بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک ای داعی الله و ربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
بسیار باعث تأسف خبری که شنیدیم دیشب لبنان رو به اون شکل زدن و البته به هدف ترور سید حسن نصرالله که حالا خود اسرائیل ااا تصریح داره در اینکه ترورش موفق بوده.
اما امیدواریم چون هنوز حزب الله بیانیهای صادر نکرده امیدواریم که غلط بوده باشه که اگر چنین باشه خاکی بر سرمون شده که خدا لعنت کنه باعث و بانیهاشو و من امروز عرض میکنم به ذق-- ثقات اونایی که در این انتخابات متأسفانه تف سر بالا هم هست که رئیس جمهور ما به رأی مردمی اومد بالا با این دیپلماسی منفعلانه ای که دارن، با این وادادگیهایی که در سفر به نیویورک داشتن، اون حرفای سخیف زشت که واقعاً دور از شأن مردم بود، نه یکی نه دو تا.
اونجایی که [نفس عمیق] ایشون عنوان کرد که آمریکا باید ما رو آدم حساب کنه یا اونجایی که وسط میدان جنگ حرف از خلع سلاح میزنه.
این همه آیات قرآن داریم که "وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ" تا اونجایی که میتونید تا استطاعت دارید بر علیه دشمن [نفس عمیق] نیرو و لشکر و عده و عده جمع کنید.
این خلع سلاح و این قبیل.
یا اون معاونش که هنوز نرفته، این همه ما مشکلات داریم، وسط جنگیم، وسط میدان جنگیم.
بحث مذاکره رو مطرح میکنه در صورتی که طرف مذاکره ما بیمیله و چندین سال کشتی کشور و انقلاب رو متوقف نگه داشتن.
حامیان برجامی ما و اینها به همین بهانهها متأسفانه.
اینها میخوام عرض کنم که کسایی که چه دانسته چه ندانسته در این انتخابات سهیم بودن و ایشون رو انتخاب کردن باید جوابگو باشن.
جوابگوی این خونهای ریخته شده باشن [نفس عمیق] که نذارن حتی انتخاب-- انتقام شهید حنیه گرفته بشه به بهانه نتیجه گرفتن در مذاکرات و چه وچه بماند.
امیدوارم که خدای منان به قول رهبر عزیزمون که در عید فطر امسال فرمودن خدایا ملت ایران رو دشمن شاد نکن، به ما رحم کنه و واقعاً دشمن شاد نشیم.
[نفس عمیق] خب برگردیم به موضوعمون.
من خواهش میکنم، استدعای میکنم واقعاً بیمعرفتیم ما اگر تو این لحظات حساس و این شبانه روز و این سحرها که ما داره میگذره دعا نکنیم، دست دعا برنداریم و متضرعانه برای جبهه مقاومت دعا نکنیم.
"الدعاء یرد القضاء المبرم".
"الدعاء سلاح المومن".
بزرگترین سلاح ما دعاست.
قضای محکم الهی رو دعا رفع میکنه.
لذا خواهش میکنم که جدی بگیریم، اهل دعا باشیم و اخبار رو پی-- پی بگیریم.
انشاءالله که خدای منان خودش به يد قدرت خودش پوزه این ملعون رو به خاک بماله.
بحث ما پیرامون معرفت نفس رسیده بود به شناخت یکی از لایههای وجودیمون به نام روح بخاری.
ااا امروز عرض میکنیم که هر کجا از بافتهای بدن ما، اعضای بدن ما که روح بخاری در اون معتدلتره، به یک معنا مزاج اعتدال بیشتری داره، اتفاقاً روح به، به اون بافت و به اون عضو بیشتر تعلق میگیره.
مثلاً شما نوک انگشتاتون رو ببینید.
وقتی میخواید یه جایی رو حس کنید، کف دستتون که نمیگذارید، با نوک انگشت حس میکنید.
سرده، گرمه، به چه شکله؟
چرا؟
چون نوک انگشتها روح بیشتری بهش تعلق گرفته.
از نفس ناطقه یعنی توجه نفس ناطقه به اونجا بیشتره به یک معنا.
چرا؟
به جهت اینکه روح بخاری در اونجا یا مزاج اونجا معتدلتره.
حالا باز در میان انگشته شما میبینید که انگشت اشاره این انگشت، این انگشت اشاره باز میبینید چرا ما اصلاً فطرتاً با این انگشت اشاره میکنیم؟
به جهت اینکه باز بین این انگشتا، این انگشت اشاره روح بیشتری بهش تعلق گرفته.
ظاهراً نتیجه میگیریم که مزاجش معتدلتر از انگشتهای دیگهست.
بعد حالا چه سری داره که در دعاهای، دعای بعد از نمازهای واجب ماه رجب این انگشت تکون داده میشه؟
یا وقتی میخوایم به امام معصوم توجه کنیم و سلام بدیم، میگن مستحبه این انگشت رو اینطوری به صورت اشاره نگهداری.
حالا چه سری هست؟
قطعاً اسراری هست.
اهلش یا گفتن یا نه نگفتن یا بالاخره هست.
اسراری هست بماند.
اینکه نفس ناطقه از طریق این انگشت راحتتر میتونه ارتباط بگیره با مخاطب.
اگر خدا لطف کنه بعضاً حالا چیز، چیزکی بعدها خواهیم گفت.
چون فعلاً موضوع ما چیز دیگهست.
اتفاقاً حضرت علامه عسگرزاده علیه الرحمه روحش شاد، به نقل از علامه شهرانی استاد عزیزشون میفرمودن که از ایشون سؤال کردن که اگر این انگشت، انگشت اشاره است چرا سبابه هم بهش میگن؟
سب یعنی دشنام میگه.
چرا انگشت سبابه که ربط به دشنام دادن داره و اینا.
ایشون فرموده بودند که به جهت اینکه چه عجیب که آدمی وقتی غضبش رو هم که میخواد پیاده کنه با این انگشت اشاره میکنه.
مثلاً میدونم با تو چیکار کنم.
به این شکل این انگشت رو تکون میده.
این یعنی باز فطرتاً بدون اینکه کسی بخواهد آموزش بده، ظاهراً اثر این انگشت رو در برخورد با مخاطب چه از حیث رحمت و رأفت و لطافت و لطف یا از حیث قهر و شدت بیشتر میبینیم.
حالا نکتهای رو که جلسه پیش عرض کردیم پیرامون رعشه در بدن و ربطش با عدم تعادل روح بخاری.
حالا به خاطر یا شادی یا غم یا عرض شود خبر هولناک یا اون چیزهایی که عرض کردیم که در حقیقت به هم ریختگی یا عدم تعادل روح بخاری حالا یا قبضش، بستش یا مضمحل شدنش هرچی که هست.
شاید بعضیا تو ذهنشون اینطوری متوهم بشه که پس بزرگان اهل معرفتی رو ما سراغ داریم که خیلی بزرگ بودند.
از جهت معنوی استوانهای بودند، استوانه توحید بودند.
بعد چرا اینها رعشه داشت بدنشون؟
یعنی اینا توجه نداشتند؟
یعنی اینا روح بخاریشون یا مزاجشون معتدل نبود؟
و این سؤالات مثل مثلاً علامه طباطبایی شاهد بودید دیگه ایشون روحشون شاد، اواخر عمر رعشه داشتن.
خب این صرفاً رعشه برنمیگرده به اون عواملی که گفتیم ما به عنوان نمونه بعضی از عواملی که شیخ الرئیس بیان میکنه رو گفتیم.
اتفاقاً یکی از موارد دیگری که شیخ الرئیس بیان میکنه میفرماید وقتی که روح به شدت قوی بشه، دقت بفرمایید روح خیلی قوی بشه و از اون طرف هم بافتهای بدن به خصوص عضلات ضعیف بشن.
بالاخره در، در کثرت عبادت و مطالعه و کارهای عبادی و درسی و علمی و معرفتی و اینها، طرف خب فرصت نمیکنه ورزش کنه یا به هر دلیلی سنش رفته بالا حتی اگر هم نرمش و ورزش داشته باشه سن که میره بالا "ومن نعمره منعکسه فی الخلق" منعکس میشه بحث خلق و خلقت و رو به ضعف میره.
از شدت از اون قوت به سمت ضعف میره.
بافتهای بدن وقتی که به سمت ضعف میرن، روح وقتی خیلی قوی باشه نفس ناطقه قدرت بگیره روح بزرگ بشه، این تعادل به هم میریزه و در حقیقت نفس و روح انقدر بزرگ شده نمیتونه از طریق روح بخاری اون بافتها و اون بدن و بدن ضعیف رو تحت اراده خودش قرار بگیره.
یعنی در حقیقت بالعکس.
اون بافت، اون بد-- اون قسمتهای بدن، اون عضلات اونها نمیتونند تحت تصرف و اون قوه قرار بگیرند.
مثل یک رعد و برقی که بزنه یه پر کاهی رو جابجا کنه.
به این شکله.
در هر حال این رو هم گفتم که حالا بعد باز سؤال پیش میاد.
ما هم در خدمتتون هستیم.
اتاق ما هم که اینجا همین بغل هست.
در خدمت هر سوالی، چیزی براتون پیش اومد به جای اینکه این مباحث رو جلوگیری کنید و تخت سینه ما بزنید و بگید آقا ما نمیفهمیم و سخته و سنگینه و فلان.
اینجور حرفا که مانع خیر بشیم.
سوالی پیش میاد بپرسید.
بنده هم تا اونجایی که سوادم اقتضا کنه و دسترسی به منابع علمی داشته باشم جوابگو هستم.
بیاید بپرسید.
سؤال مثلاً پیش میاد که پس ائمه معصومین علیهم الصلاة والسلام که روح کلیه الهیه بودند، ولایت کلیه الهیه رو داشتند، روح اعظم بودند.
اینها چگونه اون بدن توان کشش و کشش این مثلاً این ظرفیت رو داشت که بتونه اون بار سنگین اون عرض شود روح رو، اون روح بلند و بزرگ رو بگیره به خودش.
این اولاً اهل بیت علیهم الصلاة والسلام همه ورزشکار بودند و بدنهای به شدت قوی و تنومندی داشتند.
مضافاً به اینکه قبلاً ما عرض کردیم یه استثناء وجود داره.
وقتی که روح خیلی قوی میشه و عرض شود انقدر تصرفش در بدن بالا میره که میتونه احکام در حقیقت احکام خودش رو نه از حیث اینکه تحت الامرش بدنه، احکام عالم مجردات رو پیاده کنه.
یعنی بدن رو با خودش بکشه بالا.
دیگه قضیه بعکس میشه.
بعد عرض شود این یه جوابه البته.
جواب دیگهای هم هست.
جوابهای متعدد.
فرصت من گذشته.
جواب دیگهای هم هست.
اون هم اینکه در مولودنامه پیغمبر عزیز عالم و اهل بیت علیهم الصلاة والسلام میخوانید که بدن اونها هم خاص بوده.
مثلاً در خصوص حضرت صدیقه شهیده فاطمه زهرا صلوات الله علیها داریم که چندین برابر دختران روزگار خودشون ایشون رشد داشتند، بنیه جسمی داشتند.
اون بنیه محمدی صلی الله علیه وسلم در اینها بسیار فران داشت، قوت و قدرت داشت و این بنیه مستقیم در بدنشون هم تاثیر میذاشت.
ضمن اینکه بدن اصلاً بدن خاص و ویژهتری بود.
خب تا همین مقدار اکتفا میکنیم فعلاً.
والحمد لله رب العالمين.
انشاالله که عاقبتمون ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.