ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين.

السلام علیک يا داعي الله و رباني آياته.

سلام علیکم و رحمة الله.

کلمه چهل و دو.

آن که چند روزی کشیک نفس خود بکشد و صادرات و واردات آن را مواظب باشد به درد خود می‌رسد و چاره درمانش می‌کند.

بله الان غالب مردم گرفتار دردها و بیچارگی‌هایی هستند که اینجا حضرت استاد به شیوایی و خیلی همه فهم چاره درد رو و این درمان رو بیان می‌کنند که کشیک نفس دادن، نفس خودت رو، اونم نه دیگران رو و مراقبت از صادرات و واردات که البته اونچه که صادر می‌شود بر اساس واردات هست دیگه.

اونچه که انسان ازش صادر میشه نسبت به اون چیزیست که وارد میشه.

مثلا اونچه که ما می‌بینیم، می‌شنویم، می‌چشیم، می‌بویم، لمس می‌کنیم، اِاِاِ متخیلاتمون، این‌ها همه واردات‌اند و اونچه که در پس این‌ها از ما عمل صادر میشه یا نیت می‌کنیم میشه صادرات ما.

هرچی اون واردات مغوب‌تر، بهتر، پاک‌تر، صادرات بهتر و به قول امروزی‌ها برندتر.

یه اتفاقاً کتاب شریفی است به نام غرر الحکم و درر الكلم.

این کتاب مال مرحوم عامدی‌ست که البته اسم کاملشون قاضی ناصح الدین ابوالفتح عبد الواحد ابن محمد تمیمی عامدی متوفی سال پونصد و ده هجری قمریه که بعد از شریف رضی که جامع نهج البلاغه است، ایشون اِاِاِ حدوداً یک قرن بعد از شریف رضی بوده.

ایشون اِاِاِ قریب به یازده هزار و پنجاه کلمه از کلمات قصار امیرالمؤمنین صلی الله علیه رو جمع‌آوری کردن و در این کتاب به روش خاصی به ترتیب حروف تهجی گردآوری کردن.

کتاب بسیار شریفیه.

اونجا به عنوان نمونه عرض می‌کنم که روایتی رو همین از کلمات قصار مولا میارن.

مثلاً که حضرت می‌فرماید "من لم یعذب نفسه فظحه سوء العاده".

هرکسی که خودش رو معذب نکنه، عادت‌های زشت اون رو رسوا می‌کنه.

این رسوایی‌هایی که پیش میاد این‌ها چه خودم پیش خودم رسوا بشم، چه پیش دیگران غالباً به جهت معذب نساختن نفسه، تهذیب نفس نداشتنه و درمان نکردن دردها و پیدا نکردن چاره بیچارگیه.

یا باز در همون کتاب شریف از مولامون علی علیه الصلاة والسلام نقل می‌کنه که "من لم یعذب نفسه لم ينتفع بالعقل".

خیلی خطرناکه نهی به این حدیث که هر که خودش رو تزکیه نکنه از عقلش بهره نمی‌گیره.

خب وقتی هم که از عقلش بهره نگرفت طبق همون آیه صد سوره نساء که بارها عرض کردیم که اِاِاِ "ويجعل و یجعل الذين اِاِاِ و یجعل الرجس على الذين لا يعقلون".

انتهای آیه اینطوری تموم میشه که بر اون کسایی که اهل تعقل نیستن آلودگی قرار داده میشه.

این نشون میده که اگر کسی تهذیب نفس نکند، نکنه، اهل تهذیب نفس نباشه، قطعاً دچار بی‌عقلی میشه و بهره‌ای از عقل نمی‌گیره.

کسی هم که بهره‌ای از عقلش نبرد، آلودگی میاد سراغش.

یا باز از امام علی در همان کتاب داریم "العاقل يتقاضى نفسه بما يجب عليه ولا يتقاضى لنفسه بما يجب له".

خیلی هم شیرین که اینجا حضرت می‌فرمایند یه آدم عاقل، آدم خردمند در قبال وظایفی که داره از نفس خودش بازخواست می‌کنه.

از نفس خودش البته بازخواست می‌کنه.

و بر-- همچنین حضرت ادامه میدن که برای اون وظیفه‌ای که دیگران در، در قبال او دارند از مردم در قبال نفس خودش بازخواست نمی‌کنه بلکه گذشت می‌کنه.

در حالی که ما متاسفانه خیلی‌هامون برعکسیم.

از دیگران بازخواست می‌کنیم، نفس دیگران رو کشیک می‌کشیم و مراقبیم که مثلاً وظایفشون نسبت به ما درست انجام بدن اما از نفس خودمون غافلیم.

و این بلای بزرگیست که متاسفانه همه ما رو گرفته.

باز در همان کتاب مولا فرمودن "الاشتقال بتهذیب النفس أصلح".

اشتغال به تهذیب نفس از هر کاری اصلح‌تره، اصلحه.

یعنی صالح‌ترین کار، بهترین کار اشتغال مشغول بودن به اینکه انسان نفسش رو عقاب کنه، معاقب باشه.

و این عرض شود در همین خصوص از مرحوم آمیر زواد آقای ملکی تبریزی هم نقل شده که ایشون می‌فرمودند که هر وقت که من روز مراقبت بیشتری داشتم، شب‌ها تمسلات و مکاشفات صافی‌تری داشتم.

و از این قبیل موارد از بزرگان اهل معرفت بسیار بیان شده که چقدر تاثیر داره مراقبه.

بسیاری از ما که بعد از دهه‌ها، دهه‌های جلسات اهل بیت و عزاداری‌ها، جل-- زیارت‌ها چقدر زحمت می‌کشیم بعضی‌هامون در مسیر کارهای خیر این‌ها.

اما چیزی آخرش برامون نمی‌مونه به جهت اینکه نداشتن مراقبه است که حضرت استاد اتفاقا علامه در کتاب عن نهض الحق‌شون تصریح می‌کنند که نفس در مقام قلب و تقلب و تطور است.

هی طورش تغییر می‌کنه و متقلبه.

هی انقلاب درش ایجاد می‌شه.

از این رو به اون رو می‌شه.

بعد می‌فرمایند که هر دم تجلیات الهیه بدون تکرار در تجلی بر او فائز می‌شود.

تجلی حضرت حق میاد بدون تکرار آنفًا آن همونطور که عرض کردیم قبلاً در بحث از شبات خدمتتون.

در بله لقاء الله بحث لقاء الله یادمه گفتیم در شب جمعه هیئت یا زهرا شرق تهران.

اونجا مثالی که بزرگان می‌زدن در بحث تجلی این که عکس ماه یا خودمون که می‌افته روی رودخانه آبی و این آب داره با سرعت حرکت می‌کنه، ما عکس رو ثابت می‌بینیم.

اینجا می‌فرماید تجلیات الهیه بدون تکرار، بدون تکرار در تجلی بر او فائز می‌شود.

ما فکر می‌کنیم که این عکس روی آب ثابته.

تکرار شدنه، پشت تکراره.

اما در حقیقت اون آب آنفًا آن در حال حرکته است و تجلی جدید است.

خداوند متعال هم همینطور تجلی می‌کنه و ح-حضرت استاد ادامه میدن که این قلب عارف به الله است که کشیک نفس می‌کشد و پاسبان حرم دل است و در مقام قلب است.

کسی که عارف به الله خدا رو درست شناخته، الله رو درست معرفت پیدا کرده، اهل کشیک نفسه، مراقب خودشه و خودش پاسبان حرم دلشه و در مقام قلبه و برای اینکه برسه به مقام قلب همونطور که قبلاً عرض شده در بحث قلب در قرآن بسیار عرض کردیم مراتب محفوظ.

باید از طریق و کانال و جاده عقل حرکت کرد و به قلب رسید.

غیر از این هم راهی ندارد.

کسی که از طریق غیر عقلش حرکت کنه به قلب نرسیده.

قلب هم که مقام حضور است.

اگر ما حضور قلب نداریم، حاضر نیستیم، خودمون رو در محضر حضرت حق نمی‌بینیم.

لذا ذکرمون دوام نداره، نمازمون اعراج نداره، ذکرمون حال نداره و و و.

این‌ها به جهت نداشتن حضور قلبه.

در نتیجه کار عقلی نکردنه که از طریق تعقل و عقل و عرض شود قوهایی که خدا در ما تعبیه کرده نرسیدیم به قلب و مقام قلب.

لذا روز به روز می‌بینیم متاسفانه بدتر از دیروز همچنین رها هستیم و خودمون به درد خودمون [اه] نمی‌رسیم.

یه سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد.

آن که خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد.

عزیزم درد و درمان تو خودمونه.

باید تو خودمون فرو بریم.

سر در گریبان خودمون فرو ببریم که [نامفهوم] قلب عبارتیه قرآن که اگر کسی سر در گریبان خودش ببره و تلطیف سر کنه کار تمامه.

می‌بینی قرآن نازل می‌شه بر قلبش.

به نسبت بصره وجودیش.

خب ان شا الله که عاقبتمون ختم به خیر بشه.

والحمد لله رب العالمین.