ددرس‌گفتارها

اللهم صل علی محمد و آل محمد.

يا رب أعوذ بك من همزات الشياطين و من شر نفسي و من شر خلقك.

بسم الله الرحمن الرحيم لا حول و لا قوة إلا بالله العلي العظيم.

اللهم إياك نعبد وإياك نستعين.

الحمد لله على كل نعمته وأسأل الله من فضله.

السلام عليك يا داعي الله و رباني آياته.

سلام عليكم ورحمة الله.

ان شاء الله که این عید بسیار با عظمت بر همه پر از خیر و برکت و مبارک باشد و خدای منان ظاهر و باطن ما را زینت ببخشد.

به ولای این خانواده نثار بیبی جانمون حضرت زینب سلام الله علیها صلوات خد کنید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

تبریک عرض می‌کنم محضر آقامون حضرت ابن الحسن و حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیهما صاحبان این جلسه و این غروب جمعه‌ها.

این میلاد با عظمت رو پیش از اینکه ورود به بحث جلسه‌ی هفتگی‌مون بکنم عرض می‌کنم که شما ببینید که شأن بیبی حضرت زینب سلام الله علیها تا کجا بالا رفته است که یک عزیزی مثل امیر المؤمنین علیه الصلاة والسلام که منبع حکمت هست، اتفاقاً بحث ما اگر یادتون باشه جلسه‌ی پیش که ورود کردیم به خاصیت عدد چهل و اربعین‌گیری روی حکمت پیاده میشد که این حدیثی که ما هم البته خیلی نمی‌خوایم اینطوری بریم جلو، گر گرفت یه دفعه داغ شدیم و بحث جرقه زد.

اینچنین جلسه پیش فقط تو همین یک حدیث موندیم که من أخلص لله أربعين صباحا ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه.

ينابيع چی؟

چشمه‌های حکمت.

کسی که چهل روز خودش رو خالص کنه برای خدا، لله، چنین کسی نشانه‌ش اینه که از قلبش بر لسانش جاری میشه حکمت.

که حالا حکمت کجاست؟

بر اساس اون حدیثی که عرض کردیم خدمتتون در چند بار در همین هیئت شریف عرض کردیم از وسائل شیعه مرحوم شیخ حر عاملی علیه الرحمه که فرمودن که خدای منان همه حکمت را به علی علیه الصلاة والسلام بخشیده است، همه حکمت را.

که یٰس وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ.

قرآن هم سرتاسر حکمت است.

لذا حکم خدا بر اساس حکمت است.

اصلاً حکم همینه.

یعنی چیزی که درش حکمت خوابیده حکمه.

مستحکمه، استحکام داره.

احکام دین بر اساس یک حکمتی تعبیه‌شده است.

فقه جعفری اینچنین است و همه رو خدا بخشیده به مولامون علی علیه الصلاة والسلام.

اینچنین که نگاه کنی می‌تونی بگی همه قرآن نزد علی است یا بهتره اصلاً اگر بخواهیم درست‌تر بگیم به کلام شیرین حکما و عرفا خصوصاً حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمه روحشون شاد ما رو دعا کنن.

ایشون که با دلایلی به قول خودشون سخت مستحکم و ادله‌ای و براهینی مثبن و محکم مثلاً در کتابی مثل نهج الولایه شون، رساله نهج الولایه که پیراهون بتون ولایت کلیه و س-شناختن باطن امامت و ولایت است.

اونجا می‌فرماید که اصلاً وقتی میرسه به همین بحث حکمت و این‌ها می‌فرماید که خب امام عصر صلوات الله عليه رو وقتی قیاس میگیره، کتاب وجودی امام عصر رو قیاس میگیره با کتاب وجودی نظام آفاقی و کتاب وجودی قرآن کتبی، می‌فرماید که اصلاً قرآن کتبی، این کتاب کتبی، کتب شده، این کتاب شرح کتبی کتاب امام عصره، کتاب وجودی حضرت ولی عصره، کتاب وجودی امام و انسان کامله.

یعنی اصلاً در حقیقت قرآن شرح انسان کامله.

به یک معنا شرح امیر المؤمنینه.

و حتی می‌فرماید این نظام آفاقی، این نظام آفاقی که می‌فرماید توجه بهش، کن ورزش فکری کن، به این کلمات وجودی نظام عالم دقت کن، این هم شرح عینیه این کتاب آفاقی.

إن في خلق السماوات والأرض واختلاف الليل والنهار لآيات لأولي الألباب.

این کتاب آفاقی هم با این همه عظمت و لایتناهی بودنش، اینم شرح انسان کامله.

صورت کتبی انسان کامل می‌شود به این معنا، می‌شود قرآن، همین قرآن کتبی و صورت عینی انسان کامل می‌شود نظام آفاقی.

یعنی چی؟

یعنی انسان کامل که امیر المؤمنین است که امام عصر ماست این می‌شود متن قرآن و این نظام آفاقی می‌شود شرح او.

او می‌شود لفظ، می‌شود اصل، قضا این می‌شود باز شده اون لفظ یعنی پیچیده یا می‌شود فرع یا فروعات اون اصل.

این می‌شود قدر اون قضا.

دیگه شما ببین وجود انسان کامل چه خبره.

همه حکمت اونجا خوابیده، همه حکمت.

پس یه نتیجه دیگه‌ای حالا اول بحث گرفتیم در ادامه مبحث حکمت و arbaeen‌گیری و این‌ها.

اگر قرار است کسی چهل س-صبح حالا ش-- یکی از اسرار اینکه چرا گفته چهل صبح رو جلسه پیش عرض کردیم.

چهل صبح کسی خودش رو خالص کنه برای الله، اونم نه الرحمن، نه الرحیم.

نه هم گفتیم یعنی چی.

حکمت، اونم چشمه‌های حکمت از-- اونم قلبش.

همه اینا نکاتی رو درباره‌ش عرض کردیم.

چرا چشمه، چرا حکمت، چرا از قلب بر لسانش جاری می‌شود؟

اگر این چنین است و اگر همه حکمت پیش اَم-- انسان کامل است پس نتیجه اگر کسی چهل صبح خودش رو خالص کرد برای خدا، حکمت از قلب امام عصر به او می‌رسد.

چون همه حکمت اونجاست.

یعنی مورد عنایت امام زمانش قرار می‌گیره، مورد توجه امیرالمؤمنین قرار می‌گیره.

این هم یک معناست.

حالا ما اینطوری نمی‌خوایم بحث کنیم.

اگر بخوایم اینطوری بریم جلو تو همین بالاخره می‌دونی ده ها جلسه میاد و ما همین صفحات اول موندیم.

خیلی هم نمی‌خوایم اینطوری باشه.

بریم به اصل رساله برسیم.

تبرکاً جهت تبر-- حالا اینکه میلاد آقا، خانم حضرت زینب سلام الله علیها هست و نکته‌ای رو پیرامون ارتباط ایشون با امیرالمؤمنین می‌خواستم عرض کنم این مقدمه رو چیدم.

خب نامگذاری این خانم رو حضرت زهرا سلام الله علیها سپرد به امیرالمؤمنین.

امیرالمؤمنین هم سبقت نگرفتند از پیغمبر و بعدها وقتی این خانم رو که اسم اصلیشون فاطمه صغراست، خود مولامون علی صلوات الله علیه لقب دادن زینب مخفف زین اب یعنی زینت بابا.

خب الان یه ذره متوجه میشیم عظمت رو.

ما این وجاهت شأنیه بی بی رو الان که اگر همه حکمت که به یک معنا علم ذاتی خدا می‌شود حکمت.

همه علم ذاتی خدا، اون علمی که عوالم امکانی ظرفیت و سعه اخذ اون رو داشت.

و الا حضرت حق اسماء مستثنیه هم دارند که هیچکس به آنها دسترسی پیدا نـ-نمی‌کنه و نداره.

نه اینکه بگیم همه علم حضرت حق دیگه اینه و دیگه غیر از این نیست که نه، همه علم ذاتی حضرت حق که عوالم امکانی سعه این رو داشت که این علم رو به خودش بگیره.

یا به عبارتی قلب پیغمبر در منتهی الیه سیر صعودی امکانی خودش توانست او رو بگیره ریخته شده در وجود انسان کامل هم-- که همون حکمته.

حکمت یکی از...

اینه که تو قرآن میگه انک تلقى القرآن تو ا-تلقی کردی القرآن رو یعنی همه، همه اون حکمت رو القرآن همه این حکمت رو، همه این علم رو.

چگونه؟

من لدن حکیم علیم.

ببینید اسم حکیم میاد.

یعنی همه قرآن حکمته.

شما ببینید حضرت زینب سلام الله علیها به کجا رسیده است.

شأن وجودی حضرت زینب سلام الله علیها به کجا رسیده است که شده است زینت عزیزی که همه حکمت رو خدا به او بخشیده است.

وقتی این چنین نگاه می‌کنی آیا به نظر شما می‌تونیم اینطوری نتیجه بگیریم که پس حضرت زینب بنت الهیدر سلام الله علیها زینت حکمت است.

بلکه بهتره بگیم زینت الحکمت است.

زينته الحکمه.

نه که اون الف و لامو که بدی.

یعنی همه حکمت رو اگر شما یک جا قرار بدی اونچه که زینت بخشیده است به این همه حکمت یعنی الحکمه حضرت زینب است.

الله اکبر.

ما حالا کجا تا بشناسیم بی بی جانمون حضرت زینب سلام الله علیها رو.

بیجا نیست که خب ایشون بار امامت کشیده است در زمان، در یه برهه‌ای از قصه کربلا و عاشورا و بعد از به هر حال شهادت ابا عبدالله اون چند حالا چهل منزل و این‌ها که امام سجاد صلوات الله علیه حالشون بد بود، ایشون بار امامت کشیده است.

هر کسی نمی‌تونه.

به هر حال این نکته حالا ا-ربط، ربط وجودی بی بی جانمون حضرت زینب سلام الله علیها رو خواستیم به مناسبت سیر بحث که حکمت بود، جاری شدن حکمت از قلب بر لسان آدم خالص خواستیم بیان کنیم به نسبت حکمت.

یعنی ربط وجودی حضرت زینب سلام الله علیها به حکمت رو یه چیزکی عرض کردیم تبرکاً.

ما رسیده بودیم به ابتدای فصل اول رساله سلوکیه حضرت سید بحر العلوم عليه الرحمة.

حدیث ابتدایی که براتون قرائت کردیم این حدیث رو به مشابه این یعنی خود حضرت سید الـ- سید بحر العلوم هم اشاره می‌کنند که عبارات حدیث این عین کلام سید بحر العلوم است.

اگرچه مختلف وارد شده ولی معانی متحد است.

یعنی روایات دیگری هم با همین مضمون پیرامون اینکه چ-که کسی چهل روز خودش رو خالص کنه اومده اما مفاهیم، مضامین و معانی متحدند.

من یه دونه رو حالا به عنوان تبرکی و نمونه از پاورقی یا تعلیقه‌ای که حضرت آیت الله سعادت پرور بر زیل این رساله دادن خدمت شما قرائت کنم.

مثلاً از حضرت ابی جعفر علیه الصلاة والسلام یعنی امام باقر صلوات الله علیه روایت شده که "ما أخلص العبد الإيمان بالله أربعين يوما" کسی هیچ بنده‌ای بالایمان با ایمانش چهل روز خودش رو خالص نمی‌کنه.

"يوما" حالا تو اون حدیث بالا فرمود "صباحا" اینجا میگه "يوما".

"أو قال" باز جاهای دیگه می‌فرماید دو مرتبه حضرت اینچنین هم داره.

"ما أجمل" و چقدر شریف و چقدر عجیب این حدیثی که الان قرائت می‌کنم.

"ما أجمل عبد ذکر الله عز وجل أربعين يوما" اینجا میگه کسی که چهل دوباره "يوما" چهل "يوم" که "يوم" گفتیم ظهوره ظرف ظهوره.

یعنی ظهور بده.

چی رو؟

ذکر حق رو.

چون می‌فرماید که بنده‌ای که چهل روز "عبدا ذکر الله" ذکر کند خدا را یعنی ذاکر باشد به تمام معنا که توی بحث سیر قلب در قرآن، اونجا ما پیرامون قلب ذاکر یه نکاتی اونجا عرض کردیم که ذکر چه فرقی با اسم می‌کنه.

اونجا رجوع کنید.

یه چند جلسه‌ای حرف زدیم.

فرق ذکر با اسم چیه؟

مثلاً تو دعا کامل شما میگی "يا من اسمه دواء" ای که اسمت دواست اما شفا شاید نباشه.

شفا کجاست؟

"و ذكره شفاء" ذکر پیداست که با اسم فرق می‌کنه.

حالا اجمالا عرض کنم اسمی که ورد زبان می‌شود وقتی در قلب جای گرفت، اون اسم در قلب در وعاء و ظرف قلب انسان جای گرفت؛ یعنی قلب انسان شد ظرف اون اسم.

یعنی اگر میگی یا رئوف یا الرؤوف، الرؤوف میری زیارت امام الرؤوف انشاالله.

اگر این اسم الرؤوف در وعاء قلب تو جای گرفت به این میگن ذکر.

که بعد حضرت علامه میگه بالاتر از این باید بری.

"تعالَ" برو بالاتر.

یعنی به گونه‌ای شو که نه به یک وردی بر لسانت جاری کنی با تأمل و حالا مثلاً یه اربعین بخوای این رو در قلبت جای بدی که قلبت بشه جایگاه ذکر و تو ذاکر بشی، بلکه خودت بشی ذکر.

خودت بشی ذکر یعنی ب-بشی وکر.

اصلاً شدت ذکر بشی.

می‌شه.

این‌ها کسانی بودند که به اینجاها رسیدند حتی صدای قلب خودشون رو بر ذکر حضرت حق شنیدند.

در همون کتاب شرح حالا کتاب عرض شود خدمتتون بله، شرح بر کتاب انسان در عرف عرفان حضرت علامه، اونجا نکاتی رو ما عرض کردیم که چگونه می‌شود که کسی قلبش به ذکر بیفته و صدای قلبش رو بشنوه.

می‌شه اگر کسی خالص بشه.

حالا اینجا میگه اگر کسی چهل روز خالص شد به گونه‌ای که ذاکر حضرت الله شد، ذاکر الله شد.

که حالا در خصوص الله حرف زیاد زدیم.

چنین کسی چه اتفاقی میفته؟

می‌فرمود که "إلا وعده الله عز وجل في الدنيا وبصره دواءها و داعها یا داعها و دواءها زهد الله عز وجل".

اگر کسی چهل روز ذاکر الله شد به این تفصیلی که عرض کردیم چی می‌شه؟

نمی‌شه این مگر اینکه "زهد الله عز وجل في الدنيا".

اول اتفاق اینه که زاهد می‌شه.

اونم کی زاهدش می‌کنه؟

خدا.

زهد هم یعنی بی‌رغبتی به دنیا.

خدا و علیکُم السلام دلش رو، رغبت دلش رو، میل به دلش رو، میل دلش رو از دنیا می‌کَنه.

اینکه شما میگی لیلة الرغائب، شب رغبت‌ها که نزدیک هم هست ماه رجب.

شب رغبت‌ها.

اصلاً اون شب معلوم می‌شه که میل و رغبت دل هر کسی چگونه است.

اینجا می-می‌فرماید اگر کسی چهل روز ذاکر حضرت حق شد، این اتفاق نمی‌افته مگر "إلا زهد الله عز وجل في الدنيا".

خدا می‌رسونش به اون رغبت و میلی که بی‌میل است به دنیا.

چون ذاکر حضرت حق شده.

دیگه از مظاهر دنیا و جذبات دنیایی لذت نمی‌بره.

"کن في الناس ولا تكن معهم" بین مردم ظاهراً هم مثل اونا زندگی می‌کنه.

جاهای تفریحی هم میره اما همه لذتش در ذکر خداست، یاد خداست و کلمات وجودی نظام هستی رو یک به یک بار منصوب به حضرت حق و تشئونات حضرت حق میدونه.

دیگه چه اتفاقی میفته؟

می فرماید و بصرّه داءها و دواءها چقدر شیرین.

او رو بینا میکنه فبصره.

هم دواشو هم دردشو.

یعنی اونو بینا میکنه، آگاه میکنه به اینکه دردت چیه، حالا دوای تو چیه.

خودش در درون، اصلاً خودش میشه حکیم خودش.

خودش میشه طبیب خودش.

خودش میشه پرستار خودش.

ببینید چه میکنه چهل روز خالص شدن، چهل روز ذاکر خدا بودن.

تموم شد؟

نه.

فاصبت، فاصبت الحکمة سلام God فی قلبه و انتقبه لسانه.

اینجا اون، اون حدیث بالا میفرماید حکمت از غربش بر زبانش جاری میشه.

اینجا میفرماید که ثابت میشه.

چی؟

حکمت بر قلبش.

این ثبوت حکمت خیلی مقام بالاییه.

کسی به مقام اثبات حکمت برسه یعنی تثبت پیدا کنه در حکمت، حکمت که علم به احوال اعیان موجودات است که در سیر لقاء الله شب‌های جمعه ما عرض کردیم یکی از معانی لقاء الله و ملاقات حضرت حق که یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملاقيه قرار رب خودت رو ملاقات کنی.

یکی از این معانی ملاقات کردن چشیدن باطن کلمات وجودی نظام هستیه که همه کلمات وجودی باطنی دارند.

همونطور که خدا ظاهر و باطن دارد.

البته نس-- ما نسبت وقتی ما نگاه میکنیم ظاهر و باطن میبینیم.

و الا وقتی وجود از صمد است یک وجودی است که همه جا را پر کرده دیگه ظاهر و باطن ندارد.

ما نگاه میکنیم نسبت ما با او ظاهر و باطن دارد، اول و آخر دارد و اسماء خودش رو نشون میده.

توجه فرمودید؟

حالا کسی بتواند به جایی برسد که خدا حکمت رو که علم به احوال اعیان موجودات است و قرار است پس از مرگش ملاقات کند به لقای این کلمات وجودی نظام هستی برسد.

به یک معنا از القها بکند و برسد به اون حقایق و بطون و مکنونات عالم، پشت پرده‌ها.

یعنی به یک معنا از ظاهر عبور کنه به باطن.

اگر کسی چهل روز خود چهل روز صبح، شبانه روز خودش رو ذاکر حضرت حق کنه، خدا ثابت میکنه این علمی که در لقاء به دردش میخوره در ملاقات حضرت حق به دردش میخوره در قلبش.

چیز کمیه؟

یعنی اونچه که نیاز دارد از لحظه مرگ به بعدش خدا براش در قلبش اثبات میکنه، به ثبوت میرسونه.

یعنی به مقام تثبت میرسه.

این چیز کمیه؟

بعد تازش باز شیرین‌ترش میکنه.

انتهای بحث و انتقبه لسانه و ناطق میکنه زبانش رو از اون حکمت‌ها.

وقتی شما باهاش صحبتش میشینی میبینی که یه سؤال میکنی از برطرف کردن یه جهل تو هزاران هزار باب به روی تو باز شد.

که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه می فرماید که پیغمبر در گوش من، [نفس عمیق] من تلقی کردم القایی کرد پیغمبر به من اون لحظات آخر که هزار باب به روی من باز شد که از هر باب هزار باب دیگر.

که مرحوم مح-- ملا محسن فیض می فرماید اون هزار باب بر هزار باب اول میشه فروعات.

هزار باب اول اصولن، امهاتن.

که چقدر خوبه انسان اصولی بار بیاد.

قرآن اومده ما رو کمک کنه اصولی بار بیاییم.

اصول و امهات داشته باشیم تو زندگیمون.

بعد حالا تا از این اصول باب‌ها و ابواب فروع باز بشود ما به سمت فر-فروع بریم که بسیار عرض میکنم خدمتتون بحث سیر و سلوک کثیر الفروع است.

همونطور که میبینید ما تو همین مقدمه بحث موندیم.

الان تازه تو مقدمه فصل اولیم.

اجازه بفرمایید چون فرصتم کم است و ما میخوایم امروز روضه نمی‌خونیم، مقدار جشنم میخوایم یه مدیحه‌سرایی هم داشته باشیم و مختصراً اجبلاً البته از بیبی جانمون هم بخونیم.

دو سه خط از خود کلمات سید بحر العلوم ذیل این حدیث رو هم براتون بخونیم که من به زعم خودم گمان میکردم امروز این فصل اول رو تموم میکنیم.

خب به هر حال دست انداختیم به ذیل دامان پربرکت حضرت زینب سلام الله علیها و بحث کشیده شد به اینجا.

[نفس عمیق] سید بحر العلوم ادامه میدن در فصل اول که خود دقت بفرمایید این دو سه جمله رو خود به عیان دیده‌ایم و به بیان دانسته‌ایم یعنی هم ببینید اینو به عیان دیده‌ایم یعنی علم شهودی و به بیان دانسته‌ایم یعنی علم شنودی.

شنود.

شنود و شه-- یعنی هم به شنود هم به شهود که جلسه پیش عرض کردیم شنود به شب می‌خورد و شهود به روز بر اساس آیه هفتاد و یک و هفتاد و دو سوره قصص دانسته‌ایم که این مرحله شریفه از مراحل عدد را خاصیتیست خاص.

چی؟

اربعین یعنی عدد چهل.

می‌فرماید این مرحله شریفه از مراحل عدد را یعنی عدد چهل یعنی اربعین‌گیری.

رفته زوم کرده سید بحر العلوم کسی که سینه به سینه امام عصر داشته در خصوص خاصیت عدد چهل.

خاصیتیست خاص و تأثیریست مخصوص در چی؟

دقت کنید آدم رو خیلی امیدوار می‌کنه.

در ظهور استعدادات.

خیلی استعدادها ما در ضمیر و مکنون وجودمون داریم و خاک خورده یا از بین رفته.

این اربعین‌گیری‌ها که من توصیه می‌کنم شروع کنیم هممون.

ولو، ولو دیگه به حداقل که امام عصر مرا ببخشه میگیم حداقل این خودش حداکثره.

تسبیح مادرش حضرت زهرا سلام الله علیها رو یه چهل مثلا بعد از هر نمازمون ترک نشه.

خیلی چیزای سنگین از اول نه.

یه چیزی بنا به فراخور وجود خودت.

علامه می‌فرماید ببین چه اسمی به دلت نشسته از اسماء الهی، همون اسم رو پی بگیر و سعی کن انقدر تکرار کنی عکس اصل تردد.

هی تکرار تردد، تکرار تردد تا سلطان اون اسم در وجودت گل کنه، سلطنت کنه.

حالا اینجا حرف خیلی هست ما قصد بر اجمال داریم نه تفصیل.

رضا می‌گذریم.

پس خاصیت عدد چهل و اربعین‌گیری یکی چیه؟

ظهور استعدادات.

این خیلی مهمه.

اصلاً این استعداد تو مقام شفاعت توست.

اگر کسی بتواند استعدادش رو دست نخورده یعنی جلوی گناه ها رو بگیره، گناه تخریب می‌کنه استعداد رو.

استعداد با گناه خراب می‌شه.

با صیانت از استعداد خودش اینو با خودش ببره.

این همون مقام شفاعته.

عرفا فرمودن مقام شفاعت شفع و شفع بالوتر جفت، جفت شدن مقام سنخیت است.

استعداد تو چون فطرت الله التي فطر الناس عليهاست؛ این فطرت که مفتور به اسم الفاطر حضرت حق است همه اولیا، همه انبیا، همه صاحبان شفاعت جنسشون از این جنسه.

از جنس اسم فاطر، الفاطر خداست.

انی وجهت وجهی للذي فطر السماوات والأرض.

فطرت، عید فطر، افطار.

اینا ببینید همش از یه ریشه است.

فاطر، شکوفا زدن که همه ما شکوفا شده از شجره ولایتیم.

همه بچه شیعه‌ها اینچنین‌اند.

درست شد؟

اینجا می‌فرماید که تو به گونه‌ای عمل کن که این استعدادو با خودت ببری.

می‌شه مقام شفاعت.

چون سنخیت هست شفیع هست.

اگر استعداد از بین رفت شفاعت از بین رفته.

پس خیلی اربعین‌گیری و عدد چهل در حفظ، صیانت و ظهور این استعدادات مهمه.

سید بحر العلوم داره میگه من توضیحش رو دارم میگم حرف من نیست.

و دیگه چی؟

و تطمیم ملکات.

الله اکبر.

اینجا چقدر حرف می‌شه زد.

چقدر-- اصلاً دو تا کلمه گفته تطمیم ملکات چقدر پر حرفه.

ملکات وجودی تو.

اونچه که در وجودت ملکه شده، ریشه انداخته، ریشه.

مثلاً یکی ملکه وجودیش شده امام حسین.

اصلاً زندگیشو با امام حسین بسته.

نمی‌تونه بدون امام حسین زندگی کنه.

اسم بچه‌اش حسینه.

تا پول جمع می‌کنه به یه حدی رسید کربلا.

تا پولی جایی هی حس-- نمی‌دونم خونه وسیعی چیزی حسینیه.

چهار تا رفیق پیدا کرد دعوت می‌کنه سفره امام حسین.

تا یه منبری پیدا کرد آقا از فضائل امام حسین.

اصلاً زندگیش با امام حسین بسته است.

این به یک معنا ملکه وجودیش شده اسم حسین.

حالا من یه چیزکی بنا به فراخنای حال شما و مجلس عرض کردم که متوجه بشین.

یعنی چی تطمیم ملکات؟

این به حد اتمام برسه.

و البته در کجا؟

در طی منازل و قطع مراحل.

حالا اینجا حرف داریم ما اجازه بدید جلسات بعد که ما قراره منازل طی کنیم.

بعداً حضرت سید بحر العلوم این منازل رو بیان می‌کنه.

چه منازلیه؟

این مراحل اصلاً چیه که ما باید قطعش کنیم و قطعییت برسیم در طی این منازل و مراحل؟

که راهی هم جز این نداریم عزیزان.

راهی جز این نیست.

اگر کسی به غیر از این راه برود یعنی این منازل رو طی نکند، این مراحل رو به قطعییت نرسد، کال ناپخته‌ست و شاید سیر برزخی‌ش خیلی طول بکشه تا پخته بشه و خدا نکنه کسی فاسد بشه.

باز حالا کال بمونه خوبه.

کسی اگر نظام وجودیش اون استعداد وجودیش فاسد بشه.

الان این عالم نشئه طبیعت عالم کون و مک-- کون و فساده دیگه.

یعنی نرسی به این حالت تکوینی که خدا در تو قرار داده در سیر تشریعی بعد فساد میاد.

بعد اگر کسی استعدادش فاسد شد دیگه وای واویلاست.

بعد اونجا در سیر استکمال برزخی که رحم سوم ماست.

رحم اول رحم مادر، رحم دوم نشئه طبیعت که الان ما در رحم دوم هستیم.

در حال سیر استکمالی‌ایم.

در اون هرچی میری جلوتر سخت‌تر می‌شه.

خیلی دشوارتر می‌شه کار.

تو رحم مادر در عرض سه تا چهل روز اونم عجیبه که چهل.

سه تا چهل روز بچه به اون حالت حالا از نطفه به مضغه و علقه و عظام و گوشت و پوست و خون و جنین به اون شکل عجیب و واقعاً عظمت حضرت حق است.

که من دبیرستان بودم وقتی می‌خوندم برای پزشکی درس می‌خوندیم بریم دانشگاه تهران.

اون موقع بحث رو-- سیر جنین در رحم رو می‌خوندم هر صفحه می‌خوندم باور کنید پا می‌شدم نماز آیات می‌خوندم.

عجیب بود برای من این سیر جنین در رحم مادر.

بعد تو این دنیا خیلی سخت‌تر می‌شه تا اون طوری تکمیل و تطمیم رخ بده.

اون ورم شدیدتر، سخت‌تر، مراحل بیشتر، طولانی‌تر.

رحم سوم برزخ.

لطف خدا بوده که این رحم‌ها رو پشت سر هم گذاشته و الا تو علم ذاتی حضرت حق همونطور که دیشب به عزیزان یا زهراي شرق عرض کردیم بعضیا حضور دارن، گفتیم که خدا می‌تونست ما در علم حضرت حق بودیم دیگه در ثغى ذات حضرت حق در مرحله اهدیّت که اون وجود منبسط بود و از اونجا اسم الله منتشر شد، اون مرتبه اهدیّت که تمام این کثرات مستهلکه در اون مرتبه‌اند.

در-- بهش میگن صور علمیه یا اعیان ثابته یا ماهیات.

حالا به اه-الفاظ کاری نداریم.

ما در علم خدا بودیم.

خدا علمشو داشت که ما جهنمی‌ایم یا بهشتی.

می‌د-- داشت دیگه.

همه می‌گید بله سر تکون میدید.

پس چرا نگفت بفرمایید جهنم، بفرمایید بهشت.

دو مرتبه کل یومن هو، هو همون قل هو الله احد اقتضای لطفش بود که دو مرتبه چه کند؟

یه راه دیگری باز کند برای جبران.

به ذیل اسم الجابر خودش راه دیگری باز کند در نشأت در رحم اول هو کل یومن هو فی شأن.

اون هو در یک شأن جدیدی آن به آن قرار می‌گیره که تو رو سیر بده تو دنیا.

آورد بسم الله.

بسم الله حرکت کن.

ببین این طی منازل و مراحل رو چگونه میری جلو.

رفیق، رفیق باید داشته باشی، راه رو داشته باشی، راه رو بلد باشی، رهزن رو بلد باشی.

اوه خیلی راه میخواد، خیلی کار میخواد.

اما متأسفانه یا کالیم یا فاسدیم.

خوش به حال کسی که به اون مقام ثبوت رسیده.

باید حرکت کرد، باید کار کرد.

امروز از حضرت زینب سلام الله علیها مدد بگیریم که انشاالله حرکت کنیم و شروع کنیم این کار رو به برکت رساله [نفس عمیق] سلوکیه سید بحر العلوم نثارش صلوات ختم کنید.

اللهم صل على محمد