یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
جایگاه رساله و استاد
اللهم صل علی محمد. يا رب أعوذ بك من همزات الشياطين ومن شر نفسي ومن شر خلقك. بسم الله الرحمن الرحيم. لا حول ولا قوة إلا بالله العلي العظيم. اللهم إياك نعبد وإياك نستعين. الحمد لله على كل نعمته وأسأل الله من فضله. المستغاث بك يا صاحب الزمان. المستغاث بك يا صاحب الزمان. المستغاث بك يا صاحب الزمان. السلام عليك يا داعي الله ورباني آياته. سلام عليكم ورحمة الله. هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواح من سوا فدا در این غروب جمعه محزون انشاءالله که حضرتش هر کجا تشریف دارندد حال آنان خوب باشد و از سائج امار دعا کنند با حضور قلب و توجه صلواتی ختم . اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجه. به فضل الهی ادامه مبحثمون را که شروع در حقیقت به یک معنا میشود گفت عرفان عملی بود را ادامه خواهیم داد.
با توجه به متن رساله سیر و سلوکیه منسوب به حضرت بحر العلوم سید بزرگوار که البته شرح بر رساله سیر و سلوکیه سید ابن طاووس بود. این رساله را مستحضر هستید اساسا ما به این خاطر انتخاب کردیم از جهت اینکه همانگونه که علامه طباطبایی علیه الرحمه فرمود یکی از آن کمالین سید بحر العلوم است و البته رساله خیلی خاص هست و از جهتی ما این رساله را از مجموعه رسائل عرفانی انتخاب کردیم که یک تعلیقهای ذیل این رساله حضرت استاد سعادتپرور علیه الرحمه داشتند به جهت قلم شیوای او و در حقیقت اثر وجودی او. که اجازه برای اینکه انشاءالله شما یک مقدار مطمئنتر گام بردارید در این مسیر حداقل اینکه نظر رهبر را پیرامون این مرد عارف و حکیم برای شما از روی کتاب عید وصال بخونم.
این کتاب عید وصال که هشتصد کلمه در اخلاق و معارف است و سیر و سلوک الی الله که از حدود سی و پنج اثر از آثار مرحوم حضرت آیت الله پهلوانی معروف به سعادتپرور جمعآوری شده و ابتدای این کتاب نظر رهبری را پیرامون حضرت آیت الله پهلوانی بیان میکند که این عین عبارت هست براتون از را میخوانم. نظر رهبر پیرامون کسی که ما رساله در حقیقت تعلیقه او را بر این مجموعه رسالات عرفانی دست گرفتیم به عنوان متن درسیمون به فضل الهی که امروز جلسه دوم هست. رهبر میفرماید عبد صالح الهی حضرت حضرت آقای سعادتپرور را چون میدانید حالا اینم خوب شد یادم افتاد همین ابتدای سخن جلسه پیش من که او کنار استاد آقای حق شناس دفن. اونجا هم یک قبری هست به نام آقای پهلوانی.
بعداً متوجه شدم که نخیر این حضرت آقای پهلوانی آقای سعادتپرور تو قمن حرم حضرت معصومه سلام الله علیها هستن. حالا آن عزیزی که کنار آقای حق شناس هستن ، یک آقای پهلوانی دیگری هستن. این آقای سعادتپرور نیست، نیستن. این را حالا نثار روحشون هم یک صلوات هدیه کنید. اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجه. حالا متن کلام عبد صالح الهی حضرت رهبر پیرامون آقای پهلوانی را بشوندوید. او چنین فرمودندد: عالم عامل، عالم عامل و عارف پارسا و پرهیزگار. میدانید که رهبر در رابطه با دیگران، سلام عليكم ورحمة الله، این عبارات را همینگونه استفاده نمیکننددد. عارف پارسا و پرهیزگار، عمر طیب و طاهر و همراه با تلاش مبارکی را در تعلیم و ترویج معارف الهی و توحیدی گذراندند و نمونهای از صفاء و اخلاص بودند.
طهارت و پاکیزگی واقعی را آشیخ علی آقای پهلوانی در طول هشتاد سال زندگی خود گذراند و زهد و تقوای واقعی و بیرغبتی به دنیا به معنای حقیقی کلمه در این مرد وجود داشت. اینها خوبان زمان ما هستند و ما آنها را نمیشونداسیم. کی دارد این را میگوید؟ رهبر پیرامون حضرت آیت الله پهلوانی یا سعادتپرور علیه الرحمه اینها خوبان زمان ما هستند و ما آنها را نمیشونداسیم. ما وقتی در جریان معمولی عادی زندگی سیر میکنیم، خیال میکنیم همه دنیا همینهاست. در حالی که در این عمقها چیزها هست، الان هم هست. در روایت آمده "إن الله تبارك وتعالى أخفى أربعة في أربعة". خدای، خداوند، خداوند متعال چهار چیز را در چهار چیز مخفی کرده. این حدیثی است که رهبری اشاره به این حدیث انجام دادند.
یکی همین است که بندگان خاص خود را در بین آحاد مردم پنهان کرده است. میآیند و مینشینند. جمعیتهای زیاد و آدم با آن، با آنها حرف میزننددد، صحبت میکند. هیچ به باطنشان راه پیدا نمیکند انسان. در حالی که آن باطن یک وقت میبیند یک دریایی است، یک غوغایی است، یک در-گردونهها و گیتیهاست. ملک آن جهانی را یعنی ملک دل را. مرحوم آشیخ علی آقا همینطور در خانه نشسته بود و میحرکتد این دوستان و مریدان و رفقای ایشان به سراغشان و همین راه را کانال، اینج-اینجا یک عبارت خیلی جالبی رهبر دارند. و همین راه را، کانال را در دلهای ایشان ذرهذره باز میکرد. رهبر در خصوصههای پهلوانی این عبارت عرفانی و حکمی را میارن که میفرماید اینها که میحرکتد محضر او کانال دلشون را باز میکرد. خیلی عبارت شیرینیه.
و این بزرگترین کاریست که به نظر من در ابتدای راه یک معلم و استاد میتواند در خصوص شاگردش انجام بدهد که کانال وجودیش را باز کند. و الا تا این کانال باز نشه، حالا اول باز بشود بعد لای روبی بشود. تا باز نشه چگونه معارف ورود کند؟ بعد ادامه سخن رهبر این چنین است و هر کسی به قدر استعدادش بهره میبرد و استفاده میکرد. بعد آقایی خاطرهای را نقل میکنندددد رهبر که میفرمود اخوی خودم منظور حضرت آیت الله سید محمد خامنهای هست که میفرماید اه-اخوی خودم نقل میانجام دادند که آمدم مشهد. حالا خاطره اینه که میگویند من یک روز آمدم مشهد محضر آقای سعادتپرور ازشون خواستم که هوا خیلی گرمه بیاید در مشهد بریم. او فرمود من نمیام. گفت آخه خیلی هوا گرمه، خوب است که بریم. او فرمودندد که نمیام.
تسبیح موجودات
بعد این جمله را میگویند آقای سعادتپرور. میفرمایند من میترسم حضرت رضا صلوات الله علیه چیزی تقسیم کنندد و من نباشم. الله اکبر. از مشهد بیرون نمیرود که مبادا امام رضا چیزی تقسیم کند که او نباشد. این خودش دلالت بر این دارد که او که مبدأ فیض است و فیاض علی الاطلاق از کانال وجودی امام معصوم فیض میرساند، بعضی از فیضهاش عمومیست برای همه عوالم هستیست. بعضی از فیضهای این فیاض و این کانال فیض برای مثلا انسانهاست. بعضیش برای همه مثلا مردم ایران است. بعضیش برای آنانیی که از راه دورند. بعضیش برای آنانییه که نه، همجوار حضرتم و از نزدیک زیارت میکنندددد. این خودش دلالت دارد بر این که یکی از دلایلی که چرا ما میرویم مشهد هست.
بعد اینگونه تفسیر میفرمایند که بعد از نقل این حکایت آقا فرمودندد این لطافت را. امید است لطف و فضل الهی و مغفرت و رحمتی که به بندگان صالح خود وعده فرموده است شامل حال این بنده پاک و بیآلایش باشد. کی؟ آقای سعادتپرور. غرض نظر رهبر را چون الحمد لله همه ولایی هستید خوندم و از در حقیقت آن نظرات رهبری پیرامون این بزرگان هم میشود متوجه شد جایگاه اینها را. چون آنها بالاخره عارف واصلاند، چشمشون بازه، حقبیناند. بدون دخالت مسائل سیاسی و اجتماعی و غرضها و اینها حرف میزنندد. مثلا در خصوص استاد کل حضرت علامه، رهبر برا عهدی چنین تعبیری نداشتند که ذو فنون، ذو فنون یعنی همان علامه بودن. اینها خیلی میشود گفت یک گرایی از سمت ولایت که ما بدونیم به چه سمتی بریم، کجا بریم.
این هم یک مقدمهای بر اینکه متوجه باشیم. اج-اجازه که تبرکاً از کتاب شریف سر الاسرا که مال خود حضرت آیت الله سعادتپرور است. جل یک صفحه هفت یک مطلبی را بخونم از را که او فرمودند که خطاب به سالک طریق توحید است. یعنی شما عزیزان. میفرمود حقیقت برای اهلش از خورشید تابناکتر و از قرص قمر درخشانتر است. حقیقت، حقیقت که همان توحید محض و صمدیست. به یکی از عبارت همان وجود اصمد است و بیش از آن که پیامبران و جانشینانشان از آن سخن بگویند، تمام موجودات و به ویژه انسان با فطرت و ذره ذرهی وجودش آن را فریاد کرده و به آن فرا میخواهندند. موجودات با فریاد بلند حقیقت جویان شنوا و آگاه را از وجود آن حقیقت باخبر میسازند.
این اشاره به همان خوانش کتاب آفاقیه که حضرت آقا فرمودندد بخوانید این کتاب آفاقی را موجودات دارند در حقیقت تدایی از حقیقت میکنندددد، از وجود میکنندددد. ادامه. این سخن خداوند عزّ وجلّ است که میفرماید اشاره دارد به آیه چهل و چهار. اینجا حالا، اینجا خود ترجمه را نوشته آیه چهل و چهار سوره اسرا. من عربیش هم براتون بخونم تبرکاً. که توی این بخش از صحبتهاشون در سرّ اسرا حضرت آقا سعادت پرور اشاره به این آیه انجام دادند. توسبّح له السماوات السبع والأرض ومن فيهنّ وأمّ من شيء إلا یسبّح بحمده. به به، به به. ولا تفقهون تسبيحهم إنه كان حليماً غفورا. در خصوص تسبیح برای خدا سخن گفته که میگوید که تمام آسمانهای هفتگانه و زمین مشغول تسبیح خدااند و آنچه که در آنها هست.
یعنی همه چی اینجا که میفرماید همه عوالم وجودی دارند فریاد میزنندد که تو را به آن حقیقت متوجه کنندد. این را دلالت بر همین قصه بیان انجام دادن این آیه را. و امّ من هیچ چیزی نیست. امّ من شیء الا یسبّح بحمده که جلسه پیش تسبیح به حمد، تسبیح به حمد را یک نکتهای ازش بیان کردیم. یا هیچ چیزی نیست مگر اینکه دارد به همراه هم تسبیح میکند خدا را. ولا که لا تفقهون تسبيحهم اما شما متوجه نمیفهمید تسبیح آنها را. انه کان حلیماً غفورا. حالا حضرت آقا سعادت پرور اشاره به این آیه میکنندددد که توجه داشته باشید به این آیه که چگونه دارد شما را متوجه حقیقت میکند. همه عوالم هستی. باز ادامه میدن او که و نیز میفرماید دوباره آیه بعدی را میگوید توجه. منظورشون اینه که توجه به این آیات بکنید. آیه پانزده سوره رعد.
اینجا ترجمهاش را آورده من عربیش هم براتون بخونم. ولله يسجد ما في السماوات والأرض طوعا وكرها. طوعا یعنی با رغبت، كرها با بیرغبتی، بیمیلی. میفرماید که برای خدا سجده میکنندددد. هرچه که تو آسمانها و زمین هست سجده میکنندددد. حالا چه با اکراه، چه با طوع خاطر آرام مثلا با خواهش درون. و ظلالهم اینجاش خیلی زیباست آیهست ها. و ظلالهم و سایههای آنها هم، سایههای این موجودات هم همچنین آنان هم سجده میکنندددد. بالغدو والآصال صبح و شب. سایهها اشاره است به همان حقیقت یا آثار وجودی. سایه شما اثر شماست دیگر. اگر شما نبودی سایه کجا بود؟ اینکه قرآن میفرماید و ظلالهم به یک معناش البته اینه که آثار وجودی آنها هم حتی دارد سجده میکند.
حالا اینجا باز نکات شیرینی تو این آیه هست چون مرتبط بحثمون نیست ما میگذریم. بعد دوباره اشاره میکنندددد آقا سعادت پرور به این آیه، آیه چهل و نه سوره نحل. ولله يسجد ما في السماوات وما في الأرض من دابة والملائكة وهم لا يستكبرون. میگوید برای خدا سجده میکنندددد آنچه در آسمانها و زمین است از دابة موجودات اینها حالا حیوانات، این جنبندگان، حالا مطلقاً جنبندگان، دابة و ملائکه. به یک عبارت میشود، میشود گفت که این زمینیها و آسمانیها بدون تکبر همه مشغول سجدهاند. بعد اشاره میکند به آیه شش سوره الرحمن. والنجم والشجر يسجدان. که حتی ستاره و شجر، درخت هم سجده میکنندددد. حالا این مجموعه آیاتی که او توصیه میکنندددد به توجه میدن بهش.
حمد و صادر اول
بعد این عبارت را میفرمایند "ولی متأسفانه جز برای عده کمی که با رسیدن به معرفت شرح صدر یافته و پرده از مقابل دیدگانشان برداشته شده و تیرگی و شک و تردید از عقاید و عمق جانشان زدوده شده و خلجان دو دلی و سست ایمانی از زوایای وجودشان زائل گشته، برای دیگران حقیقت آشکار نشده." اینجا به یک معنا آقا سعادت پرور دارد مریضیهای ما را، گرفتاریهای ما را، موانع رسیدن ما به حقیقت را بیان میکند. چیا بود اینها؟ میفرماید که آنهایی که رسیدن از طریق معرفت، رسیدن به معرفت، شرح صدر، برداشتن پرده از مقابل دیدگانشون. یعنی کسی که این پرده نرفته کنار دیدشون باز نشده، نمیتوانندد بفهمند. این مریضیه. چه کنی که پرده برود کنار؟ میفرماید ٱغضّ أبصاركم ترون العجائب. چشمتو ببند عجائب روزگار را ببین، به روی حرام ببند.
تیرگی شک، تردید از عقاید که این عقاید متزلزلاند از عمق جان نیستند. خلجان دو دلی اینها مریضیهای ماست. سست ایمانی، ایمان ضعیف. حالا میفرما این، این مریضیها تا هست به قول آیه سعادت ارواح دیگر انسان نمیتواند حقیقت را درک کند. میگوید اینها به غیر از اینهایی که این مشکلات را ندارندد بقیه محروم ماندهاند و دیده دلشان در پس ابر تردید کور گشته. آن شک و تردید و ریب و حالا آن اشاره به آن بحثهای قلب مریب که فکر میکنم بیست و خوردهای جلسه ما در موردش با آن بحث کردیم. اینها همه میفرماید در پس ابر تردید کور گشته و لایههای شک و ناباوری آنها را پوشانیده و مانع رؤیت حقیقت شده است.
از این را اینهان از اشارت کتابهای آسمانی و روشنگریهای فرستادگان خداوند و به ویژه قرآن کریم و رسول اکرم و آل پاکش بهرهای نمیبرندد. صلوات الله علیه مجمعین. بلکه گروهی از آنها به طور کلی از مسیر حق دور افتاده و آنچه را به چشم نبینند و به گوش نشنوند یکسره انکار میکنندددد. خیلی این بخش از صحبت این نکته داشت. پرنکته بود خیلی با آیاتی که او تصریح کرده بود، توجه داده بود خیلی پرمغز و خیلی دلالت داشت. این را مقدمهای دو تا مقدمه ما رفتیم برای ادامه بحث رساله سید بحر العلوم برای اینکه برای چی ما اینها را گفتیم؟ برای اینکه من و شما اهمیت این جلسه را متوجه بشویم که ما این انتخابمون از چه جهت بوده. چرا کتاب او؟ چرا تعلیقههای او بر مثلا رساله سیر و سلوکی سید بحر العلوم؟
الان یک مقدار با اطمینان بیشتری میروید جلو. اما بریم سراغ متن رسالهمون که جلسه پیش بهش ورود کردیم. بله. تو بحث حمد بودیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد و الثنا لعين الوجود. الحمد و الثنا لعين الوجود. این حمد را که همه این الحمد را که همه ستایشها اینها همه به یک معنا بود که پر میکند میزان را. تسبیح نیمی از میزان را اما حمد همه میزان را پر میکند. اینقدر ارزش و اهمیت دارد. این را به یک معنا چی بود؟ صادر اول بود. حالا دیشب تو یا زهرای شرق تهران بحث لقو الله را که مطرح کردیم انشالله بچهها ادیت میکنندددد تو کانال میگذارند. اونجام تو وادی وجه الله الاعظم به نحو اتم اونجا یک چیزهایی در خصوص همین صادر اول گفتیم. الحمد همانه. همان حقیقته که لله رب العالمين است. تو ه حمد.
در قرآن یک آیه خیلی شیرینی هست که اگر خواستید رجوع کنید آیه چهل و پنج ه فرقان. میفرماید ألم تر إلى ربك خیلی مزهاش کنی از عسل شیرینتره. ألم تر إلى ربك آیا نگاه نمیکنی به پروردگار خودت؟ كيف مدّ الظل ظل یعنی سایه که چگونه کشید، گسترش داد سایه را. ولو شاء لجعله ساكنا که اگر میخواست قطعاً آن سایه را ساکن قرار میداد. ساکنش قرار میداد. حرکت بهش نمیداد. حالا الان متوجه بشویم که منظور از این سایه چیست. درمییابیم که این حرکت یعنی چی؟ که همه عالم در حرکت است. در نشئه ملک. ح-حرکت وجودیه، اشتداد وجودیه. حرکت از نقص به کمال یا قوه به فعل. در ملکوت حرکت انشائیه یا ایجادیه. از اونجا ما را به حرکت در. خودشانم در حرکت هستند. نقص به کمالاند. به سمت کمالات مطلقه که حضرت حق است حرکت میکنندددد.
و انّا الیه راجعون. و ما را هم به به حرکت در میآورند که بر اساس حالا آن جلساتی که پیرامون عبور از ظاهر به باطن قرآن محضر شهید حجتی داشتیم، اونجا یادمه یک جلسهای پیرامون این خروج از نقص به کمال اونجا سخن گفتیم که بر اساس آیات ابتدایی ه عزّت ابراهیم صلوات الله عليه و على نبيه و آله، هر حر-هر حرکتی یک مخرج میخواهد. یک چیز باید خارجش کند از نقص به کمال. چرا؟ چون نقصه دیگر. اگر نقص دارد یعنی نمیداند چه کند که اگر قرار بود این یعنی اگر قرار بود بداند خودش خارج بشود، خودش حرکت کند، کسی خارجش نکند یعنی خودش آگاهه. یعنی خودش کمال دارد. پس چگونه نقصه؟ همین که به سمت نقص میرود یعنی نقصه دیگر. یعنی کمال را ندارد. ضعف دارد، فقر دارد، احتیاجه. ها؟
از همین جهت دارد نشون میده که یک کس دیگرای این را حرکتش میده. چون نقص دارد که اگر قرار بود نقص نداشته باشد خودش بدونه به سمت کمال برود حرکت کند پس دیگر چه نقصی، چه فقری، چه احتیاجی؟ خودش رفت دیگر. رفت حرکت کرد. نه اینکه نقص دارد و از نقص به کمال میرود که این را همه قبول داریم از قوه به فعل میرود نشون میده یک مخرجی هست. یعنی یک اخراج کننددهای هست که با یک چیزی دارد همه عالم را اخراج میکند از ضعف به قوت، از نقص به کمال، از قوه به فعل با یک چیزی هم دارد خارج میکند. از ظلمت به نور. آن آیات ابتدای سوره از ابراهیم اگر آن بحث را دنبال کرده باشید یادتون باشد میفرمود الف، لام، را که حالا اینم یک عبارت شیرینی در تفسیرش هست. الف، رام، لام، را بماند. حضرت ملا صدرا چیز جالبی گفت. دارند حالا بماند.
روح و مراتب ادراک
کتاباً این کتاب همین قرآن، همین قرآن. أنزلنا الیک این همان کتابیست که ما به تو نازل کردیم که چی بشود؟ برای چی ما این را به تو نازل کردیم؟ لتخرج تا تو خارج کنی. تخرج فعل در حقیقت مخاطب، مخاطب اول شخص مذکر مضارع مخاطبه. درسته؟ یعنی تو خارج کنی. لتخرج برای اینکه تو خارج کنی. چی پیغمبر؟ چیو، کی را خارج کنی؟ لتخرج الناس الناس همه مردم را من الظلمات الی النور. پس مخرج چیست؟ کیه؟ پیغمبر است. با چی خارج کنی؟ که آفرین. کتاباً أنزلنا الیک لتخرج الناس به من الظلمات الی النور. پس با این بهی، به این، به این کتابه. پس کتاب آن متنی است که پیغمبر با او من و شما را خارج میکند. خود رسول پیامبر هم از نقص به کمال میروند؟ بله، در سیر صعودی او هم بر اساس همان کتاب در حقیقت قرآن حرکت کرده.
منتها ما معتقدیم که قرآن از پیش بر پیغمبر نازل شده بوده. حالا برخی میگویند سیزده سالگی. حالا کاری هم نداریم کی. بالاخره پیغمبر از قبل به صورت دفعی قرآن را اخذ کرده بوده که انا انزلناه في ليلة القدر. حالا اینجا، اینجا که میفرماید و لو شاء لجعله ساكنا الان متوجه میشویم که اگر ما میخواستیم آن سایه را ساکن قرار میدادیم نه مدول نه که بکشیمش. این کشش منظور معنای حرکت دارد که میگوید اگر ما میخواستیم حرکت ندیم نمیدادیم. یعنی اگر ما میخواستیم اصلاً خلق نمیکردیم. توجه کردی به اراده خود. حالا این، این سایه چیست که خیلی شیرین، خیلی قشنگ. ثمة بقیه آیات. ثمة جعلنا الشمس عليه دليلا، عليه دليلا. یعنی ما سپس استدراج دارد. سپس یعنی اول سایه بوده، سپس شمس را بر او دلیل قرار دادیم.
عليه دليلا یعنی خورشید دلالت بر او میکند. یعنی خورشید خودش دلیل بر اوست، بر آن مدلول. یعنی چی؟ یعنی تقدم تأخرش را بگیری آن سایه اوله. این سایهای نیست که تو برگردی بگی منظور سایه خورشیده که سایه خورشید رتبهش مادون خورشیده. اول خورشیده بعد سایه. خورشید نبود، سایه نبود. اما اینجا میفرماید جعلنا الشمس عليه دليلا. اصلاً خورشید دلالت بر او دارد، بر آن سایه. این چه سایهایه که خورشید بر آن دلالت دارد؟ کو، این سایه کجاست؟ همه سایهها، این سایهها دلالت بر خورشید دارند. اینجا چگونه است که خورشید دلالت بر سایه دارد؟ آها اینجا بر اساس روایات مرحوم شیخ اکبر علیه الرحمه هم در فتوحاتشون هم در فصوصشون میفرمایند که این ول همان صادر اول است. همان مقام الحمد است. به یک معنا رقب منشور است.
به یک معنا میشود، میشود عرض کرد که کتاب مبین است و کل شیء ان احصیناه فی امام مبین، امام مبین است. اشرقت الارض بنور ربه على اعتبارش ها. بله دیگر بله و اشرقت الارض بنور ربه ها. به یک معنا همین میشود که حالا اتحاد کامل وجودی اهل بیت با آن پیدا انجام دادن که گفتند انا من اولین چه اول ما خلق الله نوری یا اول ما خلق الله العقل. بعد فرمود من آن عقل اولام. نه یعنی از اول پیغمبر بود مثلاً پیغمبر بود و هیچی نبود. نه. تقدم تأخر وجودی بخواهی بگی صادر اول. منتها پیغمبر در قوس صعودی رفت اتحاد وجودی تام برقرار کرد با او شد همان حقیقت، همان وجود.
لذا بهش تعبیر به حقیقت محمدیه میکنندددد، تعبیر به مائه یا حقیقت ماییه میشود که دیشب در بحث لا حول الا در ریاض الزهرا شرق تهران عزیزان که بودند همین بحث را داشتیم به همین جا رسیدیم. حقیقت ماییه. حالا اینجا ما یک چیزی گفتیم در خصوص اینکه نسبتی که هر کسی با این الحمد، الحمد که اول خطبه سید بحر العلوم آمده. الحمد و الثنا لعين الوجود با این حقیقت که همان صادر اول است که الحمد لله رب العالمين. هر این را دیشب . هر مقدار اتحاد، اتحاد یا بهتره بگوییم درک قلبی و عقلی از آن صادر اول از آن رقب منشور از آن وجه الله داشتی، همان مقدار میتوانی خدا را درک کنی و همان، و همان را زیارت میکنی که میشود وجه الله. همان را در ملاقاتت زیارت میکنی.
ما دیشب که تنها چهارده معصوم اتحاد کامل با او برقرار انجام دادن. را آن کامل . میشود ما چون گفتیم دیشب اتحاد دیگر نمیشود به جز این چهارده معصوم. چرا؟ اتحاد کامل نمیشود، اتحاد تام نمیشود. یعنی دیگر هیچکس به صورت تام نمیتواند متحد بشود با آنان به طوری که خودش بشود همان صادر اول. که این، اینجا میفرماید چی در آیه چهل و پنج فرقان "أَلَمْ تَرَ إِلَىٰ رَبِّكَ" آیا نگاه نمیکنی به سوی پروردگار خودت؟ "كَيْفَ مَدَّدَ الظِّلَّ" چگونه این سایه را گسترش داده. این سایه همان صادر اوله که شمس هم دلالت بر او دارد. یعنی شمس هم از او جدا منشق از اوست. ظهور اوست. صادر اول خلائق را از ذات حضرت حق بروز داده، ظهور داده که یکی شمایید. یعنی برگشت ما اصلا به آن سمته و از همان جا نازل شدیم.
إنّا لِلَّهِ از اونجا غوث النزول از اونجا نازل شدیم. حالا این اتحاد تام دیگر نمیشود و الا همه انبیا اتحاد برقرار انجام دادن اما تام نه. نسبت به اینکه این اتحادشون با صادر اول و با این حقیقت ماییه نسبت به اینکه چه میزان اتحاد برقرار انجام دادن، همان مقدار امامت میگیرندد، نبوت میگیرندد، رسالت میگیرندد، ولایت را میگیرندد و خلیفه میشوند. این راه بسته نیست، اتحاد تام بسته است. توجه کردید؟ که حالا شاید دیشب من ناقص این را صحبت کردم کسی به اشتباه نیفته. . پس توجه داشته باشید که این راه بسته نیست. یعنی نبوت انبایی هست، امامت هست. رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ ذُرِّيَّاتِنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا ما را قرار بدهد لِلْمُتَّقِينَ تازه برای اهل تقوی إِمَامًا.
غذای باطن
یعنی همان میزان درک و فهم عقلی و قلبی ما را نسبت به این صادر اول نسبت به این ظلی که خدا میگوید کشوندیمش حتی خورشید هم دلالت بر او دارد زیاد کن یعنی ما درکمون از او زیاد بشود. یعنی درک ما از تو خدا زیاد بشود. چقدر حقیقت در یک کلمه اول خطبه سید و بر علول خوابیده که الحمد والثناء لعين الوجود. حالا چرا لعين الوجود؟ چرا نمیگوید للوجود؟ لعين الوجود. این دیگر وجود منظور آن وجود عصمدی است و وجود کل است. آن وجود الهو ه و آن هو الله احد است. احدیت حضرت حق است که یک فرقی با واحدیت خدا دارد. خدا واحده اما نه واحد معدود یا محدود. چون من عدهو حدهو یا من حدهو عدهو. دوتاش هم درسته. هرکس که او را معدود کند حد بهش داده، محدودش کرده و هرکس او را محدود کند باز عدد بهش داده معدودش کرده.
در حالی که خدا اینگونه نیست. این لعين الوجود یعنی همه ظهور وجودند. ظهور وجود چیاند؟ مطلقه. من و شما موجودیم یعنی نمودار وجودیم. وجود کل حضرت حق است. ما شؤون او هستیم. به یک معنا از راه دور که حضرت علامه دیشب هم تعبیر میکنندددد. میفرمایند به ضیغ لفظ یعنی لفظ نداریم که بگوییم والا ما آن حقیقت فوق این حرفهاست. بالاتر از این حرفهاست که مثال دریا و موج، مثال بهتره بگوییم آب و دریا و موج و برف و باران و مه و ابر و فواره و آبشار و رودخانه و آب، آن حقیقت ماییه ها این به یک معنا. حالا حقیقت مایی از آن آب مطلقه یا همان وجود مطلقه ظهور کرده است که اول نفس الرحمن، صورت الرحمن، ظل الرحمن، سایه حضرت حق که میشود صادر اول. بعد همه خلائق از آن ظهور انجام دادند و ما برگشتمون به سمت اوست.
هر مقدار انسان طهارت نفس پیشه کند، همان مقدار از جهت عقلی و قلبی درک میکند صادر اول را و آن میشود ربش و او میشود ربش. يا أَيُّهَا الإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا پروردگار خودت. فَمُلاقِيهِ. آخر سوره کهف. قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَىٰ إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌۚ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ هرکی میخواهد لقاء پروردگار خودش را درک کند، فَمَنْ يَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا. این ولا یشرک میشود توحید صمدی. عمل هم که مشخصه که اساساً جزا نفس عمل است. جزا، پاداش نفس عمله. همان عمل جزای توئه. همان، همان ظهور میکند. لذا قیامت به پا است الان. چرا؟ اعمال ما عین ذات ما هستند.
نفس عمل در حقیقت جزای ماست یا جزای ما همان نفس عمل ماست. لذا وقتی کار خوب انجام میدادی هم، همان کاری که انجام الان اینجا هستید در محضر امام عصر نشستید و آل یاسین میخواید بخونید، این خودش جزای شماست. چرا خیلیها توفیق نداشتند و ندارندد و نخواهند داشت؟ این جزای شماست. دیگر چی میخوای از خدا؟ چرا پر را میشوند بعضیها دوباره این هم بدهد، آن هم بدهد الحمدالله لذا از علما به اینجا که میرسن جمله شیرینی دارند البته ما را الان نیست. و یک بحث یک مقدار جلوتر از این رساله باید بریم بعدا هم حالا گوشه ذهنتون داشته باشید یک وقت خرابمون نکند البته. فرمود که البته به شما چشیدن این خیلی شیرینه. چشیدنش نه شنیدن و گفتندش.
فرمود خدایا فرمودی "ورکعوا معراقین" چشم "وسجدوا من الساجدین" چشم "اقم الصلاة لذکری" چشم نماز رکوع سجود اینها چشم ذکر چشم "فاذکروا الله ذکراً کثیراً" چشم. یک قنوت را مستحب قرار دادی سپردی به خودم که من در قنوت هرچه دلم میخواهد دلم میخواهد از تو بخوام. اجازه به من بفرما که من در قنوت هیچی از تو نخوام. همین که در محضر توام بس من. این یعنی همان. این البته این به فیلم و صوت و گفتند و شنیدن نیستا. یعنی انسان به جایی برسد که بگه من در محضرم دیگر در محضرم. چی میخواهم؟ "انك بأعيننا" که تو قرآن به پیغمبرش میگوید تو در معرض دید و نگاه مایی یعنی این. "انك بأعيننا" اصلا دیگر چی بگه بالاتر از این خدا به بندهش که بندهش بال و پر پیدا کند برای معراج. تو در نگاه مایی. دیگر چی میخوای؟
"وهو معكم أينما كنتم" الله اکبر. معکم نمیگوید نحن معه أنتم معه نه. هو معکم او با شماست. هیچ وقت معلول که ما هستیم به یک معنا نمیتونه در رتبه علت قرار بگیره. او با ماست. معیت دارد با ما. ما اصلا نیستیم. ما کی هستیم که بخواهیم همراه با او باشیم؟ لذا کان الله خدا بود "ولم يكن معه، معه، ولم يكن معه شيء" هیچ چیزی معه نبود. نه اینکه هیچ چیزی نبود. این کانه البته فعل ظاهراً البته بذارید بعداً صحبت کنیم. ظاهراً فعل از افعال ناقصه و دلالت بر ماضی دارد. کان بود. اما اینجا اینگونه بخوایم نگاه کنیم دلالت زمانیه. اما این حرفه وجودی است این کان اینجا که حالا توضیحش را بذارید بعداً. که خیلی شیرین خیلی قشنگ تو بحث لعين الوجود ما الان فرود میایم همینجا ساکن میشویم.
انشاالله این را بچشیم تا هفته بعد لعين الوجود یک ذره بیشتر حرف بزنیم. لعين الوجود که گم شده ماست. گم شده ماست. که حالا چرا سید بحر العلوم این چنین آوردن؟ یک مقدار ما داریم الان متوجه میشویم. این جمله اول رساله سیر و سلوک علامه بگم و مناجات را شروع کنیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد آن چیزهایی که گوشه ذهنتون را عظمت جمله فاش بشود. الحمد و الثنا لعين الوجود. تمام. اصلا تمامه این جمله تمامه. هیچ نقصی ندارد. حالا ما یک دو سه جلسه اول یک مقدار بحثامون باز جنبه نظری دارد که شناختمون بیشتر بشود. بعد انشاالله میرویم جلو رفته رفته مقدار بحث عملی میشود و ورود به متن رساله از جهت رساله عملیه است دیگر سیر و سلوکی که میکنیم که از ینیات شروع میشود.
سید بحر العلوم از اهمیت چهله گحرکت اربعین گحرکت سخن میگوید که وقتی متوجه آن عظمت بشویم دیگر هیچ وقت زندگیمون بدون چهله نیست. چهله پشت چهله. اربعین پشت اربعین. دیگر یواش یواش به عملیات میفتیم ان شاء الله. والحمد لله رب العالمين. ان شاء الله که عاقبتمون ختم بخیر بشود و برکت صلوات بر محمد و آل محمد. الله- الله- صلی علی محمد و آله
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.