ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذ بک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین.

اللهم صل وسلم وزد و بارک على صاحب الدعوة النبوية و الثقل الحیدریه و العصمة الفاطمیه و الحلم الحسنیه و الشجاعة الحسینیه و العبادة السجادیه و المآثر الباقریه و الآثار الجعفرية و العلوم الكاظمية و الحجج الربانیة و الجود التقیة و النقاوة النقویة و الهيبة العسکریة و الغیبة الالهیه.

اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شیعته و المستشهدین بین یدیه.

المستغاث بک یا صاحب الزمان السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

هدیه می‌کنیم به حضرت حجت ارواحنا من سواه فدا.

انشاالله تطهیر قوا و تطهیر نفوس بشود به جهت فهم این حقایق.

مثار حضرتش صلوات ختم کنید.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

خدایا ممنون توفیق فهم این خطابات رو به ما عطا کند که رساله‌ای که ما دست گرفتیم رساله خیلی سنگینی‌ست، خیلی عرشی‌ست و فهمش هم خیلی مهمه.

درکش، چشیدنش خیلی مهمه که خدا رحمت کنه ملاصدرا رو در کتاب شرح، شرح کتاب شریف شرح اصول کافی‌ش و مرحوم ملا محسن فیض که بهترین شاگرد ملاصدرا بود در وافی خودش می‌فرمایند که به قدری این خطابات الهی سلام علیکم و اهل بیت علیهم الصلاة والسلام سنگین‌اند، خداوند توفیق فهم این‌ها رو به ما عطا کنه.

یعنی کار خداست.

فهم این‌ها اینقدر که خب از دهان پاک معصوم بیرون اومده، این روایات و آیات هم که تلقی از حضرت ذات حضرت حق است و سیر انفسی این آیات و روایات می‌شود این کتاب‌هایی که ما سر سفره‌ش می‌نشینیم.

لذا خیلی سنگین‌اند.

جلسه پیش به فضل الهی در ابتدای فصل دوم معرفت اجمالیه موضوع حیات ابدی رو به فرمایش سید زدیم به بقاء به معبود و عرض کردیم که این روزی نفوس تطهیر شده است، نفوس قدسیه است و اینو توضیح دادیم و بقاء به معبود رو گفتیم منظور سید از این منطوق اونچه که مفهوم این جمله است همون معنای فناء، فناء فالله می‌شود همون بقاء به معبود.

و توضیح دادیم که فناء یعنی اینکه وجود خودت رو فانی و مستهلک در وجود حضرت حق ببینی.

و رسیدیم به اینجا که بحث رب به هر کسی پیش اومد گفتیم جلسه بعد.

سید می فرمایند که بگذارید این چهار پنج جمله رو بخونم از اول.

اما معرفت مقصد که اشاره به آن شده بهقولی ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه.

می‌گوییم که مقصد عالم حیات ابدیه است که به لسانی آن را بقاء به معبود خوانند و ظهور عیون حکمت، چشم‌ها که علوم حقیقیه هستند اشاره به آن است.

چه علوم حقیقیه و معارف حق روزی نفوس قدسیه است که از اینجا به بعدش رو باید توضیح بدیم که از جانب رب ایشان به ایشان می‌رسد و رزق الهی برای احياء ابدی است.

رزق الهی حیات ابدی میاره.

چون اونجا فرمود که مقصد عالم چیه؟

حیات ابدیه دیگه.

اینجا می فرماید این رزق الهی حیات ابدی در پشت خودش میاره.

حالا رزق الهی چیه؟

فرمودند که هرچه که هست اولاً این معارف حق و علوم حقیقیه رو-- روزی نفوس قدسیه است و از جانب کی میاد این رزق؟

اینجا می‌فرماید از را-- جانب رب به خودشون، رب خودشون، رب ایشان.

خب چرا اینجا مطلق استفاده نکرده سید؟

که روزی هر کسی توسط رب رب العالمين.

الحمد لله رب العالمين.

چرا نفرموده مثلاً روحی-- روزی هر کسی از طریق الله خداست.

فرموده رب ایشان.

این خودش نکته‌ست.

نکته بسیار مهمی هم هست که در بحث لقاء الله شب‌های جمعه یا زهراي شرع ما مفصل این رو در چندین جلسه بازش کردیم.

امروز اجمالا تو همین یک جلسه عرض می‌کنیم که چرا انقدر قرآن تاکید به رب ما داره، رب خودت.

حالا تاکیدات زیادی در قرآن داریم که من حالا تبرکاً چند تا آیه رو برای شما تقدیم می‌کنم.

که چه فرقی بین رب ما و اون رب مطلق هست؟

فرقش اینه که اون رب مطلق که الله هست و رب پیغمبر است و همه به سمت او در حرکتیم که و ان الا رب، ربک المنتهی قبلا گفتیم و ان الا ربک الرجعى رجعت همه به سمت رب توئه.

رب تو هم یا رسول الله اللهه، الله اسم جامع پیغمبر هم شده مظهر اسم جامع مصداق بیرونی اسم جامع و از صمد است چون الله از صمد است، پر پره.

قرآن هم این چنینه.

اما ما چنین ظرفیت و قابلیتی نداشتیم و نداریم حتی در قوس نزول.

بر انا لله یدبر الامر من السماء تا برسه به حالا و ان الیه راجعون.

یا ثمه یعرج الی.

در این قوس صعود ما خیلی جان بکنیم عزیزان، بزرگان من جمله حضرت استاد فرمودن که به یک یا دو اسم، سه اسم رو که گفتن اصلا بعیده.

به یک یا به یکی که همه می‌رسیم بعضیا ظرفیتشون بیشتره به دو اسم شاید بعضیا به سه اسم اینها برسیم.

یعنی چی؟

به یک اسم دو اسم.

یعنی یک اسم بشود سلطان وجود ما دولت بگیره در وجودمون.

دولت به قول حضرت علامه ح-- حسن زاده علیه الرحمه دولت یک اسم در تو پیاده بشه، سلطنت کنه.

اون اسم وقتی سلطنت پیدا کرد در تو یعنی اون اسم در تو پیاده شد.

مثلا بعضیا مریض که میشن به من میگن حاج آقا دعا کن.

من سریع زیر لب میگم خدایا اسم اشفاى خودت رو در این مریض پیاده کن.

این بهترین دعا به حق یک مریضه.

اینطوری اسم اشفاى پیاده بشه.

مخصوصا وقتی این اسم پیاده شد.

البته اسماء می‌دونید همونطور که مرحوم علامه رفیعی قزوینی، استاد حضرت علامه حسن زاده فرمودن هر کجا که سلطان وجود قدم نهاد اساكر اسماء موجودند.

یعنی همه لشگریان اسماء هستند.

یعنی همین که یک موجودی وجود دارد پس همه اسماء در او هستند.

اما موضوع تجلی سلطنت یک اسمه.

یعنی یک اسم به تمامه پیاده بشه در یک نفر.

بعضیا می‌شوند مظهر اسم جمال حضرت حق.

اسماء جمالی، رأفت خدا، رحمت خدا، غفاریت و ستاری.

بعضیا اینطورین.

اصلا نمی‌تونن آبروی کسی رو ببرن.

نمی‌تونن دل کسی رو بشکنن.

نمی‌تونن سائل رو رد کنن.

نمی‌تونن به یتیم بی‌تفاوت باشن.

ظهور کرده اسم جمال حضرت حق در او.

بعضیا هم بالعکس‌اند می‌شن مظهر یا محل ظهور چی؟

اسماء جلالی یا اسماء افعال خدا بگیم.

مثل مثلا مذل حضرت حق، شدید العقاب، منتقم اینها که شیطان مثلا مظهر اسم مذله، مجری اسم مذله، سلطانه.

یا اینطوری بگیم رب شیطان کیه؟

مذل.

چون شیطان هم قائل به اینه که به ربوبیت هست.

قائل به ربوبیت شیطان هست.

از کجا می‌گیم؟

تو قرآن می-- عرض می‌کنه به خدا که رب به ما اغویتنی رب اون کسره زیر به تو رب یعنی ربی یعنی پروردگار من.

به ما اغویتنی بی‌ادبی کرد، بی‌تربیتی کرد، اغوا رو نسبت داد به خدا.

بی‌شعوری کرد اینجا نگاهش غلط بود.

اما قائل بود به ربوبیت حضرت حق در عالم .

توجه داشته باشید نکته مهمیه که بعضیا از شیطان هم پس‌تر میشن.

اونایی که قائل به ربوبیت حضرت حق در عالم نیستن.

اصلا میگن کی گفته رب چیه؟

خدا اصلاً العیاذ بالله اصلاً وجود نداره.

یه آخوندا یه معرکه ای برای خودشون گرفتن.

کی رفته دیده برگشته این حرفا.

پس بعضیا مثلا شاید صدام مظهر اسم چی بگم؟

شدید العقاب خدا بود یا مذل هم بود چه می‌دونم.

اینا رو دیگه خدا می‌دونه.

اسماء اذلال، اسماء فعل حضرت حق یا منتقم چه می‌دونم اینها یا قهار اسم القهار حضرت حق، شکننده شدید.

القهار یعنی به شدت شکننده.

هر کجا که شکنندگی رخ میده دست القهار میانه وسط.

حالا اون اسمی که دقت کنید [صدای بوق] حالا تو یا زهراي شرق ما اینو مبسوط گفتیم از محرم دو سال پیش شروع کردیم.

تمامم نشده هنوز.

حالا به شما می‌خوایم تو یه جلسه بگیم، اون اسمی که در وجود ما پیاده شده، سلطان وجود ما شده، دولتش در ما اتفاق افتاده، مملکت وجود ما رو دست گرفته، فضای وجود ما رو احاطه کرده، احاطه پیدا کرده به ما، اون می‌شه رب ما.

تمام.

پس می‌شه کسی ربش الرؤوف باشه.

ربش [صدای بوق] العلیم باشه، الحکیم باشه.

ها؟

یکی هم ربش القهار باشه ربش المذل باشه که شیطان این بود.

شیطان ربش-- حالا اون اسمی که در او پیاده می‌شه می‌شه ربش و قرار است که لحظه مرگ به بعد اون رب رو زیارت کنیم.

یعنی حالا پیغمبر به لقای کی می‌ره؟

آفرین.

رب پیغمبر الله.

خب؟

لقای پیغمبر لقای الله.

لقاء الله اسم جامعه.

اما ما نه.

لقای ما رب خودمونه.

حالا کسی که ربش العیاذ بالله المنتقم خدا رو در جایگاه المنتقم ملاقات می‌کنه.

خدا هم ازش انتقام می‌گیره.

توجه کردی اصلاً جهنم یعنی چی؟

جلوه جلال حضرت حق.

به عبارتی جلوه و ظهور جلال سید و شهداست که اهل توحید فرمودن.

یعنی که-- معنیش اینه کسی که از این دنیا رفت جهنم می‌شد یعنی چی؟

یعنی ربش صاحب اون جلالت حضرت حقه.

ربش اسم جلال حضرت-- اسم جلالیه است.

می‌ره به دیدار همون.

خب تجلیش می‌شه جهنم.

اون کسی که بهشته چیه؟

ربش اسماء جمالیه حضرت حق شده.

می‌ره به زیارت اون.

هرچی اون شدت داره، وسعت داره، همون مقدار بهشتش وسعت داره، همون مقدار بهشتش سعه وجودی داره.

اما هر چقدر که اون ربش ضیقه، اون در ضیق و در فشار و در تنگی و در سختی و این‌هاست.

لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم می‌گه.

جهنم هم به حول و قوه الهیه.

اما هرچی که هست خود بنده این رو انتخاب می‌کنه که به سمت چه اسمی از اسماء الهی حرکت کنه.

فعل او نشون می‌ده، فعلش و علمی که اخذ کرده این دو.

لذا هر کجا در قرآن می‌گه آمنوا بلافاصله میگه عملوا.

آمنوا، عملوا، آمنوا، عمل الصالحات.

الذین آمنوا و عملوا صالحات.

عمل، علم این دو اتحاد وجودی و می‌شن جوهر اندو انسان ساز و انسان می‌شه همون علم و عملی که داشته و اخذ کرده.

همون می‌شه اصلاً.

حالا ، اینجا سید چی می‌فرماید؟

می‌فرماید آنچه که روزی نفوس قدسی است برای حیات ابدیه که همون حقایق‌اند و همون علوم حق‌اند از جانب رب خودشون به خودشون می‌رسه.

چرا رب خودشون؟

یعنی هر گلی زدی خودت به سر خودت زدی.

[صدای بچه] برای همین تو قرآن تا دلت بخواد ما آیه داریم.

خیلیه.

یعنی من هرچی نشستم بررسی کردم تموم نمی‌شه.

ماشاالله.

به نظرم اینطور که همینطوری اجمالاً یه بررسی یک ساعته‌ای دو ساعته اینا کردم دیدم تقریباً فکر می‌کنم صد و چهارده تا شد.

آیاتی که درش تصریح داره به رب او، رب ایشان، رب تو، رب شما.

حالا چند تاشو من تبرکاً برای شما می‌خونم.

مثلاً آیه چهل و پنج سوره فرقان که تصریح داره بر همین موضوع رب تو، رب او، رب آنها، رب شما.

الم تر ترى الى ربک.

الم ترى الى ربک.

آیا نگاه نکردی به پروردگار خودت؟

الى ربک.

كيف مد الذل.

اینکه چگونه سایه رو کشید که این سایه قبلاً بحث شده و کشیدش مدش معنا داره که حالا در حکمت قبلاً بحث کردیم.

اون سایه، اون ذل، ذل، ذل الرحمن چی بود؟

صادر اول بود.

نفس الرحمن و صورت الرحمن و رب منشور و نور مرشوش و که حدود صد تا اسم و کنایه براش گفتن که همه ما برگشتمون به سوی اوست.

او واسطه فیض حضرت حق و خلائق.

او صادره، خلق نیست.

اون ذل سایه است که مد الذل اینجا میگه.

الم ترى الى ربک كيف مد الذل.

آیا نگاه نکردی که خدا چگونه ز-- اون سایه رو کشید؟

مد این سایه شده چی؟

می‌شه این عوالم امکانی.

یعنی خلائق، عقول و نفوس.

همینطور بگیر بیار تا پایین.

عالم لاهوت و جبروت و ملکوت و ملک یا ناسوت.

حالا پس الى ربک.

آیه بیست و یک سوره انسان.

و سقاهم.

به به به به.

و سقاهم ربهم شراباً طهورا.

پروردگار خودشون این‌ها رو سقایت می‌کنه از اون شراب پاک بهشتی.

یعنی این‌ها به دست پروردگار و رب وجودی‌شون سیراب می‌شن.

هرچی کردی خودت کردی.

کدوم اس تو تو در وجود تو پیاده شده همون سیرابت می‌کنه.

می‌تونه اون، می‌تونه اون اینجا شراب بهشتی بهت بخورانه.

می‌تونه اونجا زقوم جهنمی بخورانه.

بستگی به اینکه رب تو کیه.

آیه صد و شصت و نه آل عمران.

عند ربهم یرزقون.

رب هم.

اینجا هم اتفاقاً حضرت علامه سید بحر العلوم اتفاقاً خط بعد بلافاصله همین آیه رو میاره که بل بلکه احیاؤهم عند ربهم یرزقون.

رب هم، نزد پروردگار خودشون اینا رزق می‌خورن.

حالا اون یرزقون هم چی آورده؟

مجهول آورده مثل قتلوا.

قتلوا هم مجهوله.

کی کشتشون؟

نمی‌دونیم.

دشمن کشت؟

نمی‌دونیم.

خودشون خودشونو کشتن شاید.

نفسشونو کشتن.

صرفاً اون شهید در معرکه جهاد نیست اینجا.

هرکس نفس خودشو کشته.

اینا هم باز رب هم رب خودشون اینا رو چیکار می‌کنه؟

یرزقون.

حالا رزق چیه؟

مجهوله.

نمی‌دونیم.

اما علامه می‌فرماید که این رشق، رزق هرچی که هست چون حیات ابدیه میده این رزق پس علوم معارف حق است.

یعنی ما اونجا بریم فرار می‌کنیم اینجا از تحصیل علم و حقایق و معارف.

هیأت‌هامون صرفاً شده سینه زنی و کف زنی و روضه و این‌ها که اونم عشقه، اونم زیباست، اونم جالبه.

ما هم داریم باید هم داشته باشیم اما فقط همون.

در حالی که این نمکه به قول علامه جوادی آملی این نمک خورشت اون معارف حق است.

باید با هم باشن.

فرار می‌کنی؟

خب اونجا پوستت کنده می‌شه تا بتونی یه جمله از این جملات رو یاد بگیری، بفهمی، بچشی و بهش برسی.

اصلاً لقاء ما به یک معنا اونجا با حقایق عالمه.

ملاقات با حقایقه.

چون کل یا می‌فرماید فأینما تولوا فثم وجه الله.

به هر طرف رو کنی رو کردی به وجه خدا.

بعد فرمود همچی هلاک الا وجه.

کل شی انحال کن همچی هلاک الا وجه، الا وجه او.

ما داریم به سمت وجه خدا حرکت می‌کنیم.

اصلاً به یک معنا اونچه که ما داریم به سمتش میریم وجه خداست، روی خداست و او روی خدا تجلی کرده شده همه این علوم که عالم به قول علامه علم انباشته شده روی همه.

اینجا نکنی اونجا باید بری.

لذا حدیث هم داریم بارها گفتیم در کافی کلینی اعلّی الله مقامه و شریه اولین اتفاقی که برای مؤمن می‌افته اینه که وقتی که نفس ناطقه‌اش انصراف قطعیه از این جسم یتیمش کرد و فارغ شد، اصطلاح پیدا کرد و رفت به عالم برزخش، اونجا یه ملکی میاد حالا شروع می‌کنه تعلیم حقایق و معارف رو بهش دادن.

باید تعلیم ببینه.

اصلاً ملاقات ما، لقاء ما با وجه خداست، با حقایقن.

رزق الهین اینا.

رزق چیه؟

علامه فرمود معارفه.

حالا خودمون رو عقب بندازیم.

خودمون سر خودمون کلاه میره.

آیه شش انشقاق.

به به، به به.

اولین بحث‌هایی که پیرامون لقاء الله ما داشتیم از محرم دو سال پیش اتفاقاً همین بحث بود.

که يا أيها الإنسان.

الإنسان مطلق انسان‌ها در یک سیری‌اند.

إنك كادح.

تو هم، تو رونده همراه با سختی هستی.

به چه سمتی؟

إلا ربك، إلا ربك تكدح.

با سختی داری میری به سمت پروردگار خودت.

چرا با سختی میری به سمت پروردگار خودت؟

چون فملاقی‌ه قراره او رو ملاقات کنی.

پس ما کیو ملاقات می‌کنیم؟

الإنسان یعنی همه انسان‌ها دارن میرن به ملاقات کی؟

رب خودشون.

احسنت.

این، این صریح این آیه قرآن، آیه شش سوره انشقاق.

سوره کهف، آیه صد و ده، آخرین آیه سوره کهف که معروفه به آیه ساعت کوچی اهل ایمان که قل إنما أنا بشر مثلكم يوحى إلي أنما آلهكم إله واحد فمن كان يرجو لقاء ربه.

هرکس که امید داره لقاء پروردگار خودش رو لقاء رب نه ها لقاء ربه، لقاء الله نه ها.

لقاء رب خودش رو فمن كان يرجو، فمن كان يرجو لقاء ربه فليعمل عملاً صالحاً ولا يشرك بعبادة ربه أحدا.

دو تا کار کنه.

حالا اون حوزه عمله، عمل صالح.

اینکه شرک نورزه حوزه اعتقاداته.

یعنی هم علوم معارف.

این دو تا کار، این دو تا بال مؤمنه.

ادب آموزی یعنی چی؟

ادب آموزی، تعلیم و تربیته.

يعلمهم الكتاب والحكمة.

يزكيهم تطهیر نفوس.

این عمله.

عملش پاک باشه.

این دو تا بال مؤمنه.

آیه حالا چه جالب که انتهای این آیه هم ولا يشرك به.

من اصلاً تا امروز این همه من این آیه رو خوندم تا امروز توجه نداشتم که آخر این آیه هم با ربه خط می‌شه ولا يشرك بعبادة ربه أحدا.

پروردگار خودش رو مطلقا شرک براش قائل نشه ها.

خب آیه صد و چهل و سه اعراف.

فلما به به چقدر شیرینن اینا آدم دوست داره اینا رو بخوره مثل عسل بلکه بالاتر از عسل.

قصه حضرت موسی است که وقتی از خدا خواست که خودش رو به او نشون بده، خدا فرمود لن ترانی نمی‌تونی منو ببینی.

تجلی خودش رو نشون میده.

یک شعاعی از نور شمس وجود ولایت رو شعاعی از نور ولایت امیرالمؤمنین رو پرتوی از نور امام عصر ما رو بهش نشون داد.

کوه دکندهکک ترکید به قول ما کوه منفجر و حضرت شد وخر موسى صعقا افتاد بیهوش شد افتاد بعد پاشد سجده کریمه ها.

اینجا میفرما در این آیه فلما تجلی پس وقتی که تجلی کرد تازه یه تجلی تجلی حضرت حق بود برا موسی کی تجلی کرد؟

ربه وللجبل.

ربه وللجبل.

پروردگار او در کوه تجلی کرد.

بعد چی شد؟

جعله دکا وخر موسی صعقا باز رب خود موسی تجلی کرد.

آیه صد و چهارده مائده اللهم ربنا انزل علینا این حضرت موسی حضرت عیسی فرمودن.

وقال عیسی ابن مریم.

ابتدای آیه اینجوریه.

اللهم ربنا انزل علینا مائده من السماء تکون لنا عيدا لاولنا واخرنا.

خدا یه مائده‌ای برا ما نازل کن از آسمان که این بشه عید اول و آخر ما.

سوره مائده و برای همین گفتن مائده.

مائده من السماء.

یه سفره ای یه اطعمه‌ای چیزی که حالا پیغمبر فرمود در تفسیر اهل بیت فرمودن که یه سفره ای از بهشت ملائکه آوردن جلوی اینا پهن کردن.

توش مختصری بود از قرص‌های نان و ماهی‌های کوچک.

یعنی نان و ماهی، ماهی و نون، نون، ماهی.

ملائکه داشتن جلوی اینا پیغمبر فرمود انقدر برکت کرد با اینکه سفره کوچیک بود اما انقدر برکت کرد چهار هزار و هفتصد نفر از این خوردن و سیر شدن.

هیچکس دیگه نموند که گرسنه بمونه.

برکت.

حالا اینجا یک سری رو بعدا یا خودتون برید دنبالش که اینجا خیلی با ظرافت خاص خدا برکت رو بیان کرده چگونه است.

میگه ربنا ببینید خیلی این سر را چرا؟

چرا اینجا حضرت عیسی عرض نکرده به خدا اللهم انزل علینا نمی‌تونست بگه اللهم انزل علینا مائده من السماء فرمود الله عرض کرد اللهم ربنا اللهم ربنا انزل علینا مائده من السماء یعنی پروردگار ما.

توجه کردید؟

مقدم کرد اسم رب رب ما رو رب خودش رو به خواستش [مکث] که حالا جرأت میخواد.

دعاهایی که با اللهم شروع میشه بدون ربنا بدون ربی اونا دیگه باید پشت سر اهل بیت حرکت کنید.

حالا اینا من اسراریه دارم میگم امروز چرا نمی‌دونم.

اللهم انی اسئلک برحمتک التي وسعت کل شیء.

لذا حضرت امام فرمود کمیل سرّ سر ادعیه است.

الله اکبر [مکث] اون رب پیغمبر رو مخاطب قرار دادی.

اللهم الله رب کیه؟

پیغمبره.

حالا اینا بحث‌هاییه که اینطوری بخوایم حرف بزنیم آیات میمونه بذارید رد شیم و [مکث] پس آیه صد و چهار سوره مائده هم ربنا داشت پروردگار ما.

بعد جالبه میگه مائده من السماء از آسمان نازل کن.

رزق ما کجاست؟

و فی السماء رزقکم وما تو ادری سوره ذاریات.

رزق ما تو آسمونه بعد ما رو زمین دنبالشیم.

حالا آیه یک و سه علق رو به به.

اقرأ می‌خوای بخونی خدا رو؟

خب بفرمایید.

اقرأ بخون.

باسم ربک الذي خلق.

[مکث]ربک پروردگار خودت رو بخوان.

این همون اسم اعظم وجودی ماست.

یا به عبارت عبارتی میگن حصه وجودی.

همون اسمی که در وجود ما تنزل پیدا کرده پیاده شده و البته انششار انتشار این اسم از الله ها.

یعنی این اسم منتشی از الله.

همونطور که حتی مذل هم اسم خداست.

خب [مکث]اقرأ باسم ربک الذي خلق.

بعد میفرماید خلق الانسان من علق.

اقرأ بخوان وربک الاکرم.

پروردگار تو اکرمه.

خیلی حالا اینجا نکات شیرینی رو علامه پیاده میکنه.

فرمود خلقت خدا بین دو اقرأ واقع شده.

اقرأ باسم ربک الذي خلق.

اقرأ.

این اقرأ.

کدوم خدا؟

خلق الانسان که انسان رو خلق کرده من علق.

اقرأ دوباره اقرأ بخوان.

اینایی که از خوندن فراری ان ها.

اینایی که از خوندن از مطالعه از درس علم معلم فراری‌اند.

اینجا نهی به این آیه اصلاً خلقت تو بخاطر کسب معارف و علوم حق است.

البته علوم حقه.

اقرأ بین دو اقرأ.

بعد کجا خدا به خودش گفته اکرم نگفته کریم。 اکرم بالاتر از کریمه بر وزن افعل.

افعل تفضیل دیگه.

کجا گفته اقرأ وربک الأکرم.

کی اکرم؟

الذی علم، علم بالقلم.

قلم دستت داد، تعلیمت داد.

از این جهت شده اکرم.

لذا خیلی مقام معلم اکرمه اصلاً.

اعظمه.

مقام معلم خیلی اعظمه، خیلی بالای است.

حالا [نفس عمیق] بریم سراغ آیه صد و چهل و دو اعراف.

وواعدنا این شب‌ها می‌خونیم.

وواعدنا موسی ثلاثین ليلة وأتممناها بعشر فتم میقات ربه.

حالا امشب خوندی که شب آخره می‌خونی یا فردا شب، شب آخره اینو یادت باشه.

فتم میقات ربه، رب خودش.

فتم میقات ربه أربعین ليلة.

ده شب دیگه اضافه کرد، کردش چهل شب.

حالا چرا سی شب تبدیل شد به چهل شب؟

چرا ده شب اضافه شد؟

این‌ها حالا اسراریه که بزرگان قلم زدن ما الان فرصتش هم نیست بگیم.

از بحث خارج می‌شیم.

آیه پونزده متفfin.

کلا إنهم عن ربهم يومئذ لمحجوبون.

این‌ها وقتی که اون روز قیامت کبراشون به پا میشه از پروردگارشون در حجاب قرار می‌گیرن.

یعنی اونجا که میگه خدا تحویلشون نمی‌گیره، نگاهشون نمی‌کنه.

این‌ها یعنی اون پروردگار خودشون که این‌ها تو این دنیا پیداش نکرده بودن، یعنی اون اسم اعظم وجودی‌شون، اون رب درونی‌شون، همون کانال ارتباطی خ-وجودشون، جدول وجودی‌شون با دریای لایتناهی وجود.

که از وجود اولین فیضی که ما از خدا در یاد گرفتیم دریافت کردیم وجوده.

اینکه وجود پیدا کردیم.

بزرگ‌ترین فیضه که ما وجود داریم، موجودیم.

از طریق چی؟

از همین کانال وجودیمون، جدول وجودیمون، همون اسم اعظم وجودی‌ته، همون رب وجودی‌ته.

اگه کسی اونو بخونه کار تمومه.

اونو بخونه.

مثلا تو کمل رب یا رب یا رب یا رب کسی اونجا بتونه این ارتباطو با رب وجودیش بگیره تمام اسم اعظمه.

حالا [نفس عمیق] دیگه.

حالا این البته اینو عرض کنم در تفاسیر برای خودم سؤال ایجاد شد که اگر همه میرن به لقاء ربشون چگونه است که اینجا می‌فرماید که این، این‌ها از پروردگارشون تو حجاب‌اند.

پس لقاء چگونه است؟

بعد حدیث امیرالمؤمنین رو پیدا کردم که مولا فرمودند که ای یعنی ذیل همین آیه پونزده متفfin که کلا، کلا إنهم عن ربهم يومئذ لمحجوبون.

امیرالمؤمنین حجاب رو داره تعریف می‌کنه، چگونه حجابیه.

فرمودن ای یعنی یا می‌تونی به جاش اینو بذاری.

محرومون عن ثوابه و کرامته.

یعنی به لقاء ربشون می‌رسن، ملاقات می‌کنند.

خب.

اما در پرده‌ی چی؟

محرومیت از ثواب و کرامت.

یعنی خدا نگاهشون نمی‌کنه، تحویلشون نمی‌گیره.

اینطوری بگیم.

سوره الرحمن چقدر اینو ما خوندیم.

فبأي آلاء ربكما.

ربكما تو که از دوهات.

پروردگار شما.

به کدام از آیات خدا تون تکذیب می‌کنید؟

بیست و یک بقره.

يا أيها الناس اعبدوا ربكم عبادت کنید پروردگار خودتون رو.

فیلم بازی نکنید.

به کجا رو کردی؟

همون رب و هرچی هست تو خودته.

در درون خودت خدا رو بیاب، نه بیرون.

يا أيها الناس اعبدوا ربكم الذي خلقكم والذين من قبلكم لعلكم تتقون.

می‌خواید اهل تقوا باشید رب خودت رو دعا بپرست، نه رب دیگران رو.

هی آویزون این و اون نشو.

هی این ذکر و اون ذکر و این ذکر و ف-- مثلا امام صادق داده به فلانی.

چون ربش اون رب بوده.

رب تو یه رب دیگه‌ست.

تو دنبال ذکر وجودی خودت بگرد.

چه کنم ذکر خودم رو پیدا کنم؟

علامه می‌فرماید قرآن ذکر رو آورده بین دو فکر.

اون اولو الالباب کیا بودند؟

الذين يذكرون الله قياما وقعودا وعلى جنوبهم بعد ويتفكرون في خلق السماوات والأرض.

اولاً مغز، اهل مغز و لب و فکر و تفکر بعد ويتفكرون.

بین این دو گذاشته و یذكرون الله قياما وقعود.

ذکر اومده بین دو فکر.

اهل فکر باش بعد ذکر خود خدا در تفکر عمیقت، در این نظام آفاقی و انفسی، در این شناخت آل-- انسان کبیر که عالم آفاقیه و انسان صغیر که خودتی، اون ذکر رو بهت القا می‌کنه.

رب خودتا.

هرچی هست تو خودته.

الان من دارم حرف می‌زنم از آیات و روایات، کلمات بزرگان.

یه القایی به تو صورت می‌گیره.

گیرنده‌ات که مطلقاً خراب نیست که بالاخره یه چیزی می‌فهمی، یه چیزی می‌چشی، به یه چیزی می‌رسی.

ها؟

اون فهم از کجا اومد؟

چیه مثلاً یه غباری، یه بخاری چیه مثلاً میاد ج-- دورتو می‌گیره.

نه.

تو وجود خودت در سقع نفس ناطقه در اون کمون ذاتت می‌فهمی.

همین یعنی تنزل ملائک.

ملک میاد واسطه‌ی فیض تو که اونو بفهمی.

ملکوت به تو می‌فهمونه.

اما با کمک معلم.

علت مؤدّه میشه معلم.

جانم؟

بله.

حالا ما اگر در اون جایگاه باشیم که خیلی شریفه، ما در اون حد نیستیم.

معلم شما انشاالله الان سید بحر العلومه، نه من.

انشاالله.

اما آیه بیست و پنج اسرا.

ربکم.

الله اکبر.

ربکم عجب آیه‌ایه.

اعلم بما فی نفوسکم.

پروردگار شما اعلمه به اونچه که در نفستونه، در درونتونه.

کلاه سر خودت نذار.

رب خودت آگاهه درونت چه خبره.

صد و بیست و شش صافات.

اجازه بدید دیگه رد شم بخوام سر هر کدوم یه نکته بگم دیگه به روضه نمی‌رسیم.

الله ربکم و رب آباکم الاولین.

الله رب شماست و رب پدران شما از اول.

الله اما رب شما از اللهه.

حواستون باشه یعنی رب انتشاش از اللهه، منتشر شده از الله که الله رب پیمبره.

پنج دخان.

لا اله الا هو یحیی و یمیت ربکم و رب آباکم الاولین.

الله اکبر.

همون هوه، همون یحیی، همون یمیت، همون رب شماست.

خب بیست و چهار قصص.

رب.

به به به به که من از بچگی این آیات که الان دارم میخونم باهاشون عجینم، کیف می‌کنم.

اینا واقعا به انسان رقص معنوی میده.

رب انی لما انزلت علی من خیر فقیر.

فقیرشم بکش، فقیر.

حضرت موسی آیه بیست و چهار قصص.

حضرت موسی دیگه وقتی به اون دو تا خوا-- دخترای حضرت شعیب آب داد سقایی کرد، سقایی کرد گوسفنداشونو چرا آورده بود و اینا بعد گرسنش بود تشنه‌اش بود رفت زیر درخت، سایه درخت دراز کشید.

نگفت خدا تشنمه نگفت گشنمه.

ادب مع الله رو ببین.

گفت خدایا با اون خیری که از تو به من نازل بشه فقیرم.

فقیر مشبه هست، خیلی فقیرم.

نه در فقرام، فقیر.

بر وزن فعیل یعنی خیر اصلاً فقر مستکنه در وجود من شده.

استکان پیدا کرده، ساکن شده.

رب انی این دعاها رو یاد بگیریم تو نمازامون بخونیم دیگه تو قنوتامون.

رب انی لما انزلت علی من خیر فقیر.

رب یعنی چی؟

ربی.

یعنی از رب خودت بخواه هرچی میخوای.

ده قمر.

فدعا ربه.

اینو حضرت نوح عرض کرده.

فدعا ربه وقتی دعا کرد پروردگارش رو انی مغلوب فانتصر من مغلوبم پس نصرت برسون بهم.

من مغلوب شدم.

هشتاد و سه انبیا و ایوب و ایوبه اذ نادى حضرت ایوب ندا زد ربه انی مسنی و بر انت ارحم الراحمین.

پریشونی منو گرفته تو ارحم الراحمینی.

اما چی؟

ربه، رب خودش رو ندا زد.

هشتاد و نه انبیا و زکریا اذ نادى ربه.

یعنی همه انبیا انگار ملهمن، ملهمن به نحو حالا الهام و ایها اگه بگیری وحی.

بهشون تعلیم داده شده که رب خودت رو بخون.

اقرأ باسم ربک که پیغمبر ما تو هم رب خودتو بخون.

حضرت زکریا اذ نادى ربه رب لا تذرنی فرداً.

اونایی که بچه دار نمیشن یا می‌خوان نسل پربرکت و زیاد داشته باشن یا تو کارهای اجتماعی وا نمونن، تنها نباشن، جماعتی باشن، ملتی باشن.

رب لا تذرنی فرداً و انت خیر الوارثین.

خدایا منو تک قرار نده فرد نباشم.

تو، تو خیر الوارثین تو بهترین ورثه‌ای.

به من جماعت کن.

برکت بده به من، به نسلم.

بچه به من بده.

نسل صالح بده.

خیلی این دعاها شیرینه.

بعد میگه رب یا شونزده قصص.

اینو حضرت موسی عرض کرده با خدا.

قال رب یعنی ربی، پروردگار من انی ظلمت نفسي فغفر لي.

من به نفسم ظلم کردم، منو ببخش.

بیست و سه هود.

الذین آمنوا وعملوا الصالحات واخبطوا الى ربهم.

اینا خودشونو حالا اخبط توی بحث قلب مخلبط ما صحبت کردیم که چه حالتی از مؤمنه.

قلب مخلبط چگونه است.

اینا مهم اینجا الان تو این بحث رب همه‌نه.

به سمت پروردگار خودشون به نحو اخبط میرن.

روم آیه هشت.

و ان كثيرا من الناس بلقاء ربهم لكافرون.

عزیزم، پسرم، دخترم، خواهرم، برادرم، پدرم، مادرم دقت کنید قرآن داره صریح لام تأکید هم میاره.

لكافرون.

ای نه ا-- باز ان، ان اول تأکیده.

چند تا تأکید میاره که اکثر مردم به لقای پروردگارشون کافرند.

چرا هی میگی اکثراً اینطورین اکثراً اونطورین.

بابا چی میگی بابا؟

حاج آقا چی میگی؟

اکثراً بیرون اینطورین اکثر.

خب بابا قرآن داره میگه ان-- ان كثيرا من الناس بلقاء ربهم لكافرون.

قطعاً، قطعاً اکثر مردم، بسیاری از مردم به لقای پروردگارشون کافرند.

چ-چرا به کثرت نگاه می‌کنی؟

اهل حق قلیل‌اند یه آیه دیگه بخونیم بسه.

آیه هجده تور.

"فا کهین بما به به".

"فا کهین بما آتاهم ربهم".

اینا خوشحالن، شادمانن از اونچه که آتاهم ربهم، پروردگار خودشون بهشون بخشیده و وقاهم دوباره و وقاهم وقیت تقوا.

اینا رو نگهشون داشته.

از چی؟

عذاب الجحیم.

کی؟

ربهم.

و وقاهم ربهم عذاب الجحیم.

پروردگار خودشون اینها رو از آتش جهنم نگه داشته.

هرچی هست تو خودته.

ربت رو هم باید تو خودت تو وجود خودت پیدا کنی.

لذا اینجا خلاصه بحث، سید بحر العلوم با زیرکی خاص-- حالا گفته رد شده‌ها.

فرموده که این حیات ابدیه که از راهش از طریق وقائع معبوده و حیات ابدیه میاره، اون برای، برای نفوس قدسیه است رزقش از طریق کسب معارف، از طریق کسب چی؟

اون علوم و معارف حقه و اون علوم و معارف حقه از کجا میاد رزق اینا میشه؟

از طریق رب خودشون.

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد.

آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد.

ببین خود در خونه این و اون و نزن.

این و اون رو اذیت نکن.

واسطه‌ی خیر و فیض باید ببری.

ابتعوا الیه الوسيلة.

اما هر اتفاق و انقلابی بخواد بیفته تو وجود خودته.

خودت عوض شو.

لذا حضرت امام از این اصل استفاده می‌کنه.

فرمود تو خودتو بساز عالم اصلاح میشه.

امام علیه الرحمه بزرگ شما بسیجی‌ها و انقلابی‌ها و مذهبی‌ها و اینا.

خودت نفست رو بساز عالم اصلاح میشه.

برید خودمون رو بسازیم.

والحمد لله رب العالمين.

صلوات بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم