ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته.

سلام علیکم و رحمت الله.

در ادامه بحث مزاج و این‌ها که البته ما از کم و کیف شناخت روح بخاری از مراتب معرفت نفس بودیم که رسیدیم به کیفیت مزاج‌ها و اینا.

ما داشتیم مزاج صفرا رو، صفراوی‌ها رو بررسی می‌کردیم.

ابتدا به سا-- که قبل از ادامه بحث صفرا و انشاالله امروز صفراشو جمع کنیم، یه موضوعی رو از کتاب شریف جامع السعادات براتون بخونم.

خیلی جالب.

مرحوم نراقی در چگونگی تأثیر مزاج بر طبع و، اه یا طبع بر اخلاق و س-- در حقیقت سیر و سلوک انسان سخن گفته.

این کتاب جامع السعادات یه کتاب اخلاقیه اما بیشتر جنبه اثباتی داره.

اونجا می‌فرماید که سرشت و مزاج انسانی را دخالت و تأثیری تمام در صفات و ملکات اخلاقیست.

[نفس عمیق] دقت کنید.

میگه مزاج تأثیر مستقیم، اینکه میگه تأثیری تمام در صفات و ملکات اخلاقیست یعنی مستقیم.

یعنی مستقیم تأثیر می‌گذاره در ملکات اخلاقی و صفات رفتاری.

ادامه میدن که بعضی یا برخی از مزاج‌ها در اصل آفرینش مستعد بعضی خلق و خوی‌هاست.

یعنی اصلاً، اساساً همین که طرف مزاجش اینه، این پایه و بستریه برای داشتن یه سری صفات.

خب و برخی دیگر مناسب و مقتضی خلاف آن.

اینکه اگر اختلاف در اخلاق و صفات وجود داره، یه علت بسیار مهمش و اساسیش اختلاف در انزج است.

و ما به یقین در می‌یابیم، یه عالم در اون تراز داره یقیناً سخن میگه.

میگه و ما به یقین در می‌یابیم که بعضی از افراد صرف نظر از اسباب و علل خارجی بر حسب جبلت خود، یعنی اون سرشت‌شون، بر حسب جبلت خود چنان‌اند که با کمترین سببی به خشم می‌آیند یا می‌ترسند یا غمگین می‌شوند و با کمترین چیز تعجب‌آوری می‌خندند و بعضی دیگر بر خلاف اینانند.

اینکه می‌بینی یکی هرچی زور می‌زنی بخندونیش معمولاً بخنده نمیاد، یکی برعکس تا یه چیز خیلی ساده‌ای میگی قهقهش بلند می‌شه.

میگه این‌ها به اختلاف در مزاج‌ها بر می‌گرده.

و گاهی تجاوز قوا از حد وسط، این یعنی چی؟

تجاوز قوا از حد وسط می‌شه همون خروج از اعتدال اصلاً.

یعنی وقتی مزاج از اعتدال خارج می‌شه، چنان است که عقل آدمی را ناقص و صفات او را پست می‌گرداند.

عقلو ناقص می‌کنه.

ادامه میدن که چنانکه در بعضی از مردم چنین است.

چگونه؟

می‌فرماید که قوه عاقله وی تحت سلطه خشم و شهوت قرار می‌گیرد.

قوه عاقله، عقل اشرف اعلاس، اون بالا، رتبه‌ش بالاست.

اینا همه مادون اونه.

باید اینا رو مدیریت کنه.

اما چه می‌کنه مزاج که میگه قوه عاقله رو تحت سلطه خشم و شهوت قرار میده.

چرا بعضیا خیلی بسیار ما دیدیم آدم خوب، نماز شب خون، با معرفت، با معنویت میگه حاج آقا من هرچه می‌کنم نمی‌تونم عصبیتم رو کنترل کنم.

زود عصبانی می‌شم و...

یا در خصوص شهوت.

بعضی می‌بینید همه جا-- جهازات وجودیشون رو کنترل کردن، در مراقبه‌شون واقعاً موفق‌اند، در عبادات‌شون واقعاً سابق‌اند اما تو کنترل غریزه شهوت‌شون موندن.

اینا خیلیاش بر می‌گرده به مزاج.

عقلو زائل کرده، عقل نمی‌تونه کار کرده، گوش نشونه بده.

این، اینو من از جهت اهمیت قصه میگم دیگه.

یعنی باید بدونیم که چقدر مهمه.

برای این که این همه الان چند ساله از انقلاب، چهل و پنج سال، چهل و شش سال الحمدالله از این انقلاب پربرکت می‌گذره، این همه جلسات و منابر اخلاقی ما شرکت کردیم و نشستیم و گوش دادیم و چند تاش سیر اخلاق رو، سیر و سلوک رو عجین کردن با شناخت مزاج و اصلاح مزاج؟

چند تاش؟

یعنی این کم کاری‌ایه که خود ماها مرتکب شدیم.

یعنی یه متأسفانه خیانتی که شاید امثال بنده به مردم کردیم.

اومدیم اون‌ها رو از وسط راه به راه بندازیم.

به طوری که از ابتدا ببینید حت-- جالبه که در خصوص علمای تراز اول، اون صدر نشینان اخلاق و سیر و سلوک و عرفان و معرفت وقتی شما میری توجه می‌کنی به آثارشون، به تأکیداتشون، می‌بینی همه اول بحث مزاج رو مطرح می‌کنند.

این مرحوم نراقی.

حتی پیشینیانم اینطوری بوده واسه- جوشش خونی که توی جلسه فرمودید دیگه.

بله.

فرمود خونش جوش میاد.

یعنی کفت- احسن.

میاد رو.

احسن بله همونه.

یعنی خودش یه دلیله- آفرین.

انفصال- کف روی خون میشه چی؟

همین صفرا که داریم درباره‌ش صحبت می‌کنیم.

آقا ماشالله خوب توجه کردی.

مثلا حتی پی-- متقدم-- ببین ما می‌گیم شیخ الرئیس، خب شیخ الرئیس ما از هزار و صد سال پیشه.

اینا متقدمین انقدر تاکید داشتن حتی امروز یکی وااای شما میگی نمت سوم نمت، اینا از کجا میاری؟

اینا کجاست؟

متاسفانه بعد الان می‌بینی همین بحث‌ها داره تو آکادمی‌های خارج از کشور، تو کشورهای اروپایی داره تدریس میشه.

علمیش.

آره همینه.

همینا داره تدریس میشه.

خب اینجا-- اینا کجاست؟

تو کتاب اشاراته، اشارات و تنبیهات شیخ الرئیسه دیگه.

بعد فارسیشم هست قشنگ شما می‌تونید بخونید، در دسترس.

شرحش دادن بزرگان.

و بالاخره می‌خوام بگم که انقدر اینا مهمه حتی ااا بعضیا از بزرگان اهل معرفت که ااا گفتن این طبایع به اون زادگاه طرف هم بستگی داره.

امثال حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمه که من در شرح اسفار از ایشون شنیدم جلسه حدود چهل و یک و دو این حدودا بود.

ایش-- ببخشید پنجاه و یک فکر می‌کنم جلسه پنجاه و یک بود شرح اسفار.

ایشون فرمودن که حتی زمانی که طرف نطفه‌ش بسته میشه و زمانی که به دنیا میاد در طبعش یا مزاجش تاثیر گذاره.

اتفاقا در همین خصوص کتاب بغرات رو في الأمراض البلدية بخونید اگر داشتید صفحه هفتاد و یکش.

اتفاقا اونجا یه بحث خیلی جالبی رو پیراگون همین ارتباط بین بلاد، زادگاه، کشورهایی که و شهرهایی که طرف زندگی می‌کنه، آب و هوا، اینا حرف مطرح می‌کنه.

بعد می‌فرماید که اخ-- بعد یه چند تا مثلا منطقه رو نام می‌بره میگه اخلاق این قوم وحشی و ناآرام می‌باشند.

اصلا مطلقا این قوم چون به واسطه اینکه-- اصلا هرکی اونجا زندگی می‌کنه و نژاد اونا رو داره این شکلیه.

بعد میره تو صفحه صد و شصت و پنجش.

بعضی از جاها رو معرفی می‌کنه میگه همانا مردم این دیار اهل نیکی زیاد و دارای اخلاق کریمانه هستند.

یعنی دقیقا تاثیر آب و هوا در بعضی از مناطق رو در تغییر طبایع مطرح می‌کنه.

طبع آدم‌ها یعنی مزاجشون.

آب و هوا خیلی موثره خیلی.

که شما از یه شهری میری به یه شهر دیگه مثلا از تهران میری مشهد زیارت، می‌بینی مزاجت ریخت به هم.

به جهت آب و هوای اونجاست.

اینا خیلی مهمن.

مزه پدر و مادر هم تاثیر داره.

بله، یکی از اون مثلثه یادتون باشه مثلث که عرض کردم مثلث، مثلث، مثلث شخصیت بود دیگه.

یکیش همین بود.

وراثت.

مثلث شخصیت که حضرت آیت الله العظمی آقای سبحانی در کتابشون میارن و الان روانشناسای غربی و شرقی هم خیلی دارن راجع بهش صحبت می‌کنند.

یه ضلع، یه ضلعش حالا یا بهتره بگیم یه زاویه‌ش چی بود؟

اگه یادتون باشه میگه تعلیم و تربیت.

یکیش محیط بود، یکیشم وراثت.

بله وراثت تاثیر مستقیم داره.

پدر و مادر و خیلی‌هاش به ارث می‌رسه.

البته- [نامفهوم] کی؟

حضرت مریم.

خب قرآن.

[صدای سرفه] وراثت یعنی نطفه.

اوهوم.

لقمه.

لقمه.

نطفه، لقمه.

تعلیم.

همون استاد.

بله.

بله.

استاد، مربی، معلم.

معلم.

ااا معذرت میخوام بعد پدر و مادر بعد معلم- پدر و مادر یعنی وراثت.

بعد ااا نه دیگه اول وراثت، بعد ااا اراده.

اراده خود طرف.

احسنت.

اراده.

حالا اراده به چه درد میخوره؟

پدر و مادر و لقمه تقریبا میگه که ااا [سرفه] مع-- ااا خب عرضم به حضور شما معلم...

محیط.

[سرفه] مریم لقمه‌ش از بهشت میومد، معلمش زکریا بود.

[سرفه] پدر مادرش که بالاخره عرضم به حضور شما توسط همون حضرت زکریا بزرگ شد.

بله، بله.

ایشون نذر کرده بودند که ااا خادم م-- ااا عبادتگاه بشن.

خادم مص-- مص la مسجد باشن.

بله.

نطفه‌ش هم که جدای از این یعنی بالاخره- بله، بله.

خداوند یعنی منظور این که بعد تنظیمیش اراده‌ست که دیگه اراده خود او رو به اون عظمت رسوند.

احسنت.

حالا این اراده خیلی- یه مثلث فرمودید یعنی...

[صدای محیط] تعلیم و تربیت، محیط، وراثت.

اونا تو اینم قابل جمعه دیگه.

بله، بله.

اونایی که شما فرمودید تو همینا خلاصه میشه.

خب این در انسان کامل گفته.

بله.

یعنی حضرت مریم.

بقیه آدما رو که شما فرمودید در خلل.

بله.

حالا همه اینا مستقیم تاثیر دارن در مزاج.

یعنی تعلیم و تربیت، یعنی ااا محیط، یعنی وراثت.

اینا هم مستقیم تاثیر دارن در ااا مزاج انسان برگردیم سراغ...

حالا چند تا نکته دیگه هم بود که با عرض مقدم خواستم یعنی با فرصت گذشت چون می‌خوایم صفرا رو سفره‌ش رو جمع کنیم بریم انشاالله آخریش هم جلسه بعد در خصوص سودا، مزاج سوداوی‌ها حرف بزنیم.

صفرا رو چنانچه خاطرتون باشه ما گفتیم که غذاهای مفید و مضر رو بگیم.

که برای کسایی که م-مزاجشون صفراویه غذاهای مفید چیه؟

مضر چیه؟

و مضر خیلی مهم‌تره پرهیز تا مفیدش.

ضمن اینکه چنانچه خاطرتون باشه گفتیم که اه چون تند و تیز و تلخه راه رو باز می‌کنه، بلغم رو متعادل می‌کنه.

بعد اه جایی که از این تغذیه می‌کرد چی بود؟

یادتونه؟

ریه بود، شش، قلب بود.

رضا چون قلب هست، شرایین هم هست، عروق هم هستن.

خود کیسه صفرا یا زهره بهش میگن این هست.

این ازش تغذیه می‌کنه.

بعد یکی از مهم‌ترین کارهای صفرا تلطیف و ترقیق خونه.

یه کسی که صفراش اه یعنی مزاجش صفراویه معمولاً عرض کردیم که سکته نمی‌کنه.

چرا؟

چون تیز و تند و تلخ و می‌زنه اصلاً گرفتگی‌ها رو برمیداره می‌بره.

و اصلاً خون رو ترقیق می‌کنه دیگه.

سکته مال جاییه که خون تغلیظ می‌شه.

اینا خیلی راحت می‌شه اینا رو آدم با مبانی‌ش بهش برسه اصلاً خیلی هم نیاز نداره حفظ کنی همه رو.

یه نکته رو بفهمی تا آخرش رفتی.

اما غذاهای مضر.

سرخ کردنی‌ها مطلقاً برای صفراوی‌ها خیلی بدن.

شیرینی‌ها، غذای چرب که علتشو فکر کنم جلسه پیش گفتیم.

قند و شکر خیلی براشون بده.

ادویه تند، گوشت زیاد.

صفرا رو زیاد از تعادل خارج-- غلبه صفرا میاره.

تخم مرغ، غذای ساندویچی، این فست فودها که برای همه بده.

خب؟

اما برای اینا مضاعف.

غذای فریزر شده و زودپز شده.

یکی از محققین اخیراً من این تحقیق‌شونو می‌دیدم خیلی جالب بود که اثبات کرد ایشون غذا بهترین با کیفیت‌ترین غذا رو که اصلاح مزاج حتی میاره، شما آماده کن یه شب بذار بمونه تو فریزر یا تو یخچال.

بسیاری از اون مواد مقویش و مقنش برعکس عمل می‌کنه.

تبدیل به سم می‌شه اصلاً.

سرطان‌زاهن.

برای همین ایشون تأکید می‌کرد مطلقا غذای شب مونده نخورید و لو اگر تو فریزر و یخچال باشه.

و اینجا برای کسایی که صفراوین خیلی این مهم‌تره.

اونم فرق نمی‌کنه.

اونم همین.

اونم مونده‌س دیگه.

آش رشته خیلی براشون بده.

ماکارونی که چون نشاسته داره دیگه.

نوشابه که دیگه برای همه بده مخصوصاً اینا.

اینا رو باید رعایت کنن، غذاهای مضرشون.

صفراوی‌ها.

اما اونایی که براشون خوبه، خیلی براشون خوبه.

یادتون باشه اصلاً با این توضیحی که من دادم، اه الان داریم متوجه می‌شیم یکی از بهترین چیزا برای این‌ها غذاهای ترشه.

ترش مثل خودشه، مثل صفرا تیزه، شوینده‌س- برای صفراوی‌ها.

برای صفراوی‌ها.

ترشی، ترشی مخصوصاً ترشی‌های سالم.

حالا عرض می‌کنم.

غذاهای ترش خیلی براشون خوبه.

بعد غذاهای خنک و مرطوب.

گفتیم معادل صفرا در طبیعت چی بود؟

آتش بود.

خب؟

آتش گرم و- خشکه.

خشکه.

برای همین غذاهای خنک و مرطوب برا عکسش.

از این جدولیم شما مبنا رو بدونی دیگه بقیه‌ش رو پیدا می‌کنی.

حالا غذای مرطوب و خنک چیه؟

بفرمایید پیدا کنید دیگه.

این مشخصه.

مثلاً آلو بخارا.

عرض شود انار، هلو، خوراک قارچ، کدو تنبل، نارگیل، اسفناج، کاهو، عدس، لیمو امانی، پیاز، چغندر، سیر، موسیر، پونه، تره، شبدر، گوشت خروس و گاو عرض شود، اسفند.

گوشت خروس و گاو و گوساله و اینا یادتون باشه قبلاً هم گفتیم سردن، خنکن.

گوساله، گاو- بله دیگه.

گاو همینه.

فرقی نمی‌کنه دیگه.

گاو، گاو البته خنک‌تره، سردتره.

و اسفند و مثلاً گوشت گوسفند و اینا گفتیم چی ان؟

گرمن.

گرم.

بعد گوشت سفید باز سرده، مرطوبه.

اینا رو.

اسفند، چای و عسل، چای و عسل با هم.

چای با عسل خیلی براشون خوبه، مفیده.

دارچین، زعفران، زیره، مطلقاً بادوم‌ها، پسته، انار ترش، انار ترش.

الان معمولاً می‌بینم کسی انار بخره تو این فصل که پاییزه دنبال انار شیرین می‌گردن.

اما اینا اتفاقاً برعکس باید دنبال انار ترش بگردن.

شربت خاکشیر، بارنگ، تخم ریحان، ترشی طبیعی.

ترشی طبیعی یعنی چی؟

یعنی مثلاً هی-- می-میوه‌جات که ترشن مثل شاتوت.

آره به اونا میگن ترشی طبیعی.

بله.

مثل لیمو ترش، مثل آب نارنج، آب نارنج، شاتوت و امثالهم.

سوپ جو براشون خوبه.

روغن زیتون خیلی براشون خوبه.

میوه و سبزی‌ها، ماست چکیده، ترب‌ها، شلغم، هویج، توت، توت‌ها همه توت، شا-- چه شاتوت، چه توت سفید خیار، تربچه، انگور ترش، باز انگور ترشش.

سیب، گیلاس، کنجد و امثالهم.

اینایی که ما شمردیم غذاهای مفیدش هستن.

حالا صفرا [نفس عمیق] کسایی که [نفس عمیق] اه ورزش‌هایی می‌کنن که نیاز به تنفس دارن.

تنفس زیاد مثل دونده‌ها، مثل اه شناگرها.

مثلا من خودم چون غریق نژاد بودم زمان جنگ سکاندار بودیم آبی خاکی کار می‌کردیم زمان جنگ.

دیگه سنگین‌ترین آموزش‌های لازم رو دیده بودیم، غواص بودیم.

بعد یادمه بعد از جنگ چون خیلی شنا می‌کردیم صبح حاج آقا دم اذان صبح نماز صبح می‌خوندیم.

نماز صبح رو که می‌خوندیم می‌پریدیم تو آب دریاچه عمو النعاج، اه هورالعظیم.

اینورش دریاچه عمو النعاج بود که پنج کیلومتر شنا می‌کردیم می‌رفتیم تو آب یخ می‌رفتیم تا لب خط عراق شناسایی.

برمونده مون دو تا پا نداشت، مینداختیمش رو دوشمون شنا تا اونجا شناسایی می‌کرد برمی‌گشتیم که منجر به عملیات شد.

اون شهر رو ما آزاد کردیم با سه تا قایق.

جریان مفصلی داره.

بعد اه می‌رفتیم دوباره برمی‌گشتیم.

دیگه نمی‌ذاشتن ما بیاییم بالا.

وقتی از شناسایی برمی‌گشتیم یه ژیر جنگی بهمون میدادن تا ظهر اذان ظهر ما داخل آب باید شنا می‌کردیم.

دو نفر که شهید هم شدند.

یکیشون اینورم بود، یکیشون اونورم بود.

می‌بردن برمی‌گردوندن.

من باید بین اینا می‌رفتم می‌آمدم، می‌رفتم می‌آمدم.

یعنی صبح تا ظهر باید شنا می‌کردیم.

بعد وقتی ظهر که می‌آمدم بیرون تا یه نیم ساعتی همه چی دور سرم می‌چرخید.

چند ماه کار ما این بود چون نیروهای گشت شناسایی بودیم.

حالا بحثم این بود، بحثم این بود که اومدیم تهران، خب بحث شیمیایی ما رخ داد و عود کرد و بعد چند سال و اینا رفتیم که عکس بگیرن از ریه‌مون تو بیمارستان.

هیچوقت یادم نمیره که دوباره ما رو صدا کردن آقا دوباره بیا از نو عکس بگیر.

چرا؟

گفتن انقدر شوشت بزرگ بوده تو این عکسه جا نشده.

[خنده] اون خود اون طرف گفت آقا شما چه ورزشی کردی که انقدر شنا-- اصلاً خودش گفت.

چه ورزشی کردی که انقدر ماشاالله شوشت؟

گفتم شنا در حد اعلا.

گفت همون اینش-- بعد کی بهت یاد داده؟

اه خدا رحمت کنه شهدا.

اون دو، دو نفری هم که منو بردن می‌بردن، اون دو تا هم شهید شدن.

یه روز ما به طمع دیدار مادرم خدا بیامرز اومدیم مرخصی پونزده روزه بعد چهار پنج ماه بعد برگشتیم دیدیم که مقر ما رو کوبیدن و همه شهید شدن بر و بچه‌ها.

روح همشون شاد.

دیگه با شهدا مجلس ما جمع شد و الحمدلله بالعالمین.

سالار امام و شهدا صلوات خوشگل فرستاد.

اللهم صل علی محمد