ددرس‌گفتارها

خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایاک نعبد وایاک نستعین.

الحمد لله على کل نعمته واسال الله من فضله.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایات.

سلام علیکم و رحمة الله.

ان شا الله که در این غروب جمعه محزون و پر از اندوه که یک هفته دیگر اگر بگیریم که امام عصر ان شا الله جمعه ها ظهور خواهد کرد یا روز جمعه ای باز ظهور حضرت عقب میفته.

حال حضرت خوب باشه و امام عصر عزیزمون از صاع جمع ما رو دعا کنن صلواتی هدیه بفرمایند.

اللهم صل علی محمد و آل محمد آت их اجمل الخصم.

به فضل الهی امروز نیت کردیم که ورود به بحث جدیدی بکنیم.

خب چند وقتی بود که خصوصا در جلساتی که در محضر شما عزیزان در امامزاده صالح فرحزاد تهران بودیم، بیشتر در حوزه نظر و حکمت نظری سخن گفتیم و یا بعضا عرفان نظری شاید بشه گفت از جهت برداشتن یک متن و شرح دادن یک متن اولین بار باشه که ما ورود میکنیم به یک متن رساله عملیه در سیر و سلوک.

اجازه بفرمایید که اجمالا توضیح بدم که این رساله مشتمل بر چیست؟

عنوان کتابی که به عنوان متن درسی مون در غروب های جمعه از این پس ان شا الله دست میگیریم رسائل عرفانی است که مشتمل بر یازده رساله پر از نور است که این‌ها رو آیت حق حضرت آیت الله حجة شیخ علی سعادت پرور معروف به آیت الله پهلوانی اگر یادتون باشه پهلوانی تهرانی که در حرم حضرت عبدالعظیم سلام الله علیه در جوار استاد عزیز ما حضرت آیت الله حق شناس دفنند.

این کتاب توسط ایشون جمع‌آوری شده و مشتمل بر یازده رساله است که سلام علیکم و رحمة الله.

این رساله ها رو مختصرا من عرض کنم عناوینش رو که ابتدا خدا رو شاکریم که می‌نشینیم سر سفره رساله منسوب به سید بحر العلوم.

یک سی-- رساله ای ایشون دارن در سیر و سلوک که منتسب است به ایشون.

رساله بسیار جون دار، بسیار پر مغز که کلمه کلمه اش حاوی حقایق و اسراری است.

به درد کسی میخوره البته که بخواد عمل کنه دیگه.

صرفا بخواد بشنوه و بره و اینا وقت خودش رو بگیره جفا کرده به این رساله و به صاحبش و به خودش.

بعد رساله بعدی که البته این‌ها یا رساله هاییست که از قدیم بوده از پیش بوده که حضرت آیت الله سعادت پرور در این رسائل عرفانیش میاد این‌ها رو شرح میده یا به عبارتی تعلیقه میزنه براش یا اینکه نه خودشون به دست مبارک خودشون این‌ها رو بعضی از این رسالات رو نوشتن، جمع‌آوری کردن.

دومین رساله، رساله نور وحدت است که مربوط به حضرت خواجه هورا است.

معروف به حضرت خواجه هورا.

معروف همون خواجه عبدالله رحمة الله علیه که در حقیقت یک رساله ایست در سیر و سلوک توحیدی.

بسیار رساله گران سنگ و وزین.

سومین رساله نکته‌های ناب از آیت الله بهجت رحمة الله علیه یک نکته‌های نابی‌ست که برای سالک الی الله کسی که بخواد در مسیر حضرت حق گام برداره و بنده موفقی باشه این نکات رهگشا و کارساز است.

چهارمیش رساله وصایا هست که [نفس عمیق] در حقیقت یکصد و چهل و یک توصیه عارفانه که میشه گفت به یادگار از حضرت آیت الله سعادت پرور نوشته شده، جمع‌آوری شده.

یکصد و چهل و یک توصیه عارفانه خیلی به دردبخور، خیلی که دیگه شما رو از این انحراف و اعوجاج و تسامح و تساهل و چه کنم چه نکنم و برم از این بپرسم و از اون بپرسم و حالا چیکار کنم و گیر کردم و اینا نجات میده اینا.

پنجمیش نامه هاست.

نامه های عرفانی اخلاقی که مربیان و معلمان روحانی و معنوی برای سیر و سلوک در حقیقت شاگردانشون نوشتن مثل سید ابن طاووس، علامه هلی، شهید ثانی، خواجه نصیرالدین توسی، عین القضات همدانی، عبدالله قطب بن محی و، و.

ششمیش شرح حال آیت الله قاضی است.

البته این شرح حال در حقیقت خود حضرت آیت الله سعادت پرور با کمک استادشون علامه طباطبایی آره پیرامون شرح حال آقای علامه طباطبایی شاگرد آقای قاضی بودند دیگه.

در حقیقت حضرت آیت الله سع-سعادت پرور شاگرد باواسطه آقای قاضی میشدن و شاگرد باواسطه هم چیز کمی نیست.

یعنی بالاخره اون القاءات رسیده.

اینکه ما توی جلساتمون هی تاکید میکنیم مخصوصا پ بعد از ارتحال حضرت علامه حسن زاده رحمت الله علیه که شما شاگردان ب باواسطه علامه حساب میشید و یا اشراقی علامه القایی علامه حساب میشید رو حسابه.

اینو دست کم نگیرید، حساب نکنید.

یعنی به اطمینان برسید که القاءات هست که مثل اینکه حضرت آیت الله فاطمی نیا فرمودن هنوز شاگردان، شاگردان آقای قاضی، چی شد؟

شاگردان، شاگردان آقای قاضی میشه با واسطه دیگه.

یعنی واسطه خورده.

هنوز آقای قاضی میاد بهشون سرکشی میکنه، القاءات داره بعضیاشونو برای نماز شب بیدار میکنه.

بله عزیزم بله.

و ما بعضا با بعضی از این‌ها ارتباطاتی داشتیم و داریم و متوجه این چیزا میشیم.

حالا بعضا انشاالله به مرور برای شما این مطالبی رو عرض میکنیم.

پس ششمیش شد شرح حال آیت الله قاضی.

هفتمیش دستور العمل آیت الله ملکی تبریزی است که به حضرت آیت الله اصفهانی معروف به کمپانی، استاد محمد حسین غروی اصفهانی معروف به کمپانی بوده.

یک دستور العمل بسیار ناب عرفانی که این فقیه ربانی و مربی نفوس در حقیقت این نامه رو حضرت آیت الله ملکی تبریزی با آقای کمپانی نوشته بود.

آقای کمپانی هم انشاالله به زودی از اون توفیق بشه بریم نجف.

میدونید که وقتی رو به روی حیاط طلا می ایستید اون مناره سمت راست زیرش یه اتاقکه.

تو اون اتاقک دفنه که حضرت شهید مصطفی خمینی پسر حضرت امام هم اونجا دفنند کنار هم.

یه اتاق بسیار عجیبی است.

خیلی خوبه برای عزیزانی که نجف مشرف میشن حداقل یک جلسه اونجا خلوتی، ذکری، فکری داشته باشن.

هشتمیش گزیده دیوان ابن فارابی ابن فارابی است که از بزرگان اهل معرفت و شاعر پرسوز یک شور عجیبی ایشون داشته که دیوانش بسیاری از بزرگان رو به خودش متوجهش کرده.

او صاحب کرامات بوده، خوارق عادت میکرده و در حقیقت ابن عربی هم بهش فرموده بوده که خوب است بر دیوان خود شرحی بنویسی.

به کی میگه؟

به همین ابن فارس، فاراب.

واد، زاد بی دسته.

زاد، تازه زاد بی دسته.

فاراب.

که البته فرمودن این دیوان ابن فاراب تو زبان عربی نظیر دیوان حافظ تو زبان فارسیه چون متنش به عربیه.

و نو از رساله نوزدهم تا یازدهم نوز-- ببخشید نهم تا یازدهم.

نه، ده، یازده.

سه تا رساله.

رساله منطق الطیر است.

مال کیه؟

حضرت عطار نیشابوری و دو تا رساله دیگه که در حقیقت این رسالات رو یا مخصوصا این رساله رو تازیانه سلاک نامیدند بزرگان.

یعنی برای کسایی که دارن تو مسیر عرفان، عرفان عملی، حکمت عملی قدم برمی‌دارند این رساله، حالا مجموعه رسالات بگیم به منزله تازیانه سلاکه.

یعنی تا تازیانه نخوره انسان متنبّه نمیشه، بیدار نمیشه.

مثل اینکه حضرت علامه حسن زاده رحمت الله علیه بارها و بارها فرمودن و بارها ما عرض کردیم به خدمت شما که فرمودن که نباتات با هرس تأدیب میشن، مؤدب میشن، حیوانات با شلاق، انسان با شنیدن حرف.

این حرف شنیدن که متأسفانه ما خیلی گوشمون پی حرف نیست.

یعنی خوشمون نمیاد خیلی حرف بشنویم.

تا یکی شروع میکنه به ما حرف زدن مخصوصا اگر حرف حسابی باشه، پرمغز باشه، ریشه دار باشه د فرار.

سریع فرار می‌کنیم.

چرا؟

اهل تازیانه خوردن نیستیم.

این حرف زدنه های ارفاء و علما و حکما و بزرگان مثل اون تازیانه است.

چرا نمی‌خوایم تازیانه بخوریم؟

چون سالک نیستیم، رونده نیستیم.

سالک بر وزن فاعل یعنی رونده.

کسی که سیر می‌کنه در حال در طی طریق داره می‌کنه.

[نفس عمیق] خب تا همین مقدار ما بسنده می‌کنیم که یک نمای شمعای کلی از این یازده رساله از کتاب رسائل عرفانی حضرت آیت الله سعادت پرور عرض کردیم.

البته انشاالله چون ما به مشرب حضرت علامه حسن زاده رحمت الله علیه هستیم و سر سفره ایشون الحمدلله ارتضاگ می‌کنیم و نفس می‌کشیم در وادی ایشان از حضرت آیت الله سعادت اول– پرور عزیز رحمت الله علیه عزم می‌خوام در همین جلسه اول که لابلای مباحث ایشون بنده هم نه اینکه بگم منم یک شرحی بر شرح ایشون بزنم که جسارت هست به ایشون.

ما کجا و این بزرگواران.

بر لابلای مباحث ایشون به هر حال نز-نقطه نظرات حضرت علامه استاد عزیزمون رو هم انشاالله لحاظ کنیم و با شما، به شما بگیم از همون ابتدای رساله.

اجازه بفرمایید برای اینکه کامتون شیرین بشه از همین جلسه شروع کنیم.

می‌خواستم که این جلسه اول رو مقدمه بریم.

بیشتر سخن کنیم که چه می‌خوایم بکنیم، به چه سمتی می‌خوایم حرکت کنیم.

ولی خب اجازه بدید که خب این نگاه تشنگه شما داره به من میگه که نه شروع کنیم.

اجازه بفرمایید که تبرکاً ورود کنیم به اولین رساله ای که در رسائل عرفانی حضرت آیت الله سعادت پرور هست [نفس عمیق] ورود کنیم.

توجه داشته باشید که این رساله منسوب است به حضرت سید بحر العلوم [نفس عمیق] که البته بدانید که بعضی‌ها همونطور که آقای سعادت‌پرور هم فرمودند بعضی‌ها [نفس عمیق] تردید کردند در انتساب این رساله به حضرت سید بحر العلوم، آستاد محمد مهدی طباطبایی معروف به بحر العلوم.

اما بزرگی مثل حضرت آیت الله آقای قاضی، ایشون تصریح کردند که نه خیر، این رساله مال خود حضرت سید بحر العلوم است.

منتها با این توجه که این رساله ای که اینجا ما داریم دربارش الان بحث می‌کنیم به فضل الهی شروع می‌کنیم، خودش شرح بر یک رساله است.

چه رساله ای؟

اگه بگم پرواز می‌کنه روح تون.

رساله سید ابن تابوس.

به به به، به به.

می‌شه نوراً علی نور.

چرا؟

خدا رحمت کنه آیت الله علامه طباطبایی ایشون می‌فرمودند که سه تا از علما، علمای امامیه ما اینا کملین‌اند یعنی در توحید به تمکن رسیدند.

ای گفتن کمل یعنی منظور در توحید به تمکن رسیدند.

قرآن می‌فرماید یدامکنهم فی الارض [نفس عمیق] وقتی ما اینا رو تو زمین تمکن بدیم که اولین نشونش اقام الصلاة به پای دارنده نمازه، نماز رو اقامه می‌کنند.

این‌ها تمکن در توحید پیدا کردند.

لذا نمازهاشون هم نمازهای عجیبی بوده.

این سه بزرگوار علامه طباطبایی فرمود یکیش همین درست هست، سید ابن تابوس است، ابن فهد حلی‌ست و سید بحر العلوم.

که ابن فهد حلی هم استاد حضرت علامه حلیه.

کجاست؟

با هم رفتیم سر مزارش تو کربلا پشت خیمه گا.

باب القبلę رو که میری تا خیمه گا رو رد بکنی دست راست هم منزلشون بوده هم مدرسه و مدرسه‌شون بوده هم محل دفنشون.

عجیب بزرگواری بود ایشون که در حالاتشون نقل می‌کنند دفع بدنش رو، دفع بدنش رو که حالا ما میریم اصطلاحا در مستراح که روحمون راحت بشه، [نفس عمیق] ایشون در یک ظرفی در یک کیسه‌ای جمع می‌کردن در شبانه روز، آخر شب می‌رفتند چهار فرسخ فاصله می‌گرفتند از حریم حسینی از حائر حسینی و دفن می‌کردن و برمی‌گشتن.

چرا؟

چون حدیث داریم چهار فرسخ.

در چهار فرسخ همینطور این محیط تربتة.

الله اکبر.

ایشون انقدر حرمت بر تربت اربابمون، ابا عبدالله قائل بود حالا یکی از کارهایشه.

شما دیگه ببینید اینا کی بودند، چی بودند که اصلاً ما میریم کربلا اصلاً توجه به این مسائل شاید نداشته باشیم.

[نفس عمیق] که سید بحر العلوم هم که می‌دونید همین آستاد محمد مهدی طباطبایی دفنه در مقبره شیخ طوسی تو نجف.

یادمه که جلوی مقبره شیخ طوسی از اون سمت که منتهی می‌شه به اون وادی السلام.

انشاالله به زودی بریم با هم.

یه بار وایساده بودیم جریان از دنیا رفتن و زنده شدن در قبر شیخ طبری سی رو داشتیم نقل می‌کردیم.

اگه یادتون باشه دارم یه رفرنسی میدم یادتون باشه کجا، اون رو به رو یه مسجدی بود رو به رو حرم مولا مسجد شیخ طوسی.

بله.

همونجا یعنی کنار شیخ طوسی، سید بحر العلوم دفنه.

و اینا رو [نفس عمیق] انشاالله که تشریف بردین یاد ما هم باشید.

پس این رساله نوراً علی نور است چون اصل متن رساله سید ابن تابوس نور شرحش سید بحر العلوم نورٌ على نور.

دوباره تعلیقه و حاشیه و شرحی ذیلش حضرت آیت الله پهلوانی.

میشه نورٌ على نور على نور.

به به به!

نصار همشون یه صلوات بفرستین.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

على محمد و عجل فرجهم.

خب به فضل الهی شروع می‌کنیم.

ساعت چنده؟

چقدر وقت داریم؟

فکر کنم ده دقیقه وقت داشته باشیم.

پنج دقیقه به پنج.

پنج دقیقه به پنج.

خب حدودا پنج دقیقه ما وقت داریم که صحبت کنیم تا بریم مناجات.

چون اذان هم زود شده الان تقریبا پنج و نیم اذانه.

اجازه بفرمایید حالا نهایت ده دقیقه صحبت کنیم پیرامون این رساله.

بسم الله الرحمن الرحیم.

دیگه ورود کردیم به رساله.

این مقدمه رساله است.

بسم الله الرحمن الرحیم.

اگر دقت کرده باشید این مقدمه رساله بر لسان خیلی از بزرگان جاری است.

من خودم وقتی می‌شنیدم مثلا خیلی از شاگردان حضرت آقا محمد حسن زاده حتی این مقدمه این رس-- مقدمه این رساله رو ابتدای اه سخنرانی‌هاشون و منبرهاشون می‌خوندن، من فکر می‌کردم که چقدر شیرین، چقدر زیبا و چه کا-- چقدر جامع این ابتدا شروع کردن.

شروع کردن خیلی مهمه.

شروع کردن هر سخنرانی که ما مثلا از استاد عزیزمون به یادگار داریم که وقتی شروع می‌کنیم اهل بیت علیهم السلام خصوصا امام عصر صلوات الله عليه رو که صاحب این مجالس است در اون شأنی سلام میدیم که می‌خوایم در اون شأن قرار بگیریم.

لذا حضرت از همون شأن و همون مقام به ما توجه می‌کنه.

چی میگیم؟

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

چون این شأن دعوت الی الله هست و پرورش آیات الهی.

لذا در این شأن سلام میدیم به حجت خدا که او در این شأن که ما قرار گرفتیم تو همون مقام به ما توجه کنه، عنایت کنه.

حالا این شروع خطب و شروع سخنرانی هم توسط بسیاری از بزرگان برام خیلی شیرین بود اما پامو تو کفش بزرگان نمی‌کردم تا دیدم اع چه جالب که این مال خود سید ابن طاووس و سید بحر العلوم بوده.

چیه متن مقدمه؟

بسم الله الرحمن الرحیم.

الحمد و الثنا لعين الوجود.

به به به.

الحمد و الثنا لعين الوجود و الصلاة على واقف مواقف الشهود و على آله و منى المعبود.

این شروع رساله.

حالا همین رو ما بخوایم کلمه به کلمه‌ش رو با توجه به اونچه که پیش از این ما در خصوص حمد مخصوصا الحمد در خصوص عين وجود، خود وجود، لعين الوجود، در خصوص مواقف شهود که واقف مواقف شهود پیغمبر باشد، در خصوص امناء که امین الله‌اند.

السلام علیک یا امین الله فی ارضه.

در خصوص خود المعبود این‌ها اونچه که گفتیم یا توفیق نشد بگیم هنوز رو دلمون مونده این‌ها بخوایم بگیم خودش یه ده جلسه منبر می‌طلبه.

توجه کردید؟

دیگه الحمد لله حرف شنیده هستید و این‌ها خیلیاش براتون آشناست.

اجازه بفرمایید که خیلی مختصر پیرامون همین الحمد چیزکی عرض کنیم که التسبیح نصف المیزان والحمد لله یملأ المیزان.

این حدیث شریف رو [نفس عمیق] خیلی حدیث بسیار پرمغز و پرحرفیه.

اصلا چرا معمولا خطب، سخنرانی‌ها، شروع صحبت‌ها از بزرگان با حمده.

شما توجه بفرمایید تمام خطبه‌های امیرالمؤمنین صلوات الله عليه، نامه‌هاشون اینا همه با حمد خداست.

خطبه فدکیه حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها با حمد خداست.

اصلا خطبه‌های نماز جمعه‌ها ببینید سخنرانی‌ها اینا همه با حمده.

[صدای بچه] اصلا اگر کسی صحبت‌هاش رو بدون حمد شروع کنه، اون صحبت ابتره، برکت نداره.

[زنگ تلفن] حالا اینجا هم با الحمد شروع شده و چه جالب که قرآن هم با الحمد شروع شده.

قرآن.

الحمد، الحمد لله رب العالمين.

حالا این الحمد یه معنای تحت اللفظی داره که حالا اگه بچه‌ترن مثل من بچه‌ترن اینا خب تا همین حد می‌دونن و باید بدونن که یعنی ستایش خدا، که هر چیزی که مدح هست، مدح مقابل ذمه.

هر چیزی که مدح هست برای خود، برای الله هست، برای اوست.

هر چیزی که مدح درشه، ستایش درشه.

خب که حالا تسبیح میاد این رو کامل می‌کنه به یک عبارت، به یک معنا.

لذا فسبح بحمد ربک، فسبح بحمد یا تسبیح به حمد.

خیلی از جاهای قرآن اینو می‌بینید تسبیح به حمد میاد می‌کنه.

تسبیح تنز-- تنزیه است، تنزه است.

یعنی بری است از هر چیزی که لا در اونیست مثلاً صفات سلبیه‌ ها؟

مثلاً نقص‌ها، هر چیزی که دلالت بر نقص دارد، زشتی دارد، شر دارد، اینا همه منزه است خدا از او.

توجه کردید که دیگه کامل کنه بحث حمد رو.

اما این‌ها خب بحث‌های به درد بچه تراوس خودم اینا می‌خوره.

اما شمایی که الحمدالله تو بحث‌های عقلی و این‌ها خیلی به فضل الهی حرکت کردید و حرف شنیدید باید برید اون مراتب عالیه الحمد رو طی کنید.

اولاً اون الف و لامی که سر حمد اومده به قول علامه دلالت بر استغراق دارد؛ یعنی تمام حمدها، تمام ستایش‌ها.

اونم ل الله است برای اسم جامع خداست، الله است.

خب.

چه اللهی؟

رب العالمین.

تو بحث لقاء الله شب‌های جمعه الان متوجه باید بشید که یعنی چی رب العالمین.

نمیگیم الحمد لله ربی.

ها؟

یعنی رب العالمین.

اون ربی که از اسم جامع ظهور کرده.

اینا خیلی روش حرفه.

نمیگی ربی، پروردگار من که فرق رب من با رب مطلق و الله تو بحث‌های لقاء الله گذشت.

می‌تونید رجوع کنید.

خب این خیلی جامعیت به بحث می‌ده.

حالا الحمد، خود الحمد چه حقیقتی‌ست؟

این یه معنا از بحث مفهومی.

اما از جهت مصداق بیرونی و عینی کلاً آیا مصداقی داره الحمد؟

بله.

فرمودن الحمد وجود مقدس صادر اول است.

حالا براش صد تا اسم هم شمردن مثل رقد منشور ، عقل اول یا عقل کل، نفس الرحمن، صورت الرحمن.

اینا لوح محفوظ.

خیلی براش-- حقیقت محمدیه صلی الله علیه و آله و سلم.

اینا توزیع صد تا اسم داره.

حالا این الحمد چیه؟

به یک معنا برزخ جامع بین حق و خلق.

برزخ جامع بین حق و خلق.

چه جالب که می‌فرماید تو این مقدمه رساله الحمد و الثنا لعين الوجود، وجود.

چون شما وقتی می‌خوای برزخ رو بیان کنی، حقیقت این برزخ جامع که واسطه‌ی فیض، جزو وسائط فیضه بین حق و خلق است.

خب حق چیه که خلق چی باشه؟

بحث وجود پیش میاد.

بحث وجود، وجود صمدی حضرت حق که انشاالله جلسات بعد که حرف الحمدالله درباره‌ش زیاد شنیدید.

اون وجود صمدی که هرچه وجود دارد و موجود است اتوار وجودی اوست که عرض شد بارها عالم اتوار وجودی حق‌اند.

طورهای وجودی حق‌اند.

چیزی جز حق نیست.

چیزی جز حق وجود نداره.

لذا تمام رسالات در عرفان نظری و حتی عملی هم معمولاً به همین یا شروع می‌شه یا ختم می‌شه.

به چی؟

به همین بحث وجود صمدی حضرت حق یا وجود، خود مو-- وجود که تماماً موجودات، تشئونات و شؤون او هستند که بحثش حالا بحث-- بخشیش گذشته و بخش هم انشاالله در آینده تو همین جلسه میاد.

فعلاً رو بحث الحمدیم.

الحمد می‌شود صادر اول.

صادر اول خلق نیست.

خلق نیست یعنی به یک معنا می‌شه گفت ااا سایه ندارد.

مثلاً اون حدودی که خلق دارند اون نداره.

[صدای کودک] توجه کردید؟

برتر از خلق است.

واسطه‌ی فیض است.

می‌شه گفت اولین چیزی‌ست که از خدا صادر شده.

ها؟

صادر اول یعنی این.

اول ما صادر عن الله.

اول چیزی که از خدا صادر شده بهش می‌گن نفس الرحمن که تمام-- چرا نفس الرحمن؟

چون تمام این کلمات وجودی نظام هستی ظهور این حقیقت‌اند.

ظهور چی؟

صادر اول که حقیقت الحمد است که لله است.

چه اللهی؟

که رب العالمین است.

که همه هرچه موجود است مظاهر اوست، بلکه ظهور باطن اوست.

چیزی جز او نیست که هو ال یا در حقیقت هو الذي خلق السماوات والأرض بالحق.

تمام رسالات عرفانی با حق شروع می‌شه اصلاً.

اصلاً موضوع رسالات عرفانی حق‌اند همیشه، وجود و حق‌اند.

حالا به این هم می‌رسیم تو بحث وجود که رسیدیم.

پس الحمد صادر اول است.

چرا به یک معنا می‌گن نفس الرحمن؟

چون کلمات وجودی نظام هستی که یکی‌ش شما هستی یا همین اسماء و علم آدم الاسماء کلها، کل اسماء که علامه فرمودن اسماء رو بردار بنو-- بگذار الأشیا و علم آدم الأشیا کلها که یک شی تو هستی، یک شی منم، یک شی آسمان و یک شی زمین.

اینا همه همون به یک معنا ظهور حضرت حق‌اند، شؤون حضرت حق‌اند، اتوار و طورهای حضرت حق‌اند که خدا رو ظاهر کردن، باطن حضرت حق رو که شؤون حضرت حق‌اند خب اینجا می‌فرماید اون [مکث] این‌ها همه در حقیقت از صادر اول جدا شدن.

[صدای کودک] همه که یکی‌ش شما هستی.

برای همین بهش میگن نفس الرحمن.

مثل این مثال‌ها چرا نفس الرحمن؟

مثل این که شما هرچی که کلمات، بحث کلمات وجودی بود دیگه.

هرچی کلمات بر لسان تو جاری می‌شود، این کلمات از یک نفس‌اند.

نفس.

هو.

یه نفس بزن، یک حقیقته.

یک حقیقت واحده‌ست نفس تو.

اما وقتی وارد فضای دهان که می‌شه با مخارج حروف برخورد می‌کنه.

سبحان الذي خلق الازواج كلها با ازدواج این حروف با هم کلمات درست می‌شن از-- ولی حقیقت از کجا بود؟

یک نفس بود.

بی‌نهایت کلمات که اونا با هم ازدواج می‌کنند، جملات و مضامین و مفاهیم بی‌نهایت.

به، بهش می‌گن نفس تو این کلمات رو داره ظهور می‌ده.

درسته که اگر نفس نبود در تو چگونه این کلمات ظهور می‌کرد؟

که به یک معنا مرحوم علامه رحیم قزوینی قدیما یه دو سه سال پیش اوایل بهتون عرض کردیم که در رساله شون می‌فرماید ظهور باطن می‌شه کلمه.

معنای کلمه ظهور باطن است.

حالا چون نفس الرحمن یا صادر اول باطن حضرت حق رو ظهور داده است، واسطه‌ی فیض و واسطه‌ی این در حقیقت کائنات و خلائق و ممکنات شده است، بهش میگن نفس الرحمن.

اون به منزله‌ی اون nefsi‌ست که نفس تو وقتی می‌زنه به مخارج حروف، کلمات رو تشکیل می‌ده.

اون هم نفس الرحمن است که او زده است کلمات وجودی همه یک یک انشا شده‌اند.

انشائات حضرت حق‌اند اما به منزله‌ی نفس حق است.

چی؟

صادر اول.

که بیست و هشت دسته خلائق از این صادر اول خلق شده‌اند.

[صدای کودک] یکیش انسانه.

[سرفه] بیست و هشت دسته به عدد منازل ماه، منازل بیست و هشت گانه ماه به عدد حروف در عربی.

که اگر همزه رو شما یا الف رو حرف فرض نکنی به دلیلی بیست و هشت حرف.

حالا دیگه اجازه بدید همین جا توقف کنیم.

پس رساله با چی شروع شده؟

الحمد.

الحمد، صادر اول، نفس الرحمن، سورة الرحمن که به یک معنا الصاقش کنیم، سنجاقش کنیم به بحث دیشب دریاچه های شرق تهران بحث لقاء الله.

به یک معنا همون وجه الله است.

وجه الله چون سورة الرحمن است.

شما به هرچی اول توجه می‌کنی، اول صورتش رو متوجه می‌شی.

[صدای کودک] توجه کردی؟

یتوجه الیه الاولیاء دیگه.

أین وجه الله الذي یتوجه الیه الاولیاء.

اولیاء متوجهش می‌شن.

اون سورة الرحمن، اون صادر اوله، اون حقیقت من و شماست.

اون مرتبه اتصال من و شما به الهیت نظام هستیه.

[صدای کودک] توجه کردید؟

اون کانال ال-- اتصال و ارتباط شما با حضرت حقه.

خیلی مقام شامخه.

خیلی مقام بالاست.

لذا با همون هم قرآن هم با همون شروع می‌کنه.

الحمد لله که اگر این نبود من و تو هم نبودیم.

[صدای کودک] واسطه‌ی فیض است.

خب اجازه بفرمایید که مناجات رو شروع کنیم.

مثال این نور علی نور علی نورها صلوات خد کنید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرج.

خب؟

بسم الله الرحمن الرحیم.

اللهم صل علی فاطمه و ابیها