ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیه.

سلام علیکم و رحمة الله.

روز میلاد با عظمت حضرت اباالفضل العباس سلام الله علیه هست.

صاحب فضائل.

ان شا الله که حضرت که باب الحسین هست امروز بین دو نماز عرض کردیم که هر کدام از ذوات مقدسه چه چیزی رو تجلی دادن و چه چیزی از نور وجود اون‌ها خلق شده.

ابا عبدالله صلوات الله علیه عرض کردیم که بهشت و حور به وجه اضافه شدن حور به بهشت رو گفتیم.

حالا عرض می‌کنیم اون بهشت بابی دارد که باب الحسین آقا قمر بنی هاشم است.

اگر بعض از [سرفه] علما مثلاً تاکید می‌کنند که رفتید کربلا اول برید حرم حضرت اباالفضل ع.

البته تو این اختلاف هست بعضیا میگن نه ادب ها اقتضا می‌کنه که اول بری حرم امامت.

خب؟

اما اونهایی که باریک‌بین‌ترن مثلاً میگن خب خودشون فرمودن او باب الحسين است پس از باب امام حسین.

مثل اینکه امیرالمؤمنین باب پیغمبره از اون وارد شد.

حالا این همش حکایاتی داره دیگه.

اینه که امیدوارم کاشف الكرب عن وجه الحسین [نفس عمیق] کشف کروب کنه برای همه اهل ایمان و محبینشون.

[مکث] ما در این بخش از تقریرات فلسفی حضرت امام پیرامون روح بخاری و مزاج بودیم.

توی عرض شود خدمتتون این علت دستورات انبیا و دین مبین اسلام پیرامون خوردن‌ها و نخوردن‌ها، پایه این دستورات رو که ارتباطش داشت با اطباء که چرا طباخین و اطباء [نفس عمیق] اِاِاِ اونطور دستور میدن و انبیا به طور دیگه پایه این‌ها با هم متفاوته.

در نهایت رسیدیم به اینکه حضرت امام نکته بسیار مهم و دقیقی رو اینجا در تقریرات خودشون تاکید می‌کنند که [نفس عمیق] می‌فرمود که-- بذارید آخرش رو بخونم یه توضیح دیگه چون نپخته موند بحث اینجا که رسیدیم.

می‌فرمود که انبیا توده بشر رو به عالم نور گسیل میدن و قلوب را به مبدأ عالم جلب می‌نمایند.

این مثلاً هدفشون مبدأ عالمه، عالم نوره.

شکم بارگی نیست که اینو بخور، اونو نخور.

ویتامینت زیاد میشه، پوستت سفید میشه، چروکت کم میشه و فلان.

و صفحه الهی وجود انسانی را صیقل و صاف و زلال نماید و در همان تحریک و ترغیب به اغذیه، استکمال وجود بشر و صفای ذات افراد انسان را در نظر دارند.

این صفای ذات خیلی مهمه.

[نفس عمیق] که ما از اینجا زدیمش جلسه پیش به اون بحثی که همه چی در عالم به هم مرتبطه.

آخه صفای ذات انسانی به خصوص آقا شما اینو بخوری بدنت قوی میشه.

چه ربطی به ذات داره؟

حرف ما این بود.

آقا اینو بخور نور بصر چشت مثلاً اِاِاِ قوتش زیاد میشه.

قوه سامعت ک-- زی-- دیرتر پیر میشه، فرسوده میشه.

قوه باعت سلام علیکم.

کمتر مثلاً دی-دیرتر دچار فرسودگی و استهلاک میشه و امثالهم.

خب اینا چه ربطی به ذات داره که؟

غذا، اطعمه و اشربه چه ارتباطی با ذات داره؟

اینجا بودیم که ما عرض کردیم اِاِاِ اصلاً پایه شروع بحث ما در خصوص روح بخاری از تاثیرات افلاک شروع شد.

بلکه مفارقات و مرسلات و مرسلات کلیه اون که ارسال می‌کنند پیام‌های الهی رو.

مبدئات یا ملائکه به یک معنا.

اِاِاِ از اونجا شروع شد که این‌ها در کارن، خداست و خدایی می‌کنه با وسایل فیضش که ملائکه در اصل ابنی انواز رو عرض کردم از نور امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام خلق شدن و کارگزاران عالمن فیض رو انتقال میدن از هر حیثش.

لذا اگه کسی می‌خواد فیضی دریافت کنه راهش ارتباط با امیرالمؤمنین-- اینا رو سر راش رو گفتیم، رمزشو بعضاً عرض کردیم و حالا این وسایل فیض میان تا اون فلک نهم دیگه شروع بحث روح بخاری تاثیرات افلاک از اون بروج دوازده گانه داخل فلک هشتم تاثیرات که در هم می‌گذاشتن، آباء سبع اون پدران هفت گانه در امهات اربعة عناصر اربعة در عرض شود موالید ثلاثه که فرزندانشون شدن معدن یا جماد.

نبات و حیوان که انسان یک نوع اونه.

این‌ها میشن مولود اون‌ها و در خود-- در خصوص خود انسان تاثیرات این‌ها رو بررسی کردیم که در نهایت اون عناصر اربعة مزاجشون تشکیل میده اخلاط اربعة رو امتزاج اون‌ها با هم.

اون ماده‌ای که اصطلاحاً بهش میگیم خون، اون کفش میره در قلب و از دهلیس، دهلیز چپ و راست اون عملیاتی که عرض کردیم تحت تاثیر حرارت که قرار می‌گیره بخار میشه میره در از طریق عروق- از طریق قلب و عروق به بافت‌ها و اعضای بدن می‌رسید.

از طریق کبد به معده و روده‌ها و اص، اصنا عشار این‌ها می‌رسید.

از طریق مغز هم این سه تا منبعش بود.

به تمام سیستم عصبی و ااا رشته‌های عصبی در سرتاسر بدن از طریق نخاع منتقل می‌شد و اینا.

این بخار چی می‌شد؟

واسطه‌ی فیض بالا به پایین بود.

من حدود بیست سی جلسه حرفو خلاصه کردم توی دو سه دقیقه.

هر فیضی می‌خواد از بالا برسه به عالم مادون که در رو-- خودمون خارج رو نمیگیم، خودمون.

در وجود خودمون.

به بدن ما می‌خواد هر فیضی برسه از حیث حیات که زنده باشه، قدرت که قد-- قوه داشته باشه.

بصر بتونه ببینه.

سمع بتونه بشنوه.

لمس بتونه لمس کنه.

ص-- ااا اصنا عشار ذوق بتونه بچشه.

شم بتونه ببویه و همینطور برو تا رتبه‌های خیال یا مثال که بتونه عکس ایجاد کنه، ببینه و همینطور برو تا توهم کنه، تعقل کنه و تقلب کنه.

انقلاب منظورمون قلبه.

مقام تفصیله.

همه اینا یه واسطه‌ی فیض می‌خواد.

«و لن تجد لسنّت الله تبدیلا ولن تجد لسنّة الله تحویلا.» سنت الهیه.

تبدیل و تحویل بردار هم نیست ها.

خب اون عالم بالا رو که می‌خواد به پایین مرتبط بشه واسطه می‌خواد.

اصلاً واسطه رو شما نمی‌تونی برداری.

اصلأ استاد در کتاب‌های خودشون معمولاً رو تاکید دارن مخصوصاً در کتاب شریف نور على نور.

در ذکر ذاکر و مذکور اونجا تاکید می‌کنند که اصلاً شما نمی‌تونی واسطه رو برداری.

وسائط فیض الهین.

سنت الهی‌ند.

حالا الان برای اینکه روح ما، اون روحه، روح بخاری رو نمیگم ها.

اون روح اصلی «ولأختفیهم الروحی».

اون روح انسانی.

چون این روح بخاری گفتیم روح مجرد نیست، ماده‌ست.

چون الطف اجسام لطیف‌ترین جسمه بهش میگن روح.

اون روح اصلی حالا بگیم.

حالا بگیریم ظاهر و باطن یا بدن و روح.

اون روح که مرتبه باطن ماست می‌خواد حکمشو پیاده کنه در بدن واسطه‌ش می‌شه چی؟

روح بخاری.

حالا چون روح می‌خواد تعلق بگیره به بدن، این تعلقش تعلق استکمالیه.

یعنی طلب کمال می‌کنه.

روح می‌خواد به کمال برسه بدن نیاز داره.

نمی‌تونه بدون بدن به کمال برسه.

به این میگن س-- چی؟

سیر استکمالیه.

روح که از طریق نفس پیاده می‌کنه اینو.

اون مرتبه‌ای از روح که مرتبط می‌شه با بدن بهش میگن نفس.

یعنی پیاده‌سازی احکام.

اون مرتبه مادون دامنه روح.

این‌ها همه رو گفتیم دیگه خلاصه ای از مباحث.

که حالا این وقتی می‌خواد حکمش رو روح در بدن پیاده کنه، این رتبه رو، این دامنه رو، این مرتبه رو بهش میگن نفس.

از طریق واسطه که روح بخاریه.

البته قبلش قوه خیال.

از رتبه مثال شروع می‌شه نفوذ روح در بدن.

بعد اما واسطه‌ی اصلی اینجا چیه؟

روح بخاری.

پس روح بخاری که الطف اجسام بود خیلی مهمه.

حالا این تاثیر رو-- اون روح بخاری از کجا درست می‌شد؟

این همه سلسله طولیه‌ی وسائط فیض رو اعم از مجردات و مادیات بگیر بیار پایین تا می‌رسی به روح بخاری.

همه این‌ها رو در نظر بگیر.

تاثیر و تاثیرات همه این‌ها در هم مجموعاً روح بخاری رو ایجاد کرده، درست کرده که حالا ربط مستقیم با مزاج هر کسی داره.

بحث ما این‌ها بود که گم نکرده باشیم.

پس هیچ چیزی تو عالم بی‌ارتباط با هم نیست.

همه با هم مرتبط‌اند و با خود مبدأ فیض که ذات غیبیه عین ربط‌اند.

اصلاً شما این ربطو نمی‌تونی، هیچی نمی‌تونی بگی آقا من هستم.

یه رابطه‌ای هم با خدا دارم.

این حرف غلطه.

تو کی هستی که میگی هستم و یه رابطه‌ای هم با خدا دارم.

اصلاً تو عین ربط به خدایی.

این رابطه رو نمی‌تونی برداری.

اگه تو رابطه رو برداری اصلاً تو نیستی.

نبودی که حالا بگی هستم.

بعد حالا یه رابطه‌ای با خدا داشتم.

حتی کفار و مشرکین و منافقا-- منافقین هم عین ربط به ذات غیبی‌اند.

حتی شیطان هم عین ربطه.

چرا؟

چرا این عین ربطه؟

شیطان هم عین ربطه.

فقر محض نیاز محض.

ذاتاً هم فقیرند همه.

«انتم الفقراء الى الله» جهت اینکه همه ظهور حق بودند دیگه.

کسی استقلال وجودی نداره.

همه ظهور حق‌اند.

که اینجا بحث‌های توحیدیه.

توحید قرآنی ناب.

توحید صمدی پیش میاد که باید به وقتش و اون تو چهارشنبه‌ها کلاس انشاالله به فضل الهی تازه تو مقدمه‌شیم.

دروس معرفت نفس و خلق و الهی.

بعد از چندین سال اولین باره ما لبیک گفتیم خدا نذاره کمر ما بشکنه زیر این بار.

شروع کنیم، شروع کردیم بریم تو متن، وارد متن بشیم.

دو سه جلسه رو همین توحید صمدی کار داریم.

اونجا می‌تونید تو این موضع و تو این حوزه اطلاعات‌تون رو کامل کنید و انشاالله بچشید.

پس الان رسیدیم همه من یه مقدمه چیدم و رسیدیم به کجا؟

اینکه جزءترین، ریزترین چی بگم؟

از جهت فلسفی حقیرترین، ناچیزترین اجزاء عالم و اشیاء عالم.

چه ما ببینیمش چه نبینیمش.

چه احساس شود چه نشود.

چه درکش بکنیم چه نکنیم.

اینا همه و همه مرتبط‌اند با اون کلیات.

شما جزوترین چیه حالا؟

هرچی می‌خوای بگیر نوترون، پروتون هرچی هست.

کاملا این پیاده شده از چیه؟

عقل عالمه.

عقل-- ما گفتیم تمام نظام هستی پیاده شده از عقله.

"و ما نزلته إلا بقدر معلوم".

اون سر القدر هم مرتبط با قدر عقل هر کسیه.

چون مقدس‌ترین چیزه.

اون فیض بگیرید عقل رو.

مقدس‌ترین فیض از خدا بگیرید.

خود عقل هم عقل کل ما داریم دیگه.

عقول عشره داریم، عقل کل داریم، نفس کل داریم، جسم کل.

اینا سلسله طولیه حالا از بالا بگیر بیار تا پایین.

اینا همه، همه چین؟

با هم مرتبط‌اند.

یعنی شما اون نوترون رو می‌بینی ارتباط داره با عقل کل که ذیل صادر اوله.

عقل کل مقام امیرالمؤمنین بود.

یعنی امیرالمؤمنین در حقیقت به اون مقام رسید در سیر صعودیشون.

واسطه با واسطه پیغمبر.

همه با واسطه پیغمبر یعنی در حقیقت به تبع رسیدن.

اما پیغمبر خودشون بلاصاله رسیدن.

هیچ واسطه ای نداشتن.

خودش و خدا.

تمام.

حتی ملائکه هم واسطه فیض نبودن برای پیغمبر.

اونا خودشون اجزایی یا در حقیقت شعونی از وجود پیغمبرند.

مثل الان که عقل، عقل جدایی از شماست.

عقل رتبه عقلی که تو وجود شماست.

اصلاً خود شمایی، از شماست.

درسته؟

یکی از شعون وجودی شماست.

عزر-- جبرائیل اگر عقله، عقل عالمه شأنی از شعون وجود اون عقل کله.

حالا بگیریم امیرالمؤمنین اونم شأنی از شعونه یا ظهور اول چیه؟

خلق اول بعد از صادر اوله که پیغمبره.

اینا همه-- یعنی اینطوری بگم خلاصه‌اش.

اون از نظر ما کوچک‌ترین و الا کوچک نیستن اینا.

اون کوچک‌ترین جزء و شیء هرچی تو عالمو بگیر اگر علم بتونه به اون برسه.

یه مثال یه روز زدیم.

گفتیم شما بخوای کوچک‌ترین اندازه رو مثال بزنی میگی چی؟

از قدیم مرسوم بود.

اون نوک سوزن.

الان این میکروسکوپ‌های خیلی الکترونیکی خیلی قوی اختراع کردن.

اون نو-- سوزن رو نوکش رو بزرگ می‌کنه، بزرگ می‌کنه، بزرگ می‌کنه میره تو بعد شمردن از شش نسبت به اندازه نوک سوزن از شش تا دوازده میلیارد مولکول تو اون نوک سوزن جمعه.

یعنی شما اینو بازش می‌کنی دوازده میلیارد ستاره، سیاره چی بگیم؟

هست دیگه.

هر میکرو هر مولکول رو بگیر یه س-- اصلاً بگیر یه منظومه، یه کهکشان.

چون تو خود مولکول دوباره چه خبره؟

چقدر الکترون و پروتون و نوترون وجود داره.

توجه کردی چی شد؟

حالا شما می‌خوای الان کوچک‌ترین چیز عالمو مثال بزن میگی مولکول.

شما گفتید کی گفته مولکوله؟

کی گفته نوترون؟

نوترون هم حتی تجزیه شده الان.

خلاصه اینکه مثل قبلاً مثالی که زدیم شما از دور کهکشان‌ها رو که می‌بینی مثل اندازه یه نقطه شاید ببینی.

یا از دور یه کسی زمین رو از دور ببینه مثل یه نقطه ببینه.

هی میان نزدیک میشن مثل سر سوزن.

نزدیک می‌شه، نزدیک می‌شه میاد وارد این زمینه می‌شه میگه ماشاءالله چه خبره؟

چقدر کثرت خلائق.

اوه، اوه مگه میشه قابل احساس؟

همین تو.

دقیقا.

حالا این کوچک‌ترین رو من نمی‌دونم چی هست با این فرضی هم که ما بحث کردیم اصلاً نمیشه پیداش کرد.

این کوچک‌ترین مرتبطه با اون عالی‌ترین.

عجب یه همچین نظام هستی‌ای داریم.

الان متوجه می‌شیم یعنی چی علامه طباطبایی فرمود باز تاکید می‌کنم که اگه یه برگی از درخت بیفته تو کل عالم تاثیر می‌ذاره.

خوبه، خوبه.

اون قشنگه.

الان می‌فهمیم چرا اون سر دنیا من گناه می‌کنم امام زمان اون ور دنیا استغفارش رو می‌کنه.

د-- بلا دفع بشه از عالم.

اگر یه کسی خیری انجام بده اون سر دنیا در نزول فیض الهی و در تسریع در امر فرج سهیمه.

بله، بله، بله.

اینجا خیلی بحث‌ها پیش میاد بماند.

این همه من حرف زدم.

یه کلمه امامو یه جمله امامو بفهمیم.

چی بود؟

می‌فرمود که این غذا و اطم-- اطعمه و اشربه ای که انبیا سفارش می‌کنن اینو بخور، اونو نخور.

اینا که ما سیر مزاجیش رو بحث کردیم قبلاً.

می‌فرما به چه جهته؟

به جهت صفای ذات افراد انسان.

ذات.

ما معمولاً می‌گیم غذا ربطش میدیم به بدن.

غذا بدن.

ولی اینجا آقا حضرت امام قربونت برم مگه بحث غذا نیست؟

مگه بحث آب و نون نیست؟

چه ربطی به ذات انسان داره؟

ذات اون روحه.

توجه کردی چی دارم عرض می‌کنم؟

چقدر اصرار و پافشاری دارم برای این نکته.

پس پیداست که آقا مهمه ما چی بخوریم، چی نخوریم.

و انبیا اگه میگن اینو بخور، اونو نخور هدفشون صیقل دادنه و صاف کردن و زلال کردن اون ذات وجود انسانیه.

یه خط بالاترش امام همین رو فرمود دیگه.

و صفحه الهی وجود انسانی را عجب کلمات حساب شده اومده و صفحه الهی وجود انسان را صیغل و صاف و زلال نماید.

عجب!

یعنی اگر پیغمبر می‌فرمود که اینو بخور، اونو نخور، می‌خواد صفحه الهی وجود من انسان رو، اون ذات منو صیغل بده و زلال کنه.

بله هدف اینه.

این رو امام داره اصرار می‌کنه روش که من این همه توضیح دادم که یه ذره اینو متوجه بشیم.

حالا وقت گذشت؟

دقیقاً شد یه ربع ها؟

یه ربع شد.

یه ربع شد.

خب دیگه.

یه نکته‌ای هم خواستم از حالا آدرسشو بدم که فراموشمون نشه بعد انشاالله جلسه بعد.

فردا که چهارشنبه‌ست مسجد بلالیه.

آقا اگر انشاالله بعد از مسجد بلال فرصت شد رو همین کار می‌کنیم.

[هم پوشانی گوینده‌ها] بله اقسام بله عکس.

روز جانباز.

بله به همه جانبازها تبریک تبریک رو تو اول جلسه ما تبریک گفتیم دیگه.

روز ابوالفضائل و جانباز و.

خوشا به سعادت کسی که همه چیشو-- چرا میگن جان باز؟

ما دیگه عزیزتر از جان که نداریم.

عزیزترین چیزشو باخته برای خدا.

خیلی کار بزرگیه.

ما به ظاهره میگیم جان باز.

حالا یه کسی مثلاً ااا پول بازه، پولشو ببازه بده در راه خدا ببخشه.

جان؟

[هم پوشانی گوینده‌ها] احسن.

ااا لا لا و اونجا تو قرآن می‌فرماید ااا «شما به مقام بر و نیکی نمی‌رسید لن تنا اگر عبارت عربیشو اشتباه نخونم لن تنال البر حتی تنفق مما توحبون».

شما به اون مقام بر، نیکی، آدم نیکی هستی یا نه؟

نمی‌رسید مگر اینکه از چیزی که دوست دارید ببخشید.

معمولاً میگن روغن سوخته رو نذر حسین می‌کنن.

واقعاً خیلیامون اینطوریم.

مثلاً هیئت خودمون اجازه نمیدن فرش پاره و نمی‌دونم پشتی کهنه و چایی به درد نخور خاک چایی و این چرت و پرت‌ها.

شأن داره بهترین چایی رو تو خونه‌ش استفاده می‌کنه.

هیئت امام حسین که رسید خاک چایی میاره میده.

این چه بخششه؟

نکنی سنگین‌تری.

برای همین ما امروز-- امسال که مثلاً سال تو هیئت یا زهرا سال حضرت خدیجه سلام الله علیها اعلام کردیم از شب قبل تا شب قبل از قرآن در میاریم.

خب ایشون همه دارایی‌شو بخشید دیگه بحث جانبازی بود به اینجا رسیدیم.

ما گفتیم آقا بهترین چیزی که معمولاً الان مرسومه و همه دوسش دارن و سر و کله براش می‌شکنن طلاست.

بیایید باقیات الصالحات طلایی از خودتون باقی بگذارید، طلا ببخشید.

یه طرحی رو گذاشتیم هرکس می‌تونه یه قطعه، می‌تونه بیشتر از قطعه، یه، یه سکه، یه انگشتر یه چیزی ببخشه.

ما اینا رو جمع کنیم باهاش یه مرکزی، یه حسینیه‌ای، یه مسجد، یه جایگاهی نشد اگه تا اون وقت تا اونقدر جمع شه که انشاالله حضرت خدیجه سلام الله علیها برکت میده جمع بشه باهاش وسایل و تجهیزات بالاخره در نهایت تهیه کنیم بشه باقیات الصالحاتی برای دو کار.

یک نشر حقایق.

اونم حقایق ناب.

این چیزایی که گفته نشده، کمتر گفته شده.

دو تربیت نفوس.

خب یه سری حتی مردن اما دادن، سکه دادن با اینکه مردن معمولاً طلا دست خانوماست اما الان عجیبه که آقایون هم دادن.

[نفس عمیق] خب انشاالله برای همتون مبارک باشه.

این رو می‌خواستم بگم که دیگه فردا از روش می‌خونیم و انشاالله نکته بیست و یک هزار و یک نکته علامه پیرامون همین اطوار روحه.

خیلی شیرینه انشاالله با هم درباره‌ش صحبت کنیم.

والحمد لله رب العالمین.

صلوات بفرستید.

اللهم صل علی محمد