ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 004

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

ورود به رساله و سؤال فنا

یا ربّ اعوذ بک من همزات الشیاطین و من شرّ نفسی و من شرّ خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول و لا قوّة الّا بالله العلیّ العظیم. اللهمّ ایّاک نعبد و ایّاک نستعین. الحمد لله علی کلّ نعمته و أسأل الله من فضله. السلام علیک یا داعی الله و ربّانی آیاته. بدون مقدّمه به بخش‌های دیگری از رسالهٔ سلوکیّه سیّد بحرالعلوم علیه‌الرحمه وارد می‌شویم. رساله چنین آغاز می‌شود: بسم الله الرحمن الرحیم؛ الحمد و الثناء لعین الوجود. پیرامون الحمد یک جلسه سخن گفتیم؛ سپس پیرامون عین الوجود. بعضی پرسیدند فنا یعنی چه و دربارهٔ ثناء هم بگویید. اگر کلمه به کلمه پیش برویم در ابتدای رساله می‌مانیم؛ هدف رسائل عرفانی عملیات سیر و سلوک و عرفان عملی است؛ امّا امتثالاً مختصر می‌گوییم فنا چیست.

ثناء و حمد و شکر در خطبهٔ فدک

حضرت آقای مصباح علیه‌الرحمه در شرح خطبهٔ فدکیّه حضرت صدّیقه طاهره برداشت‌های زیبایی دارند. زهرا خطبه را با حمد و شکر و فنا آغاز کرده: الحمد لله علی ما انعم؛ حمد را به نعمت زده؛ و له الشکر علی ما ألهم؛ شکر را به آنچه الهام شده؛ و الثناء بما قدّم؛ مطلقاً آنچه تقدیم شده ثناپذیر است. ثناء مفهوم عام‌تری دارد؛ در عربی برای هر مدح و ستایشی به کار می‌رود خواه ممدوح عاقل باشد یا نه، حیّ باشد یا جماد، فعل اختیاری باشد یا غیر اختیاری. حمد خاص‌تر است؛ جایی که کار خوبی از فاعلی باشعور و مختار صادر شود خواه سودش به ستایشگر برسد یا نه. شکر اخصّ از حمد است؛ ثنایی برای کسی که کار خوبش نتیجه‌اش عاید ستایشگر شده باشد. پس حمد اخصّ از ثناء و شکر اخصّ از حمد.

ترتیب زهرا و ریشهٔ نعمت

آقای مصباح با زیرکی می‌پرسد چرا خانم اول حمد آورد بعد شکر بعد ثناء. شاید چون در مقام ستایش خداوندند و خدا عین حیات و علم و اعلی مراتب اختیار است؛ باید او را به کارهای خوب اختیاری‌اش ستایش کرد و اصلاً کار غیر اختیاری از او سر نمی‌زند چون مرید است. جملهٔ دوم با شکر برای بخشش اختصاصی بنده است؛ عطیه‌ای که خاصّ من شده. سپس ثناء را تعمیم می‌دهد؛ ذکر عام بعد از خاص تا همهٔ ثناگویی‌ها به او برگردد. الحمد لله علی ما انعم؛ نعمت از ریشهٔ نعومه به معنای نرمی و ملایمت است؛ عرب پاچهٔ نرم یا برگ لطیف را چنین می‌گوید. نعمتی دریافت شده که مفید و ملایم است.

حیات و حبّ بقا و أنعمت علیهم

مصباح مثال می‌زند حتّی پشه حبّ بقا دارد. شیخ‌الرئیس در شفا می‌فرماید همهٔ موجودات دوست دارند بمانند؛ حسّ وجودی‌شان از اتّصال به مبدأ هستی فریاد البقا دارد. حیات بزرگ‌ترین نعمت است؛ اسماء سبعه که همهٔ اسماء به آن‌ها برمی‌گردند اولش الحی است؛ بدون حیّ، علیم و قدیر و سمیع معنا ندارد. کمالاتی چون عمر درازتر و قدرت و علم و نعمت بیشتر همه نعمت‌اند. برای کفّار مطلوب بالذّات لذّات دنیوی است؛ برای اهل ایمان مطلوب بالذّات سعادت ابدی است و این‌ها وسیله‌اند چون دارو برای سلامتی. سوءاستفاده از انعمت علیهم برای جمع ثروت و سرمایه‌داری نادرست است؛ قرآن خود مشخص کرده: و من یطع الله و الرسول فأولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیّین و الصدّیقین و الشهداء و الصالحین. صدّیقین اهل‌بیت‌اند. لتسألنّ یومئذ عن النعیم را صدوق در کمال الدین به نعمت ولایت گرفته. آنان که بدلوا نعمت الله کفراً و أحلّوا قومهم دار البوار نعمت را به کفر بدل کردند. مؤمن از نعمت برای رسیدن به خدا استفاده می‌کند؛ انّا لله و انّا الیه راجعون؛ فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر. آسیه همسر فرعون دعا کرد ربّ ابن لی عندک بیتاً فی الجنّة — نزد خودت خانه‌ای در بهشت.

مواقف شهود و یوم تبلی السرائر

کلمه‌ای از مقدّمه: پیامبر واقف مواقف شهود خوانده شده. مواقف شهود چیست؟ آیهٔ یوم تبلی السرائر — روزی که باطن‌ها آشکار می‌شود — اشاره به مواقف شهود دارد. بر اساس آیهٔ چهل و هشت ابراهیم: یوم تبدّل الأرض غیر الأرض و السماوات؛ آن روز برزوا لله الواحد القهّار؛ همه ظاهر می‌شود برای خدای واحد قهّار. وقتی الواحد کنار القهّار می‌آید منظور احدیّت است؛ همه ظهورات کلمات و آیات الهی‌اند و حقیقتشان آشکار می‌شود. آیهٔ بیست و دو ق: لقد کنت فی غفلة من هذا فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید — پرده برداشتیم و چشمت تیزبین شد؛ این همان شهود است. خدا پرده‌ها را کنار می‌زند.

پنجاه موقف و عقبات فرائض

شیخ شوشتری در فوائد المشاهد مجلس چهارم می‌گوید در قیامت پنجاه موقف است و در هر موقف باید سؤالی پاسخ داد. شیخ صدوق در رسالهٔ اعتقادات می‌گوید عقیدهٔ ما این است که اسم هر یک از عقبات محشر اسم یکی از فرائض و اوامر و نواهی است؛ به تعداد اوامر و نواهی موقف داریم. شیخ مفید توضیح می‌دهد عقبات اعمال واجب‌اند؛ کوه و دره نیستند؛ اعمال به عقبه تشبیه شده‌اند مثل فلا اقتحم العقبة — از گردنه نگذشت؛ و ما أدراک ما العقبة. صدوق برخی عقبات روی صراط را نام برده: ولایت، مرصاد، رحم، امانت، صلاة. مواقف شهود یک وجهش آشکاری نسبت ما با اوامر و نواهی است.

حقیقت صلاة و صوم؛ امناء المعبود

وجه دیگر: کلمات نظام هستی آشکار می‌شوند؛ حقیقت صلاة امیرالمؤمنین است؛ حقیقت صوم پیامبر است. آیهٔ استعینوا بالصبر والصلاة؛ صبر را صوم یا پیامبر و صلاة را علی گرفته‌اند. پیامبر واقف همهٔ این مواقف است. امناء المعبود در پایان مقدّمه همان امینان معبودند که واقف مواقف و شاهد مشاهدند؛ حقیقت مواقف و عقبات را در خود نگه داشته و پیاده کرده‌اند؛ مصداق اتمّ تا صادر اول و نفس الرحمن در قوس صعود. حقیقت صلاة و صوم و رحم و صراط را در آنان ببین. مواقف شهود به یک وجه شهود امناء المعبود است؛ السلام علیک یا امین الله فی ارضه؛ کلّهم نور واحد؛ آنان شاهد کلّی و مشهود همه‌اند. هرچه آنجا حقیقت می‌بینی ولایت می‌بینی.

معراج؛ هرچه دیدم علی بود

پیامبر فرمود به معراج که رفتم هرچه دیدم علی دیدم؛ هرچه شنیدم به صوت علی شنیدم. معنایش همین است: در مواقف شهود مشهود همه ولایت است. ما در محشر در یوم تبلی السرائر شاهد خواهیم شد؛ روز بروز لله الواحد القهّار؛ شؤون حق آشکار می‌شود؛ مشهود ما حقیقت ولایت در کلمات وجودیّه است؛ چیزی جز ولایت نیست. سیّد بن طاووس جملات مقدّمهٔ رسالهٔ سلوکیّه را در حمد و ثناء چنان تقدیم و تأخیر نهاده که این مضامین عرشی جمع شود؛ بحرالعلوم تعلیقه و شرح زده که ان‌شاءالله می‌رسیم. تا همین مقدار بسنده می‌کنیم و بحث را به اهلش وامی‌گذاریم تا یار که را خواهد و میلش به که باشد. آمادهٔ مناجات با صلوات بر محمّد و آل محمّد.

امتثال مختصر و هدف عملی رساله

هدف اصلی عرفان عملی است نه توقف در لغت؛ با این حال فرق ثناء و حمد و شکر و ترتیب خطبهٔ فدک روشن شد تا مقدّمهٔ رساله گشوده شود. فنا در کلام زهرا ثنای مطلق بر هرچه تقدیم شده است؛ حمد به نعمت؛ شکر به الهام اختصاصی.

نعومه ریشهٔ نعمت است؛ ملایمت و سود. حیات اول اسماء سبعه است و حبّ بقا فریاد اتّصال به مبدأ. مؤمن نعمت را وسیلهٔ عند ملیک مقتدر می‌کند؛ کافر بدل به کفر می‌کند و قوم را به دار البوار می‌کشاند. أنعمت علیهم نبیّین و صدّیقین و شهداء و صالحین‌اند؛ نعیم ولایت است در روایت صدوق. دعای آسیه عندک بیتاست نه بهشت بی‌عند.

مواقف شهود با یوم تبلی السرائر و تبدّل ارض و برزوا لله الواحد القهار و کشف غطاء و بصر حدید گره می‌خورد. واحد کنار قهار احدیت است. شوشتری پنجاه موقف گفته؛ صدوق و مفید عقبات را فرائض دانسته‌اند نه کوه ظاهری. ولایت و مرصاد و رحم و امانت و صلاة از عقبات‌اند.

حقیقت صلاة علی است و صوم پیامبر؛ استعینوا بالصبر والصلاة همین را می‌گوید. امناء المعبود مصداق اتمّ مواقف‌اند تا صادر اول. معراج پیامبر که همه علی دید و شنید همان شهود ولایت است. سیّد بن طاووس ترتیب حمد و ثناء را چنین چیده و بحرالعلوم شرح می‌کند. غروب جمعه و مناجات؛ ادامه در سیر عملی. والحمد لله رب العالمین. اللهم صل علی محمد و آل محمد.

الحمد لعین الوجود و امتثال لغوی

رساله با الحمد و الثناء لعین الوجود آغاز می‌شود. جلسه پیش حمد و عین الوجود گذشت؛ امروز ثناء و فنا و ترتیب خطبه. اگر واژه به واژه بمانیم از عملیات سلوک بازمی‌مانیم؛ با این حال فرق‌ها را اجمالاً باید دانست تا مقدّمه روشن شود.

ثناء عام است حتی برای جماد و فعل غیر اختیاری. حمد کار خوب فاعل مختار باشعور است. شکر وقتی نتیجه به ستایشگر می‌رسد. زهرا حمد را بر انعام زد، شکر را بر الهام، ثناء را بر مطلق تقدیم. مصباح ترتیب را به حیات و اختیار الهی و عطیه اختصاصی و سپس تعمیم ثناء تفسیر کرد. مرید بودن خدا کار غیر اختیاری را از او نفی می‌کند.

نعومه نرمی است؛ نعمت ملایم و مفید. حیات بزرگ‌ترین نعمت و اول اسماء سبعه است. حب بقا در همه موجودات از پشه تا انسان فریاد اتصال به مبدأ است؛ شیخ الرئیس در شفا گفته. کافر لذت دنیا را مطلوب بالذات می‌گیرد؛ مؤمن سعادت ابدی را و نعمت را وسیله. بدلوا نعمت الله کفرا قوم را به دار البوار می‌برند. أنعمت علیهم در مسیر اطاعت الله و رسول با نبیین و صدیقین و شهداء و صالحین است. نعیم در کمال الدین ولایت است. آسیه عندک بیت می‌خواهد؛ عند ملیک مقتدر مقصد مؤمن است.

تبلی السرائر تا بصر حدید

مواقف شهود نامی است برای آشکار شدن بواطن. یوم تبلی السرائر همان افق است. یوم تبدل الارض و السماوات برزوا لله الواحد القهار را می‌آورد؛ واحد و قهار با هم احدیت را می‌رسانند؛ کلمات و آیات حقیقتشان بارز می‌شود. لقد کنت فی غفلة من هذا فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید پرده‌برداری و تیزبینی چشم است؛ شهود یعنی همین کنار رفتن غطاء.

شوشتری پنجاه موقف شمرده که در هر کدام باید پاسخ داد. صدوق عقبات را به فرائض و اوامر و نواهی نامیده؛ مفید گفته عقبه کوه ظاهری نیست بلکه عمل واجب تشبیهی است؛ فلا اقتحم العقبة و ما ادراک ما العقبة. نام‌های ولایت و مرصاد و رحم و امانت و صلاة بر صراط از شمار عقبات‌اند. یک وجه مواقف شهود آشکاری نسبت ما با این فرائض است.

کلمات هستی و امناء

وجه دیگر آشکار شدن حقیقت کلمات است: صلاة علی است، صوم پیامبر. استعینوا بالصبر والصلاة همین تأویل را دارد. پیامبر واقف همه مواقف است. امناء المعبود کسانی‌اند که مواقف را در خود پیاده کرده‌اند تا صادر اول و نفس الرحمن. حقیقت رحم و صراط و دیگر کلمات را در ایشان ببین. السلام علیک یا امین الله فی ارضه؛ کلهم نور واحد؛ شاهد و مشهود ولایت‌اند.

معراج پیامبر که هرچه دید علی بود و هرچه شنید صوت علی، همان شهود ولایت در همه مواقف است. در محشر نیز مشهود ما ولایت در کلمات وجودیه خواهد بود. سید بن طاووس تقدیم و تأخیر حمد و ثناء را چنان چیده که این معانی جمع شود و بحرالعلوم شرح می‌زند. اکنون به سیر عملی نزدیک می‌شویم؛ مناجات با صلوات. تا یار که را خواهد و میلش به که باشد. والحمد لله رب العالمین.

استعاذه آغازین جلسه از همزات شیاطین و شر نفس و خلق، فضای ورود به رساله را پاک می‌کند. لا حول و لا قوة الا بالله و ایاک نعبد و ایاک نستعین و حمد بر هر نعمت و سؤال از فضل، پیشانی‌نوشت سلوک است.

عین الوجود که پیش‌تر بحث شد محل حمد و ثناء است. فنا در پرسش دوستان همان ثناء مطلق خطبه است نه اصطلاح فلسفی جدا. مصباح با شرح فدکیه این سه لایه را باز کرد: حمد نعمت، شکر الهام، ثناء تقدیم.

اسماء سبعه با الحی آغاز می‌شوند؛ بدون حیات علم و قدرت و سمع معنا ندارد. توحید صمدی پیش‌تر گذشته؛ کن فیکون عین ظهور است نه ماهیت پیش‌ساخته بیرون از حق. کمالات طول عمر و قدرت و علم نعمت‌اند اگر وسیله سعادت باشند نه مطلوب بالذات کافرانه.

و من یطع الله و الرسول مع الذین انعم الله علیهم است؛ هر روز در نماز صراط همانان را می‌جوییم: نبیین و صدیقین و شهداء و صالحین. لتسألن عن النعیم در کمال الدین صدوق ولایت است نه ثروت. احلوا قومهم دار البوار سرانجام کسانی است که نعمت را کفر کردند.

مواقف شهود جمع است چون مواقف بسیارند و پیامبر به همه واقف و محیط است. قیامت فعلی یا صغری نیز برزوا لله را نشان می‌دهد. کشف غطاء غفلت را برمی‌دارد و بصر را حدید می‌کند. فوائد المشاهد شوشتری مجلس چهارم پنجاه موقف را می‌گوید. اعتقادات صدوق و توضیح مفید عقبه را عمل واجب می‌دانند. حمل عقبه گردنه عمل است.

حقیقت صلاة و صوم در روایات به علی و پیامبر گره خورده؛ صبر در آیه استعانت همان صوم یا پیامبر است. امناء المعبود تا صادر اول و نفس الرحمن بالا رفته‌اند. معراج علوی همه مشهود را ولایت می‌کند. سید بن طاووس ترتیب مقدّمه را چنان نهاده و بحرالعلوم شرح خواهد کرد. غروب جمعه است و مناجات؛ ادامه در عمل. صلوات بر محمد و آل محمد.

فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر مقصدی است که نعمت وسیله رسیدن بدان است. عندک در دعای آسیه همان عند را می‌طلبد. مؤمن انا لله و انا الیه راجعون را با مصرف درست نعمت زنده می‌کند.

عقبات روی صراط نام‌های فرائض‌اند؛ نسبت با ولایت و مرصاد و رحم و امانت و صلاة در مواقف آشکار می‌شود. این آشکاری مواقف شهود است. کلمات هستی نیز حقیقت خود را می‌نمایانند و واقف کامل نبی است و امناء مصداق اتم.

هرچه در شهود نهایی می‌بینیم ولایت است؛ معراج نمونه پیشاپیش آن است. رساله بحرالعلوم با حمد و ثناء عین الوجود این بار را حمل می‌کند. روح سید بن طاووس شاد که ترتیب را چنین نهاده. خدای منان بپذیرد. آماده مناجاتیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد.

فوائد المشاهد و اعتقادات صدوق و توضیح مفید سه سند بحث عقبات‌اند. صلوات ختم مناسب غروب جمعه و ورود به مناجات است. والحمد لله رب العالمین.

صادر اول و نفس الرحمن افق صعود امناء است؛ حقیقت صلاة و صوم را آنجا ببین.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.