د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۴
دارای متن همگام
ورود به رساله و سؤال فنا
شرح رساله سیر و سلوک ۴
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۴:۵۴
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۸ سرفصل
## ورود به رساله و سؤال فنا
۰:۰۰
## ثناء و حمد و شکر در خطبهٔ فدک
۱:۳۷
## ترتیب زهرا و ریشهٔ نعمت
۳:۵۳
## حیات و حبّ بقا و أنعمت علیهم
۷:۱۰
## مواقف شهود و یوم تبلی السرائر
۱۴:۴۸
## پنجاه موقف و عقبات فرائض
۱۸:۰۴
## حقیقت صلاة و صوم؛ امناء المعبود
۱۹:۵۹
## معراج؛ هرچه دیدم علی بود
۲۰:۴۵
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
یا رب اعوذبک من هم و ذات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایاک نعبد و ایاک
نستعین. الحمدلله على کل نعمته و اسال الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
اجازه بفرمایید که بدون مقدمه ورود کنیم به بخشهای دیگری از
رساله سلوکیه سید بحر العلوم علیه الرحمه.
البته ما چون رساله مقدمش این چنین شروع میشود که بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمد و الثنا لعين الوجود.
پیرامون الحمد یه جلسه صحبت کردیم.
سپس پیرامون عين الوجود سخن گفتیم.
بعضی از دوستان سؤال کردند که
فنا یعنی چی؟ در خصوص این
ثنا هم حرف بزنید. اگر خب بخواهید این چنین بریم جلو کلمه به کلمه
خیلی طول میکشه و ما تو همین
ابتدای رساله میمونیم.
ما بدمون نمیاد بالاخره لکن
بیشتر هدف ما از این رساله و رسائل عرفانی عملیات
سیر و سلوکی است و در حقیقت عرفان
عملی است. اما امتثالاً همین رو میکنیم.
مختصراً و اجمالاً عرض میکنیم که حالا فنای یعنی چی؟
جالبه که حضرت آقای مصباح علیه الرحمه
نگاه میکردم ایشون در شرحشون بر خطبه فدکیه حضرت سبطیبا طاهره سلام الله علیها
برداشتهای زیبایی دارن.
چون خانم حضرت زهرا سلام الله علیها خطبه فدکیهشون رو اتفاقاً با حمد و شکر و فنا شروع کردن به این وجه که
الحمدلله على ما انعم.
جالبه حمد رو به نعمت زدن.
و له الشکر ما الهمن.
شکر رو به اونچه که الهام میشه و شده.
و فناه بنا قدم.
و مطلقاً اونچه که تقدیم شده فناپذیر است.
حالا هم-- فرق اینا با چیست؟
دقت بفرمایید. ثنا مفهوم عامتری داره.
در عربی برای هر مدح
و ستایشی میشه ثنا رو به کار برد.
حالا خواه-- یعنی مطلقاً برای هر حمد و ستایشی.
حالا خواه ممدوح، اون کسی که ما داریم ثنایش رو میگیم عاقل باشه یا
خیر. حیات داشته باشه یا خیر.
یعنی مثلاً جماد باشه حتی.
یا اختیاری باشه این فعلی که ازش صادر شده یا غیر اختیاری.
اما حمد در جایی گفته میشه که یعنی خاصتره.
فنا اعم، عامتره.
حمد در جایی به کار برده میشه که کار خوبی از فاعلی با شعور و مختاری صادر بشه.
حالا باز خواه اون کاری
که انجام داده سودی به حال منی که دارم حمد میکنم داشته باشه یا نه.
در هر حال با
اون فاعل کار خوبش رو با شعور و مختار انجام داده باشه.
اما شکر اخص از حمد میشه.
رتبهشون به این شکله. پس حمد اخص از
فنا شد و
شکر اخص از حمد.
خب حالا شکر چیه؟ شکر همون ثنایی است که
در حقیقت برای کسی که کار خوبی رو انجام میده و نتیجهش عاید ستایشگر میشه.
یعنی نتیجه اون کارش به منی که دارم
ثناگوییش رو میکنم میرسه.
خاص من شده. حالا اینجا که میرسیم آقای مصباح با زیرکی خاصی
یه سؤالی رو مطرح میکنند که چرا خانم اول حمد رو آوردن بعد شکر رو بعد فنا.
ایشون میفرمایند که شاید به یک وجه بشه گفت شاید
چون در مقام ستایش خداوند و
حضرت حقاند و خداوند هم وجودیست که عین حیات است، عین علم است
و اعلی مراتب حیات و قدرت و علم و اختیار و اینا رو دارن.
و طبعاً عرض شود که
آدم باید خدا رو به خاطر اون کارهای خوب و اختیاریش ستایش کنه.
که البته اصلاً خداوند منان
کار غیر اختیاری نداره و از اون سر نمیزنه.
چون المرید است. دارای اراده است.
و جمله دوم که با شکر شروع شده در این خطبه،
میخواد در این مقام خدا رو بر اون بخششی ستایش کنه و شکر کنه
که عطیه اختصاصی
بنده است. یعنی اختصاصاً عطیه خدا اینجا به من رسیده.
لذا تو این مقام خدا رو شکر میگن.
و سپس که تعمیمش میده بحث فنا رو به صورت مطلق میاره.
فرمود که اینجا
ستایش رو تعمیم میده. میخواد ذکر عام
بعد از ذکر خاص بیاد.
یعنی دیگه همه ثناگوییها به او برگرده.
که حالا البته این الحمد رو جالبه که استناد میدن یا استناد میدن به
نعم. الحمد لله على ما انعم.
به نعم. نعمت از ریشه نعمه به معنای نرمیه.
به معنای ملایمت. عرب به پاچهای که
مثلاً نرمه یا برگی گلی که
لطافت داره میخواد اون رو مثلاً توصیف کنه از این واژه استفاده کن-- استفاده میکنه.
میگه نعومه، نعومه.
استفاده میکنه. این ح-- این در حقیقت
نعمتی رو دریافت کرده که مفید بحالشه.
م-- در حقیقت یک ملایمتی در وجود این نعمت وجود داره مس-- مناسب طبع اوست.
به همین جهت بهش میگن نعمت که اگر مناسب طبع او نبود نعمت نبود.
حالا اگر به قول آقای مصباح بخواهیم به
اصطلاح اهل معقول اینجا از لسان فلسفه حرف بزنیم و حکمت،
ااا و این لغت رو تطبیق بدیم تو فلسفه و حکمت.
میگیم نعمت چیزیه که در جهت کمال شیء واقع میشه.
حالا البته هم خود کمال برای یک موجود نعمته و هم اون چیزی که سبب کمال میشه.
هر دو نعمتند. و که اگر
چیزی موجب ضرر و نقص
دیگری بشه این اصلا نعمت حساب نمیشه.
همونطور که عرض شد مطابق با طبعشه.
و این که اصلا هر موجودی میخواد زنده بمونه حتی یک پشه رو
آقای مصباح مثال میزنن.
حب به بقا داره. همه موجودات همونطور که شیخ الرئیس در
شفا می فرمایند همه موجودات،
ااا دوست دارن که
به یک-- همه موجودات حتی حیوانات اینها حب به بقا دارن
و این حس وجودیشون
به جهت اتصالشون به اون
مبدأ هستی، به اونچه که هست، به اون متن واقع
فریاد البقا، البقا دارد
و به همین دلیل هست که خب حیات
نشون داره میده که بزرگترین نعمت الهی اتفاقا اون اسماء
سبعی که همه اسماء برگشت به اون
اسماء سبعه دارن و ائمه
جماعت اسماء هستند.
اولیش الحي است
که اگر این ح-- الحي نباشد دیگر العلیم چیست؟
دیگر القد مثلا القدیر چیست؟
السميع چیست؟ الب-- اول الحي
بعد بقیه اسماء.
حیات که
به هر حال این بود، این بود، این هست.
اونچه که متن واقع است
برمیگرده به همون توحید صمدی حضرت حق که
دربارهش کماکان
مطالبی عرض کردیم. حالا
ذیل آیه شریفه. چون ما وقتی ما میگیم که خدای منان
مثلا ماهیات رو
که اعتبار در ذهن هستند در متن واقع و در متن خارج
یا اون ثبر علمیهای که
اعیان ثابتهای که در ذات حضرت حق
منتقش هستند مثلا اون رو
بیرون از ذات خودش حضرت
وجود داد. یعنی بعد میاییم این، این اشتباه برای ما پیش میاد که بگیم خب
مثلا خدای منان در،
در این مظاهر ظهور کرد.
یا اینکه اون آیه شریفه که
رو وقتی سخن میگیم احتمال داره برای مستمع این
اشتباه پیش بیاد که،
ااا نه یعنی اینکه
قبلاً یه چیزی بود که مثلا چون خدا اینجا
داره میفرماید که وقتی خدا اراده چیزی رو میکنه
میفرماید که کن به اون چیز، خب؟
به اون چیزی که اراده
تشئونش را کرده حضرت حق
میفرماید کن فیکون.
این نه یعنی اینکه یک
چیزی هست، یک
در حقیقت ما وجود دارد که
اون ما بشود ماهیت
در خارج. نه،
اصلا عین حقیقت و وجود اون شیء
میشود عین ظهور حضرت حق.
که یعنی میشود عین حیات،
عین حیات. که حالا این بحث چون قبلاً گذشته خیلی
روش وانستیم بهتره.
به هر حال حالا پس
وقتی که عرض شود کمالاتی مثل عمر طولانیتر، مثل مثلا قدرت بیشتر، علم بیشتر، نعمت بیشتر، اینا
در حقیقت همه نعمتن.
همه اینا نعمتن. حیات
به قول آقای مصباح آیا حیات نعمت نیست؟
چرا؟ خب اینها هم نعمتند.
به کار انسان میان. مطلوبه.
البته مطلوب بستگی داره که هدف رو شما چی قرار بدید.
مثلا برای کفار
مطلوب به ذاتشون همون لذات دنیوی است.
اما برای اهل ایمان
مطلوب به ذاتشون
سعادت ابدی است. این نعمتها،
این چیزهایی که در دنیا در اختیارشون قرار داده میشه به جهت یک نعمت، اینا مطلوبشون نیستن، هدفشون نیستن.
اینها یک وسیلهاین.
مثل کسی که دارو میخوره ت-- مطلوبش سلامتیه تا به سلامت بشه.
یعنی در حقیقت اینا استفاده میکنند از، از این نعمتها برای اینکه به اون سعادت برسن.
به اون سعادت. حالا پس
در حقیقت نعمت رو به
حمد یا حمد رو به نعمت زده که
. البته آقای مصباح اینجا متذکر میشن که بعضیا
سوءاستفاده از این آیه کردن
و دستاویز خودشون قرار دادن که خب
راه اون صراط مستقیم
این نعمت رو جمع ثروت گرفتند و نظام سرمایهداری و لیبرالی و اینها.
و حالیکه این نیست این أنعمت عليهم رو در جای دیگه در قرآن مشخص کرده چه کسایین.
و من یطع الله والرسول فأولئک مع الذين
یعنی اون کسایی که در اطاعت از
الله و رسولن. اینا کیان؟
اینا مع الذين به اتفاق کسانیاند که أنعم الله عليهم.
حالا چه کسایی رو أنعم الله عليهم؟
من النبيين. حالا اون أنعمت عليهم داره خودشو نشون میده اینا کیان.
ما هر روز در نماز میخوایم که ما رو خدا هدایت کنه به صراط اینها.
اینا کیا هستن؟ من النبيين و الصديقين والشهداء
والصالحين. حالا به یک وجه
خب انبیا که مشخصند، الصديقين اهل بیت عصمت و طهارت علیهم الصلاة والسلام، شهداء و صالحین هم که معلومه.
یا اونجایی که ثملت الأعين يومئذ
عن النعيم. قرآن میفرماید این نعیم رو نعمت ولایت گرفتهاند.
عزیزان. مرحوم شیخ صدوق در ک-کتاب شریف کمال الدین و تمام نعمهشون
روایتی ویل این آیه شریفه میارن که نعمت ولایت است.
پس این نعمت باید درست برداشت بشه که منظور از این نعمت چیست.
نه اون کسایی که مطلوبشون لذات دنیا بود و نعمت رو به کفر بدل کردن.
نوع نعمت رو تغییر کردن،
انقلاب در نعمت ایجاد کردن که باز قرآن در خصوص اونها میفرماید ألم تر إلى الذين بدلوا نعمت الله كفرا.
آیا نمیبینی کسانی که تبدیل کردن بدلوا نعمت الله کفرا نعمت خدا رو به کفر بدل کردند.
وأحلوا قومهم دار البوار.
بله این چنین است. مو-مؤمن میاد از این نعمتها استفاده میکنه برای اینکه برسد به خدا.
إنا لله وإنا إليه راجعون.
برسد به حضرت حق که في مقعد صدق
عند مليك مقتدر.
عند، عند. و
جالبه که آ-- حضرت عاصیه
همسر فرعون در قرآن هم میفرماید دعاشون از خدا چی بود؟
رب ابن لي عندك
بيتا في الجنة. عندك
بيتا في الجنة. یه خونهای تو بهشت به من بده عندك نزد خودت.
خب این یه اجمالا
موضوعی بود که عزیزان خواسته بودند فرق بین ثنا،
شکر، حمد چگونه است و اینها و برگشت نعمتها به حمد و یا حمد به نعمتها.
حالا اجازه بفرمایید که دقیقهای هم پیرامون
این کلمهای از همین مقدمه خطبه مواقف شهود
سخن بگیم که پیامبر عظیم الشأن اسلام رو
اینجا واقف مقا-- مواقف شهود
بیان کرده در مقدمه این خطبه.
مواقف شهود منظور چیست که پیغمبر واقف در این مواقفند؟
ااا ببینید. خب اون آیه يوم تبلى السرائر که مشخصه همه شنیدید بارها و بارها در مباحثمون عرض کردیم.
يوم تبلى السرائر یعنی روزی که باطنها آشکار میشود.
السرائر. همه باطنها آشکار میشود
و این اشاره به همون مواقف شهود دارد.
حالا اینکه این مواقف شهود
کجاست، به چه شکله؟
یا این مواقف که جمع مطرح شده چند تا موقفاند که پیغمبر به همه اینها واقفه
و احاطه کامل به اینها دارد.
مقاف-- مواقف شهود هستند.
اینها کجان؟ خب
بحث مبسوط میشه اجمالا عرض میکنیم بر اساس آیه
چهل و هشت سوره اسرا ابراهیم سلام الله علیه میفرماید يوم تبدل الأرض غير الأرض.
اون روزی که زمین تبدیل میشه به یک زمین دیگری
و السماوات همچنین آسمانها.
خب اون روز چه اتفاقی قراره بیفته و میفته؟
که بعضی از اینها همین الان هم البته قیامت فعلیه یا به یک معنا قیامت صغری
فعلیه هم گرفتن که برزو لله الواحد القهار.
اون روز بارز میشه اون روز
ظاهر میشود لله الواحد القهار.
همه چی ظاهر میشود برای خدای الواحد القهار که قبلا عرض شد
که وقتی اسم الواحد کنار القهار میاد منظور احدیت حضرت حق است.
که همه این ظهورات و بروزات همه تشئونات و
مجالی و مرآت حضرت حقاند.
کلمات الهیاند. آیات الهیاند.
اون روز همه اینها حقیقتشون آشکار میشه.
برزو لله. برای خدا اینا همه آشکار میشوند.
یا مثلا آیه بیست و دو سوره قاف.
لقد كنت في غفلة من هذا.
به تحقیق غافل بودی از یه همچین چیزی که الان میگیم.
چی؟ فكشفنا عنك.
که ما از تو برطرف کردیم این
در حقیقت غفلت رو با کشفمون.
مکشوف شد برای تو.
مشهود شد برای تو. چی؟
ق-- اون بطاāk.
اون پرده رو که کنار زدیم.
فكشفنا عنك بطاāk.
فبصرك اليوم حديد.
و چشم تو تیزبین شد.
بینا شد. ما پرده از برابر دیدگانت برداشتیم.
این همون شهود است. حالا بس-- مطلقا بحث مواقف شهود اینجا به صورت مطلقه آمده.
م-- بحث شهود است. خدا پردهها رو کنار میزنه.
حالا در مصادیقش که این مواقف شهود که حالا معنای شهود رو به
اجمالا عرض کردیم. مرحوم
شیخ شوشتری در فوائد المشاهدش، مجلس چهارمش
میفرماید رو استراحت تو قیامت پنجاه تا موقف وجود داره که هر
موقفی در هر موقفی انسان باید سوالی رو پاسخ بده.
که اتفاقا شیخ صدوق در رساله اعتقاداتش هم
میفرماید که عقیده ما این است که
ااا در حقیقت
اسم هر یک از این عقبات که در محشر هستند
اسم یکی از فرائض و
در حقیقت هم اوامر و هم نواهی الهی است.
یعنی به تعداد اوامر و نواهی اونجا موقف داریم اگر بخواهیم به این دقت کنیم.
البته شیخ مفید هم در توضیح همین عبارت شیخ صدوق
میفرماید عقبات، اون عقبهها یا همون مواقف به یک معنا،
عبارتند از اعمال واجب.
و اینو شیخ مفید میفرماید و میفرماید که سؤال از اونها،
ا اونجا اتفاق میفته و منظور از عقبات رو
اونجا کوه و دره نمی گیرند.
شیخ مفید میفرماید که
اینجا اعمال به عقبه تشبیه شدند، تشبیه شدند، تنزیها بیان شدند مثل اون آیه که فلقت حمل عقبه
یعنی ولی اون از اون گردنه مهم
نگذشت. فلقت حمل عقبه نگذشت از اون گردنه.
عقبه گردنه. و ما ادراک ما العقبه.
چه میدانید که این عقبه چیست؟
حالا باز شیخ صدوق بحث برخی از این
عقبات رو که روی صراط واقعاً نام برده مثل ولایت، مرساب،
رحم، مثلاً امانت،
صلاة اینها که این عقباتاند.
خب اونجا میشه گفت به یک معنا این مواقف شهود
این است که به یک وجه
باطن ما نسبت
به این اوامر و نواهی آشکار میشود.
نسبت ما با این اوامر و نواهی در اون
مواقف و عقبات آشکار میشود.
این آشکاریش میشود همون مواقف شهود.
این یک وجهشه. یک وجه دیگرش اینه که
کلمات نظام هستی در این مواقف آشکار میشوند که انسان در هر کدوم از این مواقف مثلاً
حقیقت صلاة براش آشکار میشه که حقیقت ص--
حدیث داریم که حقیقت صلاة
منظور امیرالمؤمنین صلوات الله علیه هست.
مثلاً حقیقت صوم مشخص میشه، آشکار میشه که حدیث داریم صوم
پیامبر عظیم الشأن اسلام است.
اون آیه که میفرماید این
کمک بگیرید از صبر و صلاة.
این صبر رو همون صوم گرفتن یا پیامبر
و صلاة رو امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام.
حالا این واقف همه این مقا-مواقف شهود نبی اکرم اسلام است
و آخر این ابتدای خطبه که میفرماید
امناء المعبود
یعنی اون امینان حضرت معبود.
همین کسانی که واقف این مواقف
و شاهد این مشاهد هستند.
همونها هم امینان حضرت حق هستند.
به یک معنا یعنی تمام این
حقیقت این مواقف رو، عقبات رو در خودشون
نگه داشتند و پیاده کردند.
مصداق عینی و اتمش شدند تا جایی که در قوس صعود به مقام صادر
اول و نفس الرحمن رسیدند.
و اگر میخوای حقیقت صلاة رو ببینی به اونها نگاه کن.
حقیقت صوم رو میخوای ببینی به اونها نگاه کن.
حقیقت رحم رو میخوای ببینی به اونها نگاه کن.
حقیقت صراط به اونها رو نگاه کن.
حقیقت حجر و جهل همه اونها
این کلمات وجودی، این حقایق که قراره آشکار بشن.
به این معنا اصلاً اون
در حقیقت مواقف شهود
میشود به یک وجه
شهود امناء المعبود.
یعنی امناء السلام علیک یا امین الله في ارضه.
این امناء این امین الله
که کلهم نور واحد.
این در اون مواقف همین
امناء المعبود
اونجا شاهد کلی هستند
و مشهود همه اون
شاهدها هستند. یعنی ما به شهود این
مشهوداتمون که میشینیم هرچه اونجا حقیقت میبینیم، ولایت میبینیم، هرچه میبینیم ولایت میبینیم.
امیدوارم این حالا انتهای بحث رو خوب متوجه شده باشید.
من اجمالاً عرض کردم چون وقت نیست و
حالا مناجات هم داریم و اینا بالاخره غروب جمعه هم هست.
حالا میخوایم بگذریم به اون سیر عملیش برسیم.
شاید به یک معنا اینجا که پیامبر عظیم الشأن اسلام فرمودند من به معراج که رفتم هرچه دیدم علی دیدم.
هرچه شنیدم به صوت علی شنیدم.
این معناش یعنی همین. یعنی در مواقف شهود
آنچه که شاهد
مشهودش هست همه ولایت است.
ما شاهد خواهیم شد در محشر،
در یوم تبلی Serager
شاهد خواهیم شد.
اون روزی که بر ظهور الله الواحد القهار است،
شعونات حضرت حق آشکار میشود.
اون روز ما شاهد خواهیم شد.
مشهود ما چیه؟ حقیقت ولایت در کلمات نظام هستی، در کلمات وجودیه.
و اونجا میبینیم که اصلاً چیزی جز ولایت نیست.
به اینجا میرسیم. حالا شما ببینید
مرحوم سید بن طاووس علیه الرحمه
چگونه این جملات
در حقیقت رساله سلوکیهشون رو در مقدمه
در حمد و ثنا اینها چگونه
تقدم و تأخر قرار داده که بشه این همه مفاهیم و مضامین و مضامین عرشی و بلند درش جمع بشه.
روحشون شاد و سید ابن-- سید بahr العلوم علیه الرحمه
تعلیقه بزنن، شرح بزنن که حالا انشاالله میرسیم
و اجازه بده که تا همین مقدار ما بسنده کنیم.
اجازه بفرمایید که همین جا
بحث رو واگذار کنیم به اهلش
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد.
خدای منان از همه ما بپذیره.
آماده مناجات میشویم به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
جلسه قبل
جلسه بعد