د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۰
دارای متن همگام
آغاز جلسه
سرّ مکنون ۲۰
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۵:۴۴
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۲۵ سرفصل
بسم الله الرحمن الرحیم، و به او استعانت میجوییم.
۰:۱۳
## ربط مستقیم مزاج با خلق و خو
۲:۱۸
## سورهٔ خانواده و تلاوت دوشنبه و پنجشنبه
۲:۴۱
آیهٔ پنجش میفرماید — خیلی شیرین است این آیه:
۳:۱۸
بعد ادامه میفرماید در آیهٔ شش:
۳:۳۹
## خمسهٔ طیبه و ساقی کوثر
۴:۵۲
## بازگشت به مزاج سودا: سرد و خشک
۵:۲۳
## مو در سوداویها
۵:۴۴
## علائم غلبهٔ سودا
۷:۴۷
## غذاهای مفید برای تنظیم خلط سودا
۱۰:۰۶
## غذاهای مضر
۱۱:۴۸
## اسباب غلبهٔ سودا و پرهیزها
۱۲:۳۴
## خواب، غم، هوا، ورزش و یبوست
۱۳:۴۶
طولانی بودن خواب در روز چه کار میکند؟ سودا را میبرد بالا.
۱۵:۰۸
مصرف زیاد ترشیجات یا شوری.
۱۵:۲۹
## درمان غلبهٔ سودا: روغنمالی و سبک زندگی
۱۶:۰۲
## شیرینی طبیعی، ملین و غذای گرم و تر
۱۷:۱۳
بعد مصرف مواد ملینِ طبع که برطرفکنندهٔ یبوستاند.
۱۷:۴۰
## نمک طبیعی نه یددار
۱۸:۰۰
## افق جلسهٔ بعد و هدف بحث اخلاط
۱۹:۵۶
## میراث بزرگان و چوب حوادث زمان
۲۱:۰۴
## کشف رفیق علامه: شیخالرئیس در آنسو
۲۱:۳۸
## حقیقت مافوق است نه غیر
۲۳:۱۱
## مرگ سفر از ظاهر به باطن است
۲۳:۳۵
## عوالم تو در تو و پردهٔ گناه
۲۴:۳۲
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام الیک یا داعی الله و ربانی آياته.
سلام علیکم و رحمة الله.
در کتاب تهذیب الأخلاق
ابن مسکوی صفحه پنجاه و یک
اگر چنانچه ملاحظه فرموده باشید، میاد خلق رو به دو قسم تقسیم میکنه.
اول میفرماید که قسمی از اون به سبب مزاج ذاتی انسان طبیعی است.
ربطش میده به مزاج ذاتی،
خلق انسان رو. مثالی که میزنه جالبه.
میفرماید مانند انسانی که کوچکترین چیزی او رو عصبانی میکنه
یا با کوچکترین
علتی برانگیخته میشه.
میگه اینا ذاتیه،
اکتسابی نیست و
ربطه به مزاج طرف داره.
ما تو بحث مزاجیم دیگه. میخوایم بگیم که رابطه مزاج مستقیم با خلق و خو.
حالا این میتونه مزاج، ااا ذاتی باشه مثل مثالی که ابن مسکوی اینجا زده یا میتونه اکتسابی باشه.
قسم دومش که همین اکتسابیهاست، ایشون میفرماید که
به سبب عادت و تمرین میباشد.
یعنی از اون تمرین و عادتها نشأت میگیره.
یعنی ذاتی نیست، یعنی اکتسابیه.
پس اخلاق بخشیش برمیگرده به مزاج ذاتی انسان.
بعضیش برمیگرده به اکتساب،
محیط، تربی-- تعلیم و تربیت و امثالها.
اتفاقاً توی قرآن هم کجا دیدید تا حالا تو قرآن بحث مزاج رو؟
یادتون هست؟ خاطر شریفتون هست؟
مزاجها کافورا. آفرین، آفرین.
آیه پنج سوره انسان.
این س-- این سوره معروفه به سوره خانواده.
بهش میگن سوره دهر، سوره انسان، سوره هل أتا.
هل أتا حين من الدهر لم يكن شيء مذكورا.
که هل أ-هل أتا على الإنسان حين من الدهر لم يكن شيء مذكورا.
این خان-- در خصوص خانواده حضرت صدیقه شهیده است این سوره.
در قرآن، ااا سوره های زیادی هست که در خصوص خانوادههای انبیا صحبت کرده.
خانواده حضرت ابراهیم، حضرت زکریا، حضرت مریم، حضرت موسی اینها.
این سوره در خصوص خانواده پیامبرند
و اتفاقاً روایت هم داریم که کسی که
پنج شنبهها این سوره رو تو خونهش بخونه،
آرامش تو خونهش حاکم میشه.
این روایت رو من دیدم. و یه جای دیگه توی روایت دیگه از امام صادق صلی الله علیه دیدم که دوشنبهها و
پنج شنبهها دستور هست که این سوره خونده بشه در منزل.
اما پنج شنبهها رو فرمودن آرامش منزله.
اصلاً معروفه به خونه خانواده،
سوره خانواده. آیه پنجش میفرماید إن الأبرار خیلی شیرینه آیه.
إن الأبرار يشربون من كأس،
كأس جام. اینا
میآشامند از جامی که كان مزاجها كافورا با یه عطر خوشی آمیختست.
مزاجها كافورا.
مزاج یعنی آمیختگی.
ممزوج شده با یه عطر خوشی.
بعد ادامه میفرماید که آیه ششش که عينی، یه چشمهایه که،
چشمههایین که يشرب بها عباد الله
يفجرونها تفجيرا.
که ب-- هر طور که بخوان اینو جاری میکنند،
این چشمهها رو.
که بعد امیرالمؤمنین علی علیه الصلاة والسلام حضرت وسی
فرمودند که آیا سراغ دارید
که جایی از قرآن،
من-- از عباد،
از خدای منان، از أبرار
مثل اینجا إن الأبرار،
از أبرار سخن بگو--
بگه و منظورش ما نباشیم؟
و یه روایت دیدم که فرمودن که مطلقاً هر کجا بحث
امام حسن فرمودن، خیلی شیرین.
در کتاب تفسیر روایت اهل بیت دیدم که امام مجتبی صلی الله علیه فرمود هر کجا تو قرآن
دیدید حرف از أبراره،
اون أبرار کسی نیست جز مادرم فاطمه و پدرم علی و برادرم حسین و من.
این خانواده.
علیهم السلام. خمسہ طیبه به هر حال.
اینها اونچه که میخورن
و حالا چون او-- اونها تک خور نیستن که.
ساقی کوثر هم مولاست و و میخورانند یا میچشانند به دوستانشون مزاجش کافورا.
این کافور یه چیز خوشبو اصطلاحاً در عرب، عرب.
که حالا میره به اون چهار تا نهر بهشتی که دیگه بحثهای تفسیری پیش میاد کاری به اون نداریم.
تا همین مقدار گفتم که تبرکاً از روایت و آیات هم بهره برده باشیم.
ما توی آخرین مزاج بودیم.
مزاج چی بود؟ سوداوی
که معادل خاک بود در طبیعت، طبعش هم
سرد و
خشک بود. خب با توجه به اینکه سرد و خشکه گفتیم که پس
غذاهایی خوبه برای طبع
سرد و خشک که گرم و تر باشه.
یا اگر کسی دچار غلبه
سودا بشه، یعنی سودای
وجودش از اعتدال خارج بشه و غالب بشه،
احسن. این دست غذاها رو باید بخوره
حالا علائمش رو ما دوست دارید بخونین چند تا
از کتاب طب المزاج اینجا من دارم.
که حالا چند تاشو من میگم.
زیاده. علائم بعضیاشون اگر دقت کنید مشترکن.
من قبلاً هم گفتم بعضی از این نشانهها مشترکن.
بعضیاشون نه مختص اینه.
قبل از اینکه بخونم خدمتتون بگم،
اون چیزی که خیلی مختص این
مزاج سوداویها بیشتر
اه افسردگیه.
بیشتر بدبینیه.
بیشتر گوشهگیریه.
انزواس. افکار منفیه.
این چیزا خیلی برای سوداویها هست
که دیروز که یا پریروز بود ما در خصوص
مزاج سودا صحبت کردیم.
یه نکته رو پیرامون مو گفتیم منتها تمیزش ندادیم.
اونم اینکه درسته ما گفتیم اونایی که چون
سودا یک عاملیه در بدن باعث
خود به وجود آمدن مو و استحکام استخونها و ناخنها و اینا صحیح یادتون باشه گفتیم.
پس قاعدتا کسی که مزاجش سوداست یا سودا تو وجودش معتدله
باید پرپشت باشه موهاش. اما در خصوص سرشون اینطوری نیست.
گفتن سر اینها معمولاً کم پشت موها ولی بدنشون
برعکسه. بدنشون موهای به جز سرشون
اه پرپشته و
بلنده و اینا. بله.
نشانههایی که وجود داره.
یکی از نشانههای خیلی مهمشون لاغریه.
بیش از حد لاغر میشن، خشکی پوست دارن، شب کوری دارن معمولاً.
بعد آب مروارید میارن.
کاتاراکت اسم علمیشه.
آب سیاه میارن گلوکوم اسم
علمیشه. وز وز گوش پیدا میکنن.
خواب آشفته میبینن. پرخواب میشن.
ولی وقتی هم که میخوابن خواب آشفته میبینن.
کسالت و کندی دارن.
یعنی هرچند میخوابن اینا باز خستگیشون برطرف نمیشه.
کاری رو میخوان انجام بدن خیلی با کندی انجام میدن، سرعتشون کمه.
خودخوری زیاد دارن. دیر فهمی زیاد دارن.
یه سؤالو ده بار باید بهش توضیح بدی تا بفهمه.
منفی گران معمولاً ناامیدن.
بیسش چی بود؟ تو همون پژمردهای که گفتیم افسردگی.
ناامیدی دارن. بینشاطی و پژمردهگی.
این البته علائم چیه؟
غلبه خلط سوداسهها.
وقتی معتدلن همه اینها که خیلی خوبن.
وقتی هر کدوم از این مزاجها ما گفتیم معتدلن
علائم خوبی از خودشون بروز میدن.
وقتی غلبه پیدا کرد این مشکلات ایجاد میشه.
بینشاطی و پژمردهگی، خستگی و کوفتگی، فراموشی، افسردگی، اندوهگینی،
خلوت طلبی، ترس،
گمان بد، ناامیدی،
دیدن کابوس در خواب،
بیطراوتی رنگ پوست، تیرگی پوست،
خارش شدید بدن،
زردی سفیده چشم،
گرسنگی... سلام علیکم.
بفرمایید.
خار پاشنه میگیرن. بعد
سوزش معده پیدا میکنن.
یبوست میگیرن. گلوشون ترش میشه.
سیاهی مدفوع و تیرگی ادرار پیدا میکنن.
قولنج معده و روده دارن.
ناراضی-- ناراحتی معده پیدا میکنن.
تهوع بهشون دست میده معمولاً.
سوزش در دفع ادرار دارن.
بعد استعداد بواسیر یا هموروئید رو هم دارن.
حالا نشانههای دیگهای هم بود که من بیشتر هدفم اینه که این غذاهای مفید و مضر رو چند تا بگیم.
مثلاً غذاهایی که برای اینها خیلی خوبه.
برای تنظیم خلط، خلط سودا.
غذاهایی که برای تنظیم خلط سودا خوبه.
غذاهای با طبع گرم و تر گفتیم.
حالا مثلاً هویج بخارپز،
حلوا با شکر یا شیره،
بادوم تلخ
پوست کنده ایرانی، پسته، گوشت بزقاله، بره و گوسفند.
چون گفتیم اینا گرمن. خربزه،
برنج اگر خورد با شوید یا ریزه
زیره با زعفران.
یادتونه که گفتیم اینا گرمی میده به
برنج چون برنج طبعش سرده.
با ز... بله برنج خودش طبعش ز-سرده.
گفتیم که اینا- زیره میشه؟
بله زیره یا زعفران،
شوید اینا قاطیش کنین. انجیر،
سیب، گلابی، انار شیرین،
گوشت پرندههای کوچک مثل کبوتر و بله ارچین و
کبوتر و این چیزا. خب خروس هم همینطور.
خروس هم برعکس مرغه.
مرغ گوشتش
سرده. خروس گوشتش به گرمی میزنه.
نخودها، عسل،
شیرینی طبیعی.
حالا قدیمها اتفاقاً خروس میخوردن بیشتر.
الانه مرسوم شده مرغ خوردن.
دارچین، زعفرون، زیره،
گلپر، سوپ جوجه،
کباب گوشت گوسفند،
روغن زیتون، روغن بادوم، روغن ارده، کنجد،
خرما و امثالهم. اینا همه گرمیان دیگه.
بعد اونایی که غذاهایی که براشون مضره.
اگر خاطرتون باشه غذاهایی که برای
صفرا گفتیم مضره تقریباً شبیه اونن.
مثل ش-سرخ کردنیها، شیرینیها، غذای چرب، ادویه تند، ادویه تند، گوشت زیاد، زیاد گوشت خوردن،
غذای ساندویچی، مایعات همراه غذا خوردن،
غذای مونده، بیات، شب مونده
بله این، این بیات، اون بیاتو
چیز نیست. بیات ما
یعنی شبیه خون زدن به دشمن.
آره. آره.
نمک زیاد، نوشابه، ترشی و امثالهم.
حالا بگیم که چه چیزهایی باعث
غلبه سودا میشه و اونها رو باید ازشون پرهیز کرد.
توازنو به هم بزنه. آره. یکی
غذاهای کم کیفیت خوردنه.
مثل چی؟ اگه گفتی. غذاهایی که کم کیفیت...
جان؟ fast food
مثل سوسیس، کالباس، fast food اصلاً این چیزا که الانم قدم به قدم متأسفانه
زیاده. از اینا پرهیز کنین.
گوشت منجمد
خیلی بده براشون. اصلاً سریع--
خود شما هم همینطورها گوشت منجمد بخوری
سریع سودای بدنتون اینورها...
گوشت گاو مخصوصاً. مواد غذایی که نگهدارنده باهاشون داره.
اینا سودا رو میبره بالا.
تا میتونید اینا رو نخورید.
فریزر میذارن- اصلاً آره. اصلاً من قبلاً گفتم یه تحقیقی یکی از
متخصصین این امر انجام داده بود حتی بهترین غذاها یه شب فقط کافیه بمونه تو
یخچال به خصوص فریزر
درش-- ممنونم ازتون. سمهایی تولید میشه که
برا-- به شدت برای مزاج خطرناکه و برای معده و روده مخصوصاً مزاج-
گوشت تو فریزر میذارین.
همین دیگه. بله، بله خوب نیست دیگه.
اصلاً خوب نیست. مزاج انسان رو میریزه به هم.
سودا رو میبره بالا. بادمجان،
چایی سودا رو میبره بالا. یادتون باشه چایی کسایی که سوداشون غلبه داره نه-- یا نخورن یا اگه میخورن خیلی کم رنگ،
خیلی کم رنگ. اِممم
سیب ترشی. ممنونم.
متشکرم. سیبزمینی سرخ کرده،
کرم بروکلی، فلفل دلمهای
و دیگه عرض کنم که اینایی که سوداییان، غلبه سودا دارن یا مستعد این هستن باید سعی کنن تا میتونن شب بیدار نمونن.
اگر مجبور شدن یه شبی مثل شب قدر، مثل شب جمعه بالاخره مسائل عبادی و اینا داره
سعی کنن یه چرتکی بزنن و اگر هیچ چارهای نیست
طی روز مخصوصاً قبل غروب نخوابن،
بین طلوع عین و قبل غروب نخوابن و تا--
خوابشون در روز طولانی نباشه.
طولانی بودن خواب در روز
چیکار میکنه؟ سودا رو میبره بالا.
بعد فکر و اندیشه بد و غم و اندوه و هر مثلاً ه--
اِاِاِ امروزه زیاده
اخبار هول انگیز، غم انگیز اینا سودا رو ش-- سریع میبره بالا.
هوای ناسالم تهران به شدت هواش سودازاست اصلاً.
مصرف زیاد ترشیجات یا شوری.
بعد اونایی که بدنسازی و ورزشهای اینها سنگین کار میکنن حواسشون جمع باشه.
هرچی ورزش شدیدتره سودا رو بیشتر تولید میکنه تو بدن.
ورزش-- مخصوصاً ورزشهایی که طاقت فرسائه.
بعد یبوست مزاج
یا عدم تخلیه کامل مواد دفعی هم
اینا مثل عرق و خون و
خون قاعدگی و اینجور چیزا اگه درست دفع نشه اینها منجر به سودا میشن و
یبوست. اما دل-- یه
چند تا نکته هم پیرامون درمان غلبه سودا بگیم.
حالا بخشیش به
خوردنیجات برمیگرده، بخشیش به رفتار و سبک زندگی.
عرض شود خدمتتون که مثلاً اِاِاِ وقتی که حموم میره،
اِاِاِ از حموم که اومد بیرون بدنش رو روغن مالی کنه.
مخصوصاً روغنهای بادوم شیرین و زیتون بدون
بو. و
البته روغنها
خوبن همشون برای چنین کسایی.
ولی زیتون بدون بو
و بادوم شیرین خیلی خوبه براشون.
پس حموم به این شکل برن.
ورزشها، وقتی ورزش میخوان بکنن
تحرک ورزشیشون رو سعی کنن تا اونجایی که میشه در هوای سالم انجام بدن.
پارکی، جایی که درخت و درخت و اینها وجود داره.
و ورزش و تحرکشون به اندازه کافی باشه، نه زیاد باشه نه کم باشه.
کم تحرکی هم باز سودا رو میبره بالا،
بیشتر از اون هم میبره بالا.
مصرف شیرینیهای طبیعی از جمله عسل اینا چیکار میکنه؟
غلبه سودا رو برطرف میکنه ها.
داریم اینطوری میگیم. مثل عسل.
بله. احسن شد. شکر سرخ،
شی-- شیره انگور،
شیره توت، بعد مصرف
مواد ملین طبع
که برطرف کننده یبوستن.
مصرف غذاهای با طبع، با طبع گرم و تر که گفتیم مخصوصاً آشهای سبک و زود هضم.
مصرف گوشت و روغن و اینا هم که گفتیم.
نمک و میوههای طبیعی و سالم.
حتماً، حتماً باید
سوداویها تو خونهشون نمک طبیعی استفاده کنن.
نه نمک- یوددار
و اینا. نه اونا سمه.
اون نمکهایی که تو بقالی و اینا دارن میفروشن، اینا رو مطلقا تو زندگیتون نبرید.
اینا سمه. از
بیش از، بیش از سی مورد از مواد معدنی بسیار مفید
بدن از اونا حذف شده.
که به درد بدن میخوره.
اصلاً اونا چیز خوبی نیست. اصلاً سمه.
اونا رو حذف کنید از زندگیتون.
نمک دریا بگیرید که اینها هم مثلا دکتر-
فقط دکترام میگن فقط از
نمک یددار استفاده کنید.
خب دیگه اونا- چند روز پیش هم واسه همون رادیو یه-
اونا کو-کجاییان فکر میکنی؟
سازمان بهداشت جهانی و پزشکی مدرن امروز رو که
پا گذاشته رو. یعنی دنبال منافع خودشونن دیگه.
پا رو منافع مردم گذاشته و-
اصلا- همشونم صهیونیستی و یهودی و افکارشون همش-- اصلا شما یه
پژوهشی انجام بدید. فرامون
خوراک در اسرائیل. حتی داروهایی که تو اسرائیل داره استفاده میشه.
سبک زندگی و خوراکیاش.
مطلقا فستفود اونجا نیست.
میدونستی؟ همه رو برای ماها درست کردن.
برای ما مسلمونا. اصلا یه سری چیزا، یه سری چیزایی که ماها داریم استفاده میکنیم و میخوریم
مطلقا تو اسرائیل نیست.
حالا دوست داشتید یه مقالهای هست یه عزیزی
انجام داده خیلی جامع و کامل اینا رو همه رو گفته.
یک، یک اسم برده. چه چیزایی به شدت ما بهش اصلا معتاد شدیم مثل چای.
مثلا اونور نیست. چایی البته اینطوری نیست که کلا از سبد غذایی حذف کنیم.
باید باشه اما کمرنگش یا همراه با چیزای دیگه مثل مثلا آبلیمو،
مثل گلاب اینا باهاش
قاطی بشه. خب این بحثای
مزاج رو تقریبا ما یه کلیتی گفتیم.
جلسه بعدم از هر چهار تا انواع این اخلاط اربعه و مزاجها
یه کلیت دیگهای هر چهار تاشو توی جلسه انشاالله میگیم و دیگه رد میشیم.
چون ااا عرض کردم اینا منابع زیادی در این زمینهها وجود داره.
الحمدالله اخیرا هم خیلی ااا موسسات طب اسلامی اینا خیلی فعال شدن.
مقالات خیلی خوبی دانشمندامون دادن.
اینطوری نیست که در دسترس نباشه.
ما بیشتر هدفمون ربط
اخلاط اربعه به کم و کیف
عرض شود روح بخاری و تاثیر
اعتدال یا عدم اعتدال روز-- روح بخاری در
حالات انسان بود که به اینجا کشیده شدیم.
میخواستم ظرائفش رو یه مقداری بدونیم.
سبک زندگی ما چقدر مشحون از همین اطلاعات و آگاهیهاییه که متاسفانه ما دست و بالمون از اونها
خالیه و بزرگان ما اینا رو گفتن تو کتابهاشون و رفتن و الان کتاباشون
داره خاک میخوره.
که خدا رحمت کنه حضرت
علامه حسن زاده علیه رحمة بارها فرمودن که اساتید ما مشایخ
ما فرمودن که امثال ملاصدراها، شیخ الرئیسها چوب خوردن.
چوب حوادث زمانو.
فحش شنیدن، تبعید شدن.
ها، از سمت آدمای کوته فکر زمانشون.
چقدر زجر کشیدند، چه اذیت شدند
و اینها. ولی گفتن که آقا حق اینه که ما برای شما باقی گذاشتیم و رفتیم.
ما اینو برای شما گفتیم و رفتیم که
از در جلسات
ااا عرض شود فکر میکنم پنجاه و یک
یا پنجاه و دو شرح اسفار بود از خود علامه شنیدم که حضرت علامه حسن زاده علیه رحمة فرمودن که اسم آوردن.
فرمودن یه دوستی ما داشتیم خیلی
اهل کرامات و اینها.
ایشون یه روز شکاری کرده بود.
خب اونها هم دوستاشون اینطوری بودن.
مثل ما نبودن به هم که میرسن
معذرت میخوام لقوجات بگن، اراجیف بگن.
نه. شکارهاشون رو برای هم بیان میکردن.
شکارهای معنوی، علمی، کشف و کرامات.
خلاصه میگفت به من رسید که یه کشفی حاصل شد و چی شده؟
شیخ الرئیس رو دیده بود ایشون.
شیخ الرئیس رو دیده بود و خلاصه تو یه حالات خاصی.
بعد شیخ الرئیس اونجا هم مشغول کتابت بود.
میگفت وا اینجا علامه فرمود اینجا به هرچی عادت کنی
اونورم مشغول همونی. خلاصه علامه خیلی جالب میفرمود وقتی تعریف میکرد میفرمود شیخ الرئیس اونور مشغول کتابت بود.
این آقا در کشفی دیده بودش.
بعد فرموده بود که آقا شیخ الرئیس به این رفیق علامه فرموده بود که آقا آنچه که ما گفتیم از حقایق و اینها
به مراتب بالاتر از اینه.
اون حقیقتی که الان ما رفتیم باهاش مواجه شدیم در عالمهای بالاتر و باطنتر و
حالا برزخ و اینها و هرچه که هست
مافوق این چیزیست که.
نه اینکه بعد علامه فرمود که شیرینیش اینه که نگفته بود این نیست، یه چیز دیگهست.
فرموده بود که حقیقت به مراتب مافوق اینه.
یعنی بالاتر از اینی که ما داریم میگیم.
یعنی همین رو ارتقا بده، برو بالا.
میگفت جالبیش اینه مثل نردبان تو همین حقایق رو به صورت پایه قرار بده، برو بالا میرسی به اون کنه مطلب.
اصلا انسانم همینطوره.
م-موت هم همینطوره. چیزی نیست جز سفر از ظاهر به باطن دیگه.
الان باطن شما همراه نیست؟
شما جدایی از باطنتی؟
موت یعنی سفر از ظاهر خودت به باطن خودت.
مثل اینکه میخوابی. ان النوم اخو الموت.
برادر موته خواب. وقتی میخوابی کجا میری؟
میری تو باطن خودت دیگه. وقتی هم که بیرون از خودت، تو برزخ بیرون، عالم مثال منفصل که بیرون از خودته.
بخوای بری به عالم برزخ همینه.
یعنی چیزی نیست که بگی مثل پوست پیاز این لایه رو رد کردی حالا رسیدی به یه لایه دیگه.
نه. اینا تو در توءن.
اصلا عالم ملکوت یا برزخ تو باطن همین عالمه.
یعنی ارواح الان کنارمان،
نزدیکمان، در کنارمان اما در لایههای باطنتر از این عالم هستند.
مثل کسی که الان حواسش صرفا به ظاهر خودشو پوست و بدن و جسمش.
یکی هم میره غور میکنه، تأمل میکنه، تفکر میکنه، میره تو حوزههای مثالی و عقلی و
قلبی و روحی خودش. بعد یه دفعه یه نفر میاد هرچی صداش میزنن این اصلا یه جای دیگه است.
آقا همین جا مگه نیست الان؟ این آقا الان اینجا نیست؟
چرا هست. یه دفعه میزنه رو دوشش.
حاج علی، حاج علی. آها! یه دفعه میپره.
کجا بودی؟ فلان جا الان داشتم سیر میکردم.
کجا بودی؟ توجه که همینه.
به همین راحتی. که به همین واقعا به همین راحتیها.
منتها ما به جهت اون غلظت و زمختی
گناهانی که روی هم جمع شده و یه پردهای رو تو وجودمون انداخته،
سخت شده درک و کشف اینجورها.
ولی شیخ الرئیس میگه آقا به مراتب بالاتر از همین.
همینه ولی مافوق این.
به مراتب بیا بالاتر نردمون حرکت کن که و اوت--
الذین اوتی العلم درجات.
اگه بخوای درجه به درجه بیای بالا.
علم، دانش، حقایق، معرفت.
الحمد لله رب العالمین.
صلوات بفرستید. الله اکبر.
جلسه قبل
جلسه بعد