ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 029

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

مراتب قوای عملی و راه کمال

انشاالله امواتمون گذشته‌گانمون همه و همه خدا رحمت کنه. اجرتون رو فراموش حاج کاظم بین ما گریک می‌کرد روحش شاد. همشون رفته‌گان هممون مادر برادر من احمدی، امام شهدا همه فیض ببرن. نصار همشون صلوات خد کنه. اللهم صل علی محمد و آل محمد مجتبی. و از جمله مراتب آن احاطه کلیک است به قدر استعدادات امکانیک و ابام ابالم الهیک. چه حکمت علم حقیقی مبرا از شوائب و شک است. ادامه متن رساله سیر و سلوک سید. و حصول آن بدون احاطه کلیک صورت نمی‌بندد. و نتیجه این احاطه اطلاع بر مازی و مستقبل است و تصرف در مواد کائنات. چه محیط را غایت تسلط بر مخاطن علی حاصل است. با همه کس مصاحب و در همه جا حاضر مگر آنچه را که اشتغال به بدن، به تغییر بدن مانع گردد.

این نیز ادامه متن رساله سید در فصل معرفت اجمالیک است که دیگر آخر این فصل هستیم. حرف از احاطه کلیک میزنه البته به قدر استعدادات. اولاً بدانیم که ما همان‌گونه که توی بخشی از صحبت‌هامون دیروز پیش‌تر گفته شد، ما در سیر الی الله یا سیرمون محبیک یا محبوبه. محبی به جهت اینکه در وجود خودمون هممون در آن سر و نهانخانه وجودمون جنسمون خداییک، فطرت‌مون الهیک. فطرت الله التي فطر الناس عليها. کل مولود یولد علی الفطره. قل کل یعمل علی شاکلته. شاکله وجود هر کسی الهیک. از همین حیث بخواهیم نخواهیم سیر هبی رو داریم. یعنی ذاتاً عاشق به کمالیم. به سمت کمال توجه داریم. منتها در انتخاب مصداق کمال اشتباه می‌کنیم.

در نشئہ طبیعت به جهت اینکه حق و باطل مشوبه قاطی شده با هم. خیر و شر قاطیک. نور و ظلمت قاطیک. اینجا اشتباه می‌کنندد. اکنون یا راه بلد ندارن، قاصرن یا دارن مقصرن. دنبال سر انبیا و اولیا راه نمیفتن. قاطی می‌کنندد. راه رو گم می‌کنندد. میرن به سبل متفرقه. همان آیک‌ای که دیروز قط قرائت کردیم صد و پنجاه و سه انعام. ان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه. این صراط راهیک که با نور من مشخص شده. ولا تتبع السبل مت سوا می کنم. سبلا فتفرق بکم. آن سبلی که شما رو متفرق می‌کند راه‌هاییک که به جز انبیا و اولیا طی می‌شود. آن‌ها راه‌هایی‌ست که انسان در انتخاب مصداقش اشتباه می‌کند. یعنی آن کسی هم که در دنیا میره بت پرست می‌شود، میره دنبال پول پرستی، شهوت پرستی.

شریعت و تهذیب ظاهر

آن هم به یک معنا فکر می‌کند کمال در اینه. در انتخاب اشتباه کرده. چرا اشتباه، اشتباه کرده؟ پشت سر ولی خدا راه نیفتاده. پشت سر اولیاء الهی، انبیا، فرستادگان و رسل ارسالی حضرت حرف آن‌ها رو گوش نداده. کتاب، کتابی که انا انزلناه فی لیلة القدر رو گوش نداده. بله. کتاب انا انزلناه و سیر انزالی دفعیک. به یکباره حدود سن سیزده سالگی پیغمبر تمام قرآن در سینه مبارک ایشون و اتینا عقل حکم سبیا در خصوص حضرت یحیی علیک السلام بچه قنداقه است. خدا می‌گوید ما به او حکم دادیم. یٰس وَالْقُرْآنِ الْحَکیم. حکمت دادیم. حکمت. اینجا الان گفت حکمت چیست؟ می‌فرماید چه حکمت؟ علم حقیقیک.

با دقت بنگرید حضرت یحیی بچه کوچولو، خردسال، طفل شیرخوار. چی بهش داده خدا؟ علم حقیقیک مبرا از شوائب و شک است و حصول آن بدون احاطه کلیک صورت نمی‌بنده. چرا؟ آن در حقیقت اینکه مثلاً پیغمبر هنوز به صورت ظاهر نبوت نگرفته سیزده سالشه. البته در عدد عمر تردید هست. برخی گفتند سیزده سالگی برخی کمتر و بیشتر هم گفتند. کل قرآن به نحو انزالی یعنی دفعتن نازل شده. دفعتن یعنی تمام حقیقت قرآن به یکباره به قلب مقدس نازل شده. شوخی نیست. لذا امام حسن صلوات الله علیک اینجا که می‌رسد می‌فرماید این، این ظرف قلب حضرت رو خدای منان اوسع قلوب یافت که بتواند این بنیک محمدی به گونه‌ای باشد که بتواند همه قرآن رو اخذ کند.

که من اراد علم الاولین والآخرین فلیظهر القرآن و قرآن رو شخم بزن علم اول و آخر توش همه علم به یکباره تو سینه بریزه. این چیز اصلا عجیبیک. تصورش مشکله. بله این درست. اما آیا ما نزول تنزیلی نداریم؟ بگوییم آن نبی بود همه قرآن رو بهش دادی. او خطا هم نمی‌کند. تو هم حافظشی و الامانة المخدومة خودت حفظش می‌کنی. اما من چی؟ من بی‌بهره از قرآن خیلی آدما. می‌گوید بابا جان تنزل الملائكة والروح فیکا در شب قدر در همه سال. اکنون ما لیلة القدر زمانی رو بگیریم ماه مبارک رمضان. اما لیلة القدر هر کجا که نزول حقیقت روخ، رخ بدهد، اونجا لیلة القدره. شما تو این جلسه حیات یا زهرا صلوات الله علیکا نشستی در مکمن غیبت یک حقیقتی چشیده می‌شود.

ملکات نفس و صورت برزخی

شما می‌رسی بهش، می‌فهمی، روشن میشی. آن در صغیر نفست ملک تنزل الملائكة والروح اینجا ملکی نازل می‌شود به قول علامه سنزده. آن حقیقت رو به شما می‌چشاند. همین طوری که چشیدن و رسیدن و دیدن نیست که. رؤیت درونی در پس عنایت فیض مف، مفیضه. مفیض به شما که مفاضی چه می‌کند؟ فیض رو می‌رساند. از چه دایره‌ای؟ ولن تجد لسنة الله تبدیلا. از دایره اسباب و وسائط فیض. وسائط فیض یکیشون ملائکه هست. ملک به صغر نفس شما نازل می‌شود. شما می‌فهمی، می‌چشی. به همین میزان با دقت حقیقتی در شما نازل شد. این حقیقت منبعش کجاست؟ الان پیش‌تر گفته شد همه چی در قرآنه دیگر. پس یک حرفی از قرآن چی بگوییم؟

آیک‌ای از قرآن، رشحه‌ای از قرآن، جلوه‌ای از قرآن، نوری از قرآن به وجود شما تنزل پیدا کرد. اصلاً در عالم چیزی جز قرآن نیست. قبلاً چون این مباحث بین ما گذشته من راحت حرف می‌زنم. اکنون شاید برخی مثلاً چهره‌های جدید باشن. اجمالا گفته می‌شود که خدای满满 اصلاً تجلی اعظمش، تجلی یعنی ظهور. ظهورش وقتی خواست ظاهر شود خودش رو ظاهر کنه که کنت کنزا مخفیا. من یک گنج مخفی بودم. فاحببت ان اعرف دوست داشتم که شناخته بشم. خدایا چه کردی که شناخته بشی؟ فخلقت الخلق لکی اعرف خلق رو خلق کردم تا شناخته بشم. اینها یعنی آ همه خلائق من جمله من و شما مرآت الهی هستیم. آینه‌ایم. در ما خدا دیده می‌شود.

اگرچه خودمون کور باشیم و جسارتا نبینیم. اما بخوای نخوای ما مرآتیم. ظل اللهیم. سایک حقیم. آیک اللهیم. آیک حقیم. شأن حقیم. از تشؤنات حقیم. یکی از شؤون حق ان خلائق. اسم الله ظهور کرده در هرت موجودات ان بسم الله الرحمن الرحیم. همه اسم اللهیم. همه مجالییم. همه ظلنیم. همه جدولی از آن بحر وجودیم به قول علامه. اگر این چنینه پس ما هم که رشحه‌ای از فیض رو گرفتیم، آن فیض چیزی جز نور نیست. نور هم که آیک است. نور هم که خود قرآنه. یکی از اسامی قرآن نوره. تنزل الملائكة والروح. به کمک روح. بله. به کمک روح اصلاً آن ملائکه میان قراب کنن روح رو. که حدیثش رو خدمتتون پیش‌تر گفته شد.

حقیقت و احوال انسان

امام صادق صلوات الله علیک در تفسیر فرات کوفی روایتش هست که فرمودند که آن روحی که تنزل الملائكة آن مادر ما فاطمه است. آن وقتی تنزل پیدا می‌کند اصلاً همه هوای کانال فیضش حضرت زهراست و به انسان‌ها می‌رسد. اکنون ما بحثمون الان چی بود؟ یک انزال دفعی داریم، یک تنزیل تدریجی. به تدریج قرآن می‌تواند تو وجود ما بیاید بنشینه. مثل این جلسات، این درس و بحث‌ها. یک وقت می‌روی حتی تو ما این هست. یک وقت می‌روی مثلاً حرم علی ابن موسی الرضا انشاالله قسمت شود بزنید برید. یک دفعه، یک دفعه یک جرقه‌ای اصطلاحاً زبان همه فهم میگیم جرقه. علمیش یک بارقه. یک بارقه‌ای در وجود ما اتفاق می‌افتد، میزنه.

این بارقه الهی میجه مثل رعد و برق. این همان می‌تواند انزال دفعی باشه. به یکباره حقیقتی در وجود شما نازل می‌شود به انزال دفعی. بعد تدریجیش می‌شود چی؟ می‌بینی یک عمر می‌شود تدریجی آن. یعنی بسط آن، شرح آن، فصل آن، جداش، سازی، شرح همان حقیقتی که توسط واسطه فیض الهی یعنی امام رئوف به من و شما رسید، می‌بینی یک عمر ما تدریجش می‌شود. آن می‌شود تنزیل تدریجی. یک آن امام رضا توج,توجهی به من و شما می‌کند، توجه عرفانی عمیق. فنظر الینا این مدبه یک ساعت می‌شینی زانو می‌زنی هه قربون صدقه‌ها میگی عین، عین، عین بنفسی انت عزيز علیا. هه ال الیک يا ابن احمد سبيل فتح الغار. قربون صدقه‌ی.

آخرش یک دعا می‌کند. تو چند تا دعا دارد اما آخرین دعا اینه. فنظر الینا. نظره رحیمه. یک نظره رحیمیک بکن نه رحمانیک. رحمانیک یعنی در همه ما قرآن هست. در آن کمون ذات ما، در سر و سر ما قرآن هست. چون ما روح داریم. روح هم که جنسش از حضرت زهراست، حقیقت قرآنه. هر کس به صعه وجودیش قرآن در وجودش هست. توجه کردید؟ این در وجود ما، در آن مکمن غیبمون، در آن بطنان وجودمون هست، در سر و سرمون هست. که به یک اکنون آن بارقه می‌آید چه کاری می‌کند؟ انگار که مثلاً موتور دلت رو روشن می‌کند، چراغا روشن می‌شود. در وجود ما ظرفیت‌سازی شده. شاکله ما این رو دارد در وجود خودش. اکنون این بعد می‌آید تبدیل می‌شود یک عمر آن قضا، آن حکم کلی، حکمی که به یک باره داده شد.

فنا و توحید افعالی

نون والقلم. نون چیست؟ قلم چیست؟ شروع می‌کنم و ما از طور همینجوری میره تا آخر. بسم الله الرحمن آن نقطه تحت با یک نقطه‌ست. نقطه. اصلا حروف از دو نقطه شروع می‌شوند. از یک نقطه شروع می‌شوند به نقطه پایانی. اکنون نسبت به اینکه سیر و دورشون به چه شکلی باشه قیافه هاشون در علم حروف و اعداد فرق می‌کند. ولی از نقطه شروع می‌شود. رمل می‌گویند رمال‌ها رمل مثلا ن نجوم، ستاره‌شناسی. این ستاره رو با آن ستاره نشون می‌رساند نسبت به اینکه چه شکلی، چه حرفی درست شد تشخیص میده. این‌ها اکنون علمه. از این نقطه به آن نقطه. اصلا از نقطه شروع می‌شود همه چی. دایره حروف از نقطه‌ست. لذا فرمود العلم نقطة کثرها الجاهلون.

علم نقطه‌ست. جهال این مدام. اکنون جهال اینجا می‌توانی بگیری تشنه‌گانه، جاهله، نمی‌دانه، می‌خواهد استیاد کنه، زیر و رو می‌کند، شخم می‌زند، علم رو کثرت پیدا می‌کند. ولی یک نقطه‌ست. اکنون بسم الله الرحمن الرحیم که همه قرآن در اونه. مگر حدیث نداریم که در باء بسم الله و آن هم در نقطه زیرش جمعه. بعد مولا فرمود انا نقطتون تحت الباء. من نقطه زیر باء. یعنی ح همه چی در امیرالمومنین جمعه. اکنون آن نقطه باز شده، نقطه باز شده شده با. باز شده شده بسم الله. باز شده شده بسم الله الرحمن. بازتر شده شده بسم الله الرحمن الرحیم. بازتر شده شده فاتحة الكتاب. بازتر شده شده کل قرآن.

کل قرآن جمعا تو یک نقطه بله. در وجود ما هم نقطه‌ای هست. آن نقطه ولایته. که قرآن درش هست. این رو می‌خواستم بگم که قبلا عرض کرده بودم. اصلا تجلی حضرت حق قرآن هست. آن ظهور اعظمش. منتها به سه شکل. یک شکلش نظام انفسي انسان کامله. که اصلا اصل قرآن، حقیقت قرآن اونه. اکنون این حقیقت قرآن، اصل قرآن که صورت انسان کامله به دو شکل منشرح شده. آن حکمه، آن قضاست، آن متنه. ب-بقیک، آن دو تا کتاب دیگر شرح او هستن. آن دو تا کتاب چی بودن بارها پیش‌تر گفته شد. ک آنانم قرآننا. منتها صورت آن قرآن حدیثین. صورت عینیش می‌شود این نظام آفاقی. تمام این نظام آفرینش. همه رو اگر جمعش کنی، همه رو جمع کنی، مندمج کنی، می‌شود همان نقطه.

پالایش لایه‌های وجود

می‌شود همان حقیقت انسان کامل. العلم نقطة. همه علمم اونجاست. إنها هنا العلم جمع. مولا به سینه ش اشاره می‌کرد علم جمع اینجاست. همه چی اینجاست. اکنون این را منشرح کن، شرحش بدهد، بسطش بدهد، قدرش، اندازشو بذی بس تفسیرش کن، بازش کن. می‌شود کل نظام آفاقی که لایتناهی هم هست، انتها ندارد. این شرح می‌شود صورت عینی قرآن. صورت کتبیش کدومه؟ همین کتابی که می‌خونیم. کتاب، کتاب قرآن. این صورت کتبی انسان کامله. پس در حقیقت این سه تا کتاب ما بیشتر از این سه تا کتاب هم نداریم. همه ما هم شأنی از شؤون انسان کامل هستیم. ملائکه هم سدنه و خدمه او هستند. اوست باز شده، شده نظام هستی.

نظام هستی رو جمع کنی تو یک نقطه می‌شود علی. صلوات الله علیک. اینکه امیر پیغمبر عزیز اسلام شب معراج رفتند به نظاره حقایق بالاتر از کشف بلکه به شهود نشستن، علم و کشف و شهود مراتب. رفتند عینا مشاهده کردند. اونجا هرچه دیدند علی دیدند و هرچه شنیدند علی شنیدند. الان می‌فهمید چرا. قل کل یعمل علی شاکلته. همه بر اساس شاکله‌ی وجودیشون عمل می‌کنندد. خدا هم مستثنی از این قاعده نیست. به قول حضرت علامه حسن زاده. او هم به شاکله‌ی خودش عمل می‌کند. همه‌ی عالم رو به شکل علی خلق کرده. به شاکله‌ی علی خلق کرده. همه‌ی عالم ظهور او هستند. او ولایت کلیک دارد. او آن عقل کله. اکنون با دقت چی دارم گفته می‌شود.

عقل کل بخواد پیاده شود، عقل کل ت مقام تدبیره، کلیک. عقل. که مردها مظهر عقل‌اند. زنا مظهر نفس‌اند. می‌تواند؟ هیچ مردی نمی‌تواند به تنهایی بچه پرورش بدهد، بچه تربیت کنه. لذا می‌گویند کار تربیت و پرورش با کیک؟ با زنه، با مادر منزله. چرا؟ چون مقام پرورش دارد. اکنون عقل وقتی می‌خواهد پیاده‌سازی شود، آن کلیک. با دقت. می‌خواهد پیاده‌سازی شود در نظام تکوین، آن کار نفس کله. حضرت زهراست. که روح اعظمه. لذا شب قدر تشریف میارن به همراه ملائکه قراب به ایشون میان و امام عصر ناظر می‌شوند. چون می‌خواهد پرورش بدهد به عال-عالم رو. بحث ما که به اونجا یک دفعه کشید داشتیم این را می‌گفتیم که تو همین جلسه می‌توانی شما آن نقطه رو، آن وجودت یک دفعه آن جرقه ای بزنه، بارده‌ای بیاید تو همین جلسه آیک‌ای از قرآن در تو جلوه کنه.

قوه خیال و آرامش درون

اکنون الان متوجه نمی‌شی چطه بارها برای من و شما این اتفاق افتاده. اگر با گناه و معصیت و کدورت و قضاوت از بین نبرده باشیمش، یک دفعه یک جلوه‌ای رخ میده در وجود. میگی نمی‌دانم چمه. اصلا از درون منقلبم. متحولم. اصلا حالم دگرگونه. یک طور دیگم نمی‌دانم چمه. چی شده؟ یک انبساط و ابتهایی به من دست داده. آن همان چیست؟ انزال دفیع به قدر سعه وجودت، وجودیک تو، حرفی، اکنون چی بگوییم؟ نسیمی، نوری، رشحی، هرتوی از قرآن در تو نازل شده به یک باره. اکنون بعد دیگر باید زرنگ باشی با تداوم در معرفت، در طهارت نفس، در تزکیک وجود که پلیس خودمون باشیم و نفسمونو کشیش بدیم. کشیک، کشیک خودمون، نفس خود، پلیس خودمون باشیم و نفس خودمون.

این را چکارش کنیم؟ بپرورانیمش و به تنزیل تدریجی تبدیلش کنیم. یعنی تدریجاً بشینیم پای قرآنی که به وجود خودمون نازل شده و ما هم به میزانی که از قرآن بهره گرفته‌ایم در سیر هبی، از اینجا بحثمون شروع شد. در سیر هبی، حب در وجود ما عشق، عشق نسبت به خدا و باری تعالی و حججش. این‌ها شکل می‌گیرد، ظهور می‌کند. می‌گوید آدما نوسان دارن. یکی کمتر، یکی بیشتر خدا رو دوست دارن. در سیر هبی همه انسان‌ها جلوه‌ای و شعنی از قرآن می‌شوند. اما همه قرآن نمی‌شوند. آن سیر محبوبی آن "فتهجد بهي نافلة الليل أثاء أيبعثك ربك مقاما محمودا" دیگر همه حامد او می‌شوند. آن دیگر کسی‌ست که میره به سمتی که آیینه تمام‌نمای تمام اسماء و صفات الهی می‌شود.

او در سیر محبوبی عجیب چه عجیب که از شب هم شروع می‌شود. "فتهجد بهي نافلة الليل". نافله شب. از شب، از لیل شروع می‌شود. لیل کی بود؟ لیلة القدر کی بود؟ لیل فاطمه زهراست. قدر هم خداست. "إنا أنزلناه في ليلة القدر" آن فی ظرفیک است. ما همه قرآن رو در چی نازل کردیم؟ امام صادق صلوات الله علیک فرمود مر همه بزرگان همین رو تفسیر دارن امامیک برای تفسیرش که این لیله حضرت زهراست. قدر خداست. لیلة القدر می‌شود چی؟ زهرای خدا. پس همه قرآن در ظرف نوریک وجود حضرت زهرا نازل شده. شوخیک مگه؟ چهار یازده قرآن در وجود حضرت زهرا ریخته. پس ظرف نزوله. رابطه‌ش با امیرالمؤمنین چیست؟ الان متوجه شدید.

غسل خیال و تمرکز قوا

امیرالمؤمنین عقل کل نظام هستی. حضرت زهرا نفس الکل. یعنی اونچه که عقل تدبیر می‌کند، می‌خواهد مدیریت کنه برای مدد برآیک امر و آن امر رو می‌خواهد پیاده‌سازی کنه توسط روح پیاده می‌شود. یعنی حضرت زهرا مقام پیاده‌سازی هوایپ دارد. کانال فیضه. از بالا به پایین. لذا اصلاً مدارج و معارج طی نمی‌شود مگر از طریق، از کانال حضرت زهرا. اصلاً ملک به ملکوت ارتباط پیدا نمی‌کند مگر از حضرت زهرا صلوات الله علیکا. چرا ما فوق ملک شده ملکوت؟ ملکوت عالم حضرت زهراست. ما فوق آن شده جبروت که عالم امیرالمؤمنینه. ما فوق آن لاهوته که قلب عالمه و مقام پیغمبر عزیز عالم. این واسطه فیضه. یعنی حضرت زهرا رو شما ورداری اصلاً کن فیکون شود.

همه چی باید به هم بریزه. اصلاً پیاده‌سازی آن عقل کل و آن مقام لاهوتی یا قلب عالم یا به یک معنا نفس الرحمن و صادر اول، آن پیاده‌سازیش اصلاً غیرممکن می‌شود. یعنی خلقی دیگر نیست. چه خلقی؟ لذا فرمود "لولاك لما خلقت الأفلاك، لولا علی لما خلقتک، ولولا فاطمه لما خلقتکما". اگر فاطمه نبود شما دو تا رو هم خلق نمی‌کردم. نه یعنی فاطمه زهرا از آن دو بزرگوار بالاتره مقامش. این نه. یعنی اگر او نبود دیگر آن هوایپ پیاده نمیشد در عالم. اصلاً دیگر نمیشد. خلق ادامه پیدا نمی‌کرد. اصلاً محال چنین چیزی. چون خدا باید ظهور کنه. آنفاً. کان الله. یادش بخیر اولین بار که این رساله رو در دست گرفتیم همان جلسات اول این روایت رو گفتیم.

که "کان الله ولم یکن معه شیء". خدا بود در حالی که هیچ چیزی نبود. مگه می‌شود که خدا باشه و هیچی نباشه؟ مگر خدا اسم الظاهر ندارد؟ می‌شود ص-صرفاً خدا الباطن باشه؟ هو الاول والآخر والظاهر والباطن. می‌شود اسم خدا معطل بمونه؟ باید اسم الباطن ظهور کنه. باید اسم الظاهر پیاده شود. پس امام موسی بن جعفر لذا فرمود: الآن كما کان. الآن هم مثل همان موقع است. مثل که خدا بوده و هیچکس نبود. یعنی چی؟ یعنی چی الان خدا هست و هیچکس نیست؟ پس تکلیف این همه کثرات چیست؟ ملا صدرا این گره رو باز کرده تو اص-اصفاراش. در حکمت متعالیک. می‌گوید همه نمودار حقن، نمود حقن، جلوه حقن، ظهور حقن، همه حقن.

مراتب قوای عملی و راه کمال

سنریکم من آياتنا في الأفاق و في أنفسهم. ما به شما چه اندازه این آیک شیرینه، چه اندازه ما رو روی سر سفره این آیک با هم ارتزاق کردیم. ما نشان خواهیم داد به آنها آیات خودمون رو در نظام آفاقی، کتاب عینی، قرآن عینی و فی انفسهم. در کتاب جانشون، نفسشون. سناری هم من آیاتنا فی آ سناری هم آیاتنا فی فی الآفاق و فی انفسهم که چی شود؟ برای چی می‌خوایم آیات خودمون رو نشون بدیم؟ حتی یتبین لهم برای اینکه آن براشون آشکار شود. انه الحق. ضمیر مفرده. او حق. همه این آیات رو نشون بدیم که بگوییم او حق است. یعنی چی؟ یعنی این آیات جلوه او هستند. ظهور او هستند. خودشان به خودی خود نیستند.

ام-امکان نوری‌اند، فقر نوری‌اند. از حیث ارتباط خودشان با خدا، از حیث ارتباط خدا با این‌ها اضافه اشراقین. یعنی خدا شروق حق، تلألؤ حق این خلائق. اصلاً کسی وجودیتی به خودی خود ندارد. معیت قیومیک حضرت حق دائم با آنونه. اکنون کسی در مسیر آن شاکله، آن شاکله، آن قرآن، آن قرآنی که در وجودشه می‌خواهد حرکت کنه. با دقت. یک خلجان ایجاد می‌شود. این‌ها انتهای بحثه، نتیجه. یک خلجان ایجاد می‌شود. غباری می‌آید می‌نشیند تو لایک‌های وجودیش. نمی‌ذاره آن قرآنی که به نحز به نحو دفعی در وجود ما نازل شد، تدریجاً هم خودش رو نشون بدهد. یعنی پرورش پیدا کنه، ظهور کنه در ما. می‌بینیم که اصلاً قحط پیدا کرده، بسته شده، راه بسته شده، فهمم کور شد.

نمی‌فهمم، نمی‌چشم، نمی‌رسم، نمی‌بینم، نمی‌فهمم. چه کنم؟ این ما چیست؟ از بیرونه. آلودگی از بیرونه. از مشعه مادونه. بالا آلودگی ندارد. از همین جا حادث شده. از لایک‌های پایینی که ما بحث اینجا که به اینجا که رسید گفتیم دیگر این لایک‌های پایینی شروع می‌کند تدریج، اصرار بر عمل. هی نگارش رو رها می‌کند، زبانش رو رها می‌کند، دلش رو رها می‌کند، گوشش رو رها می‌کند، خوردنی‌هاشو رها هرچی می‌شوندوه هرزه خوار می‌شود، هرزه گو می‌شود، هرزه بین می‌شود تا، تا این آلودگی خدایی نکرده اصرار، اصرار، اصرار میره تا لایک‌های وجودش رو که با غبار و پر از غبار و آلودگی می‌کند، میره تا مرحله روحش، روحش رو مکدر می‌کند.

شریعت و تهذیب ظاهر

دیگر این خیلی خطرناکه. کسی که دیگر روحش آلوده شد، روحش به میزانی که روحش آلوده شده، به همان میزان از حقیقت دور شده و خودش رو از سفره حقایق منع کرده. مثل کسی که بولیموس گرفته، مشکل هاضمه پیدا کرده، احساس گرسنگی اصلاً ندارد، معدش خالی خالیک. احساس گرسنگی ندارد. این مریضه دیگر. مریض شده. افلا یتدبرون القرآن ام علا قلوب اقفالها. چرا تدبر نمی‌کنند این‌ها تو قرآن؟ قرآن می‌گوید می‌دونید چرا؟ چون علا ام علا قلوب اقفالها. چون قلبشون قفل شده، قفل. قفل شده به سوی حقایق. این خیلی مرحله خطرناکیک. قبل از اینکه قفل شود قلب و قبل از اینکه روح انسان کلاً چنان آلوده شود که ختمت الله علی قلوبهم و اعصم و این اتفاق بیفتد، یعنی خط کار تموم شود، انسان باید به داد خودش برسه.

باید خودش رو به روز کنه. خودش رو به روز کنه، برگرده به کارخانه اصلی، آن شاکله‌ش رو پیدا کنه. اگر شاکله با گناه، اصرار بر گناه پیش برود می‌شود چی؟ جبلی که قبلاً پیش‌تر گفته شد. و لقد اول منکم جبلاً کثیرا. شیطان آدم‌ها رو با جبلی‌شون گمراه می‌کند اکثراً. جبلی یعنی فطرت ثانویک. یعنی آن فطرت الهی‌ش رو آن‌قدر آلوده کرد دیگر فطرتش شد عوض شده اصلاً. یک فطرت ثانویک پیدا کرد. اصلاً برعکس می‌شود. از حرام لذت می‌برد، از دروغ لذت می‌برد، کیف می‌کند حرام انجام بدهد. در صورتی می‌گوید اگر لذت ترک لذت بدانی دگر لذت نفس لذذ ندانی. این نچشیده فکر می‌کند لذت همانه. آنی هم هست براش.

بعدش بدبختی و پریشانی و اضطراب و درد و این‌ها وجودش رو می‌گیرد. اما اگر لذت ترک لذت کسی بچشه درد نیست توش. یکپارچه انبساط و ابتهاج. اکنون اگر کسی خدایی نکرده خودش رو تربیت نکرد، خودش رو نسپرد به آن نفس کلیک، نسپرد به عقل کلیک عالم، نسپرد به حضرت زهرا، نسپرد به امر المومنین، دیگر تمامه دیگر. دیگر اصلاً راهی برای نجاتش نیست. باید زود به داد خودش برسه. زود به داد خودش برسه یعنی به روز شود دیگر. برگرده به کارخانه. کارخانه چی بود؟ از آن لایک بالا بخوای حساب کنی نفس الرحمن، نفس الهی پیغمبر بود. عقل مقام پیاده مقام تدبیر بود. و المدبرات امرا و ما امرنا الا واحدة.

ملکات نفس و صورت برزخی

یک حقیقت کلیک و آن حقیقت کلی وقتی میخواد در مقام پیاده‌سازی قرار بگیره به صورت حضرت صدیقه طاهره می‌آید. "یسئلونك عن الروح قل الروح من امر ربی و لا تفختیکم الروح". این روح "تنزل الملائكة والروح" جنسش جنس حضرت زهرا صلوات الله علیک است. که همش یعنی همه روح پیش حضرت زهراست. می‌گوید زندگیم روح ندارد. دلم روح ندارد. اصلاً خودم بی روحم. این را زیاد از همدیگر شنیدیم. چرا این بی روحی یعنی چی؟ روحیک ندارم. یعنی از حضرت زهرا فاصله گرفتم. پس راهش ما تو این سه جلسه همش اثبات این را کردیم. با استفاده از متن رساله سیر الصول که حضرت سید بحر العلوم از به اینجا رسیدیم که برای اجد که فاطمیک بودیم استفاده رو بهره رو بردیم.

برای اینکه سریع برگشت کنیم به کارخانه و که قدیمگی از بین برود، دو مرتبه تحت پرورش قرار بگیریم و هی رشد کنیم، ارتقای وجودی پیدا کنیم و در سیر استکمالی مون جا نمونیم از اولیای خدا "فاسبقوا الخيرات" باید لاجرم اصلاً چاره ای نیست. اصلاً نیست دیگر غیر از این وسیله وسی واسطه فیضی. به حضرت زهرا صلوات الله علیکا توسل کنیم، توجه کنیم، تمسک ببندیم. اللهم انی اسالک و اتوجه الیک. توجه کنیم. نه همین‌گونه لق لق زبان یا زهرا بگوییم و سینه بزنیم نه توجه کنیم. متوجه باشیم کجا آمدیم. کسی که حواسش هست و متوجهه آدابش هم رعایت میکنه. با طهارت می‌آید. حواسش جمعه. کجا نشسته؟ اینجا دیگر گناه نمیکنه و و و.

برگشت به حضرت زهرا. بعد میبینید که عجب چه اندازه این مقام شامخ بلکه اشمخه که امام عصر هم می‌گوید الگوی من مادرم فاطمه است. و شب قدر حضرت زهرا که اگر روحه به اتفاق ملائکه‌ای که او رو غرق کردند به کی نازل می‌شوند؟ به امام عصر ما. واسطه فیض امام عصر اینجا چی می‌شود؟ آن روح کلی. او کیست؟ مادرشون. لذا فرمود شما گرفتار میشید به مادر. به ما توسل میکنید. ما که گرفتار می‌شویم به حضرت زهرا به مادرمون. یعنی آن نفس کل. خیلی مقام بالاست. یعنی هرچی من بگم باز باید برم دهانم رو بشویم که غلط کردم و غلط گفتم. هرچی میگی انگار از آن حقو حقیقت دور میشی. آن‌قدر مقام بالاست. اکنون شما وقتی قصه رو این‌گونه نگاه میکنی که روح مقام خانمه.

حقیقت و احوال انسان

اینجا یک جمله سید آورده میفرماید که وقتی به حکمت میرسی که احاطه کلی есть به قدر استعداد، یعنی نسبت به سه وجودی ح ح قرآن به تو نازل می‌شود که بحثش گذشت. نتیجه این احاطه چی می‌شود؟ اطلاع بر ماضی و مستقبل. تصرف در ماده کائنات. اینه که میرزا جواد ملکی تبریزی میبینه مار دارد میره تو حجره سمت تل طلاب می‌گوید مت به اذن الله ماره میمیره. یعنی تصرف در ماده کائنات یعنی این. بعد بر ماضی و مستقبل اطلاع پیدا میکنه. چرا؟ چون همه علم جمعاً مندمجند در روح. عقل مقام تفکر، تجمع. اما روح مافوق عقل، تصرف دارد. در حقیقت عقل، این عقل مادون رو داریم میگیم فعلاً. این عقل مادون که در ماست.

این یک رشه ایک، یک مقامی از روحه. همان‌گونه که روح مقامی از سره. هرچه که علم ما استیعد میکنیم در روح ماست، در روح ما خودش رو نشون میده. همه علم در روحه. وقتی یکی خیلی عالمه روح بزرگی دارد. اگر کسی روحش بزرگ شد به میزان بزرگی روحش به علم دسترسی پیدا میکنه. این علم میتونه علم ماضی باشه، گذشته، مستقبل باشه، آینده. بعد میبینید احاطه چنان کلیک می‌شود برا پیغمبر عزیز عالم که چنان از حضرت نوح به قول حضرت علامه در شرح مثنوی معنوی مرحوم ابن فناری در جلسه هشتاد و سه و هشتاد و چهارشون میفرمایند آن‌قدر بزرگ می‌شود که دیگر چنان از حضرت نوح از گذشتگان می‌گوید انگار خود پیغمبر سوار کشتی نوح بوده، دیده ماجرا رو لمس کرده، چشیده بعدا برای ما تعریف میکنه و چنان از آیندگان می‌گوید.

میره به معراج جهنم و بهشت و اونهایی که اونجان همه رو میبینه و از آیندگان می‌گوید که اصلاً حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیکا چگونه آن کتاب صحیفه فاطمیک رو نوشت؟ مگه علم قبل و الان و بعد و و آن چیزی هم که اگر اتفاق میافتاد که نمی‌افتد، آن دیگر خیلی عجیبه بماند. این از کجا آمد؟ مقام، مقام روحیک است. مقام روحیک یک خانمه. اکنون خودش یک بحث مبسوطی دارد. خیلی عجیبه. بعد آن کتاب دست امام عصر ماست. تمام علوم درشه. چرا این همه علوم آن توئه؟ به قلم کی نوشت؟ امیرالمؤمنین. کی ایجاد کرد؟ املا کرد؟ حضرت زهرا. حضرت زهرا کیک؟ روح کلیک. یعنی اصلاً علم هر کجا که روح هست علم اونجاست.

فنا و توحید افعالی

لذا همه فرزندان حضرت زهرا همینجوری عالمن. زینب‌شم عالمه‌ست. عالمه غیر معلمه. معلم نبشته پس چی میخواد؟ فهمه غیر مفهمه. چون نسب گرفتند از آن روح کلی. سادات اگر بدونن چه وجودی تو وجود این نسبشون از به چه کسی رفته ها. سادات. البته ما هم سبباً به حضرت زهرا به واسطه شیعی‌مون چون ام ابیکا که باشه که واقعاً ام ابیکاست دیگر مادر پدر. پیغمبر هم که "یا علی ان و انت ابا حاضر" آن هم که پدر ماست پس حضرت زهرا مادر ما. این می‌شود نسب سببی‌ش. باز هم جای شکر که الان اینجا نشستییم. اما هرچه که بود عزیزان دیگر تموم شد و متاسفانه امشب باید بریم کمک دلا.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.