ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

السلام علیکم و رحمة الله.

السلام علیکم.

چنانچه خاطرتون باشه در سیره معرفت نفس رسیدیم به روح بخاری.

ببینید عزیزان ما چهار نوع هضم داریم.

اولین هضم در دهان با بزاغ اتفاق میفته، بعد در معده، بعد در کبد.

چهارمین هضم [مکث]، که ظاهراً اولین کسی که ازش پرده‌برداری کرد حضرت ارسطو بود، در تمام بافت‌ها و سلول‌های بدن که زبده‌ترین، خلاصه‌ترین و مغذی‌ترین مواد از اون‌ها جمع میشه چکیدش میره نطفه رو تشکیل میده.

لذا چون از تمام بافت‌ها و سلول‌ها رفته بچه شبیه پدر و مادرش میشه.

و شاید از این جهت پیغمبر فرمود از سعادت پدر و مادر اینه که بچه شبیه به اون‌ها میشن، یعنی حلالن.

که بماند بحث ما فعلاً این نیست.

یکی از مهم‌ترین قسمت‌های هضم در کبده.

بحث ما به اینجا کشید که [مکث]، اون عناصر اربعه وقتی با هم ممزوج میشن و مزاج رو تشکیل میدن، [مکث]، وقتی هضم در کبد صورت می‌گیره، از این، در حقیقت، ااا غذایی که ما خوردیم، یه خروجی به وجود میاد که یعنی در حقیقت دو نوع محصول میده.

یکیش بهش میگن غذای کثیف، یکیش غذای لطیف.

کثیف منظور از کثیف میکروبی نیست.

از حیث لطافت و غیر لطیف بودن و التف و این‌هاست.

که اون چهار تا اخلاطي که گفتیم دم و بلغم و سودا و صفرا، این‌ها به میزانی که با هم ممزوج میشن از حیث اینکه کدومشون غالب میشه بر اون یکی، [مکث]، این‌ها از خودشون یه بخاری رو تولید-- البته، البته اول به صورت یه کفه.

یعنی از امتزاج اون اخلاط اربعه که [مکث]، ه-ماحصل چی بود؟

امتزاج اون عناصر اربعه که از غذا به ما میرسه و در غذا اون هر، هر چهار تا عنصر وجود داره.

این‌ها غذایی ازش بیرون میاد که به صورت کفه.

این کف میره در دهلیز راست قلب قرار می‌گیره چون در دهلیز راست قلب خیلی داغه و دائم قلب داره پمپاژ می‌کنه، اون کف رو تبدیل به بخار می‌کنه.

از این حیث بهش میگن روح بخاری.

و الا جنسش مادیه.

منتها چون خیلی لطیفه، التفه، التف اجسام بهش میگن روح بخاری.

این بخار [مکث]، از دهلیز راست قلب پمپاژ میشه میره به دو مرتبه در سه بخش قرار می‌گیره.

یکی خود کبده دوباره.

که از کبد اومده بود اینجا دوباره بر می‌گرده، به صورت کف وارد قلب میشه، از سمت راست دو مرتبه بخار میشه، بخشیش میره به کبد، بخشیش میره به مغز، بخشیش میره به قلب.

در این سه-- در قسمت چپ این دفعه قلب.

حالا از طریق این‌ها به تمام اعضای بدن سرایت می‌کنه.

چی؟

این بخار.

که از اون چهار تا اخلاط بر گرفته شده نسبت به اینکه کدومشون غالب شده خصوصیات این بخار فرق می‌کنه.

یعنی اون بخاری که در شما تولید میشه توسط چ-کبد شما، مطمئناً با اون که در بدن من تولید میشه متفاوته.

لذا خلق و خوی ما، قیافه ما، هوش و استعداد ما، همه چیمون با هم متفاوته که حالا بعداً دربارش صحبت می‌کنیم.

بعد از طریق مغز به اعصاب و تمام اعضا میره که حرکت کنن اعضا.

از طریق کبد به روده کوچک و بزرگ و اثنا عشر و این‌ها میره که بتونن غذا رو دو مرتبه هضم کنن، رو چرخه قرار بگیره و از طریق قلب به عروق و رگ‌ها که به همه بافت‌های بدن خون‌رسانی صورت بگیره.

خب این وقتی که انسان حرکت می‌کنه، کار می‌کنه، تلاش می‌کنه، این بخاری که در اعضای بدن وجود دارن رفته، رفته تحلیل میرن.

وقتی که اینا تحلیل میرن دقت کنید چه اتفاقی می‌افته.

یعنی ما تلاش می‌کنیم، حرکت می‌کنیم.

حالا دلایل دیگه‌ای هم داره که فعلاً ما بحثمون طب نیست که فعلاً می‌خوایم خودمون رو مقدار بشناسیم.

این بخار وقتی تحلیل میره، در حقیقت حالت خواب به انسان عارض میشه، خستگی و خواب.

کیه؟

این بخار در اعضای بدن بر اثر تحرکات مختلف، این بخار کم میشه، کم میشه تحلیل میره و خواب به انسان عارض میشه.

دو مرتبه هرچی که این بخار تحلیل میره جمع میشه، اون مقداری که باقی مونده جمع میشن در دوباره اون سه بخش، قلب و کبد و مغز.

اینجا دیگه خواب قشنگ حاصل میشه.

یعنی دیگه خواب عمیقه.

که این‌ها برگشتن به اون سه بخش.

چرا؟

که سه تا اتفاق بیفته.

یک، اعضای بدن ما استراحت کنن.

دو، روح بخاری تقویت بشه برای فلان و این فلانات بعدی.

سه، که از همه مهم‌تره و ما ازش غافلیم.

برای اینکه نفس ناطقه با غیب ارتباط بگیره.

چرا؟

این قسمت، قسمت سوم چه ربطی داره؟

به جهت اینکه ما گفتیم مطیه اولای نفس ناطقه روح بخاریه.

یعنی چی؟

یعنی روح بخاری با گوشت و [مکث] ببخشید نفس ناطقه.

یعنی حالا شما بگید اون روح اصلی من نفخت فیه من روحی.

نفس ناطقه ما مستقیماً با گوشت و پوست و خون و گوشت ما اینها ارتباط نداره.

از طریق روح بخاری ارتباط داره.

یعنی مستقیم از طریق عقل نمی‌تونه با بدن ارتباط بگیره نفس ما.

باید بیاد پیاده بشه در جایی به نام وهم و قوه خیال از قوه خیال ما ارتباط بگیره با روح بخاری که اونجا وجود داره.

برای همین روح بخاری یه بخشش، یه نیمچه، نیمچه مجرد نیمچه مادیه.

برای همین بهش میگن روح.

نفس ناطقه مطلقاً مجرده.

نمی‌تونه اصلاً با بدن ارتباط بگیره.

از طریق روح بخاری با بدن ارتباط می‌گیره.

وقتی روح بخاری سرکیف اصطلاحاً قشنگ پمپاژ شده پر شده تو اعضای بدن نفس ناطقه قشنگ می‌تونه ارتباط بگیره با بدن و بدن رو حرکت بده.

حالا تعلق نفس وقتی به بدنه از طریق روح بخاری از غیب تا حدودی غافل میشه.

توجهش به بدنه دیگه نفس از طریق روح بخاری.

حالا وقتی روح بخاری تحلیل رفت، برگشت به اون سه تا منبع و ارتباط نفس با بدن از بین رفت اصطلاحاً اگر کلاً از بین بره میشه مرگ و اگر به حداکثر برسه این قطع ارتباط میشه خواب.

اون لحظه چون نفس ناطقه ارتباطش با بدن به حد عقل رسیده دیگه آزاد شده.

اصلاً دیگه چون دیگه تعلقش به بدن به حد عقل رسیده دیگه کاری به بدن نداره.

بدن هم داره استراحت می‌کنه.

متوجه چی میشه؟

عالم غیب.

حالا نقطه سر خط.

انشاالله روزهای بعد.

چه کنیم که با عالم غیب راحت ارتباط بگیریم؟

ما به صورت سری تو صحبتمون اینو گفتیم.

انشاالله بعداً فاش میگیم.

انشاالله عاقبت همگی ختم بخیر باشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد