اللهم صل علی محمد و آل محمد.
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
السلام علیکم و رحمة الله.
اجازه بدید که امروز رو انشاالله بپردازیم به بحث سر مکنونمون که همون مباحث مربوط به روح بخاری بود و تأثیر اطعمه و [مکث]اشربه سلام علیکوم در [مکث] سلوک انسان.
در مطلق مسائل دنیا و آخرتمون.
[صدای محیط] فکر میکنم امروز جلسه سوم باشه که تقریرات فلسفی حضرت امام رو داریم با دقت مطالعه میکنیم پیرامون تأثیر غذاها.
[صدای محیط] چرا ما انقدر مصر هستیم بر شناخت غذاها و تاثیراتشون؟
چنانچه خاطر شریفتون باشه عرض کردیم که از آنچه که ما میخوریم [نفس عمیق]، از آنچه که ما میخوریم و هضمی که در کبد صورت میگیره، چهار تا خلط ایجاد میشه و از نحوه اختلاط اون اخلاط اربعه گفتیم که چنانچه خاطر شریفتون باشه یه کفی، کفی از اون هضم شده غذا در کبد درست میشد و اون میرفت به دهلیز راست قلب.
بر اثر حرارت شدید بخار میشد برمیگشت به دهلیز چپ قلب و مغز و کبد و از اونجا به تمام بافتها از طریق مثلا کبد منتقل میشد به بافتهایی که تحت نظارت کبدن.
از طریق عرض شود مغز منتقل میشد به بافتهایی که تحت نظارت اونن یا به عبارتی تحت ریاست اونن و از طریق قلب هم همچنین.
حالا قلب به شریانها، رگهای بزرگ و کوچک و مویرگ و همه به تمام بافتها.
از طریق مغز به نخاع و عرض شود تمام سلولهای عصبی که پخشن در بدن و البته هر کجا که سلول عصبی-- یه اصل خوب به درتون میخوره.
هر کجا که سلول عصبی بیشتری وجود داره، یعنی تأثیر گرفتن اون قسمت مثل نوک انگشت اشاره بیشتر از جاهای دیگهس، روح به اون بیشتر تعلق گرفته.
توجه کردید چی شد؟
روح به هر کجا از بدن که تأثیرش از محیط بیشتره یا به عبارتی میشه گفت حس بیشتری داره، روح به اون بیشتر تعلق گرفته.
چرا روح بیشتر تعلق گرفته؟
الان شما باید بگید.
به جهت اینکه روح بخاری اونجا بیشتر تجمع کرده چون نفس از طریق روح بخاری متوجه بدن میشد و بدن رو مدیریت میکرد.
سلام علیکم.
همه کلاً مطلقاً این شکلیه.
هر کجا که حس بیشتری هست، روح بیشتر تعلق گرفته.
روح بیشتر به کجا تعلق میگیره؟
به جایی که روح بخاریش-- حالا روح بخاری باز حکم چهارم.
روح بخاری بیشتر به کجا تعلق میگیره؟
به جایی که به اعتدال نزدیکتره، معتدلتره.
اینا همه بحثهایی که گذشته دیگه باید فول باشید.
حالا اون دو مرتبه از طریق عرض شود خدمتتون کبد هم که میره به کجا؟
به روده ها و معده و اینا.
پس کل بافتها رو، کل بافتهای بدن رو تحت سرپرستی خودش قرار میده.
چی؟
روح بخاری.
خب حالا روح بخاری از کجا تشکیل میشد؟
برعکسشو بیا.
از همون غذاهایی که خوردیم دیگه.
اینو من خواستم یه دور، یه یکی دو دقیقه recovery چی میگن؟
به روزتون کنم که متوجه باشیم که ما از کجا اومدیم به کجا.
بعد نگیم والا این چیه داره حاج آقا میخونه؟
چون آقا مصطفی خوب خوبن، خیلی خوبه ببخشید تشریف آوردن نبودن.
بله.
ادامه تقریرات فلسفی امام علیه الرحمه رو بخونیم.
ذیل، ذیل موضوع نفس در اسفار ملاصدرا.
ایشون ادامه میدن که آن کسی که از اول در اسلاب شامخه پدران و ارحام متهره مادران قرار گرفته و مثلاً همه آباءش پیغمبر بوده و از آدم، آدم ابوالبشر به ترتیب سلسله از صلبی به صلبی منتقل شده و همه پدرانش انبیا، انبیا و مرسلین و یا اوصیا انبیا بودهاند که با کمال دقت در انتخاب مواد اغزیه متغذی شدهاند و همه اخلاق و روحیاتشان با میزان و دستور الهی بوده و اول-اولادشان را با علوم و آداب اسلامی تربیت نموده و در تربیت آنها کوشیدهاند.
دقت کردید همون وسط بحث چی رو امام زد؟
با اون موشک نقطه زنش قربونش بریم.
فرمود که اینها به جهت اینکه از صلب و رحم انبیا هستند خب اینها یک اطلاعات و آگاهی بیشتر.
اصلاً نبی چی بود یادتونه؟
"أَمْ يَتَسَاءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ".
آیا از تو سؤال میکنند در خصوص "نَبَأَ"، خبر.
"عَظِيمِ"، خبر بزرگ عالم؛ ولایت بود.
امیرالمؤمنین بود.
"سأل سائل بعذاب واقع" دیگه.
عرض سوال کرد با آقا اگه قراره "العزة لله" ایشون امیر ما باشه، اشاره کرد به مولای ما.
اون ملعون خویز گفت اگه قراره ایشون امیر ما باشه، ایشون وصی شما باشه، "سأل سائل بعذاب واقع".
همین الان یه عذابی از آسمون بیاد، یه سنگی به سر ما بخوره متلاشی کنه ما رو.
و همین اتفاق افتاد.
سنگی آمد به سرش کوبید و بیچارهش کرد و این شده آیه قرآن.
یه تأویلش اینه دیگه.
پس "نَبَأَ"، خبر.
اینجا که حضرت امام [صدای Clearer] میفرماید انبیا داره میگه اینا باخبرانن دیگه.
صرفاً جنبههای معنویش رو اگر بگیریم میره تو حلقههای عرفانی.
بله، آدمای خوب و نمازخون و پاک و خ-- خب عزیز دلم "لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ".
هرچی طهارت بیشتر، ظرفیت پذیرش معارف و علوم حق بیشتر.
چون العلم نور.
چون تو که پاکی به سمت نور در حرکتی.
علمم که نوره.
"العلم نور یقذفه الله في قلب من یشاء" یا "في قلب من اراد اي هدیه" هم داریم.
هرکس خدا اراده هدایتش کرده نور علم رو میندازه تو دلش.
پس اینم که نوره، علمم که نوره.
اینام که انبیااند با طهارت در ارحام مطهره و اش-اسباب شامخه.
پس وصل به نورند، عین نورند بلکه نور on-- الا نورند.
حالا بریم جلوتر میرسیم خیلی شیرین.
پس اینها قطعاً باخبرترینها در عالمن.
هرچه انسان پاکتر و به منبع فیض نزدیکتر اخذ فیضش بیشتر.
اینا باخبرن.
نبی اسم فاعلش میشد چی؟
نابع یعنی باخبر.
نبی یعنی به شدت باخبر.
چون، حالا چون باخبر هستند این نقطهای که حضرت امام گفتن مثل موشکی نقطه زن زده خیلی جالبه.
میفرمود با کمال دقت.
کسی اصلاً به این، به این جنبه از زندگی انبیا تا حالا دقت کرده بود؟
اصلاً برای ما گفتن این حرفا رو؟
یا فقط از انبیا برای ما معجزات فعلیه و مثلاً عصا بزنن اونم به حق.
بر منکرش لعنت.
یا مثلاً مناجات در کوه تورشون یا نماز شب و سجدههای طولانی و این چیزاشون.
کی تا حالا اومده این حقایق و این اسرار و این ذرائف سبک زندگی اسلامی رو به ما بگه؟
ببینید تو دل بحث مسائل فلسفی امام چی فرموده.
میفرماید چه انبیا، چه مرسلین که حالا درجه بالاتر از انبیا می-میشن مرسلین که رسالت دارن.
چه اوسیای انبیا جانشیناشون.
اینا چیان؟
با کمال دقت اولین چیزی که امام میاره اینه.
با کمااال دقت، مخصوصاً با این تأکید میخونما.
لحنم رو اینطوری قرار میدم.
با کمال دقت در انتخاب مواد اغزیه مقت-متغذی شدهاند.
عجب!
مواد اغزیه؟
یعنی با کمال دقت در خوردنیها؟
بله.
بعد ادامه میدن امام که و همه اخلاق و روحیاتشان با میزان و دستور الهی بوده، بوده است.
تأثیرشون در اولاد و اولادشان را با علوم آداب انسانی تربیت میدادند.
این تأثیر مستقیم غذا، طعام و در خودت، در اولادت.
اصلاً نمیشه عزیز دلم.
برداشتنی نیست.
پیغمبر باشه اما بلد نباشه چی بخوره، چی نخوره.
این یه علمه.
که الان یه سری دکون بازار راه انداختن برای ما.
بماند.
ادامهش.
پس دیدید اهمیتش رو متوجه شدید دیگه؟
بیشتر من این گوشههاییه که داره تأکید میکنه برای قصه.
اگر به این نحو، اگر به این نحو یک نطفه لطیفه، کلماتو دقت کنید.
یک نطفه لطیفه.
گفتیم بعضی از جلسه پیش اگه اونایی که حاضر جواب باشن درس و بحث خوب گرفته باشن الان باید بگن دیگه.
لطیفه برمیگشت به چی؟
غذاهای لطیف.
درسته؟
[خنده] بله که اجملن، زیباروترند.
بله البته صورتشون.
و امّا بلعکسش.
غذاهای کثیف.
کثیف نه به معنای میکروبیا.
ذومخت.
لطافت ندارن.
یا به عبارتی از جهات معنوی چی بود؟
ولایت رو دیر پذیرفتن یا کم گرفتن.
خود انبیا هم اینطورینا.
مگه نمیفرماید "تِلْكَ الرُّسُلُ فَوَّضْنَا بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ" آیه قرآن.
انبیا بر هم برتری دارن.
آقا بر اساس چی برتری دارن؟
هر کدوم لپشون بیشتر گل انداخته؟
خوشگلتره؟
پولدارتره؟
دوست داشتنیتر.
اینطوری مثلاً مسائل اجتماعیه؟
اعتباریاته؟
نه خیر عزیز دلم.
بر اساس میزان اخذشون از ولایت امیرالمؤمنین.
الان تو همین جلسهای که ما نشستیم، عزیزانی که شرف حضور دارن در محضر حضرت امام علیه الرحمه داریم ازشون درس میگیریم.
کدوم یکی از ما درجهمون بالاتره؟
هرکس ولایت رو بیشتر گرفته، اخذ کرده.
التزام عملیه و نظریه داره در خصوص ولایت.
دیگه بالا شهر، بالا شهر و پایین شهر و مرکز شهر و نمیدونم مدیر و زیردست و رعیت و این حرفا دیگه تعطیله اینجا.
توجه کردید سر سفره معارف این حرفا نیست.
اون دنیام این شکلیه پس اینجا اینا نکاتهها.
یعنی همین، همین، همین چند تا خطی که ما امروز خوندیم رو باور کنید اگر بخواهیم اون نکتههای مهم رو درش در بیاریم، یه کتابه.
یعنی انقدر حرف توش خوابیده.
اینا خوبان ما اینطورین.
حرف نمیزنن، قلم نمیزنن.
اما وقتی میزنن دیگه ماشاالله از قبلش و از برکتش کتابها نوشته میشه و شاگردان تربیت میشه.
پس اون غذای لطیفتره که آمادگی بیشتری برای قبول فیض الهی داره.
به یک معنا در عالم تکوین خودش وقتی متکون شده ولایت رو بیشتر پذیرفته.
همونطور که در انبیا عرض کردیم اینطوریه.
انبیا چرا پنج تا اولی الامر شدن؟
اونا کلا ولایت رو برداشتن.
تازه باز همهی اون چهار تا ولایت پیغمبر رو پذیرفتن که به اون درجه رسیدن.
حالا بریم جلوتر.
پس میفرمود که اگر به-- حالا بخوایم اینطوری بریم جلو تو یه خطش باید بیست دقیقه حرف بزنیم.
اجازه بدید رد شیم.
اگر به این نحو یک نطفه لطیفه یعنی غذاهای [مکث] احسنت غذاهایی که قبول فیضشون بالاست خورده.
[سرفه] حالا دوست داشتید یه بار دربارهش صحبت میکنیم مثلا.
آقا مثلا آب میوه مثلا انار، مثلا ز-- زیتون، خرما، خرما، خرما رو باید اول میگفتم.
حالا خود نان گ-- خود ااا دانهی گندم.
حالا اجازه بدید بعدا صحبت کنیم.
فعلا اینا رو الان نگیم.
میگم آب میوه شد.
پس اگر به این نحو یک نطفه لطیفه در اسلاف شامخه قرار گرفته باشد و از طرف امهات هم در ارخام پاک پرورش یافته باشد و به دنیا هم که آمد، اکتفا نه به رحم پاک و صلب پاک.
به دنیا هم که آمد شیرش از پستان یک زن عاقله.
به حضرت زینب میگید چی؟
عقیله عقیله.
عقیله یعنی به شدت عاقله.
شدت توشه.
باز شد مبالغه است.
صیغه مبالغه.
به شدت عاقله.
حالا [سرفه] میفرمود که از یک زنی که عاقل است شیر خورده باشه که از اغذیه لطیفه تولید شده باشد.
باز داره تاکید میکنه.
چرا؟
چی تولید شده باشه؟
اون شیره.
اون شیری که مادر خورده از اغذیه لطیفه.
یعنی خیلی مهمه مادر چی بخوره بچهها، عزیزان.
ببخشید میگم بچهها ما دیگه سر کلاس که [نفس عمیق] عادت کردیم دانشگاه هم که درس میدادیم به دانشجوهای سیبیل کلفت هم میگفتیم بچهها.
حالا من راحتم، شما راحت باشید.
[خنده] بله.
پس ادامهش.
میفرمود که چی؟
این شیر رو هم تولید شده از اغذیه لطیفه تولید باشه و نوبت تربیتش که رسید باز.
حالا شیرو خورد بچه.
آره داره رشد میکنه نوبت، نوبت تربیتش که رسید با تربیت روحانی تربیت یابد.
باز تربیت روحانی باز چیه؟
منوط به اغذیه است آقا جان.
منوط به اغذیه است.
ما بچههامونو به تفاله خوری معذرت میخوام به کثیف خوری، به غیر لطیف خوری، به هرچ، هرچه خوری، هرجا خوری.
چی بگیم چی؟
لجن خواری که اردک مظهرشه جز اون.
اینو عادت کردیم.
عاد-- عادت دادیم بچههامون.
باور کنید امام عصر که بیاد اینطور که ما داریم متوجه میشیم از اولیات برنامهی دولت حضرت همین درست کردن سبک زندگی در حوزهی غذاست.
چی بخوری، چی نخوری.
[نفس عمیق] اون پنج-- اون چهار تا پرندهای که از ابراهیم گرفتن معمول شدن قرآن میفرماید اینا رو ذبح کرد بعد با هم قاطیشون کرد رو ده تا کوه گذاشت.
بعد اینا رو خون-- همه فلسفه داره، همه فلسفه داره.
حالا حوصلهش رو دارید یه کوچولو بگم براتون؟
یه ذره از، از درس خارج میشیم.
چهل دقیقهش رو داریم.
شونزه.
الان چهار دقیقه وقت داریم آقا شمس.
چجوری چهل دقیقهش کنیم؟
نه انشاالله روزای بعد که ما نگرفتیم.
نشد برزخ با همین آقای شمس.
[خنده] آقای دکتر برزخ روایت داریم اهل ایمان متکئين علیها متقابلین.
دور هم میشینن اگر توشون عالمی بود تدریس میکنه.
نبود ملائکه میان.
خب ببینید اون چهار تا پرنده رو هیچوقت فکر کردید چه پرندههایی بودند؟
حالا اختلاف روایت هست.
اون چیزی که من از علامه شنیدم به شما میگم.
ها؟
و الا اختلاف روایت است.
یکی خروسه، طاووسه و- کبوتره.
نه، نه.
اجازه بدید من حافظهم یاری بده.
بعد اردک کرکسه.
اینا اوناییه که ما از علامه شنیدیم.
بعد چرا این چهار تا؟
خروس مظهر شهوت.
میخواد شهوتتو بزنه.
من داشتم یه زمانی پرورش میدادم.
یعنی صد تا مرغ با یه خروس باشه.
خب یه خروس دیگه بنداز، درید به قصد کش همدیگه رو میزنن.
مگر اینکه اینا از اول بچگیشون با هم بوده باشن کاری ندارن.
و الا جدید بندازی.
یعنی میگه بابا حالا تو صد تا زن داری بسه دیگه.
نه، نه اجازه نمیدن.
این مظهر شهوته.
اردک مظهر لجن خاریه.
علامه اینو فرمودن آقا توصیه میکردن که این کارو بکنین.
گفتن بگیرید مثلا امتحانی بچه اردک بگیرید بزرگ کنین ببینید هرچی آب تمیز میذاری.
اصلا من یه بار که توصیه علامه این که این برو تو باغ حیوون همین کارو کردم.
اردک، بچه اردک و اینا گرفتم دیدم دقیقا هم از همون بچگی عاشق آبن اما تا آبو لجن نکنن نمیخورن.
مظهر لجن خاری، کثیف خاری، حرام خاری، شبهه خاری.
اردک.
یعنی اگر کسی حرام خاری کنه شما بفرمایید تمثل چهرش در عالم مثال و در برزخ که رتبه مثالی عالمه چه شکلیه؟
شبیه اردکه.
دهنش پهن.
دیگه وقتی شروع میکنه صحبت کردن، اون صدای بَق بَق چیه؟
اردکو اصلا هیچکس نمیفهمه چی میگه.
هرچی میخواد تفهیم کنه کسی متوجه نمیشه.
پتو پهن پاها میخواد راه بره نمیتونه و بماند.
اون یکی کرکس چیه؟
مظهر خشونته، غزبه.
کرکس مظهر غزبه [آلارم ماشین] که خیلی عرض شود خدمتتون جزو وحشیترین پرندگان کرکس.
و اه تاوس.
تاوس مظهر چیه به نظر شما؟
ها؟
غرور.
آفرین.
عجب که ریشه غرور تو عجب است.
شما تا عجب نباشی از خودت خوشت نیاد، عجب با کسی خودتو قیاس نمیکنی.
در درون از خودت خوشت میاد.
به به من دیگه ترکوندم و آخرشم کی بهتر از من؟
توجه کردید؟
این میشه عجب.
این بعد وقتی قیاس با دیگران میشه، میشه تکبر و غرور و اینها.
خب این که این چهار تا رو فرمود این کارا باهاشون بکن علتش اینه که میگوید آقا این چیزهایی که این غرائزی که در وجود تو هستو مراقبت کن و یه ذبحش کن.
ذبح کن اینا رو.
خب؟
بعد اینا رو با هم بیامیز و یه مزاجی از اینا حاصل میشه.
ببر تیکه تیکه بذار بالا ده تا کوه.
چرا ده تا کوه؟
چرا ده تا کوه؟
ببین چه ظرایفی تو قرآن خاوبیده ما بیخبریم.
علامه فرمودن هاکیه یعنی محاکات میکنه از پنج حواس ظاهری ما به علاوه پنج حواس باطنی ما.
به منزله کوه اینا رو قرار داده.
بذار اونجاها.
میگه از این حواس ظاهری و باطنیت اینا رو استخراج کن بیار بیرون.
متعادلشون کن.
از افراط و تفریط بکشش بیرون.
خب اینا رو بیار ز-- بخوانشون اینا میان و زنده میشن.
چون فرموده بود [متن عربی] دیگه.
خدایا به من نشون بده چگونه مردگان را زنده میکنی.
حالا بحث ما چی بود که به اینجا کشیده شد؟
اینکه اه چه اردک.
کشتن [پچپچ].
آها اینکه چرا احیاشون میکنه؟
عرض کردم اولاً میخواست ببینه چگونه مردان-- مردگان رو احیا میکنی.
ثانیا این که نکته خوبی رو شما اشاره کردین.
راست میگن.
این که گفتن بازخوانی کن اینا برگردن یعنی اینکه تو کلاً ریشه شهوت وجودی تو نباید بکنی.
بخوان دوباره برگردن.
یعنی معتدل شده برگردن.
اح-- موضوع اینجاست.
یعنی اینها باید باشن.
حرص باید باشه.
اردک خیلی حریصه.
حریصه به دور و برش و خوردن اینجا و تو.
همش حرام بخوره، شبهه بخوره، کثیف بخوره.
ولی حرص چیز بدیه.
ذاتاً هیچ چیزی ذاتاً بد نیست.
حتی شیطان ذاتاً بد نبوده که.
شیطنت کرده.
اگر حرص نباشه ما چگونه به علم برسیم؟
علامه بشیم، عالم بشیم.
حرص به علم خوبه.
میخواد بگه که از افراط و تفریط دوری کنیم.
حالا بحث به اینجا کشیده شد.
با اینکه کشتشون بازم با اینکه زنده شده اینا نکرد که [پچپچ] بازم با یه چیز مثلا.
بله عرض کردم.
نفس اژدها.
بله.
[متن عربی] دیگه.
پس حرص.
بله.
ممکنه بازم با هر چیزی زنده بشه دوباره.
آها از اون نظر میگید بله اینم میشه تداعیش باشه که نفس اژدها که کی او خفته است؟
از غم بیعلتی افسرده است.
بله میتونه اینم باشه.
باید تأمل کرد دیگه.
باید تأمل کرد.
خب پس ما بحث اردک ما رو به اینجا کشید که لجن خاری.
اینکه اگر کسی لجن خوارگی کنه قطعاً اولین اتفاقی که براش میافته چیه؟
با توجه به سیر بحث.
اخذ فیضش قطع میشه.
لجن خوارگی میتونه خوردن ظاهری اغذیه باشه که بدن تغذیه میکنه.
میتونه خوردن باطنی اغذیه باشه که گوش دهان روحه.
یعنی هرچی بشنوه، هر حرفی رو بشنوه، هر موسیقی، هر حرفی.
این باعث میشه که رسوبات کنه در روحش و [مکث]دیگه روحش از اخذ فیض جا بمونه.
بدنش از اخذ فیض جا بمونه.
بعد میبینی نطفهش آلوده میشه.
امّا از روزی که نطفه آلوده بشه دیگه تاثیر میکنه در فرزندی.
یه حدیث تقدیم کنم سه دقیقه بیشتر حرف زدیم.
این حدیث خیلی نگرانکننده است.
فرمودن که تاثیر نطف-- تاثیر غذای حرام و شبهناک تا هفت نسل انسان میره.
تا هفت نسل انسان رو تاثیر سوء میگذاره.
یه لقمه ناپاک، یه لقمه شبهناک.
[متن عربی] خدا هممون رو ازش حفظ کنه.
[متن عربی] صلوات فرستاد.
الله الله الله