ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 055

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

سوم شعبان؛ پرتوی از عظمت حسین

روز سوم شعبان روزی بسیار نورانی است. رهبر به سخن شیرین میرزا جواد آقا ملکی تبریزی اشاره می‌کنند که این روز را باید پرتوی از عظمت حسین بن علی علیهماالسلام دانست؛ روزی بزرگ و پرتویی از عظمت آن حضرت. عظمت امروز همین بس که پرتوی از نور ارباب را دارد.

ختم صلواتی به یادگار از شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی برای برآوردن حاجت از امروز آغاز می‌شود. پیش‌تر به تفصیل آمده که میان هر کس و روز و ساعت ولادت یا وفاتش ربط وجودی هست. در انسان کامل نسبت برعکس است: آن روز و ساعت با انسان کامل ربط وجودی دارد؛ در ما به عکس، بر پایهٔ ملکات نفس و بذر صور برزخی، روز و ساعت خاصی برای رحلت رقم می‌خورد. این روز فرخنده به‌ویژه بر پاسداران نیز مبارک است.

از حاج قاسم نقل است: «من متعلق به آن صفایی هستم که چشم بر هم نمی‌گذارد تا دیگران در آرامش بخوابند.» این عظمت سپاه اسلام است. رهبر دربارهٔ زندگی‌نامهٔ پاسداران می‌فرمایند اگر قطعه‌هایی از زندگی آنان کتاب شود و به زبان‌های گوناگون ترجمه گردد، از هر ده خواننده‌ای که با فضای شهدا و انقلاب آشنا نیستند، هشت‌نه نفر می‌گویند افسانه است؛ در حالی که افسانه نیست، واقعیت بوده و هست: زندگی‌ای فوق طور مادی، عیشی دیگر.

کلمهٔ پنجاه‌وچهار؛ یَقَظه

آن عیش از کجا می‌آید؟ با کلمهٔ پنجاه‌وچهار از صد کلمه در معرفت نفس پیوند دارد. استاد می‌فرماید: آنکه در معرفت نفس به مرحلهٔ یَقَظه قدم نهاد، بسیاری از دانش‌ها را بیش از خواب و خیال ارزش نمی‌نهد. یَقَظه یعنی بیداری. برخی حکما و عرفا آن را قیام‌نمودن برای حق دانسته‌اند: انسان بیدار می‌شود و راست‌قامت می‌گردد. رستاخیز در اصل «راست‌خیز» بوده است؛ انسان راست می‌خیزد، چشم تیز می‌شود:

«فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ» (ق/۲۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پرده از تو برگرفتیم؛ پس امروز دیده‌ات تیز است.

مو بر اندام راست می‌ایستد؛ چون سربازی در برابر فرمانده. رستاخیز همین است: همه راست می‌ایستند و کلمه‌ای جز به اذن الهی بر زبان نمی‌رود. یَقَظه چنین بیداری است؛ قیام برای خدا.

امام خمینی پیوسته این آیه را در آغاز و پایان درس می‌خواندند:

«قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ» (سبأ/۴۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو شما را تنها به یک چیز اندرز می‌دهم: اینکه برای خدا به‌پا خیزید.

و نیز قیام لله مثنی و فرادی. تا انسان به یَقَظه نرسد، قیام للّه نیست؛ ناآگاه چگونه برای خدا به‌پا خیزد؟

برای نوجوانانِ به‌بلوغ‌رسیده، دوره‌ای از منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری از واجبات تربیتی است؛ اگر با شرح میسر نشود، دست‌کم خود متن. نخستین منزل از صد منزل سالک الی الله که می‌خواهد للّه قیام کند، یَقَظه نام دارد.

نائم بودن مردم و منبّه الهی

صفی‌الدین محمد طارمی در رسالهٔ انیس العارفین در شرح منازل السائرین می‌گوید: بی‌گمان انسانِ فرو رفته در قوای نشئه و غافل از حق و از نور فطرت، به مقتضای طبیعت همچون نائم است. آنکه در حجاب تعلقات دنیاست پرده‌ها کنار نرفته؛ به فرمودهٔ پیامبر، مردم خواب‌اند: الناس نیام. پس لابد از منبّهی است که او را بیدار کند؛ و آن واعظ الله است. خداوند وعظ می‌کند، اما وسیله‌ای دارد. در قلب، به سبب فیضان نور اسم هادی، این بیداری رخ می‌دهد. نور هادی در طول ولایت کلیهٔ الهیه است؛ و لکل قوم هاد. هدایتگر، انسان کامل و امام زمان است که ریشهٔ همه امیرالمؤمنین است. نور ولایت که تجلی کرد هدایت آغاز می‌شود؛ و این حالت آغازین را یَقَظه گویند: منزل اول، که انسان نیت می‌کند للّه قیام کند.

علمِ نور و حبّ حسین

علامه ادامه می‌دهد: آنکه بدین حالت درآید، دیگر عمر را با دانش‌های بیهوده تلف نمی‌کند؛ آن‌ها را خواب و خیال می‌پندارد. آن علمی که نور نفس است دیگر است؛ اشاره به حدیث العلم نورٌ یقذفه الله فی قلب من یشاء. هر که را خدا بخواهد، نور را در دلش می‌افکند؛ قذف، افکندن. چنان‌که فرموده‌اند هر که را خدا خیر خواهد، نخست حبّ حسین را در دلش می‌افکند. دام عشق خدا حبّ امام حسین و زیارت اوست. هدایت از مسیر ولایت است.

فضلِ تعیّش؛ عیش آخرت

و آن فضلی که عنوان تعیّش است دیگر. پس از یَقَظه نوبت انتباه است و سپس توبه و رجوع الی الله؛ عنوانی نو. فضل آنجا فرود می‌آید که استحقاق نبوده و لطف مستقیم حق برتری بخشیده است؛ تعیّش، زندگی‌ای دیگر. برخاسته از روایت مشهور غزوهٔ خندق: پیامبر مهاجر و انصار را گرسنه و بی‌توجه به سختی دید و فرمود: اللهم إنّ العیش عیش الآخرة؛ زندگیِ واقعی عیش آخرت است. آنان عهد بستند تا پایان با پیامبر بمانند؛ گویی با این سخن شارژ شدند تا چشم به اجر آن‌سو بدوزند. علامه می‌گوید این فضلْ برتری می‌بخشد و برنامهٔ زندگی دیگری می‌گشاید؛ چشم به جایی دیگر باز می‌شود.

سلامی که جواب می‌شنود

یکی از عرفا به‌سوی کربلا می‌رفت. در راه روستایی ژولیده راهش را گرفت. پرسید کجا می‌روی؟ گفت زیارت اباعبدالله. پرسید چرا؟ گفت سلامی بدهم. گفت تا کنون این‌همه سلام دادی، جواب گرفتی؟ گفت نه. فرمود طوری سلام بده که جواب بشنوی؛ آنان جواب می‌دهند. سپس رو به کربلا گفت: السلام علیک یا اباعبدالله. عارف دید زمین و زمان و کوه و دشت جواب می‌رسانند: و علیک السلام. تن لرزید. گفت می‌توانی چنین سلام دهی؟ گفت بعید می‌دانم. گفت اکنون بگو. گفت السلام علیک یا اباعبدالله؛ جواب آمد، اما نه با آن عظمت که همهٔ هستی همصدا شود. این همان تعیّش دیگر است: معاشقه با حقایق دیگر؛ فراغت از دنیای عادی و تعلقات.

جمع‌بندی کلمهٔ یَقَظه

یَقَظه بیداری از خوابِ طبیعت است، نه صرفاً اطلاعات بیشتر. تا این بیداری نیاید، قیام للّه شعار می‌ماند. منبّه، فیضان نور هادی از مجرای ولایت است؛ و نشانه‌اش آن است که علوم پراکندهٔ بی‌نور، قدر خواب می‌یابند و علمِ مقذوف در قلب ارج می‌گیرد. حبّ حسین آغاز خیر الهی است؛ و تعیّشِ اخروی، برنامهٔ پس از بیداری. زندگی پاسداران و اولیا نمونه‌ای محسوس از عیشی فوق طور مادی است؛ و سلامِ با گوشِ جان، نمونهٔ تعیّش دیگر. سوم شعبان یادآور عظمتی است که این بیداری را ممکن می‌سازد. عاقبت به خیر به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

ربط وجودی ایام و انسان کامل

هر کس در وقتی به دنیا می‌آید یا از دنیا می‌رود، میان او و آن روز و ساعت ربط وجودی هست. کیفیت وجود و ملکات نفس — که بذر صور و اشکال برزخی را می‌سازند — روز و ساعت رحلت را رقم می‌زنند. در انسان کامل نسبت معکوس است: آن روز و ساعتی که او متولد می‌شود یا رحلت می‌کند، با حقیقت او ربط وجودی دارد. ازاین‌رو سوم شعبان تنها تقویم نیست؛ پرتوی از عظمت حسین است که با حقیقت آن حضرت گره خورده است.

زندگی فوق طور مادی

رهبر می‌فرمایند اگر قطعه‌های زندگی پاسداران را کتاب کنید و برای مردمی ناآشنا با فضای شهدا و انقلاب و هجرت و کردستان توضیح دهید، از هر ده نفر هشت‌نه نفر می‌گویند افسانه است. حال آنکه افسانه نیست؛ واقعیت داشته و دارد. زندگی‌ای فوق طور مادی است؛ عیشی دیگر. این عیش از کجا می‌جوشد؟ همان نقطه‌ای که بحث معرفت نفس به کلمهٔ یَقَظه می‌رسد.

یَقَظه؛ راست‌خیزی برای حق

یَقَظه بیداری است؛ و برخی آن را قیام برای حق گرفته‌اند. انسان بیدار می‌شود، چنان‌که راست‌قامت می‌گردد. رستاخیز در ریشهٔ زبانی «راست‌خیز» بوده است. چشم تیز می‌شود؛ مو بر تن راست می‌ایستد؛ چون سربازی که در برابر فرمانده سیخ می‌ایستد. در رستاخیز همه چنین‌اند و کلمه‌ای جز به اذن الهی بر زبان نمی‌رانند. یَقَظه حالتی است که انسان یک‌باره برای خدا بلند می‌شود.

امام خمینی آیهٔ «ان تقوموا لله» را پیوسته در درس می‌خواندند: یک موعظه، همین بس که برای الله قیام کنید؛ مثنی و فرادی. تا به یَقَظه نرسیده، قیام للّه بی‌معناست. برای نسل نوجوانِ بالغ، خواندن منازل السائرین — دست‌کم متن — تأکید شده است؛ زیرا اولین منزل سالک، یَقَظه است.

واعظ الله و نور هادی

طارمی می‌گوید انسانِ مغروق در قوا و غافل از حق و نور فطرت، به حقیقت همچون نائم است. پیامبر فرمود الناس نیام. پس منبّهی می‌خواهد؛ واعظ الله. خداوند وعظ می‌کند از راه فیضان نور اسم هادی در قلب. این نور در طول ولایت کلیه است؛ هادیِ هر قوم، انسان کامل است و ریشه در امیرالمؤمنین دارد. چون نور ولایت تجلی کرد، هدایت آغاز می‌شود؛ و نام این آغاز، یَقَظه است: نیت قیام للّه.

ترک دانش‌های بی‌نور

کسی که به یَقَظه درآید دیگر عمر را پای دانش‌هایی که دیگران می‌فروشند نمی‌گذارد؛ آن‌ها را خواب و خیال می‌شمارد. علمِ دیگر، نور نفس است: العلم نور یقذفه الله. خدا نور را در دل می‌افکند. همچنان که هر که را خیر خواهد، حبّ حسین را در دلش می‌افکند؛ دام عشق الهی. هدایت از مسیر ولایت است.

تعیّش؛ برنامهٔ تازه پس از بیداری

پس از یَقَظه، انتباه و سپس توبه می‌آید؛ عنوانی نو. فضل آنجا فرود می‌آید که استحقاق نبوده و لطف حق برتری داده است. تعیّش یعنی زندگی دیگر. پیامبر در خندق فرمود عیشِ واقعی عیش آخرت است؛ و یاران با این سخن برای اجر آن‌سو آماده شدند. چشم به جایی دیگر باز می‌شود؛ معاشقه با حقایق دیگر.

سلامِ مجاب و جمع‌بندی

عارف در راه کربلا از روستایی شنید: طوری سلام بده که جواب بگیری. چون او سلام داد، زمین و زمان جواب رساندند. عارف نیز سلام کرد و جواب شنید، اما نه با آن عظمت. این تعیّش دیگر است. یَقَظه بیداری از خواب طبیعت است؛ منبّه‌اش نور هادی از مجرای ولایت؛ نشانه‌اش بی‌ارزش‌شدن علوم بی‌نور و ارج‌گرفتن علم مقذوف؛ میوه‌اش تعیّش اخروی و سلامِ با گوش جان. سوم شعبان یادآور این افق است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.