بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
السلام علیکم و رحمه الله.
با کسب اجازه از استاد عزیزم حضرت آقای رنجبر در محضر پنج شهید گمنام هستیم.
خدا حقشون رو بر ما حلال کنه.
به سار امام عزیز و شهدا صلواتی حق بفرمایید.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم کلمه هفتاد و دو از کتاب شریف صد کلمه در معرفت نفس حضرت علامه سنزاده علیه الرحمه.
می فرمایند آنکه در آثار ملکات علوم و اعمال خود در خواب و بیداری بیندیشد.
ببین چند تا موضوع شد.
یکی اولا در خواب، دو در بیداری.
در هر دو بیندیشد.
در چی؟
آثار ملکات.
ملکات چی؟
علوم و اعمال.
علم و عمل جوهر اندیشان ساز و کتاب وجودی ما رو آنفاعان دارن مینویسن.
یعنی ما حاصل آنچه هستیم که میدانیم، بهش باور داریم و علمش رو فرا گرفتیم و عمل میکنیم.
این دو چیز ما رو دارن میسازن و ما قراره این کتاب رو بخونیم.
جالبه که شما وقتی قرآن رو ملاحظه میفرمایید با دقت میبینید غالبا معمولا جاهایی که حروف مقطعه اومده بلافاصله حرف از کتاب و خود قرآن مطرحه.
یٰس [ق R] قرآن حکیم.
میگه یٰس حروف مقطعه است.
حالا سید بشر هرچه که هست بلافاصله بعد از اون بحث کتاب مطرح میشه.
غالب آیاتی که با حروف مقطعه شروع میشن بحث بعدش حرف از کتاب است و قرآن.
بعضیها فرمودن خدا میخواد اینجا قدرت نمایی کنه که این کتابی که کسی نمیتونه یک آیه مثل او یا یک سوره مثل او بیاره از همین حروف همین حروف مقطعه.
الف.
لام.
میم.
حا.
میم.
که حالا من برداشتم با توجه به سیر بحثمون اینه.
اون کتابی که معجزه پیغمبر شده، تجمیع است از چی؟
ازدواج بین همین حروف.
این حروف با هم مزدوج میشن این کتاب با عظمت و بینظیر رو تشکیل میدن.
انسان هم این چنینه.
کتاب وجود ما داره آنفاعان از ازدواج بین حروف آلیات نظام هستی شکل میگیره و اون که میفرمود اقرأ کتابک کفى بنفسك اليوم عليك حسیبا خودت بس هستی که کتاب خودت رو بخونی.
این کتاب از ازدواج همین حروف آلیاته.
یعنی آنچه که داره با هم مزدوج میشه میشه جملات صد صد کتاب وجود ما.
ن و لا قلم و ما یسترون.
اون از کجا میاد؟
اون حروف چه حروفین که دارن کتاب ما رو مینویسن؟
بر اساس فرمایش حضرت استاد ملکات علوم و اعمالن.
ما چیزی جز علوم و اعمالمون نیستیم.
با ادعا کردن چیزی درست نمیشه.
ادعا رو بذار کنار.
آنچه که هستیم و هستیم و خواهیم بود الی الابد ما حاصل علم و عملمون هستیم.
حالا حضرت علامه میفرماید که اگر به آثار این ملکات که داره خودش رو نشون میده بعد دست میذاره رو یک وجهش که ما حداقل از یک اثر خودمون رو بشناسیم.
میفرماید اگر در این آثار تو خواب و بیداری دقت کنی هر کس این دقت رو بکنه آنها را مواد صور برزخی خود بیند و به سر أن النوم أخو الموت پی برد.
شما هر چیزی رو بخواید بسازی موادی داره.
خود کتاب مواد تشکیلدهندهش جملاتن.
جملات کلماتن.
کلمات حروفن که از دور و سیر دور زدن و سیر کردن این ازدواج صورت میگیره و حروف و کلمات خودشونو نشون میدن.
خب اینجا میفرماید که اگر دقت کنید مواد اون صورتهایی که قراره در برزخ ما ببینیم محشور با این صورتها باشیم موادش چیه؟
مواد اولیش چیه؟
میفرماید همین آثار ملکات علم و عملمونه.
چیزی جز این نیست.
بعد میفرماید که به همین خاطر فرمودن أن النوم أخو الموت چون وقتی ما میمیریم موت که حاصل میشه قیامت صغری همون ابتدا حاصل میشه.
یکی از معانیش در خواب هم اتفاق میافته.
ما وقتی میخوابیم بالاخره یک سری صور و اشکال رو باهاش محشور میشیم.
یک صورتهایی رو، یک اشکالی رو، یک اصواتی رو میبینیم و میشنویم.
چرا شما یک سری اصوات و اشکال رو میشنوی و میبینی و من یک سری چیزای دیگه رو؟
همش بر اساس اون مواد اولیهای که در من شکل گرفته که به اون میگن ملکات نفس، ملکات نفس یعنی ملکه شده.
انقدر اصرار بر اون علم، اون باور و اون عمل صورت گرفته، سر هم البته در اصرار بر اون علم و باور و عمله.
انقدر اصرار صورت گرفته این میشه ملکه وجود من و اون میشه مواد صور برزخی.
وقتی هم که ما میخوابیم بر اساس صحبتهایی که بارها در جلسات متعدد اینجا خدمت دوستان عزیز و تشنه معارف حق داشتیم آنچه که مد-- ما در خواب میبینیم چون میریم در عالم مثال متصل خودمون در خود ماست عالم رتبهای از وجود ماست عالم م-مثال متصل.
از اونجا پل میزنیم به عالم مثال منفصل که بیرون م-- از ماست و ارواح الان اونجا هستن بهش میگن برزخ.
برزخ منفصله بیرون از ما.
چون ما در اون رتبه میریم در خواب قرار میگیریم از این ن-- طبیعت خا-- فارغ میشیم.
دیگه این چشم نمیبینه، این گوش نمیشنوه، این لمس حس نداره.
هرچه هست در باطن اتفاق میافته، اون رتبهایه.
یه رتبه باطنتر از ماست بهش میگن برزخ م-متصل.
به-- در خود ماست.
میگه اونچه که ما در اونجا میبینیم و مشاهده میکنیم یه شباهتی داره با اونچه که در قیامت و بعد از موتمون میبینیم.
یکی از معانی حدیث که میفرمود أنام أخ الموت اینجا خودش رو نشون میده.
از همین جا که فرمودند الناس نياماً مردم همه خوابن.
إذا ماتوا انتبهوا وقتی میمیرن بیدار میشن.
معنیش همینه.
وقتی ما میمیریم بیدار میشیم.
شما الان گمان کن از خواب بیدار شدی.
به شرط این که یادت باشه صور و اشکال و اصواتی که در خواب دیدی و شنیدی میتونی به یک مبر، کسی که عبور بده تو رو از ظاهر اون اصوات و اشکال به حقیقت باطنش رجوع کنی بگی آقا من الان این خوابو دیدم نظر شما چیه؟
تعبیر کنید.
که البته علم الهیه هرکسی نداره.
خب اگر یادت باشه که حالا این که چرا یادش، بعضیا یادشون میمونه بعضیا یادشون نمیمونه بعد قبلاً در ب-مباحثمون حضرت علمای دلایلش رو گفتیم و حالا بر فرض که شما دیدی میری دنبال مبر تعبیر خوابت رو بیان کنه که پیام الهی که به تو رسید در عالم باطن چی بود.
وقتی هم که میمیریم عزیز دلم ما تعابیر خوابمون رو میبینیم، تعبیر خوابمون رو باهاش مواجه میشیم.
چه خوابی؟
همین چند صبح و همین چند سالی که تو این دنیا داریم زندگی میکنیم الناس نياماً همه خوابن.
داریم خواب میبینیم.
تعبیرش یعنی حقیقت حقش و اونچه که واسطهست وصل میشه و تو رو همون تو رو میسازه تبدیل میشه به صور و اشکالی که در عالم برزخ میبینیم.
حالا وقتی میخوابیم به این شکل، وقتی هم میمیریم به اون شکل.
به همین جهت خیلی شبیه به همند.
حالا بعضیا دنیا رو مطلقاً چون سایهی ملکوته اینجا، سایهی عالم مثاله، سایهی عالم برزخه، اصل اونجاست مثل کبوتری که در آسمان پرواز کنه.
شما سایهش رو روی زمین میبینی از هیئت و کثبت این سایه تشخیص میدی که اون چه قیافهای داره، چه شکلی داره.
اما اصل اونه.
این یه سایهست.
این دنیا هم سایهی ملکوته.
ملک سایهی ملکوته.
همونطور که ملکوت سایهی جبروته.
إلا ما شاء الله إلا، إلا يوم القيامة.
خب حالا وقتی که شما اینجا رو سایه میگیری، گفتن اصل اینجا یع-- اینجا مقام نوم داره.
خوابه.
مثل سایهست.
اصل نیست، فرعه.
خوابه آقا.
خوابه.
بیدار شدی تازه میفهمی چه خبر بوده.
کی بیدار میشی؟
يقظه بهش میگن بیداری.
از لحظهی موت به بعد رو بهش میگن دیگه بیداری.
یعنی عالم برزخ دیگه عالم بیداریه.
البته ارتباط برزخ با قیامت هم باز میشه مثل همین.
اون هم به یک معنا نومه.
برزخ هم نسبت به قیامت نومه.
دو مرتبه اتفاقاتی که در عالم برزخ میافته و اون سیر استکمالی که اونجا قطع نمیشه.
حالا با ملکات اعمال و علوممون و کارهایی که باقیات الصالحات به ما اضافه میکنه مثل فرزند صالح، مثل یک کتاب خوب داشتن، مثل یک وقف کردن یک مرکزی برای امور خیر و امثالهم.
اینها اونجا اضافه میشه دوباره به ما وصل میشه.
اونها هم به، به نوعی ارتقای وجودی میده یا برعکس انسان رو به درکات میکشونه.
یعنی اونجا هم سیر متوقف نمیشه.
ما آنفعال در حال سیریم.
منتها اونجا سیر سختتره.
خیلی سختتره.
سرعتش کمتره و اگر بارها گفتیم اینجا با یک رکعت نماز دل شب، نماز وتر یا وتر اینجا مثلاً هزاران درجه بری بالا، اونور باید هزاران نماز بخونی تا یک درجه بری بالا.
سخته.
اونجا خیلی دشواره.
به این راحتی نیست.
به هر حال از این جهت اینجا رو گفتن عالم نوم، عالم خواب و اونور رو گفتن عالم بیداری.
بعد ادامه میدن کلمه رو حضرت استاد که آن صور.
حالا توضیح دادیم این صورتها چیند و از کجا میان.
آن صور قالبهای مثالیند.
یعنی قالب، قالبی که مثل یک ظرفی که چیزی درش ریخته میشه.
این ظرف، مظروف که درش قرار میگیره، آبی که داخل هر چیزی میریزی به شکل اون م-- اون ظرف در میاد دیگه.
میگه اون صوری که شما میبینید، آن صور قالبهای مثالیند.
یعنی قالبهاییاند که شما اعمالت، علومت در اون قرار گرفته و تو خودت رو به شکل اون قالبها میبینی.
حالا دقت کنیم میریم جلوتر این باز میشه جالب میشه براتون.
و به ابدان مکسوم یا مکتسب تعبیر میشوند.
مکسوم در صور ملکات حسن است.
حسن، حسن، زیبا، خوب، نیکو.
اونچه که کسب کردی.
یه آیه در قرآن هست حضرت علامه از اون آیه اقتباس کردن.
لها ما كسبت و عليها ما اكتسبت.
آنچه که کسب کردی لها برای، برای اوست، برای توست.
اما اکتساب علیها بر علیه او و بر علیه نفس توست.
اکتساب بر وزن افتعال.
حالا حضرت علامه توضیح میدن که چیزیست که خلاف فطرت باشه.
اون اکتسابه با سختی حاصل میشه.
اما کسب نه، کسب برای توست و صور اعمال و علوم حسنه است.
حالا ادامه کلام میفرماید که مکسب در صور ملکات حسن که لها ما کسبت، مكتسب در قالبهای ملکات قبیح که علیها مكتسبت، چه افتعال یعنی باب افتعال در وزن همین جا داریم میگیم چی؟
اکتساب بر وزن افتعال.
چه افتعال فعلی را به خلاف فطرت از راه احتيال و خدعه انجام دادن است که از آن تعبیر به ناسواب با صاد و معصیت و گناه میشود که از-- چون بر وزن افتعال به کار میره اکتساب لذا میگن لها مكتسبت.
چیزی که مخالف فطرتته.
فطرت خداجوعه.
فطرت الله التي فطر الناس علیها.
فطرت ما الهیه، خداجوعه.
وقتی بر خلاف فطرت عمل کنیم میشه اکتساب و اون میشه صور و اشکال چی؟
موهشه، وحشتناک، نمولذه، بیچاره میکنه ما رو.
اصلاً عذاب برزخی همونه که بعضیا هم همین الان هستن دچار عذاب برزخی.
تا میخوابیم میریم تو اون برزخ متصل، اون کانال وجودیمون که متصل به برزخ بیرون از ماست.
تا وارد اونجا میشیم بیچاره میشیم.
دیگه اصلاً آرزومونه یکی ما رو از خواب بیدار کنه.
چرا؟
چون اصرار بر علوم و باورهای قبیحه داشتیم.
ادامه سخن.
پس آن مواد به منزلت ارواح و این صور به مثابت ابداناند.
و روح الارواح نفس آدمیست که آن صور همه از همه، اینو دقت کنین، همه، همه اون صورتها، همه از منشأات او و قائم بدوئن بیرون از من و شما نیست این صورتها.
چه در عالم خواب، چه در عالم برزخ و قیامت بیرون از ما نیست.
آقا الان شما اینجا خوابیدی ادعا میکنی من اینجا بودم، اینو دیدم، با این حرف زدم، این چیزا رو دیدم، این چیزا رو شنیدم.
آیا بیرون از شما بود یا در درون شما بود؟
میگه آقا در بیرون از شما که این چیزایی که میگید خبری نبود که.
پس هرچه بود در درون شما اتفاق افتاد.
لذا حضرت استاد در رساله نومیهشون هم تاکید دارن با ابزارات علمی اثبات میکنند با براهین علمی که و عقلی که مطلقاً آنچه که ما در خواب میبینیم و قراره در عالم برزخ و در عالم قیامت ببینیم و با اونا محشور باشیم، اینها چیان؟
انشائات نفس ناطقه ماست.
منشأات نفسی.
یعنی نفس اینا رو انشا کرده.
مثل اینکه آقا فردا زنگ انشائه بشینید در خصوص فلان موضوع یه چیزی بنویسید.
در خصوص مثلاً بهار یه چیزی بنویسید.
شما داری مینویسی دیگه.
این که نبود.
لذا میگن انشای توئه.
آنچه که در ماست انشائه-- آنچه که در ما دیده میشه انشای نفس ناطقه.
خودت خواستی.
لذا اگر این ملکات نفس که از کجا پدید میآمد؟
اصرار بر علوم و باورها و اعمال.
این ملکات نفس اگر قبیهن، انشای نفس صور قبیحه، موهشه، وحشتناک، ترسناک، مار و افعی و عقرب و این چی-- گاو و پلنگ و آتش و جهیم و دوزخ میشه.
اما اگر این ملکات که بر اثر اصرار بر اعمال و علوم حسنهاند، اگر اون هستن، این ملکات اگر ملکات ز-- ملکات اعمال حسنه باشن میشه چی؟
صور انشای نفس.
میشه صور، صور حسنه.
صور ملذه.
لذت میبری، آرامش پیدا میکنی به اونها.
میشه حوری بهشتی، میشه قصور، میشه انهار، میشه حرم اباعبدالله.
دلتنگیها میبینی اونجا کار دستت میده نسبت به تل-- دلتنگیت که از میل دلت بلند میشه، اون ور تو رو به زیارت میبرن.
اینجا چقدر دلتنگی؟
اینجا چقدر دلتنگ حرم میشی؟
چقدر میتونی دوری از حرمو تحمل کنی؟
اگر خیلی دوریه راه اذیتت کنه، پول نداشته باشی، توان جسمی نداشته باشی، اصلاً نمیتونی حتماً یه زیارت از راه دور انجام میدی.
یه امامزادهای میری، یه هیئتی میری که دلتنگیت برطرف بشه.
نمیتونی.
اونجا میشکلی.
اون میبینی باطنت، نفست انشا میکنه.
قربونت برم نفست.
نفست انشا میکنه صورتهایی رو که تو باهاش با اونها آرامش پیدا میکنی.
حالا یکی عادت کرده به صورتهای انشایی قبیحه، زشت، پست، آزاردهنده عادت کرده.
همش اهل عرق و ورق و این چیزا بوده.
لذا همون با همونا محشور میشه.
برای همین حضرت علامه فرمودن که بهشتی خودش بهشت میشه نه اینکه خدا ببرش به بهشت و جهنمی خودش جهنم میشه نه اینکه خدا ببرش به جهنم.
هرچه هست در درون ماست عزیزان دلم.
حالا آنچه که عرض شود خدمتتون.
آآآ ملاصدرا میفرماید، یه جملهای از ملاصدرا بگم طولانیه.
من خلاصهش رو برای اینکه وقت شما رو نگیرم تو یه جمله خلاصه کردم برای شما میخونم که از قواعد معاد ملاصدراست.
این خیلی به درد شما میخوره.
نفس در برزخ، اینو خوب دقت کنید، نفس در برزخ بدن.
خیلی حرف عمیقه، خیلی.
یه رساله براش درآخ مولا صدرا.
نفس در برزخ بدن مناسب با افکارش را ایجاد میکند و به آن تعلق میگیرد.
الان نفس ما تعلق به این بدن داره.
لذا میگن که میت رو دارن حرکت میدن جنازه رو میبرن این روح همراهش میره چون تعلق داره.
سالیان سال اصلا متکون شده از دل این بدنه.
ما جسمانیة الخدوفیم دیگه.
برای همین اصلا دنبال سرش راه میفته.
یک معنای این که بعضیا میبینید بدنشون فعلاً تجزیه نشده در خاک تعلق شدید روح به بدنه.
اون در حقیقت روح انقدر بزرگ شده قوی شده هنوز تعلقش باقی مونده.
حالا این تعلق چرا تدبیر میکرد؟
این بدن رو تدبیر میکرد بهش میگن تعلق.
میکشید این بدن رو با خودش بالا نفس.
حالا اون ور هم نفس نسبت به افکارش، نسبت به وزانتش، نسبت به اینکه چه چیزی براش مهم بود، نسبت به همون خودش، خود نفس بدن خودش رو ایجاد میکنه و به اون تعلق میگیره و همون رو بالا میکشه.
لذا کسی که حیوانی زندگی کرده nefsi که از خودش ایجاد میکنه، اون ببخشید نفسش، اون بدنی که از خودش ایجاد میکنه در عالم برزخ یا حتی قیامت نسبت به عوالم متعدد اون بدن بفرمایید به چه شکله؟
شبیه حیواناته.
این که پیغمبر فرمود "من به معراج رفتم امتم رو به ده گروه دیدم هر کدوم به شکل یک حیوان و بعضیاشون اشتر، گاو، پلنگ" به قول علامه چند تا حیوان رو درش میشد خلاصه دید یعنی این.
این سوره خیلی حرف خیلی عمیقتر از این حرفهاست که تو این یه ربع بیست دقیقه من بتونم جمعش کنم.
من فقط در حد ایجاد عطش در شما عزیزان هستم.
مطالب دیگهای هم زیاد آماده کرده بودم بماند.
فقط یک حدیث تقدیم کنم و توضیحش هم بماند.
این حدیث در منابع متعددی وارد شده.
مثلا در عوارف مرحوم سهروردی اومده که از رسول خداست.
إذا نام العبد وهو على الطهارة أرج بروحه.
أرج هم مجهول اومده یعنی عروجش میدن.
وقتی که میخوابه بنده وهو على الطهارة در حالی که طهارت داره.
میشه این طهارت رو هم به ظاهر زد و هم به باطن.
یعنی وضو گرفته، پاک خوابیده و همین که نه گناه نکرده هر دو تاش.
چه اتفاقی میفته وقتی اینطوری خوابید بنده؟
نامه ها خوابید.
چه اتفاقی میفته؟
أرج بروحه إلى العرش.
عجب!
عروجش میدن روحش رو به عرش.
فکانت رؤياه صادقة.
اون موقع است که رؤیاش درسته، صادقه است.
اون موقع است که هرچی میبینه پیام الهیه.
و ان لم یرى اگر، اگر خوابید ااا بدون طهارت فرمود قصرت روحه عن البلوغ فتكون المنامات أقف أحلام لا تصدق.
میفرماید که اگر بدون طهارت خوابید، هرچی خواب میبینه أقف أحلامه.
رقص یعنی بسته.
بستههای بیخودی.
بستههایی که انقدر افکار پلید، موهوم، عرض شود چیزهای بیخود حشر و نشر داشت و بهش فکر میکرد، بستههای بیخودی و موهوم در خواب میبینه که هیچکدومش هم ارزشی نداره و موندنی نیست.
لذا سنگینی روح و نفس براش میاره.
از خواب که میپره خیلی سنگینه، خیلی پریشون احواله.
اصلاً حوصلهی هیچکس رو نداره، حتی زن و بچهشو.
علتش چیه؟
عزیز دلم بدون طهارت خوابیده.
به همین راحتی.
این که میگه آقا وضو بگیر میاد شرع مقدس ما رو به این سمت سوق میده.
بیا آقا وضو بگیر تا صبح برات عبادت مینویسن.
تو به طمع اون تا صبح عبادت نوشتن وضو میگیری.
اما بحث، بحث علمیه.
اسلام سر تا پاش علم و حکمته.
بلکه باطن علومه.
خدا انشاالله ما رو آگاه و هشیار کنه به این حقایق و معارف و توفیق عمل خالصانه به دونها رو به ما عطا کنه.
میدونم بحث نپخته مون فرصت نیست.
انشاالله که عاقبتمون ختم بخیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.