د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲
دارای متن همگام
آغاز جلسه و اصلاح برداشتِ جلسهٔ پیش
سرّ مکنون ۲
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۶:۰۳
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۷ سرفصل
سلام علیکم و رحمة الله.
۰:۱۳
### بدن؛ نشئۀ طبیعت و ناسوت
۱:۱۹
## معارف به مثابهٔ یادآوری
۲:۲۶
## اصالت روح به معنای رها کردن بدن نیست
۲:۴۶
## اعتدال مزاج و رسیدگی به بدن در حد نیاز
۴:۰۱
## استثنا: وقتی روح احاطه پیدا کند
۴:۳۵
## جمعبندی: بدن مرکب روح است
۵:۳۷
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
سلام علیکم و رحمة الله.
سلام علیکم. دیروز عرض کردیم که
اصل و اصالت وجود انسان به روحشه
و با اون مثالی که عرض کردیم خواستیم ثابت کنیم که اصالت به روح برمیگرده نه بدن.
ما متأسفانه غالباً گرفتار بدن هستیم و از روح غافلیم.
این نباید ما رو به اینجا برسه که بدن
بیاهمیته. در حقیقت یه اصلاحیه ای داشته باشیم.
این منظور این نیست.
فرمودین بدن از تر روحه.
بله. باید بهش برسیم. احسن.
که بتونیم پرواز کنیم. بله. اون که میگن
عقل سالم در بدن سالم،
این البته یه استثنا هم داره.
اگر فرصت باشه استثناش رو عرض کنیم.
کلیت نداره. ببینید اون چیزی که ما باید بدونیم امروز اینه که ما یک وجود واحدیم،
یک وجود واحدیم
با مراتب و انواع مختلف.
قرآن هم میفرماید و لقد یا قد خلقکم اطوارا.
ما شما رو به طورهای مختلف خلق کردیم.
یک طور ما بدن ماست،
یک طور ما قوه مثال یا برزخ وجودی یا مثال متصل یا قوه خیال هر اسم بخوای بذاری.
یک رتبه وجودیه، یک قوه است، یک منه است، یک
رتبه است، یک عالمه به یک معنا.
یک طور وجودی ما قوه عقل ماست، رتبه عقلی ماست که مرتبط با عالم جبروت و عالم عقوله.
همونطور که بدن ما مرتبط به عالم مادهست،
عالم مثال ما مرتبط به برزخ و عالم مثال بیرون از ماست و اون منفصله، این متصل.
رتبه عقلیمون هم متصله با، با عالم
عقول و ملائکه. جنسش از اونه.
عالم جبروت و عالم امیرالمؤمنین.
مثال، ملکوت.
ماده، نشئه طبیعت و ناصوت.
همونطور ما دو مرتبه رتبه دیگه داریم به نام رتبه قلبیمون که مربوط به عالم لاهوته.
همینطور میریم تا رتبه روحمون که اون مرتبه احدیته.
اینها واحدیتاند، کثراتاند، کثرت دارن، اون احدیته.
هرچی ما داریم جمع الجمع جمع در روح ماست.
ما حالا داره یادآوری میشه برامون علوم.
لذا بهش میگن معارف. معارف جنبه یادآوری اون چیزی رو داره که قبلاً داری.
حلم مدکر. آیا کسی هست که یادآوری کنه برای من و شما؟
بماند. پس ما انواع مختلف داریم.
ما یک وجود واحدیم. بدن ما جدایی از ما که نیست.
بدن ما انزل مراتب وجودی ماست.
اشمخش میشه روح، انزلش میشه بدن.
این که ما گفتیم اصالت به روحه، نه یعنی بدن رو رها کن.
نه. اتفاقاً شما ببینید اینا از هم-- اصلاً از هم تاثیر میگیرن، تأثر دارن.
مثلاً وقتی یه سوزن بره تو دستت، روحت هر چقدرم قوی باشه باز
تأثر-- متأثر میشه.
یعنی میگه آقا ولم کن الان نمیتونم، الان نمیتونم تمرکز کنم.
بدنم-- سرم درد میکنه. نمیتونم متمرکز باشم.
بدنت درد گرفته، روحت نمیتونه اون کارکرد درست رو داشته باشه.
بالعکسش هم هست. یه وقت یه خبر بدی بهت رسیده،
مثلاً یه عزیزی دور از جون شما مثلاً از دنیا رفته بهت رسیده،
بدنت سالم، ورزشکار، خیلی خوب، اصلاً نمیتونی این بدنتو بکشی با خودت ببری جایی.
میگی، میگی ولم کن امروز از من نخوای بیام سر کار آقای لواسانی.
بیخیال ما شو. ما امروز اینطوری یا اونطوری .
چند تا گفتی عقل سالم
در بدن سالم. بله. خداوند انشاالله
به همه مدیران ما عطا کنه انشاالله.
ما آخر ما انشاالله .
پس این دو به هم مرتبطاند.
نمیشه شما یکیشو بذاری کنار.
اما اصل روحه. ما اگر بتوانیم،
این استثنا اینجاست، روحمون رو تعالی کنیم و بهش برسیم البته بدن رو هم باید رسیدگی کرد در حد نیاز و متعادل.
باید اعتدالش رو حفظ کنه.
یه بحث در بحث اعتدال مزاج داریم.
به وقت دیگه انشاالله براتون میگیم.
خیلی از گیر و گورهای مشکلات معنوی حتی ما، عرفانی و عبادی ما به خاطر مزاجمونه که ربط تو بدنمون داره.
مزاج معتدل نیست، من نمیتونم چیزی رو حفظ کنم.
از نمازم بهره معنوی نمیبرم و به اون بماند.
در هر حال اگر کسی روحش رو تعالی بده
که راهش هم انشاالله بعداً بهتون میگیم، بتونه
این روح رو قوی کنه، روح احاطه پیدا کنه، احکامش رو در بدن پیاده کنه، برای چنین کسی دیگه استثناست.
یعنی اصلاً روح-- جسمش رو تیکه تیکه کن،
اصلاً روحش متأثر نمیشه.
میشه اون فرمایش امام صادق صلوات الله علیه که فرمود شهدای کربلا
درد و الم حدید و آهن و ضرب و شتم نمیدونم
شمشیر و نیزه رو هیچ احساس نکردند.
هیچ. چون غرق در روح و ریحان و تجلیات حضرت حق بودند.
اصلاً درد نکشیدند شهدای-- امام صادق فرمودند چرا؟
روح اینقدر بزرگ شده،
بدن تحت تأثیرش قرار گرفته.
مثل حضرت موسی که رفت کوه طور چهل شب نه غذا خورد،
نه آب خورد، نه خوابید چهل شب.
میشه همچ چیزی؟ بله. اگر روح احاطه کلی پیدا کنه بدن رو با خودش میکشونه.
اون استثناست. در هر حال این رو امروز بدانیم که باید بدنمون هم بهش برسیم.
مرکب روحه که بتونه روح رو انشاالله به اهداف خودش برسونه.
اشمخ هم بگین که ما هنوز ذهنمون در.
یعنی شامختر. بر وزن افعل.
یعنی بالاتر. بالا دیگه
خودتون نزن به اون راه آقای اصغر.
خدا بده خنده ما کی هستیم؟
سلامت باشید. الله اکبر.
جلسه قبل
جلسه بعد