ددرس‌گفتارها

[نفس عمیق] السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

کلمه سی و نه.

هدیه می‌کنیم ثواب این کلمات نورانی رو به رفتگان حادثه تأسف‌بار مترو پل آبادان.

ان شا الله که روحشون شاد باشه.

علامه علیه الرحمه در کلمه سی و نه می‌فرمایند "آن که خود را ابدی شناخت، فکر ابدی کند." فکر ابد می‌کند.

کسی که واقعاً می‌دونه ابدیه، فکرش هم ابدیه.

کسی تو این دنیا به گونه‌ای رفتار می‌کنه که هرچی می‌خوره و جمع می‌کنه سیر مونی نداره که گمان می‌کنه تا ابد تو دنیا هست.

قطعاً اینطوریه.

شاید در علم نظری ازش بپرسی بگه نه آقا ما هم روزی می‌میریم ولی در عمل می‌بینی نه داره همینجوری اندوخته می‌کنه انگار تا ابد اینجاست.

یعنی باور نداره.

کسی هم که اون ورا واقعاً باور داره که اون ور ابده و این آقایی که داره میره به جهت داشتن دست ناتقش که بحثش قبلاً گذشت تو جزء مجرداته و حد یقف نداره و لا یتناحیه و الی و ان الی ربک منتهی و ان الی ربک رجعا.

همه به سمت پروردگارتون رجعت می‌کنند و منتهی پروردگار تو sia.

یا رسول الله و این رجعت که انا لله و در قوس نزول اومدیم و انا الیه راجعون.

به سمت کی راجعون؟

الیه.

انا لالله الیه، به سمت الله رجعته.

خب الله هم که ابدیه.

پس رجعت هم ابدیه.

حرکت لا یقفه.

حرکت لا یقفیه.

الی ماشاءالله برو.

حالا یه عالمش اینجاست.

یه عالمش اینجاست تموم می‌شه میره عالم بعدی.

تموم می‌شه میره عالم...

همینطوری عوالم پشت هم قراره طی کنیم.

عالم رحم مگه تموم نشد؟

عالم صلح مگه تموم نشد؟

این‌ها عوالم بودند.

عالم دنیا هم در حال تمام و زواله.

دوباره برزخ.

اون هم تموم می‌شه.

بعد عالم عقول تموم می‌شه.

عالم الله تموم می‌شه.

برو همینطوری الی ماشاءالله.

مگه خدا تمامی داره که ما تموم شیم؟

اگر کسی این رو متوجه بشه دیگه علامه می‌فرمود که به گونه‌ای رفتار می‌کنه که به هر حال برای ابدش، فکر ابدش رو می‌کنه دیگه.

آیه هجده سوره هشت اتفاقاً که خدا رحمت کنه امام خیلی پسرشون استاد احمد می‌گفتن خیلی امام به ما بچه‌هاش توصیه می‌کرد به آیات آخر سوره هشت.

مخصوصاً این آیه هجده‌ش که یا ایها الذين آمنوا اتقوا الله.

تقوای الهی پیشه کنید.

حدود الهی رو رعایت کنید.

ولتنظر نگاه کنید نفس ما قدمت لقد.

این نفستون چی آماده کرده برای لقد، برای فردا.

دو مرتبه باز می‌فرماید واتقوا الله.

بین دو تا اتقوا الله دو تا امر اومده.

چی؟

نگاه کن ببین نفست چی برای فرداش آماده کرده.

ان الله خبیر بما تعملون.

این آیه داره نشون میده که اصلاً حدود الهی رو رعایت کردن به جهت رعایت حدود نفسه، رعایت حال نفسه.

اللهم غير سوء حالنا بحسن حالک.

رعایت حدود الهی کن ببین نفست چجوری باحال می‌شه و سیرش چجوری سرعت می‌گیره.

و اونچه که قراره ما ببینیم، ببینید عزیزان این جمله‌ای که به شما عرض می‌کنم [نفس عمیق] خیلی جمله مهمیه.

یعنی شما ماحصل تمام این کتابای حکمی، عرفانی اینا رو شاید بتونید تو این جمله جمع کنید که آنچه که در ثغر نفس نترسید از این کلمات چون کتاب‌ها رو می‌خونی اینا هست میگم آشنا بشید.

نترسید بعداً کتابو خوندید.

ثغر یعنی باطن، اون ذات، کمون ذاتت.

در ثغر نفست هرچه که مستکن، حالا میگم یعنی چی، و مستجن شده.

مستکن و مستجن یعنی دیگه جا افتاده.

مستکن یعنی مس-- میگن من مستکینم یعنی زمین خوردم، زمین نشستم.

یعنی تو زمین وجودت جا افتاده.

مستجنی یعنی چی؟

اصلاً چرا میگن جن؟

چرا میگن جنین؟

ها؟

جن، جنین اینا از پوشش میاد.

یعنی دیده نمی‌شه.

جنین در رحم مادره دیده نمی‌شه.

جن چون دیده نمی‌شه بهش میگن جن.

توجه کردید چی عرض می‌کنم؟

اینجا میگه مستجن در نفسنا در ثغرنا باطنته.

یعنی تو نمی‌بینیش، دیگران نمی‌بیننش، در باطنته.

اونچه که در باطنت مستکن و مستجن شده، الی يوم القيامة.

الی یعنی ابد.

چی رو می‌سازه؟

تمثلاتت، مناماتت و اون ارواح و اشباهی که در بیداری می‌بینی.

همه اینا رو اونچه که در نفس ناطقه‌ات مستکن و مستجن شده، چه در بیداری، در تمثلاتت، در خوابت، مناماتت، اینا هرچی می‌بینی بر اساس اونه.

که جالبه در این خصوص در درس، ابتدای درس صد و بیست و دو شرح فصوص حضرت علامه می‌فرمود که علامه ق-- علامه حسن زاده بر شرح علامه قیسری.

می‌فرمود که اینو توجه کنید خیلی شیرینه.

می‌فرمود شاید بتوان گفت، عین کلام علامه رو براتون بگم.

انقدر گوش دادم دیگه حفظ شدم.

شاید بتوان گفت که اینکه ابن عربی وقتی از پیغمبر در اون القاء صبویی، اون کتاب فصوص الحکم رو اخذ می‌کنه و پیغمبر بهش می‌فرماید خذ الكتاب بگیر یا هاذ الكتاب این کتابو بگیر و برو اخرج إلى الناس برو به سمت مردم که مردم از این کتاب انتفاع ببرن.

فصوص الحکم ابن عربی که علامه داره شرحش میده.

میگه شاید این که در اون القاء صبویی که این کتاب خب حقایق و معانی این کتاب نه عین لفظی که توش هست معانی-- چون قرآن لفظش هم به پیغمبر وحی شده اما فصوص ابن عربی نه، معانیش عنایت شده، القا شده.

ایشون به قلم خودش نوشته.

میگه علامه حسن زاده می‌فرمایند شاید این که اسمش هم پیغمبر تو خواب بهش گفته این فصوص الحکم به جهت این باشد که ابن عربی خیلی در نفسش علاقه داشته به کتاب فصوص الحکم فارابی که ما قبل از ابن عربیه.

فصوص الحکم فارابی یه کتاب خیلی شریفیه که علامه اونم شرح داده به نام نسوس الحکم.

میگه شاید یعنی می‌توان گفت علامه میگه می‌توان گفت تو سقع نفس ابن عربی علاقه‌ای که داشته به کتاب فصوص الحکم فارابی تو خواب اون تمثلی که می‌بینه لخت میده پیغمبر میگه این کتاب فصوص الحکم رو ببر از این جهت.

ببین چقدر مهمه.

بعد حتی می‌فرمایند این که پیغمبر رفت لیلة الاسری هرچی شنید به صوت علی صلوات الله علیه شنید.

هرچی دید نام علی دید.

نقوش بهشت رو با نام علی دید.

اصلاً این که مؤمن میره هرچی در بهشت می‌بینه نام علی می‌بینه.

کلید در بهشتو تکون میده حدیث داریم علی، علی میگه.

نقوش بهشت همه علیه.

اینا یعنی چی؟

اینا در سقع نفس ناطقه محب امیرالمؤمنین مستکن و مستجن شده لذا بر اساس این که در درونش اینجا افتاده تا ابد این هرچی می‌بینه علی می‌بینه.

حتی علامه مثال میزد.

می‌فرمود که یه آده-- یه زندانی رفته بود برای علامه تعریف کرده بود که حالا چه مشکلی داشت نگفت.

فرمود رفته بود یه مدت تو زندان و خب زندان نمیدونم کی چشیده اینجا.

من چشیدم و کشیدم که بهتون میگم [نفس عمیق] زندان چجوریه.

آدم واقعاً قطع علاقه از همه جا می‌کنه.

میگه چون اونجا قطع علاقه، تعلقات‌ها رو که بحث چهلم کلمه چهلم فرداست انشاالله.

قطع علاقه که می‌کنی می‌فرمود تمام عمرم انگار قیامت هم به پا شده، تمام عمرم جلو چشمام رژه می‌رفت، تمام عمرم.

این یک حقیقتیه.

یعنی اتفاق میفته.

چرا؟

چون در نفس ما همه اعمال ما، علم ما، چشیدن‌ها، شنیدن‌ها، نوشتن‌ها، گفتن‌ها، نفس به نفس ما همه چی میشه؟

ثبت میشه در نفس و اونجا ما اینو می‌بینیم.

اتفاقاً آیه چهل و نه اینم بگم و امروز دیگه بسه.

آیه چهل و نه سوره کف همین رو داره می‌فرماید "ووضع الكتاب" وقتی اومد این کتاب وضع شد "فترى" می‌بیننش کیا "المجرمین مشفقین" می‌ترسن از این کتاب.

چرا؟

"مما فيه" از اون چیزی که تو کتاب خودشون ثبت شده.

این کتاب، کتاب وجود خودشونه.

"ويقولون" اینا میگن "يا ويلتنا" وای بر ما "مال هذا الكتاب" عجب کتابیه این "لا يقادر صغيرا ولا كبيرا" کوچک و بزرگ رو دریغ نکرده.

"لا يقادر" همه رو آورده "الا احصاها" همه رو شمرده "ووجدوا" اینجا رو آخر آیه رو دقت کنید "ووجدوا ما عملوا حاضرا" می‌بینن اونچه که عمل کردن حاضره.

عملشون حاضره.

نه توی کتاب جوهری نوشتن تقدیمش کنن، نه.

"ولا يظلم ربک احدا" به احدی خدا ظلم نمی‌کنه.

خودت با خودت محشور میشی.

کتاب وجود خودت رو می‌خونی ورق ورق می‌زنی تا قیامت.

قی تا، تا ابد، تا ابد خودت با کتاب وجود خودت محشوری و اونو می‌خونی و کسی که اینطوری نگاه پیدا کرد نگاهش ابدی میشه دیگه.

دیگه حواسش به اون ور هست.

دیگه صد میلیون سال و یک میلیون سال و یک میلیارد سال اینا نیست.

ابده.

اصلاً فکرش عجیبه.

انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

صلى الله علیه و آله وسلم.