د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۷
دارای متن همگام
آغاز جلسه و سلام به امام عصر علیهالسلام
سرّ مکنون ۱۷
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۴:۴۶
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۸ سرفصل
## پرسش از مزاج ائمه علیهمالسلام
۰:۱۹
## چهار عنصر، چهار خلط و ساخت مزاج
۰:۵۴
## برکت بحث از سرح العیون علامه حسنزاده
۲:۴۱
## اخلاق و عادات تابع مزاج بدناند
۳:۳۲
## داستان هیئت تواشیح و تجویز اصلاح نان
۴:۰۵
## باغ کرج و تهیهٔ طبیعی مایحتاج
۸:۰۰
## خلقت جن از مارج آتش
۸:۴۰
## روایت سقف مرتفع و پنجرهٔ زیر سقف
۹:۱۴
حالا به چه شکل است؟ رنگش، صورتش، و اسباب اربعهاش را هم بگوییم.
۹:۳۴
به هضم غذا خیلی کمک میکند. بلغم را از تو رودهها میشوید.
۱۱:۳۷
## دم و بازدم، ریه و سکسکه
۱۲:۲۵
حالا صفرای طبیعی چگونه است؟ طبیعی داریم، غیرطبیعی داریم.
۱۳:۰۸
## اسباب اربعة در صفرای طبیعی
۱۳:۴۸
## غلبهٔ صفرا و بازگشت به اعتدال با غذا
۱۷:۲۲
## وجه مشترک علائم؛ مثال از مزاج دموی و کتاب طب المزاج
۱۸:۳۴
## سرسام، بیخوابی، سرگیجه و هذیان
۲۲:۲۳
## بدخیالی و متخیلات فاسده
۲۲:۵۷
## هر چهار خلط لازم است؛ مشکل در غلبه است
۲۳:۱۷
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اللهم صل على محمد
وآل محمد وعجل فرجهم.
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیه.
سلام علیکم و رحمة الله.
قبل از اینکه امروز بحث مزاج رو ادامه بدیم، یه سوالی حاج علی آقا پرسید.
سؤال قشنگی بود که مزاج ائمه چی بوده؟
سؤال، سؤال قشنگیه. این سؤال رو شیخ رئیس خودش در نمت
سوم اشارات در اعتدال مزاج بیان میکنه
و میفرماید که اصلاً اونها اعدل امزجه رو دارن.
یعنی معتدلترین مزاجها رو.
اصلاً مزاج اونها غالب-- اینطوری غالبی نیست بگیم
یه مزاج شون بر بقیه
از حیث کم و کیفی غالب شد.
نه، همه مزاجها در حد اندازه تو وجودشون.
چون این چهار تا مزاجی که ما
عرض کردیم از ترکیب عناصر اربعه بود در طبیعت که اخلاط اربع رو ایجاد میکرد و اخلاط اربع هم
نسبت به کم و کیف امتزاجشون با هم مزاج ما رو میسازن.
حالا هر چقدر که این مزاجها هر کدومشون غالب بشن نسبت به اینکه گرمن یا سردن، ترن یا خشکن،
اخلاق ما رو، رفتار ما رو، کردار ما رو، گفتار ما رو، حتی گفتار ما رو.
دیروز حدیث امام صادق صلوات الله علیه رو
خوندیم براتون که شیخ صدوق فرمودن در علل الشرایع حتی گفتار ما رو هم تحت تاثیر قرار میدن.
اونها اینطوری نیستن. اونها اعدل امزجه رو دارن.
لذا معتدلترین
مزاج رو دارا هستن.
سینه شون فراخ، آمادهی پذیرش همه حقایق نظام هستی،
اوسعه قلوب رو دارن
و پرحوصلهترین آدمها، حلیمترین آدمها،
علیمترینها. همینطور
ترین ترین از همه خوبیها هرچی که دارن اونها یکجا دارن.
هرچی که خوبی هست. جالبه که بدونید در نمت اشارات شیخ رئیس میگه علتش اعتدال مزاج اونهاست.
یعنی انقدر تاثیرگذاره.
ولی ماها نه. ما چون جسارتاً هممون به یک معنا مریض احوالیم و نفوس ضعیف هستیم،
هر کدوممون یا یک یا نهایت دو تا از مزاج و
مزاجهامون بر ما غالب میشه و دچار این اختلالات جسمی، روحی و روانی برای ما میشه.
جهت برکت بحث من اولش همیشه یا یه حدیث میگفتم یا یکی از فرمایشات بزرگان رو.
امروز اجازه بفرمایید که از کتاب
بسیار عالی صرح العیون في شرح العیون علامه حسن زاده علیه الرحمة
یه چند خط بخونم که ایشون به نقل از شاه رساله شیخ الرئیس این رو میفرماید.
به نقل از ایشون میفرماید
صفحه دویست و نود خواستید رجوع کنید که این رساله
خود علامه من از ایشون شنیدم که فرمودن پختهترین کتاب من در حیث معرفت نفس این کتابه.
چون در اواخر عمر در پیری سن
پیری نوشتن، واقعاً هم رساله عجیبی.
شصت و شش عین از چشمههای معرفت نفس درش بیان شده.
اینجا علامه میفرماید که ابن سینا با اشاره به تاثیر مستقیم مزاج
در اخلاق و رفتار انسان مینویسد یعنی مصا-- مزاج تاثیر مستقیم هم در اخلاق هم در رفتار داره.
شیخ الرئیس مینویسد در علوم طبیعی بیان شده که اخلاق و عادات
تابع مزاج بدن میباشند.
به طوری که اگر بلغم
به مزاج کسی غلبه کند،
بحثی که دیروز داشتیم. بلغم گفتیم که معادلش در طبیعت چی بود؟
آب بود. اگه یادتون باشه آب بود.
میگه اگر بلغ-بلغم غلبه کند،
سکون و وقار
و حلم در او بسیار شود.
و هرکس که صفرا که امروز میخوایم توضیحش رو بدیم در او زیاد گردد، زیاد عصبانی شود.
و کسی که مثال داره میزنه شیخ الرئیسها.
و کسی که سودا در او زیاد باشد بداخلاق میشود.
پس شکی نیست
که-- پس شکی نیست
که مزاج قابل تبدیل است و در نتیجه با تغییر مزاج،
اخلاق نیز قابل تغییر است
و به کار گرفتن ریاضتهایی که در کتب اخلاقی ذکر شده در این امر کمک میکند.
یعنی تازه ریاضتهای اخلاقی که در کتب سیر و سلوک و اخلاق و اینا بیان شده، اونا کمک میکنند که تو مزاجت معتدل شه.
بنابراین هرگاه مزاج انسان معتدل شود،
اخلاق او به راحتی خوب میشود.
عجب! چه جالب.
مزاج خارج-- مزاج خارج از اعتدال
مزاجیست که یکی از کیفیات چهارگانه یا دو تایی از آنها غالب باشد.
مثل اینکه حرارت از حدی که باید فراتر یا رطوبت از مقدار لزوم کمتر باشد.
و هرچه مزاج به اعتدال نزدیکتر باشد،
حاج علی آقا سوالی که در خصوص انسان کامل کرد.
مزاج پیغمبر چی بوده؟
حالا مزاج امام عصر الان چیه؟
میفرماید هرچه مزاج به اعتدال یعنی مزاج امام،
نزدیکتر باشد استعداد شخص برای قبول ملکات فاضله علمی و عمل-عملی بیشتر خواهد بود.
اصلاً چرا انسان-- خیلی شیرینها.
چرا انسان به امامش که نزدیک میشه
استعدادش برای پذیرش ملکات علمی و عملی، ملکات فاضله و عالیه بیشتره؟
چون اعتدال مزاج داره و
المجالسه مؤثره.
به خودش بحث مبسوطی رو میتونه-- حالا دیروز جاتون خالی عزیزانی که نبودن یکی از عزیزان بینالملل
بود و از اعضای گروه تواشی که تو رسانه هم خیلی تواشیشون سحرها پخش میشه بعد نماز صبح
کانال سه پخش میشه.
ایشون گفتن که هیئت ما دیگه سنها رفته بود بالا تصمیم گرفتیم ما که
دیگه عمرمون رفته بالا لااقل بچههامون خوش اخلاق بشن بریم محضر یکی از اساتید به نام
بخواهیم که برنامهای تجویز کنه چیزی، درسی، بحثی، برنامهای که لااقل ما بچههامون دیگه مثل ما بد اخلاق نباشن.
رفتیم محضر ایشون، ایشون گفتن که شما باید از
مزاجشون-- مزاجتون شروع کنید.
اول باید مزاجتون رو اصلاح کنید.
گفتیم یعنی چی؟ گفتن از تغذیه.
تغذیهتون رو درست کنید. بعد نون رو برای ما مثال زدن که این نونهایی که الان داره پخته میشه
تو نانواییها و اینا بسیارش مزاج رو به هم میریزه و مشکل داره و
توش شیرینی که میزنن و این
آرد سفید و چ و اینها و سبوس رو ازش گرفتن.
خلاصه گفت الان ما ده ساله فقط
درگیر نانیم. اصلاح نانمون.
ده سال خودمون نان تهیه میکنیم.
حالا بحثهایی رو داشتیم.
این یک حقیقتیست که یکی از دوستان ما یه-- حالا خب الحمد لله داره.
هرکسی که توان نداره.
یه باغی رو تهیه کرده سمت کرج و تمام مایحتاج زندگیشو خودشون به صورت طبیعی دارن فراهم میکنند
داخل اون باغ. اصلاً از این بیرون تهیه نمیکنن.
بریم سراغ صفرا.
سومین اه
مزاجی که میخوایم دربارش حرف بزنیم
صفراویهان یا صفرا.
معادلش گفتیم در طبیعت چی بود صفرا؟
آتش. معادلش آتشه که گرم و خشک میشه.
گرم و خشک. حالا جنس چه کسانی از آتشه فارغ از انسان؟
در میان خلائق کی از آتش خلق شده؟
اجنه. آفرین اجنه.
خلق الجن من مارج من نار.
مارج یعنی نطفه. از نطفه آتش خلق شده.
لذا هرجا که گرما زیاده جمع میکنه و داغه شیاطین یا اجنه اونجا زیاد تجمع میکنند.
چرا قدیمها میگفتن تو حمام جن داره اینا به خاطر این موضوعه و واقعیت هم داره.
اصلاً روایت داره یه بارم عرض کردیم تو بحث سیر قلب در قرآن که شخص اومد پیش امام صادق صلوات الله علیه گفت
حالمون خیلی بده اتفاقات بدی تو زندگیمون میافته اینا.
حضرت فرمود که ارتفاع
سقف منزلتون چقدره؟ گفت پنج متر.
حضرت فرمود بالای،
بالای این دیوارها که ارتفاع مرتفع هستن زیر سقف، اونجاها پنجره بزن.
این کارو کرد حالشون خوب شد.
رفتارشون متعادل شد.
گرفتاریها کمتر شد. تعجب کرد گفت بابا من فقط یه پنجره اضافه کردم.
حضرت فرمود این گرمای منزل جمع میشد، مجتمع میشد اونجا و چون راه خروج نداشت محل تجمع شیاطین از جن شده بود.
اینا رو باز کردی رفتن و اونام فرار کردن.
اینا ببین چقدر نکات مهمیه که الانم خب زمستونم داره میاد ما درجه بخاری، بخاری رو میبریم بالا.
خونه دم میکنه داغ میشه، خب محل حضور شیاطینه.
پس صفرا از آتش گرم و خشک.
حالا به چه شکل هست؟ رنگش، صورتش اینا تا حالا اسباب اربعهشم بگیم.
اون کف روی خون رو بهش میگن صفرا.
روی خون یه کفی تولید میشه
که رنگش زرده، مزش هم تلخه.
کجا تولید میشه؟ در کبد.
کبد چیه؟ جگر رو میگن کبد.
جگر سیاه یا سفید؟
سیاه سیاه. precisely بهش میگن کبد.
کجا ذخیره میشه؟
اسمش رو خودشه. تو کیسه صفرا.
خلطیه که تیزه-- اینا خیلی به درد میخوره تو فهم مسائلی که میگیم.
تیز سوزاننده است.
چون تیزه و سوزاننده است مسیر رو باز میکنه برای اخلاط دیگه.
مسیر رو باز میکنه یعنی گرفتگی عروق رو برمیداره.
علت اینکه اونایی که صفراویاند
خیلی سکته نمیکنن و اصلاً شاید سکته نکنن تا وقتی که این مزاج درشون هست،
علتش اینه. یعنی چون تیز و سوزاننده است میزنه اون گرفتگیهای عروق رو برطرف میکنه.
خیلی جالبه. به هضم غذا خیلی کمک میکنه.
بلغم رو از تو رودهها میشوره.
بلغم سرد بود یادتون باشه مصداقش بیرون آ-آب بود
و سرد و تر بود.
هرجا که باشه گرفتگی، کرختی اج-ایجاد میکنه.
حتی طرف رو هم میبره تو مغموم شدن، محزون شدن، پژمردهگی و افسردگی.
رودهها هم این بلغا سرش میاد.
وقتی بلغم زیاد میشه، روده دچار
یبوست میشه، یبس میشه، فشار میاد، درد میگیره، اذیت میشه.
این صفرا چیکار میکنه؟
روده ها رو به کار میندازه، بلغم رو ورمیداره باعث میشه که دفع انسان راحت صورت بگیره.
برای همین کسایی که صفراویاند مشکل دفع خیلی ندارن.
راحتن. حرکات روده رو زیاد میکنه.
در نتیجه د-دفع کمک میکنه.
دم و بازدم کمک حال ریهست.
برای همین کسی که حالا اینا رو نمیخوایم خیلی جزئی بشیم اما خیلی بحثهای شیرینی هست.
کسی که صفراویه معمولاً به ندرت میشه به سکسکه بیفته.
بیفته هم آنیه، طولانی سکسکه نمیکنه.
اون سکسکه، اون دیافراگم فاصلهش که زیاد میشه
میخواد کمک کنه به ریه،
ریه ضربه میزنه که این فاصله رو تنظیم کنه ریه بتونه باز بشه بتونه تنفس کنه.
کسی که صفراش یعنی اِاِاِ مزاج
اصلیش صفراست چون به ریه کمک میکنه در تنفس این مشکلات رو نداره.
حالا صفرا طبیعی چگونهست؟
طبیعی داریم، غیرطبیعی داریم.
طبیعی گفتن سرخ نائل به زرد سبک و رقیق
تند و تیز و تلخه.
این نشونههای طبیعی. غیرطبیعی چیه؟
بهش مرهی صفرا میگن
که اخلا-اختلاط با بلغم رقیقه.
اینو سریع میگم رد میشه.
دوست داشتید بعلاً توضیح میدم. مهیکه اختلاط با بلغم غلیظه.
محترقه است که اختلاط با سودای سوختهست.
کراسی بهش میگن که ناشی از احتراق مهیه.
زنجاری ناشی از احتراق
کراسیه و امثالهم.
اما اسباب اربعة در صفرا طبیعی.
اسباب اربعة یادتونه چیه؟ گفتیم علل
تشکیل این خلط.
اسباب، سبب، علت.
یکیش مادی بود، یکیش فاعلی بود، یکیش suri بود، یکیشم قائی.
یعنی سبب مادیش، فاعلیش،
surیش و قائیش چیه؟
چرا اصلاً این خلط درست شده؟
به چه دلیلی؟ از حیث مادی قسمت لطیف و گرم و تند غذا و از چرب،
غذاهای چرب
میشه- تبدیل میشه به چی؟ صفرا.
یعنی علت مادیش اینه.
اینکه از کجا میاد بالاخره این خلط از کجا حاصل میشه؟
از قسمت لطیف و گرم و تند و چرب.
سبب فاعلیش چیه؟ یعنی چه چیزی باعث این میشه؟
چه کسی این رو ایجاد میکنه؟
حرارت معتدل. وقتی
معتدل البته، وقتی اعتدال در حرارت بود صفرا ایجاد میشه.
سبب surیش چیه؟ یعنی چه شکلی پیدا میکنه؟
پختگی و نضج کامل و مایل به زیاد.
این صورتشه، صورتش رو انشا میکنه.
سبب قائیش چیه؟ یعنی بالاخره اصلاً برای چی ایجاد میشه؟
گفتن تلطیف و ترقیق خون برای نفوذ زیاد.
این یکیشه. پس خون رو ترقیق و تلطیف میکنه تا نفوذ پیدا کنه.
لذا عروق رو پاکسازی میکنه، قلب رو پاکسازی میکنه.
دیگه تحریک روده هاست برای احساس دفع.
که اگه این نباشه هزار و یک مریضی به خاطر یوبست بودن ایجاد میشه.
دیگریش تغذیه بعضی از اعضائه.
بعضی از اعضای بدن از این تغذیه میکنن.
مثل بلغم گفتیم از چی تغذیه میکرد؟
چ-- بلغم چه چیزایی ازش تغدیه میس-- تغذیه میکردن؟
مغز، نخاع، سیستم اعصاب
و رشتههای عصبی، سلولهای عصبی.
اینا همه از بلغم تغذیه میکردن.
لذا کسی که بلغمش کم میشه میره به سمت تفریط.
کم میشه، مضمحل میشه، میدونی؟
اِاِاِ کن ذهنی میشه رفته رفته به سمت آلزایمر میره که گفتیم بحثو.
اما این برعکسه. این
به این شکل نیست. حالا چه چیزایی رو،
چه چیزایی رو تغذیه میکنه؟
ریه، خود کیسه صفرا که بهش میگن زهره.
شرایین. یه چیز دیگه رو الان تو بحثمون گفتیم.
باید الان شما سریع بگید. یه چیزی رو خیلی تقویت میکنه، تغذیه میکنه.
پس صفرا باعث میشه طرف سکته نکنه، سکته قلبی.
قلبشو. قلبو چون خون رو رقیق و تلطیف و اینا میکنه پس بالطبع قلبم ازش بهره میگیره دیگه.
یکی از جاهایی که قلب ازش بهره میگیره.
صفرا به خاطر رقیق بودن و تیزی
تو تمامی عروق نفوذ میکنه.
لذا کسی که صفراویه معمولاً زخم پا نمیگیره، کور نمیشه.
اینا خوبیاشه.
بعد چون بلغم رو خنثی میکنه
اگر اِاِاِ و اگه از تعادل
هر کدوم از اینا به هم بخوره و یکی بر دیگری غلبه کنه
باعث میشه که حالا خود صفرا که انقدر خوبیا داره
اگر از حالت
تعادلش خارج بشه و غلبه پیدا کنه شخص مریض میشه و
باید با غذا،
با تغذیه سریع خودشو به سمت اعتدال مزاج صفراوی برگردونه.
حالا اِممم علائم غلبه صفرا رو بگین.
بعد حالا دیگه چون فرصتمون داره تموم میشه دیگه فکر نمیکنم غذاهای مفید و غذاهای مضر در اِممم
صفرا، غلبه صفرا یا مزاج صفراوی رو دیگه فرصت نمیشه فردا انشالله میگیم.
الان بگیم که علائم غلبه صفرا چیه؟
یعنی اگه کسی اینها رو داشت
میتونه بگه که خب من غلبه صفرا دارم.
البته اینها مهمترینهاشو من دارم میگم،
الا زیاده. بعضی از علائم هم هست اونا خوبه بدونید.
الان اینو نمیگم گیج میشیم.
چهار تا رو بگیم تموم بشه بعد وجه مشترک میگیریم.
میگیم آقا تو بعضیاش میبینی یه علامت مثلاً تو دو تاش هست، تو سه تاش هست.
اینا رو باید دقت کرد .
مثلاً اگه یادتون باشه یه مثال بزنم
در مزاج دمویها چنانچه خاطرتون باشه عرض کردیم که اینو در کتاب
خیلی خوب طب المزاج اینو
آورده قشنگ بیان کرده که توضیح میده اگر شما
به همین صراحت میگه اگر شما
به محض اینکه گرمیجات میخوری مثل عسل و مثلاً
پسته و بادوم و اینها، شیره انگور و شیره
چای شیره و اینا میخوری سریع پر میشه جو-- از جوش بدنت،
مخصوصاً صورتت. این یعنی تو مزاج
دموی هستی. دم.
در صورتی که باید بدونیم صفراویان یکی از نشانههای
غلبه این دم براشون جوش زدنه.
میخوام بگم که مثال زدم بعضیاشون مشترکه باید حواسمون جمع باشه باید وجه مشترکها رو توجه کنیم.
حالا علائم غلبه صفرا چیه؟
زرد شدن پوست و چشم،
زبری زبان، خشکی دهان
و البته دهان که خشک میشه،
اِاِاِ تلخ هم میشه.
اینم توجه داشته باشید. هم بینی هم دهان.
بیمیلی به غذا. آفرین.
این یه نشانشه. بیمیلی به غذا.
احتمال داره وقتی قاشق اولو گذاشت اشتهاش باز شهها.
خب؟ اما هنوز غذا رو میذارن جلوش با اینکه گرسنه است معده خالیه اما میل نداره، یه نشانه است.
احساس لرزه در بدن.
خیلی جاها لرزه میگیرن. حالا این جاهاشو بگذارید بعداً بگیم.
یا برای مسائل جنسی، در هنگام ترس، در هنگام
اظهار اووم وجود مثلاً میخواد سخنرانی کنه و اینها لرزه میگیره.
معمولاً آدمهای تند خو و بهانهگیری میشن.
زود عصبانی میشن و بهانهگیرن.
جوش صورت میزنن. تعریق زیاد دارن.
عرق زیاد میکنن. مثلاً اگر
با یه نفر آدم دیگه که
صفراوی نیست برن به یک اندازه ورزش کنن، دمبل بزنن، میل بزنن، بدوند اینا میبینی این دو برابر اون عرق کرد.
خا-- معمولاً خارش پوست و اگزما رو دارن.
اگزما یه مشکل پوستیه دیگه میدونید.
که البته چند شکل داره. بعضیاش قابل درمانه بعضیاش نیست.
ریزش موضعی مو میگیرن نه که کل مو مثلاً سرشون بریزه نه، موضعی.
بعضی از جاهاشون.
شوره سر معمولاً میگیرن.
لکههای پوستی پیدا میکنن.
بعد عرض شود تشنگی همراه با سوزش جگر دارن.
حتی امکان داره چند تا لیوان آب بخورن اما هنوز جگرشون میسوزه.
افتیلهست. ادرارشون کدر میشه.
معدهشون ناراحتی پیدا میکنه و حالت تهوع
بعضاً دارن همراه خودشون.
کم اشتهایی میشن، بعد درد شقیقه میگیرن.
استعداد نازایی پیدا میکنن.
حالا در خانمها نازا میشن، در آقایون عقیم.
ضعف بینایی پیدا میکنن.
سرسام که قرانیت اسم علمیشهها.
سرسام. سرسام الان خودبهخود طرف وقتی تحمل سر و صدا نداره دستشو میذاره رو
سرش و گوشاش میگه بس کنید.
این دست گذاشت رو سرش، سر سام.
میگه صدای سرسامآور.
تحملش کم میشه. یعنی نمیتونه صدا رو خیلی تحمل کنه.
بیخوابی میاد سراغش.
عرض شود سرگیجه، هزیان،
هزیانگویی میکنه و یه چیز اتفاقات خیلی بدی که برای صفراویها میفته بدخیالیه،
خیالات بده. یعنی تخیلات یا به قول علامه متخیلات فاسده میگه از این حیث طبیش بخوایم بگیم
یعنی فکر و خیال بد همش میکنه.
به جای اینکه مثلاً
قسمت پر لیوان رو ببینه، قسمت خالیشو میبینه.
احسنت. منفی بافی زیاد میکنه.
«وای الان اسرائیل میریزه، میکشه،
له میکنه همه رو داغون میکنه»
هرچی براش تحلیل ارائه میدی سخته براش قبولش.
میگه آقا شما اصلاً
خدا همه رو میخواد بسوزونه همه رو میخواد ببره جهنم این چه خداییه این.
حتی تو تحلیلای اعتقادیش به مشکل میخوره.
خدا رو صرفاً خدایی
تلقی میکنه که فقط خدا جهنم خلق کرده و بهشتی در کار نیست و
امثالهم. یعنی تو مسیر صیر و سلوک و اخلاقیاتشم به مشکلات بدی میفته
اگر این غالب بشهها.
یه حالت اعتدال داشته باشش خیلی خوبه و همه اصلاً این چهار تا خلت رو در بدنمون مورد نیازمونه.
چون گفتیم هر کدومشون بخشی از اعضا--
بافتهای بدن از اینا تغذیه میکنن.
اینا باید باشن. مشکل وقتی ایجاد میشه که یکیشون غالب میشه یعنی از حالت تعادل خارج میشه.
ما باید با غذاهای درست که اینا رو انشالله بعداً بحث میکنیم حالت تعادل بهش بدیم.
اونایی که مضررن، اول مزاجمون رو شناسایی کنیم.
اونایی که مضررن نخوریم و اونایی که معتدل کنندهاند،
اونا رو در سبد غذاییمون قرار بدیم.
و اگه سوالی داشتید من بعد از جلسه در خدمت
صلوات بفرستید. لا حول و لا قوه...
جلسه قبل
جلسه بعد