ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعين.

الحمد لله على کل نعمه و اسأل الله من فضله.

المستغاث بک یا صاحب الزمان، المستغاث بک یا صاحب الزمان، المستغاث بک یا صاحب الزمان.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

غافل نباشیم از محضر پنج شهید خوشنام.

ان شا الله تحت تصرفات و عنایات این شهدا این حدودا بیست دقیقه‌ای که بنده مزاحم هستم قرار بگیریم.

مثال این شهدا و همه اون‌هایی که گردن ما حق حیات دارن امام و شهدا صلوات خد کنید.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

ابتدا از استاد عزیزم حضرت آقای رنجبر اذن می‌خوام و تشکر می‌کنم که بنده رو اجازه دادن که در محضر شما باشم و خدمت کنم.

نکته دوم اینکه ما کتابی رو که به فضل الهی در این ماه می‌خوایم بر سر سفره‌ش بنشینیم روزی حدودا بیست دقیقه هست کتاب صد کلمه در معرفت نفس حضرت علامه حسن‌زاده علیه الرحمة و الرضوان.

چنانچه خاطر شریفتون باشه سال گذشته ما این کتاب رو رسوندیم همین جا در همین مسجد نورانی رسوندیم به کلمه هفتاد و چهار.

ما تا کلمه هفتاد و چهار رو گفتیم.

چه خوش و چه خوب و چه حکمت‌آمیز که جلسه یعنی بیان کلمه هفتاد و پنج یک سال بینش فاصله افتاده.

از چه جهت عرض می‌کنم؟

از این جهت که [نفس عمیق] خوانش این کلمه حالا فهمش به کنار، خوانشش یه مقدار محیرالعقوله، حیرت‌آوره.

اگر کسانی بی‌مقدمه نشستن توصیه می‌کنم برن ننشینن و این کلمه رو نشنون.

چون قطعاً حیرت می‌کنند شاید هم اگر خدای نکرده ظرفیت نباشه انکار می‌کنند.

اما اگر خواستن بنشینن نیاز هست که چهل جلسه‌ی معرفت nefsi که به صورت مقدمه ما امسال طی کردیم اینجا چهارشنبه‌ها رو گوش بدن تا تازه متوجه بشن این کلمه چی میگه.

شاهد ما هم خود عزیزان جلسه‌ی چهارشنبه‌های معرفت نفس این مسجد هست که بعد از چهل جلسه مقدمه‌چینی از بیانات خود حضرت استاد و بزرگان تازه ما رسیدیم به موضوع ربوبیت نفس که اتفاقاً در این کلمه اشاره به همین مقام نفس کرده حضرت استاد.

بریم سراغ کلمه.

کلمه هفتاد و پنج.

آنکه در منشأات تمثلی نفسانی خود در حال انصراف از شواغل حسی و موانع خارجی بیندیشد، تا اینجاش یعنی چی؟

یعنی اینکه نفس می‌تونه به انشا خودش تمثلات رو بیافرینه.

مثل اینکه شما در قوه خیالت، در رتبه مثال متصل خودت صور و اشکالی رو انشا می‌کنی که بتونی مدرکات خودت رو که شما مدرکی، مدرک که خارج از توست رو بتونی درک کنی.

اون صورت و شکلی که در قوه خیال شما انشا می‌شه توسط نفسه، بیرون از شما که نیست.

مطلقاً انشا نفسه.

مثل اینکه شما خوابیدی، وقتی خوابی آنچه که در خواب می‌بینی کجا دیدی؟

در درون خودت دیدی.

بیرون از شما که نبود و این قدرت نفسه که می‌تونه انشا کنه این صورت‌ها رو، صورت‌های تمثلی در قوه خیال.

می‌فرماید در حال انصراف از شواغل حسی و موانع خارجی.

یعنی کِی این انشا نفس صورت می‌گیره؟

وقتی که حالت انصراف دست بده.

انصراف می‌تونه با توجه عرفانی باشه، می‌تونه با خواب باشه، می‌تونه با غشوه باشه، می‌تونه با نوم، با تنویم مغناطیسی باشه، می‌تونه کما باشه.

همه اینا می‌تونه باشه که انسان توجه نفسش از کثرات، از خارج، از بیرون از خودش برداشته می‌شه، متوجه حقیقت خودش می‌شه یا متوجه باطن عالم می‌شه.

لذا می‌فرماید در حال انصراف از شواغل حسی.

دیگه این حس مادیش کار نمی‌کنه.

مثل اینکه شما می‌خوابی، حس بویاییت، حس بینایی ظاهریت، این حواس ظاهریت از کار می‌افته.

با چه چشمی می‌بینی؟

با چشم باطنی‌ت.

همه هم می‌بینید.

پس همه ما چشم باطن‌بین داریم حواس باطنی داریم.

راه اثباتش همین خوابه.

این تا اینجا.

می‌فرماید حضرت استاد می‌فرماید اگر در این بی‌اندیشی حالا ما یه خط خوندیم پنج دقیقه وقتمون رفت.

اگر بخواهیم اینطوری توضیح بدیم که همین یک کلمه ده‌ها جلسه می‌طلبه باعث شه رد شیم تا همین مقدار.

دیگه ما اجمالا داریم بحث می‌کنیم.

میگه اگه تو همین در همین چیزی که بنده الان به شما عرض کردم بی‌اندیشی، تأمل کنی، از این گوش نگیری، از اون گوش رد کنی، اعتراف کند کسی که به این توجه رسید اعتراف کند که نفس چون قوت گیرد یعنی قوی بشه نه نفس ضعیف.

حالا چگونه نفس، چه nefsi قوی می‌شه؟

می‌فرماید مانند نفوس متعلِّه.

شنیدید حکیم متعلِّه.

متعلِّه از چی میاد؟

از الاه.

یعنی کسی که الهی زندگی کرده، توجه به الوهیت و قدس نظام هستی داشته، صرفا به مادیات اشتغال نداشته، به باطن عالم و به باطن خودش هم توجه داشته.

چنین کسی تواند، حالا یکی از توانایی‌های نفس من و شما رو حضرت استاد تو این کلمه داره رو می‌کنه.

می‌خوای باور نکن تف سر بالاست.

به خودت اهانت کردی اگه باور نکنی.

در صورتی که این قوت و قدرت در نفس ما تعبیه شده، گمان کنید یه برنامه‌ای توی یه گوشی همراهی تعبیه شده ما ازش بی‌خبر.

چیکار می‌کنیم؟

خب استفاده‌ای نمی‌کنیم.

باید باخبر بشیم که چه برنامه‌ای تو این تعبیه شده.

یکی از این برنامه‌ها اینه.

حضرت استاد می‌فرماید چنین کسی با اون شروطي که عرض کردیم تواند به سلطان، کلماتو دقت کنید، به سلطان کلمه‌ی نوری وجودی، یعنی یک سلطنتی کلمات نوری تو وجودش پیاده شده، پیاده کرده.

یه سلطنتی در وجود این شخص پیدا کرده.

اون چیه؟

اسماء الهی‌اند.

یعنی اسم الله به گونه‌ای در این شخص پیاده شده و سلطان وجودش شده، رب وجودش شده و امر کن ایجادی خود با اون سلطان اسم الله و امر کن یعنی باش، کن ایجادی خود.

حالا اینو براش یه روایت میارم که یه مقدار سهل الوصول بشه فهمش.

کن ایجادی خود یعنی اینکه خودش، انسان، نفس در وجود خودش یه رتبه‌ای داره به نام مقام کن.

می‌تونه بگه باش فیکون و در جا باشد.

مگر در بهشت اینطوری نیست؟

"لَهُم مَّا يَشَاءُونَ فِيهَا" هرچی که بخوان ایجاد کنن براشون مهیاست یا آنچه که اشتها کنن مشتهیات نفس براشون مهیاست.

یعنی همین.

چطور اونجا رو قبول کردی؟

کی میره تو بهشت؟

شما، خود حضرت عالی با این بدن نه، با اون بدن اخرویت میری.

این بدن رو اینجا میذاری میری.

چی سفر می‌کنه؟

نفس.

نفس تو میره اونجا ایجاد می‌کنه.

چطور اونجا بتونه اینجا نتونه؟

فقط راهش الهیته.

الهی زندگی کردنه.

اون اسم الله باید سلطان وجود بشه.

خب چه اتفاقی می‌افته؟

چنین کسی به کجا می‌رسه؟

می‌فرماید اشباح، شبح جمع شبح، اشباح و اشخاصی همانند خود و یا دیگران ایجاد کند.

چنین کسی می‌تونه بدل ایجادی از خودش ایجاد کنه که به این‌ها میگن کی؟

سلسله ابدال، بدل، ابدال.

پنجاه و سه نفرن که این‌ها حلقه دوم اتصال انسان‌ها با حضرت ولی عصر هستن.

اون چهار نفر اول اوتادن.

این پنجاه و سه نفر ابدالن که از سلسله بعدی بهشون ملحق می‌شن.

یعنی هرکی از این پنجاه و سه نفر از دنیا رفت از سلسله بعدی به اینا ملحق می‌شن.

بسیاری از آدم‌هایی که توی بیابون، تو گرفتاری‌ها، جایی راه رو گم کردن، مریض‌ن، در حال مر-مرگن، نیاز به کمک دارن، چهره‌هایی، اشباح، اشباهی، شبح‌هایی به شکل اشخاص و افراد براشون متمثل می‌شه.

یعنی کسی دیگه باشه نمی‌بینه.

"فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا" تو قرآن می‌فرماید برای حضرت مریم "لَهَا" برای حضرت مریم "فَتَمَثَّلَ" جبرائیل متمثل شد.

کسی اونجا بود نمی‌دید.

این شخص فقط می‌بینه.

کی این اشباح رو ایجاد کرد؟

اون نفس کامل، اون nefsi که سلطان اسم الله شده سلطان وجودش و الهی زندگی کرده و رسیده دسترسی که پیدا کرده به ربوبیت نفسش.

نمیگم مربوبیت نفس، ربوبیت نفس.

می‌تونه ایجاد کنه و این میره بعد هزاران بدل ایجادی می‌تونه ایجاد کنه بره.

ما داشتیم کسانی که دوست داشتید میایم تو گده‌هایی که داریم برای دوستام گفتم از اساتیدمون کسایی که این قدرت رو داشتن ما باهاشون عرش و نشئ داشتیم مثل حضرت آیت الله سیبوی و امثالهم.

پس می‌فرماید اشباح و اشخاصی همانند خود یا دیگران ایجاد کند و چون مجرد از ماده و احکام آن و محیط و فائق بر آنهاست، یه کاری می‌تونه انجام بده.

حالا اون کار چیه؟

طی الارضه.

چرا می‌تونه طی الارض کنه؟

چون می‌فرماید اولا نفس مجرد از ماده‌ست.

اصلاً نیاز نداره ماده سیر کنه.

نیاز نداره کیلومتر بزنه با ماشین رو اسفالت راه بره که.

اصلاً فرمولشم خارجی‌ها الان بهش دسترسی پیدا کردن.

یه بارم اینجا تو سیر معرفت نفس عرض کردم.

شما دست من رو ملاحظه کنید.

گمان کنید من اینجا وایسادم یا حضرت عالی اینجا این زمینه شما اینجا وایسادید.

این فرمول طی الارضه.

خیلی هم آسونه شما یه قدم برمی‌داری قدمتو که برداشتی گمان کن قدم اولتو برداشتی زمین به این شکل زیر پای تو جمع می‌شه.

قدم، قدمتو می‌ذاری رو زمین، خب؟

می‌ذاری رو زمین دیگه.

زمین چیکار می‌کنه؟

خودش رو باز می‌کنه.

شما رفتی اون ور.

به همین سرعت زمین میاد به کمک.

زمین درسته یک ماده‌ست اما باطن زمین «بیده ملکوته کل شیء».

همون فرمایشات عالی که امروز حضرت حجت الاسلام رنجبر استاد عزیزم فرمودن در قدرت‌های الهی در مواجهه با فرعونه زمان همینه.

چیز عجیبی نیست این قضیه.

خب با چی به اونجا می‌رسه؟

اول می‌فرماید باید بدونی که نفست مجرد از ماده‌ست.

انصراف بدی از ماده.

بعد فرمود احکام آن هم محیط‌اند.

احکام نفس احاطه داره بر احکام ماده.

و شما وقتی خوابیدی نفست داره هنوز بدنت رو مدیریت می‌کنه.

اصلاً شما داری می‌بینی، می‌شنوی، می‌خوری، حرف می‌زنی، تکلم می‌کنی.

اینا همه قوای وجودیت‌اند.

کی داره این احکام رو در وجود شما ایجاد می‌کنه؟

نفس.

پس این قدرت رو نفس داره.

یعنی احکامش محیط بر ماده‌ست و فائق بر آنهاست.

لذا چه اتفاقی می‌افته؟

بر چش-- به چشم بر هم زدنی به طی ارز به هر جا خواهد گسیل دارد اون اشباح رو.

حتی هستن عزیزانی که به قدرت نفسشون دیگه این از حد اقل طی الارض که خیلی راحت هم شما همه می‌تونین بهش دسترسی پیدا کنین اینه که شما قدرت نفستو پیدا-- حالا اون قد-- اون طی الارض خارج رو کاری ندارم.

شما می‌خوای یه چیزی رو القا، القا کنی به رفیقت که اون ور شهره، اون ور اصلاً کشوره، اون ور دنیاست.

راحت می‌تونی از همین جا بهش القا کنی.

یا خوابیده می‌خوای از نور-- نماز شب بیدارش کنی.

تصرف می‌کنی با قدرت نفست بیدارش می‌کنی.

چطوره آقای قاضی؟

اون بیچاره‌ای که تازه توبه کرده بود اومد گفت آقای قاضی کمک کن من نماز شب بیدار شم.

فرمود غصه نخور.

تو توبه کن من میام بیدارت می‌کنم.

آقای قاضی هر شب می‌ومد اینو بیدار می‌کرد.

می‌اومد با چی می‌اومد؟

با بدن مادی‌ش می‌اومد؟

نه، با همین تصرف نفس.

خیلی راحت.

چگونه است که شما القا می‌کنی در ذهن یه نفر؟

چگونه است که وقتی تو یکی رو یاد می‌کنی یا اون تو رو یاد کرده که یادش کردی یا تو ابتدا به یاد او کردی حالا او تو رو یاد می‌کنه.

اینا براهین فلسفی داره که به وقتش باید یاد داده شه.

بعضاً تو جلسات ما اینا رو ارائه دادیم.

بعد ادامه میدن حضرت استاد که می‌فرماید و به مواضع مختلف در اطراف و اکناف فرستاد.

اون اشباح رو می‌فرسته بره تا به داد مظلومان برسند و گمشدگان را دریابند و نفوس مستعده را امداد نمایان.

بدین سر مقنع عارف رومی در دفتر دوم مثنوی ایمانی نموده است که-- ایمایی نموده است، اشاره‌ای کرده با شعر که شیرمردانند در عالم مدد آن زمان کف، کفقان مظلومان رسد بانگ مظلومان ز هرجا بشنوند آن طرف چون رحمت حق می‌روند.

مثل رحمت خدا جاری می‌شن، می‌رن دست دیگران رو می‌گیرن.

بعد ادامه میدن حضرت استاد که اشخاص یاد شده همه قائم به آن نفس متأله منشی آن‌هایند.

اون اشخاص و اطرا، افراد، اون شبح‌ها، اون‌ها همه قائم به چی‌اند؟

به همون نفس اصلی این شخص‌اند که الان اینجاست.

اینجاست اما می‌تونه هزاران نفر رو تحت تصرف نفس خودش قرار بده.

این قدرت در ما هست.

قدرت نفست رو بشناسی و بپای نفس رو مراقبت کنی به این می‌رسی.

در-- بعد می‌فرمایند که یعنی معلول به علت است.

حالا می‌فرماید که، که قیام فعل به فاعل یعنی معلول به علت است.

علتی داره این اشباح علتشون می‌شن نفس ناطقه این شخص.

نفس که قوی شد می‌تونه این کار رو انجام بده.

در این امر، این مثالی که حضرت استاد میاره خیلی سهل الوصول، خیلی آسون کرده فهمش رو.

خود حضرت استاد تو کلمه آوردن.

من اضافه نمی‌کنم.

می‌فرماید حدوث اشباح.

می‌خواد اینو به شما آسون کنه.

فرمود حدوث یعنی ایجاد همین نوآوری، همین این صورت‌هایی که ایجاد می‌شه.

حدوث اشباح صفحه تلویزیون در آن واحد در مواضع مختلف تا حدی تنظیم مناسبی‌ست.

ولکن این صنعت است و سایه بی‌جان و آن یعنی نفس، خلقت به اذن الله هست و اشخاص حی متصرف که در حقیقت از شؤون یک نفس متأله‌اند.

متأله باز تاکید می‌کنم.

الهی زندگی کردن.

می‌گه چطور تو قبول کردی تو صنعت، صنعت دست‌ساخته خودت که باز اون هم ایجاد نفست.

انسان این رو آفریده، حیوان که نیافریده.

چطور اون رو قبول داری؟

من الان اینجا وایستادم اگر اینجا دوربین باشه می‌بینی میلیون‌ها صفحه تلویزیون در اقصی نقاط من رو دارن پخش می‌کنند.

من اینجام اما صورت‌های تمثلی از من میلیون‌ها جای دیگه هم هست.

چطور اون رو قبول می‌کنی یه مثال ولی این رو قبول نمی‌کنی که انسان بتونه خودش به این ایجاد برسه.

اونم ایجاد نفسه.

خود تلویزیون رو نفس ایجاد کرده، انسان ایجاد کرده.

خودت نمی‌تونی خودت رو این کارو با خودت انجام بدی؟

قطعاً می‌شه.

برای اینکه متوجه بشید این فرمایش حضرت استاد چقدر ریشه داره و از خودشون چیزی نگفتن علیه الذله یا بنده بهتره بگیم از خودم چیزی نگفتم.

یه روایتی هم، یکی دو تا روایت تقدیم کنم تو این دو سه دقیقه پایانی ب-وقتم.

از کلمات مکنونه ملا محسن، کتاب عالی‌ست، بگیرید بخونید.

همین چهارشنبه از روش هم خوندیم.

ایشون یه حدیث قدسی میاره از کتاب ارشاد القلوب دیلمی وفی الحديث القدسی.

ببینید همین موضوع رو تو روایت پروردگار سبحان فرموده.

می‌فرماید يا ابن آدم خطاب به شما خدا داره میگه بگید لبیک ای فرزندان آدم خلقتک للبقاء و أنا حي لا أموت من تو رو برای بقا آفریدم.

اصلاً تو باقی الی الابدی منم کسی هستم که زنده‌ام و لا أموت نمی‌میرم.

أطعني فيما أمرتك به وانته عما نهيتك.

دو تا شرط میگذارم اطاعت کن از اون چیزی که امر کردم رها کن اون چیزی رو که نهی کردم.

بعد چه اتفاقی میفته؟

أجعلك مثلي.

به به، به به!

تو رو مثل خودم قرار میدم.

حي لا تموت تو هم همیشه حي و نمی‌میری.

أنا الذي أقول لشيء أن كن فيكون من کسی‌ام که به هر کسی بگم به هرچی بگم كن فيكون درجا می‌باشَد.

فيما أمرتك به هر چیزی که بهش امر کنم.

حالا أجعلك مثلي تو رو مثل خودمم قرار میدم تو این رتبه از نفست که ربوبیت نفسه.

چی؟

اینکه إذا قلت لشيء أن كن فيكون حالا تو به هرچی بگی باش درجا می‌باشَد.

شبیه به همین روایت رو هم عارف عربی در فتوحات آورده همین فرمایشو، هم ملا صدرا در جلد پنج و هفت تفسیرش آورده، هم اگر خواستید رجوع کنید کتاب علم اليقين جلد دو صفحه هزار و شصت و یک با یک مقدار تغییر آورده.

اونجا اینو می‌فرماید.

اون ببینید چقدر عالی، چقدر اصلاً فهمش دشواره، قامضه.

عرض کردم چهل جلسه مقدمه می‌خواد.

اینو بشنوید و برید به امید خدا.

وقتی که انسان می‌میره عارف عربی و ملا صدرا و بسیاری از بزرگان من جمله حضرت استاد که ما از ایشون شنیدیم چندین بار، پروردگار سبحان نامه‌ای به بنده‌ش میده.

وقتی ما می‌میریم، اون لحظه‌ی موت.

نامه چیه؟

می‌فرماید من الحي القيوم.

به به، به به!

از الحي القيوم الذي لا يموت کسی که هیچ‌وقت نمی‌میره.

إلى الحي القيوم الذي لا يموت تو رو هم میگیره زنده و پایده‌ای که همه به تو قائم‌اند و تو قيوم اونهایی.

اشرف مخلوقاتی دیگه.

که الذي لا يموت تو هم هیچ‌وقت نمی‌میری.

عجب!

أما بعد چه شیرین نامه‌ی خدا به بنده‌ش.

أما بعد فرمایش خدا چیه؟

فإني أقول لشيء أن كن فيكون از اینجا به بعد همونطور که می‌دونی من خدا به هرچی که تا حالا گفتم باش درجا می‌باشَد.

حالا وقد جعلتك تقول لشيء كن فيكون حالا تو رو هم جوری قرار دادم که از اینجا به بعد هرچی که بگی كن فيكون درجا می‌باشَد.

فقال صلى الله عليه وآله وسلم یعنی پیغمبر.

پیغمبر ادامه دادند که فلا يقول أحدا من أهل الجنة لشيء كن اصلاً پیدا نمی‌کنی تو بهشت کسی رو که بگه كن ولا إلا ويكون مگر اینکه می‌باشَد.

اصلاً اونجا مقام، مقام ربوبیت نفسه که در بهشت بهشت سازه.

الله اکبر.

خیلی-- پس ما سر سفره خودمون می‌شینیم حتی جهنمی هم خودش خودش رو عذاب می‌کنه که دیگه فرصت ندارم تو اون وادی رجوع کنم.

می‌تونید جلسه پیش معرفت نفس رو ببینید.

[صدای محیط] اونجا یه مقدار صحبت کردیم، بازترش کردیم.

چه مقامی، چه ربوبیتی پروردگار سبحان در نفس ما قرار داده.

این ارزش و اهمیت معرفت نفسه.

حالا انشاالله به فضل الهی اگرچه عرض کردم من از حضرت استاد علامه حسن زاده توسل کردم قبل از اینکه اینجا خدمت برسم ازشون عذرخواهی کردم که ناپخته می‌شه بحث.

می‌دونم این کلمه ده جلسه بلکه برای آدم باسواد نه بی‌سوادی مثل من صد، صد جلسه می‌خواد که این باز بشه، مبانی‌ش گفته بشه و سهل الوصول بشه اینا.

اما چه کنم هر جلسه‌ای یه کلمه ما تبرکاً و اجمالاً می‌گیم دیگه تو خود تو صد حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

انشاالله فردا کلمه‌ی هفتاد و شش رو تقدیم می‌کنیم.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان والحمد لله رب العالمين.

صلوات