البته قبلاً تو بعضا جسته گریخته تو مباحثمون گفتیم
که اون چهار تا نهری که در قرآن اومده همه منشعب شده از
نهر کوثرن. چرا میگه هرکس میره وارد بهشت میشه
قبل از اینکه وارد بهشت بشه اصلاً راهش نمیدن.
هر آدمی باشه ها، هرکی.
مگر اینکه در حوض کوثر خودش رو شستشو بده.
مگر اونجا، اون حوض چیه که خودش رو شستشو بده؟
شستشوی خود طرف
با حوض کوثر. چه میزان
ولایت رو پذیرفت و قبول کرد در وجود خودش؟
حقیقت ولایت را این میشه باطن این
جلسه میشه اون. یعنی چه میزان من به امیرالمؤمنین که ولایت مطلقه پیشووس و ولایت کلیه الهیه رو برداشته است
نزدیک شدم؟ قرب پیدا کردم.
میدونید به چه میزان؟ میخواید من الان بگم؟
همین الان با آیه قرآن گفتم.
"لا یمسه الا المتحرون".
هر مقدار پاکیزه ترین
پاک نهاد تریم.
حالا از حواس ظاهریمون
و با یه زیرکی ربطش به
رساله سیر به بحر العلوم هم دارم میدم در عین حال جواب شما رو هم دارم میدم.
از حواس ظاهریمون بگیر چشم ما چقدر پاکه؟
گوش ما چقدر پاکه؟ دهان ما چقدر پاکه؟
شم ما، لمس ما، سمع ما، بصر ما اینا.
بعد حالا برو تا قوای باطنی مون.
قوه خیال ما چقدر پاکه.
اون صور و اشکالی که به ما إنشاء میکنه که ما ببینیم مصادیق داشته باشیم برای مفاهیم.
مصداق. ما میگیم زیبایی خوبه.
عقل کلی رو میسنجه. زیبایی خوبه.
خب حالا مصداق عینیش چیه؟ قوه خیال باید به ما مصداق بده.
این مصداق زیباییه. چرا بعضیا یه چیز دیگه رو زیبا میدونن؟
یکی گناه رو زیبا میبینه. برهنگی رو زیبا میبینه.
یکی پوشش و حجاب رو زیبا میبینه.
قوه خیال آلوده شده مصداق غلط از زیبایی نشون میده.
قوه خیال ما چقدر پاکه؟
وهم ما که جزئی سازی میکنه.
عقل ما، آیا عقل ما مشوب به وهم نشده که در تشخیص کلیات دچارش--
اصلاً آیه صد سوره یونس چی میفرمود؟
بارها عرض کردیم "و یجعل الرجس".
رجس. اونجا که میگه "انما یرید الله لیذحب عنکم الرجس اهل البيت و یطهرکم تطهيرا".
اصلاً مقام شفاعت یعنی شف شدن، جفت شدن یعنی هم سن و هم جنس شدن.
ما چه میزان از رجس و آلودگی و ناپاکی بری و به دور هستیم که هم جنس اهل بیت باشیم؟
حالا توقع داشته باشیم دست ما رو بگیرن و ولایت رو به ما بچشون
که اگر کسی نشست رو منبر خطبه غدیرو باز کرد من بفهمم پس نزنم.
درکش برام ثقیل و سخت نباشه.
چرا حقایق باطنی دین رو پوسته ظاهری چند ساله ما داریم پوسته ظاهری
دین رو میگیم. چهل و پنج ساله تو این مملکت داریم غالباً پوسته ظاهری دین رو میگیم.
راست میگن ایشون. کی
از دهان پاک امیرالمؤمنین
و پیغمبر عزیز عالم این حقایق که اومده بیرون مثل خطبه غدیری،
خطبه فدکیه رو نشستیم باطن اینها رو آشکار کردیم برای خودمون و دیگران.
زورمون نمیرسه. نفسمون ضعیفه.
چرا؟ آلوده است. چون قلبمون آلوده است.
این مراتب رو برو تا خدا نکنه کسی روحش آلوده بشه.
اصلاً بحث ما تو رساله سیر و سلوک
رسیده بود به لایه روبی
لایه های وجودی. ما تا قوه خیال رو گفتیم که راه پاک سازیش چیه.
میخواستیم امروز از وهم و عقل و اینا شروع کنیم تا جایی که فرصت میشه بریم جلو که دیگه ظاهراً دیگه فرصت نمیشه.
سؤال شما هم سؤال مهمی بود.
پس الان اولین وظیفه ما برای اصلاً آقا یه کسی بیاد به بهترین وجه ممکن خطبه غدیریه رو اونطور که
حقشه حاقشه بیان کنه، تشریح کنه.
هرکس تو این جلسه به سعای وجودی خودش درک میکنه خطبه رو.
به چه میزان؟ بفرمایید.
به میزان پاکی و طهارت نفسش.
چند تا رساله در خصوص طهارت نفس خوندیم.
یکی از بهترین کتابهایی که
ما تصمیم داریم انشاالله به فضل الهی در هیئت یا زهراى شرق برای نوجوونهامون.
اونا دیگه مثل ما کلاه سرشون نره از بچگی اینا رو آشنا بشن.
این کتاب رو باز کنیم
و اصلاً هر منبری باید یه کتاب دستش باشه.
به قول علامه حسن زاده علیه الرحمه
میگن قدیمها میگفتن ملا لغتی.
مثلا زیر سؤال بود. میگفتن فلان این ملا لغتیه.
میگه این قل-- این لغت رو غلط گفتی.
تلفظشو اشتباه کردی. برای ما هم پیش میاد.
یه وقت یه آیه قرآنو اِ عِش رو اینجا اشتباه میگیم اینا.
اما نه ملا کتابی باید باشی به قول علامه.
اصلاً متن درس داشته باشی.
مگه وقت مردم از سر راه گیر آوردی بشینی رو منبر.
به قول ایشون خطبه غدیرو بذار
بحث کن دربارش از کلمه اولش.
البته هست ها حاج آقا من چند جا دیدم.
ما الحمد لله بهره بردیم.
هستن اما خیلی کم. حرف شما رو میپذیرم.
کم هستن. منتها ما چقدر آمادهایم؟
اون، اون رساله ای که عرض کردم برای نوجوونها میخوایم شروع کنیم.
مثلاً کتاب صد میدان
حاج عبدالله انصاری که
ایشون، متشکرم.
این صد میدان رو یه ذره ثقیل نوشته بودن.
اومدن گفتن آقا یه طوری بنویسید همه بفهمن.
اومدن منازل الصائرین رو نوشتن.
بیست و، بیست و،
بیست و پنج تاشو از اون منازل رو صد و یک منزل گفته بودن.
صد و یک میدان.
بیست و پنج تاشو حذف کرد، بیست و چهار تا اضافه کرد.
مجموعاً شد منازل الصائرین.
یعنی منزل به منزل
صائر الی الله. کسی که در حال سیر و سلوکه
میاد هیئت از این هیئت به هیئت بعدی باید یه قدم پیشرفت کرده باشه.
منزل به منزل توضیح میده.
چند تامون این کتاب رو خوندیم؟
اصلاً داریم؟ کتاب بالینی ما شده.
صد منزل ما داریم تا برسیم به اون لقاءالله
که ما پوزیشنش هم گرفتیمو
حظ میدیم که مثلاً آره ما نمیدونم هفتاد هشتاد جلسه نمیدونم کدوم هاتون پیگیر مباحث تو کانال هستید.
این حدودا در رابطه با لقاءالله حرف زدیم.
اون آخر قصه است.
صد منزل باید طی کنی تا به اونجا برسی.
چند تا؟ حالا
به فرمایش عزیز دلمون برای اینکه
من لبیک گفته باشم رساله سیدو میبندم.
اگرچه با زیرکی یه چیزکی گفتیم که مرتبط با بحث باشه.
اما در این اتمام بحثمون و وقتمون که
خیلی هم فرصت نداریم، یه نکتهای رو عرض کنم خدمتتون.
همه ما متأسفانه.
مثلا من پشت سر شمام الان حاج آقا، پشت سر شما دارم حرف میزنم.
دقیقا تایید میکنم فرمایش شما رو.
وقتی بحث غدیر میشه
الان همین جا یه محک بزنیم هممون.
اصلا میگیم غدیر خم
شعاری که از دل غدیر خم و خطبه پیغمبر میکشیم بیرون معمولا چیه؟
که همه اونو حفظیم. من کنت مولا فهذا علی.
معمولا اینه، حق هم هست.
اولا اصلا مولا باید تعریف بشه.
اصلا مولا یعنی چی؟ ریشهش
دیده بشه از کتابهای خوب لغوی بررسی بشه که حالا
امیرالمؤمنین شده مولای ما یعنی چی؟
یعنی صاحب اختیار ما؟ یعنی همه کارهی ما؟
یعنی چی؟ یه بررسی بشه
که حالا بعد از پیغمبر
صاحب اختیار مثلا مولای ما امیرالمؤمنین.
حضرت علامه عسگری زاده با یک زیرکی خاصی و یه نکتهای فقط از علامه به شما بگم
که به شما بگم این کارها شده.
تشنش رو میخواد که دنبالش بره.
حوصله باید داشته باشه آدم پیگیر باشه.
علامه میفرماید که گلایه میکنه حاج آقا.
اصلا این فرمایش شما رو علامه لا بلای درس و بحثهاش
چه در شرح مثوالانسش، چه در شرح فصوصش،
چه در شرح اسفار ملاصدرا اینها بارها از ایشون ما شنیدیم.
گلایه میکردن. اصلا مخصوصا ایشون
وقتی امیرالمؤمنین رو اسم میبردن میگفتن
وصی پیغمبر حضرت وصی.
میفرمودن حضرت وصی. الان ما
رو لفظمون رو مولا میگیم مولامون علی.
درسته، غلط نیست.
اما چرا به وصی بودن پیغمبر امیرالمؤمنین توجه نداریم؟
این چیزی بود که سر ما سر
کلا گذاشتن. گفتن آقا
ما قبول داریم امیرالمؤمنین مولای
همهی عالم. اصلا
لولا علی لهلك
عمر. اون خودش این ادعا رو کرد
و هفتاد جا این رو گفت به قول علامه امینی
درست شد؟ ولی اول جلسه عرض کردیم تو بحث غدیر
که اونها اومدن دو شق کردن
و متأسفانه زیرمیزی دادن، رشوه دادن،
مردم رو تطمیع کردن که آقا شما بپذیرید که ولایت ظاهری با ما، ولایت باطنی با علی.
باز قبول داشتن که اون مولا بودن که ربط به عالم عقبا و آخرته
دست امیرالمؤمنینه. خب حتی
من خیلی مستند اینو به شما بگم
که یکی از عزیزانمون رفته بودن عربستان
در حجاز در یک جلسهای شرکت کرده بودن که
همه از این ظاهرشونو نگاه میکردی چفیه قرمز وهابی.
اصلا نشانه وهابیه الان اونجا چفیه قرمزه.
همه اینطوری بودن. ما در اون جلسه قرار گرفتیم.
حالا اتفاقاتی در اون جلسه
رخ داده بود و اینها بماند.
خلاصه آخر جلسه ایشون متوجه شده بود که اینا همه
شیعیان امیرالمؤمنینن.
تو عربستان. ولی تیپشون تیپ
وهابیاست و که تبعه کنن.
خب خود بعد میگفتش که اینا به، به این دوست ما گفته بودن که ما میدونی وقتی که میتمون رو تو قبر میذاریم،
یکی از اساتید برجسته ما هم تو قم
ایشون یه روز پای درس خارجشون
فرمودن من خودم بارها شاهد این قصه بودم
که وهلی-- وقتی اهل تسنن مردشونو تو خاک میگذارن
آخر سر اون شیخشون،
اون مراد، مریدش، مرادشون، اون حالا پیرشون هرکی.
اون میره تو قبر یه چیزی در گوش این میت میگه میاد بیرون.
اون بزرگشون. بعد من یه سوال کردم که اینا چی میگن؟
گفتن همه ما تو گوش اون طرف میگیم
حق با علیست. اهل تسنن.
اونایی که چفیه قرمز و شبیه وهابیتن.
چرا اینو میگن؟ ها؟
چون ببینید قصه چیه؟
قصه اینجاست که این بحث وصی بودن جا نیفتاده.
در خطبهی غدیر پیغمبر امیرالمؤمنین رو وصی خودش معرفی میکنه.
این مهمتر از مولا بودنه.
اونام قبول دارن مولاست و الا تو قبر نمیگفتن که حق با علیست.
حق با علیست چون میدونن
الحق مع علی و علی مع الحق.
اینو قبول دارن. این اصلا از روایات اهل تسنن هم هست.
خوبه شما اینو بدونید. یعنی ش-- فریقین این رو قبول کردن.
اما اونا حق رو میان دو قسمت میکنن.
میگن حق دنیا بحث عدالت اجتماعی و توسعه و روابط اجتماعی و سیاست
چی و چی و اینها. میان اینو ر-- میگن علی اهل سیاست نمیتونه باشه.
علی جوانه، علی مظلوم و امثال اونایی که گفتیم.
میان ولایت رو دو شق میکنند.
چرا؟ برای اینکه بپوشونن رو وصایت رو.
این نکتهی کلیدیه که در
خطبهی غدیر متأسفانه مغفول باقی مونده حاج آقا از چشم ماها.
بیاید عادت کنیم مثل علامه عسگری زاده
از این به بعد هر وقت خواستیم از مولامون امیرالمؤمنین علی علیه الصلاة والسلام یاد کنیم،
اینا رو هم بگیم. امیرالمؤمنین، مولا علی قشنگ.
اما در کنارش بگیم
وصی پیغمبر یا بگیم حضرت
وصی. این حضرت وصی علامه عسگری زاده
مبدعهاش بود. یعنی تلاش میکرد این گفتمان بشه.
بگید حضرت وصی. وصی بلا فصل
که اگر این رو میفهمیدن
حضرت وصی، حضرت وصیست که شده مولا،
دیگه اون اتفاق نمیافتاد. اون بدعتها،
اون حق خوریها، اون سقیفه، اینا اتفاق نمیافتاد.
اگر مردم این رو میپذیرفتن.
وصایت رو. وصایت تام رو
توجه کردید چه کلاهی سر ما رفته؟
اصلاً من از شما سؤال میکنم.
حالا یه بحثی رو من آماده کرده بودم که
تو هیئت بعدی بگم. اینجا به خاطر سیر بحثمون
و عادتم ندارم مثلاً چند جا میرم حرفهام
مشترک باشه. هر جا یه مبحث.
حالا بحث ما این بود که حالا متأسفانه فرصت ما گذشته و تازه سر خط شدیم.
اونم اینکه بالاخره ما وقتی میخوایم یکی رو
وصی خودمون قرار بدیم،
این نکته آخر منو خوب توجه کنید خیلی به درد میخوره.
مثلاً سؤال، چند تا سؤال پرسیدیم تو منبرمون.
شما کارخونه داری، یه مجتمعی داری، مؤسسهای داری، یه کانونی داری، یه مدرسه.
چه میدونم کاسبی. یه جایی رو داری.
میخوای بری سفر، موقت جایی بری، جای خودت چه کسی رو میذاری
جانشین خودت؟ کسی رو که عین خودته، مثل خودته،
به صفات خودته. صلاحیت
داشته باشه. احسن. به قول ایشون صلاحیتش رو داره.
یعنی صالحه. و وعدنا موسی ثلاثین الليلة وأتممناه بعشر فتم ميقات ربه أربعين الليلة وقال موسى لأخيه
هارون اخلفني.
خلافت. تو جانشین من باش اما به اصله.
الان ایشون فرمود صالحیت داشته باشه.
اصله. ولا تتبع سبيلهم.
اصطلاحا در سیر بحث حکمی
میگن که خلیفه باید به صفات مستخلف عنه باشه.
یعنی صفات اون کسی که ایشون رو خلیفه گذاشته جای خودش همه در او پیاده شده باشه.
از همه هم بیشتر. حالا شما میخوای یکی رو بذاری خلیفه خدا روی زمین.
وصی پیغمبر چیز کمی نیست.
باید از همه شبیهتر باشه.
در کرامات، در انسانیت.
اصلاً شما سر فصل بشمر.
بعد حالا دیگه فرصت نیست برید آیاتشو خودتون ببینید.
من این آیاتو دارما. دیگه فرصت نیست بخواید مبداء کنید.
مثلاً یکی از وجوه
درجستگی کسی که شما میگی آقا این شخصی که میخواد خلیفه باشه باید از همه شجاعتر باشه، اشجع باشه.
درسته؟ که بتونه در برابر مخالف
بدعم کنه. بین این کاندیدها کسی که ترسوئه، کسی که از خارج میترسه،
کسی که نون و آب مردم رو گره میزنه با برجام و با کشورهای خارجی و چه و چه مردم رو معطل میکنه.
این آدم ترسو به چه درد ریاست جمهوری میخوره؟
شجاعت. حالا میگه و فاز عظیما.
فضل الله المجاهدین.
یادم رفت. فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما.
یعنی مجاهد در راه خدا.
یعنی اشجع، شجاع، میدانهای خطیر رو
در نبرد دیده. خب میبینید تو همشون، همشون اقرار دارن که امیرالمؤمنین از همه شجاعتر بوده.
بحث طهارت. انما يريد الله.
جالبه که بدونید اهل تسنن هم این روایتو قبول دارن که این آیه در شأن حضرت پیغمبره.
انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم تطهيرا.
شما کسیو جای خودت میذاری که از همه پاکیزهتره.
خب امیرالمؤمنین نفر اوله.
کی میتونه همآوردی کنه؟ از حیث علم
و اوتوا العلم درجات و راسخین في العلم
و راسخون في العلم. چند جای قرآن بحث علم رو که میگه
روایات چه-- فریقهای نقل میکنند که منظور اصلیشون امیرالمؤمنین
حضرت وصیه، حضرت امیره.
حالا آیات زیاده.
تو چند جا شما یک، یک شاخصههای یک انسان
کامل رو وقتی بررسی میکنی
که ایشون باید وصی پیغمبر باشه، میبینی همش تو امیرالمؤمنین تبرّول تام بلکه اتم داره.
و خدا رحمت کنه علامه امینی رو که
بزرگترین یادگار ایشون چی بود؟
احسنت. الغدیرشون. اینجا به زبان اهل تسنن اینها رو میاره ثابت میکنه.
فضائل امیرالمؤمنین رو به لسان اهل تسنن میاره.
خب انشاالله که بخواید جشن بگیرید، جشنتون هم پرشور و حرارت و
مصداق اتمه. ببخشید اینو میگم اما
انصافاً اگر مثلاً امشب
شب جشن مثلاً عروسی و دامادی دختر پسرهامون بود چیکار میکردیم؟
بعضی مادرها ببخشید جسارتاً شب
عروسی دخترشون یا دامادی پسرشون دیوانه میشن.
حتی گاهی اوقات چنان از خود بیخود میشن،
یک عمر به خاطر حجب و حیا کل نکشیدن،
اون شب کل میکشن. اصلاً یه رفتارهای عجیبی ازشون دیده میشه-
پدرها. پدرها اینطوریان نه فقط مادرها.
گریه میکنن؟ آهان پس پدرها کل میکشن.
خانمها گریه .
خب یه وقت نشه که جشن دامادی و
عروسی دختر پسرهامون شادتر از جشن
غدیر امیرالمؤمنین بشه.
چیکار میکنی اون شب؟ امشب بسم الله.
عشق غدیره دیگه. دیگه از سر تا پا نباید بشناسی.
منم بگم من آخوندم زشته دست بزنم.
نه این حرفا نیست. باید شادیتو بریزی بیرون.
فرق بین مودت با محبت چی بود؟
یادتونه؟ محبت
شدید که میشه، میشه مودت، یک.
دو، بدون، بدون درخواسته.
یعنی خالصانه است. هیچی نمیخوای.
عاشقانه محبتت رو میریزی پای محبوبت.
سومین ویژگیش چیه؟ هرکی گفت جایزه داره از من.
سومین ویژگی مودت.
یک، شدت محبته.
دو، بدون چشمداشته.
سه؟ یادتون رفته.
بیادتون رفته. راست
گفت. نشون دادن محبته.
بروز محبته. تو دلت
حاج آقا ما شما رو خیلی دوست داریم.
ما نمودی ندیدیم ازش.
ظهورش کو؟ انشاالله عاقبت هممون ختم به خیر بشه با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على
محمد و آل محمد.
جلسه قبل
جلسه بعد