ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 018

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

معرفت اجمالیه و حیات ابدیه

یا رب أعوذ بک من همزات الشیاطین ومن شر نفسی ومن شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول ولا قوة إلا بالله العلی العظیم. اللهم إیاک نعبد وإیاک نستعین. الحمد لله علی کل نعمة وأسأل الله من فضله. السلام علیک یا داعیَ الله و ربّانیَّ آیاته. به فضل الهی ادامهٔ رسالهٔ سید بحرالعلوم. در فصل دوم به موضوع معرفت اجمالیه رسیدیم. جلسهٔ پیش گفته شد مقصد عالم — جایی که به سمتش در حرکتیم — حیات ابدیه است؛ ابد در پیش داریم و اگر این باور حاصل شد انسان خود را برای ابد آماده می‌کند و بسیاری از دلبستگی‌ها و تعلقات زودگذر و فانی کم می‌شود. همهٔ مشکلات مسیر سیر و سلوک به همین تعلقات برمی‌گردد.

موعظهٔ جبرئیل: میت و مفارقت

وقتی پیامبر عظیم‌الشأن اسلام به حضرت جبرئیل فرمودند یا جبرئیل عظنی؛ من را موعظه کن — و این پیداست که موعظه فقط از بالا به پایین نیست چون حضرت جبرئیل یکی از شؤون وجودی پیامبر است؛ شأنش پایین‌تر از اوست؛ باز پیامبر از او می‌خواهد موعظه‌اش کند و عذرخواهی از هر کسی امکان دارد حتی یک بچه؛ انسان نصیحت بشنود و قبول منّة من سهو جزء فرمایشات امام جواد است از آن سه چیزی که برای هر مؤمنی نیازمند به اوست — وقتی این درخواست را پیامبر از حضرت جبرئیل کرد حضرت جبرئیل فرمودند هر طور می‌خواهی زندگی کن فقط یک چیز را بدان؛ آن هم اینکه فإنک میت؛ تو نه اینکه خواهی مرد، همین الان میتی؛ یعنی همین الان اگر قیامت کبری قیام کند متوجه می‌شوی که مثل یک میتی میان دو دست غسال که دارد غسل می‌دهد هیچ میت از خودش تحرکی ندارد که لا حول ولا قوة إلا بالله العلی العظیم. بعد عرض کرد یا رسول‌الله أحبب ما شئت فإنک مفارقه؛ بحث تعلقات بود که به خاطر آمد؛ هر چیزی را می‌خواهی دوست داشته باش اما یک چیز را بدان که فإنک مفارقه ازش جدا می‌شوی. دوست داشتنت به حدی باشد که بدانی از او جدا می‌شوی. البته این أحبب قطعاً برنمی‌گردد به مسائل ابدی مثل حب به حضرت حق، به قرآن، به اهل بیت؛ به غیر از این؛ آنچه تعلق می‌آورد. و البته بعد فرمودند و اعمل ما شئت؛ هر کاری هر طور می‌خواهی عمل کن فقط این را بدان که فإنک ملاقیه؛ آن عملت را ملاقات می‌کنی؛ نه که اثر عملت را بلکه خود عمل را ملاقات می‌کنی. اینجاست که می‌فرمایند جزا نفس عمله یعنی خود عمل؛ عملی که انجام می‌دهی همان جزای توست. که بعد فرمودند عزة المؤمن صلاته باللیل؛ شرافت و بزرگواری مؤمن نماز شبش است؛ این است که سحر پاشد نماز شب بخواند؛ و عزه کفّه عن أعراض الناس؛ اینکه چشم‌پوشی کند، کف نفس داشته باشد از آنچه در دست مردم است؛ سر سوزنی توجه به دارایی مردم نداشته باشد، چشم‌داشتی به دارایی دیگران نداشته باشد که حالا گرفتاری‌های ما معمولاً برمی‌گردد به تعلقات ما؛ آن حلقه‌هایی که فإنک مفارقه قرار است فارغ شویم ازش و ازش جدا شویم.

بقاء به معبود و عیون حکمت

پس در ابتدای فصل دوم در معرفت اجمالیه سید می‌فرماید حیات ابدیه مقصد ماست. ادامهٔ متن رساله: مقصد عالم حیات ابدیه است که به لسانی آن را بقاء به معبود خوانند؛ و ظهور عیون حکمت که علوم حقیقیه هستند اشاره به آن است. ظهور عیون حکمت — در فصول گذشته گفته شد اگر اربعینی با اخلاص کسی بگیرد و چهل صبح خود را خالص کند چشمه‌های حکمت از قلبش به زبانش جاری می‌شود؛ جایی دیگر نیز چشمه‌های حکمت می‌جوشد در وجودش. اینجا سید می‌فرماید ظهور عیون حکمت یعنی آن چشمه‌های حکمت که علوم حقیقیه هستند؛ همان العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء. این علوم حقیقیه از جنس نورند نه دانش متعارف امروزی. پس ظهور عیون حکمت اشاره به بقاء به معبود است؛ اگر کسی متوجه باشد که برای ابد است و دست از تعلقات بردارد به بقاء به معبود می‌رسد و چشمه‌های علم و حکمت از قلبش جاری می‌شود بر لسانش.

معارف حقه روزی نفوس قدسیه

چه علوم حقیقیه و معارف حقه روزی نفوس قدسیه است. چقدر کلام عرشی واقعاً؛ دهان سید چقدر باید عرشی باشد این حرف را بزند. یک بار دیگر بخوانیم. چه علوم حقیقیه و معارف حقه که ما دربارهٔاش داریم سخن می‌گوییم روزی نفوس قدسیه است. نفوس خبیث، نفوس ناپاک لا یمسه إلا المطهرون؛ روزیشان علوم حقه نیست. نور روزی این‌ها نمی‌شود. نور جایی که ظلمت هست قرار ندارد؛ اصلاً نمی‌شود؛ این‌ها با هم جمع نمی‌شوند. یخرجهم من الظلمات إلی النور یا اخراج از نور؛ یعنی ظلمت. یکی از این دو تاست؛ دو تایش با هم جمع نمی‌شود. انسان سر سفرهٔ معاویه لعنه‌الله‌علیه باشد و اقتدا به علی کند در نمازش؛ اصلاً این دو تا با هم جمع نمی‌شوند. پس روزی نفوس قدسیه است معارف حقه. هرچه نفس را قداستش را حفظ کنی که البته قدسی هست. ما در کتاب شریف مصباح الأنس ابن‌فناری و شرح فصوص قیصری که از استاد علامه حسن‌زاده شرح مبسوطی دارند بارها و بارها از استاد شنیدیم این را و دیدیم در کتاب‌های این صحف نوریهٔ عرفانیهٔ بزرگان.

فیض اقدس و فیض مقدس

در مصباح الأنس ابن‌فناری و شرح فصوص قیصری که از استاد علامه حسن‌زاده شرح مبسوط دارند بارها شنیدیم و در صحف نوریهٔ عرفانیه دیدیم که یک فیض اقدس داریم و یک فیض مقدس. آنجا که فیض برمی‌گردد به مرتبهٔ احدیت — از ذات حضرت حق منتج می‌شود به اعیان ثابته؛ صور علمیه در ثغر ذات — آن فیض را فیض اقدس می‌گویند. بر اساس آیه:

«وَإِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» (حجر/۲۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هیچ چیز نیست مگر آنکه خزائن آن نزد ماست و فرو نمی‌فرستیمش مگر به اندازهٔ معلوم.

هیچ چیزی نیست مگر خزینه‌اش پیش ماست. پس همهٔ اشیا خزائنشان ذات حضرت حق است؛ وقتی در مقام ذات و عین ثابت و علم خداوندند این فیض اقدس است. وقتی نازل می‌شوند — در مرتبهٔ احدیت همهٔ کثرات مندمج و مستهلک‌اند در مقام ذاتی که کل شیء هالک إلا وجهه — به مرتبهٔ واحدیت یعنی خلقت و خلائق و ظهور آیات و مجالی و اظلال می‌رسیم؛ کثرات و اسماء الهی ظهور پیدا می‌کنند و من و شما یکی از آن ظهوراتیم؛ اسم الله و آیهٔ الله و کلمهٔ الله؛ مرآت الهی و عین تجلی حق نه محل تجلی. این مرتبه را فیض مقدس می‌گویند. همه چیز در نظام هستی مقدس است.

معرفت اجمالیه و سبک زندگی قدسی

اهل بیت مثلاً دربارهٔ امیرالمؤمنین علیه‌السلام خودشان فرمودند که اگر دنیا را به من بدهند برای اینکه بخواهم پوستی را از دهان یک مورچه بگیرم نمی‌گیرم؛ نمی‌کنم این کار را. برای چه این کار و حرکت را انجام دهم؟ اینکه حالا این‌ها یک مقدار جسارت می‌کنم با ماها و سبک زندگی‌های عجیب و غریب ماها شاید سازگار نیست. اما وقتی کسی به آن معرفت اجمالیه که در این فصل دوم رسالهٔ سید بحرالعلوم دارد بحث می‌کند رسید واقعاً این چنین می‌شود نه که فیلم بازی کند. پسر آقای بهجت می‌فرمود که اصلاً اجازه نمی‌داد پدر ما در خانه‌مان مثلاً سوسک‌ها را بکشیم، مورچه‌ها را بکشیم؛ اصلاً اجازه نمی‌داد. می‌گفت این در و پنجره را باز بگذارید مثلاً پشه‌ها و مگس‌ها بروند. یا حتی یک روز می‌گفت دیوانه‌ای آمد تو خانهٔ ما، دیوانه بود؛ می‌خواستیم بیرونش کنیم اجازه نداد پدر؛ پدرم گفت به ما پناه آورده بگذار خودش برود. حالا این‌ها را الان شما این حرف را ببری در جایی که تربیت نشده‌اند بگویی خنده‌شان می‌گیرد؛ مسخره شاید ما را بکنند که این حرف‌ها چیست می‌زنی؛ دیوانه است بیرونش کن بزن تازه پس کله‌اش را. اما نه آقای بهجت این چنین نیست. لذا این است که اینان اصلاً فرق می‌کنند؛ جنسشان انگار با ماها فرق می‌کند. چرا؟ چون سبک زندگی‌شان با ما متفاوت است؛ سبک زندگی‌شان بر اساس حقایق نظام هستی استوار شده. دیگر واقعاً ریش‌ها و موها به سفیدی می‌رود و بعضی نوه دار می‌شویم؛ تمام است. والموت حق؛ در همین آل یاسین که می‌خوانیم إن الموت حق وإن ناکراً ونکیراً حق؛ این حق است؛ اصلاً چیزی جز حق نیست؛ چیزی جز قداست در نظام هستی نیست. بحث ما بحث قدس بود؛ فرق فیض مقدس و فیض اقدس را داشتیم می‌گفتیم.

تقدس حروف و مظهریت شیطان

حداقل بدانیم همه چیز در نظام هستی مقدس است. می‌توانی بدون وضو دست بگذاری روی اسم شیطان در قرآن؟ حق نداری؛ حرام است؛ اسم شیطان در قرآن مقدس است. تفسیر حروف معجم در باب سی و دو توحید شیخ صدوق؛ امام رئوف فرمودند؛ دیشب در یا زهرا شرق به حرف قاف رسیدیم که حکایت از قرآن می‌کند؛ قاف حرف مقدسی است؛ فاء فالق الحب والنوی؛ قاف قرآن؛ الکافی اسم حضرت حق. اصلاً چیزی نداریم که نشان حق نباشد. حتی شیطان از ابتدا شیطان و رجیم نبود؛ خودش را راند؛ باز هم با همهٔ شیطنتش مظهر اسم حق است. خدا مذل هست یا نه؟ إن الله یهدی من یشاء ویضل من یشاء؛ یکی از اسامی مذل است؛ قاعدهٔ اضلال و رهاکنندگی. هر کسی حق ندارد ناپاک در خانهٔ خدا بیاید؛ بیا اما توبه کن با طهارت بیا. لا یمسه إلا المطهرون اصل است؛ اصول امهات قرآن میخش را زده؛ باید در زندگی جاری کنیم. پس نظام فیض اقدس و فیض مقدس؛ همه چیز مقدس است؛ به حروف هم تقدس قائل می‌شوی چه رسد به حیوانات و نباتات و جمادات. قدیمی‌ها می‌خواستند برگ درختی بچینند بسم الله می‌گفتند و وضو می‌گرفتند؛ با درخت حرف می‌زدند. مادر ما گل و گیاه زیاد داشت و با آن‌ها حرف می‌زد و نوازششان می‌کرد؛ همیشه شاداب بودند و به محض رحلت ایشان پژمرده شدند؛ کسی زبان حالشان را بلد نبود. این‌ها زنده‌اند و حیات‌اند؛ مظهر اسماء‌اند. هر کجا سلطان وجود قدم نهاد اساکر اسماء موجودند. همین که موجود است بهره از فیض اقدس و مقدس گرفته؛ اسم خدا در آن تجلی کرده. شیطان هم اسم الله است منتها مظهر اسم مذل. وقتی این‌طور نگاه کنی نگاه عوض می‌شود.

یعلمهم الکتاب والحکمة

ویعلمهم الکتاب والحکمة بالاترین کار انبیا پس از تلاوت و تزکیه تعلیم علم و حکمت است چون چشم را باز می‌کند. فصل دوم رساله در معرفت اجمالیه همین علم و حکمت است. سید تأکید دارد چه علوم حقیقیه و معارف حقه روزی نفوس قدسیه است؛ نفس باید پاک باشد تا این روزیش شود؛ نمی‌شود نفس ناپاک باشد و نور روزیش شود.

نور مهدی در ماه آغازشده با جمعه

امروز جمعه است. بله روز ازدواج این دو دسته گل آسمانی و عرشی و فوق عرشی هم هست. اما هدیه‌ای که چندین ماه پیش در شهادت امام عسکری صلوات‌الله‌علیه اینجا گفته شد دو مرتبه تقدیم کنیم. بزرگان اهل معرفت از جمله این عالم جامع‌الاطراف حضرت استاد علامه حسن‌زاده می‌فرمایند که هر وقت اول ماه قمری با روز جمعه شروع شود مثل امروز که اول ماه ذی‌الحجه است و روز جمعه است، چنین ماهی تمام آنات و ساعات و شب و روزش به نور مهدی روشن است؛ یعنی نور مهدی دارد این ماه. لذا ماه بسیار ماه پرفروغی است؛ بسیار پرنوری است. همین که با جمعه آغاز شده و با تزویج این دو دسته گل آسمانی، و فرمودند هرکس که بتواند در این ماه، در چنین ماهی که اول ماه با جمعه شروع شود، بتواند به عدد اسم نور — عدد ابجد اسم نور چیست؟ دویست و پنجاه و شش؛ دقیقاً روز میلاد امام عصر؛ میلاد امام هست کی؟ دویست و پنجاه و شش هجری قمری — به عدد این ذکر این اسم شریف الله نور السماوات والأرض آیهٔ نور را که آیهٔ سی و پنج سورهٔ نور است به این عدد در طی این ماه بگوید برکات عجیبی از ناحیهٔ مقدسهٔ حضرت حجت شامل حالش می‌شود. بعضی گفته‌اند هر شب در چنین ماهی شبی چهارده بار بگوید و بخوابد؛ حالا هر طور که می‌توانید سعهٔ وجودی‌تان است.

ایام معلومات و دههٔ ذی‌الحجه

و البته ایام هم ایام خاص است؛ ایام معلومات؛ یذکر اسم الله فی أیام معلومات. در آیهٔ قرآن آمده که این‌ها اهل تقوا، بندگان خدا، عباد الرحمن؛ این‌ها اهل ایمان. به یک معنا هر کجا قرآن اهل ایمان را بیان می‌کند یعنی محب علی؛ یعنی شیعهٔ امیرالمؤمنین؛ تمام؛ فصل‌الخطاب فرمایش امام صادق صلوات‌الله‌علیه در کافی کلینی أعلی‌الله‌مقامه الشریف. اهل ایمان می‌فرماید یذکرون اسم الله فی أیام معلومات. توی این ایام معلوم که پیامبر در آن حدیث نبوی شریف فرمود که افضل و گرامی‌ترین ایام سال است؛ یعنی به این حدیث که نگاه کنید می‌بینید پر این ایام می‌زند به پر شب قدر و ایام ماه مبارک رمضان؛ یعنی کمتر از آن شب و ایام نیست. کی؟ این دههٔ اضحیه پر از نور؛ یعنی دههٔ اول ذی‌الحجه که امروز روز اولش است. حالا خوشا به حال آنانی که از اول دههٔ اول ذی‌القعده چله‌گیری‌شان را شروع کردند؛ چون فصول قبلی ما پیرامون اربعینیات بر اساس رسالهٔ سید سخن گفتیم بعضی شروع کردند؛ بعضی از اربعینیات سنگین است مثل اربعین روزه و بعضی ختم قرآن و بعضی تهذیب نفس و چلهٔ ترک گناه؛ حالا هر کس به سعهٔ وجودیش. الان دیگر این دههٔ آخر و بالاترین دهه است که میقات و وعدهٔ موسی:

«وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِینَ لَیْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ» (اعراف/۱۴۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و با موسی سی شب وعده نهادیم و آن را با ده شب تمام کردیم.

سی شب اول وعده داده بود؛ و أتممناها بعشر؛ تمامش می‌کند با این ده شب؛ همین ده شبی که در آن هستیم. بهترین کار چون آیه در دل خودش می‌گوید: یذکر اسم الله؛ ذاکر الله باشی در این ایام معلومات؛ بهترین کار.

اطوار ذکر از لسان تا عقل

ولایت وجود را دست گرفته اما خودش دائماً در انقلاب است؛ فراز و نشیب دارد؛ یک روز بسط یک روز قبض؛ یک روز خوش یک روز ناخوش. در این طورهای مختلفی که داریم یک طورمان ظاهرمان است؛ این زبان و لسان است. تسبیح به دست می‌گیرد و با زبانش ذکر می‌گوید؛ این انزل مراتب ذکر است؛ درست است؟ یذکر اسم الله فی أیام معلومات؛ اسم خدا را اینان اصلاً اهل ذکر حضرت حق‌اند. اما چگونه؟ انزل مراتب نه؛ طورها و اطوار را باید در نظر داشت. یک طور ما این است که به لغلغهٔ زبان آن پوسته و ظاهر ذکر را که قالب ذکر است بگوییم و آن هم پاک است؛ همان‌طور که گفته شد حروف هم مقدس‌اند چه رسد سبحان الذی خلق الأزواج کلها. وقتی این حروف با هم ازدواج می‌کنند و کلمات و اذکار را تشکیل می‌دهند چقدر آن‌ها دیگر اقدس‌اند. شما اسم الله را بر لسان جاری کنی چیز کمی نیست. اما در همین طور وجودی‌ات سعی کن ذکر عقلی بگویی. ذکر عقلی چگونه است؟ همان تفکر:

«الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» (آل عمران/۱۹۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که خدا را ایستاده و نشسته و بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند.

اهل ذکر دائماً‌اند؛ پیش از یتفکرون می‌فرماید یذکرون الله قیاماً وقعوداً وعلی جنوبهم. اکنون بحث ذکر در این ایام ادامه می‌یابد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.