ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 001

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آغاز جلسه و درخواست سکوت

بسم الله الرحمن الرحیم، و به او استعانت می‌جوییم.

«بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ» (سورهٔ فاتحه، آیهٔ ۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خداوند بخشندهٔ مهربان.

«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ ٱللَّهِ وَرَبَّانِيَّ آيَاتِهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو، ای دعوت‌کننده به‌سوی خدا و ای ربّانیِ آیات او.

«سَلَامٌ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ ٱللَّهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام و رحمت خدا بر شما باد.

از شما تقاضا دارم اجازه بدهید در خودمان غور کنیم و ما را به حال خودمان واگذارید. اگر ما را دوست دارید، همین را رعایت کنید. حدیث داریم که تا وقتی انسان در سکوت است، برای او ثواب می‌نویسند؛ اما همین که به سخن افتاد، یا ثواب است یا عقاب. آن‌گاه تکلیف بر دوش می‌آید و کار سخت می‌شود.


هدیهٔ بحث به پیامبر خاتم و حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها

به هر حال، چون آقا سید نیز فرمودند، به فضل الهی آنچه را به حول و قوهٔ الهی، به فضل الهی، به کرم الهی و به عنایت الهی بیان می‌کنیم، نکاتی است پیرامون سیر معرفت نفس؛ یا خودشناسی؛ یا روان‌شناسی؛ هر نامی که شما بر آن بگذارید. همهٔ این نکات را هدیه می‌کنیم به عزیز عالم، پیامبر خاتم صلی‌الله‌علیه‌وآله. سلام و صلوات و درود خدای منّان و تمام انبیا و مقرّبین درگاه خدا و اهل ایمان بر او و خاندان پاکش باد؛ و مخصوصاً بر دختر عزیزشان، این درّ یگانهٔ خلقت، حضرت صدّیقهٔ طاهره سلام‌الله‌علیها.


مثال لباس ثابت از شیخ‌الرئیس

خدا حضرت استاد را رحمت کند. در جلسهٔ سی‌وهفتم شرح اسفار ملاصدرا به نکته‌ای اشاره می‌کنند که شیخ‌الرئیس در شفا دارد. می‌فرمایند: فرض بگیرید انسان از اول تا آخر عمرش یک لباس ثابت به تن داشته باشد؛ و دیگر این‌طور نباشد که لباس را تغییر دهد و عوض کند؛ در زمستان یک نوع و در تابستان نوعی دیگر. نه؛ ثابت، از وقتی به دنیا می‌آید فرض کنید یک لباس ثابت به تن او باشد تا وقتی که می‌میرد.

به فرمایش حضرت استاد، دیگر مشکل می‌شود به او بفهمانی که تو، آن خودیّت تو، آن «منِ» تو، شخص تو، وجود تو، اصل و آن اصالت وجود تو، غیر از این لباسی است که به تن داری. فهم این معنا سخت و مشکل است. چرا؟ چون در این دنیا، از وقتی به دنیا آمده تا وقتی از دنیا می‌رود، دائم به همین شکل بوده است.


رنگ و عوارض؛ شیئیّت شیء غیر از عارض است

مثلاً وقتی از یک سیاه‌پوست می‌خواهید بپرسید انسان یعنی چه، انسان را تعریف کن، خودبه‌خود در ذهن او، بر اساس آن افق و آن عروضی که برایش عارض شده و بر اساس نظام افقی‌ای که در آن رنگ سیاه برایش ثابت بوده، انسان را سیاه‌چهره فرض می‌کند. تصورش همین است. سرخ‌پوست، انسان را سرخ تصور می‌کند و سفیدپوست سفید. به این جهت که از ابتدای به دنیا آمدنش تا انتها همین بوده است.

در حقیقت سخت است چنین کسی باور کند که شیئیّت شیء غیر از آن رنگ است، غیر از آن عوارض است، غیر از آن لباسی است که به تن دارد.


سیر خلقت جسمانی و تبریک الهی

حالا چه می‌خواهم عرض کنم؟ می‌خواهم عرض کنم که خدای منّان در قرآن عظیم‌الشأنش وقتی به خودش تبریک می‌گوید که احسن‌المخلوقین را آفریده، سیر تطوّر خلقت را بیان می‌کند تا آنجا که سخن از جسمیّت است: نطفه و علقه و مضغه، و از گوشت و استخوان و جنین. تا این مراتب، انسان با حیوان برابر است. بر اساس همان آیات قرآن، حیوان نیز همین‌گونه است و سیر خلقت جسمانی‌اش به همین شکل است.

«وَلَقَدْ خَلَقْنَا ٱلْإِنسَـٰنَ مِن سُلَـٰلَةٍ مِّن طِينٍ ۝ ثُمَّ جَعَلْنَـٰهُ نُطْفَةً فِى قَرَارٍ مَّكِينٍ ۝ ثُمَّ خَلَقْنَا ٱلنُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا ٱلْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا ٱلْمُضْغَةَ عِظَـٰمًا فَكَسَوْنَا ٱلْعِظَـٰمَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَـٰهُ خَلْقًا ءَاخَرَ ۚ فَتَبَارَكَ ٱللَّهُ أَحْسَنُ ٱلْخَـٰلِقِينَ» (سورهٔ مؤمنون، آیات ۱۲ تا ۱۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به‌راستی انسان را از چکیده‌ای از گِل آفریدیم. سپس او را نطفه‌ای در قرارگاهی استوار قرار دادیم. آن‌گاه نطفه را علقه ساختیم، پس علقه را مضغه کردیم، پس مضغه را استخوان‌ها گرداندیم، آن‌گاه استخوان‌ها را با گوشت پوشاندیم؛ سپس او را آفرینشی دیگر دادیم. پس بزرگ و خجسته است خداوند، نیکوترین آفرینندگان.

اما وقتی خدای منّان این «فتبارک الله» را بیان می‌کند، پیش از آن می‌فرماید که از روح خود در او دمید.

«فَإِذَا سَوَّيْتُهُۥ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِى فَقَعُوا۟ لَهُۥ سَـٰجِدِينَ» (سورهٔ حجر، آیهٔ ۲۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس چون او را درست و تمام کردم و در او از روح خود دمیدم، برای او سجده‌کنان درافتید.

این یعنی شرافت و کرامت انسان، عظمت انسان، به روح اوست؛ به آن باطن اوست؛ نه به بدن او، نه به جسم او.


شرافت انسان به روح است نه به بدن

اینجا حالا شما جسم را، این بدن را، اگر یک لباس فرض کنید، مطلب روشن می‌شود. چون انسان از ابتدا با این بدن همراه بوده و تا انتها نیز همین همراهی برقرار است، سخت و مشکل است باورش که آن اصل وجودش، آن ریشهٔ وجودی‌اش، آن اصالتش، به روح بازمی‌گردد؛ به آن باطنش؛ به نفسش.


انصراف نفس و تیز شدن بصر

و وقتی نفس اعلام انصراف از بدن می‌دهد و این بدن را رها می‌کند و منسلخ می‌شود و بدن می‌پوسد، می‌بینید آن شخص را که بصرش تیز می‌شود؛ آن چشم ملکوتش تیز می‌شود. وگرنه این چشم ظاهر که متلاشی می‌شود. باور نمی‌کند و در دریایی فرو می‌رود. چرا؟ چون خو کرده بوده. خو کرده بوده به این شکل که بدن را اصل می‌دانسته.

«لَّقَدْ كُنتَ فِى غَفْلَةٍ مِّنْ هَـٰذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَآءَكَ فَبَصَرُكَ ٱلْيَوْمَ حَدِيدٌ» (سورهٔ ق، آیهٔ ۲۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به‌راستی از این امر در غفلت بودی؛ پس پوشش تو را از تو برداشتیم و امروز دیده‌ات تیز است.

رسیدگی به بدن برای روح

لذا می‌بینید غالباً ما انسان‌ها بیشتر به بدن می‌رسیم. انسان‌های بسیار کمی هستند که به‌تمامه به روحشان می‌رسند. و اگر بدنشان را هم تقویت می‌کنند، به جهت تقویت روح است؛ چون این دو در هم تنیده‌اند و بحث‌های دیگری پیش می‌آید.

ان‌شاءالله که عاقبتمان ختم به خیر شود؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

«ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.