ددرس‌گفتارها

[همهمه] يا رب أعوذ بك من همزات الشياطين ومن شر نفسي ومن شر خلقك.

بسم الله الرحمن الرحيم.

لا حول ولا قوة إلا بالله العلي العظيم.

اللهم إياك نعبد وإياك نستعين.

الحمد لله على كل نعمته وأسأل الله من فضله.

اللهم صل وسلم وزد وبارك على صاحب الدعوة النبوية والسلطة الحيدرية والعصمة الفاطمية والحلم الحسنية والشجاعة الحسينية والعبادة السجادية والمآثر الباقرية والآثار الجعفرية والعلوم الكاظمية والحجج الربوية والجود التقیة والنقاوة النقویة والهيبة العسكريه والغيبة الإلهية.

اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه واجعلنا من خير أعوانه وأنصاره وشيعته والمستشهدين بين يديه.

والسلام عليك يا داعي الله ورباني آياته.

سلام عليكم ورحمة الله.

ان شا الله که در این غروب جمعه پر از نور و سرور امام عصر عزیزمون هر کجا تشریف دارن حالشون خوب باشه و خدای ممنون گره از امر فرج حضرت بگشاید.

ان شا الله حضرت از سائل جمع ما و متلبین ما دعا کنند.

صلواتی خد بفرمایید.

اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجه.

به فضل الهی میریم سراغ ادامه رساله سید بحر العلوم.

در فصل دوم رسیدیم به موضوع معرفت اجمالیه و جلسه پیش عرض کردیم که مقصد عالم یعنی اونجایی که ما به سمتش در حرکتیم، حیات ابدیه است.

یعنی ما ابد در پیش داریم و اگر چنانچه این باور برای کسی حاصل شد دیگه او خودش رو برای ابد آماده میکنه و بسیاری از دلبستگی‌ها و تعلقاتش کم میشه و همه مشکلات ما در مسیر سیر و سلوک برمی‌گرده به همین تعلقات، علاقه‌هایی که زودگذر است و فانی.

وقتی که پیغمبر عظیم الشأن اسلام به حضرت جبرائیل فرمودند که یا جبرائیل عظنی منو موعظه کن و این پیداست که موعظه فقط از بالا به پایین نیست چون حضرت جبرائیل یکی از شؤون وجودی پیغمبره.

شانش پایین‌تر از اوست.

باز پیغمبر از او میخواد موعظش کنه و عذو خطابه از هر کسی امکان داره حتی یه بچه انسان نصیحت بشنوه و قبول من مین سهو جزء فرمایشات امام جواده.

از اون سه چیزی که برای هر چیزی، برای هر مؤمنی مو نیاز منده به اوست.

که وقتی این درخواستو پیغمبر از حضرت جبرائیل کرد، حضرت جبرائیل فرمودند که اش ما شد هر طور میخوای زندگی کن فقط یه چیزو بدون.

اونم اینکه فانک میت.

تو نه اینکه خواهی مرد، همین الان میتی.

یعنی همین الان اگر قیامت کبرا تو قیام کنه متوجه میشی که مثل یک میتی بین دو دست غسال که داره غسل میده هیچ میت از خودش تحرکی نداره که لا حول ولا قوة إلا بالله العلي العظیم.

بعد عرض کرد که يا رسول الله احب ما شد فانك مفارقه.

بحث تعلقات بود این به خاطرم اومد که هر چیزی رو میخوای دوست داشته باش، احب ما شد اما یه چیزو بدون که فانك مفارقه ازش جدا میشی.

دوست داشتنات به حدی باشه که بدونی از او جدا میشی.

البته این احبب قطعا برنمی‌گرده به مسائل ابدی مثل حب به حضرت حق، به قرآن، به اهل بیت، انابیات اینها نه، به غیر از این.

اونچه که تعلق میاره.

و البته بعد فرمودند که وافع ما شد هر کاری هر طور می خوای عمل کن فقط اینو بدون که فانك ملاقيها اون عملت رو ملاقات می‌کنی.

سلام علیکم.

نکه اثر عملت رو بلکه خود عمل رو ملاقات می‌کنی.

اینجاست که می‌فرمایند جزا، جزا نفس عمله یعنی خود عمل، عملی که انجام میدی همون جزای توست.

که بعد فرمودند که عزه شرف المومن شرف المومن صلاته باللیل.

شرافت و بزرگواری مؤمن نماز شبشه صلاته باللیل.

اینه که سحر پاشه نماز شب بخونه و عزه کف عن عید الناس.

اینکه از چشم‌پوشی کنه، کف نفس داشته باشه از اونچه که در دست مردمه.

سر سوزنی توجه به دارایی مردم نداشته باشه، چشم‌داشتی به دارایی دیگران نداشته باشه که حالا گرفتاری‌های ما معمولاً برمی‌گرده به تعلقات ما.

اون حلقه‌هایی که [مکث] فإنک مفارقه قراره فارغ بشیم ازش و ازش جدا بشیم.

پس حواسمون جمع باشه که در ابتدای فصل دوم در بحث معرفت اجمالیه سید بحر العلوم می‌فرماید حیات ابدیه مقصد ماست.

حالا ادامه.

مقصد عالم حیات ابدیه است که به لسانی آن را بقاء به معبود خوانند.

و ظهور عیون حکمت که علوم حقیقیه هستند اشاره به آن است.

این متن رساله است.

ظهور عیون حکمت که ما فصول گذشته عرض کردیم که اربعین، اگر اربعینی با همراه اخلاص کسی بگیره چهل صبح خودش رو خالص کنه، چشمه‌های حکمت از قلبش به زبا-- از قلبش به زبانش جاری می‌شه.

یه جا دیگه هم داره که چشمه‌های حکمت می‌جوشد در وجودش.

حالا برداشت یک معنا رو داره.

اینجا می‌فرماید، سید می‌فرماید ظهور عیون حکمت یعنی اون چشمه‌های حکمت که علوم حقیقیه هستند؛ یعنی همون العلم نور یغرفه‌الله فی قلب من یشاء.

این علوم حقیقیه یعنی اون علمی‌اند که از جنس نورند، نه این علمی که ما متعارف می‌گیم بهش علم، دانش امروزی، این‌ها نه.

پس ظهور عیون حکمت که علوم حقیقیه هستند اشاره به آن است.

اشاره به چیه؟

اشاره به بقاء به معبود.

که همون حیات ابدیه رو اگر کسی متوجهش باشه، متوجه این باشه که برای ابده و دست از تعلقاتش برداره، چنین کسی به بقاء به معبود می‌رسه و چشمه‌های علم و حکمت از قلبش جاری می‌شه بر لسانش.

چه علوم حقیقیه و معارف حقه روزی نفوس قدسیه است.

چقدر کلام عرشیه واقعاً.

دهان سید چقدر باید عرشی باشه این حرف رو بزنه.

یه بار دیگه بخونم.

چه علوم حقیقیه و معارف حقه که ما درباره‌ش داریم سخن می‌گیم، روزی نفوس قدسیه است.

نفوس خبیث، نفوس ناپاک لا یمسّهُ إلا المتهرون.

روزیشون علوم حقه نیست.

نور روزی این‌ها نمی‌شه.

نور جایی که ظلمت هست قرار نداره.

اصلاً نمی‌شه، این‌ها با هم جمع نمی‌شن.

یخرجهم یخرجونهم.

یا نوره یا اخراج از نوره؛ یعنی ظلمته.

یکی از این دو تاست.

دو تاش با هم جمع نمی‌شه.

انسان سر سفره‌ی معاویه لعنت الله عليه باشه و اقتدا به علی کنه در نمازش.

اصلاً این دو تا با هم جمع نمی‌شن.

پس روزی نفوس قدسیه است معارف حقه.

هرچه نفس رو قداستش رو حفظ کنی که البته قدسی هست.

ما در کتاب شریف مصباح العقول ابن فناری و شرح فصوص قیصری که از استاد علامه حسن زاده شرح مبسوطی دارن بارها و بارها از استاد شنیدیم این رو که-- و دیدیم در کتاب‌های این صحف نوریه عرفانیه بزرگان دیدیم که ما یک فیض اقدس داریم، یک فیض مقدس.

اونجایی که فیض برمی‌گرده به مرتبه احدیت نظام هستی؛ یعنی از ذات حضرت حق منتج می‌شه به اون اعیان ثابته؛ یعنی صور علمیه در ثغء ذات حضرت حق منتج می‌شه، برمی‌گرده، از اونجا نتیجه می‌شه، از اونجا شروع می‌شه.

اون فیض رو بهش می‌گن چی؟

فیض اقدس.

که بر اساس اون آیه چون این‌ها بحثش قبلًا گذشته دیگه الحمدالله باید آشنا باشید که أَمٌّ شَيْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ.

هیچ چیزی نیست مگر اینکه خزينه‌ش پیش ماست و ما نازل نکردیم مگر این‌ها رو مگر به قدر معلومشون، به اندازه‌شون.

و اونجا عرض کردیم که پس هر چیزی، هر شیئی أَمٌّ شَيْءٍ دیگه، هیچ چیزی نیست.

پس همه اشیا خزانه‌شون ذات حضرت حقه.

وقتی که در مقام ذاتن، در اون عین ثابتن، در علم خداوند متعال هستن، این فیض مقد-- اقدسن.

خب وقتی نازل می‌شن که اونجا مرتبه احدیت تمام این کثرات مندمجن، مستهلکن در اون مقام ذاتی که کل شیء هالك إلا وجهه.

وقتی به مرتبه واحدیت می‌رسی یعنی به خلقت، خلائق، ظهور حضرت حق، آیاتش، مجالس، ازلال، سایه‌ها، ظهور و بروز حضرت حق، دیگه مرتبه واحدیت و کثراته.

یعنی ذات حضرت حق از اون بطنان و از اون کمون ذاتش ظهور می‌کنه، تجلی به یک معنا کل يوم هو فی شأن تجلی می‌کنه حضرت حق و مرتبه واحدیت می‌شه.

اینجا دیگه در کثرات که دیگه اسماء الهی ظهور پیدا می‌کنند که من و شمام یکی از اون ظهورات هستیم و ما هم یک اسم الله هستیم و آیه الله و کلمه الله ما مرآت الهی هستیم و محل تجلی حضرت حقیم بلکه عین تجلی او هستیم، نه محل تجلی.

محل تجلی یعنی یه چیزی هست که خدا در او تجلی میکنه.

نه.

اصلا عین تجلی حق، عین ظهور حقیم.

این مرتبه رو دیگه بهش میگن چی؟

فیض مقدس.

[نفس عمیق] همه چی در نظام هستی مقدسه، همه چی.

اینه که اهل بیت مثلا به امیرالمؤمنین علیه السلام گفتن که-- خودشون فرمودن که اگر دنیا رو به من بدن برای اینکه بخوام یه پوشی رو از دهان یک مورچه بگیرم، نمیگیرم، نمی‌کنم این کارو.

برای چی این کار، حرکت رو انجام بدم؟

چرا؟

اینکه مثلا حالا اینها یه مقدار جسارت می‌کنم با ماها و سبک زندگی‌های عجیب و غریب ماها شاید سازگار نیست.

اما وقتی کسی به اون معرفت اجمالیه که تو این فصل دوم رساله سید بشر العلوم داره بحث میکنه رسید، [سین کشیدن] واقعا این چنین میشه نه که فیلم بازی کنه.

پسر آقای بهجت می‌فرمود که اصلا اجازه نمی‌داد پدر ما تو خونه‌مون مثلا سوسک‌ها رو بکشیم، مورچه‌ها رو بکشیم.

اصلا اجازه نمی‌داد.

می‌گفت این در و پنجره رو باز بذارین مثلا پشه ها، مگس ها اینا برن.

یا حتی یه روز می‌گفت دیوانه ای اومد تو خونه‌ی ما، دیوانه بود.

می‌خواستیم بیرونش کنیم اجازه نداد پدر، پدرم گفت به ما پناه آورده بذار خودش بره.

حالا اینها میگم الان شما این حرفو بری در جایی که تربیت نشدن بگی خنده‌ش می‌گیره سامر کن مسخره شاید ما رو بکنه.

این حرفا چیه میزنی؟

دیوانه است بیرونش کن بزن تازه پس کله‌ش رو.

اما نه آقای بهجت این چنین نیست.

لذا اینه که اینا اصلا فرق می‌کنند.

جنسشون انگار با ماها فرق می‌کنه.

چرا؟

چون سبک زندگیشون با ما متفاوته.

سبک زندگیشون بر اساس حقایق نظام هستی استوار شده.

حقایق نظام هستی.

[نفس عمیق] خب کی دیگه؟

داره دیر میشه دیگه.

دیگه واقعا ریشامون، موهامون به سفیدی داره میره و دیگه بعضیامون داریم نوه دار میشیم و شدیم بعضیامون.

تمامه.

انقدر قریب باشد که بلند بگو لا اله الا الله خدا طول عمر با برکت به همتون بده.

اما دیگه حقه.

ها؟

والموت حق.

تو همین آل یاسین که می‌خونیم امروز انشاالله و ان ال تاکیدم می‌کنه ان الموت حق و ان نا کر ونکیرا حق.

این حقه، حقه.

اصلا چیزی جز حق نیست.

چیزی در جز قداست در نظام هستی نیست.

بحث ما بحث قدسی، قدس بود.

فرق، فرق فیض مقدس و فیض اقدس رو داشتیم می‌گفتیم.

حالا حداقل این رو بدونیم که همه چی در نظام هستی مقدسه.

شما می‌تونی بدون وضو دست بذاری رو اسم شیطان تو قرآن؟

اسم شیطانه.

حق نداری دست بذاری حرامه.

اسم شیطان در قرآن مقدسه.

وقتی اون حروف عرض شود، ااا تفسیر حروف، تفسیر حروف معجم در باب سی و دو کتاب شریف توحید شیخ صدوق، تفسیر حروف المعجم که امام رئوف صلوات الله علیه فرمودن ما دیشب رسیدیم به حرف قاف در یا زهراي شرق، حرف قاف رو که حکایت از قرآن می‌کنه.

قاف چقدر حرف مقدسیه.

دیشب بحث کردیم اونجا.

حرف فاء، فالق الحبة والنوا شکافنده.

قاف قرآن که عل الله جمع هو قرآن، حکایت از قرآن می‌کنه.

قاف اصلا شأن نزول حرف قاف برای اینه.

چقدر قرآن مقدسه.

حرف قاف حکایت یعنی محاکات داره به قرآن حکایت از قرآن می‌کنه.

پس انقدر مقدسه.

حرف کاف.

الیس الله بکاف عبده.

الكافي اسم حضرت حقه.

اصلا ما چیزی نداریم که نشان حق نباشه.

حتی شیطان هم، شیطان هم از ابتدا به این معنایی که ما میگیم شیطنت کرد و شیطان شد و رجیم شد که از ابتدا نبود که خودش، خودش رو راند.

باز هم الان با همه این به قول ما شیطنتش باز هم مظهر اسم حقه.

خدا مدل هست یا نه؟

ان الله يهدی من یشاء و یضل من یشاء.

یکی از اسامی حضرت حق مدله.

قاعده اضلال، رها کنندگی.

رها می‌کنه، [سین کشیدن] گمراه می‌کنه.

هر کسی حق نداره در خونه خدا بیاد.

حق نداره ناپاک بیاد.

بیا با هرچی کردی بیا.

بله بیا اما نه ناپاک بیای.

توبه کن بیا.

اه با طهارت بیا.

اینطور نیست که هر ناکسی بتونه در خونه خدا رو بزنه.

اصلا لا یمس书 الا المتحرون.

این اصله.

اصله عزیزم.

این اصول امهاته که در قرآن اومده.

قرآن اصول امهات رو به نحو احسن پا برجا کرده، میخش رو زده.

ما اینا رو باید جاری کنیم تو زندگیمون.

پس نظام اقدس، نظام فیض اقدس، فیض مقدس.

همه چی مقدسه.

حالا اینجا دیگه شما به حروف هم تقدس قائل میشی، دیگه چه برسه به حیوانات، به نباتات، به جمادات.

بابا قدیمی‌ها می‌خواستن برگ یه درخت رو بچینن بسم الله الرحمن الرحیم می‌گفتن.

وضو می‌گرفتن.

ما دیدیم این‌ها رو و با درخت حرف می‌زدن.

خدا رحمت کنه مادر ما رو و اموات شما رو.

مادر ما گل و گیاه زیاد داشت و با این‌ها حرف می‌زد، سخن می‌گفت، نازشون می‌کرد، نوازششون می‌کرد، باهاشون حرف می‌زد.

لذا همیشه این‌ها شاداب بودن.

و به محض اینکه به رحمت حق رفت همه این‌ها پژمرده شدن و از بین رفتن.

چون کسی دیگه نبود نازشونو بخره.

کسی زبان حال اینا رو بلد نبود.

اینا زنده‌اند.

اینا حیات‌اند.

اینا مظهر یکی-- اینا یکی از اون اسمایی که چون فرمود هر کجا سلطان وجود قدم نهاد اساکر اسماء یعنی همه لشگریان اسماء حق موجود‌اند.

بالاخره این گیاه وجود دارد یا نه؟

این حیوان موجود است یا نه؟

این سنگ وجود دارد یا نه؟

همین که موجود است و وجود دارد بهره از فیض گرفته است از فیض اقدس و مقدس.

یعنی هست.

همین که هست اسم خدا در اون تجلی کرده که هست.

همه چی اسم الله.

شیطان هم اسم الله.

منتها مظهر اسم مذل خداست.

وقتی شما اینطوری نگاه می‌کنی می‌بینید چقدر نگاه عوض می‌شه.

اینه که میگه و يعلمهم الكتاب و الحکمة بالاترین کار انبیا بعد از ت-اين تلاوت قرآن و تزکیه نفوس، تعلیم علم و حکمت است.

چرا؟

به جهت اینکه علم و حکمت چشم انسان رو باز می‌کنه.

ما هم فصل دوم رساله سید در بحث معرفت اجمالیه‌ای، معرفت، علم و معرفت، علم و حکمت، يعلمهم الكتاب و الحکمة.

حالا سید اینجا خیلی تاکید داره که حواستون جمع باشه که چه علوم حق حقیقیه و معارف حقه روزی نفوس قدسیه است.

نفس باید پاک باشه تا این روزیش بشه.

نمی‌شه نفس ناپاک باشه و نور روزیش بشه.

حالا که به اینجا رسیدیم الان گفتم نور.

هی نور گفتیم نور نور کردیم.

یادم افتاد خدارو شکر که یادم افتاد.

امروز رو-- چه روزیه؟

روز جمعه است.

بله روز ازدواج این دو تا دسته گل آسمانی و عرشی و فوق عرشی هم هست.

اما هدیه‌ای که چندین ماه پیش در شهادت امام عسکری صلی الله علیه اینجا عرض کردیم دو مرتبه تقدیم کنیم.

یادتون هست دیگه؟

گفتیم که بزرگان اهل معر-معرفت من جمله این عالم جا-جامع الاطراف حضرت استاد علامه حسن زاده می‌فرمایند که هر وقت که اول ماه قمری با روز جمعه شروع بشه مثل امروز اول ماه ذی الحجه است.

روز جمعه است.

چنین ماهی تمام آنات و ساعات و شب و روزش به نور مهدی روشنه.

یعنی نور مهدی دارد این ماه.

لذا ماه بسیار ماه پرفروغی است.

بسیار پرنوری است.

همین که با جمعه آغاز شده و با تزویج این دو دسته گل آسمانی و فرمودند هرکس که بتواند در این ماه، در چنین ماهی که با اول ماه با جمعه شروع بشه، بتواند به عدد اسم نور، عدد ابجد اسم نور چیه؟

دویست و پنجاه و شش.

دقیقا روز میلاد امام عصر.

میلاد امام هست کیه؟

دویست و پنجاه و شش هجری قمری.

به عدد این ذکر این اسم شریف الله نور السماوات والارض آیه نور رو که آیه سی و پنج سوره نور هست به این عدد در طی این ماه بگه برکات عجیبی از ناحیه مقدسه حضرت حجت شامل حالش می‌شه.

بعضیا گفتن هر شب توی همچین ماهی شبی چهارده بار بگه بخوا-بخوابه.

حالا هر طور که کدوم که می‌تونید سعه وجودیتونه.

[صدای موتور] و البته ایام هم ایام خاصیه.

ایام معلومات.

یذکر اسم الله فی ایام معلو-معلومات.

در آیه قرآن اومده که این‌ها اهل تقوا، بندگان خدا، عباد الرحمن.

این‌ها اهل ایمان.

به یک معنا هر کجا قرآن اهل ایمان رو بیان می‌کنه یعنی محب علی.

یعنی شیعه امیرالمؤمنین.

تمام.

فصل الخطاب فرمایش امام صادق صلی الله علیه در کافی کلینی اعلا الله مقامه الشریف.

خب اهل ایمان می‌فرماید یذکر اسم الله فی ایام معلومات.

توی این ایام معلوم که پیغمبر در اون حدیث، حدیث نبوی شریف فرمود که افضل و گرامی‌ترین ایام سال است.

یعنی به این حدیث شما دقت می‌کنید می‌بینید پر این ایام میزنه به پر شب قدر و ایام ماه مبارک رمضان.

یعنی کمتر از اون شبی ایام نیست.

کی؟

چی؟

این دهه ابحا پر از نور.

یعنی دهه اول ذی الحجه که امروز روز اولشه.

حالا خوشا به حال اونایی که از اول دهه اول ذی القعده چهل گیریشونو شروع کردن.

چون فصول قبلی ما پیراون اربعینیات بر اساس رساله سید سخن گفتیم بعضیا شروع کردن.

بعضیا عرب-از اربعینیات سنگینه مثل اربعین روزه و بعضیا ختم قرآن و بعضیا ه-تهذیب نفس و چله ترک گناه و اینا شروع کردن.

حالا هرکس به سعه وجودیش.

الان دیگه این دهه آخر و بالاترین دهه است که میقات و وعد ناموسى ثلاثین الیلة.

و واقعت و وعدنا موسی ثلاث سی شب اول وعده داده بود سی شب.

واتممناها بعشر بعد چهل شب تک اتممناها عجیبه اینجا تو این آیه.

تمامش میکنه با این ده شب.

این ده شب همین ده شبه.

همین ده شبی که الان درش هستیم.

ده شبانه‌روز خیلی ایام خاصیه.

که حالا بهترین کار چون اینجا خود آیه تو دل خودش داره میگه بهترین کار در این ایام چیه؟

میفرما چی؟

یذکر اسم الله اسم الله.

یعنی ذاکر الله باشی.

فی ایام معمول معلومات توی این ایام تو این دهه ذاکر حضرت حق باشی.

این بهترین کاره.

که خودش این رسیدن به حقیقت ذکر باعث میشه که انسان از ظاهر عبور کنه به باطن برسه و برسه انشاالله به این معرفت اجمالیه و ت-- و خودش تزکیه و تطهیر نفوس میکنه کمک میکنه برای فهم حقایق و معارف.

اسم خدا.

منتها خب این هم اسم خدا هم همونطور که ما قبلاً گفتیم این واقعاً معجزه کلام حضرت نوح که قرآن بیان میکنه و لقد خلقکم اطوارا که دیشب هم عرض کردیم شما طورهای مختلفی دارید.

هر آن یک طوری دارید، یک حالیی دارید، یک زبان حالی دارید.

چه جسمتون، چه نفستون، چه ظاهرتون، چه باطنتون احوالات متقلب و منقلبی دارید که قلب مدیریت بدن رو، مدیریت وجود رو دست گرفته اما خودش دائماً در انقلابه.

فراز و نشیب داره.

یه روز بسط داره، یه روز قبض داره، یه روز خ-خوشه، یه روز ناخوشه.

خب در این طورهای مختلفی که ما داریم یه طورمون ظاهرمونه.

این زل-زبان و لسانه.

آقا دست می‌گیره دستش شروع می‌کنه با زبانش ذکر گفتن.

این انزل مراتب ذکره.

درسته؟

فرمود یذکر اسم الله فی ایام المعمول، معمولات، معلومات اسم خدا رو اینا اصلاً اهل ذکر حضرت حق‌اند.

اما چگونه؟

انزل مراتب، نه.

طورها رو اطوار رو باید توجه کرد.

یه طور ما اینه که به لغلغه زبان اون پوسته رو، اون ظاهر ذکر رو که قالب ذکره که اونم پاکه.

همونطور که گفتیم حروف هم مقدسن چه برسه سبحان الذي خلق الازواج كله.

وقتی این حروف با هم ازدواج می‌کنند و کلمات و از کار رو تشکیل می‌دن چقدر اون‌ها دیگه اقدسن.

شما اسم الله رو بر لسان جاری کنی چیز کمی نیست.

اما تو همین طور وجودیت نمون.

سعی کن ذکر عقلی بگی.

ذکر عقلی چگونه است؟

همون تفکر و يتفكرون في خلق السماوات والأرض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانك فقنا عذاب النار.

اهل ذکر چون قبل از این آیه، آیه صد و نود و صد و نود و یک سوره آل عمرانه.

قبل از این آیه يتفكرون میفرماید یذکرون الله قياما وقعودا وعلى جنوبهم.

اینا اهل ذکر‌اند دائماً.

حالا اینا چی‌ان که اهل ذکر‌اند دائماً.

که الان ما بحث ذکر رو در این ایام