د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۵۳
دارای متن همگام
وظیفهٔ خواص در شناساندن فرد اصلح
صد کلمه در معرفت نفس ۵۳
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۳:۲۶
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۹ سرفصل
## وظیفهٔ خواص در شناساندن فرد اصلح
۰:۰۳
## شهادت موسی بن جعفر و اتاق شخصی امام
۱:۵۶
## شمشیر: نماد انتظار جهاد
۲:۲۳
## لباس خشن: نماد زهد
۲:۴۳
سومین چیز در اتاق شخصی حضرت، قرآن است. قرآن همه چیز در آن است. ابن مسعود، صحابی پیامبر، از دستورات پیامبر نقل کرده است:
۵:۳۶
## کلمهٔ پنجاهوسه: نصاب استکمال
۶:۰۳
## استکمال ما و تکمیل عالم بالا
۹:۰۹
## عمل مشخص بدن برزخی؛ علم مشخص نفس برزخی
۹:۲۹
## موت ارادی کمال جوهر حی ناطق
۱۰:۰۶
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیات. السلام علیکم و رحمة الله.
استفتایی شده از رهبر عزیزمون در خصوص انتخابات که
سؤال اینه وظیفه روحانیون و خواص
در قبال شناساندن فرد اصلح چیست؟
یعنی نظر بنده را بخواهید این جماعت در این مرکز
باید زبده سازمان باشن از هر لحاظ.
عصاره و چکیده فضائل سازمان اینجا باید جمع باشه، باید باشه.
یعنی شما همه خواصید. حالا آیا از لحاظ شرعی تکلیفی بر عهده آنها می باشد؟
بر عهده خواص که چیکار کنن؟
فرد اصلح رو شناسایی بدن به مردم.
رهبر فرمودن که همگان
به ویژه خواص و علما یعنی همه وظیفه دارن اما
علما و خواص و اینا وظیفه شون ویژه است.
به ویژه خواص و علما وظیفه دارن با حداکثر دقت، نباید بیدقتی،
افراد اصلح را با حجت شرعی
شناسایی کرده و به مردم معرفی کنند
و مردم را در انتخاب درست یاری دهند.
عدم دخالت خطرناک است.
کسی بگه آقا به من چه هرکی بره خودش انتخاب کنه، خودش
پیدا کنه. میگن حضرت فرمودین خطرناکه.
البته باز تاکید دارن که دخالت
بدون بصیرت و حجت هم خطرناک است.
اگه کسی حجت نداره، بصیرت هم نداره،
بیاد دخالت کنه اینم خطرناکه.
تسلیت عرض میکنم به نوبه خودمون این روز پر از حزن و اندوه رو،
روز شهادت عجیب و غریب جد
آقا امام زمان حضرت موسى بن جعفر علیهم الصلاة والسلام.
در فرمایشات رهبر عزیزمون
یه جمله خیلی پرمعنایی دارن در خصوص
اتاق شخصی آقا موسى بن جعفر.
الان مثلا ما تو اتاق شخصیمون چیا داریم؟
چه چیزایی داریم؟ تو اتاق شخصی حضرت موسى بن جعفر چی بوده؟
چه چیزایی بوده؟ رهبر فرمودن سه چیز.
سه تا چیز تو اتاق شخصی مال خود حضرت موسى بن جعفر بوده.
یک، شمشیر که نماد
انتظاره برای جهاده.
چون اون زمان که جهاد به اون معنای
چیز که نبود که جهاد ابتدایی.
همشون دستور صبر داشتن از باباشون امیرالمؤمنین بگیر تا...
این انتظار برای چیه؟ جهاد در رکاب امام عصر ماست.
بعد ما، ما منتظر نباشیم؟
همونطور که امام صادق صلوات الله علیه
فرمودن که "لو أدرکته"
اگه من "في أيام عمري"
اگه من درک میکردم
او رو یعنی امام عصر رو، امام زمان ما رو "لخدمته"
قطعاً خادمش میشدم.
الله اکبر. این
شمشیر که در اتاق حضرت بوده نماد انتظار برای جهاده.
یعنی ما صبح و شبمون باید این حالتو داشته باشیم، حالت انتظار.
حالت تجافي دیدی بین
نشستن و پا شدن. میشینی
به این حالت باشی، منتظر.
دو، فرمودن لباس خشن.
لباس خشن نماد چیه؟
حالا این تحلیلش رو، توضیحش رو رهبر نمیفرمایند.
رهبر تو-- همون سه تا رو میگن میرن.
بنده دارم برای شما عرض میکنم.
نماد زهد در دنیاست.
یعنی بیرغبتی به دنیا.
لباس خشن مثل اینکه امام صادق صلوات الله علیه لباس خیلی گلبلبل و خوشگل و اینا تنش بود ظاهراً.
به قول امروز ما شیک و مجلسی و خوش تیپ کرده بود.
بعد یکی تیکه انداخت به حضرت.
حضرت اینطوری لب پیراهن و این یقه ش رو به قول ما آورد پایین، اون زیر رو نشون داد.
مثل گونی شکل خشن. لباس زیریش خشن بود.
به قول ما نامرغوب بود. حضرت فرمود این رویه رو
برای امثال شماها پوشیدم اون، اون زیریه رو برای خودم
که دلم به دنیا خوش نباشه.
اون خش-خشونتش به
خودم اصابت کنه. واقعاً ما بیرغبت هستیم به دنیا؟
این رغبت به دنیا که حب الدنيا رأس كل خطیه.
حالا چون من خودم گرفتارم اجازه بدید ادامه ندم اینجا.
و سومین چیزی که هست
در ک-- اتاق شخصی حضرت بوده قرآن.
به به! به به، به قرآن .
قرآن که همه چی درشه. به قول ابن مسعود اون صحابی پیغمبر
، از دستورات پیغمبر این رو فرمود.
یعنی زیربنای این فرمایشش دستورات پیغمبر که "من أراد علم الأولين والآخرين
فليصور القرآن". هر کس علم اول و آخر را اراده کرده،
شخ بزنه، زیر و رو کنه آیات قرآن رو.
که مال بعضیا فقط برائت ظاهری میکنیم رد میشیم.
زیر و رو کردن به ما неприتلف.
این کلمه پنجاه و سه رو هم عرض کنم و که از درس و بحث اونجا نمونده باشیم روزهای سه شنبه.
آن که گوهر نفس
ناطقهاش، حالا هر کدوم این کلمات توضیح داره اجازه بدید رد شم.
شما ب saidتون حوصلهش بعید میدونم ندارید
آن که گوهر نفس ناطقهاش به نصاب استکمال و ترقی خود رسید، نصاب یعنی حد،
اندازه. مثلا اینکه نصاب طلا، نصاب شتر، مثلا در زکات میگن
یعنی به یه حدی رسید.
آن که گوهر نفس ناطقهاش به نصاب استکمال و ترقی خود رسید یعنی به اونجا که باید میرسید رسیده دیگه.
همانطور که اجداف را با ث سه نقطه، اجداف
جمع جد، س جدست.
یعنی قبر، گور.
همانطور که اجداث را
قبور اجساد میبیند؛
یعنی اون گورستانو، اون قبرستانو
محل دفن این جسدها
میبینه. همونطور که این رو محل دفن جسدها میبینه،
اجساد را
که ما گفتیم ما بدن داریم پشت بدن.
این بدن الان بدن ظاهری که دفن میشه بعد
بدن برزخی که باش تو خواب اینور اونوریم بدن مثالی.
بدن برزخی بعد بغل بدنها داریم تو در طول هم.
تفاوتشون هم به نقص و کمالشونه.
منظور از این اجساد دوم اون بدنهاست.
اون بدنهای برزخی و عقلی و همینطور بروید تا بالا.
اجساد را نیز اجداف
نفوس مییابد. یعنی چی؟
یعنی اینکه اون بدن برزخیش
میشه قبر نفسش.
این فشار قبر، این تنگی و ظلمت قبر، این تنهایی قبر
که فرمود پیغمبر که هر روز،
هر روز قبر صدا میزنه.
زمین، زمین منظور اون
زمین وجود خودته. خاک قضیه.
اینم حقه البته که این زمین هم چون بدن ما میشه بدن ظاهریمون اینجا دفن میشه.
اما اصل اون قبری که منظور نظر روایاته
که فشار قبر بر اون مترتبه.
تنگی و ظلمت بر اونه.
اون له میکنه به عبارتی.
ذیق یا صع مال اونجاست.
حفرة من حفر نيران اونجاست.
روضة من رياض الجنة اونجاست.
اون بدن برزخیه. اون اجساد
در طول این بدن ظاهری اونه.
اون میشه قبر. دیدی گاهی اوقات فشار، بدنت سالم سالم،
لپت هم گل انداخته، لباس شیک، یهو یه خبر ناگوار بهت میرسه،
رنگت میپره، اصلا حالت بد میشه، چنان تحت فشار قرار میگیری میگی برید، برید حوصله ندارم.
تحت فشار عجیب. گاهی اوقات خواب هستی، خوابیدی،
چنان فشار بهت میدن انگار لهت که اصلا یه تریلی میاد از رو رد میشه.
یه تانک از رو رد میشه تو خواب میبینی.
چه احساسی داری؟ چه ترس و رعب و وحشت و ذیق و فشاری.
در صورتی که بدنت سالم سالم که.
این به کجا فشار اومد؟ اون، اون بدن برزخی،
اون فشار مترتب بر اون میشه.
حضرت علامه اینجا میفرماید که اگر کسی
نفس ناطقهشو به اون حد و نصاب استکمال،
استکمال یعنی سیری که ما طلب کمال میکنیم.
بعد از عالم بالا که حرکت ایجادی میکنند؛
یعنی ارواح، عقول، مفارقات، مرسلات،
ملائکه حالا. اونها،
اونها حرکت ایجادی دارن بر ما.
اونها ما رو به تک-- میخوان ما تکمیل بشیم.
اونها حرکتشون تکمیلیه، ما استکمالیه.
ما طلب کمال میکنیم، اونها افاضه میکنند.
اونها به ما کمال رو میرسونند. میگه اگر کسی به اینجا رسید،
به این حد رسید که سیر استکمالیش به یه حد خوبی حالا اصطلاحا رسید، ترقی کرد،
این بدن برزخی و اون ابدان بقیه
که همینطور تو طول هم هستن اونها رو قبر اصلی نفس خودش میبینه و مراقب میمون--
میشه که اونها رو درست، قبرش رو درست کن، چراغ برای قبرت
بساز، چنانکه به فکر قبرت باش.
یعنی اون بدنها رو تو الان داری میسازی.
الان داری بهشت میسازی یا جهنم؟
همین الان داری میسازی. اون بدن رو
قبلاً عرض کردیم بر اساس اصل یکی از اصول کتاب شریف انسان در عرفان حضرت علامه
از اون چهل و هفت کنه اصول یکیش چی بود؟
فرمودن که عمل
مشخص بدن برزخی ماست.
علم مشخص چیه؟
نفس برزخی ما. یعنی باطن ما رو، باورهامون شکل میده باطن بعد از مرگمون رو.
ظاهرمون یعنی بدن برزخیمون که قبر نفسمون قرار بشه رو چی داره میسازه؟
عملمون. یعنی ما با اعمالمون داریم قبرمون رو شکل میدیم.
اگه عملمون بهشتیه قبر بهشته.
اگه عمل جهنمیه قبر جهنمه.
بعد البته ادامه داره دیگه تا به همین قدر
من توضیح هم اون بسنده کنم فقط برای اینکه کلمه کامل بشه.
"و ما انت" اشاره میکنه ایشون به این آیه.
"و ما انت بمسمع من فی القبور".
انتهای آیه بیست و دو fatr این.
خدا به پیغمبر میفرماید که تو نمیتونی
اینایی که تو گورستان فرو رفتن و
هرگز شنوایی بهشون که اینا بشنون، بفهمن تو چی میگی.
نمیفهمن آقا ولشون کن. منظور اینایی که تو گروس گورستان
اون ابدان برزخیشون دفن شدن.
یعنی یه بدنهایی برای خودشون درست کردن بعد از اینکه اصلا
دیگه اونجا جهنمه دیگه. اصلا این آقا جهنم شده ولش کن.
این حرف حق تو گوشش نمیره.
منظور اینه. چنان که موت ارادی را کمال جوهر حیه ناطق، عجب!
اوه کمال جوهر حیه ناطق، جوهر
حیه نا این وجود تو، این
ک-- وجود تو، نفس ناطقه تو که قراره به کمال برسه
که حیه، حیات داره و ناطقه، نطق داره.
این کمالش کجاست؟
میگه موت ارادی. بفرما بمیر ببینم.
آقا این حرفها چیه؟ کمالی نداری که نمیتونی بمیری.
موت قبلاً تموت. این موت رو نداری
و موت طبیعی اونی که ما منتظرشیم، اون که بحثهای چهارشنبه ماست،
کتاب الموت مرحوم مجلسی، اون موت طبیعی.
اون رو حضرت علامه میفرماید
و موت طبیعی را متمم این کمال مییابد.
"من مات
فقط قامت قيامته". هرکی مرد قیامتش به پا شد.
این قیامت صغراست. این موت منظور اون موت
طبیعی است که ما همون رو فقط موت میبینیم.
میگه این موت طبیعی که منتظرشیم متمم اینه.
اون تازه متمم میزنی به این.
تو هنوز این رو انجام ندادی که بری سراغ اون.
ذیل مقدمه رو نداری. میگه که آقا
الان خودتو به موت ارادی برسون که حالا این موت ارادی رو قبلاً ما چندین بار دربارهش حرف زدیم یعنی چی.
انشاالله که عاقبت به ختم بخیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
جلسه قبل
جلسه بعد