ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 028

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایکا نعبد و ایکا نستعین. الحمد لله علی کل نعمته و اسال الله من فضله. اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شيعته و المستشهدین بین یده. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک يا داعي الله و رباني آياته. در این شب پر از حزن و اندوه شب شهادت عصمت کبرا. و حجة الله علی الحجج. از امام زمان ون خواهش می کنیم که ما رو جزو عزادارای خوب و با معرفت مادرشون رقم بزنن و در این راستا ما رو کمک کنن. فصل معرفت اجمالی از کتاب سیر و سلوک سید بحر العلوم. فرمودندد که پس از جمله مراتب عالیک

عالیک این عالم مراتب عالیک این عالم مظهریت انوار الهیک است. مظهریت انوار الهیک که هلاک و بوار را به نص قرآن در آن راه نیست. منظور نور هر اسمه. دیروز خدمتون که هر اسمی حقیقتا و حقیقت هر اسمی نور دارد. اینکه می فرماید الله نور السماوات والارض آسمان و زمین هم مگه نور دارند؟ اگر نور دارند چرا شب تاریکه؟ این نور حقیقت نوریک وجودی آن است. اصلا اینکه از حیث اینکه وجود دارند و موجود شدن از نور الهی بهره گرفتند که موجود شدن. منتها در نشئه طبیعت اینجا به یک معناش سایک نشئات بالا است. اینجا می‌شود گفت مثل بدن ما که تفاله وجود ماست. انزل مراتب نورش خیلی ضعیفه. هرچه از وحدت فاصله می گیریم هرچه از وحدت توحید محضه از آن ذات غیب غیوب فاصله می گیریم اصلا قدرت ما جمعه يد الله مع الجماعه. قدرت ما محل تجمعه.

محل تجمع هم الهیت نظامه. از ذات غیب الغیوب منتشره که می‌شود اولین ظهور می‌شود الهیت. بعد از صادر اول که ظل ممدود هست سایک کشیده شده است. بعد می‌شود الهیت که مرتبه قلب نظام هستی است. قلب شروع کثرات و خلقت. آنجا هرچی که می‌رود پایین نور ضعیف می‌شود نور ضعیف می‌شود ولی نور هست. منظور از این نوری که اینجا فرموده مظهریت انوار الهیک بالاترین مراتبن. مظهریت انوار الهیک الهیک از الله اسم جامع یعنی همه اسماء در او هستند و انوار الهیک یعنی هر اسمی یک نوری دارد. در همین طور که قبلاً همه موجودات بهرت الموجودات عن بسم الله الرحمن الرحیم. پس همه خلائق بسم الله ان اسم الله ان همین که اسم الله ان نور دارند. بله زمین و زمان هم چون اسم الله ان نور دارند و البته اگر پرده برداشته بشود پرده ای که جلوی چشم باطن ماست برداشته بشود

آسمان و زمین رو مملو از نور می بینیم. کلا تمام کلمات وجودی نظام هستی رو مملو از نور می بینیم. اصلا جلوه اسماء با نوره. شدت ظهور اسماء با نوره. یکی از اسامی خاص الخاص حضرت حقه. نور الله نور السماوات بلا فاصله بعد الله هم آمده حالا چون فاطمیک هست و به هر حال ما هم بحثمون [سرفه] لای‌روبی لایک‌های وجود هست و خصوصاً لایک‌روبی روح رو برطرف کردند آن غبارها از محیط روح رو دیروز سخن گفتیم. [سرفه] که آن نور محض تجلی محض نور یعنی بعد از صادر اول که نفس الرحمن و نفس الهی‌ست مثل نفس ما که می‌زنیم و صادر ماست خلق ما نیست تا آن کلمات خلق بشوند از زبان ما بیرون بیان. با وسیله نفس اولین وجود ذیل ذات غیب غیوبی نفس الرحمن بود که مرتبت نبی اکرمه. نفس الرحمن رب منشوره هرچه از حضرت حق فیض می‌رسد از آنجا می‌رسد.

بعد از آن می‌شود عقل کل که امیرالمؤمنینه. فرمود که وقتی در سجاده می‌نشست ملائکه او رو به شدت درخشنده می‌دیدند. مثل ما که ستاره‌ها رو چگونه درخشان می‌بینیم و این درخشندگی اصلا از زهرا یعنی همان زهره زهرا دیگر نور که اتفاقاً اصلاً طریق صراط راه تا نور نباشه که دیده نمی‌شود. اصلاً دقت چی دارم. تا نور نباشد چیزی دیده نمی‌شود. چه در نشئه طبیعت انزل مراتب با چشم بصر چه مراتب عالیک که آنجام با چشم باطن بخوای ببینی نور سبب دیدن است. ربط این مبحث با فاطمه زهرا. با یک زیرکی داریم به جهت ایام فاطمیک که ربطش با روح هم که دیروز کلید واژه‌ش رو زدیم. که آن روح اعظمی که تنزل الملائک و الروح شب قدر همراه همه ملائکه نازل می‌شود بر امام عصر. حضرت در گوشه به صحابه خاصش فرمودندد که آن روح مادر ما فاطمه است.

روح اصلاً شب قدر چرا حالت عوض می‌شود؟ اصلاً انگار که انسان به اصل خودش برگرده. چون روح که حضرت زهراست نازل می‌شود بر امام عصر با همه ملائکه. یعنی همه ملائکه غرق می‌کنندد فاطمه زهرا رو. خانم تشریف میارن بر اساس «هو الله الخالق البارئ المصور له الاسماء الحسنی»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است. آخرین آیک سوره حشر. اینجا بر اساس اندازه قدر و سر القدر هر کسی اندازه‌ش رو مشخص می‌کند. اندازه‌ش رو مشخص می‌کند که ببرن و بدوزنش بشود خلق. «هو الله الخالق البارئ المصور»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است. صورت بگیره. «هو الذي یصورکم في الارحام کیف یشاء»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است. صورت‌گری در رحم‌ها که صورت می‌گیرد اتفاق می‌افتد. دیگر این بحث‌ها گذشته بین ما. آن برش رو بر اساس الگوی لیلة القدر فاطمه صورت می‌گیرد. یعنی اندازه هر کسی به میزانی مشخص می‌شود که از زهرای مرضیک بهره برده. شما چه اندازه‌ای داری؟

چه رتبه‌ای داری در عالم؟ چه میزان از حضرت زهرا برده بهره بردی؟ آن آقا چقدر دوره از خدا چقدر از چشم خدا افتاده چقدر تو وادی دشمنی خدا بوده به همان مقدار و میزانی که از زهرای مرضیک بی‌بهره‌ست. "ونفخت فیک روحی" ما در وجود خودم ران هر کدوم یک رشه‌ای از جنس فاطمه زهرا وجود نوریک ایشون رو داریم که می‌توانیم ارتباط با عالم قدس بگیریم. می‌توانیم در جلسات فاطمیک ارتباط برقرار کنیم. این‌ها دیگر محرزه دیگر. چون او ظرف نور است و ما همین که موجود شدیم برای موجودیتمون شدت نوری نیاز داریم. اگر عالم رو تاریک تاریک فرض کنیم هر کسی موجودیتش به شدت نوریش مشخص می‌شود. یکی مثل یک مثلاً شمعی یا نوری ازش ننمی‌دانم کم سو همینطوری تلألو می‌کند. چرا حتی در انزل مراتب هم نور هست؟ به جهت اینکه موجوده وجود دارد و اسمی درش پیاده شده.

اسم الله هم همه دیگر و آن اسم حضورش موجودیتش به نور بستگی دارد. اصلاً راه رو شما نمی‌توانید. همه "و ان الیک راجعون" همه به سمت حضرت حق در جریانیم داریم رجعت می‌کنیم. این راه جز با نور نمی‌شود دید. آن آیک صد و پنجاه و سه انعام که فرمود "إن هذا صراطي مستقيما" قطعاً این صراط مستقیم منه. "فاتبعوه ولا تتبعوا السبل فتفرق بكم". آن راه‌های متفرق رو نرید که شما رو راه‌هایی که سبلی که شما رو متفرق می‌کند شما رو از هم دور می‌کند. الان که تفرق و ضعف جد-جدایی مال کجا است؟ هرچه دور از وحدت بشوی هرچه دور از آن نور محض بشوی لیله چرا نیمه شب انسان رو متمرکز می‌کند قدرت انسان رو بالا می‌برود. آدم‌هایی که نیمه شب دارن سحر دارن نماز شب می-دارن آدمای قدرت مندی‌ان. چون می‌فرماید که «إن ناشئة الليل هي أشد وطء وأقوم قيلا»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است..

مراتب کمال و مقام شهود

حدت وحدت تع-تأکد بر وحدته. تأکید می‌کند شب دل سحر بر وحدت. همه مردم غافل خواب. چون به توحید نزدیک‌تر و از آن سبل متفرقه دورتر. اصلاً نمی‌شود انسان اجتماعی رو مجتمع کنه جماعتی رو بر سر سفره‌ای جمع کنه مگر با سحرخیزی مگر با آن وحدت و آن عرض شود قدرتی که و نوری که از دل سحر و دل لیل می‌گیرد. آنجا که می‌فرماید «في الليل فتهجد به نافلة نا-نا- نافلة الليل فتهجد به نافلة الليل فعسى أن يبسك ربك مقاما محمودا»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است. که دیروز تو یازهره شرق و اگر عربی آیک رو اشتباه قرائت نکرده باشم آنجا توضیح دادیم. «فتهجد به نافلة الليل عسى أن يبسك ربك مقاما محمودا»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است.. آن مقام محمود از دل شب بیرون می‌آید که مقام صدیقه طاهره است. ظاهراً تاریکه اما انسان رو با آن "صراطي مستقيما فاتبعوه" چون نور شدیده راه رو نشونت میده. یعنی دل سحر راه رو می‌بینی.

می‌توانی بری و از سبل متفرقه دور شی. لذا بیشتر می‌تواند اجتماع ایجاد کنه. چرا حضرت امام علیک الرحمه تونستن این همه مردم متفرق رو فرقه‌های مختلف رو جمع کنن سر سفره وحدت کلمه. انقلاب و خودشانم فرمودند انقلاب ما انفجار نور بود. انفجار زهرایی بود. نور زهرایی تلألو کرد در جان مردم. چرا امام تونست دیگری نتوانست؟ آن برداشت‌ها و تلقیات و الهامات و این‌هایی که از دل سحر داشت. چرا قاسم سلیمانی جلوی دشمنان ما این همه صفوف درهم فشرده دشمن توان استقامت پیدا کرد و تونست بینیشون رو به خاک بمالونه؟ چون خودشان به یکی از دوستان نزدیکشون فرموده بودند که سی و سه سال نماز شبش ترک نشده بود. آن نیز نماز شب به به سیره پیامبر عزیز عالم. که مثلاً پیغمبر اول شب که می‌خوابید دیگر نیمه شب که می‌رسید پا می‌شد.

مثلاً یازده و نیم نیمه شب باشه چون پا می‌شد دو رکعت نماز می‌خواند دو مرتبه می‌خوابید. البته خواب پیغمبر که دیگر خواب مثل ما نیست که. آنجا قلب حضرت بیداره. چشم ظاهریشون بسته است اما قلبشون بیداره. مثل ما نیست که می‌خوابیم بی‌ر از همه جا. بعد دو مرتبه پا می‌شد دو رکعت دیگر. با حالا آن حالات خاص و آن اذکار خاص و آن رکوع و سجود طویل و که عایشه می‌گوید دیدم آن‌قدر در سجده می‌موند که من نگران حالشون می‌شدم. و یک شب سؤال کردم که آخه شما پیغمبر خدایی چرا آن‌قدر سجده چرا آن‌قدر گریک می‌کنی؟ چرا آن‌قدر سحر شما خودت رو اذیت می‌کنی؟ حالا ما سحرمون برای چیک فوقش تند و تن یک ربع نماز شب بخونیم که جا نمونیم که از فیض جا نمونیم. که مثلاً نور بگیریم و همش دو دو تا چهار تا معامله در حال معامله با یک چیز از خدا بگیریم.

می‌گوید فرمود که به همسرش گفت چگونه من این کار رو نکنم؟ که چگونه من عبد شکور خدا نباشم؟ یعنی آن شکور مبالغه است. چون قرآن فرمود «وقليل من عبادي الشکور»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است.. بندگان من که خیلی شکرگزار باشند قلیل‌اند پیغمبر به همسرش می‌گوید چرا من عبد شکور نباشم؟ یعنی اصلا بحثش این نیست که بخواد دل شب‌هاش رو گدایی بکند که حاجت بگیره که مرسوم بین ما نماز می‌خونی برای چی؟ می‌خواهد شکور باشه به شدت. هرچه هست از حضرت حق وجود خود منم عین فقره. أنتم الفقراء إلى الله یعنی چی؟ والله هو الغنی الحمید. الله اکبر از این آیک. که ما از حیث خودم ران که نگاه کنیم فقر نوریک به قول ملاصدرا امکان نوری و فقر نوریک. ما فقیر محضیم به سوی نور. یعنی فقر ما به سوی نوره. ما باید متوجه یعنی رومونو بکنیم به خورشید تا نور بگیریم. پشتمون رو بکنیم سایک میفته.

ولی نه رو به خورشید کن نور بگیر. ما فقیریم به سوی او. از حیث ما فقر نوری. از سمت حضرت حق چی؟ یعنی رابطه ما با حضرت حق فقر نوری رابطه خدا با ما چی؟ فرمودند اضافه اشراقیک. یعنی اشراقات حقه که هرچه که هست موجوده یکیشم شما. خدا دارد آنفآن تجلی می‌کند ظهور می‌کند که من و شما هستیم. آن هو آنفآن در حال تجلی و ظهور جدیده که تو هستی. الان بود شما یمیت و رفت. اینکه فرمودند در آن دعای شریف که خدآند ما را از کتم عدم آفرید. نمی‌شود عدم موجود بشود که معدوم موجود بشود. منظور طور وجودی ماست. الان طور وجودی که الان داری چون حالا اگر بخواد برود دیگر برنگرده که اصلاً اعدام ایجاد می‌شود. خدا تجلی جدید می‌کند. آن تجلی قبلیش رفت. ظهور جدید می‌شود یحیی. یخرج الحي من المیت. آنفآن این دارد اتفاق میفته.

مثل اینکه این چراغ رو شما نگاه کنید ظاهراً اصلاً قطع و وصلی شما در این چراغ مشاهده می‌کنید؟ در پرتو نوری این لامپی که نگاه بکنید هیچ قطع و وصلی رفت و برگشتی می‌بینید؟ اما به سرعت در کسری از ثانیک این الکترون‌ها در این عذر شود سیم برق و خود این لامپ در حال رفت و برگشتن به شدت در حرکتن. آن‌قدر سرعت بالاست ما متوجه این نوسانات نمی‌شیم. برق که ضعیف و قوی می‌شود دیدی یکو چراغ نورش کم و زیاد می‌شود یک دفعه. این آن‌قدر به شدت دارد این رفت و برگشت الکترون صورت می‌گیرد شما متواتر می‌بینی یکپارچه می‌بینی نور رو. مثلا آن عکسی که روی رودخونه افتاده می‌روی کنار رودخونه می‌ایستی با سرعت آب دارد می‌رود. شما عکس خودت رو روی رودخونه ثابت می‌بینی. اما به سرعت این آب در حرکته.

این چنینه این حرکت موجودات از بالا حرکت ایجادیک از پایین حرکت وجودیک. همه در حال شدت وجودن. یعنی اشتداد وجودین. اشتداد وجودی یعنی اخذ فیض از حضرت حق آنفآن. اخذ فیض یعنی اخذ نور از آن نور مطلق. حالا واسطه این نور این همه حرف زدم که این را بگما. واسطه این نور چیک؟ الله نور السماوات والأرض. و او واسطه فیض فقط من و شما هم نیست‌ها. واسطه فیض کل موجوداته. واسطه فیض حتی امامان معصومه. چه ره در عالم و چه ره در این جلسات که به نام فاطمه زهرا سلام الله عليها به پا می‌شود و چه منتی خدا سر ماها گذاشته که سر این سفره بنشینیم. این همه آدم وقت تعطیلات که می‌شود راه میفتن می‌روند دنبال عشق و حال و خوش گذرونیشون و این ور و آن ور و در غفلت و چند میلیارد آدم الان تو غفلتن چی شده که من و شما رو آوردن؟

آدم یک بار بشینه اشک بریزه بر این. یعنی اشک شوق بریزه بر این دعوت که الان میشد اصلاً من نباشم. الان میشد من نه اینکه باشم و در غفلت باشم اصلاً زیر خاک باشم. از زهراست همه نور پیش از زهرایست. لذا تنزل الملائکه والروح. آن روح که حضرت زهرا شب قدر نازل می‌شود. این حرفا هر جایی نیست. این حرفا رو امام صادق به شاگردان خاصش گفتند. بعد از یک عمر که ما ازمون گذشته باید این حرفا رو بشوندویم یا نه؟ یا آن مسئله ام ابی‌هایی که. هر شبی یک مقام رو آن مقام نفس کلیک الهیک رو برید بخونید واقعاً ننمی‌دانم چه حالتی پیدا کنید. شاید بیابون گرد بشید که من صبح همین جمعه در مسجد هدایت تهران به یک مشت آدم‌های قدیمی جبهه و جنگ و مثلاً پا به سن این موضوع رو پیاده کردم از همین کتابی که الان پیشمه فس فاطمی از استاد.

غیرمحصور بودن راه کمال

یک آقایی بعد از مجلس جلوی ما رو گرفت گفت من چهل سال گم شدم بود. این حرف که شما زدید که دیروز هم خدمتتون چون نفس کل مقام پرورش همه خلائق تحت پرورش او هستند. وقتی حضرت صدیقه طاهره می‌شود وجه اتم آن نفس کل پس می‌شود مادر پدرش حتی. حالا این جای بحث دارد‌ها. دوست داشتید یک روزی یک جلسه‌ای همین جا این رو باز می‌کنیم. پس از بحث خارج نشیم. یک جمله برای شما خواندم. یک کلمه‌ش رو باز کردم. دوباره جمله رو بخونم. پس جمله سید بحر العلوم باید همینقدر در و مایک داشته باشه. از جمله مراتب عالیک این عالم مظهریت انوار الهیک است. رو این انوار ما توقف کردیم تا الان. داریم فقط در رابطه با همین کلمه انوار الهیک سخن می‌گیم که همه کلمات وجودی نظام هستی در خودشان نور رو دارن. که هرچه این نور بیشتر چون نزدیک‌تره به مقام وحدت جمع الجمعی.

اصلاً اراده من و شما از کجا است؟ ما از شما می‌پرسیم از کجا اراده می‌کنیم؟ چی اراده اصلاً در وجود ما منبع اراده کجا است؟ آنجا می‌گوید تنزل الملائکه والروح. قل الروح من امر ربی. خود امر که وما امرنا الا واحدة. امر ما چیزی نیست جز یک حقیقت یک حقیقت کلی. یک منبع نوری‌ست که در ذات غیب الغول غیوبی اراده فیض کرده. همه دوره‌ها حتی احسان به شما. اصلاً از اول خلقت. که هرچی رنگ و بوی خلق به خودش گرفته. ما چقدر وجود امکانی داریم چقدر خلائق داریم که ما ازش بی‌ریم. این الان مثلاً قطر کره خورشید بیش از هزار برابر قطر زمینه. قطر کره خورشید بیش از هزار برابر قطر کره زمینه. حالا بعد چقدر سیاره‌ها هستن. حالا عرض شود خدمتتون که چندین هزار برابر مثلاً خورشیدن. یک سیاره رو کشف کرده‌ن چند میلیون برابر خورشید. اصلاً نمی‌شود تصورش کرد.

همینطوری برو الی ما شاء الله انتها ندارد که. وقتی حق بی‌انتهاست جلوه‌ش هم انتها ندارد. فکشفنا عنک غطاءک فبصرک اليوم حدید. که لحظه مرگ رخ می‌دهد. وقتی پرده بیفتد چشماتون تیز می‌شود. حالا ما سریع ذهنمون متبادر می‌شود به گناه. که یا حسرتا على ما فرطت في جنب الله. آن کوتاهی‌هایی که پیرامون حضرت حق داشتیم و حجت حق و کتاب حق و راه حق. که نه هذا صراطی مستقیما. از این راه مستقیم رفت. یک وجهش تلالو نوری یک عالمه. وقتی وجود مقدس حضرت وقتی متوجه می‌شی اصلاً ربط بین تک تک موجودات و خلائق رو با آن آل الله. بعد می‌بینی تو هر روز پای مکتب و درس این خاندان بودی توجه به این مقامات نداشتی. چرا فرمود المعرفة بدر المشاهده. معرفت بذر مشاهده‌ست. اگر بخوای به شهود برسی هر چقدر معرفت ما بالاتر آن تیزی چشممون دم مرگ کمتر.

چون حقایق رو قبلاً استیاد کردیم دیگر. الان متوجه می‌شیم چرا فرمود لکشف الغطاء ندت و یقینا. لم ازددت في يقينًا. قطعاً به یقین من اضافه نمی‌شود. آنجا می‌گوید فكشفنا ان كشفاء اكب. اگر قطعه بیفتد از جلو چشم شما تو قرآن می فرماید. چشمتون تیز می‌شود. پس چرا امیرالمؤمنین می فرماید اگر پرده بیفتد لو كشف الغطاء این پرده بیفتد لم ازددت في يقينًا. هیچ يقيني به من اضافه نمی‌شود. چرا آنجا قرآن می فرماید چشم همه تیز می‌شود. چرا چشم علی وقتی که پرده بیفتد تیز نمی‌شود؟ به سیر بحث بریم جلو گفتیم المعرفة بذر المشاهدة. معرفت دانه و بذر و تخم چیک؟ آن‌قدر معرفتش بالاست. همه علم پیششه دیگر. آن نیز علم شهودی نه علم فکری. علم حصولی نه که من چهار تا کتاب بخونم پز این کتابامو بدم. این که چهار تا اصطلاحات و مفهومه.

یعنی حقیقت حضرت زهرا رو ببینه نه که بشینه مثل من کتاب در آغوش. البته راهش اینه‌ها. نه که بگوییم این را بذاریم کنار. از همین جا شروع می‌شود. کتابو که نباید تعطیل کرد. درس و بحث رو نباید تعطیل کرد. منبر رو نباید تعطیل کرد. اتفاقاً علامه بارها خدمتتون از این سیر می‌گوید این فکر تا تو ورزش فکری نکنی رد نمیدن به عالم قدس و مشاهده. منتها باید اهل استقامت بود تا به آنجا رسید. آلودگی‌های روح الان با این همه بحثی که کردیم آلودگی یعنی تاریکی. آلودگی روح یعنی تاریکی. اینکه روح نمی‌تواند احکامش رو در بدن پیاده کنه ما رو از رختخواب بکند برای نماز شب اصلیت روح که و نفخت فيهم روحي. او از روح اعظم کشیده شده. ما در وجود خودم ران یک موهبتی خدا قرار داده از جنس حضرت زهرا که آن نیز روح ماست. یک فضای مغبری دورش رو احاطه می‌کند.

ارتباط روح به حداقل ممکن میرسه با مراتب مادون. دیروز دو مرتبه امروز داریم تکرار میکنیم. چون خیلی بحث مهمه. ارتباط با منبع نوره. آن تاریکی رو برطرف می‌کند. کجا نور بیشتر از وجود مقدس حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیکا. لذا فرمودندد که برای طهارت نفس رسیدن به بی گناهی و پاک شدن از آلودگی‌ها کدورت‌ها و تاریکی‌ها حضرت زهرا. اصلاً گریک بر حضرت زهرا فرق می‌کند جنسش با گریک بر دیگران. مثلاً بر امام حسین. اصلاً گریک بر حضرت زهرا صلوات الله علیکا انسان انگار که مثلاً جبران مافات که چه عرض کنم دقیقاً تو رو به روزرسانی می‌کند. برمی‌گردونه به کارخونه اصلیت. این‌ها حیثیتشه که داریم میگیم دیگر. آن‌قدر که این‌ها مهمه توسل به حضرت زهرا که آل الله متوسل می‌شوند. این بحث تعارف که نیست که.

امام زمان ما الان متوسل به مادرش حضرت زهراست. ببین مقام چقدر بالاست. و خوشا به حال کسی که با او این نیز که در قیامت می‌گویند چشاتونو بندازید حضرت زهرا دارد می‌آید آنجا بحث محرم و نامحرم نیست. من خودم به این خیلی فکر میکردم که اگر آنجا دیگر بحث محرم مرتبه بدنه مال این دنیاست. آنجا که دیگر محرم آنجا همه‌چی مجرده چگونه است که می‌گویند چشاتونو بندازید. من خودم به این رسیده بودم جراتم نمی‌کردم بگم. درو زدیم به دریا و تو مسجد بلال چند ماه پیش گفتیم. گفتیم وا نظر من اینه که اگر نگاه کنی کور میشی. چون شدت نور حضرت زهرا صلوات الله علیکا دارد جلوه گر می‌کند. محرم و نامحرم نیست اصلاً. اصلاً امکان دیدنش نیست. مثل اینکه تو خورشیدو مستقیم زر بزنی چشات کور می‌شود.

بعد دیدم که یکی از اساتید بزرگ الحمدالله عرفان و حکمت همین اخیراً از خودشان شنیدم همین رو و همانجا سجده شکر کردم که الحمدالله ما هم پس درست فهمیدیم. اینکه امیرالمؤمنین صلوات الله علیک حالا برگردیم به بحث. می فرمود لو كشف الغطاء مزدت في يقينًا. اگر پرده بیفتد هیچ يقيني به من اضافه نمی‌شود. آقا ما تو محل خودم ران گاهی اوقات فکر می‌کردم مثلاً بعد ده سال بیست سال رفت و آمد یک دفعه یک جا رو برای اولین بار دیدم. مثلاً یک تابلویی رو بیست سال تو محلمون سی سال تردد داشتم یک چیزی رو ندیده بودم. الان به معرفت من اضافه شد نسبت به آنجا این آقا چگونه بین ملک و ملکوت در تردده که هیچ يقيني به او اضافه نمی‌شود. اصلاً باید ملکوت عین ملک در برابر نگاه او باشه. اصلاً خودش شده باشه ملکوت. خودش ملکوت شده باشه.

معنای اهل‌بیت و اهلیت

چه خانواده‌ای و چه خاندانی رو با آنون مرتبطیم و بی‌ریم. به واقع ما هرچی که هستیم دلم و هرچی که کنیم وقتی که نفس ناطقه‌مون اعلام انصراف از بدن کنه و فارغ بشویم از این ضیغ و تاریکی و این دنیای محدود و بریم به عالم بالاتر [سرفه] می‌بینیم که هیچ ری در عالم جز از قرآن و عترت نیست. زمان گذشت از اینی که فرمودید در لحظه شهادت می‌گویند عرض می‌کنندد که سرها به زیر. در روز قیامت دیگر. بعد فرمودید به دیدنش که اصلا هرکس ببینه از شدت نور کور- اصلا نمی‌شود ببینه. درستی نمی‌شود دید. اکنون نیز نور رو بخوای ببینی نمی‌توانی. ولی فرمودید که کور مثلا آنجا دیگر باید در این عالم داریم کور آنجا هم مقدر هست که در آن زمان کور بشود. شاید کور محشور بشود. سوال علم- مثلا در کور محشور می‌شی ولی آنجا دیده داشته باشی

چشم داشته باشی در اثر مثلا یک نگاه کردند مثلا یک کور بشی. من اعرض عن ذکری فإنه له معیشة ضنكا آیک قرآنه. کسی که اعراض کنه از ذکر ما که آنان بعد فرمودند ذکرنا ذکر الله. منظور از این ذکر ما ذکرنا اینجا من اعرض عن ذکری. خدا فرموده ذکر من اینجا منظور ذکر ما اهل بیته. فإنه له معیشة ضنكا. براش یک معیشت سختی قرار میده خدا. دور اوضاع معیشتی‌ش به هم می‌ریزد. بعد ونحشره يوم القيامة أعمى. ما قیامت تو رو کور محشور می‌کنیم. حالا شما سؤال کردید دیدن خانم چشم مگه آنجا کور می‌شود؟ سؤالتون اینه دیگر. چشم مگه کور می‌شود؟ این چشم رو که آنجا نداریم. ما همینطور که اینجا یک چشم الان داریم الان این چشم به سر ما. یک قوه باصره هم داریم. این چشم رو که آن چشم رو نمی‌گیم که آنجا دارد کور که محشور می‌شود.

آن چشم اصلی که مثلا مثلا آنجا محشور می‌شود خدا خواسته کور باشه. بله بر اثر اعمالی که داشتیم. ولی آنجا که مثلا اعمالمون خوب بوده مثلا بخواهیم با چشم مثلا چشم باز داریم نگاه می‌کنیم. مثلا آنیکه شما می‌فرمایید در اثر شدت نور شاید مثلا شما چی کور بشی. یعنی چی کور می‌شود آنجا؟ دیدن رو از دست میدیم یا همان لحظه فقط مثلا بارها شده دیگر مثلا تو یک- سلامت باشید. جایی که مثلا وارد میشی نور ماشین آن‌قدر زیاده که یک لحظه شما کور میشی. آن کوری رو می‌فرمایید یا آن کور دائمی؟ سؤال خوبه سلامت باشید. این جواب این سؤال رو به عنوان تطمه و تکمله و مستدرک منبر ما گوش بدید که اینکه حضرت زهرا سلام الله علیکا در آن بحث نیمه کاره مویک‌هایتون باشه

که اگر حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیکا نور محض است و ما قیامت بهمان می‌گویند در روز محشر سراتونو بندازید این نور نمی‌شود ببینی. اگر ببینی کور میشی. این کور شدن یعنی چی؟ همان آن کور میشی یا کلاً کور میشی؟ اصلاً من این را یک توضیح مختصر بدم. اولاً ما همینطور که وجودمون مراتب متعدد دارد یعنی رتبه ادنا داریم همین دنیا این چشم پی که تو چشم کاسه چشم دارد از این طریق نفس دارد از این طریق می‌بیند. اگر فقط این چشم باشه یعنی قوه باصره ما مربوط به نفس نباشه و مربوط به این پی و این چشم در حدقه جمجمه سرمون باشه وقتی این را بستیم و خوابیدیم چرا باز می‌بینیم؟ یا الان شما چشمتو که می‌بندی باز خیلی چیزا رو داری تصور می‌کنی و می‌بینیش. پس این ابصار صرفاً مربوط به مرتبه مادون نیست. یعنی در حقیقت رؤیت مراتب دارد.

دقت رؤیت بصری داریم که ظاهراً دنیویک رؤیت خیالی داریم که شما در قوه خیال چشمت هم بستی تو قوه خیالت داری حقایق رو صورت و شکل بهش میدی که ببینیش. یک رؤیت داریم رؤیت عقلیک. شما در عقل خودت کلیات رو می‌بینی. اگر نمی‌دی- نمی‌دیدی نمی‌تونستی کلیات رو درک کنی. زیبایی خوبه یا نه؟ این را الان کی فهمید؟ کی این را دید که خوبه؟ اصلاً شما الان منو دارید می‌بینید خواهرها و برادرها هر چیزی که الان روبروشونه دارن می‌بینند. این سؤال منو جواب بدن ببینم. خواهرها و برادرها. الان هرچی که روبروت و داری همین الان با رؤیت بصری می‌بینی بیرون از خودت داری می‌بینیش یا تو خودت می‌بینیش؟ الان شما آقایی که منو دارید می‌بینید منو اینجا دارید می‌بینید یا تو وجود خودت داری می‌بینی؟ شما تو وجود خودت داری منو می‌بینی. شما منو کجا می‌بینی؟

می‌توانی منو تصور کنی یا نه؟ من که تو شما نیستم که. نه کلاً همین الان هم ابصار اصلاً در درون انسان رخ میده. شما فرمودین که در آن لحظه که مثلاً مثلاً توی عالم خیال مثلاً- بله. ما وقتی چیزی رو تا اگر نبینیم در فکر و خیال هم که نمی‌توانیم ببینیمش که. مثلاً شما رو می‌بینم تو قوه خیالت هستم. لحظه که مثلاً یاد شما می‌افتم چهره‌تم در صورت جلوی چشممه ولی وقتی که مثلاً مثلاً چیزی رو ندیده باشیم چطور می‌توانیم مثلاً در مغز خیالش بکنیم؟ ما تا ز-زمان و زمان و همه چی رو دنیا رو ببینیم. وقتی نه چشمامونو ببندیم یا خدای نکرده اتفاقی بیفتد چشمم رو از دست بدی در همان عالم خیال ما می‌بینیم. اصلاً همینه من می‌خواهم بگم. مثلاً کسی که از ابتدا نابینائه شما. الان بذار یک مثال بزنم. ببین چقدر این حرف هاشه متوجه.

یک مثال بزنم با یک روایت فکر می‌کنم جوابتونو بگیریم. ابا بصیر عرب به نابینا می‌گوید ابا بصیر احترام می‌گذارد. پدری که خیلی بیناست مثل اینکه ما میگیم مثلاً روشن دل احتراما. ابا بصیر نابینا بود. بعد شنیده بود که پیغمبر عزّ ذوالع فرموده بود که همه مردم قیامت پروردگارشون رو می‌بینند. «و ایا الانسان انک کاده خن الی ربک کتح فملقیک»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است. آنو ملاقات می‌کنی. این آمد پیش پیغمبر و مثلاً گمان می‌کرد که باید با چشم دید خدا رو. و همین آمد پیش امام صادق. گمانش از روایت پیغمبر این بود که با چشم با این چشم ظاهری خدا رو می‌بینی. بعد آمد پیش امام صادق و خلاصه با این وضعیت. حضرت دستشو گرفت و فرمود ابا بصیر خدا رو با این چشم ظاهرت نمی‌توانی ببینی. نمی‌دید که چشمش ظاهراً کور بود. چون ناراحت بود که چرا من نمی‌تونم خدا رو ببینم.

حضرت دستشو گرفت فرمود حالا داری خدا رو می‌بینی یا نه؟ یعنی این چشمش بینا شد ظاهراً که تونست. حضرت فرمود الان داری می‌بینی؟ الان خدا رو می‌بینم. باطناً دارد می‌بیند. ایشون که نابینا بود. امام صادق رو خدا ندیده بود. امام صادق رو ندیده بود. می‌گم رؤیت در درون اتفاق میفته. نه این پی ای تو چشم و حدقه من. نفس هم با مراتبش می‌بیند. اول ظاهراً میگی من دارم می‌بینم ولی قوه خیالت دارد این صورت رو از من تو وجود خودت شکل میده که می‌بینی. تو قوه خیالت در رتبه باطنت داری منو الان می‌بینی. می‌روی پایین‌تر می‌روی حالا یک رتبه باطن‌تر دقت نظرت بیشتر می‌شود با رؤیت عقلی می‌بینی. بعد با روحت کلی می‌بینی. همینطوری تا سر و سر و سرت ببینه درک کنه.

ظرفیت عالم امکان

این مراتب رؤیت است که اینجا باید حضرت خیلی این نکته رو خوب گوش بدید خیلی به درد بخوره این نکته. البته استاد علامه حسن زاده در شرح مث مرحوم ابن فناری تأکید به این نکته می‌کند. این روایتی که بیان می‌کنندد که من الان. می‌فرمود که امام صادق این شخص ابا بصیر به امام صادق گفت چه خوب من خدا رو دیدم برم برم همین فرمایش شما رو به همه بگم؟ دست تو دست امام صادق بود با القاءات اشراقات و تصرف وجودی حضرت صادق در تو که آن غبارها رو آن ابرودا و تاریکی‌ها رو کنار زد تونستی ببینی. حالا تو می‌خوای بری این را چجوری انتقال بدی به مردم؟ پس حالا آقا چجوری بهش بگوید؟ فرمود اگر آنی که تو دیدی آنان ندیدن چی؟ یعنی آقا ما این کارو با تو کردیم. تو مگه امام صادقی می‌خوای بری به دیگران رؤیت ببخشی؟ حالا بریم حالا جواب سؤال شما.

پس رؤیت مراتب دارد. [ناله بچه] من برای اینکه این سؤال رو بتونم درست جوابشو بدم و دیگر بریم تو روضه شاید دیده باشید گاهی اوقات مثلاً یک لامپی رو یک لامپ می‌گویند این مثلاً بیشتر از مثلاً آن‌قدر ولت نباید بهش شدت برق بخوره. اگر بخوره منفجر می‌شود بعد شما حواست نیست بدون آداپتور این لامپی که ظرفش ظرفیتش کمه وصلش می‌کنی به مثلاً یک لامپ دویست یک مثلاً جریان دویست بیست ولت. یا نه همین این‌هایی که به دویست بیست ولت وصل می‌شوند هم یک دفعه وصلش کن بدون آداپتور که تنظیم و فشار کنه [سرفه] وصل کن به سه‌فاز برق سه‌فاز. درجا منفجر می‌شود چنین اتفاقی در قیامت میفته اگر کسی بخواد زهرا رو ببینه. اصلاً استرحام خداست. خدا رحم می‌کند به بنده‌هاش می‌گوید نبینی. و آن یعنی دقت چون مراتب رؤیت داریم

آن شخصی که می‌خواهد زهرا مرضیک رو ببینه در هر مرتبه روحی باشه تو همان رؤیت آن مرتبه چشم دیدنش از بین می‌رود. یعنی اگر در مرتبه دیدن خیالیک حضرت زهرا رو به صورت خیالب قوه خیالش ببینه. چون سیر تکاملی داریم بر برزخ. همه که نمی‌روند به آن مراتب عالیک برسن. در مرتبه خیالی‌شه. تجرد برزخی دارد مثلاً. چنین کسی حضرت زهرا رو آن چشم خیالی‌ش می‌سوزد. دیگر نمی‌تواند تخیل کنه. صورت حضرت زهرا رو تو وجود خودش ببینه. کسی که مثلاً به مرتبه عقلی رسیده اصلاً دیگر نمی‌تواند کلی حضرت زهرا رو نور حضرت زهرا رو تصور کنه. اصلاً از بین می‌رود آن تواناییش آن چیزی که تو وجودش قرار داده شده به عنوان ابصار از بین می‌رود. اصلاً نمی‌تواند دیگر چیزی رو ببینه و کسی هم که در مرتبه عقلیک حتی روحیک نمی‌تواند. چون این جزء آن کله.

این جزء آن منبع نوره. این یک رشحه ای از نور رو گرفته به عنوان روح خودش روح من و شما یک رشحه ای از آن روح کلیک. روح اعظم که حضرت زهراست. درسته ما میگیم بیاییم این هیئت رو ریست بشویم برگشت بشویم به کارخانه و اگر کسی احساس می‌کند ارادش قویک توسل به حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیکا کارسازه. اما اینطوری نیست که یکو وصلت کنن مثال آن منبع. یعنی در حد ظرف خودت به خودت می‌چشون می‌رسونن روحت رو تقویت می‌کنندد. نه یک دفعه تو وصل بشی به آن منبع کلی بسوزی کلاً. چرا برخی خودکشی کردند؟ یک دفعه یک چیزی رو متوجه شدن ظرفیتش رو نداشتن. کی بود از این- خودکشی کردند حاج آقا همانا مگه داستان خودکشی نمی- من خودکشی‌های چیزو نمیگم نه همین موارد عرفان و این‌ها ما داشتیم. طرف خودکشی می‌کرده است. اینطوری می‌شود دیگر.

یک دفعه رو- خودکشی مثلاً حرامه و. آن لحظه اصلاً دیگر عقلش از کار می‌افتد. اصلاً دیگر نمی‌تواند تصمیم بگیره. مثل دقیقاً مثل- داشتیم عرفان‌هایی که اشتباه رفتند. آن عرفان‌های اشتباه رو من کاری ندارم. مثلاً یکی از عرفا حالا الان متاسفانه اسمش از خاطرم رفته. یکی از بزرگان اهل معرفته. میگم می‌ترسم بگم اشتباه باشه. که یک دفعه ظهر عاشورا داشت روضه می‌خواند یک دفعه قصه قتل‌گار رو مکاشفه شد براش. دید گودی قتل‌گار رو. حالا قصه کربلا رو بر شهود براش شهود ایجاد شد. بعد چاقو رو همانجا برداشت که بزنه به خودش. مریداش نشسته بودن ریختن دستشو گرفتند و دیدن از خود منقلب شده. حالا یک عارف با چاقو خودشو می‌زند می‌کشد. آن لحظه دیگر اصلاً از خود بیخود شده. ظرفیت وجودیش پر شده.

دیگر بیشتر از این می‌گوید لا می‌فرماید که «لا یکلف الله نفسا الا وسعها لا طاقتهא نه. لا یکلف الله نفسا الا طاقتهא نه. وسعها.»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است. طاقت دارد چاقو رو برداره خودشو بکشه اما وسعش این نیست. ظرفیتش اینجا نیست. شما می‌توانی از اینجا تا مثلاً الان میدون ننمی‌دانم تجریش بدویی. می‌توانی طاقتش رو. ولی آنجا افتادی قش می‌کند. می‌برندت بیمارستان. وسع یعنی بری بدویی آنجا هم تازه نفس باشی. این دیگر وسعش تموم شد. مثل بعضی از عرفا که تو یک حالتی قرار گرفتند اصلاً متوجه نماز نشدن. حالا یک بحث‌های سنگینیک این. الان بهتره مطرح نشه. مگر امیرالمؤمنین علیک الصلاة والسلام پیغمبر عزیز عالم سر مبارکشو گذاشته بود روی پای آقا خوابش رفت. بعد مولا نمازش رد نشد وقت نمازش. حالا این بحث‌هاییک که اجازه بدید به وقتش بگوییم.

خلاصه مطلب رو جمع‌بندی کنم. همانطور که این جمله آخرم مخصوصاً خانوما گوش بدن. خانوما بیشتر تو توسل‌اند. همانطور که بزرگان فرمودند هر کلمه‌ای البته کلهم من نور واحد. بله همشون یک حقیقت واحدن. اما چون بالاخره کلمات وجودیک ظاهراً جدا از هم هستند هرکدوم یک خاصیتی دارن. مثلاً شما فرمودند اگر بهت ظلم شد به امیرالمؤمنین متوسل شو. چون این کلمه‌ی وجودی نظام هستی اول مظلوم عالم. بهت ظلم کردند متوسل به امیرالمؤمنین شو. فرمودند اگر حکمت می‌خوای همه‌ی حکمت تو سینه امیرالمؤمنینه. رفتی نجف به جز حکمت بخوای معذرت می‌خواهم به عذر می‌خواهم خریت محضه. مثل اینکه شما بری پیش طلافروش بگی می‌شود شکلات به من بدی؟ و مثالشم ضعیفه باز. فرمودند کسی که مسافره تو مسافرت مشکلاتی براش پیش می‌آید. نگران چه و چه و چه و فلان.

به کی توسل کنه به نظر شما؟ این‌ها رو ببین حالا من مثال دارم می‌زنم ما یک بخش رو تهیک کردیم تنظیم کردیم و تو خیریک هم معرفی کردیم که در هر مشکلاتی هر گره‌ای خود اصلاً خودشان این‌ها رو به ما یاد دادند. بهتره به کدوم امام توسل کنیم؟ حالا الان شما متوجه می‌شید برای برطرف کردند رخوت روح تاریکی روح که روح نمی‌تواند ارادش رو در بدن پیاده کنه روح نمی‌تواند احکامش رو از طریق نفس به بدن پیاده کنه. بهترین توسل به کیک؟ چون این روح رشحه‌ای از آن روحه. یعنی برگشته به کارخانه. یعنی توسل به حضرت زهرا. اینه که اصلاً با گریک بر حضرت زهرا یک بمب انرژی می‌شی. اصلاً خاصیتش چشیدنیک با خاصیت گریک بر امام حسین متفاوته. هر کدوم یک خروجی دارن اگرچه همشون خیره کثیرن اما این یک چیز دیگر است. این «انا اعطیناک الكوثر.»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است. به به به به. حالا الحمد لله که توفیق دادندد در جلسه بچرخه که زکر خیر آنان باشه. چقدر خودمار دوست داشته خداوکیلی. مثال حضرتش مثال فرزندانش تا قیام قیامت یک صلوات قشنگی ختم کنید.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.