د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۱
دارای متن همگام
آغاز جلسه و سلام به پیامبر و اهل بیت علیهمالسلام
سرّ مکنون ۱۱
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۳:۰۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۲۲ سرفصل
## آغاز جلسه و سلام به پیامبر و اهل بیت علیهمالسلام
۰:۰۷
## ورود به عالم کثرت و جایگاه روح بخاری
۰:۳۴
## کثرت برداشتنی نیست و اسم الخالق معطل نمیماند
۱:۰۱
آقا موسی بن جعفر علیهالصلاةوالسلام نیز در این رابطه فرمودند:
۱:۳۷
## کلمات مکنونه و لقاء الله: کثرت در عین وحدت
۱:۵۷
## عالم شهود مطلق، شهود مضاف و عالم مثال
۳:۰۹
## خورشید وجود، جامع الشتات و قیوم همه
۳:۳۶
## قوس صعود و نزول؛ نهار و لیل
۴:۰۶
## لیلة القدر و صدیقۀ طاهره؛ نحن ایام الله
۴:۴۰
## احکام متفاوت عوالم با وجود واحد
۵:۵۸
## احدیت در روح، واحدیت در قلب، تمثل در خیال، تجسم در بدن
۶:۴۸
## ماهیات، اعیان ثابته و صور علمیه در صقع ذات
۷:۰۹
## رجوع به اسفار ملاصدرا و درس چهلوشش علامه حسنزاده
۱۰:۱۷
و حالا عارف جامی بود که ظاهراً فرمود — الان در خاطرم دقیق نیست؛ فکر میکنم عارف جامی باشد — که میفرماید:
۱۳:۱۵
## تأثیر کواکب بر صورت اشخاص و مزاجها
۱۵:۰۵
## الله نور السماوات و داستان مثنوی: شیر در طویله
۱۷:۲۶
حالا علامه میفرماید که اگر یک روزنهای آنجا بود، در نور — نور موضوعیت دارد؛
۱۸:۰۳
## وحدت صنع؛ مثال تابستان و زمستان
۱۸:۴۴
## روح بخاری در انزل مراتب؛ واسطۀ حکم نفس بر بدن
۲۰:۱۷
## نگاه توحیدی به علوم؛ آیات در زمین و در انفس
۲۱:۵۵
آیات ما در زمین هم هست. عجب. البته:
۲۲:۲۲
## ختم جلسه
۲۲:۴۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اللهم صل علی محمد و
آل محمد و عجل
فرجهم. بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا رسول الله.
السلام علیکم یا اهل بیت نبوت.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
سلام علیکم و رحمة الله.
به جای خیلی خاص و خوبی رسیدیم از حیث اینکه بتونیم یک سری استفادههای معنوی و توحیدی بکنیم.
ببینید عزیزان کثرت.
ما الان هی اومدیم به عالم کثرت و داریم از رتبه ها و قوای عالم کثرت که یکیش روح بخاریه حرف میزنیم.
و بعد تأثرات و تأثیر و تأثرات که افلاک دارند بر اجرام، بر
عناصر، بر مادون خودشون، بر موجودات، بر معدن،
معدنیها، نباتات، حیوانات، انسانها و...
این بو کثرت میده. کثرت برداشتنی نیست چون
یک توهمه که بگیم یک زمانی
مثلا خدا بود
هیچ کثرتی نبود چون
یکی از اسامی خدا الخالق و
نمیشه اسم خدا معطل بمونه.
خدا همیشه خلق داره و باید داشته باشه عقلا.
ازلاً و ابداً این برداشتنی نیست
و آقا موسی بن جعفر علیه الصلاة والسلام هم در این رابطه فرمودند کان الله ولم یکن معهُ
شیء خدا بود در حالی که هیچکس همراه اون معیت با او نداشت.
بعد فرمود والآن كما کان.
الانم همونطوره. خب الان پس تکلیف این همه کثرات چیه؟
ما به قول ملا محسن در کتاب شریف
کلمات مکنونش به معنای لقاء الله نمیرسیم.
به حقیقت لقاء الله نمیرسیم.
مگر اینکه کثرت رو در عین وحدت ببینیم، وحدت رو در عین کثرت.
یعنی چی؟ یعنی همین که این کثرات ظهور و بروز حقند.
ظهورات و بروزات حقند.
شؤون و آیات و مجالی حقند.
حالا شما هرچی که
میری به سمت مبدأ، مبدأ المبادئ،
صورت الصور، اون ذات غیبی.
هرچی میری به سمت اون
حضرت حق، ظهور، ظهور وجود و ظهور این
اشیا و موجودات بیشتره.
یعنی چون به سمت وحدت میری و شدت نور بیشتره.
مثل اینکه شما هرچی به سمت خورشید میری تجلی و تلألؤ نور بیشتره دیگه.
وقتی هرچی که از خورشید
دور میشی چون اینا اشعه،
اشعه خورشیدن، هرچی دورتر میشی لمعاتش،
نورش، ظهورش کمتر میشه.
همینطور هم در عالم کثرت. هرچی که شما میای به سمت کثرت یعنی میای به مادون،
میای به مرتبه شهود.
اینجا عالم شهود مطلقه است.
مرتبه بالاتر که ملکوته و عالم مثال شهود مضاف بهش میگن.
یا یعنی چی؟
یعنی مطلق نیست.
هم بخش، هم شبیه به عالم ماده است هم شبیه به عالم
مجردات. که حالت برزخ طوری داره.
یا جریان وسط که عرض کردیم.
ما در عین حال همه رو
اون خورشید وجود
احاطه کرده و همه عین و ربط به او هستند.
در حقیقت او جامع الشتات.
این تشتت و جداییها رو
هم-همه قائم به او هستند و او قيوم همه است.
هرچی میری بالاتر نور شدت میگیره، توحد و تأکد بر نور
بیشتر میشه. لذا حرکت از مادون به مافوق رو،
حرکت صعودی رو از مادون به مافوق میشه صعود.
إنا إليه راجعون.
که الان من-ما در این قوس وجود
حضور داریم. اینو بهش میگن نهار.
مثلا حرکت در صعود رو میگن نهار.
برعکسشو میگن لیل.
یعنی چی؟ یعنی حرکت از شدت نور به ظلمت رو.
شبه دیگه. برعکسش.
یعنی قوس نزول. حالا چرا به حضرات 四 صدیده طاهره سلام الله علیها میگن لیلة القدر
باید بحث بشه با توجه به نکتهای که ما گفتیم.
که اون نور شدید، اون روح اعظم تنزل پیدا میکنه.
یا مثلا چرا اهل بیت فرمودند نحنا أيام الله.
ما أيام الهی هستیم.
یوم ظرف ظهور اشیا اصلاً معنای ظهور داره.
ما هستیم که همه آنچه که از نور حق میشد تلألؤ پیدا کنه و ظهور کنه در ما ظهور کرده.
حالا منظور اینکه میخوایم یه مقدار بوی معنویت توحید رو هم بچشیم.
این رو بیشتر استفاده کنیم.
حالا هرچی که از اون سمت میاین به پایین
، معنای لیل میگیره و تاریکی حاصل میشه و هرچی بالعکس میری به سمت بالا
نور و روشنایی. که حالا هر کدوم از اینها درسته همشون ظهور
حقند. اما نسبت به اینکه چه میزان از اسم خدا رو حائزند و اسم الله در آنها ظهور کرده،
خاصیتشون، احکامشون، اینها متف-متفاوت میشن.
مثلا شما وقتی در عالم
شهود مطلقه یعنی در همین نشئ
مادون یا دنیا هستید
یه سری احکام داره. احکام داره، خاصیتها داره.
اینو وقتی میری به عالم
مثال، به عالم مثال که میری احکام خاص خودش رو داره.
یه عالم برزخ. وقتی میری به عالم عقول احکام خاص خودش رو داره.
در عین حال همه ظهور یک وجودن.
مثل اطوار وجودی من و شما
که شما یک وجود واحدی طورهای مختلفی داری اما همه منتسب به یک وجود واحد حضرت عالی هستن.
که نمیشه این کثرت رو جدا کنی از اون وحدت.
نمیشه اون وحدت رو از این کثرت جدا کنی.
همینطوری اینها اومدن در نظامات وجودی.
مثلاً اون حقیقت وقتی که در روح شماست به عنوان اهدی--
جنسش اهدیه. یک
ح-حقیقت کلیه که
این حقیقتی که حالا حقیقت اشیایی که بیرون از شما هستن مثلاً عینیت خارجی دارن در بیرون.
شما یه درکی نسبت به اشیایی که بیرون از شما در خودت داری دیگه.
یا اصلاً اون بنایی که مهندس میخواد بنا کنه
قبل از اینکه اون بنا رو
ایجاد کنه، احداث کنه، خلق کنه، ایجاد کنه،
یه علمی به اون داره. صورت اون بنا تو علم اون مهندس هست.
به اون در حکمت میگن ماهیات.
در عرفان میگن اعیان ثابته یا صور علمیه اشیا در صغرا ذات میگن مثلاً.
خدا همچنین هست. هرچی که عینیت پیدا کرده که یکی از این عینیات، عینیت من و شما، صورت وجودی من و شماست.
در علم خدا بوده. صور علمیه در صغرا ذات میگن.
اون بهش میگن اعیان ثابته.
اینکه حالا حاصل شد اومد بیرون ظهور کرد.
حضرت عالی، بنده، آسمان، زمین، این همه کثرات.
اینم میشه صورت عینیه.
اما در عین حال ربطی هست بین اینها.
اینها ظهور یک وجودن. احکام و خواصشون فرق میکنه.
حالا من مخصوصاً هی دارم تاکید میکنم رو احکام و خواص.
ببینیم اینا چجوری حاصل میشن.
که برسیم باز به روح بخاری.
حالا، اه
شما وقتی که اون حقیقت در وجود در روحت هست
بهش میگ- حالت اهدیهت داره، کلیه.
وقتی تنزل پیدا میکنه به مرتبه قلب شما، مرتبه اهدیهت دیگه تنزل پیدا میکنه به واحدیت.
کثرته. قلب. Sandیدن از اون چیزی که از روح به شما رسیده.
اون بهش دیگه
نمیگن اهدیهت میگن واحدیت.
حالت کثرت میگیره. شما میتونی درکش کنی.
تعلقه. علقه بهش پیدا کنی.
وقتی میاد به مرتبه مثال،
به مرتبه مثلاً قوه خیال شما، اون حقیقت متنزل میشه،
نازل میشه، تجسد پیدا میکنه، تمثل پیدا میکنه.
یه مثلی میگیره به خودش.
شکلش با اون موقعی که تو قلب بود فرق میکنه.
حالا دیگه صورت داره، اندازه داره،
بعد داره، رنگ داره.
میتونی ببینیش.
صورت داره از این. حالا وقتی دو مرتبه از اونم نازل میشه میاد به مرتبه بدن میرسه.
توی عالم ماده میاد. تجسم پیدا میکنه.
مثلاً از حالت مثالی دیگه خارج میشه.
اصلاً عینیت م-- جسمی پیدا میکنه.
قابل لمس و مس و
اینچنینی. هی همونه.
همون حقیقته. اما هی
تنزل که پیدا میکنه در هر رتبهای خاصیتش و ف--
جنسش، حکمش،
خصوصیاتش اینا متغیر میشه،
فرق میکنه، متمایز با اون میشه.
به جهت چی؟
رت-رتبههای وجودی.
که ذات مراتب دیگه عالم.
رتبهها همینطوری پشت سر هم تو در تو.
حالا این رو ملّا صدررا مثلاً در اسفارش اگر خواستید رجوع کنید.
که مثلاً از کلام خود علامه استفاده کنید، نه از کلام الکن من.
درس چهل و شش
شرح اسفار مل-ملّا صدررا رو حضرت علامه حسن زاده که شرح میدن، اونجا این رو قشنگ خیلی شیرین
و عالی باز میکنند. همین موضوعی که بنده دارم میگم رو.
اونجا وقتی اشاره میکنند به فرمایش ملّا صدررا که ایشون
همون به وارداتم ترد و الا قلبی که همین مسائل برهانی و عقلی رو که قدیم
از عرفا اینها میپرسیدی میگفتن این واردات قلبی ماست.
میگفتیم خب برهان براش بیار که از جهت عقلی من اینو بفهمم.
قبول کردم اما برهان بیار براش.
برهانی نداشتن. میگفتن به وارداتم ترد و الا قلبی.
این وارد شده، این منتقل شده به قلب من، این حقیقت.
خب اما ملّا صدرا کار قشنگی کرد در اسفار اومد همون،
همون عرفان رو، مسائل عرفانی سنگین رو بدون
پشتوانه برهانی رو ظاهراً اومد برهانیش کرد.
کار قشنگ ملّا صدررا این بود.
که حالا بعد در خصوص همین موضوع
ملّا صدررا میاد
مثال خورشید رو میزنه.
میفرماید که مراتب و انوار شمس التي هيه مثال الله في عالم المحسوسات.
میزنش به شمس. خب برای فهم این حقیقت گاهی اوقات عرفا از مثال دریا استفاده میکنند.
مثلاً میگن شما عالم وجود رو
توحید اصمد قرآنی رو که توحید ساتی--
ذاتی و صفاتی و افعالی وحده، وحده، وحده.
این سه مرحله توحید رو. این رو بگیر خود دریا.
کلاً ذات وجود رو، ذات غیبی رو بگیر دریا یا بگیر کلاً آب.
حالا موج آب رو که شکن خود آبه بگیر خلقت، بگیر کثرت.
اینجا ملاصدرا میاد میزنش به شمس.
و میفرماید مراتب و انوار شمس الذی هم مثال الله.
نور شمس میگه اینا مثال اللهاند.
مثل نوره کم اشکال هست
که اینها مثل نوریه که میزنه
و حالا عارف جامی بود
که ظاهراً فرمود الان در خاطرم نیست.
فکر میکنم عارف جامی باشه که میفرماید "تابید در او پرتو،
پرتو خورشید وجود."
دقت کنید شعر خیلی قشنگه.
قشنگ مضمون رو میرسونه. "تابید در او پرتو خورشید وجود.
هر شیشه که سرخ بود یا سبز و کبود.
خورشید در او به آنچه او بود نمود."
میگه خورشید یک نور واحد بیرنگ هم هست.
وقتی میتابه به این مشبکهها، این شبکههای
پنجرههای رنگارنگ،
شما این پنجرهها رو بگیر ماهیات،
ماهیات اشیاء.
بگیر صور علمیه که میخوان عینیّت پیدا کنن.
نسبت به اینکه این چه رنگی داره، این ماهیت، این حدش چقدره؟
حدش یعنی چی؟ یعنی از اسماء الهی چقدر به خودش گرفته؟
چه ظرفیتی داشته؟ چه میزان از اسماء رو میتونه ظهور بده؟
برای همین رنگش فرق میکنه.
یه شیشه سبزه، یکی کبوده، یکی سرخه.
نسبت به اینکه رنگ خود این-- یادتونه گفتم ما در قوس نزول در ارهام و اصلاب پدر و مادرهامون
رنگ گرفتیم؟ به این شکل.
وجود یک وجوده. وجود اصمدی قرآنیه.
ولی وقتی میاد به ماهی-ماهیات
یعنی حدود اشیاء، حد هر کسی، ظرفیت هر کسی که میخواد
بروز حق رو داشته باشه از اسماء الله به اندازه سعه وجودیش ظهور داشته باشه،
برخورد میکنه رنگش متفاوت میشه.
این رنگش متفاوت میشه یعنی چی؟
بفرمایید. یعنی خاصیتها مختلف.
یعنی احکام متعدد.
متمایز از هم. از همون بالا از صادر اول بگیر تا مادون که اینجا نشئه شهادت مطلقه و دنیا و دنی انزل مراتبه.
حالا یه همچین حالتی هم شما برو تو خودت پیاده کن.
در روح بخاری. حالا اون اینجا حضرت علامه خیلی جالب
حتی صورت اشخاص رو هم خیلی زیبا حضرت علامه سو-- تو هم درس چهل و شش
شرح اسفار. صورت اشخاص رو هم میفرماید به همین تأثیر و تأثرات کواکب و عوالم.
میگه ظهورات و بروزات و دورهها و کوره های کواکب.
این همین فرمایش علامه است. اینها که عبث خلق نشدن.
ما خلقنا هذا باطلا.
میگه از تحولاتی که اینها بر روی زمین از قرب و بعد افلاک مخصوصاً شمس و قمر
دارن تأثیراتی که میگذارن،
تحولاتی که بر روی زمین ایجاد میکنن.
لذا مزاجها مختلف میشه،
صورتها متفاوت میشه،
شکلها متفاوت میشه، متمایز میشه.
همه چی مختلف میشه تا جایی که،
تا جایی که دو تا اثر انگشت رو مثل هم نمیبینی که نه،
دو نفر آدم اصلاً کلاً مطلقاً شبیه هم نیستن.
چون خدا عهد واحده خلقش هم به مثل خودشه.
هر کس یه دونهست. شنیده میگه آقا تو یه دونهای.
واقعاً یه دونهای. دروغ نمیگه.
یه دونهای. یه نسخهای. مثل کارخونه
ماشین نیست که یه اشل یه شابلون گذاشتن یا طبق اون همه شبیه هم پراید پردین میاد بیرون.
نه اینجوری نیست. پس این
آثار کواکب و آثار دورههای خلقت و
عرض شود کوره ها و ظهورات و بروزات و اینها در خاصیت اشیا.
که این خودش یک بحث بسیار
شیرین البته سنگینی رو میطلبه که وقتی اینطوری نگاه میکنی میبینی همه اینها،
همه اینها در م-- در حقیقت پرتو شمس وجودن.
پرتو نور وجودن.
پرتو اللهاند. الله نور السماوات والارض.
که مثنوی مثال میزنه.
افسانهای را نقل میکند اما خیلی پرمعنا که طرف گاوشو بسته بود تو طویله.
بعد شب شیر اومد گاوه رو خورد نشست جاش.
این بیچاره صاحب گاو اومد توی--
چون تاریک بود روزنهای نبود که گاوه رو ببینه.
این هی پشت شیر رو مس میکرد، قربان صدقهش میرفت، نازش میکرد.
بیخبر غافل از اینکه داره پشت یه شیر رو.
حالا علامه میفرماید که اگر یک روزنهای اونجا بود تو نور، نور، نور موضوعیت داره.
الله نور السماوات. اگر در یه نوری بود اون متوجه میشد در حضوره
اما غافله که در حضور شیره.
حالا ما در حضور شیرافرینیم.
بعد علامه اینجا میاد حالا تذکر اخلاقی ازش
میده که آقا این طرف میخواد نماز بخونه میگه چیکار کنم تجمع حواس پیدا کنم؟
یا من چیکار کنم گناه نتونم بکنم؟
مرد حسابی تو اگر بدونی در
حضور چه عظمتی هستی، چه جلالی هستی.
حالا عالم محضر خداست.
همه عالم ظهور حقه.
حالا خاصیتها متفاوته به جهت اون ماهیتهای متعدد و الا وجود یک،
یک وجود واحد. خلاصه بعد
مثال قشنگی هم که اونجا علامه میزنه بحث میگه
به هر حال این کواکب اینا همه در هم تأثیرگذارن.
همه وحدت صن بر
همهشون برقراره. لذا اون هم حاکی از وحدت صانعه که وحدت صونه برقراره.
مثال زمستان و تابستان رو میزنه که شما ببینید خورشید توی تابستان
مسیرش طولانیه. تو تابستان مسیر خورشید طولانیه.
از اون طرف مسیر ماه کوتاهه.
اگر تابستان مسیر خورشید طولانیه.
اگر در تابستان مسیر ماه هم طولانی بود همه چی ذوب میشد.
در زمستان چی؟ در زمستان مسیر خورشید کوتاهه.
لذا همه جا سرده. خب؟
اگر به عکسش ماه مسیرش طولانیه.
که چی؟ که اگر مسیر
ماه در زمستان مثل خورشید کوتاه بود، همه چی منجمد میشد.
این اثر، اثر
رفت و آمد خورشید و قمر
در اشیاعه.
در مرتبه نازله خودشونه.
یعنی یه مثاله که میخوان بگن که همه در تأثیر و تأثر از همدیگه هستن که این تأثیر و تأثرات میاد چیکار میکنه؟
مزاج، مزاجهای متعدد و مختلف و منقلب که هر
کسی نسبت به اون مزاجی که میگیره اصلاً شخصیتش متفاوته از دیگری میگیره.
حالا جایی که این مزاج خودش رو نشون میده
دیگه انزل مراتبش پایینترین مرتبش که ما از اونجا شروع کردیم روح بخاریه.
که دیگه اونجا مزاج دیگه کاملاً خودش رو نشون میده که چون نفس از اونجا میخواد با بدن مرتبط بشه.
این مزاج، مزاجی که حاصلش شده روح بخاری خیلی مهمه
از حیث اینکه بدن این شخص چگونه حکم نفس رو به خودش بگیره.
این عالم که به منزله بدنه چگونه حکم باطن عالم رو که به منزله جانبه خودش بگیره.
آیا آدم بیجان، یه آدم بیجان روح بخاریش نتونسته جان--
نتونسته حکم جان رو در خ-مرتبه
نازله خودش بگیره. میگن بیجانه.
حق جان جهان است و جهان جمله بدن.
مثل قدیمها میگفتن آدم بیبخاریه.
یعنی بیجانه. آدم ضعیفیه.
چرا؟ چون روح بخاری وقتی معتدل نیست، وقتی مضمحل شده، وقتی منقب-- انقباض و انبساطش درست نیست.
بعد میبینی که روح سوار بر بدن نیست.
بدن هرزه است. بدن
رهاست. بدن ااا عرض شود هرجاییه.
بدن وحدت رویه نداره
و پس علهذا میبینی که به
لودگی کشیده میشه بدن.
یعنی پرورش پیدا نمیکنه و به لودگی کشیده میشه.
این ببینید الان این مثالهایی که من زدم که همش بوی توحید میداد در عین حال
بحث ااا
طبیعی هم درش بود. اهمیت،
اهمیت ااا
نگاه توحیدی به عالم رو داره نشون میده که اصلاً شما حتی زمینشناسی، بدنشناسی، مزاجشناسی،
کوکبشناسی، فلکشناسی، آسمانشناسی، زمینشناسی.
اینام همه در اسلام بوی چی میده؟
بوی الهیت میده. بوی وحدت میده.
لذا و في الارض در زمین
آیات للمؤمنین.
آیات ما تو زمینم هست.
عجب! البته و في انفسکم.
تو جانهای شما هم هست. افلا تبصرون؟
نمیخواید نگاه کنید ببینید.
حالا یه چند تا از اشارات و تنبیحات ابن سینا و از
مقالاتش هم میخواستم در این زمینه مطلبی رو بگم در این تأثیر و تأثرات که دیگه فرصت خیلی گذشت.
ببخشید. والحمد لله رب العالمين. صلوات ختم کنید. الله
جلسه قبل
جلسه بعد