ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 054

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

وظیفهٔ خواص در شناساندن فرد اصلح

در آغاز جلسه، استفتایی از رهبر معظم انقلاب دربارهٔ انتخابات مطرح می‌شود. پرسش این است که وظیفهٔ روحانیون و خواص در قبال شناساندن فرد اصلح چیست. در چنین مراکزی، جمع حاضر باید زبده و عصارهٔ فضائل باشند؛ خواص‌اند. آیا از لحاظ شرعی تکلیفی بر عهدهٔ آنان هست که فرد اصلح را به مردم بشناسانند؟

رهبر معظم می‌فرمایند همگان، به‌ویژه خواص و علما، وظیفه دارند. وظیفهٔ علما و خواص ویژه است: با حداکثر دقت — نه بی‌دقتی — افراد اصلح را با حجت شرعی شناسایی کنند، به مردم معرفی نمایند و مردم را در انتخاب درست یاری دهند. عدم دخالت خطرناک است؛ اینکه کسی بگوید به من چه، هرکس خودش برود و انتخاب کند، خطرناک شمرده شده است. در عین حال تأکید می‌کنند که دخالت بدون بصیرت و بدون حجت نیز خطرناک است. کسی که حجت و بصیرت ندارد و دخالت کند، همان اندازه زیان‌بار است.

شهادت موسی بن جعفر و اتاق شخصی امام

تسلیت روز پر از حزن شهادت موسی بن جعفر علیهما السلام با جمله‌ای پرمعنا از رهبر معظم همراه می‌شود. پرسش این است که در اتاق شخصی آن حضرت چه بوده است؛ رهبر معظم سه چیز را برمی‌شمارند.

شمشیر: نماد انتظار جهاد

نخست شمشیر، نماد انتظار برای جهاد. در آن زمان جهاد به معنای جهاد ابتدایی نبود؛ امامان از امیرالمؤمنین تا پس از او دستور صبر داشتند. این انتظار برای جهاد در رکاب امام عصر است. آیا ما نباید منتظر باشیم؟ امام صادق علیه‌السلام فرمود:

«لَوْ أَدْرَكْتُهُ فِي أَيَّامِ عُمُرِي لَخَدَمْتُهُ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اگر او را در ایام عمرم درک می‌کردم، قطعاً خادمش می‌شدم.

شمشیر در اتاق حضرت نماد آن است که صبح و شب باید این حالت انتظار باشد؛ حالت تجافی میان نشستن و برخاستن: نشسته و در عین حال آمادهٔ برخاستن و خدمت.

لباس خشن: نماد زهد

دوم لباس خشن، نماد زهد و بی‌رغبتی به دنیا. رهبر معظم سه چیز را برمی‌شمارند و می‌گذرند؛ تبیین نمادین را می‌توان چنین گفت. نقل است امام صادق علیه‌السلام لباس ظاهری آراسته و مجلسی می‌پوشید. کسی طعنه زد؛ حضرت یقه و لب پیراهن را پایین آورد و لباس زیرین خشن، همچون گونی نامرغوب، را نشان داد و فرمود این رویه را برای امثال شما پوشیده‌ام و آن زیرین را برای خودم تا دلم به دنیا خوش نباشد و خشونتش به خودم اصابت کند. آیا ما بی‌رغبت به دنیا هستیم؟ حب الدنیا رأس کل خطیئة است؛ رغبت به دنیا سرچشمهٔ هر خطاست.

قرآن در اتاق شخصی

سومین چیز در اتاق شخصی حضرت، قرآن است. قرآن همه چیز در آن است. ابن مسعود، صحابی پیامبر، از دستورات پیامبر نقل کرده است:

«مَنْ أَرَادَ عِلْمَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ فَلْيُثَوِّرِ الْقُرْآنَ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر کس علم اولین و آخرین را اراده کرده، آیات قرآن را زیر و را کند.

زیر و را کردن آیات غیر از برائت ظاهری و گذشتن سطحی است؛ کاوش عمیق در آیات مراد است.

کلمهٔ پنجاه‌وسه: نصاب استکمال

کلمهٔ پنجاه‌وسه از صد کلمه در معرفت نفس چنین است: آن که گوهر نفس ناطقه‌اش به نصاب استکمال و ترقی خود رسید، همان‌طور که اجداث را قبور اجساد می‌بیند، اجساد را نیز اجداف نفوس می‌یابد؛ و چنان‌که موت ارادی را کمال جوهر حیّ ناطق، و موت طبیعی را متمم این کمال می‌یابد.

نصاب یعنی حد و اندازه؛ چنان‌که در زکات از نصاب طلا و نصاب شتر سخن می‌رود: رسیدن به حدی معین. آن که گوهر نفس ناطقه‌اش به نصاب استکمال و ترقی رسید، به آنجا که باید برسد رسیده است.

اجداث، قبور اجساد

اجداث — با ث — جمع جدث به معنای قبر و گور است. همان‌طور که اجداث را قبور اجساد می‌بیند — گورستان را محل دفن این جسد می‌بیند — اجساد را نیز اجداف نفوس می‌یابد.

انسان بدن دارد و پشت بدن. بدن ظاهری دفن می‌شود؛ سپس بدن برزخی که در خواب با آن این سو و آن سو می‌رود — بدن مثالی — و سپس بدن‌های دیگر در طول هم. تفاوت این بدن‌ به نقص و کمال است. مراد از اجساد دوم همان بدن‌های برزخی و عقلی و مراتب بالاتر است. یعنی بدن برزخی قبر نفس می‌شود.

فشار قبر بر کدام بدن؟

فشار قبر، تنگی و ظلمت و تنهایی قبر که پیامبر فرمود هر روز قبر صدا می‌زند، به زمین وجود خود انسان نیز مربوط است؛ خاک نیز حق است و بدن ظاهری اینجا دفن می‌شود. اما اصل قبری که فشار قبر بر آن مترتب است و تنگی و ظلمت بر آن است — که له می‌کند؛ ضیق و صعب مال آنجاست؛ «حفرة من حفر النیران» یا «روضة من ریاض الجنة» آنجا است — بدن برزخی است. اجساد در طول این بدن ظاهری همان‌اند؛ آن‌ قبر می‌شوند.

گاه بدن سالم و رنگ‌رخسار گل‌انداخته و لباس آراسته است؛ ناگهان خبر ناگواری می‌رسد، رنگ می‌پرد، حال بد می‌شود و چنان تحت فشار قرار می‌گیرد که حوصلهٔ هیچ چیز نمی‌ماند. گاه در خواب چنان فشاری می‌آید که گویی سنگین از روی انسان رد می‌شود؛ ترس و رعب و ضیق، در حالی که بدن ظاهری سالم است. فشار بر کدام آمد؟ بر بدن برزخی؛ فشار بر آن مترتب می‌شود.

استکمال ما و تکمیل عالم بالا

علامه می‌فرماید اگر کسی نفس ناطقه‌اش را به آن حد و نصاب استکمال برساند — استکمال سیری است که در آن طلب کمال می‌کنیم — پس از آنکه عالم بالا حرکت ایجادی می‌کند: ارواح، عقول، مفارقات، مرسلات و ملائکه بر ما حرکت ایجادی دارند و می‌خواهند تکمیل شویم. حرکت آنان تکمیلی است و حرکت ما استکمالی. ما طلب کمال می‌کنیم و آنان افاضه می‌کنند و کمال را به ما می‌رسانند.

اگر سیر استکمالی به حدی خوب رسید و ترقی کرد، این بدن برزخی و ابدان دیگر که در طول هم‌اند را قبر اصلی نفس خود می‌بیند و مراقب می‌ماند که قبر را درست کند و چراغ برای قبر بسازد و به فکر قبر باشد. این بدن‌ هم‌اکنون ساخته می‌شوند: هم‌اکنون بهشت ساخته می‌شود یا جهنم.

عمل مشخص بدن برزخی؛ علم مشخص نفس برزخی

پیشتر بر اساس یچه کسی از اصول کتاب شریف انسان در عرفان علامه حسن‌زاده گفته شد که عمل مشخص بدن برزخی ماست و علم مشخص نفس برزخی ما. علم باور و باطن پس از مرگ را شکل می‌دهد؛ ظاهر — بدن برزخی که قرار است قبر نفس شود — را عمل می‌سازد. با اعمال قبر شکل می‌گیرد. اگر عمل بهشتی باشد قبر بهشت است؛ اگر عمل جهنمی باشد قبر جهنم است.

آیهٔ من فی القبور

«وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِي الْقُبُورِ» (فاطر/۲۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و تو نمی‌توانی کسانی را که در گورهایند شنوا سازی.

انتهای آیهٔ بیست‌ودو سورهٔ فاطر است. خداوند به پیامبر می‌فرماید تو نمی‌توانی کسانی را که در گورستان فرا رفته‌اند چنان شنوا سازی که بفهمند چه می‌گویی؛ رهایشان کن. مراد کسانی‌اند که ابدان برزخی‌شان دفن شده — بدن‌هایی برای خود ساخته‌اند که دیگر جهنم است؛ حرف حق در گوششان نمی‌رود.

موت ارادی کمال جوهر حی ناطق

چنان‌که موت ارادی را کمال جوهر حیّ ناطق می‌یابد. این وجود — نفس ناطقه که قرار است به کمال برسد، حیات دارد و نطق دارد — کمالش کجاست؟ موت ارادی. «موتوا قبل أن تموتوا». کسی که این موت را ندارد، کمالی را که باید نداشته است.

و موت طبیعی — آنچه ما منتظریم و موضوع بحث‌های کتاب الموت مرحوم مجلسی است — را متمم این کمال می‌یابد.

«مَنْ مَاتَ فَقَدْ قَامَتْ قِيَامَتُهُ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر کس بمیرد، قیامتش برپا شده است.

این قیامت صغری است. این موت، موت طبیعی است که ما همان را تن موت می‌بینیم. موت طبیعی که منتظریم متمم است؛ متمم را به این می‌زنند. هنوز موت ارادی انجام نشده که نوبت به آن برسد؛ مقدمه را نداریم. باید خود را به موت ارادی رساند — معنایی که پیشتر چندین بار بازگفته شده است.

عاقبت به خیر شدن به برکت صلوات بر محمد و آل محمد است.

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.