ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 005

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

مژدگانی و همسفران

يا رب أعوذ بك من همزات الشياطين ومن شر نفسي ومن شر حر بك. بسم الله الرحمن الرحيم لا حول ولا قوة إلا بالله العلي العظيم. اللهم إلهنا الذي we in. الحمد لله على كل نعمته وأسأل الله من فضله. السلام عليك يا داعي الله ورباني يا آله وسب. السلام عليكم ورحمة الله. بسم الله الرحمن الرحيم الحمد والثناء لعين الوجود والصلاة على واقف مواقف الشهود وعلى آله أمناء المعبود. تا اینجا به طرز الهی اجمالا چند تا نکته گفته شد پیرامون حمد و ثنا و عین وجود و فرق ثنا با حمد و شکر. و این واقف و مواقف شهود چیست که واقفش پیغمبر است؟ و همچنین أمناء المعبود. اجازه که ادامه بدهدیم رساله رو که رساله سلوکی سید بحرالعلوم است. ابتدای رساله حضرت بحرالعلوم علیک السلام یک مژده گانی می‌دهدند به همراهانشان در این رساله. که این یکی از معانی القاءات آن رفتگان از عرفا و متألهین است. یعنی حکما عارف. این یک القاء است که اگرچه جسم طبیعی‌شون و اندام سرشون در نشئه طبیعت نیست، اما روحشون این‌قدر بلندی و اشراف دارد، می‌شود این القاء را هم از آن گرفت ازشون. چه القایی؟ چه مژده‌ای؟ می‌فرماید ای همسفران ملک سعادت و سفا. ای چی؟ همسفران. سید بحرالعلوم دارد به کسانی که در این سفر همراهی‌ش کردند القاء می‌کند و یک مژده گانی می‌.

آتشِ طور و قبس

دهد. حالا که با من همراه شدید با من همسفر شدید. ای همسفران ملک سعادت و سفا. آنچه که اینجا به شما می‌دهدم در این سلطنت و در این مملکت آنچه که به شما می‌دهدم سعادت است و سفا. ای و ای رفیقان راه خلوص و وفا. دارد تا اینجا تأکید می‌کند که این راه، راه خلوص است و وفا. یعنی باید اهل اخلاص باشی و اهل وفا و وفای به عهد که لای ندارندد با عهد و پیمان. کسی که به عهدش تخلف کند دین اصلاً ندارد. هیچ دینی ندارد. آن وقت عهد و پیمان خلوص هم که حالا در ادامه رساله اتفاقاً شیرینه که هم گام‌های اول سفر سیری که این رساله انسان رو به سمت اخلاص می‌برد. حالا آن مژده‌ای که ایشون به همراه، همراهانشون یا همسفرانشون می‌دهند چیست؟ می‌فرماید انکثوا إني آنست من جانب الطوری نارا لعلني آتیکم منها بقدس أو جرة من النار لعلکم تستهدون. دارد مژده می‌دهد که صبر کنید. آرام باشید. آهسته باشید. آ... بیارامید. تأمل کنید که چی؟ إني آنست من جانب الطوری نارا. من دارم از جانب آن کوهی که، آن کوه طوری که، آن کوه مقدس، از اونجا یک آتشی می‌بینم. اشاره دارد به چی؟ اشاره دارد به همان آیک شریفه بیست و نه سوره قصص. هم در سوره البته آیک ده سوره طه آمده هم آیک بیست و نه سوره قصص و البته در آیات هفت و هشت به بعد سوره نمل هم فرموده که اونجا حضرت.

تصطلون و صلات

موسی علی نبیا و آله و علیک الصلاة والسلام تو آن آیک این‌چنین در خصوصش می‌فرماید که إذ حضرت می‌فرماید إذ رآه ناراً وقتی که آتش رو دید حضرت موسی. فقال لأهله گفت به اهلش. حالا اینجا البته بحرالعلوم بسیار همسفران خودش رو تحلیل گرفته که این‌ها رو هم خانواده خودش و اهل خودش فرض کرده که دارد این آیک رو به این شکل تلاوت می‌کند برای ما، القا می‌کند به ما. که چه گفت حضرت موسی؟ فرمود انکثوا یک مکثی کنید. مکثی کنید. آروم باشید. إني آنست نارا. من یک آتشی دارم می‌بینم که به قول حضرت آقا جوادی آملی اینجا این آتش، این نارا همان نوره. همان نوره. همان تجلی حضرت حق است که به صورت آتش خودش رو نشون داده است. که در حقیقت خدا برای موسی تجلی کرده این‌چنینی، این‌شکلی. پیمبر است و شاگردان ایشون که العلماء ورثة الانبياء که سید بحر العلوم باشد و سید ابوالطابوس اون‌ها هم تکفر نیستند. سفره رو پهن کردند می‌گویند صبر کنید ما یک چیزی داریم میبینیم. یک تجلی از حضرت حق رو داریم میبینیم. صبر کنید تا برویم قبس قبس تکه تکه با آن محتوای که در مجمع البیان این‌چنین می‌گوید قبس قبس تکه تکه است یعنی بسته بسته میتوند برای شما از این نور گرما بیارم. هوا سرد بوده. حضرت موسی خب از جانب مدین به سوی مصر می‌رفتنددد. همسرشون تو راه درد مخاض گرف.

بورک من فی النار

ت و اونجا تو این سرما تو این وضعیت حضرت این‌چنین می‌فرمود که صبر کنید دعای دردتون پیش ما. صبر کنید من دیدم این تجلی حضرت حق رو دیدم. صبر کنید تا برم براتون بیارم که چه بشود؟ لئنی آتیکم منها بقبس أو أجر با النار هدی. این یک آیک است. حالا حالا من می‌خواهم بقیک آیات رو بخونم. همینطور این آیه، آیاتی که الان من خوندم تعلیقه مرحوم علامه حضرت آیت الله، آیت الله سعادت پرور این تعلیق آهایی که الان گفته شد از این آیات. حالا اونچه که من دارم این رو محاوره می‌کنم و درسی که من به شما گفته می‌شود تعبیرات خودمه. برداشت‌های خودمه که این مثلا حضرت بحر العلوم ما از اهل خودشان مثل سبحانش این‌چنين مجتهدات ارتقا کردیم. اما آن آیات رو تعلیقه حضرت آیت الله سعادت پرور. جالب است که اگر دقت در این آیه، در این آیک شریفه در آیک البته بیست و نه ی رس است. الان ما چه رو خوندیم؟ ده طه رو خوندیم. در بیست و نه پس از همین مض، همین مضمون و همین محتوا رو این‌چنین بیان می‌کند که فلما بلا موسی العجلة وسار بأهله. وقتی که حضرت موسی به همراه اهلش حرکت کردند آنسم من جانب الطوری نارا. از آن سمت راست آن تا کوه که کوه مقدسی بود نارا، آتش شد. قال لأهله امکشوا إني آنس نارا لعلني آتیکم منها بخبر، بخیر أو جذوة من النار لعلکم تس.

شجره و اسماء

تحدون. اینجا رو می‌خواهم به تلفظ داشته باشیم. تستحدون، تستحدون از چه می‌آید؟ می‌گوید من بیام شما رو گرم کنم. شما گرم باشید، گرما بگیرید از این قبس قبس‌های آتش. تستحدون ریشه‌اش از صله‌یک صلا. صلات. صلات. خود صلات هم ریشه‌اش از صله‌یه. صاد، لام، یا. جالب است که یعنی گرم شدن. آتشی که گرمت می‌کند. می‌سوزونت. این سوخت، سوختنی‌ست که به تو گرما می‌دهد نه اینکه از تو، تو رو از بین ببرود. سوختنی‌ست که به تو گرما می‌دهد. جالب است که از همین جا استفاده کردند اوصفا فرمودند نماز حقیقت نماز سوختن است. از ریشه صله یعنی تستحدون. توجه کردید؟ من برم آتشی بیارم که شما گرم بشید. چه انّما ما داریم با این سیر و سلوک اشاره‌ای که سید بحر العلوم دارد یکی از مجتهدهاش چیست؟ می‌خواهم برم برای شما آن قبس‌هایی از آتش بیارم که شما گرم بشین، داغ بشین، بسوزین. یعنی نمازتون نماز بشود به یک معنا. یا اصلاً بالاتر از این خوشا آنان که دائم در نمازن بشود. توجه کردید؟ این نکته‌ایک که درش... حالا بعد اگر آیک نعم رو که در آیک هشتش می‌فرماید وقتی که این اتفاق و ماجرا رو بیان می‌کند این‌چنین ادامه می‌دهد که فلما جاءها نودیا أنبؤ rکه من في النار و من حولها و سبحان الله رب العالمين. می‌گوید هر کسی در آتش است من في النار و من حولها. خدا دارد م.

وجود و فصوص

ی‌فرماید. فلما جاءها وقتی حضرت آمد ندا یا نودیا یک صدا، یک ندایی بلند شد. چه گفت این ندا؟ از آتش اول این صدا بلند شد از جانبه آتش که هر کس، آن کسی که در آتش است و حول آتش است. بسیار جالب است. این‌ها چی‌ان؟ این‌ها در امنیت، در مثل این که کسی بیاید بگه تو در کنف حمایت منی، در سایک منی. یعنی من محافظت‌ام مراقبت‌ام در یک برکتی قرار دادم. اینجا خدا دارد می‌گوید آن کسی تو آتشه، یعنی حضرت موسی و حولش حوله یعنی خانواده‌ش و هر کسی که در وادی موسی هست تعمیمش که بدیم. یعنی پیروان موسی. همه چه هم در حمایت و برکت‌اند و سایه‌ در سایک خدایی‌ان که شما اینطوری می‌خونی. سلطان الله رب العالمین. یعنی این برکت، برکتش، برکتی‌ست که العالمین رو فرا به یک معنا. بعد آیک بعد. حضرت موسی وقتی می‌رود جلو، حالا این تو آیک بسیار مشخص نیست. تفسیر رو که بخونید حضرت وقتی نزدیک می‌شود میبیند که یک درختی اونجا بود، درختی اونجا بود که از این درخت صدا بلند شد. ببینید قبل از اینکه متوجه درخت بشود این ندا از سمت آتش بلند شد که آقای جاودان می‌گوید این تجلی نور حضرت حق بود به صورت آتش. وقتی که نزدیک‌تر شد درخت، از درخت صدا بلند شد که- شجره طیبه. احسنت. حالا به یک معنا شجره طیبه. یا موسی انه. یا موسی حواست هست من چه دارم به تو میگ.

عددِ چهل

م؟ ان الله العزيز الحکیم. این پیامی که به تو رسید انه. این صدا، این صوت، این تجلی ان الله. منم، منم خدای تو. کدوم خدا؟ العزيز الحکیم. دو تا اسم از اسماء جلاله رو آورده. بسیار زیبا. بسیار جالب είναι که صد و سی و شش بار اسم حضرت موسی تو قرآن آمده. سی و چهار سوره داستان حضرت موسی توش آمده و از جریان بنی اسرائیل نهصد آیک حرف گفتن، سخن گفتن. آن‌قدر که این مهمه ها. و چه جالب که حضرت سید بحر العلوم این خویش کرامت سیر و سلوک و رسالتش رو این چنین فرموده با این آیک دارد مصرف می‌کند که آن کسی که تو آتیشه منم، منم، منم سید بحر العلوم اونی‌ام که تو آتیشه. و من حولها اونایی هم که گرد منن، حوالی منن، حواری آن منن، بر سر این مائده‌ی آسمانی و این سفره‌ی سلوکی من و این رساله نشستن، هم در حمایتن. گرم میشن از قلون. آماده باشن برای گرم شدن، داغ شدن، شعله شدن. و چقدر خوبه. گرمی بسیار خوبه. سردی بدهد. اصلا سردی بدهد. حتی توی خوردنی‌هات ما که تناول می‌کنیم می‌گویند سردی بسیار نخورین. استخون رو پوک می‌کند. نمی‌دانم حافظه رو کند می‌کند. آلزایمر می‌آورد. چه می‌دانم تا گرمی بخوری. مثلا نخود کیش میش اسمش هم بد رفته، در رفته. می‌گویند نخود کیش میش. مثلا می‌گویند مثلا طی الارض در می‌آیند مقامات عارفین نخود کیش.

شب و شنود

می‌شود. خب این از این جهت شما نگاه نکن. از این جهت که نخود کیش میش اتفاقا قدیما مادربزرگ‌ها اینو می‌ریختنددد تو جیب ماها- انرژی بگیره. آره انرژی بگیری. اتفاقا نخود کیش میش بسیار اسمش اینطوری بد، در رفته. بسیار گرما می‌دهد. داغ می‌کند وجود رو و آن تحرک لازم رو، آن نیروی محرکه رو، آن قدس قدس رو برات آماده می‌کند. پس این یک پیش حالا درآمد یا عرض کنید طلیعه بحث که با توجه به این جملات و تعلیقه حضرت آیت الله حق سعادت پرور و برداشت‌ها و حالا مطالعاتی که خودم داشتم یک چیزایی که گفته شد. نکته انتهايي که می‌خواهم عرض کنم خدمتتون در این خصوص و به امید الهی انشاالله جلسه بعد برویم سراغ فصل اول رساله که مطالعات آن مقدمه اش بود که فصل اول خاصیت- وجود رو بیشتر توضیح بدید اگر می‌شود. وجود رو توضیح دادیم. کم توضیح دادید. باید دوباره یک جلسه دیگر هم توضیح بدیم. فصل اول خاصیت عدد چهل در ظهور استعدادات. چقدر ما غافلیم. بسیار استعداداتمون مرد و یا در حال مردن است چون از خاصیت عدد چهل غافلیم. این شروع می‌کند رمزگشایی و بسیار شیرین. حالا انشاالله این فصل اولشه. اونچه که می‌خواهم عرض کنم حالا به درخواست قبلی شما آقا سید که در آن درخواست وجود شما می‌خواستید مطلب بیشتر . ببینید یک مقدار عجله نکنید. وجود یک کتاب عرفا.

روز و بصر

نی مثل مثلا فصوص ابن عربی رو به خودش اختصاص داده. فقط دوازده مدخل مرحوم علامه حائری تیراژ فقط وجود. او در حقیقت تو بسیار کثیر الفروع، آن فروعاتش، مدخلی که می‌خوای وارد بشی، مدخل می‌نویسد. حاج آقا زری مرسوم بوده علما برای ورود به یک علم مدخل می‌نوشتنددد. دوازده مدخل نوشته که فقط اگر اشتباه نکنم اونطور که من گوش دادم صوت‌های علامه رو حدود بیست و هفت هشت جلسه‌ی یک ساعته علامه فقط فصل اول مدخل فصوص رو توضیح می‌دهد. فصل اول مدخل فصوص. تازه مدخل آن هم فصل اولش. دوازده فصل دارد. بعد می‌رود، دوازده مدخله. بعد می‌رود تو بیست و هفت فصل که جمله به جمله من آن مدتی که من زیر بستر بودم گفته شد محمد غلبه على الله رو خوندم شب و روزم یکی شد. یعنی آن‌قدر کثیر الفروع موضوع وجود، همش تیراژ موضوع وجوده. همه این کتاب تیراژ موضوع وجوده. و اگر هم می‌رود سراغ نفس ناطقه انسان، اگر- اصلاً بحث، بحث وجوده. وجود یعنی چی؟ که من به شما گفته شد شما ماشاالله رفتید جلو و ما همان جمله اول درس، اول مبحث از این مبحث الان موندیم که وجود است که مشهود ماست واقعاً می‌بینم نه اینکه فیلم بازی کرده باشم. آن‌قدر کثیفات توئه اگر ما بخوایم الان بحث وجود رو بگیریم اصلاً دیگر بر همونجا بمونیم دیگر تا آخر عمرمون باید بمونیم اینطوری به شما عرض.

دهانِ روح

می‌کنم. بذارید اجازه بدید برویم جلوتر و هر چیزی به موقعش. عجله اگر کنیم خالی می‌شویم یعنی نرسیده خودمون رو می‌چینیم، تلخ می‌آید مزه‌مون. نکته دیگر ای که در این انتهای درس می‌خواستم عرض کنم اشاره‌ست به رابطه شنود و شب. بسیار زیبا اینجا حضرت سید رهنورد به نظر این تعبیر بنده‌ست، بسیار به لطافی و ظرافت دارد بحث شب رو مطرح می‌کند. و البته برویم جلوتر دیگر قشنگ بسیار واضح می‌گوید اما همین طلیعه سخن شاید دست داشته به این آیه. یکی از وجوه این آیک که، آیک اینه که ایشون حضرت موسی تو دل شب مواجه می‌شود با یک چنین چیزی. بعضی روایات فرمودند سحر سحر بوده، دل شب بوده. دل شب شنود مرتبطه با آنه. همان‌طور که با روز بصر هماهنگه. این دو با هم اینچنین هماهنگن. اصلاً شنود یکی از لطائف قرآنی هم هست. اجازه بدید اصلاً آیه‌شو براتون بخونم ببینیم ما اینی که داریم به شما گفته می‌شود از کجا برداشت کردیم. آیک هفتاد و یک و هفتاد و دو سوره قصص رو برید بخونید. "قل أَرَأَیتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَیْکُمُ اللَّیْلَ سَرْمَدًا إِلَىٰ یَوْمِ الدّیَانَةِ". اگر قرار بود تا روز قیامت سرمدا دائماً شب باشد، "مَنْ إِلَهٌ غَیْرُ اللَّهِ یَأْتِیکُم". "مَنْ إِلَهٌ غَیْرُ اللَّهِ یَأْتِیکُم بِالدّیَاء". کی می‌خواست برای شما.

اصطناع

به جز الله بیاره؟ "یَأْتِیکُم" برای شما "بِالدّیَاء" نور بیاره. اگر قرار شد تا آخر روز قیامت همی‌شود شب بود، دائماً شب بود، سرمد بود، کی برای شما به جز الله آن قدرت رو، به جز الله کی نور رو می آورد؟ اینجا می‌بینید چه لطافتی دارد. "أَفَلَا تَسْمَعُونَ؟". آیا نمی‌شنوید؟ این آیک هفتاد و یک. سمع و شنود رو زده با شب. توجه کردید؟ می‌گوید اگر همش شب بود "أَفَلَا تَسْمَعُونَ؟". آیا نمی‌شنوید؟ یعنی شنود تو دل شب اتفاق می‌افتد. آن شنود اصلی، آن جرقه‌ش تو دل شب می‌خورد. اما لطافت بعدی، آیک بعدی. "قل أَرَأَیتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَیْکُمُ النَّهَارَ سَرْمَدًا إِلَىٰ یَوْمِ الدّیَانَةِ". اگر قرار بود نهار، روز، روز همی‌شود بود تا قیامت. "مَنْ إِلَهٌ غَیْرُ اللَّهِ یَأْتِیکُم بِاللَّیْلِ تَسْکُنُونَ فِیهِ". کی به جز الله روز رو می آورد که شما در آن آرامش بگیرید؟ "تَسْکُنُونَ فِیهِ". شب. روز رو. شب دیگر، شب رو دیگر. آره روز، شب رو ببخشید. کی برای شما شب رو می آورد؟ چون می‌گوید اگر قرار بود روز دائمی باشه. خب چی، چه برای شما روز، شب رو می آورد؟ "تَسْکُنُونَ". این نشون می‌دهد که یک، حالا الان آخرشو نگفتیم. یک، تسکین کجاست؟ شب. آفرین. تو دل شب. آرامش. که شنود ما به این می‌خورد. حالا آخر آیک رو ب.

المیزان

بینید. "أَفَلَا تَبْصُرُونَ؟". بصیرت. آفرین. اونجا که بحث شب بود اگر شب همی‌شود بود می‌گوید "أَفَلَا تَسْمَعُونَ؟". اینجا که بحث روز بود اگر همی‌شود روز بود "أَفَلَا تَبْصُرُونَ؟". پس بصر به روز می‌خورد، شنود به سحر. و این حالا حکما یک استفاده قشنگی اینجا، حالا فلسفه اینجا کردند که این نشون می‌دهد شنود، شنود جلوتر از بصره. یعنی و خود قرآن اگر خوده وقتی حشره‌ها رو معرفی می‌کند اول سمع رو می‌آورد. و هو السميع البصير. و هو السميع البصير. این کتابی که الان دستم هست اسمش چیک بخونیم؟ دهان روح. دهان روح خلاصه‌ش شاید بگم صد کتاب فلسفی سنگینه. حتماً بگیرید بخونیدش. بسیار سال‌های پیش من این کتابو براتون بعضی جاهاش رو جسته و گریخته گفته بودم که امروز هم یک بخشیشو دوباره دارم به این مناسبت و بحث گفته می‌شود. که دهان روح چیست؟ حوشه. حوش دهان روح. شنیدن. لذا حضرت علامه علیک رحمة الله فرمود اگر حیوانات با شریعت تربیت میشن نباتات با پرست، انسان با حرف شنیدن. حرف شنیدند آدمو تربیت می‌کند، پرست می‌کند، انسانو مهذب می‌کند. خب حالا منظور من از این چه بود؟ آن اتفاقی که برای موسی افتاد تو دل شب، ایشون نورو دید رفت. اما اونچه که متوجه این حقیقتش کرد و تجلی از، از، از طرف خدا رو برای پیامبری‌ش و از اینجا از.

قوسین

حضرت خدا، از اینجا به بعد دیگر از خدا پیامبری‌ش رو گرفت. یعنی قبل از این پیامبر- از اینجا و انس و، و، و همه عطش‌های نفسانی از اینجا رد گفتم من تو رو بردازدم برای خودم. از چه شد؟ از شنود. از درخت صدایی بلند شد. "أهلاً به. أهلاً به عزیز الحکیم." درست میگم ها. اشتباه نمی کنم که. حالا عزیز الحکیم بود که. آره عزیز الحکیم بود. بله. خب این دارد نشون می‌دهد که چقدر قصه شب، قصه شنود و ظرافتی که اینجا حضرت علامه‌ه و آن بر شروع ارسالش، طلیعه بحث قرار داده ما به اهمیت. یعنی توجه. همین رساله رو اگر شروع کنی به خواندند داری شاید بسیار متوجه نشی ولی واکاوی که می‌کنی بر اساس آیات، بر基 متوجه میشی. اینه که هنرمند بودن. همینطوری نبودن که شروع کنند خب بخوای آدم شیوه قرار می‌دهد. دیگر گناه نکن. غیبت کنی اینطوری می‌شود. دروغ بگی اینطوری میشی. نه اینطوری با یک ظرافتی شروع به بحث سیر و سلوک الی الله. علم فکری نیست که تو بگی خب ما چهار تا از این آیات یا این علم فکری زیاد شد. می‌خواهد حرکت بهت بدهد. سیر و سلوک دارد به تو این امنیت و آرامش رو برقرار می‌کند در وجود تو که تو دیگر با منی. تو این رساله که اومدی دیگر با منی. من تو آتیشم و من حوله. اونایی هم که دور آتیشم آتیش فکر می‌کرد. این‌گونه دارد این تذکر رو می‌دهد ک.

قدر و خلیفه

ه حواست جمع باشه. آیا نمی‌دونید لطیفه‌ایست چون که صفت شنیدند مناسب با تاریکی و صفت ندیدند مناسب با روشنایی است. صفت نشنیدند مناسب با تاریکی و صفت ندیدند مناسب با روشنایی است. اینو کی می‌گوید؟ حضرت علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌گوید. یک جمله دیگر بهتون بخونم. همین رو دارد به یک عبارت دیگر بازش می‌کند. به عبارتی تنهایی شب سنخیت مناسبی با تنهایی عالم غیب دارد که گوش رهزن، که گوش رهزن آن است و هویایی روز سنخیت مناسبی با ظهور عالم ماده دارد که چشم با آن آشناست. این نظریک در خان نیست که در اصطلاحات عرفانی نیز حقوق کرده اینجا. در اصطلاحات عرفانی نیز از سیر فرودی جلوه‌های ربوبی، آن سیر فرودی جلوه‌های ربوبی تجلی اراده از عالم بالا به پایین یعنی اینکه اعص نزول. خب؟ الهیت نظام، عالم اعد، عالم مثال، عالم ماده. این سیر فرودی که جلوه‌های ربوبی توشه تبدیل به شب و سیر فرازی آنها تبدیل به روز می‌شود. اینو کی فرموده؟ یک بار دیگر. این جمله‌ای که الان من چند تا جمله به شما گفتم کی فرموده؟ سیر فرازی به روز تبدیل بکنن، سیر فرودی به شب. یعنی الان دنیا نسبت به برزخ تاریکه. دنیا شبه. برزخ نسبت به عالم اعد تاریکه، شبه. و یعنی وقتی که شما میری حرکت می‌کنی انگار داری سیر فرازی رو که میری تبدیل به روز می‌شود.

ختمِ طلیعه

میری به روز، میری به روشنایی. اعص نزول تبدیل به شب می‌شود. یعنی هی تاریک‌تر میای، تاریک‌تر. این جمله است که گفت از حضرت امام علیک الرحمه در کتاب شریف آداب نماز، آداب الصلاة که یادش بخیر. مجاوران با یک کتاب بسیار مهمی است که. یک جمله هم اجازه بدید از حضرت علامه حسن نزن براتون بخونم پس از کتاب تمام. می‌فرماید دلیل، دلیل. نگاه آراف حکیمانه. دلیل تبدل شب بر روز نیز. چون از شب 말씀 می‌کند بعد روز می‌آید. این آیه. اصلاً اکثر آیات شما طول کل ليلة مقادیر و طول کل ليلة و طول کل مقادیر. اول می‌گوید ليل در مقادیر. اول با ليل شروع می‌شود. حالا علامه دارد سر گشایی می‌کند، رمزگشایی می‌کند. دلیل تبدل شب بر روز نیز از اینجا معلوم می‌شود، زیرا عالم غیب افقی بدتر از عالم ماده داشته و تا سیر فرودی تجلی اراده نباشد یعنی تا اعص نزول نباشد، یعنی تا انا لله نباشد، از سیر فرازی خبری نیست و از این رو سیر فرودی، فرودی چی؟ قرآن. از این رو سیر فرودی قرآن انا انزلناه فی ليلة القدر. از این رو سیر فرودی قرآن در شب قدر است، در شب قدر و نسبت به روز صغرا است. همه چه تو شبه. انا انزلناه في ليلة القدر. شب. و این سیر فرودی این‌گونه دارد که اگر انا لله نبود انا الیک راجعون می‌شود. اینجا مشخص می‌شود که واقعاً حضرت آدم می‌اومد.

نکتهٔ پایانی

تو دنیا. انی جاعلک فی الارض خليفه. چون یخفجهم الظلمات. از ظلمت باید به سمت نور حرکت کرد. باید انا لله صورت می‌گرفت. می‌اومدی به تاریکی دل شب تا بری به سمت روز. این ارتباطات رو شما ببینید با چه لطافتی و با چه زیرکی سیر و سلوک آورده. سیر تاوس آورده. و حالا سیر و سلوک رو برای شب گذاشته. دریافت‌ها تو شبه دیگر. بله دریافت‌ها و شنودها در شبه. یعنی اونچه که شما در روز دیدین در شب باید بشنوی، تثبیت بشود. اگر در شب شنود نکردی اونچه که در روز دیدی شب شنودش نکردی، ارتباطت قطع از عالم بالاست. حالا این یک قرائتی تو خواندند قرآن هم دارد که اگر سیر بحث قلب در قرآن رو تو همان کانال مراقب بودید، اونجا پیگیری کرده باشید، تو یک جلسه‌ای از قلب در قرآن ما اونجا فکر می‌کنم تو قلب مرید، مرید بود یا محضرها یادم نیست. اونجا بیان کردیم از نظر علامه که چگونه قرآن رو تلاوت کنیم که برسیم این شارو. یعنی برسیم آن صدا، یعنی شنود رو، سحر شنود رو در دل شب با تلاوت قرآن داشته باشیم. معنای توجه عرفانی هم اینجا خودش رو نشون می‌دهد. توجه عرفانی هم به یک معنا سکوت در دل شبه که البته بهترین وقتش وقتی‌ست که شب دارد تبدیل روز می‌شود. حالا ما به اندازه کافی زیاد صحبت کردیم. امیدوارم که همین قبیل را از ما پذیرفته باشید. خب این دع.

ا و غزل و مناجاتی که خدا لطف کرد داشته باشید باعث شد که ما بهتر و بهتر حرف بزنیم و شما هم بهتر احصا کنید و الحمد لله رب العالمین. صاحب الامانه صلوات الله علیه.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.