ددرس‌گفتارها

[صدای جمع] اللهم صل علی محمد.

يا رب أعوذ بك من همزات الشياطين ومن شر نفسي ومن شر خلقك.

بسم الله الرحمن الرحيم.

لا حول ولا قوة إلا بالله العلي العظيم.

اللهم إياك نعبد وإياك نستعين.

الحمد لله على كل نعمته وأسأل الله من فضله.

المستغاث بك يا صاحب الزمان.

المستغاث بك يا صاحب الزمان.

المستغاث بك يا صاحب الزمان.

السلام عليك يا داعي الله ورباني آياته.

سلام عليكم ورحمة الله.

هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواح من سوا فدا در این غروب جمعه محزون ان‌شاءالله که حضرتش هر کجا تشریف دارند حالشون خوب باشه و از سائج امار دعا کنن با حضور قلب و توجه صلواتی ختم بفرمایید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجه.

به فضل الهی [مکث] ادامه مبحثمون رو که شروع [مکث] در حقیقت به یک معنا میشه گفت عرفان عملی بود رو ادامه خواهیم داد.

با توجه به متن [مکث] رساله سیر و سلوکیه منسوب به حضرت بحر العلوم سید بزرگوار که البته شرح بر رساله سیر و سلوکیه [مکث] سید ابن طاووس بود.

خب این رساله رو خب مستحضر هستید اساسا ما به این خاطر انتخاب کردیم از جهت اینکه همونطور که عرض کردیم علامه طباطبایی علیه الرحمه فرمود یکی از اون کمالین سید بحر العلوم است و البته رساله خیلی خاص هست و از جهتی ما این رساله رو از مجموعه رسائل عرفانی انتخاب کردیم که یه تعلیقه‌ای ذیل این رساله حضرت استاد سعادت‌پرور علیه الرحمه داشتند به جهت قلم شیوای ایشون و در حقیقت اثر وجودی ایشون.

که اجازه بفرمایید برای اینکه ان‌شاءالله شما یه مقدار مطمئن‌تر گام بردارید در این مسیر حداقل اینکه نظر رهبر عزیزمون رو پیرامون این مرد عارف و حکیم برای شما از روی کتاب عید وصال بخونم.

این کتاب عید وصال که هشتصد کلمه در اخلاق و معارف است و سیر و سلوک الی الله که از حدود سی و پنج اثر از آثار مرحوم حضرت آیت الله پهلوانی معروف به سعادت‌پرور جمع‌آوری شده و ابتدای این کتاب نظر رهبری رو پیرامون حضرت آیت الله پهلوانی بیان می‌کنه که این عین عبارت هست براتون از رو می‌خونم.

نظر رهبر پیرامون کسی که ما رساله در حقیقت تعلیقه او رو بر [مکث] این مجموعه رسالات عرفانی دست گرفتیم به عنوان متن درسی‌مون به فضل الهی که امروز جلسه دوم هست.

رهبر می‌فرماید عبد صالح الهی حضرت آیت-- حضرت آقای سعادت‌پرور رو چون می‌دونید حالا اینم خوب شد یادم افتاد همین ابتدای سخن جلسه پیش من عرض کردم که ایشون کنار استاد عزیزمون آقای حق شناس دفن.

اونجا هم یه قبری هست به نام آقای پهلوانی.

بعداً متوجه شدم که نخیر آقای-- این عزیزمون حضرت آقای پهلوانی آقای سعادت‌پرور تو قم‌ن حرم حضرت معصومه سلام الله علیها هستن.

حالا اون عزیزی که کنار آقای حق شناس هستن [مکث]، یه آقای پهلوانی دیگری هستن.

این آقای سعادت‌پرور نیست، نیستن.

این رو حالا نثار روحشون هم یک صلوات هدیه کنید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجه.

حالا متن کلام عبد صالح الهی حضرت رهبر عزیزمون پیرامون آقای پهلوانی رو بشنوید.

ایشون چنین فرمودند: عالم کا-- عامل، عالم عامل و عارف پارسا و پرهیزگار.

می‌دونید که رهبر در رابطه با دیگران، سلام عليكم ورحمة الله، این عبارات رو همینطوری استفاده نمی‌کنن.

عارف پارسا و پرهیزگار، عمر طیب و طاهر و همراه با تلاش مبارکی را در تعلیم و ترویج معارف الهی و توحیدی گذراندند و نمونه‌ای از صفاء و اخلاص بودند.

طهارت و پاکیزگی واقعی را آشیخ علی آقای پهلوانی در طول هشتاد سال زندگی خود گذراند [مکث] و زهد و تقوای واقعی و بی‌رغبتی به دنیا به معنای حقیقی کلمه در این مرد وجود داشت.

این‌ها خوبان زمان ما هستند و ما آنها را نمی‌شناسیم.

کی داره اینو میگه؟

رهبر عزیزمون پیرامون حضرت آیت الله پهلوانی یا سعادت‌پرور علیه الرحمه این‌ها خوبان زمان ما هستند و ما آنها را نمی‌شناسیم.

ما وقتی در جریان معمولی عادی زندگی سیر می‌کنیم، خیال می‌کنیم همه دنیا همین‌هاست.

در حالی که در این عمق‌ها چیزها هست، الان هم هست.

در روایت آمده "إن الله تبارك وتعالى أخفى أربعة في أربعة".

خدای، خداوند، خداوند متعال چهار چیز را در چهار چیز مخفی کرده.

این حدیثی است که رهبری اشاره به این حدیث کردند.

یکی همین است که بندگان خاص خود را در بین آحاد مردم پنهان کرده است.

می‌آیند و می‌نشینند.

جمعیت‌های زیاد و آدم با آن، با آنها حرف می‌زنند، صحبت می‌کند.

هیچ به باطن‌شان راه پیدا نمی‌کند انسان.

در حالی که آن باطن یک وقت می‌بیند یک دریایی است، یک غوغایی است، یک در-گردونه‌ها و گیتی‌هاست.

ملک آن جهانی را یعنی ملک دل را.

مرحوم آشیخ علی آقا همین‌طور در خانه نشسته بود و می‌رفتند این دوستان و مریدان و رفقای ایشان به سراغشان و همین راه را کانال، اینج-اینجا دقت کنید یه عبارت خیلی جالبی رهبر دارن.

و همین راه را، کانال را در دل‌های ایشان ذره‌ذره باز می‌کرد.

رهبر در خصوصه‌های پهلوانی این عبارت عرفانی و حکمی رو میارن که می‌فرماید این‌ها که می‌رفتند محضر ایشون کانال دلشون رو باز می‌کرد.

خیلی عبارت شیرینیه.

و این بزرگ‌ترین کاریست که به نظر من در ابتدای راه یک معلم و استاد می‌تونه در خصوص شاگردش انجام بده که کانال وجودیش رو باز کنه.

و الا تا این کانال باز نشه، حالا اول باز بشه بعد لای روبی بشه.

تا باز نشه چگونه معارف ورود کنه؟

خب بعد ادامه سخن رهبر این چنین است و هر کسی به قدر استعدادش بهره می‌برد و استفاده می‌کرد.

بعد آقایی خاطره‌ای رو نقل می‌کنند رهبر عزیزمون که می‌فرمود اخوی خودم منظور حضرت آیت الله سید محمد خامنه‌ای هست که می‌فرماید اه-اخوی خودم نقل می‌کردند که آمدم مشهد.

حالا خاطره اینه که میگن من یه روز اومدم مشهد محضر آقای سعادت‌پرور ازشون خواستم که هوا خیلی گرمه بیاید در مشهد بریم.

ایشون فرمود من نمیام.

گفت آخه خیلی هوا گرمه، خوبه که بریم.

ایشون فرمودند که نمیام.

بعد این جمله رو میگن آقای سعادت‌پرور.

می‌فرمایند من می‌ترسم حضرت رضا صلوات الله علیه چیزی تقسیم کنند و من نباشم.

الله اکبر.

از مشهد بیرون نمیره که مبادا امام رضا چیزی تقسیم کنه که ایشون نباشه.

این خودش دلالت بر این دارد که او که مبدأ فیض است و فیاض علی الاطلاق از کانال وجودی امام معصوم فیض می‌رساند، بعضی از فیض‌هاش عمومی‌ست برای همه عوالم هستی‌ست.

بعضی از فیض‌های این فیاض و این کانال فیض برای مثلا انسان‌هاست.

بعضیش برای همه مثلا مردم ایران است.

بعضیش برای اونایی که از راه دورند.

بعضیش برای اوناییه که نه، هم‌جوار حضرتم و از نزدیک زیارت می‌کنند.

این خودش دلالت داره بر این که یکی از دلایلی که چرا ما میریم مشهد هست.

بعد آقا اینطوری تفسیر می‌فرمایند که بعد از نقل این حکایت آقا فرمودند ببینید این لطافت را.

امید است لطف و فضل الهی و مغفرت و رحمتی که به بندگان صالح خود وعده فرموده است شامل حال این بنده پاک و بی‌آلایش باشد.

کی؟

آقای سعادت‌پرور.

غرض نظر رهبر رو چون الحمد لله همه ولایی هستید خوندم و از در حقیقت اون نظرات رهبری پیرامون این بزرگان هم می‌شود متوجه شد جایگاه این‌ها رو.

چون اون‌ها بالاخره عارف واصل‌اند، چشمشون بازه، حق‌بین‌اند.

بدون دخالت مسائل سیاسی و اجتماعی و غرض‌ها و این‌ها حرف می‌زنن.

مثلا در خود-- خصوص استاد کل حضرت علامه، رهبر برا عهدی همچین تعبیری نداشتند که ذو فنون، ذو فنون یعنی همون علامه بودن.

خب این‌ها خیلی میشه گفت یه گرایی از سمت ولایت که ما بدونیم به چه سمتی بریم، کجا بریم.

خب این هم یه مقدمه‌ای بر اینکه متوجه باشیم.

اج-اجازه بفرمایید که تبرکاً از کتاب شریف سر الاسرا که مال خود حضرت آیت الله سعادت‌پرور است.

جل یک صفحه هفت یه مطلبی رو بخونم از رو که ایشون فرمودن که خطاب به سالک طریق توحید است.

یعنی شما عزیزان.

می‌فرمود حقیقت برای اهلش از خورشید تابناک‌تر و از قرص قمر درخشان‌تر است.

حقیقت، حقیقت که همون توحید محض و صمدی‌ست.

به یکی از عبارت همون وجود اصمد است و بیش از آن که پیامبران و جانشینانشان از آن سخن بگویند، تمام موجودات و به ویژه انسان با فطرت و ذره ذره‌ی وجودش آن را فریاد کرده و به آن فرا می‌خوانند.

موجودات با فریاد بلند حقیقت جویان شنوا و آگاه را از وجود آن حقیقت باخبر می‌سازند.

این اشاره به همان خوانش کتاب آفاقیه که حضرت آقا فرمودند بخوانید این کتاب آفاقی رو موجودات دارن در حقیقت تدایی از حقیقت می‌کنند، از وجود می‌کنند.

ادامه.

این سخن خداوند عزّ وجلّ است که می‌فرماید اشاره دارد به آیه چهل و چهار.

اینجا حالا، اینجا خود ترجمه رو نوشته آیه چهل و چهار سوره اسرا.

من عربیش هم براتون بخونم تبرکاً.

[نفس عمیق] که توی این بخش از صحبت‌هاشون در سرّ الاسرا-- اسرا حضرت آقا سعادت پرور اشاره به این آیه کردند.

توسبّح له السماوات السبع والأرض ومن فيهنّ وأمّ من شيء إلا یسبّح بحمده.

به به، به به.

ولا تفقهون تسبيحهم إنه كان حليماً غفورا.

در خصوص تسبیح برای خدا سخن گفته که میگه توجه کنید که تمام آسمان‌های هفتگانه و زمین مشغول تسبیح خدااند و آنچه که در آن‌ها هست.

یعنی همه چی اینجا که می‌فرماید همه عوالم وجودی دارن فریاد می‌زنن که تو رو به اون حقیقت متوجه کنند.

این رو دلالت بر همین قصه بیان کردن این آیه رو.

و امّ من شی-- هیچ چیزی نیست.

امّ من شیء الا یسبّح بحمده که جلسه پیش عرض کردیم تسبیح به حمد، تسبیح به حمد رو یه نکته‌ای ازش بیان کردیم.

یا هیچ چیزی نیست مگر اینکه داره به همراه هم تسبیح می‌کنه خدا رو.

ولا که لا تفقهون تسبيحهم اما شما متوجه نمی‌فهمید تسبیح اون‌ها رو.

انه کان علیمًا-- حلیماً غفورا.

حالا حضرت آقا سعادت پرور اشاره به این آیه می‌کنند که توجه داشته باشید به این آیه که چگونه دارد شما رو متوجه حقیقت می‌کند.

همه عوالم هستی.

باز ادامه میدن ایشون [نفس عمیق] که و نیز می‌فرماید دوباره آیه بعدی رو میگه توجه.

منظورشون اینه که توجه به این آیات بکنید.

آیه پانزده سوره رعد.

اینجا ترجمه‌اش رو آورده من عربیش هم براتون بخونم.

ولله يسجد ما في السماوات والأرض طوعا وكرها.

طوعا یعنی با رغبت، كرها با بی‌رغبتی، بی‌میلی.

می‌فرماید که برای خدا سجده می‌کنند.

هرچی که تو آسمان‌ها و زمین هست سجده می‌کنند.

حالا چه با اکراه، چه با طوع خاطر آرام مثلا با خواهش درون.

و ظلالهم اینجاش خیلی زیباست آیه‌ست ها.

و ظلالهم و سایه‌های اون‌ها هم، سایه‌های این موجودات هم همچنین اونا هم سجده می‌کنند.

بالغدو والآصال صبح و شب.

سایه‌ها اشاره است به همون حقیقت یا آثار وجودی.

سایه شما اثر شماست دیگه.

اگر شما نبودی سایه کجا بود؟

اینکه قرآن می‌فرماید و ظلالهم به یک معناش البته اینه که آثار وجودی اون‌ها هم حتی دارد سجده می‌کند.

حالا اینجا باز نکات شیرینی تو این آیه هست چون مرتبط بحثمون نیست ما می‌گذریم.

بعد دوباره اشاره می‌کنند آقا سعادت پرور به این آیه، آیه چهل و نه سوره نحل.

ولله يسجد ما في السماوات وما في الأرض [مکث] من دابة والملائكة وهم لا يستكبرون.

میگه برای خدا سجده می‌کنند آنچه در آسمان‌ها و زمین است از دابة موجودات اینا حالا حیوانات، این جنبندگان، حالا مطلقاً جنبندگان، دابة و ملائکه.

به یک عبارت می‌شود، می‌ف-- میشه گفت که این زمینی‌ها و آسمانی‌ها بدون تکبر همه مشغول سجده‌اند.

بعد اشاره می‌کنه به آیه شش سوره الرحمن.

والنجم والشجر يسجدان.

ببینید که حتی ستاره و شجر، درخت هم سجده می‌کنند.

حالا این مجموعه آیاتی که ایشون توصیه می‌کنند به توجه میدن بهش.

بعد این عبارت رو می‌فرمایند "ولی متأسفانه جز برای عده کمی که با رسیدن به معرفت شرح صدر یافته و پرده از مقابل دیدگانشان برداشته شده و تیرگی و شک و تردید از عقاید و عمق جانشان زدوده شده و خلجان دو دلی و سست ایمانی از زوایای وجودشان زائل گشته، برای دیگران حقیقت آشکار نشده." اینجا به یک معنا آقا سعادت پرور داره مریضی‌های ما رو، گرفتاری‌های ما رو، موانع رسیدن ما به حقیقت رو بیان می‌کنه.

چیا بود این‌ها؟

می‌فرماید که [نفس عمیق] اون‌هایی که رسیدن از طریق معرفت، رسیدن به معرفت، شرح صدر، برداشتن پرده از مقابل دیدگانشون.

یعنی کسی که این پرده نرفته کنار دیدشون باز نشده، نمی‌تونند بفهمند.

این مریضیه.

چه کنی که پرده بره کنار؟

می‌فرماید ٱغضّ أبصاركم ترون العجائب.

چشمتو ببند عجائب روزگار رو ببین، به روی حرام ببند.

تیرگی شک، تردید از عقاید که این عقاید متزلزل‌اند از عمق جان نیستند.

خلجان دو دلی اینا مریضی‌های ماست.

سست ایمانی، ایمان ضعیف.

حالا می‌فرما این، این مریضی‌ها تا هست به قول آیه سعادت ارواح دیگه انسان نمی‌تونه حقیقت رو درک کنه.

میگه اینا به غیر از این‌هایی که این مشکلات رو ندارند بقیه محروم مانده‌اند و دیده دلشان در پس ابر تردید کور گشته.

اون شک و تردید و ریب و حالا اون اشاره به اون ق-- بحث‌های قلب مریب که فکر می‌کنم بیست و خورده‌ای جلسه ما در موردش باهاش بحث کردیم.

اینا همه می‌فرماید در پس ابر تردید کور گشته و لایه‌های شک و ناباوری آنها را پوشانیده و مانع رؤیت حقیقت شده است.

از این رو اینان از اشارت کتاب‌های آسمانی و روشنگری‌های فرستادگان خداوند و به ویژه قرآن کریم و رسول اکرم و آل پاکش بهره‌ای نمی‌برند.

صلوات الله علیه مجمعین.

بلکه گروهی از آنها به طور کلی از مسیر حق دور افتاده و آنچه را به چشم نبینند و به گوش نشنوند یکسره انکار می‌کنند.

خیلی این بخش از صحبت این عزیزمون نکته داشت.

پرنکته بود خیلی با آیاتی که ایشون تصریح کرده بود، توجه داده بود خیلی پرمغز و [نفس عمیق] خیلی دلالت داشت.

خب این رو مقدمه‌ای دو تا مقدمه ما رفتیم برای ادامه بحث رساله سید بحر العلوم برای اینکه برای چی ما اینا رو گفتیم؟

برای اینکه من و شما اهمیت این جلسه رو متوجه بشیم که ما این انتخابمون از چه جهت بوده.

چرا کتاب ایشون؟

چرا تعلیقه‌های ایشون بر مثلا رساله سیر و سلوکی سید بحر العلوم؟

الان یه مقدار خب با اطمینان بیشتری می‌رید جلو.

اما بریم سراغ متن رساله‌مون که جلسه پیش بهش ورود کردیم.

بله.

تو بحث حمد بودیم.

بسم الله الرحمن الرحیم.

الحمد و الثنا لعين الوجود.

الحمد و الثنا لعين الوجود.

این حمد رو که همه این الحمد رو که همه ستایش‌ها اینا همه به یک معنا بود که عرض کردیم پر می‌کنه میزان رو.

تسبیح نیمی از میزان رو اما حمد همه میزان رو پر می‌کنه.

انقدر ارزش و اهمیت داره.

این رو عرض کردیم به یک معنا چی بود؟

صادر اول بود.

حالا دیشب تو یا زهرای شرق تهران بحث لقو الله رو که مطرح کردیم انشالله بچه‌ها ادیت می‌کنند تو کانال می‌ذارن.

اونجام تو وادی وجه الله الاعظم به نحو اتم اونجا یه چیزهایی در خصوص همین صادر اول گفتیم.

الحمد همونه.

همون حقیقته که لله رب العالمين است.

تو surه حمد.

در قرآن [سرفه] یه آیه خیلی شیرینی هست که آ-- اگه خواستید رجوع کنید آیه چهل و پنج surه فرقان.

می‌فرماید ألم تر إلى ربك خیلی مزه‌اش کنی از عسل شیرین‌تره.

ألم تر إلى ربك آیا نگاه نمی‌کنی به پروردگار خودت؟

كيف مدّ الظل ظل یعنی سایه که چگونه کشید، گسترش داد سایه را.

ولو شاء لجعله ساكنا که اگر می‌خواست قطعاً اون سایه رو ساکن قرار می‌داد.

ساکنش قرار می‌داد.

حرکت بهش نمی‌داد.

حالا الان متوجه بشیم که منظور از این سایه چیه.

می‌فهمیم که این حرکت یعنی چی؟

که همه عالم در حرکت است.

در نشئه ملک.

ح-حرکت وجودیه، اشتداد وجودیه.

حرکت از نقص به کمال یا قوه به فعل.

در ملکوت حرکت انشائیه یا ایجادیه.

از اونجا ما رو به حرکت در.

خودشونم در حرکت هستند.

نقص به کمال‌اند.

به سمت کمالات مطلقه که حضرت حق است حرکت می‌کنند.

و انّا الیه راجعون.

و ما رو هم به ص-- به حرکت در می‌آورند که بر اساس حالا اون جلساتی که پیرامون عبور از ظاهر به باطن قرآن محضر شهید حجتی داشتیم، اونجا یادمه یه جلسه‌ای پیرامون این خروج از نقص به کمال اونجا سخن گفتیم که بر اساس آیات ابتدایی surه عزّت ابراهیم صلوات الله عليه و على نبيه و آله، هر حر-هر حرکتی یه مخرج می‌خواد.

یک چیز باید خارجش کنه از نقص به کمال.

چرا؟

چون نقصه دیگه.

اگر نقص داره یعنی نمی‌دونه چه کنه که اگر قرار بود این ندان-- یعنی اگر قرار بود بداند خودش خارج بشه، خودش حرکت کنه، کسی خارجش نکنه یعنی خودش آگاهه.

یعنی خودش کمال داره.

پس چگونه نقصه؟

همین که به سمت نقص میره یعنی نقصه دیگه.

یعنی کمال رو نداره.

ضعف داره، فقر داره، احتیاجه.

ها؟

از همین جهت داره نشون میده که یه کس دیگه‌ای این رو حرکتش میده.

چون نقص داره که اگر قرار بود نقص نداشته باشه خودش بدونه به سمت کمال بره حرکت کنه پس دیگه چه نقصی، چه فقری، چه احتیاجی؟

خودش رفت دیگه.

رفت حرکت کرد.

نه اینکه نقص داره و از نقص به کمال میره که اینو همه قبول داریم از قوه به فعل میره نشون میده یه مخرجی هست.

یعنی یه اخراج کننده‌ای هست که با یک چیزی داره همه عالم رو اخراج می‌کنه از ضعف به قوت، از نقص به کمال، از قوه به فعل با یه چیزی هم داره خارج می‌کنه.

از ظلمت به نور.

اون آیات ابتدای سوره از ابراهیم اگر اون بحث رو دنبال کرده باشید یادتون باشه می‌فرمود الف، لام، را که حالا اینم یه عبارت شیرینی در تفسیرش هست.

الف، رام، لام، را بماند.

حضرت ملا صدرا چیز جالبی گفت.

دارن حالا بماند.

کتاباً این کتاب همین قرآن، همین قرآن.

أنزلنا الیک این همون کتابی‌ست که ما به تو نازل کردیم که چی بشه؟

برای چی ما اینو به تو نازل کردیم؟

لتخرج تا تو خارج کنی.

تخرج فعل در حقیقت مخاطب، مخاطب اول شخص مذکر مضارع مخاطبه.

درسته؟

یعنی تو خارج کنی.

لتخرج برای اینکه تو خارج کنی.

چی پیغمبر؟

چیو، کی را خارج کنی؟

لتخرج الناس الناس همه مردم را من الظلمات الی النور.

پس مخرج چیه؟

کیه؟

پیغمبر است.

با چی خارج کنی؟

که آفرین.

کتاباً أنزلنا الیک لتخرج الناس به من الظلمات الی النور.

پس با این بهی، به این، به این کتابه.

پس کتاب اون متنی است که پیغمبر با او من و شما رو خارج می‌کنه.

خود رسول پیامبر هم از نقص به کمال می‌رن؟

بله، در سیر صعودی ایشون هم بر اساس همان کتاب در حقیقت قرآن حرکت کرده.

منتها ما معتقدیم که قرآن از پیش بر پیغمبر نازل شده بوده.

حالا بعضیا میگن سیزده سالگی.

حالا کاری هم نداریم کی.

بالاخره پیغمبر از قبل به صورت دفعی قرآن رو اخذ کرده بوده که انا انزلناه في ليلة القدر.

حالا اینجا، اینجا که می‌فرماید و لو شاء لجعله ساكنا الان متوجه می‌شیم که اگر ما می‌خواستیم اون سایه رو ساکن قرار می‌دادیم نه مدول نه که بکشیمش.

این کشش منظور معنای حرکت داره که میگه اگه ما می‌خواستیم حرکت ندیم نمی‌دادیم.

یعنی اگه ما می‌خواستیم اصلاً خلق نمی‌کردیم.

توجه کردی به اراده خودمون.

حالا این، این سایه چیه که خیلی شیرین، خیلی قشنگ.

ثمة بقیه آیات.

ثمة جعلنا الشمس عليه دليلا، عليه دليلا.

یعنی ما سپس استدراج داره.

سپس یعنی اول سایه بوده، سپس شمس رو بر او دلیل قرار دادیم.

عليه دليلا یعنی خورشید دلالت بر او می‌کنه.

یعنی خورشید خودش دلیل بر اوست، بر اون مدلول.

یعنی چی؟

یعنی تقدم تأخرش رو بگیری اون سایه اوله.

این سایه‌ای نیست که تو برگردی بگی منظور سایه خورشیده که سایه خورشید رتبه‌ش مادون خورشیده.

اول خورشیده بعد سایه.

خورشید نبود، سایه نبود.

اما اینجا می‌فرماید جعلنا الشمس عليه دليلا.

اصلاً خورشید دلالت بر او دارد، بر اون سایه.

این چه سایه‌ایه که خورشید بر اون دلالت داره؟

کو، این سایه کجاست؟

همه سایه‌ها، این سایه‌ها دلالت بر خورشید دارن.

اینجا چگونه است که خورشید دلالت بر سایه داره؟

آها اینجا بر اساس روایات مرحوم شیخ اکبر علیه الرحمه هم در فتوحاتشون هم در فصوصشون می‌فرمایند که این ول همان صادر اول است.

همان مقام الحمد است.

به یک معنا رقب منشور است.

به یک معنا می‌شه، می‌شه عرض کرد که کتاب مبین است و کل شیء ان احصیناه فی امام مبین، امام مبین است.

اشرقت الارض بنور ربه على اعتبارش ها.

بله دیگه بله و اشرقت الارض بنور ربه ها.

به یک معنا همین میشه که حالا اتحاد کامل وجودی اهل بیت با اون پیدا کردن که گفتن انا من اولین چه اول ما خلق الله نوری یا اول ما خلق الله العقل.

بعد فرمود من اون عقل اول‌ام.

نه یعنی از اول پیغمبر بود مثلاً پیغمبر بود و هیچی نبود.

نه.

تقدم تأخر وجودی بخواهی بگی صادر اول.

منتها پیغمبر در قوس صعودی رفت اتحاد وجودی تام برقرار کرد با او شد همان حقیقت، همان وجود.

لذا بهش تعبیر به حقیقت محمدیه می‌کنند، تعبیر به مائه یا عرض شود حقیقت ماییه می‌شود که دیشب در بحث لا حول الا در ریاض الزهرا شرق تهران عزیزان که بودند همین بحث رو داشتیم به همین جا رسیدیم.

حقیقت ماییه.

حالا اینجا ما یه چیزی گفتیم در خصوص اینکه نسبتی که هر کسی با این الحمد، الحمد که اول خطبه سید بحر العلوم آمده.

الحمد و الثنا لعين الوجود با این حقیقت که همون صادر اول است که الحمد لله رب العالمين.

هر مقدار-- اینو دیشب عرض کردیم.

هر مقدار اتحاد، اتحاد یا بهتره بگیم درک قلبی و عقلی از اون صادر اول از اون رقب منشور از اون وجه الله داشتی، همون مقدار می‌تونی خدا رو درک کنی و همون، و همون رو زیارت می‌کنی که می‌شه وجه الله.

همون رو در ملاقاتت زیارت می‌کنی.

ما دیشب عرض کردیم که تنها چهارده معصوم اتحاد کامل با ایشون برقرار کردن.

رو اون کامل توجه کنید.

میشه ما چون گفتیم دیشب اتحاد دیگه نمیشه به جز این چهارده معصوم.

چرا؟

اتحاد کامل نمیشه، اتحاد تام نمیشه.

یعنی نه-- دیگه هیچکس به صورت تام نمی‌تونه متحد بشه با اونا به طوری که خودش بشه همون صادر اول.

که این، اینجا می‌فرماید چی در آیه چهل و پنج فرقان "أَلَمْ تَرَ إِلَىٰ رَبِّكَ" آیا نگاه نمی‌کنی به سوی پروردگار خودت؟

"كَيْفَ مَدَّدَ الظِّلَّ" چگونه این سایه رو گسترش داده.

این سایه همون صادر اوله که شمس هم دلالت بر او دارد.

یعنی شمس هم از او جدا منشق از اوست.

ظهور اوست.

صادر اول خلائق رو از ذات حضرت حق بروز داده، ظهور داده که یکی شمایید.

یعنی برگشت ما اصلا به اون سمته و از همون جا نازل شدیم.

إنّا لِلَّهِ از اونجا غوث النزول از اونجا نازل شدیم.

حالا این اتحاد تام دیگه نمیشه و الا همه انبیا اتحاد برقرار کردن اما تام نه.

نسبت به اینکه این اتحادشون با صادر اول و بی-- با این حقیقت ماییه نسبت به اینکه چه میزان اتحاد برقرار کردن، همون مقدار امامت می‌گیرن، نبوت می‌گیرن، رسالت می‌گیرن، ولایت رو می‌گیرن و خلیفه میشن.

این راه بسته نیست، اتحاد تام بسته است.

توجه کردید؟

که حالا شاید دیشب من ناقص این رو صحبت کردم کسی به اشتباه نیفته.

[صدای بچه].

پس توجه داشته باشید که این راه بسته نیست.

یعنی نبوت انبایی هست، امامت هست.

رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ ذُرِّيَّاتِنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا ما را قرار بده لِلْمُتَّقِينَ تازه برای اهل تقوی إِمَامًا.

یعنی همون میزان درک و فهم عقلی و قلبی ما رو نسبت به این صادر اول نسبت به این ظلی که خدا میگه کشوندیمش حتی خورشید هم دلالت بر او دارد زیاد کن یعنی ما درکمون از او زیاد بشه.

یعنی درک ما از تو خدا زیاد بشود.

ببینید چقدر حقیقت در یک کلمه اول خطبه سید و بر علول خوابیده که الحمد والثناء لعين الوجود.

حالا چرا لعين الوجود؟

چرا نمیگه للوجود؟

لعين الوجود.

این دیگه وجود منظور اون وجود عصمدی است و وجود کل است.

اون وجود الهو ه و اون هو الله احد است.

احدیت حضرت حق است که عرض کردیم یه فرقی با واحدیت خدا داره.

خدا واحده اما نه واحد معدود یا محدود.

چون من عدهو حدهو یا من حدهو عدهو.

دوتاش هم درسته.

هرکس که او را معدود کند حد بهش داده، محدودش کرده و هرکس او را محدود کند باز عدد بهش داده معدودش کرده.

در حالی که خدا اینطوری نیست.

این لعين الوجود یعنی همه ظهور وجودند.

ظهور وجود چی‌اند؟

مطلقه.

من و شما موجودیم یعنی نمودار وجودیم.

وجود کل حضرت حق است.

ما شؤون او هستیم.

به یک معنا از راه دور که حضرت علامه دیشب هم عرض کردیم تعبیر می‌کنند.

می‌فرمایند به ضیغ لفظ یعنی لفظ نداریم که بگیم والا ما اون حقیقت فوق این حرف‌هاست.

بالاتر از این حرف‌هاست که مثال دریا و موج، مثال بهتره بگیم آب و دریا و موج و برف و باران و مه و ابر و فواره و آبشار و رودخانه و آب، اون حقیقت ماییه ها این به یک معنا.

حالا حقیقت مایی از اون آب مطلقه یا همون وجود مطلقه ظهور کرده است که اول نفس الرحمن، صورت الرحمن، ظل الرحمن، سایه حضرت حق که میشه صادر اول.

بعد همه خلائق از اون ظهور کردند و ما برگشتمون به سمت اوست.

هر مقدار انسان طهارت نفس پیشه کنه، همون مقدار از جهت عقلی و قلبی درک می‌کند صادر اول را و اون می‌شود ربش و او می‌شود ربش.

يا أَيُّهَا الإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا پروردگار خودت.

فَمُلاقِيهِ.

آخر سوره کهف.

قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَىٰ إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌۚ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ هرکی می‌خواد لقاء پروردگار خودش رو درک کنه، فَمَنْ يَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا.

این ولا یشرک میشه توحید صمدی.

عمل هم که مشخصه که اساساً جزا نفس عمل است.

جزا، پاداش نفس عمله.

همون عمل جزای توئه.

همون، همون ظهور میکنه.

لذا قیامت به پا است الان.

چرا؟

اعمال ما عین ذات ما هستند.

نفس عمل در حقیقت جزای ماست یا جزای ما همون نفس عمل ماست.

لذا وقتی کار خوب انجام میدادی هم، همون کاری که انجام الان اینجا هستید در محضر امام عصر نشستید و آل یاسین می‌خواید بخونید، این خودش جزای شماست.

چرا خیلی‌ها توفیق نداشتند و ندارند و نخواهند داشت؟

این جزای شماست.

دیگه چی می‌خوای از خدا؟

چرا پررو میشن بعضی‌ها دوباره این هم بده، اون هم بده الحمدالله لذا از علما به اینجا که میرسن جمله شیرینی دارن البته ما رو الان نیست.

و یه بحث یه مقدار جلوتر از این رساله باید بریم بعدا هم حالا گوشه ذهنتون داشته باشید یه وقت خرابمون نکنه البته.

فرمود که البته به شما عرض کنم چشیدن این خیلی شیرینه.

چشیدنش نه شنیدن و گفتنش.

فرمود خدایا فرمودی "ورکعوا معراقین" چشم "وسجدوا من الساجدین" چشم "اقم الصلاة لذکری" چشم نماز رکوع سجود اینا چشم ذکر چشم "فاذکروا الله ذکراً کثیراً" چشم.

یه قنوت رو مستحب قرار دادی سپردی به خودم که من در قنوت هرچی دلم میخواد دلم میخواد از تو بخوام.

اجازه به من بفرما که من در قنوت هیچی از تو نخوام.

همین که در محضر توام بس من.

این یعنی همون.

این البته این به فیلم و صوت و گفتن و شنیدن نیستا.

یعنی انسان به جایی برسد که بگه من در محضرم دیگه در محضرم.

چی میخوام؟

"انك بأعيننا" که تو قرآن به پیغمبرش میگه تو در معرض دید و نگاه مایی یعنی این.

"انك بأعيننا" اصلا دیگه چی بگه بالاتر از این خدا به بنده‌ش که بنده‌ش بال و پر پیدا کنه برای معراج.

تو در نگاه مایی.

دیگه چی میخوای؟

"وهو معكم أينما كنتم" الله اکبر.

معکم نمیگه نحن معه أنتم معه نه.

هو معکم او با شماست.

هیچ وقت معلول که ما هستیم به یک معنا نمیتونه در رتبه علت قرار بگیره.

او با ماست.

معیت دارد با ما.

ما اصلا نیستیم.

ما کی هستیم که بخواهیم همراه با او باشیم؟

لذا کان الله خدا بود "ولم يكن معه، معه، ولم يكن معه شيء" هیچ چیزی معه نبود.

نه اینکه هیچ چیزی نبود.

این کانه البته فعل ظاهراً البته بذارید بعداً صحبت کنیم.

ظاهراً فعل از افعال ناقصه و مدل-- دلالت بر ماضی دارد.

کان بود.

اما اینجا اینطوری بخوایم نگاه کنیم دلالت زمانیه.

اما این حرفه عرض شود وجودی است این کان اینجا که حالا توضیحش رو بذارید بعداً.

که خیلی شیرین خیلی قشنگ تو بحث لعين الوجود ما الان فرود میایم همینجا ساکن میشیم.

انشاالله این رو بچشیم تا هفته بعد رع-- رو-- لعين الوجود یه ذره بیشتر حرف بزنیم.

لعين الوجود که گم شده ماست.

گم شده ماست.

که حالا چرا سید بحر العلوم این چنین آوردن؟

یه مقدار ما داریم الان متوجه میشیم.

این جمله اول رساله سیر و سلوک علامه بگم و مناجات رو شروع کنیم.

بسم الله الرحمن الرحیم.

الحمد اون چیزایی که عرض کردیم گوشه ذهنتون رو توجه کنید عظمت جمله فاش بشه.

الحمد و الثنا لعين الوجود.

تمام.

اصلا تمامه این جمله تمامه.

هیچ نقصی نداره.

حالا ما یه دو سه جلسه اول یه مقدار بحثامون باز جنبه نظری داره که شناختمون بیشتر بشه.

بعد انشاالله میریم جلو رفته رفته مقدار بحث عملی میشه و ورود به متن رساله از جهت رساله عملیه است دیگه سیر و سلوکی که می‌کنیم که از arbaینیات شروع میشه.

سید بحر العلوم از اهمیت چهله گرفتن اربعین گرفتن سخن میگه که وقتی متوجه اون عظمت بشیم دیگه هیچ وقت زندگیمون بدون چهله نیست.

چهله پشت چهله.

اربعین پشت اربعین.

دیگه یواش یواش به عملیات میفتیم ان شاء الله.

والحمد لله رب العالمين.

ان شاء الله که عاقبتمون ختم بخیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

الله- الله- صلی علی محمد و آله