ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 042

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

کلمهٔ چهل‌ویکم؛ شخص ممتد ذومراتب

آنکه در معرفت نفس غور کند خود را شخص ممتد دارای مراتب می‌بیند؛ هر مرتبه حکمی دارد و مرتبهٔ بالا حقیقت پایین و پایین رقیقت بالاست. ملک سایهٔ ملکوت است و ما غالباً به ملک چسبیده‌ایم. بدن مرتبهٔ نازلهٔ نفس است و همهٔ افعال مراتب از یک هویت‌اند.

انه الحق؛ به قدر معراج قرآنی

در رسالهٔ انه الحق ص۱۳۴ علامه نوشته به همان اندازه که از درجات وجود ارتقا یابی به همان اندازه قرآنی و خزانهٔ الهی و بهشتی. قد قامت الصلاة یعنی نماز با همهٔ مراتب قیام کرده است؛ الصلاة معراج المؤمن. آیا فقط هیئت ملکی نماز است یا سفر مثالی و عقلی و قلبی تا فوق عرش؟

حکمت خیر کثیر و خزائن

«وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا» (بقره/۲۶۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هر که حکمت داده شود خیر فراوان داده شده است.

«وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ» (حجر/۲۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هیچ چیز نیست مگر آنکه خزانه‌هایش نزد ماست.

حکمت علم به اعیان است؛ حقیقت خود را یافتن. اشیا — از جمله ما — ممتد تا عند ربّ‌اند. مشایخ می‌گفتند العلیم را بکش: العلیییم؛ در سبحان ربی الأعلی نیز بکش تا سیر رخ دهد. خدا به موسی گفت اگر می‌خواهی با من حرف بزنی صدا را در حنجره بچرخان؛ خشک سخن مگو.

یس و ترس از مرگ

«فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» (یس/۸۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس منزه است آنکه ملکوت هر چیز به دست اوست و به سوی او بازگردانده می‌شوید.

از مرگ می‌ترسیم چون به ملکوت سرکشی نکرده‌ایم؛ راه خانهٔ آشنا ترسی ندارد. جنین از رحم به دنیا گریه می‌کند سپس انس می‌گیرد و نمی‌خواهد برود. ملکوت مافوق ملک است؛ نرفتن سبب وحشت موت است. مراتب در خود ماست: بدن انزل نفس و عوالی همان هویت واحد. گاهی نزول ملک در ثغور نفس رخ می‌دهد و اشک و فهم می‌آید؛ معراجی خرد. رسانه باید حرف را ارتقا دهد نه متعارف بماند.

رقیقت و حقیقت

پایین رقیقت بالاست یعنی سایه و فرع. معرفت نفس دیدن این امتداد است تا به ملک چون اصل نچسبیم. بدن مرتبه است نه تمام حقیقت شخص.

قد قامت الصلاة

اعلام قیام نماز اعلام قیام همهٔ مراتب اوست. معراج مؤمن پله‌پله از مثال تا عقل و قلب و فوق عرش است. لرزیدن تن از توجه به این معناست.

خزائن عندنا

آیهٔ حجر می‌گوید هر شیء خزانه‌اش نزد اوست؛ ما نیز ممتد تا عند ربّ‌ایم. کشیدن اسماء در ذکر کمک سیر است نه بازی لفظ.

انس با ملکوت و بی‌ترسی موت

ترس مرگ ناآشنایی است. آشنای ملکوت چون روندهٔ خانهٔ خود بی‌وحشت می‌رود. گریهٔ جنین تمثیل اعتراض به نشئهٔ جدید است سپس انس.

هویت واحد ذومراتب

افعال همهٔ مراتب از یک هویت است. انزل بدن و اعلی عند الله یک شخص‌اند. انقلاب حال و اشک نشانهٔ ارتباط با لایهٔ پنهان همان شخص است.

رسانه و جبههٔ فرهنگی

استاد تأکید کرد این سخنان باید در رسانه بیاید؛ خط مقدم فرهنگی است. سنگینی بهانهٔ سکوت نیست. سبک بودنِ حق برای گفتن است.

خیر کثیر حکمت

حکمت خیر کثیر است چون علم به عین خود و اعیان، خزانه را می‌گشاید. به قدر معراج قرآنی و بهشتی می‌شوی.

مدّ اسماء در نماز

سبحان ربی الأعلی و الله اکبر را با کشش توجه بگو تا خشک نباشد. سخن خدا با موسی ادب صوت حضور است.

مراتب محفوظه

مراتب در عالم و در نفس محفوظ‌اند. از ملک تا لاهوت و فوق عرش تا ذات، امتداد شخص است. غور در نفس دیدن همین نقشه است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار () تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی در متن نهایی آورده نشده است.

امتداد شخص و غفلت از ملکوت

کلمهٔ چهل‌ویکم می‌گوید غور در نفس شخص را ممتد و ذومراتب نشان می‌دهد. بالا حقیقت است و پایین رقیقت و سایه. مصیبت آن است که توجه ما بر ملک مانده و ملکوت را وامی‌گذاریم. بدن را تمام خود می‌پنداریم در حالی که مرتبهٔ نازلهٔ همان هویت واحد است.

اندازهٔ معراج اندازهٔ قرآن

انه الحق تصریح می‌کند به قدر ارتقای وجودی قرآنی و خزانه و بهشتی می‌شوی. قد قامت الصلاة یعنی نماز با همهٔ مراتبش قیام کرده؛ معراج فقط هیئت خاکی نیست. سفر مثالی و عقلی و قلبی تا فوق عرش مراتب محفوظ نماز است. لرزش تن از توجه به این قیام است.

حکمت و خزائن و کشیدن اسم

حکمت خیر کثیر است چون علم به اعیان — از جمله حقیقت خود — خزانه را می‌گشاید. آیهٔ حجر می‌گوید هیچ شیء بی‌خزانه نزد او نیست؛ ما نیز تا عند ربّ ممتدیم. مشایخ می‌گفتند العلیم را بکش؛ در أعلی نیز بکش. خدا به موسی گفت خشک سخن مگو؛ صدا را بچرخان. حضور در لفظ مدّ می‌خواهد.

یس و ریشهٔ ترس مرگ

سبحان الذی بیده ملکوت کل شیء وإلیه ترجعون رجعت به سوی سبحان را می‌گوید. ترس مرگ از ناآشنایی ملکوت است؛ راه خانهٔ مأنوس ترس ندارد. جنین از دنیا گریه می‌کند سپس انس می‌گیرد و نمی‌خواهد برود. ما چون به ملکوت نرفته‌ایم از چشیدن موت وحشت داریم.

نزول ملک در ثغور نفس

گاه اشک و انقلاب حال از باطن می‌آید؛ علامه در شرح فصوص آن را نزول ملک در ثغور نفس ناطقه می‌خواند. مرتبط شدن با لایهٔ پنهان همان معراج خرد است. هر که بالاتر رود خدا را بهتر می‌فهمد. این معارف باید گفته شود.

رسانه خط مقدم

استاد تأکید کرد اینجا رسانه‌است و باید کلام را ارتقا دهد نه در سطح متعارف بماند. جبههٔ فرهنگی نظام جای کمی نیست. بهانهٔ سنگینی سخن پذیرفته نیست؛ حق را باید گفت هرچند سبک نمایند.

یک هویت در همهٔ مراتب

همهٔ افعال مراتب از یک هویت‌اند. انزل بدن و اعلی عند الله دو شخص نیستند. غور در نفس دیدن همین وحدت در کثرت مراتب است. بدون این دید، معرفت نفس به روان‌شناسی سطحی فروکاسته می‌شود.

رقیقت بدن و حقیقت روح

بدن رقیقت است نه اصل. چسبیدن به تدبیر صرف بدن غفلت از ملکوت است. معراج نماز بدن را با خود می‌برد اما در مراتب بالاتر حقیقت را می‌چشاند. به قدر این چشیدن بهشت و خزانه باز می‌شود.

انس تدریجی با نشئهٔ بالاتر

تمثیل جنین می‌آموزد اعتراض اول به نشئهٔ جدید طبیعی است اما انس ممکن است. تمرین موت اختیاری و سرکشی به ملکوت با ذکر و نماز انس می‌آورد تا مرگ اضطراری وحشت نباشد.

جمع کلمهٔ چهل‌ویکم

ممتد بودن شخص، سایه بودن ملک، معراجِ به‌قدرِ قرآن، حکمتِ خیر کثیر، خزائن عندنا، ادب مدّ اسماء، بی‌ترسی از مرگ با انس ملکوت، و مسئولیت رسانه برای گفتن این معارف — نقشهٔ این جلسه است. عاقبت به برکت صلوات ختم به خیر باد.

پله‌های معراج نماز

از هیئت ملکی تا عالم مثال و عقل و قلب و فوق عقل و فوق عرش پله‌های معراج‌اند. سؤال استاد این است که در نماز کدام پله را پیموده‌ای. بدون این پرسش، اقامه به عادت بدنی فرومی‌کاهد و قد قامت الصلاة بی‌معنا می‌شود.

عند ربّ بودن هم‌اکنون

ممتد بودن یعنی هم‌اکنون عند ربّ‌ایم نه فقط پس از مرگ. غفلت حجاب است نه دوری مکانی. اشک ناگهانی و فهم ناگهانی نشانهٔ برداشته‌شدن لحظه‌ای حجاب و ارتباط با رتبهٔ پنهان است.

پاکی و رجعت بهتر

آیهٔ یس رجعت را به سوی سبحان می‌برد؛ هر که منزه‌تر باشد رجعت و لقاء را بهتر درمی‌یابد. ازاین‌رو پاکی امروز سرمایهٔ بی‌ترسی فرداست. معرفت نفس بدون تزکیه ناتمام است.

ختم کلمهٔ چهل‌ویکم

غور در نفس دیدن امتداد تا خزائن عندنا است؛ معراج نماز پیمودن همان امتداد؛ حکمت کلید خیر کثیر؛ و انس با ملکوت درمان ترس مرگ. این معارف باید در رسانه و منبر بیاید تا جبههٔ فرهنگی از حرف متعارف فراتر رود.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.