د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۶۸
دارای متن همگام
هفتهٔ دفاع مقدّس و کلمهٔ شصت و نه
صد کلمه در معرفت نفس ۶۹
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۴:۴۳
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۹ سرفصل
## هفتهٔ دفاع مقدّس و کلمهٔ شصت و نه
۰:۰۰
## مراقبه و زلالی تمثّلات و واردات
۲:۱۰
## عباراتِ اخبار برزخی و حدیث برزخی
۳:۵۰
## تواضع علامه و نمونههای افاضه
۵:۲۲
## توحید یعنی فراموشی غیر الله؛ اسقاط الاضافات
۸:۴۳
## منازل السائرین و دوام ملاحظهٔ مقصود
۹:۰۴
## حج یعنی قصد؛ قصد الله از راه امام عصر
۱۳:۱۷
## سرورِ مراقب و کلید نیکبختی
۱۴:۵۹
## مراقبه یعنی حسّ حضور
۱۵:۴۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
یا رب اعوذبک من همزات شیاطین ومن شر نفسي ومن شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایاک نعبد وایاک
نستعین. الحمد لله على کل نعمہ و اسال الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.
السلام علیکم و رحمة الله.
هفته دفاع مقدس رو به نوبهی خودم تبریک عرض میکنم محضر همه شما عزیزان.
مخصوصاً اینکه در محضر
پنج شهید گمنام هستیم.
خدای منّان حقشون رو بر ما حلال کنه
و ما رو به اونها ملحق کنه با شهادت.
صلواتی خط بفرمایید. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
به فضل الهی کلمهی دیگری از کتاب صد کلمه در معرفت نفس حضرت
علامه حسن زاده علیه رحمة رو
ملاحظه میکنیم با هم دقت نظری داشته باشیم.
کـ رسیدیم به کلمهی شصت و نه.
خیلی کلمه شیرینیست و
خیلی به درد بخور.
حضرت استاد فرمودن که آن که
به نعمت مراقبت متنعّم است
میداند. خیلی جالبه که اینجا مراقبه رو حضرت استاد
نعمت بر میشمrن.
ما اگر به ما بگن که آقا نعمتها رو بشمارید
خب خیلی نعمتها رو میشماریم اما شاید مراقبه رو
حتی اگر داشته باشیم توجه نداریم که این یک نعمته.
نعمت بزرگی هم هست به قول اساتید من کسب اجازه هم میکنم از استاد عزیزم حضرت آقای رنجبر.
بعد ادامه میدن که هر چه مراقبت قویتر باشد
تمثلات، کلمات رو دقت کنید چون قبلاً پیرامون این کلمات بعضاً
چیزکی صحبت کردیم. الان دیگه باید متوجه باشید منظور از اینها چی هست.
میگه هر چه مراقبه قویتر باشه
تمثلات، واردات،
ادراکات و منامات
زلالتر که هر کدوم یک
دریچهایان، یک جلوهایان، یک وجهیان
برای دریافت ما از کجا؟
پیرا از عالم غیب که نفس ناطقه
بتونه با عالم غیب مرتبط بشه.
از این راهها مشخص میشه از راه تمثلات، واردات، ادراکات و
منامات که میگه هرچی میفرماید هرچه مراقبه
بیشتر و قویتره
اینها زلالترن.
حضرت خدا رحمت کنه علامه طباطبایی هم
میفرمودن آمیز جواد آقای ملکی تبریزی هم داریم
به همین نحو ازشون که روحشون شاد.
میفرمودن که هر روز که من مراقبتم شدیدتره
یعنی خودم رو بیشتر در حضور حضرت حق میبینم، تمثلاتم
صافیتره، زلالتره.
مثلاً صورا اشکالی که
در خواب میبینم یا در قوهی خیالم إنشاء میشه که بتونه نفسم
به من نشون بده حقایق عالم رو، اینها صافتره، زلالتره، مغبر نیست، غبار آلود نیست.
این اهمیت مراقبه رو میرسونن
و میفرمایند ادامه میدن حضرت استاد که و عبارات که
اخبار برزخیاند این عبارات
که اخبار برزخیاند در خصوص حدیث برزخی قبلاً سخن گفتیم بر عرفان
به چی میگن؟ مثلاً شما هستن دوستان الحمد لله دور و بر ما خدا نعمت رو برای ما تموم کرده.
کسانی که خیلی حدیث برزخی دارن،
اولیای خدا رو، شهدا رو، امام و بزرگان و حتی اهل بیت رو در خواب در مناماتشون میبینن
و عبارتی رو اخذ میکنند، تلقی میکنند.
همین دو روز پیش یکی از
ذاکرین باصفا و با اخلاص اهل بیت به ما زنگ زد گفت
مادر ما یه خوابی دیده خودش هم یه خوابی دیده بود.
خیلی جالب بود که دقیقاً حدیث برزخی بود.
بنده بهشون گفتم تبریک عرض میکنم.
یه ذکری رو بهشون گفته بودن مثلاً این
گره شما با این ذکر باز میشه
و اون ذکر مستند بود، نص صریح بود، عدد داده بودن، عددش دقیق بود.
خیلی جالب بود. اینطوریه این عبارات میشه حدیث برزخی
که وقتی البته انسان میخواد اون رو برای کسی بیان کنه حضرت استاد در
شرح مِسبح العنس مرحوم ابن ف-فناری علیه رحمة فرمودن که حتما بگه حدیث برزخیه و خودشونم نمونههایی رو
اونجا فرمودن. پس عبارات که اخبار برزخیاند
وقتی که مراقبه شدیدتره چی میشه؟
رساتر و شیواترن.
اصلاً انگار کلیدواژه مراقبهست.
بعد حالا ایشون تواضع میکنند.
میفرمایند که گاهی این بیذوق
روحشون شاد. الان سالگرد
ارتحال ملکوتی ایشون هم هست.
بالاخره ما هم چهارشنبهها در این مسجد
مقدس بر سر سفره معارف این
اندیشمند بزرگ و بیبدیل جهان اسلام و به واقع ابوالفضائل نشستیم
که تنها کسی که رهبر عزیزمون لقب ابوالذو فنون رو یعنی همون
ااا علامه بودن به ایشون داد به کسی دیگه نداد.
مصاب روح بلندش انشاالله از صائمان دعا کنه یه صلوات هدیه کنید.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم
و من مژده میدم به عزیزانی که
وصل شدن به این کاروان
چه اینجا چه جاهای دیگه، لطف خدا شامل حالشون شد
و تو درس و بحثها و
هدایتهای این عالم عظیم الشأن همین الان به واقع قرار دارن.
یعنی اونا وقتی از دنیا میرن اصلاً دستشون بازتر میشه و هدایتشون
مستمرتره، جدیتره.
اهلش رو میخواد عزیزان. اونها کلاس درس و بحثشون دایر صائر هست، تشنهش رو میخواد.
خب بعد حضرت ادامه میدن که حضرت علامه که واهی این بی ذوق چیزی چشیده است که دو سه نمونه
میفرمایند که اینها رو چون ما قبلاً از ایشون شنیده بودیم یا تو
کتابهاشون هست هر کدوم از این دو سه تا کلمه که الان من میخونم یه تمثلی بوده برای ایشون،
یه واردات قلبی برای ایشون بوده.
مثلاً میفرمایند "التوحید ان تنسى غیر الله".
حالا یکیشو من تبرکاً خدمتتون عرض میکنم همین رو مثلاً.
بعد دیگه "معرفت الحکمه متن المعارف".
اینها چیزاییه که به ایشون عنایت شده، افاضه شده.
عنایات صبویی حضرت حق به قلب پاکشون بوده.
در کتاب انسان در، در
انسان کا-- انسان در عرف عرفان، انسان در عرف عرفان که قبلاً
بعضی از اون اصول چهل و هفتگانهش رو براتون گفتیم.
ابتدا بعضی از کشف کراماتشون رو بیان میکنند که
به زعم اون آیه "فاما بنعمت ربک فحدث" میگه به بقیه بگن آقا راه بازه بسم الله
و نعمتی بهت میده حدیث کن یه بخشیش رو همه بدونن که آقا اینا حقه، به حق هست.
هم شما هم بفرمایید، شما هم حرکت کنید از تو حرکت
از خدا برکت. به ایشون افاضه شده "معرفت الحکمه متن المعارف".
دیگه "یا حسن، یا حسن" اسم ایشون حسن بود.
"یا حسن خذ الكتاب بقوه".
همون فرمایش که پیغمبر عزیز عالم به ابن عربی
در خصوص کتاب بیبدیل
فصوصشون فرمودن. "خذ الكتاب" این کتاب رو بگیر.
فصوص رو پیغمبر عزیز عالم به ابن عربی عنایت فرمودند و گفتند برو این رو به مردم تعلیم بده که بیست و هفت
اصل یا بهتره بگیم مقام یا درجه از مقامات انسان در او هست و ما بیخبر که اینها در ما تعبیه شده است.
اون بیست و هفت تا رو بریم ببینیم، بخونیم.
به علاوه فس اسماعیلی حضرت استاد که میکنه ش بیست و هشت تا به عدد منازل قمر و ماه و بیست و هشت حرف
و بیست و هشت منزل عرفان و و بماند.
اما تمثلات چه بسیار کلمه تموم میشه اینجا.
این نکتهای که عرض کردم خود ایشون از در خصوص "التوحید ان تنسى،
ان تنسى غیر الله". توحید
یعنی اینکه هر کسی هر چیزی رو به غیر از الله رو فراموش کنی.
خب ما الان موحدیم یا نه؟
ظاهراً ما میگیم بله ایمان داریم موحدیم.
اما آیا همه چیز رو غیر از خدا رو فراموش کردیم؟
این درجه توحید مدرجه دیگه هر کسی یه درجهای داره.
کجا هستیم؟ ایشون میفرمایند که این چیزی که الان عرض میکنم
هم از خودشون شنیدیم هم در کتاب لقاء الله ایشون هست کسی خواست ببینه.
ایشون فرمودن یه روزی در عالم خواب در رؤیای صادقهای استادمون
آشیخ ممتازی عاملی بزرگوار رو که از
شاگردان آقای قاضی رحمت الله علیه بود.
ایشون رو در خواب دیدم. البته خود آشیخ ممتازی اون موقع بید،
در قید حیات بودند. ایشون یه کتابی در سیر و سلوک در خواب به من داد
و فرمود که "التوحید،
التوحید ان تنسى غیر الله".
اینو تو خواب به من گفت. بعد وقتی که من از خواب بیدار شدم برام جالب بود که اون رساله رو پیدا کردم.
بعد محضر ایشون رسیدم مفصله
و خوابم رو برای ایشون
ترجمه کردم. حالا به علامت تأیید یا هرچی
آشیخ ممتازی عاملی به شاگردشون استاد
حضرت آقای حسن زاده این
بیت از گلشن راز شبستری رو
میخونن که "نشانی دادندت
از خرابات که от تو،
от توحید اسقاط الاضافات".
دقیقاً همون رو در این بیتش، این یه نشونهای از
خرابات، خرابات توحید به شما دادهاند
که سیرت در حقیقت اینجا به تمام میرسه.
به اک، ته اون حالت کمال واقعی میرسه
که اسقاط الاضافات هر چیزی که اضافه است حذف کنی
که میشه همون توحید. و جالبه که در خصوص مراقبه
من مطالب زیادی آماده کرده بودم.
دو سه تا کتاب هم آوردم.
زیغ وقت هست. یکی دو تا نکته تبرکاً عرض میکنم تا یار که راه خواهد و
میلش به که باشد. توصیه میکنم
و خودم و شما کتاب منازل السائرین
خواجه عبدالله رو که بعضیا به صد منزل میشناسنش الان دست بنده هست.
این عرض شود منزل بیست و دومش رو ببینید.
پیرامون مراقبه است. سه نوع مراقبه رو ایشون اونجا بیان میکنه.
مراقبه اول و دوم و سوم.
که اصلاً مراقبه یعنی چی؟ و برای انسانهای ابتدایی، متوسط و
بالا سطح بالا هر کدوم فرق میکنه.
خیلی شیرین و عالی. بعضی از بزرگان هم قلم زدن و این رو کتاب کردن.
میتونید بخونید. ابتدای
این فصلی که در خصوص مراقبه خواجه عبدالله قلم میزنن
میفرمایند که "المراقبه
دوام الملاحظه المقصود".
این رو من یه توضیح کوچولو بدم
که اصلاً مراقبه یعنی چی؟
یعنی دوا-- اولاً دوام داشته باشه.
دائماً على الدوام یعنی آن فآن مراقب خودت باشی.
خودت کشیک نفس خودت رو بدی.
خودت پلیس خودت باشی.
مراقب خودت باشی بعد،
بعد از اون دوامش
ملاحظه مقصوده.
یعنی شما باید قصد داشته باشی.
اصلاً اولاً قصد که میکنی
اون محلی که داری حرکت میکنی و
راهل هستی اونم نه مسافر قراره بری و برنگردی.
انا لله و انا الیه راجعون
که ما در قوس صعود داریم به سمت الله حرکت میکنیم.
اینو قصد باید داشته باشی. چه قصدی؟
قصد الله. مقصود تو باید مشخص باشه
و الا مراقبه چه مراقبهایه؟
و الا ما دینداریمون
درون، درونش میشه دنیاخواهی،
درونش میشه باجخواهی،
میشه منیت، خودشیفتگی، خودبرتربینی.
میبینی که خیلیا در لباس دین
میبینی که اما دنبال دنیاشون هستن.
نه برای اینکه به سمت الله در حرکت باشن.
دیگه قصد خیلی مهمه. اونم دوامش،
توجه به قصد. اصلاً حج یعنی چی؟
میشه بفرمایین ترجمه حج یعنی چی؟
بزرگان اهل معرفت فرمودن
حج یعنی قصد. قصد چی؟
قصد اله کردن، الله کردن.
خب پیغمبر عزیز عالم فرمودن "من رآنی فقط رأی
الله" هرکس که مرا ببینه الله رو دیده.
الان انسان کامل و جانشین او کیست؟
حضرت بقیت الله الاعظم.
پس کعبه یک سنگ نشانیست
که ره گم نشود.
حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست.
کسی که قصد امام عصر میبینه، میکنه مثل علی ابن مهزیار قمی یا اهوازی ببخشید یا دیگران.
اینها وقتی که میرن قصد الله دارن که مظهر اتم اسماء الهی
که همون جمع شده در اسم جمع و جامع الهی که الله هست
که انسان کاملست رو میبینن در کنار کعبه.
اما من چرا بیبهرهام؟
هرچی داد میزنم که اللهم ارنی طلعة الرشيدة والقرّة الحميدة واجعل ناظری بنظرت منّی الیک چه، چه، چه.
و ترنا ونراك عزيز عليٍّ علی الخلق ولا تراك.
چه ادعاهایی که
عرض شود. هل الیک يا ابن احمد سبيلٌ فتلقی.
آیا راهی هست پسر رسول خدا من ملاقات کنم شما را؟
خب این ملاقات وقتی حاصل میشه که قصد الله کردم.
چرا؟ چون یا ایها الانسان
انک كادحٌ الى ربك كدحاً فملاقيه.
برای اینکه پروردگار خودت رو ببینی و ملاقات کنی.
اما از دایره سختیها میگذره که بحثش قبلاً گذشت
بین ما و شما. میخواستم از
ملا عبدالرزاق کاشانی معروف به قاصانی که البته اهل کاشان نیستن
از قاصان بودن که حالا از اونم
ترجمهای رو پیرامون همین
مراقبه داشتن عرض کنم،
از اون صرف نظر میکنم چون
س-سالگرد ارتحال ملکوتی حضرت استاد هست.
یه نکته دیگهای رو هم از ایشون بیان کنم و فصل الخطاب جلسه ما باشه.
خیلی شیرین که ایشون در خواستید رجوع کنید انتهای نامه دو
این کتابی که، کتاب سومی که دست گرفتم نامهها بر
نامههای حضرت استاد هست. اونم نه
بر نامهها، نامههاییه که در جواب نامهها داده ایشون.
نامه دوم انتهاش حضرت استاد مرقوم میکنند که هر که را مراقبت است،
حالا ببینید آثار مراقبت رو،
هر که را مراقبت است سرور است.
اح باح باح. یعنی حس حضور وقتی داره کسی
اتصال و ارتباط با مبدأ فیض
و الوهیت نظام هستی که داره وصل به کُره دیگه.
قطره وقتی رفت تو دریا دیگه میگن دريام.
اون منصور بیچاره گفت انا الحق وصل به حق بود و خودش رو حق دید
چون پرتو وجودی حق رو در خودش دید.
نفهمیدن دارش زدن مردم بیچاره.
چنین کسی سرور پیدا میکنه، فرح پیدا میکنه، نشاط پیدا میکنه.
اصلاً افسردگی چیه؟ این حرفا چیه آقا؟
چرا بعد از اشک بر امام حسین
که تمام راههای توحیدی به قول حضرت
آقای قاضی علیه الرحمه طی نمیشه مگر با سید الشهدا
اشک بر او نشاط میاره،
س-سرور میاره. الان داریم میفهمیم.
اصلاً ابتدای مراقبهست.
ما مراقبتمون در هیئتا، در جلسات روضه تازه شروع میشه.
نشاط پیدا میکنیم، آمادگی لازم پیدا میشه،
طراوت نفس حاصل میشه،
طهارت میاد و متأسفانه بعدش دیگه ولش میکنیم.
میریم دنبال لودگی. در صورتی که ابتدای اصلاً
ه-هئیت درست اونه که منبرش رو کلاس درس و بحثش رو بذاره بعد از توسل.
خدا رحمت کنه میرزا شیرازی بزرگ رو.
ایشون وقتی که البته در خصوص بسیاری از بزرگان این مطرح شده
مخصوصاً مرحوم میرزا وقتی که درس و بحث داشتن دروس حوزوی متعارف حوزوی اینا
داشتن طلاب میاومدن مینشستن.
یه پیرمرد فرتوتی مینشست رو منبر یه دقه ربعی
روضه میخوند. صلى الله عليك يا مظلوم يا أبا عبدالله همینطوری.
مرحوم کوثری نیاید تو این دیگه جماران من، بذار از ته ما.
بعد طلابی که مثل ما خشک مقدس بودن مثل بنده اشکال کردن آقا
همین یه ربع از درس وقت ما گرفته میشه.
ما از راه دور میاییم یه چهار کلام از شما یاد بگیریم.
حالا روضه رو بعداً بخونن.
ایشون فرمودن که شما وقتی وارد میشید یه دوده مثل ابر، ابر سیاهی بالا سرتونه.
بر اثر غفلت و گناه
وقتی میاد تا ایشون میگه صلى الله عليك يا
مظلوم يا أبا عبدالله همه این سیاهیها میره که من بتونم درس میدم شما بفهمید.
چون فهمیدن تو این کم مسموعه
صوت مادی که من به شما انتقال میدم نیست که.
این همش در حد ظاهره که قبلاً در خصوصش اینجا ما بحث کردیم.
فکر میکنم در ماه مبارک رمضان بود، کی بود؟
صحبت کردیم. ذهنتون آشنا هست
و الا فهم در ملکوت ایجاد میشه.
باطن شما با حضرت حق ارتباط میگیره.
به قول علامه وقتی یه چیزو فهمیدی یعنی حق به تو فهمود.
بالاترش رو بگم؟ بالاتر از این رو که حق به تو فرمود
و فهمید، ذهن تو فهمید
فرموده حق رو بالاتر از این چیه؟
اصلاً حق در تو ظهور کرد.
عجب! بله.
حضرت حق در تو ظهور کرد، تجلی کرد.
تجلی حق در وجود تو یعنی فهمیدن.
فهم در ملکوت حاصل میشه.
خب تا وقتی آلودگی هست باطن من
متاسفانه آلوده است. قوه خیالم که برزخ بین ظاهر و باطنامه حتی از جهت
طبی روح بخاری که ما الان در قسمت بازرسی بحثش رو داریم بعضی از دوستان حاضرن
در خصوص روح بخاری چند جلسه است داریم صحبت میکنیم و اهمیتش
که برزخ بین نفس و بدنه.
نفس از طریق روح بخاری احکامش رو در بدن
ان-- اِ-- اِ-- حکم میکنه و اگر روح بخاری رو برداری نفس دیگه هیچ رابطهای با بدن نداره.
حتی روح بخاری اگر چنانچه تصفیه نباشه، معتدل نباشه، نفس نمیتونه اراده کنه.
س-- طرف سسته. ده بار
موبایلشو کوک میکنه بلند شه هی خاموش میکنه آخرشم پا نمیشه.
چرا؟ روح بخاریش معتدل نیست.
نفس نمیتونه ارادهشو به بدن انتقال بده.
پاشو از جا بکَن.
روح بخاری اعتدال نداره یعنی چی؟
یعنی بی-- از جهت معنوی میگیم آلودگی.
حالا قوه خیال آلوده بشه خیلی سختتر میشه.
که راههای تطهیرشو اینجا گفتیم.
اگر کسی خدایی نکرده عقلش مشوب به وهم بشه، خیلی سخته
با سجدههای طولانی در س-رساله سیری رسول
که سید بهرام غروب های
جمعه عزیزانی که کانال رو دنبال پیگیری میکنند دیدن اونجا ما عرض کردیم یکی
از راههای تطهیر قوه خیال سجدههای طولانیه.
چرا از جهت پزشکی؟ تنها جاییه که قلب میاد بالا سر
مغز قرار میگیره و پمپاژ خون بیشتر میشه.
این از-- البته وجه ظاهریشه، جلوه ظاهریشه.
به هر حال بالاتر از این، که چی؟
خدا در تو ظهور کرد که فهمیدی.
آقا تا اون صل الله علیک یابن عبدالله نباشه این غبارات نمیذاره بفهمی.
اصلاً ارتباط با ملکوت قطع میشه.
قربون همهتون برم. که علامه حسن زاده علیه الرحمه روحش شاد که همه
مدین ایشون هستیم که به یادگار این معارف حقّه رو و عرشی رو برای ما
گذاشتن و رفتن. میفرماید این یعنی تنزل ملک در صغره تو، در صغره نفس تو، در اون باطن در مکمن غیب تو.
یعنی ملک که واسطه فیض الهیه در
نفس تو نازل شد که تو فهمیدی.
اما در عین حال نزول ملک
فک-- فک-- "فتمثل الله
ها بشراً سویا"
اون ملکی که در صغر نفس تو ظهور کرد
و متمثل شد برای تو،
چ-- حالا یا به صورت صوت و
لفظ عبارت اینجا فرمود
یا به صورت شکل و ا-افراد و اشخاص
مثلاً به صورت یک انسان روحانی میبینی پیام الهیه.
توجه کردی؟ اون یعنی چی؟
خدا در تو از طریق ملک ظهور کرد که تو بفهمی.
و اگه تا این آلودگیها باشه که نمیشه که.
فصل الخطاب. حالا من ادامه هم ندادم.
این انتهای نامه خیلی شیرین و عالی تموم میشه.
تو همین کلمه اولش موندیم بحث سرور
که حضرت ادامه-- حضرت علامه ادامه میدن که
ما هم دیگه وقتمون تموم شده. که میفرمایند
"چه این که کلید نیکبختی در مشت اوست."
کی؟ کسی که اهل مراقبه است
"و نگین پیروزی در انگشت او." همه این کلمات حساب شده به کار رفته.
نگین پیروزی. نگین سلیمان که میگن
در انگشت کیه؟ کسی که مراقبه داره.
مراقبه رو تو یه جمله بگم و بعد سلام.
تو یه جمله تمام. آقا مراقبه یعنی چی؟
یعنی حس حضور.
عالم یه جمله هست تمام داره.
امروز هم رهبر عزیزمون در فرمایشاتشون
در دیدارشون با مردم به مناسبت هفته دفاع مقدس یه جمله firamoon مراقبت گفتن.
ا-البته در خصوص مراقبت از
کیان انقلاب و حفظ ارزشها و سیاستمون و اینها فرمودن
جوونها این بحث مراقبهست هست در همه حوزهها و ا-ارسه ها هست.
فرمودن جوونهای ما رفتن خانوادههاشون رو داغدار کردن
که پرچم دشمن
بیرون از مرزهای ما یا حتی از لب مرزهای ما برافراشته نباشه.
اونا بر ما مستولی نباشند.
جانشون رو دادن برای این. بعد امروز
نفوذیها از داخل دارن این پرچمها رو بلند میکنند و اسم بردند ایشون.
مخصوصاً از آموزش و پرورش، مخصوصاً از صدا و سیما،
از وزارت علوم، از وزارت بهداشت.
همین امروز رهبر عزیزمون جانم به فداش
بعد فرمودن باید مراقبت کرد
در مقابل نفوذ. تمام قد
هشدار دادن ایشون. این یه مراقبهست.
توجه کردید؟ هفته دفاع مقدس هم هست همش روح همهشون شاد.
خب معنی مراقبه یعنی حس حضور.
یعنی من خودم رو آنفعان در محضر حضرت حق ببینم.
این کلیدواژه سعادت و موفقیته.
اگر حوصله داشته باشید این بحثها رو با هم ادامه بدیم بعداً میرسیم به اینکه اصلاً توحید چیزی جز این نیست.
اصلاً معرفت نفس چیزی جز این نیست.
اصلاً قرآن نیامده مگر به خاطر این.
اصلاً تمام صد و بیست و چهار هزار پیغمبر که اونم رمزه نه یعنی صد و بیست و چهار هزار پیغمبر نه به علاوه
یک و نه منهای یک.
بلکه یک رو دو برابر کن میشه دو.
دو رو دو برابر کن میشه چهار. عدد کثرت هزار، هزار، هزار.
یعنی هرچی بخوای ما نبی آوردیم، رسول آوردیم،
کتاب آوردیم که بگیم این جمله
حضرت امام، این حکیم و متهله معاصر ما رو تمام فصل الخطاب جلسه امروز که عالم به، به، به، به، عالم
محضر خداست.
در محضر خدا معصیت نکنیم.
الحمد لله رب العالمین. صلوات بفرستید.
جلسه قبل
جلسه بعد