یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
کلمهٔ چهلودو؛ کشیک نفس
کلمهٔ چهلودو. آنکه چند روزی کشیک نفس خود بکشد و صادرات و واردات آن را مواظب باشد به درد خود میرسد و چارهٔ درمانش میکند. بله اکنون غالب مردم گرفتار دردها و بیچارگیهایی هستند که اینجا حضرت استاد به شیوایی و خیلی همهفهم چارهٔ درد را و این درمان را بیان میکنند که کشیک نفس دادن، نفس خودت را — آن هم نه دیگران را — و مراقبت از صادرات و واردات که البته آنچه صادر میشود بر اساس واردات است. آنچه انسان از آن صادر میشود نسبت به آن چیزی است که وارد میشود. مثلاً آنچه میبینیم، میشنویم، میچشیم، میبوییم، لمس میکنیم، متخیلاتمان، اینها همه وارداتاند و آنچه در پس اینها از ما عمل صادر میشود یا نیت میکنیم میشود صادرات ما. هرچه آن واردات مرغوبتر، بهتر، پاکتر، صادرات بهتر و به قول امروزیها برندتر.
غرر الحکم آمدی؛ کلمات قصار علی
اتفاقاً کتاب شریفی است به نام غرر الحکم و درر الکلم. این کتاب مال مرحوم آمدی است که البته اسم کاملشان قاضی ناصحالدین ابوالفتح عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی متوفای سال پانصدوده هجری قمری است که بعد از شریف رضی که جامع نهجالبلاغه است، ایشان حدوداً یک قرن بعد از شریف رضی بوده. ایشان قریب به یازدههزاروپنجاه کلمه از کلمات قصار امیرالمؤمنین صلیاللهعلیه را جمعآوری کردند و در این کتاب به روش خاصی به ترتیب حروف تهجی گردآوری کردند. کتاب بسیار شریفی است. آنجا بهعنوان نمونه گفته میشود روایتی را همین از کلمات قصار مولا میآورند. مثلاً که حضرت میفرماید من لم یعذب نفسه فضحه سوء العادة. هرکسی که خودش را معذب نکند، عادتهای زشت او را رسوا میکند. این رسواییهایی که پیش میآید اینها چه خودم پیش خودم رسوا بشوم، چه پیش دیگران غالباً بهجهت معذب نساختن نفس، تهذیب نفس نداشتن است و درمان نکردن دردها و پیدا نکردن چارهٔ بیچارگی.
یا باز در همان کتاب شریف از مولا علی علیهالصلوةوالسلام نقل میکند که من لم یعذب نفسه لم ینتفع بالعقل. خیلی خطرناک است نهی به این حدیث که هر که خودش را تزکیه نکند از عقلش بهره نمیگیرد. وقتی هم که از عقلش بهره نگرفت طبق همان آیه:
«وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ» (یونس/۱۰۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و پلیدی را بر کسانی که خرد نمیورزند قرار میدهد.
انتهای آیه اینطوری تمام میشود که بر آن کسانی که اهل تعقل نیستند آلودگی قرار داده میشود. این نشان میدهد که اگر کسی تهذیب نفس نکند، اهل تهذیب نفس نباشد، قطعاً دچار بیعقلی میشود و بهرهای از عقل نمیگیرد. کسی هم که بهرهای از عقلش نبرد، آلودگی میآید سراغش.
یا باز از امام علی در همان کتاب داریم العاقل یتقاضی نفسه بما یجب علیه ولا یتقاضی لنفسه بما یجب له. خیلی هم شیرین که اینجا حضرت میفرمایند یک آدم عاقل، آدم خردمند در قبال وظایفی که دارد از نفس خودش بازخواست میکند. از نفس خودش البته بازخواست میکند. و همچنین حضرت ادامه میدهند که برای آن وظیفهای که دیگران در قبال او دارند از مردم در قبال نفس خودش بازخواست نمیکند بلکه گذشت میکند. در حالی که ما متأسفانه خیلیهایمان برعکسایم. از دیگران بازخواست میکنیم، نفس دیگران را کشیک میکشیم و مراقبیم که مثلاً وظایفشان نسبت به ما درست انجام دهند اما از نفس خودمان غافلیم. و این بلای بزرگی است که متأسفانه همهٔ ما را گرفته.
باز در همان کتاب مولا فرمودند الاشتغال بتهذیب النفس أصلح. اشتغال به تهذیب نفس از هر کاری اصلحتر است، اصلح است. یعنی صالحترین کار، بهترین کار اشتغال مشغول بودن به اینکه انسان نفسش را عقاب کند، معاقب باشد.
میرزا جواد ملکی؛ مراقبه روز و صافی شب
و این در همین خصوص از مرحوم میرزا جواد آقای ملکی تبریزی هم نقل شده که ایشان میفرمودند که هر وقت که من روز مراقبت بیشتری داشتم، شبها تمثلات و مکاشفات صافیتری داشتم. و از این قبیل موارد از بزرگان اهل معرفت بسیار بیان شده که چقدر تأثیر دارد مراقبه. بسیاری از ما که بعد از دههها، دهههای جلسات اهلبیت و عزاداریها، زیارتها چقدر زحمت میکشیم بعضیهایمان در مسیر کارهای خیر اینها. اما چیزی آخرش برایمان نمیماند بهجهت اینکه نداشتن مراقبه است.
علامه؛ تقلب قلب و تجلی بدون تکرار
که حضرت استاد اتفاقاً علامه در کتاب عین نضاههشان تصریح میکنند که نفس در مقام قلب و تقلب و تطور است. هی طورش تغییر میکند و متقلب است. هی انقلاب در آن ایجاد میشود. از این رو به آن رو میشود. بعد میفرمایند که هر دم تجلیات الهیه بدون تکرار در تجلی بر او فائز میشود. تجلی حضرت حق میآید بدون تکرار آنفاً آن همانطور که گفته شد قبلاً در بحث لقاء الله. یادم است گفته شد در شب جمعه هیئت یا زهرا شرق تهران. آنجا مثالی که بزرگان میزدند در بحث تجلی این که عکس ماه یا خودمان که میافتد روی رودخانهٔ آبی و این آب دارد با سرعت حرکت میکند، ما عکس را ثابت میبینیم. اینجا میفرماید تجلیات الهیه بدون تکرار، بدون تکرار در تجلی بر او فائز میشود. ما فکر میکنیم که این عکس روی آب ثابت است. تکرار شدن است، پشت تکرار است. اما در حقیقت آن آب آنفاً آن در حال حرکت است و تجلی جدید است. خداوند متعال هم همینطور تجلی میکند.
و حضرت استاد ادامه میدهند که این قلب عارف بالله است که کشیک نفس میکشد و پاسبان حرم دل است و در مقام قلب است. کسی که عارف بالله خدا را درست شناخته، الله را درست معرفت پیدا کرده، اهل کشیک نفس است، مراقب خود است و خودش پاسبان حرم دلش است و در مقام قلب است و برای اینکه برسد به مقام قلب همانطور که قبلاً گفته شده در بحث قلب در قرآن بسیار گفته شد مراتب محفوظ. باید از طریق و کانال و جادهٔ عقل حرکت کرد و به قلب رسید. غیر از این هم راهی ندارد. کسی که از طریق غیر عقلش حرکت کند به قلب نرسیده. قلب هم که مقام حضور است. اگر ما حضور قلب نداریم، حاضر نیستیم، خودمان را در محضر حضرت حق نمیبینیم. لذا ذکرمان دوام ندارد، نمازمان معراج ندارد، ذکرمان حال ندارد و و و. اینها بهجهت نداشتن حضور قلب است. در نتیجه کار عقلی نکردن که از طریق تعقل و عقل و قوهایی که خدا در ما تعبیه کرده نرسیدیم به قلب و مقام قلب. لذا روزبهروز میبینیم متأسفانه بدتر از دیروز همچنین رها هستیم و خودمان به درد خودمان نمیرسیم.
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد. آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد. عزیزم درد و درمان تو خودمان است. باید تو خودمان فرو برویم. سر در گریبان خودمان فرو ببریم که قلب عبارتی است قرآن که اگر کسی سر در گریبان خودش ببرد و تلطیف سر کند کار تمام است. میبینی قرآن نازل میشود بر قلبش. به نسبت بسط وجودیاش. امید که عاقبت ختم به خیر شود. والحمد لله.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.